ما در حال طراحی نسخه ی جدیدی از سایت کابل پرس هستیم.

پذيرش > اخبار و گزارش اختصاصی > حبیب الله کلکانی از شورش و پادشاهی تا اعدام توسط نیروی قبایلی پشتونستان

حبیب الله کلکانی از شورش و پادشاهی تا اعدام توسط نیروی قبایلی پشتونستان

جمعه 6 نوامبر 2015, بوسيله‌ى کابل پرس خبری


نشر نخست در کابل پرس: جمعه 2 نوامبر 2012,
کابل پرس: روز یکم نوامبر برابر است با سالروز کشته شدن حبیب الله کلکانی. او در ماه نخست سال 1929 میلادی با شورش بر ارتش امان الله خان، قدرت را در ارگ کابل بدست گرفت و پادشاهی چند ماهه ی خود را آغاز نمود. در چند ماه پادشاهی وی، جنگ های سختی با ارتش امان الله خان و ژنرال وی محمد نادر (پادشاه پس از حبیب الله کلکانی) نمود.

GIF - 8.6 kb
خبر
ایونینگ پست 28 فبروری 1929: درگیری نیروهای امان الله و حیبب الله کلکانی در میدان

محمد نادر (متولد منطقه ی دهرادون در شمال هند فعلی) هزاران تن از افراد قبایلی را از نقاط مختلف پشتونستان از جمله وزیرستان فعلی بسیج کرده بود تا ارگ کابل را از چنگ حبیب الله کلکانی خارج کند. حبیب الله کلکانی که در ابتدای شورش حمایت قبایلی چون شینوار را علیه امان الله داشت، نتوانست از حمایت آنان برای محافظت از ارگ استفاده ای کند و پس از محاصره ی ارگ توسط ارتش قبایلی نادر و برادرش، در ماه اکتبر سال 1929، از کابل خارج شد.

GIF - 32.4 kb
خبر
ایونینگ پست 10 اکتبر 1929: تسخیر کابل و جلال آباد توسط نیروهای قبایلی و ناپدید شدن حبیب الله کلکانی

نادر بلافاصله پس از اشغال ارگ و به تبع آن کابل، پادشاهی خود را رسما اعلام نمود و دستور حمله به مناطق شمال کابل که به شمالی معروف است را صادر نمود. در ابتدا محمد نادر با امضایی بر جلدی از کتاب قرآن اعلام کرد که حبیب الله کلکانی را در صورت تسلیم شدن می بخشد، اما پس از تسلیم شدن وی، در ابتدای ماه نوامبر همان سال 1929 اعدام شد.

GIF - 9.8 kb
خبر
اوکلند استار 5 نوامبر 1929: اعدام حبیب الله کلکانی و همراهانش توسط مدان قبیله ای جنوب

پس از اعدام حبیب الله کلکانی و جمعی از یارانش، حملات ارتش قبایلی بر مناطق شمال افزایش چشمگیر یافت و دور تازه ای از کشتار، غصب زمین و غارت و جنایت را آغاز کردند. محمد نادر نیز چهار سال بعد یعنی در ماه نوامبر 1933 توسط جوان دانش آموز، عبدالخالق خان هزاره کشته و طومار دیکتاتور در هم پیچیده شد.




پيام‌ها

  • حبیب الله خان یک قهر مان بوده است و وطن پزست درود به روان پاک ان قهر مان جا ویدان .

    • یک دزد عقب مانده که مانع اصلاحات امانی شد و زمینه استبداد نادرخوانی را فراهم نمود. دیگر سقویها ربانی و مسعود دقیقا مثل بچه سقو بودند.

    • ميرويس جان از كزشته كه هنوز حسابش معلوم نيست جه وجدان خود را ازار ميدهى. از امروز حرف بزن. بينى زن بشتون را ان شاه شاهان نبريده بود. قوم بشتون يك قوم تجاوز كر و جنايت بيشه است. هميشه اله دست بيكانه قرار كرفته و در تباهى اقوام غير بشتون به كومك خارجى برامده. امروز اين ذليل بدستور با كستان با باكسنانى و نظر به فتواى يك سبورتمين كه زندكى اش در لندن با سكس كزشته است ,وطن ما را تباه ميكنند. عاشوراى كابل ,حمام خون جوزجان, سيل خون هرات و عيد قربان فارياب در همين بيش جشمهان ما كزشت. اينكه او كى بود او كى بود در عقب جنايات اجداد مزخرفت برامدى باور نميكنى كه انها جقدر غدار و بست بودند. درود بر روح ان شهيد ازادى بخش كه ان نادر غدار را نا بود كرد و جان و مال و عزت صد ها هزار نفر را نجات داد.امروز نيز بدست نا باك اين قوم وحشى بهتر ين نخبه كان ما شهيد شدند, ما در صدد انتقام نبرامده ايم ولى شما قوم مزخرف ,غد دار زن ستيز,زن فروش هيرويين ديوانه ,فر هنك ستيز و جاهل جطور به خود اجازه ميدهيد كه بر عليه شهداى باك جفنك بسراييد و باد خارج كنيد. ايا شما وحشى هاى بيفرهنك وجدان داريد؟
      برو با كستانى را از سر زنت بايين كو!
      شهداى راستين را در جايش بكزار كار تو و قوم تو با راستى نيست.
      امروز كه جهل كشور به كومك ما شتافت قوم مزخرف غلام حلقه بكوش با كستانى شده صد راه بيشرفت شد.
      انوقت هم به يك كلمه امان الله خان در اسر اغتشاش قوم بشتون مجبور به ترك وطن شد. مانند همين امروز. همين كرزى از امان الله كرده هم بهتر است.كر يه كرد, سر خود را لج كرد , عزر كرد وبول داد ولى اين قوم كه مزدورى با كستانى را قبول كرده قبول كرده.
      اصلا مشكل اين مملكت, بشتونوالى قوم بشتون است. قانون اساسى را نميبزيرند. كار عادى اين قوم كناه است , لقمه حرام خوراك شان بس جطور انها انسان باشند.از توليد, فروش و قاجاق موداد مخدر و نشه اور كه كفر است خوراك اين قوم است. فرد فرد شان از همين نان حرام ميخورند. بايد همين طور جنايت بيشه باشند.
      تو با عقده يي و بر از نفرت باشى بر اينكه جيزى ديكرى را نديده يي.
      تاريخ 270 سال ما تاريخ كشت و خون قوم بشتون است.

  • یک دزد قهر مان حبیب الله بوده و یک دزد قهر مان و وطن پزست مسعود است...... و بس

  • اوغانها زن پاکستانی ها اند و زن و دخ تر هایشانرا به اعراب و انگلیس در بدل چوکی حکومتی مزدوری فروخته روان اند آدمهای کاکهء شان غل بیدین حکمتغار است که یک مفعول نامی است ویا حقانی زنء حمید غل آی اس آی خرستان شما بیشرم وبی غیرت مردم در دنیا بی آب و پرده شدید چهره های کثیف تان مورد تمسخر دنیا شده او مخلوق وحشی ودرنده هنوز هم صدای تانرا بلند میکنید

    • ببینید بحث سر شخصیت و اخلاق حبیب اله کلکانی نیست او شخص خوب بوده است. و این موضوع پشتون یا تاجیک هم نیست بلکه بحث سیاسی در مورد سلطنت حبیب اله کلکانی است. حبیب اله کلکانی و به تعقیب آن مسعود وطن دوست نبودند چرا که آنها برای مذهب مبارزه کردند نه برای افغانستان. آنها افغانستان را بی ثبات ساختند و هردو تحت عنوان دفاع از مذهب شورش کردند نظام های مستحکم و ترقی خواه را به کمک انگلستان و پاکستان سرنگون کردند. آنها هیچ چیزی از سیاست نمی دانستند. بد بختی افغانستان اینست که دین و سیاست از هم جدا نیست و هر بدبختی بنام مذهب بر ما تحمیل میشود و هر کس دفاع از دین را شعار قرار داده هر ظلم و ستم خواسته باشد بر مردم ما روا میدارد. به همین ترتیب اگر بتاریخ مراجعه کنیم شعار شاه محمود غزنوی، احمد شاه ابدالی و امثالهم نیز توسعۀ دین بوده و با این شعار چی ستم نبود که بر مردم هند نکردند آنها وطن دوست نه بودند و اشخاص بی خرد سیاسی بودند و در عیاشی و غفلت غرق بودند بعوض رقابت با کشور های مقتدر وقت در پیشرفت ها، تدوین و اصلاحات قوانین و دادن حقوق و آزادی های مدنی بمردم، پیشرفت در صنایع، ناسونیالیزم و غیره بر یک موضوع تمرکز داشتند و آن دفاع وپخش دین.

  • آرامگاه شهید غازی عبدالخالق قهرمان باید زیارت شود

  • . حبیبالله سقاوومسعود الله سقاوهردو دزد و غاصبین پادشاهی بر حق احمد شاه با با بودند . رجوع شود به کتاب دویمه سقوی .با احترام فضل متعلم صنف دوازدهم کور دی ودان خدای دی به امان

  • سگ حبیب الله کلکانی بر نادر غدار و قبله شرف داشت.

  • درود و رحمت به تو ای باغبان زاده ای مومن . اگر به تاریخ سیاسی اوغنستان نگاه کنیم از شهید غازی امیر حبیب الله کلکانی کرده شاه نزدیک تربه ملت سراغ نداریم. سقا بودن پدر ایشان اصلن طعنه نیست زیرا با آب دادن روزی حلال بدست می آورده حالان که وی تنها در دوران جنگ با انگلس به مجاهدین آب رسانده/ طعن و لعن بر شاهان وارد است که خاک عزیز خراسان را گاهی به انگلس و گاهی به روس و گاهی پاکستان معامله کردن. ونا مرد تر در تاریخ اوغانستان از نادر پیدا نمیشود چون نه به قران وفا کرد و نه به عهدش. و یک پیام کوتاه به فاشیستان اینکه دیگر به تاریخ های سر کاری بابا ها تان کسی باور ندارد.

  • این دزد سرگردنه و جاهل محض آله دست انگلیس شد، یگانه دولت مترقی را در افغانستان سرنگون کرد و راه را برای نوکران وفادار انگلیس یعنی خاندان طلائی هموار ساخت. ازین فرد جاهل باید به حیث خائین ملی یاد شود.
    در عوض باید به حق نام عبدالخالق خان هزاره بحیث قهرمان ملی در تاریخ افغانستان نوشته شود.

  • بوسيله‌ى شکراله رحمانزی
    با تاسف فراوان درین اواخر اطلاع دریافت کردم که از نام و ادرسم یکی از اشخاص که دیدگاه خیلی خراب در مورد رهبران نهایت عزیز کشور و مقدسات دین مبین اسلام دارد و بارها تلاش ورزیده است تا از نام من سوی استفاده نموده و نظریات خاصمانه خویش را از ادرس من نشر نماید و تا اکنون چندین بار نشر کرده است. بناء از تمام پیام گذاران عزیز و خوانندگان گرانقدر و بالخصوص از اداره سایت کابل پرس خواهشمندم تا درجلوگیری ازین گونه اعمال خاصمه بنده را یاری رسانند. و همچنان از تمام کسانیکه درین نوشته های کثیف مورد توهین قرار گرفته اند معذرت میخواهم و به زودترین فرصت این شخصی استفاده جو و مخرب را پیدا نمود و با کمک و همکاری همین سایت افشاء خواهم نمود.
    بااحترام
    شکراله رحمانزی
    سلام به تمام پیامگذاران سایت خبری کابل پرس!!!
    من از نام اشخاص سوی استفاده نه نموده م و نه آز نوشته هایم و نه آز دیدگا هایم درباره رهبران دزدها ی سرگردنه معذرت میخواهم همچنان از تمام نوشته هایم و نظریات خویش تان پایان عمرم د فاع می کنم.......!!!
    به گفته های شمافاشیستان : بی ننگ , بی غیرت , بی ناموس اولاد سگ و دستپرورده ای اس ای تو شکراله خنزیرزوی و...............
    مسعود دستپرورده ای اس ای KGB, CIA, RAW ,MOSAD ,MI 6 و خائین ملی بو د ...........
    بااحترام
    (( شکرا له رحمانزی )) کابل پوهنتون د ژورناليزم محصل

    • تو در سويدن بودى مسعود نا موست را نكاه كرده بود. امروز با كستانى بالايش سوار است. تو مسعود را بكزار او خاك شده برو با كستانى را از سر زنت بايين كو او بيغيرت. تا مسعود بود با كستانى توب نميزد تو ارام ميخوابيدى ولى امروز از خانه ات با زنت لخت ميكريزى و انجا با با كستانى هزاره و اوزبيك در جنك است هر روز شهيد ميدهد. شما خو عسكرى نكرده ايد و هر كدام تا كناراب با تو فنك ميرويد و ان را به روز مبادا نكاه كرده بوديد؟ روز مبادا امد و با كستان سر زنت سوار تو با تفنك كريختى . هزاره با دستان خالى از كلوى با كستانى كرفت و اوزبيك امروز در كنر و بكتيا شهيد ميدهد. و تو عقب جند تا شهيد كه نا موست را نكاه كرد باد كرم خاج ميكنى و مقعد ميدرى.

  • بخاطر دارم ملای مجید که داشتیم از این فرد قصه میکرد و می گفت بچه سقو دزد سر گردنه بود . کار وکسبش دزدی و غارت بود و بعد از مدت زمان سقوت کرد و حو کومت بدستی نادر شاه اوفتاد ازو به بعد وطن امنیت شد همه بکارو و کسپ خود مشغول شد . این یک خاطره بود از دوران خورد سالی

    • اقاى شاولى درست من هم دوست بشتون دارم او قصه ميكند در ديره بير ها همه از غارت مال جان و نا موس قصه ميكنند. اينكه جطور زن و ناموس برادر خودرا از اقوام برادر خودرا دزديدند و به با كستان بردند وبولش را هم كسى زده از دست شان كرفت.اين تابه هاى رنكارنك همه ساخته و بافته قوم و قبيله مزخرف و زن فروش است.
      ان ملاى مورده قصه نكرد كه شما با قران جه كرديد. و ان قران با شما جه كرد؟ ديكر جه كند؟ ازين بيشتر ملعون و بست كه در روى زمين بيدانميشود ,كرده است.
      بيفر هنكترين كتله كه هنوز انكشاف را تا انسان عاقل طى نكرده است شما هستيد. مانند ان امير انسان با شهامت در قبيله نكزشته. با يك امضا در قران , امد و خود را به به نماينده قوم بشتون تسليم كرد و اين قوم با نجيب جه كرد؟
      راستى كه امريكايي از طريق تلويزيون كفت كه در مناطق سرحدى با كستان كه بروى بول بدهى مردم مادر خود را برايت مياورند.حق كفته بود اين قوم به بول ايمان اورده اند.

    • shawali پس از همین روست که گور نادر غدار تان را زیارت ساخته و جاده یی را بنام نادر ....مسما کرده اید و الحق که دشمن قسم خورده غیر اوغان همانا وارثان اصلی این مرزوبوم هستید .

  • شما قوم یهود یعنی پشتون ها زده قرآن هستید چرا که در قرآن مهر و امضاه کردید باز به آن بی اعتنائی کردی.

  • تاجیقها دو مرتبه در طول تاریخ یکی در وقت بچه سقو و دیگر وقت ربانی و مسعود افغانستان را به گوه کشانده اند.

    • ولى در زمان ربانى و امير حبيب الله خان,بينى زن بشتون را با كستانى نبريده بود. كرجه شما بيش با كستانى كاكلبازى ميكرديد.
      مير ويس جانه دخره بجيه

  • با نظر برادران هر يک قيام و نادر هم نظر هستم چون با دليل و مطق نظر شان را ابراز کرده اند ٠ البته عکس دوم از طرف اخير کاملا به مرغ دزد ها مي ماند خداوند بيامرزش دزد خوبي بود مرغ دزدي ميکرد ولي حالا همه دالر دزد استند ٠

  • مراد بچيم در زمان سقاو به کس بيني نمانده بود چون حبيب کلکاني دزد بود و بيني همه از شرم بريده شده بود٠ودر زمان رباني زنچو هم بيني ها بريده شده بود چون از ترس کابل را به قصد بدخشان رها کرد و بيني هاي تمام تاجکان را بريد٠
    محبس اناث کابل از زنان به جرم فساد اخلاقي پر است و همه از طبقۀ غير پشتون اين بيني بريدن است يا ني؟
    اکر درخت در ک و ن تان سبز شود از ميکويد خير است زير سايه اش ميشينيم بي غيرت مردم٠

  • سوگند به خدا و قرآن برای رهبران افغانستان مانند یک گیلاس آب نوشیدن است.
    نادر خان به قرآن سوگند یاد کرد، جنگسالاران در مکه ( خانه خدا) به قرآن سوگند یاد کردند.
    رئیس جمهور، وزیران و نمایندگان پارلمان و سنأ همه سوگند یاد میکنند، که برای منافع ملت افغانستان کار کنند، به مردم و وطن صادق باشند و.....
    نتیجه این همه سوگند ها را دیدیم. هرکدام شان بالای قرآن پا گذاشتند و به مردم و وطن خیانت کردند.
    فلهذا پیامگذاران نباید به همدیگر طعنه دهند، که کدام یکی ازین رهبران خائین بیشتر یا کمتر قرآن را زیر پا گذاشته اند.
    سگ زرد برادر شغال است.

  • احمق شاه مسعود سقاو وحبیبالله بچه سقاو را به پادشاهی چی پادشاهی مربوط پشتون ها است زیرا این وطن از پشتونها است و بنیاد اش توسط احمد شاه با با درانی گذاشته شده.با احترام منگل خروتی.

  • قصاب کابل
    (خاد)
    سازمان جاسوسی خاد که یکی از خونخوارترین و ظالم ترین سازمان های مزدور رژیم کمونیستی افغانستان بود در قتل٬ شکنجه٬ ترور٬ و اختطاف شهروندان افغانستان دست بلند و درازی داشت.
    گرداننده گی و مسولیت این سازمان ظالمانه و فاشیستی را در حاکمیت وحشت بار امین خائین خونریزترن چهره یعنی اسد الله سروری و بعد ها مهره بد نام دیگر به نام
    نجیب الله احمدزی (مشهور به نجیب گاو) بدوش داشتند٬ آنها در این دوران شهروندان افغانستان را به بهانه های مختلف متهم و زندانی میکردند و تعداد زیاد را بعد از شکنجه زنده بگور مینمودند٬ و گورهای دسته جمعی پولیگونهای پل چرخی گواهی وحشیگری این جنایت پیشه گان است.

  • دوستان
    اینکه حبیب الله دزد بود و یا سقاو بود اصلا مهم نیست. اتفاقا مهم این است که یک دزد و یا یک سقاو زاده امد و برایش شاهی درست کرد و یک خاندان خاین قوم پرست را از میان برد و برای خودش در تاریخ جایی باز کرد. به نظر من این خودش یک چیز را نشان می دهد و ان اینکه این شخص هر چه بوده است دارای استعداد و روحیه ای بلند بوده است.
    کسانی که امان الله و حکومت او را تعریف می کنند هم باید به یاد داشته باشند که نظامنامه ای ناقلین را او درست کرد و غصب زمین های غیر پشتونها را او قانونی کرد. مدرنیسم او هم یک مدرنیسم تقلیدی محض و احمقانه بود که مثل مرغ تقلید می کرد اما هوش و مغز نداشت و همین بود که به دست حبیب الله شکست خود. حبیب الله اگر دزد بود و یا سقاوزاده اما ریشه ای این خاندان احمق را کند.
    از طرف دیگر، غیر از حبیب الله، کدام شاه افغانستان دزد زاده و حرامزاده و از پشت خارجی ها نبود است؟ حبیب الله اگر دزد هم بود اما از پشت خارجی ها نبود و در دربار انگلیس نطفه اش بسته نشده بود مثل عبدالرحمن و نادر و دیگرانش.
    پیشنهاد من ان است که برای حبیب الله کلکانی، دوستان تاجیک جمع شوند و یک مقبره ای با شکوه بسازند یا در کابل و یا در همان شمالی. همچنان پیشنهاد من ان است که در کنار ان مقبره، یک مقبره و محل یادبود هم برای عبدالخالق هزاره بسازند که نادر خارجی زاده را اعدام انقلابی کرد.
    دوران ان گذشته است که هرکس و هرچیزی که به غیر پشتون ها تعلق داشته باشد بد است و هر چیز و کسی که به قبیله تعلق داشته باشد خوب است.
    چه کسی بخواهد و چه نخواهد، حبیب الله در تاریخ افغانستان جایگاه خودش را دارد و هر کس تاریخ ساخته نمی تواند اما این مرد پابرهنه تاریخ ساخت و به یاد خونخواران قبیله و خارجی زاده ها داد که در این وطن دیگران هم زندگی می کنند.
    من تاجیک نیستم اما این نظر من است.

  • من به نقطه نظر های منطقی آقای یاوری موافقم تحلیل شان عقلانی و خرد گرایانه است. و برای مزید معلوات جناب شان باید علاوه کرد که 20 سال قبل یک مکتب لیسه در قلب شهر مزار شریف به نام نامی شهیدعبد الخالق هزاره ساخته شده و ممکن در دیگر نقاط کشور حالا زیاد شده باشد وهم چنان بنام امیر حبیب الله کلکانی و همسر شان مکاتب در کابل و شمالی نیز اعمار شده است دل فاشیستان قبیله خون.

  • هر کس که بوده نوش جانش خود راه از هیچ به حکومت رساند. قربان غیرتش. در تمام جهان مردم به کسانی احترام دارند که از هیچ و یا از طبقات پایین خود را مطرح می کنند. روحش شاد. اگر نادر پست فطرت او را با قران خوری کشت خودش هم به دست خالق قهرمان نابود شد. یاد هر دوی شان گرامی باد.

  • ياروي در افغانستان جاي مقبره براي دزد نيست برو در سمرقند برايش مقبره بساز

  • برادران عزیز! موضوع پادشاهان گذشته وخوب و بد آنرا نباید به اقوام عزیز کشورارتباط داد. تا جائیکه من کتابهای تاریخ را مطالعه نموده ام جبیب الله شخص جوانمردی بود، با وصف آنکه پادشاهی را به زور خود گرفت به فامیل امان الله خان تعرض نکرد و با وصفی که نادر خان برایش خیانت کرد و با انگلیس همدست شدو حکومتش را سقوط داد بازهم مثل یک جوانمرد از فامیل نادر خان تا آخرین لحظاتی که از ارگ میبرامد سرپرستی کرد ورنه آنها که در ارگ بود حبیب الله میتوانست آنها را به شکل گروگان با خود میبردکه در آینده بدردش میخورد اما اینکار را نکرد. به گزارش فرهنگ و غباردر دوران حکومت او به مال و ناموس کس تجاوزنشد. و...
    اما اگرموضوع خیانتهای پادشاهان افغانستان را در نظر بگیریم، اگر از احمد شاه بابا آغازکنیم، هنگامیکه نادر افشار ایرانی به افغانستان حمله و کشور ما را اشغال نمود احمدشاه بابا اولین کسی بود که به خدمت عسکری نادرافشار درآمد وهمچو ببرک کارمل دراشغال کشورش ما و متعاقباً در اشغال هندوستان به صفت یک نوکر زرخرید پادشاه ایرانی را همکاری و مساعدت نمود و به او هم خیانت نموده به مجرد کشته شدنش لشکر و خدمت بادار را گذاشته به قندهار آمد و اعلان پادشاهی نمود. خیانت دیگر تاریخی احمد شاه بابا این بود که هفت بار به هندوستان حمله نمود و هزاران عسکر افغان به شهادت رسید ولی زمانیکه مناطق هندوستان را به بهای خون افغانها آزاد میکرد دوباره همان پادشاه یا امیر یا راجه هندوستانی را به وظیفه اش میگماشت، باید سوال کرد که حملات احمدشاه به هندوستان چه منافعی را برای افغانستان در قبال داشت جز اینکه جوانان ما شهید شدند.
    آیا تاریخ را مطالعه نموده اید که سردار شاه شجاع چه کرد تاریخش را میدانید که که کشور ما را دو دسته به انگلیسها تقدیم کرد و اگر به تاریخ نگاه کنیم فرق بین شاه شجاع و کارمل در چیست.
    آیا تاریخ را مطالعه نموده اید که سردارمحمد یعقوب خان با امضا معاهدهء گندمک چه گلی را به آب داد
    آیا تاریخ را مطالعه نموده اید که سردار دوست محمد خان با ارسال عینک و قطی نسوارش برای پسرش وزیر اکبر خان چه خیانت بزرگ ملی را مرتکب شد و چه خدمت بزرگی به انگلیس نمود.
    آیا تاریخ را مطالعه نموده اید که سردار امیر عبدارحمن خان با حاتم بخشی و معاهدهء دیورند نیم افغانستان را به انگلیسها داد و مناطق پنجده را به روسها
    آیا تاریخ را مطالعه نموده اید که نادر خان چگونه با ویزای دیپلوماتیک و توسط کشتی انگلیسی از نیس فرانسه به بمبی رسید و سفیر انگلیس در کابل چگونه از وایسرای هند تقاضا میکرد که نادر خان را هرچه زودتربه افغانستان بفرستند.
    آیا تاریخ را مطالعه نموده اید که طالبان چگونه برای پاکستان خدمت نموده است و چگونه در خدمت استعمار پاکستان قرار گرفته اند.
    آیا تاریخ را مطالعه نموده اید که کرزی چگونه توسط سی آی ای حاکم بر سرنوشت ملت مظلوم ما گردید ، و در دوران حکومت سیاه اوست که هرشب قوای 140 کشور خارجی دروازه های هموطنان مارا دق الباب میکند و ناموس افغان توسط خارجی ها آنهم در شب و در جای خواب تلاشی میشوند و کشور ما لگد مال بیگانه ها گردیده است.
    حال هموطنان عزیز شما قضاوت گنید که بیشترین خیانت را درین کشور چه کسی کرده است حبیب الله و مسعود ویا احمد شاه و شاه شچاع ویعقوب خان و عبدالرحمن و نادرشاه و ملا عمر و کرزی.
    مراد من ازین نوشتار خدا نخواسته توهین به قوم قهرمان پشتون نیست چه در همین حکومت پشتون کرزی بیشترین مشکلات را پشتونها دیده اند و اگر چند تا دزد مثل فهیم و خلیلی ودوستم با این حکومت است معنی این نیست که تمام قوم تاجک و ازبک و هزاره خدای نخواسته خاین باشند پس بای سر در گریبان کرد و بیطرفانه قضاوت نمود.
    اگر تاریخ را دقیق بخوانید مطالعه میفرمائید که پادشاهان بنام پشتون چه جنایات و خیانتهای را که براین ملت روا نداشته اند آنگاه بر پدر و شیردادن والای حبیب الله و مسعود رحمت میفرستید.
    تمنا از کابل

  • تمنا ماچه سک سقاوی احمدشاه بابا برای تو قسم بی شرف ها وطن جور کرد برای تو قسم فاحشه ها مملکت جور کرد قوم بی غیرت تو کدام تاریخ داره بر پدرت لعنت بچه سقاو دزد مرغ سزای داده شد احمق شا مسعود سزا داده شد این دفعه که روزش رسید کل تان سزا می بینین

  • برادرمن افغان نا افغان! من خودم پشتون هستم و اولاً به افغان بودنم وبعداً به پشتون بودنم فخر میکنم ولی پشتون احمقی مثل تو نه. من افغانستان را برای خود و افغانها میخواهم و متیقن هستم که تا وحدت ملی در افغانستان بوجود نیاید، یک افغانستان مرفع و آباد که درین قرن 21 جوابگوی نیازهای افغانهای شریف باشد بوجود نخواهد آمد. علاقمند هستم تا حقایق تاریخی را بگویم . اگر چند تا پشتون محدود احمق بنام طالب قدرت را گرفت و حسب دستور پاکستان و بیگانگان بر فرق سایر اقوام کوبید اگر جاسوس آی اس آی نیستی بگو چه فایده ای برایت رساند؟ اگر چند تا تاجک احمق محدود قدرت را گرفت و بر فرق ازبک و هزاره کوبید منفعت آن برای سایر تاجکها چه بود. اگر چندتا هزارهء محدود قدرت خود را در میخ کوبیدن بر فرق مردم به نمایش گذاشت چه نفعی برای مردم هزاره رسانید. و اگر دوستم با جنایات خود گلیم سایر اقوام را جمع کرد و خود را گلیم جمع خواند نفع آن جز بدنامی برای ازبکها چه بود. آیا میدانی که اگر مفکورهء متحجرانه ای مثل فکر منحوس تو کامیاب شود افغانستان تجزیه نخواهد شد ؟ آنگاه تو به پاکستان نزد بادار هایت که تشیوق نفاق و شقاق ملی را مینمایند خواهی رفت، پس من به کجا بروم؟ جرا بخاطر جنایت تاریخی هموطنم تاریخ را مسخ نمایم. میگویند کسی که منطق نداشت جنگ میکند. آنهم چه جنگ مضحکی!!! من ترا برادر میگویم و تو خواهرت را ماچه سگ! حال قضاوت را به خوانندگان محترم میگزاریم که کسانیکه چنین جملات رکیک را بر هموطنان شان نثار میکنند عمل انسانی است. تو بر پدر من لعنت گفتی ولی من به پدر تو رحمت میگویم تا آن بیچاره از حماقت و نافهمی تو توهین نشود. همین گونه نوشته های شما احمق ها سبب شده است که تعدادی از احمق های سایر اقوام در نوشتار های خود پشتونها را غول ، جاهل و کوهی میگویند و تو بانوشته ات تبر آنها را دسته میدهی.اگر انسان هستی مانند انسان بنویس، اگر از جادهء انسانیت برامده ای (واذا خاتم جاهلون قالو سلاما) برای تو پسنده است.
    خواهرت تمنا از کابل.

  • آیا در کدام مقطع از تاریخ کشور و یا قلمرو سیاسی بنام پشتونستان وجود داشته است که کابل پرس چنین عنوان دروغین را برگزیده است؟

  • خو خی، ایتو بوده. یعنی احمد شاه گک هم سک زرد برآمد. راستی نویسنده محترم درباره میرویس هم یک کمی بنیویسد که چگونه نامردانه شاه ایران را در مهمانی به قتل رساند. حالا ماهم به اون بی غیرت افتخار میکنیم او هم میشود میرویس بابای قبیله

  • سياست حاکمان پشتون سياست شترمرغى است. دراينجا شتر است و زورشان که نرسيد مرغ اند. لقب "بچه سقاب" خو بسيار شايسته است , آب نماد از زندگى سرسبزى و وو ... مى باشد, ونه زندگى از روغن مواشى غيرپشتونها به ويژه هزاره ها .
    کلسترول خاندان درانى سدوزايى ومحمدزيى چرا بالا رفته بود??
    سقاب خدمت مى کند ولى منظور حاکمان پشتون توهين است.
    هر واژه براى هويت زيبا است بغيراز "افغان".
    ولى قهرمانان فقط پشتونه است آنهاى که فغان مى کنند و آنها بودند که لقب "خان" جنگيز را در پيش و پس نام خود داشتند.
    ويزراکبرخان درجنگ عليه انگليس قهرمان شد. ولى چرا يک هزاره تاجيک و تورنتبار قهرمان نيست.
    پيکره هاى بزرگوار مزارى و معسود ضحاک و و را در سرکها دوانديد فقط که پشتون نيستند وغيرپشتونها خود عزت خود را کم مى آورند.
    وحدت مردم غيرپشتون ضرورى است. پشتونها بفرمايد به سرزمين خود پشتونخواه بازگذشت نمايد
    اين واژه منحوس نمى تواند درهزارسال ديگر حثيت ملى بخود گيرد!!!
    تا که نام افغان است ملک درفغان است
    تا که افغانستان است نام اش بطلان است

  • امیرحبیب الله خادم دین رسول الله یک قهرمان واقغی وشاه مردمی بود که تا کنون نامش با عیاری وایمان داری گره خورده وهیچ کس آشکارا با نام ونشان اصلی اش توان بد گفتن آن را ندارد

  • این به همگی معلومدار اس که بچه سقاو بودنه جنگی و مرغ دزدی می کد وای به حال ما مردم که یک مرغ دزد و یک بودنه باز و یک بی سواد و یک حرامی بی غیرت ره قهرمان جور می کنیم

    • افغانیار وروره ای چرندیاتت فقط تفاله از افسانه هایست که اززبان باباهاتان شنیدید. مرغ جنگی سگ جنگی و حرامزادگی هم به قوم خودت تعلق دارد اگر باور نداری گوش کن: در قندهار در سگ جنگی هایشان (ونیسه پلاره) را بکار میبرند سگ هم پدر میشه و مرغ جنگی هم در همان مناطق بیشتر رواج دارد.حرامزده تر از حبیب الله پدر امان الله در تاریخ نگذشته میدانی 100ها زن بی نکاح داشت و تعدیاد فرزند های خود را نمیدانست و مضحکتر اینکه اولاد هایش را نم شناخت واین خانوده گوشه های این خاک را به روس و انگلس به فروش و اجاره دادند و شاهی بی شرمانه کردند. اینها همه به روایت تاریخ های حقیقیی است نه جعلیات درباری. و امان الله شاه مترقی کدام ترقی بروید یک نگاه عقلانیتر به تاریخ داشته باشید.

  • البته که به همه معلوم است ولى براى ياران افغان آشکار نيست که در سال 1904 ميلادى فقط يک مکتب حبيبه در کشور بنام منحوس تازه نام "فغان ستان" در کابل بود.
    مکتب حبيبه از طرف انگليس به افتخارحبيبالله خان, پدرامانالله خان و پسر عبدالرحمان خان جنايتکار و مسوول قتل عام مردم غير پشتون و بويژه تورانى ها (اوزبيگ تورکمن وهزاره ها) درهمين سال بازشده بود. که نورچشمان پشتونهاى پشتوزبان وفارسى زبان درآنجا آموزش شوند.
    در زمان امیرحبیب الله نظام آموزشى غربى وجود نداشت بلکه نظام آموزشى و پرورشى بر پايه دو ستون استوار بود که بدون فراگرفتن آن بدون سواد آموزى اادب واخلاق انسانيت وبشردوستى مکانپذير مى باشد:
    1- مدرسه هاى دينى
    2- حفظ آثارشاعران
    نا گفته نماند که همين بشردوستى او بود که ازشاعران فارسى به ميراث برده بود که وى جان کسى را نگرفت مانند حاکمان پشتون. نادرغدار که دردولت امانى بود با خاندان اش جان سالم, خاندان اميرشريف جان سالم , خاندان سراج وووجان سالم
    اين است شرافت! شرافت با دانش است نه به سواد!!!!
    سواد دانش نيست بلکه تخنيک است!
    سوادآموزى درقدم اول باعرفان, معرفت وادب و ادبيات و دين وعبادت پيوند مستقيم ندارد. امکان دارد که پدربزرگان ومادربزرگان ونسلهاى گذشته افغانياران امروزى بسواد يعنى توان خواندن ونوشتن رانداشته بوده باشند ولى معرفت وادب شان شايسته بوده باشندچيزى که افغانياران امروزى ندارند يعنى اخلاق نيک.
    واما آنها چه داشتند که باعث ساختن شخصيت شان مى شدآنها در پهلوى حفظ آيات قران کريم ويگان حديث واشعارشاعران پارسى گوى وآثار آموزشى هندوايرانى آموزش مى ديدند
    که به آن پنج کتاب گفته مى شد.
    پنج کتاب چه بود?
    اين کتاب آموزشى سابقه دوهزارساله دارد که در زبان سانسکريت و بهارت نوشته شده بود و در سانسکريت يکى از مادر زبانهاى رايج در سرزمين توران و ايران بود که نامش "پنجتنترا" بود.
    پنجتنترا" که داستانهاى حيوانات بود " برزویه" او را در زبان پارسى ميانه ترجمه کرد روزبه پوردادویه (ابن مقفع)پسرمستوفى درايران ساسانی، زير دو نام حيوان ايکه درداستان نقش دارند يعنى کليه و دمنه به عربى برگردان کرد
    کتابیست ای شاه گسترده کام
    که آن را بهندی کلیله ست نام
    http://ganjoor.net/ferdousi/shahname/anooshirvan/sh8/
    رودکى که آسياميانه وايران زمين پدرزبان فارسى نو= درى خود مى نامند, کليه ودمنه را از داستان نثرى به نظم درآورد
    فردوسی بزرگ در شاهنامه به افتخار رودکى و پيرامون "داستان کلیله ودمنه" اشعارى را نگاريده است که بيانى ازفرهنگ وزبان هندوايرانى وتورانى را حکايت مى کنند . تموريان وعزيزان تورانى شعراى بزرگ تورانى ودورانهاى تورانى اين اثر فرهنگى وآموزشى را چندين بار چاپ نمودند که آخرين بار مغلهاى کبيرکابلستان وهند که اساسگذارآن شادروان بابرشاه کبيراين اثر گرانبها را به زبان فارسى وبه لهجه پشتونها پارسى که درست است بيرون دادند.
    شادروان بابرشاه کبيراين پادشاه علمپرور اين پير بزرگ کابل و پسران اش خدمت به مردم هندوايرانى وبه بشريت کردند. باغهاى مشهورشهرکابل ودورادورکابل مانند گذرگاه کابل, باغ شهرآرا (دختربابربزرگ), اکنون باغ زنانه وشهرکهاى کابل مانند باغ على مردان, گلباغ باغ صدراعظم وخود باغ بابروشهرهاى مانند جلال آباد را همين مغلها وغيرپشتونها ساختند.
    بسيارى از جملات که ما غيرپشتونها (غيرافغانها) -به من توهين بزرگ است اگرکسى به من افغان نامد. ولى من از واژه پشتون ومردم شريف پشتون خوشم مى آيد. پيگار و پيغار من متوجه حاکمان پشتون مى باشد اگر آنهم امان خان باشدکه سنگ تهداب پشتونيزم وافغانسپرستى را ماند.
    تنشهاى ملى وجنگ بين مليتهاى اين سرزمين راماند
    ادامه دارد

  • بیسواد ترین پاد شاه در تاریخ افغانیستان بچه سقو بوده است شوما تاریخ را بخانید . که این مرد فقط به بودنه بازی و کوک جنگی و سگ جنگی فکر میکرده و حرفش هم ازین چیزها بوده است .یک بیسواد و یک دزد چتور میتواند ادره مملکت را بدست بگیرد . ربانی هم ازبچه سقو کده بهتر نبود هردو دوران حکومت خودرا به اختلاف و جنگ تیر کردند . ربانی خو چوکی را به کون خد بسته بود و دو پیه لگد میزد تا اینکه طالبان امد و ربانی ومسعودف راه فرار شان را گم کرده بود ...

  • ميوند گرانقدر,
    پيشينه نگارى را تاريخ نوسيان دولت پشتون,چه پشتوهاى پشتوزبان وچه پشتونهاى فارسى زبان جهل وتقلب کردند. دروغ گفتند ومردم و خود را بازى دادند . درتاريخ فريبکارى کردند. کاش اين گذشته نگاران بودنه بازی و يا ديگر بازى ها را انجام مى دادند ولى مردم را بازى نمى دادند ومردم کشى نمى نمودند.
    همين در کندهار که ميوند در آنجا قرار دارد و زمانى پايتخت خراسان ومناطق ماوارالنهر بود دو فريب کلان صورت گرفت
    1- حماسه ملالى ميوندى کاپى برآمد. کاپى از سنبله ويا دوشيزه (دوشیزه صورت فلکی) ژاندارک که شاه وسپاه فرانسه را به غيرت آورد تا براى آزادى فرانسه جنگ نمايند. آيا درافغانيت که اکنون پشتونوالى تغيرنام کرده غيرت خود اش اساس نظام پشتونوالى را نمى سازد?
    پس به دخترک عروسى وهمخوابه نشده چه ضرورت به غيرت دهى ? پشتون خو تصوير برجسته ازغيرت , استقامت , مردانگى (توريالى) نا گفته نماند که در اسطوره شناسى فارسى "تور" شاه توران مى باشد. البته در پشتو واژه هاى تورانزمين بسياراست مانند "خان" و "جرگه" و "لشکر" , " قشله" , که از مغلها ى کبير به ميراث گرفته اند.
    1-پته خزانه خيال وآرزوى بود نمايش بود کمدى وتراژدى
    پته خزانه که اين هم درکندهار تقلب شد درباره پته خزانه اينجا را بخوانيد جعل واقعیت و تبلیغ پشتونیسم در کتاب های درسی مکاتب افغانستان http://www.kabulpress.org/my/spip.php?article127983
    وحدت همه مردمان غيرپشتون مانند هندوان وسکها, هندوايرانى ها, بلوچها وکردها, پارسى زبانان وتورانى (هزاره واوزبيک تورکمن ويغور ووو ) ارمان من است. پشتونها به مناطق خود بروند و درآنجا افغانتون ويا پشتونتون خود را جور کنند . واژهاىگاه اى پسوندى گاه نا , ان ستان و استان از قند پارسى مى باشد. کابرد آنها ازسوى پشتونها حرام کفر است. اين را خرم (لطف نموده "خورم" بخوانيد) وزير فرهنگ کشورفغان گفته بود.
    پس نامهاى لغمان و ملتان و مردان و لشکرگاه ......تغيردهيد.
    ما خو شکر گذرگاه وقبله گاه داريم سمنگان و چغچران داريم وبه هزاران نامهاى ديگر درسغدانيا و باختريانا و هندوايران وتوران و فلات آريانا و ايرانزمين.
    تا که نام افغان است ملک درفغان است
    تا که افغانستان است نام اش بطلان است

  • بسيارى از جملات که ما غيرپشتونها (غيرافغانها)از آن بکارمى بريم از همين داستانهاى بزرگان هندوايرانى گرفته شده اند.
    (ايران واژه فارسى نو يا درى براى آريانا است) ‏بدخشان‎, بغلان, بامیان, جوزجان, لغمان, پروان, اروزگان, پغمان , تالقان, شبرغان وصدها شهرکها و دهکده ها در روستاهاى کشور خورشيد و سيب با پسوند مکانى "ان" پايان مى شود.
    اگرمردمان شريف پشتون مردمان اصلى اين سرزمين مى بودند و نه تجاوزگران پشتون ويا افغان وناقلين شان پس چرا باوجودهمين تغيرنامهاى توران وآراينزاد درسالهاى منگلى هنوز اين جاها يعنى گاه ها به همان نامهاى پارسى ويا تورانى آمده اند.?

    و امروز آنها به متلهاى مردمى ورد زبانهاست از پنج تانترا و يا پنج تنتره که به کليه ودمنه مشهورشد و در سرزمين مولوى و سينا و فردوسى به پنج کتاب به گونه نمونه "دست اش به انگورنرسيد گفت ترش است" اين جمله در پنج تنتره بود که از سانسکريت به فارسى ميانه وازآنجا به عربى به کشورهاى عربى برده شد وازآنجا درحدود قرن دوازده به اروپا ازطرق جبل طارق و اسپانیا. رودکى آن را به شعر ساخت
    امروزکليله ودمنه درجمله اثر ادبيات جهانى به شمارمى رودکه ڪنده در هند وريشه درايران دارد. اين اولين اثرجهانى شد
    دومين اثرهندوايرانى هزارداستان است که به عرب برده شد. وازآنجاتغيرنام کرد وهزارافسان به داستانهاى هزاريک شب تبديل شد واز بغداد به همين نام ازطريق اسپانیا به اروپا رفت و دراينجا مانند کليله ودمنه داستان عربى شد. اگرنامهاى شخصيتها (امروز ديگر در ادبيات شخصيت داستانى گفته نمى شود بلکه فيگور ويا تنديس داستان ) يکهزارويکشب رابشنويم متوجه مى شويم که نامهاهند وايرانى است ونه عرب: شهریار (پادشاه) و شهرزاد ( عربى پور و پوترى و پوترا و زنو , زوى و زاد ندارد. اين واژه ها واژه هاى هندوايرانى مى باشندکه در زبان اردو باعربى و هندى و پارسى قاتى شد ابن و بنت که پ هندوايرانى وتورانى ب شد
    يعنى ازپدر باباشد و پوترى بهتى و پوترا بهتاشد.
    سومين اثر سندباد است که از طريق ايران زمين (منظور پشته ايران با کشورهاى ساخته گى تاجيکستان و افغانستان و ديگرکشورهاى ايرانى وتورانى)
    به عرب برده شد وازآنجا به اروپاو درآنجا به داستان سندباد-دريانورد مشهور شد. سند همان رود بزرگ در سانسکريت اقيانوس सिन्धु است که در فارسى دريا معنى دارد. اين واژه درڀشتو هم رودخانه و يا دريا معنى دارد.
    و واژه دريا واژه مشترک هندوايرانى است که در سانسکريت "انديرا" (پروردگاردريا) گفته مى شود- واژه سانسکريت पवन (باد) مى باشد که درهمه زبانهاى هندو ايرانى آمده که درکردى با گفته مى شود. درعربى به باد رياح و هوا گفته مى شود. درفارسى به باد پگاهى شمال هم گفته مى شود باد معنى هاى ديگردارد مانند باد چرخ دوچرخه و يا خودرو (موتر و بايسکل واژه هاى انگليسى! دانشمندان پشتون بشرميد, ومافارسى زبانان ويا درى زبانان دوچند بشرميم)
    ناگفته نبايد گذاشت که سند به لاتينى اندوز(هندوز) و ياهندوکوز مى باشد.
    که يکى ازسرچشمه درياى سند کوه ونى درکوه پاراميزاد کوه بابا)درسلسه کوهاى هند (هندوکش يا کوکاز ياقفقاز هندوکوز ) قرار دارد.
    اين بزرگکوه که به سانسکريت قوى ييکرهند (Massiv of Hindu )معنى دارد هويت فرهنگى زبانى و موسقيى و هنرى هندو ايرانى و تورانى سرزمين هندوکش و دورادوراش را برجسته تصويرمى کند. سانسکريت و ريگويدا وسرودهاى گاتها مادران زبانهاى هندوايرانى وتوريانيان مى باشد.
    سرودخوانى , بازى (پاى کوبى ويا رقص) ونواختن کمانچه, نى, سرود يکتار و دوتار سه تار و سيتار شاهناى (نى شاه)چنگ وطبل و دهل دوسره )رباب وديگرسازهاى آلات موسقي در هندوايران وتوران زمين مشترک اند که در همه جاى اين سه فلات همنواى دارند وهويت فرهنگى مشترک را دارند.دمبوره ميتواند يکتارويا دوتار باشددرفلات بزرگ وجوددارد. اين بازى ها هنراند و نه بازى دادن يعنى نيرگ وفريب که "ادب" حاکمان پشتون اند
    کدام است آلات موسيقي افغانى يا پشتون?
    کدام است آلات موسيقي تاجيک?
    کدام است آلات موسيقي هند وايران وتوران?
    کدام است آلات موسيقي آلمانى و يا آمريکايى انگليسى ويا روسى واتاليا?
    به همه شان آلات موسيقى اروپايى گفته مى شود!نواختن بر آلات موسيقى مشترک ولى خواندن بازبانهاى گوناگون. همان قسمى که هرمونيه از فرانسه به هند وسپس به کشوردولت نامنهادافغان ستان آمد گيتار از "تار زمين"به ارو پا آمد. तार هندى باستان (تار) و يا تال ويا تل واژه هاى هندوايرانى وتورانى است.
    حاکمان پشتون هرچه کردند اين هويت فرهنگى را نتوانستند کوچک ومحدود به قبيله کنند
    چارمين اثر هندوايرانى که تهداب دانش حساب و هندسه را مانند بازهمان عداد و هندسه هندي بود که در زمان ساختن تنديس هاى بودا از هند به باميان و ديگرنکات هندوکش رفت. بودا درهند تولد شده وتفکرش به سوى شرق وغرب هند رفت. بدون اين اعداد سيستم د سيمال ممکن نبودبا يک نکته يک ده شدومليون ده مليون شد و فيل قيل شد
    دانشمندى در سرزمين خورشيد بود که نام نامى اش در خوارزم "الخوارزمى" بودوالجبر راماند بدون او تيوريهاى پيرامون انقلابهاى صعنتى فن آورى وکمپوترى امکان پذيرنمى بود. اين اثر هم ازهمين حوزه فرهنگى به بغداد برده شد که درقرون ميانه ميلادى به اسپانيهوسپس به اروپا رفت.

  • أبو جعفر محمد بن موسى الخوارزمي, ‎ دانشمندان بزرگ ریاضی و ستاره‌شناس ازکشورخوارزم شاهنشاهى ايران زمين ( امروز ازبکستان) که درقرن هشت ونهم ميلادى زندگى ميکرد اعداد هندى و بويژه صفر را که درفارسى ميانه وهمچنان در مهندسى پيکره هاى بوداى باميان از آن بکار برده مى شد حساب والجبر را بر پايه اعداد هندى کرد. وى اساسگذار سيستم الگوريتم است که الخوارزم گرفته شده است که به افتخار وصفت نام اين اوزبيک درتاريخ درج است و واژه جبر در الگبرا هم از وى مى باشد.
    در روم با اعداد رومى و يا لاتينى شمارمى شد به گونه نمونه I II III IV VVI VII VIII IX X
    و در عربى با شمارش اَبْجَدْ - هَوََّزْ - حُطّی - کَلَمَنْ - سَعْفَصْ - قَرَشَتْ - ثَخَِّذْ ضَظِغْ بدين گونه
    الف = 1
    ب = 2
    ج = 3
    د = 4
    ه = 5
    و = 6
    ز = 7
    ح = 8
    ط = 9
    ی = 10
    ک = 20
    ل = 30
    م = 40
    ن = 50
    س = 60
    ع = 70
    ف = 80
    ص = 90
    ق = 100
    ر = 200
    ش = 300
    ت = 400
    ث = 500
    خ = 600
    ذ = 700
    ض = 800
    ظ = 900
    غ = 1000
    با اينگونه اعداد رومى, عربى وعبرى حساب و الجبر و ستاره شناسى و شمارش تقويم سال کمى مشکل به نظر مى رسيد . اين گونه شمارش به همه واژه ها عددى دريافت مى کند. بگونه نمونه "آب" عدد 3. "خر" عدد 800 . شير عدد 510 و دله عدد 39 حاصل مى کند که اين عدد , افغان لويه جرگه پشتونها (افغان ها) را کشيد. وبلاخره اين عدد را محنوس نامگذارى کردند
    ابجد– 1–2–3–4
    هوز– 5–6–7
    حطي – 8–9–10
    كلمن– 20–30–40–50
    سعفص– 60–70–80–90
    قرشت – 100–200–300–400
    ثخذ – 500–600–700
    الخوارزمي چندين کتاب :
    1- "وفيه مقدمة"
    2- وفيه كتاب المراسلة في الجبر و المقابلة
    3 - و فيه المقدمة الكافية في الجبر و المقابلة
    4- كتاب الجامع و التفريق بحساب الهند
    به زبان عربى نگاريد و به بغداد برد
    درکتابها اعداد ارقام و حساب هندىآمده اند
    ابوالحسن‌ احمد بن‌ ابراهيم‌، اُقْليدِسى کتاب "الفصول في الحساب الهندي" خودرا درعرب برد. اين عداد نظام سيستم يونانى ورومى وعربى را ساده ساخت وبا عدد صفر پيوند داد . (शून्य (śūnya (سونيا) درهندى خالى (هيچ) معنى مى دهد ويک خداى هندى مى باشد که خالى معنى مى دهد و صفر هم درعربي از مصدر خالى کردن مشتق شده است.
    دانشمندان بزرگ ریاضی و ستاره‌شناس هنديبه نام نامى آریابهاتا ازصفربراى اولين بار بکارگرفت بود که ‏أبو الريحان محمد بن أحمد البيروني‎ هم اين شخصيت رياضى را نام برده است.
    دوهمين شخصيت آريانا ويا کشور خورشيد که اعداد هندى را در رياضيات ومثلثات چهاردرجه اى بکاربرده ‏أبو الوفا محمد بن محمد بن يحيى بن إسماعيل بن العباس البوزجاني است که در بوزجان نزديک جام (امروز افغانستان) است ابوبکر محمد زکریای رازی‎ و سپس ابن سينا و البيرونى عمرخيام , ووو بزرگان هندوايران وتوران اعداد هندى را در رياضيات ومثلثات بکار بردند و دوران تولدى دوباره جهان دانش و دوران روشنگرى را آغازکردند.
    ولى ما چه کرديم ?

  • ارمام بچیم ایته سفسته بازی کردی توخیال کدی مردم نمیفامه . خراسان در کار نبوده ونیست هرکه میگوید خراسان برود در همانجا افغانستان جای شیران است . برو بچیم از بچه گگ سقو ربانی گگ تان چزی جور نشد اگر میشد وطن به این سرحد بد بخت نمیشد .

  • اقوال مختلف است/از این قبیل که حبیب اله پدر امان اله درنتیجه توطئه با تأیید پسر به قتل رسید.امان اله پشتون را بر غیر پشتون و ترکیه را برایران ترجیح میداد نادر که سپه سالار او بود پس از داخل شدن به کابل بجای دعوت او به بازگشت شاه خودخوانده شد و چون سپه سالار چرخی را برنتابیده بود عبدالخالق هزاره که نه خان بلکه در دستگاه سپه سالار بود او را ترور کرد و فریاد زد چرخی خاک بخورد و تو هوا بخوری؟ نادر به امان وفادار نماند و سوگند خود را نیز شکست.برادران او عبد الخالق را مثله کردند و باز بجای امانفرزند نادر راقرار دادند و خود به هیئت دوشمشیره و سه شمشیره حکومت کردند تا نوبت به داود رسید که همان نقشی را که نادر پس از امان بازی کرد با خروج ظاهر بازی کند....

    آنلاين بنگريد : http://ندارد

  • مهمند گرانقدر
    شما فرموديد ازواژه نوشتن پوزش!
    "ارمام بچیم ایته سفسته بازی کردی توخیال کدی مردم نمیفامه . خراسان در کار نبوده ونیست هرکه میگوید خراسان برود در همانجا افغانستان جای شیران است "
    من به ادب واخلاق شما تفاهم دارم - چون که من درسرگذشت خودم ( دوران اجتماعى وفرهنگى شدن خودم) و درگذشته فرهنگى ملتهاى غير پشتون پيوند دارم.
    ازاينکه نام کشورخور, افغان شما را کشيد, نشاندهنده آن است که شما چه گونه درد و رنج کشيديد . که حتى به من خورشيد زمين, غيرافغان ويا غيرپشتون پيوند فاميلى برقرارنموديد تا باشد که ازخور و خورابات من زندگى تاريک تان کمى روشن شود!
    ابوشکوربلغى, ناصر خسروبلخى, رودکى و فردوسى.... نمونه هاى از صدها ادبا خراسان زمين اند که در وصف سرزمين خور و نور و دانش ديوانها ودفترچه هاىناب را نگاريده اند, که دانشگاه هاى اش درغزنه و بلخ , کابل وباميان هرات و زابل, مشهد, نيشاپور و رى سمرقند وبخارا شهرت جهانى داشتند.
    توانا بود هرکه دانا بود زدانش دل پيربرنا بود
    هر كه نه آموخت از گذشت روزگار. هيچ نــامــوزد ز هـيـچ آمــوزگار
    تن آدمی شریفست به جان آدمیت, نه همین لباس زیباست نشان آدمیت
    اگر شاعران زبان شرين پشتون به جاى قبيله پرستى وفراه خواندن مردم به سوى گرفتن زمين هاى مردم غيرپشتون, به جاى انتحار, انفجار, نسل کشى , زن ستیزی, کتاب سوزی, سوختاندن دبستان و آموزشگاها و پرورشگاها, بینیبریدن
    هاى دوشيزه وزنهاى جوان سرودهاى بشردوستى مى سرايدنند من افتخار مى کردم که مهمندزوى مى بودم. واما اکنون بچه خواندگى شمارا قبول نمى کنم:
    خـوشاجايابر و بوم خراسان ******* درو باش و جهان را مي خور آسان
    خور آسان را بوديعني خور آيان ******* كجا از وي خور آيد سوي ايران
    ناصر خسرو بلخی که از یمگان بدخشان است گوید:
    «مرا مکان به خراسان زمین به یمگان است
    کسی چرا طلبد در سفر خراسان را»

    جامی گوید:
    هرجا که رفت زورق حافظ به بحر شعر جامی سفینه تو به دنباله می‌رود
    نظم تو می‌رود ز خراسان به شاه فارس
    احمد خان ملتانى ابدالى ويا درانى, در زير رکاب شاه خراسان وايران که درجهان برايش آريانا و فارس هم گفته شده
    مى رفت وپس ازمرگ نادرافشارکه مشهد پايتخت بود خود را شاه خراسان و مناطق ماورالنهرناميد. نواسه هاى اين شاه خود راهم شاه خراسان ومناطق وابسته مى ناميدند.
    بلاخره درک کنيد: پشتونها هم سه نام اصلى دارند :افغان پشتون پتهان وديگرنامهاى مانند پختون و اوغان وافاغنه و اوگان اپگان و
    به همين گونه ما غيرپشتونها بسيارنامها گونه خراسان , ايران , آريانا , ارين آريا و فارس و پارسا و پارسه وفارسيوان و توران وتورکتباران واوزبيگ وبلوچ وهزارستان وکرد, تخارستان و زابلستان وزاولستان داريم.
    افغانستان جای شیران ?
    دردرفشهاى کشورايران و خراسان خورشيد و شير نگارشده بودند . واژه شيروخورشيد را دولت پشتون به سره مياشت تغيرداد
    http://www.afghanland.com/history/flags/flags.html
    http://buddel.de/bs/fl_iranl.jpg
    اصطلاحات ملى را اصطلاحات مولى کردند و وحدت ملى را سراب!
    تغيرنام افغانستان ارمان است
    تا که نام افغان است ملک درفغان است
    تا که افغانستان است نام اش بطلان است

  • حبیب الله کلکانی سقاو ازکیسه بری و رهزنی بلاخره پادشاهی از برای خدا!

  • در طول تاریخ دو بار افغانستان توسط خود افغان ها اداره شده یکی در دوران حبیب الله خان کلکانی خادم دین رسول الله و دوم در زمان استاد شهید استاد ربانی باقی همه با نوکری اوغان های بن اسرایل به وطن فروشی و ناموس فروشی

  • بادرود به همه
    البته من مدت چند ماه هیچ سری به کابل پرس سر نزدم و امروز بعد ازمدت زیاد کامنت های های شما هم میهنان را خواندم ولی متاسفانه همان مباحثات تکراری یکی بچه سقا میگوید و دیگری امان الله خان ، باز هم همان تبعیض باز هم همان تفرقه و بازهم هر کس دوغ خود را تعریف می کند. درحالیکه تنها در فساد اداری افغانستان از طرف آخر مقام دوم را بدست گرفته
    آیا مقصر کرزی است ؟ نه
    آیا مقصر جامعه جهانیست ؟ نه
    بلکه مقصر اصلی تمام مردم افغانستان است که هنوز مقصد زندگی را نفهمیده اند . و یکی در کله دیگری خود می زنند.اگر دولت است از همین مردم تشکیل شده ، اگر انتهار کننده است از همین مردم تشکیل شده . اگر نوکری و غلامی ایران و پاکستان و عربستان وو دیگر کشور ها را می کنند .از همین مردم است و شما هم باسوادن خارج دیده همان مردم هستید .که تا دهن باز می کنید به همدیگر توهین و استهزا روا می دارید. بنظر من این یک نوع بیماری بدبختی افغانستان است که به این روز سیاه افتاده
    و رهایی هم بدست جوانان بادانش و کاوشگر میسر است نه به کسانی که تفرقه می اندازند و خود در پوستک دین و مذهب و نژاد و زبان و قوم بندکرده وراه رهایی را جدال با همدیگر می دانند. و نکو بکو عادت شان شده در سایت کابل پرس.
    امید بعد از چند ماه دیگر که باز سر به سایت کابل پرس می زنم. وضع بهتر شده باشد .کمی باز تر به بشریت و جهان هستی نگاه کنید .از من هم ناراحت نشوید چرا حقیقت تلخ است .

  • باعرض سلام: حبیب الله کلکانی مرد شجاع وبا انگیزه ودرعین حال ساده لوح روستایی بود درمقابل ملاها خیلی فروتن ودستگیر قشرضعیف جامعه بود. همینکه چند نفرملاتوسط انگلیسها آمدند وبه اینجوان ساده لوح وخونگرم گفتند که ما خواب دیدیم که چهاریار پیامبر کمرت را بستند قیام کن پادشاهی امان الله راسرنگون کن که لاتی شده . این مرد ساده لوح قبول کرد وشروع به تحرکات علیه حکومت امان الله خان کرد واین قیام توسط مردم گردیز وپکتیا نیز همراهی میشد بعد از سرنگونی حکومت امانی ارگ بدست روستایی ها افتاد وهمه مردم افغانستان بیعت خودرا از خادم دین رسول الله اعلام کردند اما افسوس که تجربه پادشاهی را نداشتند ونمیتوانست از تار رفاقت بگذرد وتوسط انسانهای نادانی که درکنارش بودند چوروچپاول آغاز شد دقیقا مانند دوران ربانی ومسعود هر دوست ورفیق حبیب الله که سندی را میاوردند برای مهر وتاپه چون حبیب الله خان سواد نداشت بپاس رفاقت بدون خواندن مهر میزد اینجابود که مردم متوجه وخامت اوضاع شدند ومردم شروع به شورش کردند . مردم آنزمان اینقدر شعورداشتند که فورا جلو حادثه را گرفتند ونگذاشتند چوروچپاول از حد بگذرد اما مسعود وربانی دیگر همکارانشان افغانستان را تباه کردند خیلی ها هنوزهم اطلاع ندارند . به هر حال ربانی ومسعود که به جزای خود رسیدند . اما همقطارانشان که فعلااز دین خارج شدند ومرتد شدند را هم خیلیها نمیدانند . درحالیکه قران باصراحت بیان میدارد که همکاری با کافر ومرتد کفر است . پناه میبرم به خدا از شر منافقین ومرتدین درلباس مجاهد . والسلام

  • به هر حال ربانی ومسعود که به جزای خود رسیدند . اما همقطارانشان که فعلااز دین خارج شدند ومرتد شدند را هم خیلیها نمیدانند . درحالیکه قران باصراحت بیان میدارد که همکاری با کافر ومرتد کفر است . پناه میبرم به خدا از شر منافقین ومرتدین درلباس مجاهد . والسلام
    بیدار جان قره باغ!
    مثلیکه این شعر را نشنیده ایی که:
    مه صدقه شوم خدارا
    یک بام ودوهوارا
    همکاری با کفر اول ازکشور پاکستان علیه طلبه های کرام آغاز شد وتا حال هم همین همکاری درتسلیم نمودن اعراب القاعده وطالبان به امریکا ادامه دارد ودرعین زمان همین رهبران مجاهد و مسلمان تو مانند ملاعمر کور وگلبدین جان هم از آخور همان همکاران کفر یعنی آی اس آی نان میخورند. مگر تا حالا اینقدر ملا ومولوی پاکستانی چرا قرآن خودت را نخوانده اند تا به مرتد بودن نظام پاکستان فتوا میدادند؟ کی ها درلباس اسلام علیه اسلام عمل کرده است؟ ربانی ومسعود ویا ملاعمر کور وگلبدین مفعول یا هم ملاها وعلمای دینی پاکستان؟
    آیا برای مسعود تنها همین افتخار کافی نیست که به تنهایی اش تا دم مرگ با مسلمان نماهای مانند پیروان جاهل اوغان ملاعمر وعلمای دیوبندی لر وبر پاکستانی وانگلیسی وچچینی وعربی جنگید؟ چگونه میتوانی که تاریخ را مسخ کنی؟ آیا حافظهء خودت را از دست داده ایی ویا اینکه به حافظهء تاریخ میخواهی بخندی؟
    با احترام
    پرویز بهمن

  • بیدار جان خواب آلود میفرماید:
    واین قیام توسط مردم گردیز وپکتیا نیز همراهی میشد بعد از سرنگونی حکومت امانی ارگ بدست روستایی ها افتاد وهمه مردم افغانستان بیعت خودرا از خادم دین رسول الله اعلام کردند اما افسوس که تجربه پادشاهی را نداشتند ونمیتوانست از تار رفاقت بگذرد وتوسط انسانهای نادانی که درکنارش بودند چوروچپاول آغاز شد دقیقا مانند دوران ربانی ومسعود هر دوست ورفیق حبیب الله که سندی را میاوردند برای مهر وتاپه چون حبیب الله خان سواد نداشت بپاس رفاقت بدون خواندن مهر میزد اینجابود که مردم متوجه وخامت اوضاع شدند ومردم شروع به شورش کردند . مردم آنزمان اینقدر شعورداشتند که فورا جلو حادثه را گرفتند ونگذاشتند چوروچپاول از حد بگذرد اما مسعود وربانی دیگر همکارانشان افغانستان را تباه کردند خیلی ها هنوزهم اطلاع ندارند
    اول اینکه خود این عبارات جعلی وساختگی است که درهیچ یک ازکتب تاریخ نیامده است که گویا هرکسی نزد حبیب الله میامد وحبیب الله خادم دین رسول الله به هر ورق مهر وتاپه میزد واز سخن رفقای خود نمی افتاد، این جملات را ازنظر بدیع وبیان مدح ذم میگویند که درعین تعریف وتوصیف شخصی را بدون سند به باد ناسزا بگیری، درهرحالیکه حتی دشمن ترین تاریخ نگاران وتاریخ نویسان این را تائید کرده اند که : درکابینهء خادم دین رسول الله اشخاصی زبده وبرجسته وبا سواد به سویهء حفاظ قرآن، میرزاهای باسوادی درحد پدر زنده یاد عبدالحق واله واستاد خلیلی وجود داشتند که هیچگاهی کار های خلاف اصول ومقررات اداری از قلم شان سرنمی زد.
    دوم اینکه این آقا فرموده که مردم آنقدر شعور داشتند که جلو حادثه را بگیرند پرسش این است کدام مردم؟
    آیا قبایل جاجی ومنگل که شهر کابل را تا یک هفته چور وچپاول میکردند جلو کدام تراژیدی را گرفتند؟ آیا قبایل منگلی و وزیر آنطرف مرز هند بریتانوی که مادران ومادر کلانهای محترم بیدار را ازقره باغ ودیگر مناطق کوهدامن به زور به پکتیا بردند وازآنها موجوداتی مانند محترم بیدار به زور وجبر بدنیا آوردند کدام مردم بودند؟
    جوابش با محترم بیدار است.
    با احترام
    پرویز بهمن

  • حبیب الله کلکانی بچه سقو . مانند احمد شاه مسعود لوده بود هیچ وقت در بیشرفت ترقی فکر نمیکرد تنها در فکر شکم بود . قسمیکه میگفت (برین بلو چلو بخورین متب یعنی مکتب به درد نمیخورد . درس بدرد نمیخورد . امروز علت بیسوادی مردم سمت شمال یعنی دزد های شمال تا فعلا بیسواد است

  • سلام دوست هایی نازنین
    یک چیز باید به یاد داشت که طرفداری از دزد دزد میکند بچه سقاو یک دزد و خاین ملی بود از اینکه امان الله ایشان را مسلح نمود و دوباره در نبود شاه امان الله خان ناجوان مردانه کودتاه نمود.
    و دیگر اینکه من خودم یک تاجک هستم پشتون تاجک ازبک هزاره و دیګر اقوام که در افغانستان زیست میکنند یک افغان هستند و دیګر اینکه برای مسلمان قوم پرستی اجازه داده نشده است. از خود ایران پرست نه از خود خدا پرست جور کنید.
    حقبین و حق ګو باشید.

  • شهید امیر حبیب الله کلکانی یک قهرمان پرورش یافته در باغهای انگور شمالی بود که نظام سیکولار (ضد دین)امان الله خان را سقوط داد.

يك پيام ، يك تفسير ؟

سخنگاه براى مشتركين

براى شركت در اين سخنگاه، شما بايد از پيش ثبت نام ميكرديد. خواهشمند است كلمه شناساييتان را كه دريافت كرده ايد در زير مشخص كنيد.اگر ثبت نشديد، بايد ثبت نام كنيد.

ارتباطنام نویسی آيا كلمه ورود را فراموش كرديد؟