ما در حال طراحی نسخه ی جدیدی از سایت کابل پرس هستیم.

پذيرش > انتخابات > چهل دزد جابلقا و کابینه جدید

چهل دزد جابلقا و کابینه جدید

دو شنبه 30 نوامبر 2009, بوسيله‌ى بهروز عوام


پس از آنکه چهل دزد جابلقا همه پرسی را تکمیل و صنادیق را انباشته و رییس الحرامیان را بر جای خود ابقا کردند، (ما حصل این داد و گرفت را در همین سایت تحت عنوان "در بیان چهل دزد جابلقا و انتخابات" مطالعه فرمایید) باری آورده اند که پس از انتصاب رییس جمهور جدید توسط کمسیون فاخر المقام انتصابات (سابق انتخابات)، وی به مشوره نشست – البته با از ما بهتران و نیز با دیگر دزدان- که چه کسی متولی چاپیدن کدام قسمت گردد. وی در هنگام دیدار با بزرگ از ما بهتران در قاره امریکیه از وی پرسیده که راز شما چیست که هم سرمایه دارانتان مردم را می چاپند و هم مردم از شما خوشحالند و اصلا هم فساد اداری ندارید؟

مرد بزرگ گفت: ما قبل از انتصاب در مقامات مردمان راخوب بررسی می کنیم. اصلا بگذریم از تو سوال می کنم: " هیچ دانی که او کیست که نه برادر تو نه خواهر توست ولی از نسل پدر و مادر حقیقی تو است؟" رییس دلۀ دزدان در باب این سوال، بسان مرغ پر کنده شتلک می زند و با خوردن کشمش و نخود و باقلی و افشاندن بینی و چشمک زدن ممتد، تحیر و بهت خود را پنهان می کند. اما مرد بزرگ که هم به قد بزرگ بود و هم به هوش به فراست کامل اطمینان داشت که این رییس دلۀ دزدها در پاسخ به چنین سوالاتی در می ماند (و البته برخی از محققین و مورخین به این عقیده اند که وی عمدا چنین سوالات سختی را از رییس قطاع الطریقان جابلقا می پرسیده تا بلکه وی را اندکی متنبه سازد. العهده علی الراوی). بالاخره بزرگ از ما بهتران شخص مسئول امور خارجی خود هیلاری را صدا زده و پرسیده است که: او کیست که از نسل پدر و مادرت هست ولی نه برادرت هست و نه خواهرت، وی نیز به سرعت و البته با نزاکت دیپلماتیک جواب داده ، "البته که خود منم."

بدین ترتیب بزرگ ازما بهتران از رییس دزدان جابلقا می خواهد که در دورۀ جدید خود آدمهایی مثل هلاری را که عقل در سرشان است بگمارد تا نه محصول و مالیات دهندگان ما (یعنی افرنگیان) به خاطر کمک به شما برای ما مشکل خلق کند و نه گروگانان (مردم) شما را علیه تان بشورانند. البته آن بزرگ مرد به رییس دزدان یادآوری می کند که "اینکه یک نطاق و یا مجری را وزیر دفاع کنی و بعد یک جنرال را وزیر صحت عامه کنی و یا یک داکتر را رییس یک کمسیون حقوقی کنی، فقط در عرف شما مردم جابلقا پیدا می شود. دزدی هم از خود راه و رسم دارد و به این اندازه بی فکری عاقبت خوبی نخواهد داشت."

رییس دزدان جابلقا در پاسخ چشمک های ممتد زده و با حضور قلب دستورات بزرگ از ما بهتران را به خاطر سپرده و به وطن بازگشت و درست در همان میدان هوایی دستور داد تا معاون اول را صدا زنند. یکی از نودزدان که تازه مقعر (مقرر "نسخه بدل") شده و انبان خود را فراخ نموده و تنبان خود را تنگ، با ترس و لرز گفت: "جانم فدای فرزندتان گردد، معاون اول مشغول رتق و فتق اسبان خود است و چند روز بعد بزکشی دارند." رییس که در دل از این مشغولیت بسیار خوشحال بود، حفظ ظاهر کرده و گفت: "معلوم نیست این آقا معاون من است یا مسئول اسطبل؟ پس معاون دوم را صدا کنید."

کریم مخروبه نشین بسان باد خود را به رییس دزدان رساند. رییس نیز مدتی با وی "مصلحت" کرده (این اصطلاح بسیار در جابلقا رایج بوده و کاربرد وسیعی از تقسیم مقامات تا تقسیم غنایم و قتل گروگانان و غیره را در برداشته است. برخی محققین بر این باورند که این کلمه شفر دزدان بوده و فقط آنان با توجه به موقعیت معنی آن را درک می کرده اند. بازهم العهده علی الراوی) و سپس جهت امتحان و اینکه به بزرگ از ما بهتران نشان دهد که انتصابات وی نیز به جاست و اصحاب وی نیز می توانند با مقامات افرنگیه از ما بهتران هماوردی کنند، از وی می پرسد: "او کیست که از نسل پدر ومادرت هست ولی نه برادر توست و نه خواهر تو؟" کریم مخروبه نشین گرد خرابه های بامیکا را از جامه تکانده و گفته است که این سوال را می تواند جواب دهد ولی به خاطر اینکه جواب کامل و جامع و مانع باشد، باید اندکی تحقیق و تفحص کند." رییس نیز وی را رخصت می دهد.

باری کریم مخروبه نشین وزیر الحرب " همان نطاق تلویزیون" را فرا می خواند و می گوید" او کیست که از نسل پدر و مادرت هست ولی نه برادر توست و نه خواهرت؟" وزیر که مثل همیشه مشکلات داخلی را فرا فکنی می کرده و نالایقی و ناکارآمدی مسئولین را به گردن خارجیان، علی الخصوص همسایگان می انداخته، می گوید: "قربانت گردم، اگرچه مسلم است که هرچه هست توطیه آی اس آی و خارجیان و یا ملایان ایران است ولی بازهم جهت درک موضوع نیاز به "مصلحت" است." کریم مخروبه نشین از وی نا امید شده ، قاروق خان را فرا می خواند، و سوال را بر وی عرضه می دارد. وی در حال می گوید که آن شخص منم قربان.

کریم مخروبه نشین که گویی خون تازه به رگهایش دمیده، منبسط شده و پس از انقباض و انبساط با خاطری سبکبال و دلی روشن ضمیر و قلبی مطمین به دیدار رییس می رود و فریاد کنان وارد تالار می گردد. رییس می گوید چه خبر است معاون؟ مدت مدیدی است که اصلا ما " مصلحت" نکرده ایم؟ کریم مخروبه نشین می گوید: "قربان مصلحت جواب داده و جواب سوال دشوار شما را که در فرهنگ عمید نیز موجود نیست ما یافته ایم. رییس می گوید احسنت، خوب پاسخ چیست؟"

کریم مخروبه نشین می گوید: " آنکه از نسل پدر و مادر منند ولی نه برادر و نه خواهر من است، قاروق خان، رفیق همیشگی و عقل کل و سرور ما وشماست." رییس البته از تملق کریم مخروبه نشین اندکی می هراسد که نکند در دور بعد یاران وی گرد قاروق را گرفته و جامۀ ریاست را بر تن وی راست کنند، با این حال خود را جمع و جور کرده و شماتت کنان می گوید: " نخیر، من از دست شما یاران بی عقل دیوانه شده ام. آنکس هلاری است، هلاری."

در بیان چهل دزد جابلقا و انتخابات

دزدان بار دیگر تدویر جلسه کرده و رییس از آنان خواست تا راهکارهای دقیق تری برای پایداری نظام دزدسالاری بسنجند. راویان در نسخ معتبر از چند ترفند رندانه یاد کرده اند که به همت قاروق خان و کریم کتاب دزد و کریم مخروبه نشین و احسنت و آفرین گفتن دیگران ترتیب شده است.

دو شنبه 14 سپتامبر 2009, نويسنده: ب. عوام

پيام‌ها

يك پيام ، يك تفسير ؟

سخنگاه براى مشتركين

براى شركت در اين سخنگاه، شما بايد از پيش ثبت نام ميكرديد. خواهشمند است كلمه شناساييتان را كه دريافت كرده ايد در زير مشخص كنيد.اگر ثبت نشديد، بايد ثبت نام كنيد.

ارتباطنام نویسی آيا كلمه ورود را فراموش كرديد؟