ما در حال طراحی نسخه ی جدیدی از سایت کابل پرس هستیم.

پذيرش > انتخابات > خط و مشی بشردوست

آنچه گذ شت ...؟!

خط و مشی بشردوست

درانتخابات رياست جمهوری افغانستان – 29 اسد

چهار شنبه 9 دسامبر 2009, بوسيله‌ى علي جان محمدي


درپروسه انتخابات رياست جمهوري افغانستان در سال 1388 اگرچه آقاي بشردوست درظاهر نتوانست پست رياست جمهوري اين كشور را كسب نمايد. اما با حضور خويش درواقع توانست مشكل ترين واساسي ترين مسأله اي كه درافغانستان با طرز تفكرتحجرگرانه طالباني كه ريشه اي آن در زمان جاهليت عرب برمي گردد كه حتي برمردگان واستخوان پوسيده اي بي روح آنان و درقبرستان رفتند به نشانه سنگهاي آنان برعليه همديگر فخرفروشي وامتيازطلبي مي كردند محوكرد !

يكي ازمسايل كه واقعا جامعه مارا به چالش كشاند وموجب عقب ماندگي اين كشورگرديد، مسأله اي دامن زدن اختلاف بين اقوام ساكن درافغانستان بود،‌ كه متأسفانه اين مسأله بسيار طبعات منفي و اذهان مردم مارا نسبت به يك ديگر خراب كردند. اگرچه معلوم است كه ، اين كار ها مربوط به يكعده كساني بودند كه با پررنگ نمودن اين مسأله بتوانند به اهداف شان برسند.

اما بانگرش وانديشه بشردوست وسياست گزاري ايشان، اين مسأله به خوبي به حالت منطقي وعقلانيت پايه گرفت ودرحال حركت دراين جهت بود. درزمان مبارزه انتخاباتي ايشان اين مسأله بارويكرد عملي ورفتاري اين نامزد به شكل واضح براي همگان قابل مشاهده بود. چون اين مسأله،مسأله اي بود كه بعضي داراي فكرسياه طالباني و باانديشه تاريخ گذشته شان،‌ به اين مسأله دامن زدند. افغانستاني كه درقديم به بنابه گواهي تاريخي " مهد تمدن" بوده است، براساس اين نوع تفكر به خود حالت قهقراي گرفته و به خاك سياه كشانده شد ؟!

شاهكاريا امتياز ديگري ازبشردوست كه در زمان كانديداتوري ايشان درپيش روداشت مواردي زيادي بود دراين جا به چند مورد آن اشاره مي كنم :

1.استفاده از منابع طبيعي افغانستان وبهره گيري ازآن درجهت ساخت وساززيربنا وروبناي كشور.باتوجه به اينكه كشورما نيازشديد به ساخت وساز شهري وزيربناي دارد. مثلا حتي سطح شهر كابل را اگربررسي كنيد از اتوبوس ها وميني بوس هاي ليني ازرده خهارج شده تا خيابان وسركها منطبق به نياز وكرامت انساني را ندارد.

2.سياستها وراهبرد هاي صحيح منطقي و مؤثر، چه در داخل چه درسطح بين الملل.

3.حس يكپارچه سازي: كه مشكل اصلي افغانستان است . خط بطلان بر هرگونه امتيازطلبي براساس قوم پرستي ونژاد گرايي قرن هجر، بلكه تمام اقوام ساكن درافغانستنان ازحق مساوي برخوردارند.حق مطلب هم همين است درافغانستان بايد كسي حاكم ورييس جمهور باشد كه ازاختلاف افگنانه اقوام جداً پرهيز نموده وهمه را به عنوان يك شهروند افغانستاني بدورازهرگونه تعصب و تبعيض قومي ونژادي برايش حق قايل باشد .

4.مشاركت زنان دركابينه بشردوست: مشكلاتي ديگري كه درافغانستان وجود دارند مسأله ناديده گرفتن حقوق زنان هستند ، كه تاهنوز به آن به طرز معقولانه وصحيح پرداخته نشده است. اما درسياست بشردوست زنان نيمي ازجامعه به حساب مي آيند و حق اشتراك در عرصه هاي مختلف اجتماعي وسياسي را دارند. نمونه عيني اش همان بود كه بشردوست مبادرت به انتخاب زن درپست معاونت دومش كرد.

5.مبارزه بافساد اداري: كه امروز متأسفانه اين مسأله چالش بزرگي درسرراه دولت آقاي كرزي ومردم افغانستان به حساب مي آيد. يكعده كساني كه نانش تهي روغن است ازسيري پاره مي شوند وعده ديگرازگرسنگي نزديك به هلاكت يا به درعالم مسافرت ومهاجرت به كام مرگ مي روند.

6.مديريت صحيح كشور: اهتمام به كار،‌ ايجادشغل واستفاده از ذخاير زير زميني افغانستان، براي مردمي كه براي به دست آوردن يك لقمه نان و امرار معاش براي خانواده هاي شان ازسر مرزهاي خاكي كشورهاي همسايه گرفته تا سرمرزهاي آبي كشورهاي اروپاي قرباني مي شوند ! بي شك اين سخن سخني درستي است كه : رييس جمهورشدن هنرنيست بلكه مدريت صحيح وعزت بخشيدن به كشورهنراست.

درپايان لازم مي دانم به يك نكته اي عجيب ، نوشته ام را به پايان برسانم و آن عبارت ازاين است كه‌: بشردوست را بعضي ازمردم ما ديوانه مي خوانند ! اين مشكل سطح نگري فكري جامعه ماست نه اينكه مشكل درانديشه بشردوست باشد.


شرکت در نظرخواهی داکتر بشردوست

حرکت جمعی باید حرکتی مدنی و بدور از هرگونه خشونت باشد./ فراگيرترین راه ممکن برای يکجا کردن شهروندان افغانستان چيست؟/ آيا با راه اندازی حزب سیاسی موافق هستید؟/ اگر موافق راه اندازی حزب سیاسی هستید، این حزب باید چه ويژگی هایی داشته باشد؟/ اين حزب نيازهای مالی خود را چگونه تامين کند؟

يكشنبه 6 دسامبر 2009

پيام‌ها

  • اگر خواهیم دلی بدست آورده و دلهای پیوند دهیم پس دست نوازشِ بکار خواهد بود که از کوچکتین اقلیت ها شروع و تا همۀ اقشار و اقوام را دربر بگیرد و خود نیز دلِ داشته باشیم بسا بزرگ و عاری از هرگونه تضاد و تعصب، ورنه همین آش و هم همین کاسه باشند تا ابد ماندگار که ماندگار!

  • آنانیکه مغلوب خواست های نفسانئ خود شده اند، جناب ایشان را دیوانه خطاب میکنند وگرنه هوشیار ترین افراد در روی کرۀ خاکی کسانی اند که همانند داکتر رمضان بشردوست، برخلاف خواست های وجدانئ خود عمل نکنند. بطور مثال، دزدی نکردن و خیانت ننمودن به همنوعان و مادروطن.

    به عقیدۀ من آقای داکتر بشردوست هوشیار ترین فردیست که تا هنوز کرسی های ارشد دولتی در خراب آباد افغانستان بخود دیده است. اما در مقابل وی بودند و هستند افرادیکه تا خورده یا نخورده به جرم دزدی و اختلاس بدنام شدند (آقای عنایت الله قاسمی) در حالیکه همه میدانند که اکثریت مطلق مسئولان بلند پایه ی حکومتی در 8 سال گذشته بیشتر و زیاد تر از عنایت الله قاسمی خوردند و تا هنوز میخورند و در آینده نیز خواهند خورد... اما در لست خاینین فقط آدم های بی واسطه و برخیسته از اقلیت های قومی هستند که بدنام میگردند...

    داکتر بشردوست چنین روزیرا 9 سال قبل و حتی پیشتر از آن با دو چشم سر و با وضوح کامل مشاهده میکرد و بنابر همان دلیل بود که خود را نفروخت و هزار آفرین بر او والدین او که او را اینچنین تربیت نمودند.

    پس با جرئت میتوان ادعا کرد که آقای داکتر بشردوست از بینش و دیدی قویی بهره مند بوده که در اندک افراد نخبه از دیار خود و حتی منطقه مبینیم.

    همیشه موفق و سربلند باد جناب داکتر بشردوست، مرد علم و عمل، افتخار افغانستان و اقوام برادر و برابر آن. خداوند متعال (ج) همواره او را حافظ و ناصر باشد تا همینگونه در صراط المستقیم با گام های استوار و مستحکم قدم برداشته و این درفش صداقت و عدالت را به سرمنزل مقصود رساند. راهش پُر رهرو و عمر پُر برکتش دراز باد! 

  • مگر سنگ اندازی های نصیحت گران ما را خسته ساخته من نمی
    دانم کجا است رمضان بشر دوست که هر روز در پارلمان صدایش گوش فلک را کرساخته و از ملالی های خیالی گپ می
    زند اما وقتیکه کوچی های کره ومنظر های زشت خوی اهریمن صفت بلای مردم بیچاره هزار ه حمله وحشیانه میکند
    این آغا درک ندارد وهمیشه خاموشی اختیار می کند ؟ !!!!!!!!!کوچی ها و ناقلین ، دو پدیده ی فاجعه آفرین

    باز هم صدای پای شتر ها و شترچران های اوغان در منطقه های زیست مردمان هزاره و برخی بخش های دیگر کشور به گوش می رسد . باز هم کوچی های تجاوزگر اوغان به زمین و خانه و سبزه زارهای مردمان غیر پشتون یورش برده اند و به کشتار و خونریزی و چپاولگری پرداخته اند . این خبر و تصویر هایی از جنگ های جاری در

    بهسود و ویرانگری کوچی ها ، در رسانه های همگانی بازتاب یافته است .گفته می شود که کوچی ها تا دندان مسلح بوده و انواع گوناگون جنگ ابزار با خود دارند که به وسیله ی آن می توانند مردم بی دفاع و بی سلاح مناطق مورد تجاوز خویش را به قتل رسانند و یا فراری سازند .

    از زمانی که اوغانها از کوه سلیمان به سرزمین های اطراف آن سرازیر شدند ، سلسله ی تجاوزگری و اشغالگری و چپاولگری ایشان تا به همین امروز ادامه دارد و مردمان غیر پشتون از دست آنها در رنج و عذاب می باشند . به ویژه پس از آن که دو صد شصت سال پیش قبایل اوغان ( پشتون ها ) موفق به ایجاد یک دولت غاصب و تجاوزگر در خاک پاک خراسان شدند ، دیگر کسی رنگ آرامی و خوشی و پیشرفت و ترقی را در ساحه ی جغرافیایی تحت حاکمیت منحوس اوغان ها ندیده است .

    یکی از ارمغان های شوم و مصیبت بار حاکمیت اوغانشاهان پدیده ای به نام " ناقلین " بوده است . شاهان جنایتکار پشتون برای تحت فشار قرار دادن و سرکوب و بی خانمان ساختن مردمان تاجیک و اوزبیک و هزاره ، هزاران هزار پشتون را از مناطق شرق و جنوب اوغانستان و همچنان از آن سوی خط مرزی دیورند ، به مناطق شمالی ، ساحات مرکزی و تخارستان ( بخش شمال کشور ) ، انتقال دادند و برای شان زمین های مردمان بومی آن جا ها را تقسیم کردند و خود مردمان تاجیک و اوزبیک و هزاره را بی خانمان ساختند . داستان های ظلم و جنایتکاری شاهان خاین اوغان صرف در همین مورد بی شمار است .

    حقیقت این است که بخش زیاد زمین های که پشتون ها در ساحات زیست کنونی شان در دست دارند ، غیر از بخش های کوه سلیمان ، دیگر همه زمین های اشغالی تاجیکان و مردمان بومی دیگر می باشند که در اثر تجاوزگری ها و جنگ های متوالی در طول چند قرن به زور غصب کرده و در آن جا ها ساکن شده اند . اما مسکن گزین شدن پشتون ها در مناطق مرکزی و شمال اوغانستان به صورت برنامه ریزی شده از طرف دولت های اوغانی به طور گسترده در صد سال اخیر انجام شده است که این ها به نام " ناقلین " یاد می شوند . یعنی کسانی که از شرق و جنوب به مناطق مرکزی و شمال اوغانستان نقل داد شدند و خانه و زمین و زنده گی مردم بومی را به زور و جبر اشغال نمودند و از همان وقت تا کنون به مکیدن خون مردم غیر پشتون در آن مناطق مشغول می باشند .

    کوچی های اوغان نیز یک بلا و مصیبت دیگری اند که بالای مردم غیر پشتون هر سال نازل می شوند و زنده گی مردم را تیره و تار می سازند . هم ناقلین غاصب و طفیلی ، هم کوچی های تجاوزگر و وحشی ، همیشه از طرف دولت های پشتونی مورد حمایت عام و تام قرار گرفته اند و به همه جنایت ها و بیرحمی ها و وحشی گری های شان از جانب دولت ها مهر تایید نهاده شده است .

    ما به این باوریم که مردمان تاجیک و هزاره و اوزبیک و دیگرانی که مورد ظلم و بی رحمی ناقلین و کوچی ها قرار گرفته اند ، برای دفاع از خود و برای بازپس گرفتن زمین و جایداد خود ، دیگر هیچ راه ندارند جز این که مصیبت ناقلین و کوچی ها را به زور دفع سازند و از میان بردارند .

    ما تجاوزگری و وحشت افگنی کوچی های ظالم را در مناطق مرکزی و دیگر بخش های کشور نکوهش می کنیم و موجودیت ناقلین طفیلی و غاصب را در زمین های مردم غیر پشتون یک لکه ننگ می دانیم . از نظر ما ، مردمان غیر پشتون این حق را دارند که ناقلین را دو باره به جایگاه اولی شان برگردانند و زمین و جایداد خویش را از چنگ شان رها سازند و همچنان این را حق مسلم مردم غیر پشتون می دانیم که نگذارند پای کثیف کوچی های تجاوزگر و قاتل به خاک شان نهاده شود . وقتی که دولت پوشالی و مزدور پشتونیست های غدار از ناقلین و کوچی ها به مثابه ابزار فشار و سرکوب دیگران کار می گیرند ، دیگران هم باید از چنان یک دولت سیاهکار هیچ توقع برای تامین عدالت و انصاف نداشته باشند . امید بستن به تامین عدالت از جانب دولت اوغان سالار که خود حامی و تجهیز کننده ی کوچی ها و ناقلین می باشد ، یک کار نادرست می است . همان گونه که دولت پوشالی کرزی در سال های گذشته هیچ کاری برای جلو گیری از فاجعه ی تجاوز کوچی ها نکرد ، امسال و سال دیگر نیز هیچ کاری به سود مردمان غیر پشتون در این زمینه انجام نخواهد داد .

    اوغان ذلتی ها ، سورخلقی ها و دیگر پشتونیست های دزد و قاچاقبری که در اوغانستان حاکمیت را به دست دارند ، نه تنها هیچ تمایلی به جلو گیری از تجاوز کوچی ها ندارند ، بلکه کوچی ها را تقویت ، حمایت و تشویق می کنند که هر سال بیشتر از پیش بر شدت کشتار و وحشی گری خویش بیافزایند . همچنان ، دولت کرزی و پشتونیست های رنگارنگی که با آن همپیمان اند ، از اوغان ذلتی ها گرفته تا گلبدینی ها و طالب ها ، همه بر اساس دستورات کتاب مقدس شان ( دویمه سقوی ) به صورت بسیار جدی و قاطعانه خواهان این استند که ناقلین رانده شده از شمال را به آن جا برگردانند و در عین حال صد ها هزار نفر دیگر از پشتون های مناطق شرق و جنوب و حتی پشتون های آن سوی مرز دیورند را به مناطق تاجیک ها ، اوزبیک ها و هزاره ها در شمال ، مرکز و غرب اوغانستان ، سرازیر سازند و همان طرح " ناقلین " دولت های پشتونی قبلی را به شدت و قوت بیشتر ادامه دهند .

    مردمان غیر پشتون باید در برابر این توطئه ها هوشیار باشند و از خود واکنش های مناسب نشان دهند و نگذارند که همان اندک زمین و جایدادی که در اختیار شان قرار دارد مورد چپاول و تاراج اوغان ها قرار گیرد . ما این را به خوبی میدانیم که تجاوزگران اوغان ، زبان نرم را نمی فهمند ، کسی نمی تواند آن ها را با سخن خالی ، با گریه و زاری ، با عریضه نویسی و گردن پتی به جاده ی خردمندی و عدالت و انصاف رهنمون گردد . تنها زبانی را که آنها می فهمند و بالای شان تاثیر دارد ، زبان زور است . تا وقتی که خوب محکم و پخته بر دهان شان کوبیده نشود ، به هوش نمی آیند و در همان شتر جهل و خودپرستی و افزون خواهی و فاشیزم سوار استند و هر کسی که در دم شان بیاید زیر پا می کنند .

    برای دفع تجاوز کوچی ها و شکست برنامه ی ناقلین و پایان دادن به حاکمیت ظالمانه ی تک قومی و اوغان سالاری، ما به یک مبارزه و مقاومت گسترده و همه جانبه نیاز داریم . برای اینکه بتوانیم حقوق مردم خویش را به دست آوریم ، باید توانایی به کاربست تمامی اشکال مبارزه و مقاومت دادخواهانه را داشته باشیم . تا زمانی که اوغان سالاری در کشور ما حاکم باشد ، تا زمانی که مردمان غیر پشتون در اسارت قرار داشته و گروگان قبیله و قبیله پرستان باشند ، تا زمانی که مشکلات حاکمیت سیاسی و مناسبات قومی و اجتماعی به صورت عادلانه و شایسته حل نگردد ، همین اوغانستان خواهد بود و همین اوغوکراسی و کشور توسط اوغان ذلتی ها و پشتونیست های تمامیت خواه و فاشیست به سوی ازهمپاشیده گی بیشتر ، به سوی بی ثباتی بیشتر و سر انجام به سوی تجزیه و چند پارچه شدن سوق داده خواهد شد

يك پيام ، يك تفسير ؟

سخنگاه براى مشتركين

براى شركت در اين سخنگاه، شما بايد از پيش ثبت نام ميكرديد. خواهشمند است كلمه شناساييتان را كه دريافت كرده ايد در زير مشخص كنيد.اگر ثبت نشديد، بايد ثبت نام كنيد.

ارتباطنام نویسی آيا كلمه ورود را فراموش كرديد؟