ما در حال طراحی نسخه ی جدیدی از سایت کابل پرس هستیم.

پذيرش > دیدگاه > اخراج نجيب مايل هروي

اخراج نجيب مايل هروي

پنج شنبه 31 مه/ می 2007

خبر اين بود: دوشنبه دهم ارديبهشت ماه 1386 دكتر نجيب مايل هروي جايزه خود را از «بنياد موقوفات محمود افشار» دريافت مي‌كند. بعد هم خوانديم كه استاد نجيب مايل هروي مشكل اقامتش در ايران حل شده است. واقعاً براي من به عنوان يك ايراني كمال شرمساري و شرمندگي است كه استادي بزرگوار و انديشمند مانند استاد نجيب مايل هروي آن هم بعد از نزديك به 40 سال اقامت قانوني در ايران و خدمات ارزنده‌اي كه به فرهنگ و جامعه و زبان فارسي كرده است با مشكلي مانند اقامت روبرو شود. البته اشتباه نكنيد من به طور كلي مخالف اخراج برادران افغانم از ايران هستم اما مساله وقتي وخيم‌تر مي‌شود كه استادي بلند مرتبه و دانشمند كه بي‌شك او را بايد بزرگترين كارشناس عرفان و فلسفه اسلامي - ايراني (با يادآوري اين نكته مهم كه مقصود من نه ايران سياسي كه ايران فرهنگي است. بر اين اساس فارغ از مرزبندي‌هاي سياسي، برادران افغاني من اگر از من ايراني، ايراني‌تر نباشند با توجه به تلاش و كوشش خستگي ناپذيرشان در راه اعتلاي فرهنگ و زبان مشترك كمتر هم ايراني‌ نيستند.) دانست هم با چنين مشكلي روبرو مي‌شود.

دولت ايران با چنين اقدامي بار ديگر نشان داد كه مي‌توان انديشمندان ايراني را ترور كرد. مگر فقط «قتلهاي زنجيره‌اي» ترور بود. محروم كردن انديشمندان و متفكران و صاحبان انديشه ايران از آثار و انديشه‌هاي استاد نجيب مايل هروي تروري در همان حد است.


خبر و نظر يکی از خوانندگان کابل پرس

پيام‌ها

  • ضمن ابراز خرسندی ازین احساس انسانی این برادر ایرانی و همزبان عزیز ، واقعا" که مساله دردناکی را صادقانه انعکاس داده اند - دولت ایران خود را صاحب تمدن بزرگی می داند که این تمدن بار آمده از اندیشهء بزرگ مردانی است که در منطقه امروزی یعنی ایران ، افغانستان ، تاجیکستان و حتی ترکیه عثمانی و بخشی از هند بزرگ واقع شده است اما دولت فعلی ایران هیچ ارزشی برای دیگر همزبانان که بار آورندگان این تمدن بزرگ بوده اند قایل نیست - شما فکر کنید که یک شخصیتی فرهنگی مثل آقای مایل هروی که 40 سال از عمرش را در راه فرهنگ و ادب فارسی و عرفان شرقی اسلامی صرف کرده و در کشور ایران در راه فرهنگ فارسی خدمت نموده است پس از 40 سال ، به جرم افغانی بودن مشکل اقامت در ایران دارد ؟؟؟ در حالی که جهان غرب فارغ از چنین سیاست های ناسیونالیستی نه فقط برای چنین شخصیت ها بلکه برای هر انسانی حرمت می گذارند و اصولا" قوانین بین المللی در تمام کشور ها این است که اگر شخصی بمدت 5 سال در یک کشور دیگر اقامت قانونی داشت اصلا" تابعیت آنجا به وی اعطا می شود - دریغ و درد ازینکه یک همزبان و مسلمان با خدمات فراوان فرهنگی در حوزه فارسی زبانان ، برای گرفتن اقامت یکساله و تمدید آن در ایران مدعی همه چیز با مشکل مواجه می شود و باید هفته ها و ماهها در ادارات ایران به اصطلاح اسلامی سرگردان و حیران باشد .

  • چندی قبل با یکی از دوستانم که دانشجوی دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین است همصحبت شدم و از حال استاد سلطان حمید سلطان(استاد دیرین ادبیات) پرسیدم، وی گفت: ایشان به کانادا پناهنده شدند. این خبر واقعا برایم شگفت آور بود. سلطان حمید سلطان بیش از دو دهه استاد ادبیات فارسی در دانشگاههای ایران و در قزوین بود. به گفته خودش حدود ده هزار شاگرد از از زیر دستش گذشته است. آنچه باعث شگفتی من شد رفتن استاد سلطان از ایران بود. استادسلطان روحیات جالبی داشتند، وی یک روحیه انزواطلبی عرفانی داشت و به خاطر همین دلیل وزارت ترانسپورت را در افغانستان رها کرد و به محیط تعلیم و تدریس برگشت و گفته بود که ماندنش در این پست در این شرایط اورا به برخی مسایل الوده می کند.
    سلطان حمید سلطان بعد از بیست و چند سال تدریس در دانشگاه قزوین ایران را برای همیشه ترک کرد. وقتی شاگردانش علت این رفتن را جویا شده بودند سلطان با تاثرگفته بود:وقتی من تدریس را در این دانشگاه های قزوین شروع کردم تنها استاد با مدرک دکتری ادبیات در این جا بودم و در طول این دو دهه بدون وقفه تدریس کردم و هزاران شاگرد از زیر دست من گذشته است، ولی واقعیت این است که حتی آبدارچی ها و کمترین کسانی که در دانشگاه کار کردندبعد از مدتی اندکی دارای همه چیز می شد و از تلاش و کار شان قدر دانی می شد، اما من استاد چندین ساله دانشگاه حتی نمی توانم یک خانه اجاره ای مناسب نیز برای خودم پیدا کنم."
    نجیب مایل هروی بحق یک استاد است و بیش از خیلی ها و به اندازه ایرج افشار سیستانی و چنگیز پهلوان و جلال الدین کزازی و...خود را وقف فرهنگ و تاریخ با قرائت ورویکرد خاص کرده است. برای من واقعا این مسله شگفت انگیز بود بیش از رفتن داکتر سلطان حمید سلطان از ایران.

    • دوست گرامي جناب شيخ عمر

      من متاسفانه استاد سلطان حميد سلطان را نمي‌شناسم و نام اين بزرگوار را تاكنون نشنيده بودم. خوشبختانه برادران افغاني من داراي دانش و خرد بالايي هستند كه مايه افتخاري براي من به عنوان يك همزبان و همفرهنگ مي‌باشد. در اين ميانه نامهايي بيشتر معروفند مير‌محمد غبار - استاد عبدالحي حبيبي و يك افغاني ديگر كه متاسفانه نامش را فراموش كرده‌ام كه از شاگردان نويسنده بزرگ و فقيد ايران هوشنگ گلشيري بود.

      عشق و علاقه و توجه انديشمندان ايراني به افغانستان يك امر هميشگي است و دليل آن هم شمار بسيار زيادي از آثار كه نويسندگان ما نوشته‌اند و شاخص‌ترين آنها افغان‌نامه استاد محمود افشار است.
      ولي متاسفانه دولت ما، به يك نكته توجه ندارد و آن اين كه ما و برادران افغاني ما بهتر مي‌توانيم به هم كمك كنيم تا عربي كه به خون ايران و ايراني تشنه است و حتا شاعر بزرگ ايراني - افغاني بشار برد تخاري را نيز عرب جا مي‌زند. مي‌گويم ايراني - افغاني چون تاريخ ما تا همين 150 سال پيش يكي بود تا آن زمان كه ناصرالدين شاه ملعون رقم جدايي بين دو ملت كشيد.

      كاش مي‌شد ما ايرانيها و افغاني‌ها و تاجيكها بهتر همديگر را درك مي‌كرديم و فقط به همين بسنده نمي‌كرديم كه يكي دو افغان و تاجيك در فرهنگستان زبان و ادبيات ايران باشند بلكه آرزومندم روزي يك انگليسي كتابهاي چاپ آمريكا به دستش مي‌رسد و مي‌خواند روزي ما هم در بازارهاي ايران شاهد محصولات به ويژه محصولات فرهنگي منتشره در افغانستان و تاجيكستان باشيم.

      با تشكر

    • متاسفانه اکثرروشنفکرنماهای تاریک بین بدان تصوراند که بعضی وجوهات مشترک فرهنکی میتواند ماراحتی انطرف مرزهای موجود برادروبرابر سازد. ولی حقیقت اینست که خدمت به دکران ولوکه همزبان ماباشند جزخردساختن وتحقیرخود،ملت وملیت ومیهن چیزی دکری بوده نمیتواند . این علاقنمدی وشیفتکی اکر به انطرف آمووهرمند باشد ویاآنسوی « دیورند» .
      هموطنان باوجدان !
      بیایید ازحوادث وحقایق درس عبرت بکیریم ،در حالیه به دکران هم احترام وارج میکذاریم میان خود بسازیم و به سوی سراب « به اصل خویش برکشتن » نه تازیم وباید بدانیم که برادران ایرانی ماایرانی اندو پاکستانی ماپاکستانی ولوکه باماهمزبان وهمدین وهم فرهنک هم باشند . به خاطرحفظ حیثیت وشرافت خودوهموطنان خویش درپهلوی احترام به حقوق همسایکی وانسانی دکران یاهمسایکان، خودراافغان بدانیم نه « ایرانیتر ازایرانی » ورنه همیشه موردتوهین وتحقیر قرار خواهیم کرفت .
      لطفااز« خودکشی وبیکانه پرستی » بپرهیزید !!
      عبدالله افغانی
      ازآلمان فدرال

  • من یک مهاجر افغان هستم. کوتاه بگویم مانده ام از خواندن این خبر غمگین باشم یا شاد . خبر به قدر کافی تاسف انگیز بود .نمونه ی دیگر این گونه مسایل هجرت دکتر سلطان -استاد دیگر افغان- بعد از حدود بیست سال تدریس و تحقیق از ایران است که دقیقا چنین موانع حقیر مرزی باعث ان شد .از دیگر سو بسیار خوشحال شدم که هنوز در ایران امثال دوست ایرانی نویسند ه ی یافت می شود و این خود در این وانفسای فرهنگی مایه ی بسی دلگرمی هاست .حضرت اخوان ثالث در موخره ی ازاین اوستا به ظرافت شرح این هجران و این خون جگرها نگاشته است و از آستین مرقع سیاست پیاله های اینگونه جهالت ها را بیرون کرده است.به امید روز وصال این سرزمین فرهنگی اینک مجروح و شرحه شرحه...ایدون باد و ایدون تر

يك پيام ، يك تفسير ؟

سخنگاه براى مشتركين

براى شركت در اين سخنگاه، شما بايد از پيش ثبت نام ميكرديد. خواهشمند است كلمه شناساييتان را كه دريافت كرده ايد در زير مشخص كنيد.اگر ثبت نشديد، بايد ثبت نام كنيد.

ارتباطنام نویسی آيا كلمه ورود را فراموش كرديد؟