دموکراسی و ولنتاین دوسنت زیبا وستایش انگیز روم باستان
تو با عشقت علیه عمامه پوشان شیاد برخیز!
تذکر: بی تردید نشر مقاله ای، مانند "دموکراسی و ولنتاین دوسنت زیبا و ستایش انگیز روم باستان" واکنشهای مخالف و موافق زیادی را درپی دارد. اما در میان مخالفان آنچه مایه تعجب است، نگرش و نقد تند کسانی استکه ارزشهای مدرن و لیبرال را چیزی بیگانه و کاملا نا افغانی قلمداد می کنند. درحالیکه اندکی آگاهی و آشنایی با گذشته شهر نشینی افغانستان نشان می دهد که لیبرالیزم سالیان درازی را در این مرز و بوم زیسته است و شیوه ای پسندیده ای زندگی برای طبقه متوسط و شهر نشین افغانستان بوده است. تصرف شهرهای افغانستان توسط مجاهدین، که اغلب مردان غیرشهری و سخت بیگانه با ارزشهای شهر بودند، ضربه شدید و کمرشکنی بود بر پیکر باورهای لیبرال در افغانستان. زیرا بخش عظیمی از شهرنشینان افغانستان روانه غربت و هجرت شدند و شهرهای افغانستان در آغوش تفکرات تند مذهبی روستا زادگانِ نا آشنا با ارزشهای شهر روند قهقرایی را به پیمایش گرفت. امروزه اکثر نویسندگان که گذشته ای حزبی و تعلق فکری به احزاب جهادی دارند وسالهای عمرشان را در سایه حکومت ملا سالار ایران و یا حشر و نشر با احزاب بنیاد گرای پاکستان سپری نموده اند، هر حرکت مدرن و لیبرال را نوعی بدعت و افراط قلمداد می کنند. ولاکن گذشته شهرنشینی افغانستان سند معتبر و تجربه ارزشمندی است که نشان می دهد زندگی با ارزشهای مدرن و کاهش حضور مذهب در زندگی بهیچوجه سبکسری و افراط نیست. شگوفایی ادبیات، موسیقی و هنر افغانستان تا حد زیادی مرهون لیبرالیزم مسلط دهه های میانه ای قرن بیستم در آن سرزمین است. قلم بدستان که سالهای متمادیی را در فضای اختناق آمیز حکومت ملا سالار ایران زیسته اند یا رویای قم را در سردارند، و یا ،در مدرن ترین فرض، تصویری از یک جامعه و حکومتی به سبک و روش ملای نسبتا معتدل ایرانی، محمد خاتمی. برادران فکری نویسندگان الهام گرفته از ایران نیز، که بیشتر در وزارت اطلاعات و فرهنگ تمرکزدارند و بخشی دیگری از آنان در پیام مجاهد می نویسند، به چیزی فراتر از یک پیشاور اسلامی برای شهرهای افغانستان نمی توانند بیندیشند. اما لیبرالیزم تفکر آزاد و بازتر از آن است که بتوان آنرا در سیما کسانی مثل محمد خاتمی دید ویا از زبان نسل دوم اخوان آنرا شنید. و آدم لیبرال آدم سبک، متظاهر و بیغیرت که مذهبی ها تصور می کنند نیست. آدم لیبرال زن و یا مرد با شهامت استکه با ترسهایش وادع نموده است و دیگر هیچ نسخه ای از کتب باستانی نمی تواند شبح و کابوس برای او باشد. آدم لیبرال اهل خوانش و دانش است ونسبت به جهان، سرزمین و مردمش نظر و حساسیت دارد. آدم لیبرال زندگی آرام و عمیقی را تجربه می نماید که ریشه در عقل، قانون، وجدان، فرهنگ و مدنیت دارد. آدم لیبرال دل به عشق ورزی و سرمستی دارد ولی فکر صحتمندی و خردورزی نیز همیشه با اوست.
فردا یک میلیارد کارت سرخ ولنتاین پشت خانهء عشق ورزان زمین می رسد وشهروندان "عشق پیشه" شهرهای مدرن جهان با کارت و گل و چاکلیت روزخوش عشق ورزی را آغاز می نمایند. چهاردهم فبروری روزجهانی عشق ورزی است وپیشینه تاریخی آمیخته با افسانه ای آن به ولنتاین، قدیس شهید مسیحی میرسد. گفته میشود که "کلودیوس دوم" امپراتور روم باستان با این استدلال که سربازان مجرد بهتر می جنگند ازدواج سربازان مجرد وجوان را ممنوع اعلام می نماید. ولنتاین تصمیم امپراتور را نا عادلانه می داند و با برگزاری مخفیانه مراسم ازدواج سربازان به مخالفت با امپراتور برمی خیزد. پس از مدتی راز ولنتاین افشا میشود و امپراتور او را اعدام می نماید. سالها بعد کلیسا و مردم سالروز اعدام ولنتاین را تجلیل و اورا منحیث فدایی عشق گرامی میدارند. در کنار پیشنه ای افسانوی ولنتاین، در اروپای مرکزی باوری وجود دارد که در چهاردهم فبروری پرندگان به معاشقه و ازدواج می پردازند و گل و گیاه و سبزه سر از خاک بیرون میکنند. دردنیا معاصر وجه مذهبی گرامی داشت روز ولنتاین تا آن حدی کمرنگ شده است که پیروان ادیان مختلف بی اعتنا به گذشته مسیحی آن، "روز ولنتاین" را فرصتی برای تجلیل عشق می دانند و آنرا گرامی میدارند. درامریکای شمالی اغلب مکاتب ابتدایی از شاگردان می خواهند تا در روز ولنتاین به همدیگر کارت و هدیه تقدیم نمایند که در این مورد بیشتر جنبه محبت غیر رمانتیک ولنتاین مورد نظر است. در سراسر کارت فروشی های امریکای شمالی، همزمان با آمد آمد ولنتاین، قفسه ها پر از کارتهای سرخ رنگی میشود که در آن جمله های مطنطن و عاشقانه روز ولنتاین را به دوست پسر، دوست دختر، همسر، شوهر، پدر، مادر، فرزند و یا دوستی تبریک می گویند. موارد بالا نشان می دهد که روز ولنتاین در جوامع مغرب زمین تنها مختص و مربوط به زوجهای جوان نمی شود وبلکه تمام نسلهای جامعه به تجلیل از آن پرداخته و محبت را گرامی می دارند. علی رغم گستره فراخ اجتماعی ولنتاین، این روز همچنان بیشترین جوش و خروش را در میان جوانان حفظ نموده و آمار "انجمن جهانی کارت تبریک" ضمن اعلام اینکه، ولنتاین پس از کریسمس بزرگترین مناسبت شاد جهان است که مردم با خرید و ارسال یک میلیارد کارت آنرا تجلیل می نمایند، می گوید: هشتاد و پنج درصد تمام هدایا وکارتها را زنان خریداری می نمایند. با وجود آنکه گرامیداشت روز ولنتاین ریشه غربی دارد اما حضور انبوه مهاجران افغانی در کشورهای مغرب زمین و گسترش سریع وسایل ارتباط جمعی آوازه ای ولنتاین را تا پشت دریچه قلبهای جوانان کابلی وهراتی وبامیانی نغمه سرایی نموده است و صدای گرم" عشق ورزی" آخرین حجره قلب عاشق افغانی را فتح نموده است. بلاشک، امروز دختران جوان کابلی که در شهر های غرب زندگی می نمایند هفته ها پیش آمد آمد ولنتاین را لحظه شماری می نمایند و در صبحدم ولنتاین بی صبرانه در انتظار دریافت گل وکارت و هدیه از جانب همسران شان هستند. برخلاف استقبال خانواده های شهری و روشن از "روز جهانی عشق ورزی" و یا ولنتاین، تردید وجود ندارد که خانواده های سنتی وعظ روحانیان بنیادگرا را نشیده باشند و به تمسخر و انکار ولنتاین نپردازند. درهمسایگی افغانستان، استقبال پرشور جوانان ایرانی از ولنتاین سبب شده است تا برخی از روحانیون محافظه کار ایران سخن از آمیختن روز ولنتاین با سنتهای اسلامی بر زبان آرند. محمدرضا زایری و جمعی دیگری از روحانیون محافظه کار طرحی را پیشنهاد نموده اند تا روز ازدواج امام علی با همسرش فاطمه "روز عشق ورزی" اعلام شود. ولی برخلاف این طرح محمد علی ابطحی_ روحانی اصلاح طلب و معاون ریس جمهور پیشین ایران بومی نمودن ولنتاین را امکان پذیر ندانسته می نویسد،" بومی کردن این مناسبت جهانی هم امکان پذیر نیست. زیرا که دنیا ارتباطات همه را به یکدیگر رسانده است و مرزهارا برداشته و نسبت به حرفهای مشترک همه یک احساس دارند." بهرترتیب، کسانیکه به دلایل مذهبی به مخالفت ولنتاین برخواسته اند شاید از این موضوع بی خبرباشند که درجهان دین محور دیروز امت های پیشین تا آنجا امور زندگی شانرا با دین مفهوم می بخشیدند که حتا بازی های المپیک نیز دلایل مذهبی داشت. در روم باستان کسانی که در مسابقات المپیک شرکت می نمودند، قبل از آغاز بازی ها، طی مراسمی ویژه ای سوگند مذهبی یاد می نموند که مدت زمانی خاصی را به تمرین پرداخته اند. در روم باستان کسی که اندام ورزیده تر و زیبا داشت به زوس،" پادشاه خدایان" نزدیک تر احساس می شد. زیرا زوس در هیبت یک مرد ورزیده و خوش اندام مجسم گردیده بود. شاید امروز کمتر کسی پیدا شود که مخالف اشتراک ورزشکاران افغانی و یا ایرانی در مسابقات المپیک باشد. اگر پیشینه ای مذهبی المپیک سبب مخالفت با آن نمی شود، چرا ریشه مذهبی و لنتاین مخالفت روحانیون سنتی را برمی انگیزد؟ واقعیت آنستکه ولنتاین مثل دموکراسی، مثل المپیک، سنت زیبا و ستایش انگیزی از روم باستان است که اکتساب و پذیرش آن کمکی به التیام فرهنگ مجروح عشق ورزی افغانستان است ومددی به استغنای آن. روزجهانی عشق ورزی فرصتی است تا دختران معصوم وساده دل قندهاری و بامیانی از شوهران شان " دوستت دارم" بشنوند، عبارتی که در میان صداهای واعظان برگشته از "دیوبندی" و "قم" گم شده است. "روزجهانی عشق ورزی" دمی است تا دل از محبت "اسطورهای کینه ورزی قوم" خالی نمود و آنرا پراز عشق، پر از محبت وپر از سپاسگزاری وستایش دختران بدخشان و غزنه نمود که با یک بامیان عشق و یک پامیر صبر خانه های گلین مارا پر از افسانه های صبوری و مهرورزی نموده اند. "روز جهانی عشق ورزی" روزگاریست تا نقبِ به سوی روشنایی زد و سر از چاه غم بیرون آورد و با ملت های شادمان جهان، که از سپیده دم زندگی تا آخرین روزهای وداع با این کره ای خاکی، با آزادی و سرمستی و عشق ورزی بسرمی برند، همنوا شد.
ولنتاین برتو مبارک
جعفررضایی









































