News, Discussion& Criticism  | English | Portuguese | RSS Site Map | Login | Register | Raha PEN Club

 

 

کابل پرس: خبری، تحلیلی و انتقادی نقشه ی سايت   آر. اس. اس   موبایل   کابل پرس را به دوستان خود معرفی کنيد;


چگونه با فیلتر کابل پرس در افغانستان مبارزه کنیم؟ راه های آسان برای عبور از فیلتر و دسترسی به کابل پرس


 

صفحه ی نخست > ایران > نامه سرگشاده به احمدحسيني ( رئيس اداره اتباع خارجي جمهوري اسلامي ايران)


نامه سرگشاده به احمدحسيني ( رئيس اداره اتباع خارجي جمهوري اسلامي ايران)

يكشنبه 22 آوريل 2007, نويسنده: پوريا بهار



اينجا را کليک کنيد و اين صفحه را به دوستان تان بفرستيد;
آيا می خواهید يکی از نويسندگان کابل پرس باشید؟ کليک کنيد!

سلام آقاي حسيني!

شايد هر كسي كه زندگي را با سختي گذرانده باشد، در خردسالي از چيزي بيشتر از چيزهاي ديگر مي ترسيده و ترس من در آن دوران از اداره اتباع و نيروي انتظامي بود. زماني كه براي دريافت و تمديد مدارك شناسايي خود به فلكه دانشگاه صنعتي اصفهان مي رفتيم، جايي كه در تخيلات كودكانه ام حكم فلكه وحشت را داشت.

هزاران افغاني، در گرماي تابستان يا سرماي زمستان، بايد در مدتي محدود به اين مكان مراجعه مي كردند و اسناد هويتي خود را تحويل و مدركي تازه دريافت مي كردند. مردم كه گاهي ساعتها و گاه چندين روز مجبور بودند منتظر بمانند، طبيعتا طاقتشان تمام شده و بي نظميهاي ايجاد مي كردند و اين بهانه اي مي شد براي سربازان و گاه غير سربازهايي كه براي طرح استخدام شده بودند، ‌تا با باتون و چوب به جان مردم بي نوا بيافتند و با فحش و كتك از آنها پذيرايي كنند!

بعدها كه داستانهايي از آشويتس و جنايات آلمان نازي در جريان جنگ جهاني دوم و يا اردوگاههاي كار اجباري استالين در روسيه مي خواندم يا مي شنيدم، بي اختيار فلكه دانشگاه به ذهنم مي آمد و اينكه در آنجا هم آدم مي كشتند، منتهي نه جسم و جانشان را، بلكه روح، غرور و عزت نفسشان را از بين مي بردند.

در كودكي روزي را به ياد دارم كه از كوچه اي مي گذشتيم كه در آخر آن نيروي انتظامي در حال جمع آوري مهاجرين افغاني بدون مدرك بود. ماشين نيروي انتظامي در كناري ايستاده بود كه تقريبا پر شده بود. مردي را كشان كشان براي سوار شدن بر اتوبوس مي بردند.زن و دخترش التماس كنان از سربازان مي خواستند كه او را آزاد كنند. اما آنها كه اين التماس و خواهش و پس راندن آن دو برايشان به صورت تفريح لذت بخشي در آمده بود، با خنده آن مرد بينوا را به سرعت، چند قدم به طرف ماشين حركت مي دادند و وقتي با خواهشهاي زن و دخترش مواجه مي شدند از سرعت خود كم مي كردند ولي با كاهش گريه آن دو ، دوباره مرد را به طرف ماشين مي بردند. مدتي نگذشت كه حوصله سربازان از مويه هاي بي امان آن دو طاق شد. سربازي به طرف زن رفت و با كفشهاي سربازي سنگين خود ضربه محكمي به سر آن زن بينوا نواخت كه فورا نقش زمين شد. مرد و دخترش و همه آنهايي كه در ماشين بودند لحظه اي ميخكوب شدند. مرد بدون آنكه حرفي بزند سرش را زير انداخت و سوار ماشين شد و دختر به طرف مادرش دويد.

يك روز بعد از ظهر كه از مدرسه برگشته بودم، يكي از اقوامم كه خانواده اش اينجا بود ولي خودش به اصطلاح (( رد مرز شده بود )) در خانه مان مهمان بود. او از اردوگاه سفيد سنگ و مشقاتي كه در آنجا متحمل شده بود صحبت مي كرد و اينكه چگونه او و ديگران مهاجرين را در آنجا ساعتها در آفتاب تابستان بدون آب و غذا نگه مي داشتند و روزي چند وعده كتك مفصل مي زدند تا به تعبير خودشان بترسند و دوباره به ايران باز نگردند!

او در حاليكه از ياد آوري آن خاطرات به شدت ترسيده بود مي گفت كه چگونه در اتاقي تاريك و كثيف كه حد اكثر گنجايشش 15 نفر بوده، 150 نفر را نگه داري مي كردند.........

سرانجام با ذهن عامي خود در حاليكه خاطرات تلخ ذهن خود را مرور مي كرد، بي اختيار قضاوت كلي خود را با صداي بلند تكرار كرد كه :‌ (( ايرانيها همه بد هستند. )) اين قضاوت بعدها ملكه ذهن او شد.

مردي را مي شناسم كه چندين بار (( رد مرز )) شده است. و هر بار علاوه بر صدمات روحي و رواني، آسيبهاي جدي جسمي هم ديده است. امروز كه او پيرمردي ناتوان شده است، دردهاي كهنه دهان باز كرده اند و او را مي آزارند. آن گاه كه طاقتش از فشار درد طاق مي شود، به حرم امام رضا (ع) مي رود و شما را نفرين مي كند!

بدين ترتيب اداره اتباع خارجي جمهوري اسلامي ايران برايم به صورت مركز ثقل بديها تفسير شد و خاطره اي دهشتناك، همراه با تنفر از آن در من ايجاد شد. بعدها تجسم اين نهاد را در شما و گفته ها و رفتارتان يافتم.

آقاي حسيني! شما در رفتار سازماني و مديريتتان چهره اي موفق از خود به نمايش گذاشته ايد. انتصاب شما در شغلتان با وجود تغيير چندين دولت و كابينه، مي تواند گواهي بر اين ادعا باشد. با اين وصف گمان نمي كنم از آنچه بر مهاجرين مي رود و ظلمهاي كه در حق آنان روا داشته شده است بي اطلاع باشيد. پس شما يا چشمان خود را به روي آن مي بنديد و يا آگاهانه آنها را سازمان دهي مي كنيد.

سامان دادن به مهاجرين خارجي و ثبت و كنترل ورود و خروج آنان، حق مسلم هر كشوري است. مرا بحث در سر آن نيست و در كل آن را مي پذيرم. ولي آيا فكر مي كنيد اين حق مي تواند توجيه كننده ظلم باشد؟ به عبارتي تنظيم قانون و اجراي آن البته در صلاحيت هر كشوري است ولي آيا نحوه اجراي قانون توجيه كننده هر نوع رفتاري مي تواند باشد. وقتي گفته هاي شما و طرز برخوردتان را مي بينم، بي اختيار به ياد آن بازرس داستان (( بينوايان )) ويكتورهوگو مي افتم كه براي اجراي قانوني كه آن را وحي منزل مي پنداشت، ‌هيچ معيار ديگري را در نظر نمي گرفت!

هميشه آناني كه پيام آور خوبيها و روزهاي خوش آينده هستند خاطره خوبي از خود برجاي مي گذارند و آنهايي كه مناديان ترس و وحشت بوده اند، در اذهان از خود نامي به بدي بر جاي گذاشته اند. از زماني كه به ياد دارم، هرگاه شما در صفحه تلويزيون ظاهر شده ايد و يا در راديو مصاحبه اي داشته ايد، براي بسياري ( چيزي بيشتر از 2ميليون نفر ) پيام آور ترس بوده ايد و وحشت. به گونه اي كه از شما چهره اي ترسناك در ضمير مردان و زنان و كودكان افغان بر جاي گذاشته است.شما در سخنانتان تنها اين مرز را رعايت كرده ايد كه مستقيما ناسزا نگوييد ولي از آن پايين تر بدون هيچ ملاحظه اي،‌ هر چه خواسته ايد گفته ايد.

ايرانيان مردماني با فرهنگ و نوع دوست هستند با تاريخ و تمدني درخشان. من هنوز خاطره نيكوكاري اين مردمان را براي كمك به مردم افغانستان در جشن نيكوكاري به ياد دارم. ولي آيا فكر نمي كنيد رفتار شما در قبال مهاجرين افغان، اين چهره زيبا را مخدوش كند. تعداد كثيري از آنها كه در ايران زندگي مي كنند مطمئنا روزي به كشورشان باز خواهند گشت و امروزه نيز بستگاني در آنجا دارند. مردم ايران سالها پذيراي مهاجرين بودند ولي فكر نمي كنيد رفتار ناشايست شما همانند برخي رفتارهاي ناپسند صدا و سيما ( همانند پخش جند سريال از تلويزيون كه در آنها به مهاجرين افغاني توهين شده بود ) تصويري نامناسب از ايران در ذهن مردم افغانستان باقي بگذارد و مهربانيهاي چندين ساله مردم و دولت ايران كه مي توانست باعث همبستگيها و افزايش علايق دو ملت گردد را خدشه دار نمايد. يا به عبارتي فكر نمي كنيد شما به نوعي مسئول تباه كردن و پنهان داشتن خوبيهاي يك ملت باشيد.

حتما باخبر شديد كه چندي پيش گروهي از مولوي خوانان ايراني براي اجراي يك برنامه به كابل رفته بودند. در جلسه، جو متشنج شد و مراسم بر هم خورد. من قسمت عمده دليل آن را ناشي از رفتارهاي شما مي دانم كه باعث بدگماني و ايجاد سو ء تفاهم بين مردم افغانستان شده است.

برايم همواره اين سوال بوده است كه در دولت جمهوري اسلامي ايران، هيچ نهاد يا سازماني وجود ندارد كه بر رفتار و اعمال شما نظارت داشته باشد و عواقب كارهاي شما را بررسي كند؟ و شايد همين مسئله باعث شده است كه گاهي سخناني بر زبان بياوريد كه با فكر قاصر ما قابل هضم نباشد. براي مثال چندي پيش گفته بوديد در ايران حدود يك مليون نفر مهاجر افغاني غير قانوني وجود دارد كه حدود 700 هزار فرصت شغلي را اشغال كرده اند! آيا اين يك مليون نفر همگي كار مي كنند؟ متوسط خانواده افغاني حداقل 4 نفر است كه با اين احتساب تنها در بدبينانه ترين حالت حداكثر 250 هزار نفر مي توانند شاغل باشند!

اين تنها مثالي براي روشن شدن بحث است وگرنه قصد مراجعه به مصاديق را ندارم.

شما در يكي ديگر از مصاحبه هاتان گفته بوديد كه (( ما به دليل رافت اسلاميمان به مهاجرين اجازه اقامت در ايران داده ايم )). حال سوال من از شما اين است كه عملكرد شما با رفتارهاي كدام پيشواي ديني همخواني دارد و كدامشان اين نوع برخورد با انسان و هم نوع خود را توصيه كرده است؟ من هيچ به ياد نمي آورم كه كسي چهره اي ترسناك از يك رهبر ديني در ذهن خود داشته باشد و شما كدامشان را سر لوحه خود قرار داده ايد كه وقتي در صفحه تلويزيون ظاهر مي شويد، ترس را در دل ميليونها انسان جاي دهيد؟

من به فرزندم نمي آموزم كه (( همه ايرانيها بد هستند )) زيرا كه در زندگيم با بسياري از آنان برخورد كرده ام كه درياي انسانيت بوده اند. يادم مي آيد در راهنمايي معلم درس ديني مان پيرمردي بود كه او را به اندازه پدرم دوست داشتم. اين شخص تجسمي بود از والاترين خصلتهاي اخلاقي و انساني به طوريكه نگاههاي مهربانش بعد از گذشت سالها هيچگاه از ذهنم پاك نشده اند.

ولي به فرزندم اين را هم مي آموزم كه هيچگاه رفتار عده اي را ملاك تصميم گيري خود قرار ندهد. قلبش را از كينه خالي كند ولي اين توانايي را هم داشته باشد كه انسان خوب را از آنكه به بدي رفتار مي كند باز شناسد.

صفحه ی نخست > ایران > نامه سرگشاده به احمدحسيني ( رئيس اداره اتباع خارجي جمهوري اسلامي ايران)

آيا سایت اينترنتی می خواهید؟

از آدرس های زیر کابل پرس را ببينيد:

 

 افغانستان پرس

www.afghanistanpress.com

www.afghanistanpress.net

www.afghanistanpress.org

 

حامد کرزی دات کام

www.hamedkarzai.com

کریم خرم دات کام

 www.karimkhoram.com

 

 چگونه با فیلتر کابل پرس در افغانستان مبارزه کنیم؟

 راه های آسان برای عبور از فیلتر و دسترسی به کابل پرس (راهنما) 

 



اينجا را کليک کنيد و اين صفحه را به دوستان تان بفرستيد;


اينجا را کليک کنيد و کابل پرس را صفحه ی اصلی خود بسازيد

اگر عضو شبکه های اجتماعی زير هستید، شما می توانيد مطالب، عکس ها و يا کارتون های دلخواهتان در کابل پرس را با سایر اعضای اين شبکه ها به اشتراک بگذارید. برای به اشتراک گذاشتن مواد کابل پرس کافی ست که در صفحه ی همان مطلب، عکس و يا  کارتون، پيوند مربوط به هر شبکه را که عضو  آن هستید و در زير تصوير آن آمده دنبال کنيد


Balatarin, BackFlip, BackFlip, BackFlip, del.icio.us, Bibsonomy, BlinkList, BlogMarks, CiteUlike, Digg, Diigo, DZone, Fark, FeedMeLinks, Furl (alt.), Google, Jots, Linkagogo, LinkRoll, Lycos, ma.gnolia, Markabboo, Netscape, Netvouz, Newsvine, NowPublic, PlugIM, reddit, Rojo, Scuttle, Simpy, SiteJot, Smarking, Spurl, Squidoo, Taggly, tagtooga, Wink, Wists







اينجا را کليک کنيد و نقد و نظر خود را آزادانه بنويسيد: خواهش می کنيم نقد و نظر خود را بدون توهين به کرامت انسانی و شايعه پراکنی ابراز داريد. کابل پرس نقد و نظر شما را سانسور نمی کند و محلی برای تبادل و تضارب آرا می باشد. /در کابل پرس هر کس مسوول ديدگاه ها و نظرات خود می باشد. /کابل پرس هیچ نوشته ای را ويرايش نمی کند. از خوانندگان می خواهيم مشکلات احتمالی نگارشی و املایی نويسندگان را نیز گوشزد کنند./ برای نوشتن در سخنگاه کابل پرس باید ثبت نام کنيد. اگر قبلا ثبت نام کرده اید و برای ورود مشکل دارید و کلمه ی شناسایی شما کار نمی کند، بجای کلمه ی شناسایی ايميلی را که با آن ثبت نام کرده اید وارد کنید.

20 نقد و نظر در سخنگاه

  • ایکاش ایران مرزهایشرا برروی مردم افغانستان می بست تا مورد سواستفاده هایسیاسی واقتصادی ودریکلام قربانی منافع ملی ایران نمی شد و.......و مردم افغانستان نباید کشتارگاه های که بنام اردوگاه علیه مردم افغانستان ساخته شده بود را فراموش کنند . قتل عام بشتر از شش هزارمهاجربی دفاع اردوگاه سفید سنگ مشهد که توسط نیروهای نازی ونژادپرست ایرانی از زمین وهوا باهلکوبترهای توپ دار بخاک وخون کشیده اندرا فراموش نکنند . وپرچم داران حکومت نژادپرست ایران که چهره ای رسیستی خویش رادرلفافه ای حکومت عدل علی پنهان کرده اند بجرمی آنهمه کشتار اردوهای سفید سنگ مشهد ودها تله سیاهای دیگر دردادگاهای بین الملی باید محاکمه شوند .

    پاسخ شما به اين نقد و نظر

    • والله ماهم سالها ايران بوديم افغنيا درايران زندگي راحت تري دارند هم ازنظراقتصادي وهم ازنظرفرهنگي وهم ازجهات دگر اين چيزاي كي ميشنويد حقيقت ندارد البته دولت ايران حق دارد كساني كه مدرك شناسايي ندارد را به افغانستان بفرستد. وميداند كه دركشورش افغانيهاي بي مدرك هم هست در اصفهان يگ شهر صنعتي هست به اسم « محمود اباد» كه كار گران اين شهر صنعتي سنگبري همه شون از افغانستان است كي اثرشان كارد شناسايي ندارند. ونيرويي انتظامي هم ميداند. ولي كاريشان ندارد

      در اين سايت می توانيد مطالب، نقد و نظر، عکس، کارتون، صدا و تصوير مرتبط با اين موضوع را ببينيد : وبلاك يك نوجوان افغانستان «نــــاگفته هــــــا »

      پاسخ شما به اين نقد و نظر

    • نامه سرگشاده به احمدحسيني ( رئيس اداره اتباع خارجي جمهوري اسلامي ايران) 26 ژانويه 2009 14:37, نويسنده: مجرم جرمم افغانی بودن

      سخنی که از دل براید لا جرم بر دل نشیند حکومت اسلامی که ایران مدعی ان است بیشتر به حکومت اسلامی دوران خلافت معاویه و پسرش یزید شبیه است حکومتی که زیر نام اسلام از هیچ توهین ونزادپرستی ابایی ندارند ایا در مملکتی که رئیس جمهور ان در صحن علنی سازمان ملل دم از برابری و برادری می زندو دیگر کشورها را ترغیب می کنند به ظلم ستیزی وبرادری یک انسانی که در ایران به دنیا امده در انجا تحصیل کرده تا به دانشگاه که رسید او را از دانشگاه اخراج کنند تنها به جرم اینکه فردی است دارای پدر ومادر افغانی دیگر چه بگویم هرچه از مهمان نوازی برادران ایرانی بگویم تمام شدنی نیست..... d.h 7/11/87

      پاسخ شما به اين نقد و نظر

  • نامه سرگشاده به احمدحسيني ( رئيس اداره اتباع خارجي جمهوري اسلامي ايران) 24 آوريل 2007 13:11, نويسنده: مهاجر آواره و دست به دعا

    اين روزها چنان فضاي وحشت هيتلري بر سرزمين ايران حاكم شده كه بايد تنها ديد و به شنيدن و نوشتن حس كرده نتوان. طرح بگير و ببند افغان ها، سرباز فراريها، دخترها و بچه ها، معتادها با هم يك جا شده است. به قول يك معلم ايراني، در اين كشور افغاني ها و ايراني ها را مي گيرند و عربها (عراقيها) آزادند چون خود سردمداران كشور حتما با آنها قرابتي دارند مگر. خلاص،‌آه و ناله جمعيت ستمديده افغاني پشتت باشد آقاي حسيني آنوقت ديگر خودت بفهم كه چه ميشود. دستگيركردن زنها ديگر حربه تازه اي است كه برادر حسيني راه انداخته و به طفلاي مدرسه هم رحم نكرده است. ديگر ببين كه حقوق بشر بايد از كجا خبر بگيرد.

    پاسخ شما به اين نقد و نظر

  • دوست عزیز از نامه اندیشورانه شماسپاسگذارم. آنرا با دقت خواندم وبهره ها بردم باشد که دیگران نیز بهره برند ومخصوصا آنانی که باید بشنوند بشنوند.

    پاسخ شما به اين نقد و نظر

  • باسلام آقاي احمد حسيني رئيس اداره اتباع خارجي جمهوري ايران((( اسلامي))) كه نه فقد ايران از من نپرسدي چرا اسلامي نه چون من ديدم كه در دولت ايران چيزي به اسم اسلامي نيست فقد اسمي شو نويشتن جمهوري اسلامي ايران. چون من در سال 1378درايرن آمد براي گرفتن مدرك در شهري ري واقعه در چهارراهي آرمگا كه كوچه آنجا بود كه هزاران نفر در آن كوچه منظر كار مند هاي ان دفتر بود. وقت هم كه كارمند ها كه ميامدن اول يك فحاشي مفصل ميكردن . واريد دفتر كارشان ميشدن انجا خانمي بود كه براي شان يك ليوان چاي با يك عدد كيك مياورد در حال هزاران مهاجرين چاي كه هيچي حتا شب هم نخوابيده توي صف استاده شده انوقت كارمند چايش خورده شوده مياد پوشتي ميزش ميگه بيا مبينم افغاني كسافت . فقد درد دل من از ايران اين نيست زياد هست بقيه اش را نتوانستم بنويسم چون گريه ام گرفت باسلام آقاي احمد حسيني رئيس اداره اتباع خارجي جمهوري ايران((( اسلامي))) كه نه فقد ايران از من نپرسدي چرا اسلامي نه چون من ديدم كه در دولت ايران چيزي به اسم اسلامي نيست فقد اسمي شو نويشتن جمهوري اسلامي ايران. چون من در سال 1378درايرن آمد براي گرفتن مدرك در شهري ري واقعه در چهارراهي آرمگا كه كوچه آنجا بود كه هزاران نفر در آن كوچه منظر كار مند هاي ان دفتر بود. وقت هم كه كارمند ها كه ميامدن اول يك فحاشي مفصل ميكردن . واريد دفتر كارشان ميشدن انجا خانمي بود كه براي شان يك ليوان چاي با يك عدد كيك مياورد در حال هزاران مهاجرين چاي كه هيچي حتا شب هم نخوابيده توي صف استاده شده انوقت كارمند چايش خورده شوده مياد پوشتي ميزش ميگه بيا مبينم افغاني كسافت . فقد درد دل من از ايران اين نيست زياد هست بقيه اش را نتوانستم بنويسم چون گريه ام گرفت €باسلام آقاي احمد حسيني رئيس اداره اتباع خارجي جمهوري ايران((( اسلامي))) كه نه فقد ايران از من نپرسدي چرا اسلامي نه چون من ديدم كه در دولت ايران چيزي به اسم اسلامي نيست فقد اسمي شو نويشتن جمهوري اسلامي ايران. چون من در سال 1378درايرن آمد براي گرفتن مدرك در شهري ري واقعه در چهارراهي آرمگا كه كوچه آنجا بود كه هزاران نفر در آن كوچه منظر كار مند هاي ان دفتر بود. وقت هم كه كارمند ها كه ميامدن اول يك فحاشي مفصل ميكردن . واريد دفتر كارشان ميشدن انجا خانمي بود كه براي شان يك ليوان چاي با يك عدد كيك مياورد در حال هزاران مهاجرين چاي كه هيچي حتا شب هم نخوابيده توي صف استاده شده انوقت كارمند چايش خورده شوده مياد پوشتي ميزش ميگه بيا مبينم افغاني كسافت . فقد درد دل من از ايران اين نيست زياد هست بقيه اش را نتوانستم بنويسم چون گريه ام گرفت

    پاسخ شما به اين نقد و نظر

  • تنها چیزی که ما (افغانها مخصوصا هزارها )در ایران داریم تنها جسمی است برای زنده بودن نه غروری یا شخصیتی امیدوارم به حق 14 معصوم انان هم کمی از درد ورنج ما را بچشند انشاالا به زودی خواهن چشید.

    پاسخ شما به اين نقد و نظر

  • من ا زآن خوش بخت های هستم که حداقل اردوگاهی ورامین رادیدم وبا غم هموطنانم کمی هم حس وهم نوا شدم.

    پاسخ شما به اين نقد و نظر

    • این درست نیست که زحمات یک کشور را در مدت 30 سال ندیده بگیریم ایران خودش بسیار مشکل دارد و ما نباید توقع داشته باشیم این جا مثل کشور خودمان باشد اگر غیرت داشته باشیم خودمان کشورمان را می سازیم نه این که منتظر باشیم برایمان این کار را بکنند. مثل همین ایرانی ها که ما از آن ها ناراحتیم آنها سرنوشت کشورشان در دست خودشان است نه مثل ما که ....بماند.

      پاسخ شما به اين نقد و نظر

      • من با نظر شما موفق نیستم . درست است که هر کشوری صلاحیت امورات خویش را دارند اما این درست نیست که تمام عقده های شان را بر سر تعدادی خالی کنند که آنها خود نیاز به دلجویی و عقده گشایی دارند . اگر ایران توان پذیرفتن مهاجرین را نداشت چرا با شعار اسلام مزر ندارد دنیا را فریب داده و به تبلغات پرداخت .اگر ایران دوست دارد که ام القرا باشد پس باید مشکلات آن را هم پبذیرد. نه اینکه جلوی ناظرین بین المللی موتر های خربوزه را په پیش زندانیان اردوگاه خالی کند ودرغیاب آنها افراد را به گتوته بسته و مرده و زنده همه را در چاله ای مدفون کند . اردوگاه سفید سنگ فریمان. نگذارید بیش از ین افشا شود ......

        پاسخ شما به اين نقد و نظر

  • سلام ایران ( اسلامی ؟؟؟) یا فاشیستی؟؟؟؟ از ظلمی که بر افغانها در ایران روا داشتند بسیار است و بسا ناگفته هایی که در خاک شدند. من فقط این را خواهم گفت : اگر روزی بهانه ای دستم آید که بتوانم در مقابل ایران قرار بگیرم . این کار را خئاهم کرد و اولین فردی خواهم بود که اسلحه به دست می گیرم. تمام

    پاسخ شما به اين نقد و نظر

  • سلام من نيز يك تبعه هستم تبعه عراقي من نامه آقايي كه تبعه افغاني بودند را خواندم در بعضي چيزها با ايشان موافق بودم ولي بعضي چيزها را خوشبختانه يا بدبختانه نداشتيم مثل بيرون راندن زوري عراقيها ولي وقتي كارمان به اداره اتباع خارجي مي رسد روز شكستن غرورم هست چون فكر ميكنم تمام كارمندان آنجا ما را انسان به حساب نمي آورند و فقط به عنوان سربار به ما نگاه مي كنند در صورتي كه من در ايران به دنيا آمدهام در اينجا به مدرسه رفتم و ليسانسم رو هم اينجا گرفتم حساب كنيد 30 سال زندگي در كشوري اسلامي و بعد از 30 سال تو هنوز اتباع خارجي محسوب مي شوي و هرگز حاضر نمي شوند ما رو بعد از 30 سال شهروند خودشان حساب كنند در صورتي كه در كشورهاي ديگر بعد از 5سال شهروند حساب ميشوند وقتي به ما شناسنامه ايراني نمي دهند يعني خيلي كارها را به خاطر نداشتن شناسنامه نمي تواني انجام دهي و اين براي من كه توي عمرم فقط ايران را ديدهام زبان مادري خودم را بلد نيستم (چون فقط بين ايرانيها زندگي كرده ام)و ليسانس بيكار هستم فاجعه است براي همين از شما خواهشمندم حداقل براي كساني كه 30 سال به بالا در ايران زندگي كرده اند شناسنامه ايراني يا حق كار در جاهاي دولتي را بدهيد

    پاسخ شما به اين نقد و نظر

    • مطابق قانون ایران ( درسایت وزارت خارجه) اگر کسی در ایران بدنیا آمده باشدو از 18 تا 19 سالگی هم در ایران زندگی کرده باشد، خودبخود تبعه ایران محسوب می شود، یا کسی که در ایران بدنیا آمده باشد و یکی از والدینش هم در ایران بدنیا آمده باشند. من نمی دانم این تبعه عراقی چه می گوید؟؟ ولی یکی از دوستانم که پدرش هندی است ( و مادرش ایرانی، اما بهرحال اتوماتیک ایرانی محسوب نمی شود) شناسنامه ایرانی دارد و سریازی رفته و.... درضمن قانون 5 سال هم در ایران هست که حتی اگر 5 سال اقامت متناوب باشد، باز هم فرقی ندارد. اما قانون 5 سال منوط به اینست که دولت با درخواستش موافقت کند، اما اثر دو قانون فوق، خودبخود و اتوماتیک است. واقعا می شود ایشان یا یکی از افغانیها که همچنین شرایطی را دارند، توضیح بدهند که چرا این قانون درباره آنها اجرا نمی شود، آیا استثنایی درمورد کشورهای همجوار وجود دارد؟

      پاسخ شما به اين نقد و نظر

  • نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران که بعد از شاه ایران آمد اینگونه دل ایرانیان و افغانهارا شکسته است .ببینید پلیسی که بعد از طالبان در افغانستان بیاید چگونه دل خلق خدا را بشکند!

    پاسخ شما به اين نقد و نظر

  • 3 میلیون افغان 4 میلیون عراقی 2 میلیون کورد , 1 میلیون هم عرب , همه میشن 10 میلیون . از هندو و باکستانی بگزریم . خلاصه چطور میشه این 10 میلیون بناهنده داخل یکشورء که خودش در تحریم اقتصادی است مثل مهمان باشند . با این شرایط سیاسی و امنیتی که ایران داره میتانه به این 10 میلیون خارجی اعتماد کنه ؟ اصلاء افغانی و عراقی از ایرانی زندگی بهتر دارند . با این گرانی و که قیمت همه چیز سر به اسمان رسیده , فقط افغانی و عراقی میتانند خانه های 40 میلیون تومانی گرو بگیرن . 50% افغان ها خانه های 500 میلیون تمانی در بالای شهر دارند . بسیار افغانها شغل های مهم به ایران داردند . خدا داد عزیزی بازی کن تیم ملی ایران یک هزاره است و مقامقات امنیتی همه چیز ه راجع به او میدانند , ولی کارء به کارش ندارند . و اما وختی از ایشان ببرسید که : حاجی جون بچه کجائِ ؟ فوراء جواب میدهد : ( باچی مششهد ) . حالا بدون اینکه جنگء اتفاق افتاده باشد و بدو فیر حتا یک گلوله افغانی با 3 میلیون حتا بیشتر , همه خراسان و جنوب تا اصفها ن را تسخیر شده , غرب ایران که با خون شهدا از جان گزشته ایران از عراقی ها به زور گرفته شده بود , عراق دوباره تسخیرش کرده با 2 میلیون سرباز ء که نه سلاح دازه , نه نان خوردن داره , نه جای خوابیدن داره . خلاصه کورد ها که از شمال میخواهند تمام ایران را به خون بکشانند و یکبار دیگر با شلوار های بزرگ بزرگ و کفش ها بد بو دار که قبل از 1979 میترسیدن از کوچه لاله زار برن بلا ی شهر , مخواهند ایران را به اصطبل تبد یل کنند . حالا : عدالت د ست افغانی , چی جور سیستمء مخواهی درست کنی که همه سر جای خود درست باشن . فی امان الله .

    پاسخ شما به اين نقد و نظر

  • الهم عجل لولیک الفرج روزی چشمانمان به جمال مبارک اقایی روشن خواهد شد که انتقام مظلومین سر لوحه برنامه ظهورش خواهدبود ما گله از هیچکس نداریم چرا نامه به احمد حسینی بنویسیم مگر دردی را دوا میکند مگر ظلمی را از ظالمان هم پیاله اش می کاهد من به اقایمان سرورمان نامه ای مینویسم که چاره گشای بیچاره هاست یکی از دوستانم را به جرم نداشتن کارت شناسایی به اردوگاه عسکر اباد تهران برده بودند برای رساندن خرجی راه به دوستم رفتم داخل اردوگاه شدم به صحنه های نامطلوب زیادی که حاصل کوشش جلادان اردوگاه بود برخوردم که نیازی نمی بینم باز گو کنم همه تان می دانید گپ را خلاصه کنم سراغ رفیقم را گرفتم در کنار پنجره ای راهنمایی ام کردندپنجره مربوط به زیر زمینی بود که نمی دانم چند نفر ولی حدس می زنم بالای دویست نفر را انجا تخته کرده بودند پشت شیشه پنجره را میله های مشبک اهنی گرفته بودندسرم را نزدیک پنجره بردم تا بتوانم رفیقم را ببینم بوی تعفن چنان به بینی ام زد که بی درنگ سرم راپس کشیدم فکر میکند چی بود ان همه انسان را درون توالت ها که ما افغانیها بیت الخلا می گوییم جا کرده بودند قضاوت با وجدان انسانی شما

    پاسخ شما به اين نقد و نظر

  • واقعاً حرف دل همه افغانها را زدید

    پاسخ شما به اين نقد و نظر



صفحه ی نخست > ایران > نامه سرگشاده به احمدحسيني ( رئيس اداره اتباع خارجي جمهوري اسلامي ايران)
SPIP | اسکلت | | نقشه ی سايت |  پيگيرى فعاليت سايت RSS 2.0

 

Kamran Mir Hazar: Editor-in-Chief / Email: editor at kabulpress.org

Copyright© Kabul Press: News, Discussion& Criticism 2003 -2010

کليه ی حقوق بر اساس قوانين کپی رايت و پروانه ی کريتيو محفوظ و متعلق به سايت کابل پرس می باشد