جواب آقای میر هزار به راوا روی سه استدلال نه چندان قابل درک و تا جایی هم تکراری استوار است:
دیروز، امروز و پیش نگری های آقای میر هزار در مورد فردای راوا
"فارسی ستیزی راوا"
راوا، خلیل زاد و خانم خلیل زاد
هر سازمان سیاسی حق دارد تحلیل و عملکرد مشخص از شرایط موجود زمانی داشته باشد و تقیر در یک نهاد سیاسی در مرور زمان، یکی از معیار های قبول شده دنیای سیاست است. اگر خواننده گان گرامی یه یاد داشته باشند، اقای میر هزار در اولین برخورد شان با راوا در مقاله ی " راوا اپوزیسیونی نه چندان نیرومند" یکی انتقادات شان این بود که راوا نتوانسته در جریان مبارزه سیاسی دست به " خلاقیت و نوآوری بزند". بناً نوشته اخیر شان که راوا دیروز چی بود، و امروز چی است و فردا رنگ دیگری خواهد داشت، در تضاد با منطق خود اقای میر هزار قرار دارد.
شعار " الله اکبر" در جریان جنگ در مقابل روسها، زیادتر از مفهوم دینی آن، دو کلمه ای بود که بمثابه سمبول آزادی خواهی، مقاومت، و مبارزه در مقابل اشغال گران زبانزد مردم ما شده بود. نگارنده خوب به خاطر دارم که در تمام مظاهراتی که در مقابل روسها و دولت دست نشانده شان صورت میگرفت، مردم مان و لو که هر ایدیالوژی و یا افکاری را هم میداشتند " الله اکبر" میگفتند، و خوب میدانستد که روسها و نوکرانشان از این دو کلمه سخت هراس داشتند.
همچنان باید گفت که سکولاریسم به معنای بی دینی و دشمنی با دین نیست. سکولاریزم نه دین را نفی میکند و نه هم به دین کاری دارد. فقط با تضمین آزادی دین و برون آوردن دین از انحصار دلالان و دین فروشان به درک درست دین در جامعه کمک میکند. به همگان روشن است که هر گاه دین به حیث وسیله و ابزار در خدمت سیاست یا دولت قرار بگیرد, اهمیت معنوی و اخلاقی دین از بین میرود و دین به یک معضل در جامعه تبدیل میشود. سکولاریزم با جدا نمودن دین از دولت و سیاست در حل این معضله کمک نموده, باعث رشد دین میگردد.
"فارسی ستیزی راوا" به زعم آقای میر هزار دور از درک است. متاسفانه در کشور ما زمانی که پای منطق مان به گل بند ماند یگانه راه نجات توصل به کارت قوم، قبیله و ملیت است. تاریح معاصر کشور مان نشان میدهد که استفاده ابزاری از ملیت و قبیله میراث شوم استعمار خارجی و نوکران داخلی شان بوده و متاسفانه امروز جز فرهنگ مان شده است. نبود فرهنگ تحقیق و پژوهش، کمبود یک فضای باز سیاسی و اتکای مان به باور های سنگگ شده قبیله یی مان بدون استثنا ما را وادار میسازد به هر شکل ممکن آن پای قبیله و قوم را در هر بحث یا تقابل باید بکشانیم و باید هم بخاطر اهداف مان، خود مانرا با رمز و راز ها، یگانه مدافع قبیله خود جا زنیم و مخالف خود را دشمن سر سخت قبیله و قوم خود اعلان کنیم.
شاید هم آقای میر هزار همانطوری که ادعا میکنند فرا ملیتی فکر کنند و به مرض مزمن قوم گرایی تا هنوز دچار نشده باشند، فقط جملات آقای میر هزار که گویا " فارسی زبانان از راوا دور ساخته میشوند و تنها پشتون ها مانده اند" خیلی ها هم بخاطر استفاده ابزاری از قوم و قبیله است. زیرا آقای میر هزار میداند که در نبرد با راوا به حمایت شونیزم ضد پشتون سخت نیاز مند است. ودر اکثریت مطلق نظراتی که در ضدیت با راوا و به طرف داری از میر هزار در کامنت های که در مقالات در مورد راوا نوشته شده است، راوا به پشتونیزم متهم شده است. و اقای میر هزار میداند که چگونه حمایت آنانی را که به دنیا از دریچه منحوس قوم و قبیله میبینند، بدست بیاورد. شاید این هم یکی از "شگرد های روزنامه نگاری" شان باشد.
ادعای " فارسی ستیزی" و بر چسب زدن پشتونیزم به راوا به دلیل اینکه چرا به تنی چند از دزدان و نوکران مشهود و مشهور روزگار مان نپرداخته است، خود دور از درک و منطق است. نمیشود کسی را با این منطق که "تو دزد هستی! خوب، اگر دزد نیستی ، ثابت بساز که هفت دانه دزد دیگر را که گفته میشود در شهرشما اقامت دارند، به پولیس راپور داده ای" متهم به دزد بودن کرد و جزا داد.
راوا در مطلب اخیرش به تفصیل به افراد نامبرده و خلیل زاد و خانمش پرداخته است. تا جای که نگارنده در نتیجه تحقیق آزاد، خبر دارم در مورد مسله خانم خلیلزاد حق با راواست. زمانی یکی از استادان پوهنتون برکلی در ایالت کالیفرنیا در امریکا هم سوالاتی در این مورد داشتند که از طرف خانم میلودی آرماچالد شاوز نویسنده کناب " مینا : زن قهرمان افغانستان" تو ضیحات مشابه که در مطلب راوا به جواب آقاب میرهزار آمده است، ارائه شد. ودور از انصاف خواهد بود که صرف بخاطر ماجراجوی های پیدا و پنهان مان زیر نام نقد به دنبال سلاخی راوا که یگانه سازمان شناخته شده زنان افغانستان در دنیا است، باشیم.
ضدیت با راوا از طرف کسانی خود ادعای عدالت خواهی و افشاگری را دارند و تا جایی هم ثابت ساخته اند، آب در آسیاب دشمنان مردم مان ریختن است. راوا در جواب خود به میر هراز با صراحت نوشته است که "شما آقای میرهزار بر ضد چهار نام به مثابه نوکران گلبدین و سیاف و «آی.اس.آی» و ... و بر ضد سه نام به عنوان حامیان جنایتکاران و دزدان ملت و... قطعنامهای ترتیب دهید تا ما اولین امضا کنندهاش باشیم. درست؟" این خود میتواند مثال خوبی باشد که راوا حاضر است قاطعانه با آنانی که واقعاً در افشای دشمنان سوگند خورده وطن مان میکوشند، همگام و همکار باشد.
لازم است تذکر داد که نقد و انتقاد نه تنها یک اصل مهم و پذیرفته شده در یک جامعه باز و واقعاً دموکراتیک است، بلکه یک نیاز انکار ناپذیر انسان مدرن در اجتماع نیز میباشد. همه باید نقد شوند و راوا هم نمیتواند از این امر مستثنی باشد، فقط نقد خوب باید عاری از پیش داوری های غرض آلود، اتهامات مضحک، حسادت های منشا گرفته از افکار و عملکرد های مشابه و دشمنی های کلاسیک شده و چپگرایانه معمول باشد؛ و همیشه باید با تحقیق و پژوهش همراه باشد.
آقای میر هزار:
صمیمانه برایتان میخواهم بگویم که منتظر جواب تان نیستم، زیرا میدانم که جواب تان چی خواهد بود. سکوت همیشه بهتر از تکرار است زیرا اصرار در تکرار نشانهء انکار از حقانیت گفتار است.








































