پیامبر
بزرگوار اسلام:
من
سمع رجلا ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم. (وسائل الشیعه ج15 ص141)
اگر در این روزها و شبها کسی حال و حوصله استماع و خواندن اخبار را از رسانه ها
بخصوص رسانه های "رسمی جمهوری اسلامی ایران" داشته باشند؛ مهمترین سوژه در
رسانه های نوشتاری، سمعی و بصری این کشور بعد از اخبار هسته ای، اخراج و طرد
مهاجرین افغانی از این کشور است! برخی از شبکه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی
ایران ( سراسری و استانی) با کمک رسانه های نوشتاری در حال ایجاد جنگ روانی و
ایجاد جو بد بینی در قبال یک مشت مهاجر که از بدی حادثه چند سال است در کشور
جمهوری اسلامی ایران بسر می برند، می باشند. این لطف گرانسنگ در سالهای گذشته
حتی به قبوض آب و برق و گاز و مشاوران املاک نیز تسری کرده بود و از شهروندان
ایرانی در خواست نموده بود که برای اخراج مهاجرین افغانی با نیروی انتظامی کمال
همکاری را نموده و از محل بود و باش و تجمع آنان با مرکز 110 تماس بگیرند!
مهاجرین
افغانی؛ فراز و فرود رفتار مسؤلین مربوطه!
البته هر کشور حق دارد بر اساس قانون موضوعه خود در قبال اتباع دیگر کشورها عمل
کند و از اتباع خویش در سراسر جهان دفاع مناسب را انجام دهد و کشور جمهوری
اسلامی ایران نیز این حق را دارد اما مسأله مهاجرین افغانی را می توان از زاویه
دیگر نگریست. اکثر مهاجرین افغانستانی که کشور ایران را به عنوان مقصد هجرت
گزینی خود انتخاب کرده اند بر اساس چند فاکتور مهم چون
همزبانی، همکیشی
و هم مذهبی می باشد. بر اساس شعار بنیانگذار
جمهوری اسلامی ایران که "اسلام مرز ندارد" و
شعارهای اسلامی که در طول حیات سیاسی حکومت مزبور از طریق رسانه ها شنیده می شد
و پناه دادن به پناهجویان کشورهای افغانستان و عراق و مهمان نوازی از آنان
منطبق با این شعارها تحلیل و تفسیر می گردید لذا گروه های زیادی مقصد مهاجرت
شان را این کشور انتخاب کردند.
به تعبیر حافظ:
ما در این در نه پی حشمت و جا آمده ایم از بدی حادثه اینجا به
پنا آمده ایم
و به فرموده ای رسول گرامی اسلام:
مَن سمع رجلا ینادی یا لَلمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم. (وسائل الشیعه ج15 ص141)
هرکس فریاد دادخواهی انسانی را بشنود که از مسلمانان درخواست کمک می کند و به
آن پاسخ ندهد مسلمان نیست.!
و به قول سعدی:
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوِ بدرد آورد روزگار دیگر عضوها را نماند قرار
تو که کز غم دیگران بی غمی نشاید که نامد نهد آدمی!
اما از چند سال قبل تا کنون در اکثر شهرهای ایران که مهاجرین افغانی در آنجا
اقامت دارند، چندین پروسه در حال اجراست که در مقطع کنونی به دلائلی شدت چند
برابر یافته است:
1- دستگیری و رد مرز نمودن افراد به اصطلاح فاقد مدرک.
این برنامه توسط نیروی انتظامی با همکاری گروه های بسیجی فعال در مراکز مختلف
در حال حاضر به شدت انجام می شوند. مثلا این برنامه در شهرستان کاشان از یکسال
قبل تا کنون با همکاری بسیج ناحیه ادامه دارد و امروزها در تمام شهرها و محله
های مهاجر نشین ایران شاهد شدیدترین برخورد نیروی انتظامی، دستگیری و رد مرز
نمودن آنان هستیم و به گفته وزیر کشور ایران: بیست میلیارد ریال بودجه به این
کار اختصاص داده شده است.
2- ردیابی و دنبال کردن
زنان مهاجر افغانی توسط نیروی انتظامی با کمک پلیسهای زن، تا محل سکونت آنان را
شناسایی کرده و نسبت به دستگیری سر پرست خانوار در فرصت مقتضی اقدام گردد.
3- اخذ مبالغی
از هر خانوار مهاجر تحت عناوین عوارض شهرداری، کمک به دهیاری و... که سقف این
مبالغ از هر استان به استان دیگر و از هر شهر به شهر دیگر متفاوت هستند. مثلا
در شهرستانهای ورامین و پاکدشت در استان تهران، هر خانواده دو نفری
یک میلیون و دو صد هزار ریال، خانواه سه نفری
یک میلیون و پنجصد هزار ریال و هر خانواده سه
نفری و بیشتر یک میلیون و هفت صد هزار ریال به
حساب شهرداری، بخشداری و یا دهداری واریز نمایند و مدرک شناسایی اتباع خارجی
همراه رسید مذکور و مهر تأیید اداره ذی نفع معتبر تلقی می شود. در برخی از
استانها افراد که دارای مدرک هستند دستگیر و به اردوگاه تحویل داده می شوند و
مسؤلان اردوگاه نیز با توقیف کارت شناسایی آنان از آنها می خواهند که مبلغ
عوارض را به حساب مورد نظر واریز نموده و با ارائه رسید آن، کارت شناسایی خود
را تحویل بگیرند و در برخی از شهرهای جمهوری اسلامی ایران بعضی از مأموران
نیروی انتظامی در حین جمع آوری به اصطلاح " افاغنه"، کارت شناسایی مهاجرین
دارای مدرک را قیچی کرده اند تا آنان را نیز فاقد مدرک جلوه دهند.!
4- ایجاد تنشهای روحی
در میان دانش آموزان مهاجر افغانی در ماه های آخر سال تحصیلی. این عملیه براساس
ارزیابی روان شناختی و ایجاد جو ضد مهاجرین به وقوع می پیوندد. برخی اوقات دانش
آموزان در راه مدرسه و خانه توسط مأموران شخصی یا یونیفورم دار مورد سوال قرار
می گیرند تا مدرک شناسایی خود را ارائه نمایند، این کار از لحاظ روحی ضربه بزرگ
به قدرت فراگیری و بازدهی تحصیلی بر روی آنان می گذارند چنانکه برخی از این
دانش آموزان براساس ذهنیت به وجود آمده سؤالاتی را متوجه والدین خود می کنند که
چرا در چنین وضعیت قرار گرفته اند؟ که در صورت عدم اقناع و ندادن پاسخ مناسب،
از درس، مشق و مدرسه متنفر شده و راه مدرسه گریزی را پیش می گیرند.!
در آغاز سال تحصیلی نیز دانش آموزان مهاجر در دقیقه نود با شرایط خاص و ارائه
فیش واریزی مبلغی به عنوان شهریه ( از 40 هزار تا 70 هزار تومان برای هر دانش
آموز) ثبت نام انجام می شود.
5- تبعات اجتماعی:
اخراج اجباری مهاجرین تبعات منفی اجتماعی، خانوادگی و مذهبی را بدنبال دارد.
برخی اوقات اتفاق افتاده است که سر پرست خانوار رد مرز شده است و خانواده ای او
بدون کدام منبع درآمدی در سخترین شرایط اقتصادی قرار گرفته اند که حتا توان
تهیه نان خشک را هم نداشته اند یا در برخی موارد مرد همسر بیمار خود را برای
معالجه به بیمارستان برده است اما شوهر در وسط راه یا در جلو بیمارستان توسط
نیروهای انتظامی دستگیر شده و به اردوگاه منتقل گردیده و همسر مریض وی در
بیمارستان یا درخانه جان خود را از دست داده است و فرزندان کوچک بدون پدر و
مادر و سر پرست باقی مانده اند! عین چنین قضیه در همین روزها در شهرستان قم
برای یک مهاجر دره صوفی اتفاق افتاد است.!
برخی از مهاجرین که دچار این تراژیدی گردیده اند با طرح سؤالات نسبت به این
رفتار دور از انتظار، سکوت برخی از مجامع مذهبی ایران را که داعیه دفاع از
مظلومان را با خود دارند، به چالش می کشد! و سؤالاتی را به آدرس آنان بخصوص
مراجع معظم تقلید که خود را مرجع و ملجأ مسلمین و بخصوص شیعیان جهان می دانند،
مطرح می کنند که آیا از این حوادث و فشار فزاینده خبر دارند یا نه؟
آنچه از ظاهر حال پیداست یقینا مراجع عظام در جریان فشار مضاعف بر مهاجرین می
باشند اما سکوت آنها در قبال رفتار دولت جمهوری اسلامی ایران با مهاجرین افغانی
را چگونه می توان تفسیر کرد؟ در حالیکه موضع گیری آنان برای دولت اسلامی ایران
از اهمیت زیادی برخوردارند لیکن در شرایط حاضر گویا توپ به زمین مهاجرین که
هیچگونه حمایت داخلی و بین المللی را با خود ندارند، افتاده است.
انسان بعد از دیدن صحنه های دلخراش چماق و باتون مأموران و التماس زنان و
دختران مهاجر در جلو ماشین مأموران و یا پشت درها و دیوارهای اردوگاه که بدنبال
شوهران و یا پدران خود آمده اند، به یاد داستان شهر انبار می افتد که امیر
مؤمنان علی (ع) بعد از اینکه قضیه تعرض به یک زن یهودی که در پناه حکومت اسلامی
زندگی می کرد و گرفتن خلخال و دستبند از او را می شنود چنین می فرماید:
فلو ان امرأ مسلما مات من بعد هذا أسفا ماکان به ملوما بل کان به عندی جدیرا.
اگر مرد مسلمان بعد از شنیدن این قضیه از روی تأسف دق کند و بمیرد مورد ملامت
نیست بلکه در نزد من کار بسی ارجمند است.
(نهج البلاغه ج1 ص69 تحقیق شیخ محمد عبده)
امید آن می رود که با درایت و عنایت مسؤلین مربوطه در سالهای پایانی مهاجرت
مهاجرین افغانستانی نهال دوستی و صداقت در قلب این مهاجرین کاشته شود، تا در
آینده های نه چند دور همان ارتباطات فرهنگی، زبانی، مذهبی و دینی دو کشور به
ثمر بنشیند و روز بروز بر هماهنگی و همدلی آنان افزوده شود. ما ضمن احترام به
تمامیت ارضی و مرزی کشور جمهوری اسلامی ایران و حق برخورد قانونی با رفت و
آمدهای غیر قانونی و افراد متخلف و ضمن قدردانی از ملت بزرگوار ایران که
همکیشان خود در طی این مدت تحمل کرده اند، فشار فزاینده کنونی بر مهاجرین
افغانستانی را شایسته رأفت اسلامی و وحدت و همدلی میان دو ملت ایران و
افغانستان نمی بینیم.