ورود | نام نویسی |  درباره کابل پرس | تماس با کابل پرس نسخه موبایل  Home | Login | Register | About Kabul Press | Contact | RSS | Twitter | Facebook | Mobile Version

 کابل پرس من | حقوق بشر | آزادی بیان | افشای اسناد | دیدگاه | ببینید و بشنوید | عکس | کارتون | فرهنگ | گزارش | English

کابل پرس من > دیدگاه > نادر علی «پویا»

نادر علی «پویا»

مرد آهنین ساما (سازمان آزادی بخش مردم افغانستان)/نادرعلی و سایر مردان آهنین، تیرباران شدند. اما اکنون کجایند آنانی که برای ساما و مقاومت مردمی لفاظی می کردند؟ ناگفته نگذارم که اوراق تحقیقات انجنیرمحمدعلی ازرهروان رده اول ساما نیز در دسترس است که مطالعه آن بس حیرت ناک است. انجنیرمحمدعلی نیز زندگیش را صدقه نسل آینده کرد ویکجا با نادرعلی پویا، گلوله باران شد.

شنبه 20 جون 2009, بوسيله‌ى رزاق مأمون

یادداشت:

درسال های مبارزه سراسری مردم افغانستان برضد اشغال شوروی، ستم تک حزبی ودکتاتوری دوران جنگ، چهره هایی از میان مردان سیاسی وابسته به جریان های چپی و راستی درجنگ مخفی سیاسی اما نا برابر ظهور کردند، که امروز درمیان ما نیستند. نسل امروز افغانستان، اکثراً با این چنین سیما های مقاوم ودارای قدرت روانی حیرت ناک که درسال های دهه شصت خورشیدی، درزیر خانه های اداره های تحقیق با انواع شکنجه های وحشت بار پنجه داده وآخرالامر درتاریکی هدف رگبارمأموران مرگ وترور قرار گرفتند، آشنا نیستند.

شمار آنانی که ازآن سال های پررنج وهولناک در زندان ها جان به سلامت برده وشاهد ایستاده گی زبده ترین مردان قرن بیست افغانستان بوده اند، چندان زیاد نیست و ای چه بسا که این شاهدان، درحوادث بعدی، از بد حادثه، به گوشه های تبعید، فرار، عزلت و گمنامی پرتاب شدند. وقتی آدم می بیندکه این گونه مقاومت گران ازمیان جامعه مظلوم افغانستان سربلند کرده و جان های شیرین وآرامش خویش را صدقه آینده انسان این سرزمین کردند وامتیاز ابدی اقتدار انسانی از آن خود کردند، از خود می پرسد که افغانستان چرا همیشه سرهای پرشوری را به تاریخ اهدا می کند اما تاریخ، ثمره تلخی و دردناکی را نصیب نسل های بعدی این خطه می گرداند؟

درآن سال های دهشت، دریادلانی ظهور کردند که ایستادگی، وفاداری وراز داری ایشان، درتاریخ مبارزات سیاسی منطقه بی بدیل است. اخیراً دوسیه نادرعلی«پویا» عضو کمیته مرکزی سازمان آزادی بخش مردم افغانستان (ساما) را که از فراموش خانه های «خاد» گذشته بیرون کشیده شده است،مطالعه کردم ومو براندامم راست شد. من که خود سالیان طولانی درزندان خاد بوده ام، می دانم که دوسیه 113 صفحه ای نادرعلی پویا بدون هیچ گونه اعتراف وقلمداد دادن دیگران، برای نادرعلی پویا درجریان بازجویی به چه قیمتی تمام شده است. نادرعلی پویا قدرت خارق العاده یک انسان با ایمان را به نمایش گذاشته است اما مقامات حکومت سابق، نامردانه وی و هزاران دیگر همچون نادرعلی را تیرباران کرد.

نادرعلی پویا بعد از بازداشت شهید عبدالمجید کلکانی رهبر ساما به حیث جزوهسته رهبری سازمان، زندگی، روح وآرامش خویش را وقف آرمان عدالت وایده آل های انقلابی کرد. درآن سال ها، سازمان آزادی بخش و سایر جریان های انقلابی چپی درشرایط سختی قرار گرفته و از چندین جهت درمعرض تهدیدو انهدام بودند. موقعیت تاریخی و عملکردهای سیاسی ونظامی جریان های چپ هیچ گاه تا کنون به طور انتقادی وتحقیقاتی مورد بازنگری قرار نگرفته است. درین یادداشت اجمالی، فرصت چنین کاری نیست. فقط می توانم تذکر دهم که درآن سال ها بهترین چهره ها از میان سازمان های چپی وراستی،برای افغانستان و آینده مردم خویش رزمیدندو درعقب درهای بسته، مرگبار ترین شکنجه های غیرقابل توصیف را به جان خریدند اما آرامش وزندگی یاران خویش را با خطر مواجه نکردند.

دوسیه نادرعلی درمقایسه با دوسیه های کادر های مهم در حلقات خاد سابق، اوراق کم دارد.دلیل آن این است که نادرعلی درجریان شکنجه، قدرت روانی و شخصیت بی بدیلی را از خود به جا گذاشته است. من تا زمان نشر کامل دوسیه نادرعلی، (یکی ازشاهدان وسازندگان سرفرازتاریخ افغانستان) آخرین نوشته او دربرابر سوال مستنطق برای شما وطنداران عزیز نقل می کنم.

وقتی شکنجه گران درزمینه گرفتن اعتراف از نادرعلی پویا نا امید می شوند، لاجرم دوسیه را مختومه اعلام می کنند ودرآخرین سوال برای وی می نویسند:

محترم نادرعلی!

آیا حاضر هستید با رعایت پروسه تحقیق درصورتی که از اعمال گذشته خویش پشیمان باشید، جنایت واعمال باند «ساما» و اندیشه انحرافی مائو رابه اطلاع عام از طریق اطلاعات جمعی می رسانید یا چطور؟ درزمینه تصمیم خویش را اعلام دارید.

امضاء مسنتطق

جواب نادرعلی پویا:

محترما!

سرنوشت من به ترتیبی بوده که عضو سازمان آزادی بخش مردم افغانستان شوم. برای مردی درموقعیت من،شرم آمیز خواهد بود اگر عضویت خود را ناشی از اشتباه انتخاب و تصادف نا میمون بداند. به اساس تمهید بالا، از عضویت و سهم گیری خود، درحد توان، در«ساما» پشیمان و نادم نمی باشم. تا جایی که به من معلوم است« ساما» از جمله خودم، با اندیشه ای مائو کدام تعلق خاطر و گرایش متعهدانه ندارم. این مسأله را صرف غرض توضیح درپیشگاه قضاوت سیاسی تاریخ نمودم.

با احترام

نادرعلی

نوشتن چنین جوابی سرراست، آن هم پس از ماه ها شکنجه وآزار دربرابر دستگاه عذاب وشکنجه، قدرت منحصر به فرد یک مبارز آهن دل را نشان می دهد. نادرعلی درمحکمه نیز با همین کلمات از خط مبارزاتی خویش دفاع کرد وحتی دربرابر اصرار مقامات امنیتی که پیوسته از وی می خواستند درکلمات خویش نرمش بیارود تا زندگیش را بخرد، با قاطعیت ایستاده گی کرد. گویا نادرعلی می دانست که دست نوشته هایش روزی در برابر چشمان تاریخ قرار می گیرند.

نادرعلی و سایر مردان آهنین، تیرباران شدند. اما اکنون کجایند آنانی که برای ساما و مقاومت مردمی لفاظی می کردند؟ ناگفته نگذارم که اوراق تحقیقات انجنیرمحمدعلی ازرهروان رده اول ساما نیز در دسترس است که مطالعه آن بس حیرت ناک است. انجنیرمحمدعلی نیز زندگیش را صدقه نسل آینده کرد ویکجا با نادرعلی پویا، گلوله باران شد.

در همین بخش

اگر اینترنت کم سرعت دارید و کابل پرس را به سختی باز می کنید، نسخه کم حجم کابل پرس برای شماست
www.kabulmobile.com
افغانستان پرس
Afghanistan Press
Kabul Press mirror website
www.afghanistanpress.com
www.afghanistanpress.net
www.afghanistanpress.org
کابل پرس من > دیدگاه > نادر علی «پویا»

آمار بازدیدکنندگان کابل پرس که همین اکنون روی سایت هستند

273 visiteurs en ce moment


دیدگاه و نظر خود را درباره این مقاله، خبر، گزارش، عکس یا کارتون بنویسید

پيام‌ها

  • غریدن سیاف علیه «راوا» چیز نو نیست اما اتهامات اخیر او در مصاحبه با رزاق مامون در تلویزیون طلوع (۵ میزان ۱۳۸۵) از این جهت قابل توجه است که غیر از مبتذل بودن معمول، خنده‌آور هم است. چون «راوا» سیاف را یک سر دجال دجالان جهادی می‌شناسد، لازم دید که با وجود مشکلات باید در همان تلویزیون به پاسخ او پرداخته شود.
    تلویزیون طلوع و مشخصاً رزاق مامون از سرمعامله‌گری، ترس و یا زیر پا کردن رعایت تعادل نخواستند تا با من (سپرغی عضو «راوا») نیز ترتیب مصاحبه با سیاف داده شود و فقط به مصاحبه‌ با شرکت یک مدافع جنایتکاران موافت کردند.
    چاره‌ای نبود و باید ادعاهای مسخره‌ی سیاف را با نام گرفتن از او و برادران جنایتکار جهادیش در برابر عامل پوهنتونی آنان به نام خواجه موسی فریور رد کرد.
    ولی نمی‌دانستم که رزاق مامون و روسایش در تلویزیون حرف‌های مرا که آماجش مستقیماً سیاف و برادرانش بودند، عهدشکنانه حذف می‌کنند (مامون گفته بود که سانسوری در کار نخواهد بود!).
    میزگرد تلویزیون «طلوع» به اشتراک نماینده «راوا» در ذیل برخی از نکاتی را یادداشت کرده‌ام که یا سانسور شده اند یا فرصت گفتن آنها را نیافتم.
    با این حال خوشحالم از این که رزاق مامون به شیوه‌ی رسوایی حرف‌های مرا سانسور کرد که هر شنونده‌ای به آسانی متوجه آن می‌شد.
    طبعاً تصور نمی‌کردم سانسور آنچنان شدید و مفتضح باشد ورنه زحمت مصاحبه را به خود نمی‌دادم مخصوصاً که دیدم با خود جنایتکار نه بلکه با یکی از ایادیش روبرویم.
    خواستم آن بود که شخص سرجنایتکار در گفتگو حاضر باشد تا اگر «پیام زن» اخ دل مردم را علیه آدمخواران جهادی در صفحات کاغذ کشیده است، من در صفحه‌ی تلویزیون ترجمان خشم و نفرت بی‌پایان مردم ماتمدار کابل علیه او و برادران بد ذاتش باشم.
    اما رزاق مامون و تلویزیون طلوع دروغ گفتند و نه تنها سیاف را نیاوردند بلکه سخنان مرا هم قیچی کردند تا ارباب شان را از خود راضی نگهدارند.

    • برخی از پیامگذار ها به جای این که نادرعلی پویا را درین نوشته ببینند، به عقده کشایی علیه مامون می پرازند. این درحالیست که مامون درین نوشته از خود نمیگوید و به دنبال بزرگ ساختن خود نیست. بلکه او از نادرعلی پویا حکایت میکند. یک آدم بی تعصب و یک روشنفکر راستین بدون این که تعلق پویا به کدام سازمان سیاسی را درنظر داشته باشد، کلک حیرت و ستایش بدندان میگیرد وقتی عظمت ایمان و ایستادگی پویا را در اوراقی که به قلم خودش نوشته است، می بیند. اما کوردلان بیسواد و عقده مند یا هم خادیست هایی که جنایات شان افشا میشود، به تخریب مامون میپردازند.
      سلام به پویا ها. سلام به تمامی مقاومتگرانی که در برابر استبداد و جنایات حزب خلق و متجاوزین روسی شهادت را به جان خریدند اما سر به دشمن جبون وحقیر خم نکردند. پویا در شهادت پیروز و سرخروی برآمد اما دشمنانش در زندگی سرخم و شکست خورده ماندند. یک قطره خون پویا بیشتر از زندگی میلیون ها خود فروخته و مزدور است.
      کار های مامون در روشن ساختن حقایق دوران ما از بیغش ترین کارهاییست که تاکنون درین عرصه صورت گرفته است. مامون عاشق معنویت هایی درین دیار است که دیریست کیمیا گشته است. کار های مامون همه دارای والاترین ارزش انسانی و ملی است. نخستین داستان بلند مامون در مورد جنایات جنایت پیشگان خلق و پرچم به نام "عصرخودکشی" نشر شده که بلندترین و یگانه داستان درین موضوع است. نمایشنامهء "عبدالخالق"، داستان مرگ احمد ظاهر، اسرار مرگ داکتر نجیب الله، مسعود در نبرد استخباراتی و اینک نوشتن درمورد نادر علی پویا- که به حق باید اسطورهء ایمان و شرفش نامید، بیانگر این حقیقت است که مامون در هررویداد و هر شخصیتی به دنبال معنویت ها، راستی ها، آزادگی ها، مقاومت ها، و ایستادگی ها درگستره جامعه و فرهنگ این مرز و بوم است.
      ایکاش مانند مامون چند نویسندهء دیگرهم میداشتیم. آن دوستی که خواسته است مامون را با سیاسنگ مقایسه کند باید بداند که هریک کار خود را میکنند. اما مامون پیش از سیاسنگ به کار زندگینامه نویسی آغاز کرده بود. شکی نیست که کار های سیاسنگ هم ارزش خود را دارد اما کار مامون بران تر، قاطع تر، روشن تر و با صراحت تر و پیگیرتر ازکار های سیاسنگ است. دیگر این که سیاسنگ در خارج است و مامون در داخل کشور. سیاسنگ هرچه بنویسد میتواند اما مامون با هزار مشکل روبروست. با آنهم مامون با صراحت و پیگیرانه می نویسد و ازکسی ترس هم ندارد. مامون خود یک مبارز واقعی است.
      آقای مامون، قلمت رساتر باد!
      میدانم که تو بزرگتر ازان هستی که مغزهای کوچک، ایدیولوژی زده، قبیله گرا، عقده مند و ویا ذهنیت های خادمنش مزدوران جنایتکار حزب خلق درکت کنند یا توانایی پذیرش حقایقی را که از قلمت تراوش میکنند، داشته باشند.

  • رسانه ونویسندگان باید رسالت شان را ادا نمایند

    تحت شعار دیمکراسی درافغانستان راه جواز برای هرجرم ، فساد وخلاف مهیا شد وهمه چیززیرهمین شعارتزویری مخفی نگاه داشته می شود، بایدباتاسف بگوییم که برای این خدمت نارواازهمه بیشتردرافغانستان تعدادزیادی ازرسانه ها ووسایل نشراتی (بااین که مهرعنادبه پیشانی هایشان گذاشته شده) مشغول می باشند.

    رسانه هابجای اینکه واقعه وحقایق را همچنان که است به مردم برسانند برعکس بعضی ازاین وسایل های نشراتی آنرا تحریف نموده وبه همان اندازه می خواهند آنرا بنشر برسانند که مورد رضایت دعوا داران دیمکراسی بوده ومصلحت آنان ایجاب می نماید.!!

    ما ازاین گله بگذریم که موفقیت وکامیابی مجاهدین امارت اسلامی که خود قمندان های ناتوآنرابه بالاترین سطح تعبیر نموده ومی گویندکه هر هفته طالبان برآنها بیش از313 حمله مهلک انجام می دهند که ازهیبت وترس آن عساکرشان به حالت جنون وپرازخوف بسر می برند اما میدیا وگردانندگان وسایل نشراتی درافغانستان تا آخرین حد امکان درسکوت بسر برده ویا اینکه تلاش می کنند تااین اخبار بصورت صحیح وجذاب نشر نشوند.

    اگرگردانندگان این رسانه ها میگویند که اداره استخبارات کابل به فرمایش امریکائیها دراین صورت آنها را گوشمال داده وهمچون سرنوشت روانشاد روحانی (گذارش گرمرحوم بی بی سی پشتو) وتعدادی دیگر ازژورنالیستان حق گوآنها را دچار خواهند کرد که چرا آنها ازنطاقان امارت اسلامی خبر تهیه می کنند ... پس چرا این رسانهای گرفتاردرتهدیدات ویا غرق درگرداب دالرهای امریکائی حد اقل مظالم ملت افغان را هرازچندگاهی بدون هیچ خوف وخطری بنشر نمی رسانند ؟ بنظر ما تهدید وتطمیع اشغالگران دراین موردچندان تیزوخوفناک نمی باشد.

    بطور مثال اگررسانه ها درافغانستان درباره اسارت طفل 10 ساله افغان (جاوید) که از 7 سال بدین سو امریکائی های وحشی آنرادرقفص های گوانتاناموزیرزجر وشکنجه گرفته اند،حقایق رابنشر می رساندندکه این کودک افغانی به چه جرم وگناهی دراین سن کم به اسارت برده شده ودرقفص های گوانتانامونگه داری می شود؟.. واگردراین مورد فریادخانواده،مادروپدرومردم افغانستان را به اذهان دنیا می رساندند آیا امریکائی ها بعلت شرم ورسوایی خوداورا رها نمی کردند ؟ وحداقل دعوای بشردوستی امریکا باطل می گشت که برای برآوردن مقاصدمذموم وباطل خودترحم وعاطفه بشری را به خیال نیاورده وکودکان ونوجوانان راموردظلم وبربریت خود قرارمی دهد.

    همچنین درمقابل وحشت وظلم های مداوم امرئکائی ها که ملت افغان باآن درطول 8سال گذشته دست وگریبان بوده وهستند رسانه ها کاملا خاموش بوده واصحاب قلم ونویسندگان مشهور افغان درسکوت بسرمی برند وازته دل واخلاص هیچ مقاله قوی وپراثری برآن نمی نویسند ونه ژورنالیستان افغان کدام احتجاحی کرده اند که چرا امریکائی های درمقابل آنها موانع ایجادکرده وازنشراصل واقعه وحقیقت آنها را باز می دارند؟

    امارت اسلامی افغانستان رسانه ها را درافغانستان مخاطب می کند که طبق تعبیرپر زرق وبرق شان برای دفاع ازمنافع والای وطن وحفظ ارزش های دینی وملی با خواست وآرمان مردم همصدا شدن اصالت بزرگ،دائمی وافتخار است اماحفظ منافع خارجی ها ننگ وبسیارزود گذرمی باشد

    • طالبانیزم با انسانیت دشمن است. آنهایی که از طالب و طالبانیزم سخن می گویند باید بدانند که هیچ انسانی که از انسانیت بویی برده باشد حاضر نمیشود زیر بیرق جهل و وحشت طالبان عمل کند. شاید بسیاری باشند که با کشتار غیرنظامیان توسط خارحی ها مخالف اند اما به این خاطر چیز زیادی نمینویسند که حاصل کار شان وسیلهء تبلیغات طالبان میشود و طالبان خود مزدورانی اند که کشور را زیر نام دین و شریعت به جنایتکار ترین و جاهل ترین عناصر وابسته به اسدتخبارات پاکستان فروخته اند.
      هرزمانی که نیروی سالم دیگری در سنگر مقاومت علیه امریکایی ها سربلن کند، روشنفکران نیز با قوت بیشتر برای کوبیدن جنایات غربی ها نیز دست به قلم خواهند برد.

      مردم امروز از وحشت غیر قابل تحمل طالب زیر سایهء اژدهای ارتش خارجی نشسته اند. آنها هرگز به حضور خارجی ها درکشور خوش نیستند اما میدانند که اگر این اژدها برود، مار های زهر آگین سیه جامه سراسر وطن را گرفته و یارای نفس کشیدن به کسی نمیدهند.

      به همان اندازه که خادیست ها بی حیا اند، طالبان نیز بی حیا اند. پیام نوشتن خادیست و طالب درینجا با روحیهء یکسان صورت گرفته است.

  • مامون عزیز سلانت تصیب شما ! چه بزرگ آ رامشی است که می بینیم شهیدان استبدا د "داس چکشی" با فامت های رسا وسر های بلند مرگ را پذ یرا شد ه اند وتن به ذلت نداده اند ویا هم زندان رافتح نموده برآمده اند . چه افتخار است به شما که بدون در نظر داشت هیچ نوع تغلقی یاد این شهیدان بیداد را زنده میدارید .یکی ازین شهدا " شیرعالم " نام دارد .او با شش تن از اعضای کمیتۀ مرکزی یکی از همین سازمان های چپ به زندان دموکراتیک خلق رفت وبر نگشت . او بامن ارتباط نسبی دارد ونه تعلق فکری .اما استقامت او را همیشه می ستایم . اواز پنجشیر بود از رخه ،از قریۀ شغه ، داماد حا جی ج پخته فروش از مرشتان . یاران همفکر دیروزش او را از یاد برده اند . شاید از خجالت . مفهوم" خجالت "را در این موارد شما زندان دیده ها خوب می دانید وقتی دوفقر در یک موقف سیاسی در یک اتهام با یک دوسیه به زندان می رود ویکی اعدام می شود.دیگری زنده می براید . خجالت امروز اثر ذلت دیروز است . اما من می خواهم دین خود را ادا کنم وحد اقل در ورق پارۀ از اوبنویسم .به هیچوجه فکر انتقام از یارانش را ندارم . چون استقامت یاران هم دوسیه اش او را نجات نمی داد . اما اولاد این ها رانیز به درد بی پدری چون اولاد شیر عالم مبتلا می شد .که خدا کسی را به این درد مبتلا نکدند ! تزریق زهر در ورید او به "جرم " آزادگی دلیل با غرور مردن اوست .اما می خواهم بدانم این غرور را او چه سان در برابر بی داد به نمایش گذاشته است ؟ او با قلم توانایش چه نوشته است ؟ او هر روز وقتی خانه را به قصد محل کارش به تصدی کود کیمیاوی ترک می کرد به خانمش می گفت : اگر نیامدم سرو صدا نکنی بفامی که مره بردند ! او مرگش را هر لحظه احساس می کرد اما از آن نمی ترسیداگر به دوسیه این مرد بر خوردید با قلم توانای تان چیزی بنویسید ویا به این قلم شکسته برهه هایی از آن را بفرستید تا زینت نوشتۀ این "کمدان " گردد .mfarid@live.ca

  • آقای مامون پرسیده ای، "اما اکنون کجایند آنانی که برای ساما و مقاومت مردمی لفاظی می کردند؟"
    جواب: یکی از آنها سخنگوی جنرال جرئت شده است؛ دیگران را نمی دانم.

  • او مامون صاحب ازشما یک سوال دارم آیا گفته میتوانید چرا ساما از مائویست بودن خود منکر اند درحالیکه که اظهر من الشمس است که گروهگ ساما،رهایی و راوا مائویست هستند . جه سندی وجود دارد که ایشان مائویست نبوده درحالیکه دربین مردم ازهیچ جایگاهی بخاطر کمونست بودن شان ندارند.

  • سلام به دست اندرکاران کابل پرس!

    اینروز ها رازق مامون با تقلید از داکتر سیاه سنگ میخواهد بعضی از کار های پیچیده را در قالب یک نوشتۀ هنری درآورد. بیخبر از آنکه هرکسی را خداوند برای کاری آفریده. مامون در باره قتل نجیب گاو مینویسد و راجع با رئیس سازمان کی جی بی یعنی یعقوبی ولی مورد ستایش قرار نمیگیرد. حالا هم بدون کذاشتن سند معتبر تاریخی دربارۀ نادرعلی پویا مینویسد و باینوسیله از کار های دیگران جهت بزرگ جلوه دادن خود تمرین میکند. اما هرچه بکند نمیتواند لکۀ ننگی که از پیوستن او به شورای نظار بر پیشانی اش خورده خود را رهایی بخشد.

    • محترم ظهور مستان!
      سلام ! عرض ام به حضور مبارک شما این است که در قدم اول باید از مقایسه کردن نویسنده گان اجتناب ورزید. رزاق مامون به جای خودش یک پژوهشگر کم نظیر در افغانستان است. اگر شما یا هر کسی با نتایج کارش موافقت ندارید، باید شهامت این را داشته باشید که صاف و مستقیم مثل خود رزاق مامون با سند و مدرک نشان بدهید که کجاها غلط است و صحیح آن چه می باشد. پیام شما قسمی نوشته شده که از یکطرف فضای مقایسه را زباز گذاشته و از طرف دیگر زمینه تاخت و تاز موافقین و مخالفین رزاق مامون و داکتر سیاه سنگ را. شما نباید پای یک نویسنده دیگر را در این بحث پیش بکشید، بلکه بگوئید که نقص کار مامون در کجاست. با تشکر.

    • مامون منظوری خاصی از گذارش این مطلب درین بعد زمانی دارد که صرف عقل شیطانی میخواهد که انرا تفسیر نماید.

      مامون جان شما از مسعود که نوکر ای اس ای بود نیز به احترام صحبت بعمل میاورید.

      این همه ضد نقیض از یک روشنفکر با رسالت عیب نابخشودنی است.

      شیطان بنا به قولی شصت هزار سال عبادت خدا را نمود ولی در برابر سجده انسان از تکبر و حسد از فرمان خدا سر باز زد و رانده شد.

      وای که قساوت برادران پشتون و مکر برادران تاجک هردو مرا می ترساند.

    • آقاي مستان .نميدانم كه خودت مست هستي و يا كسي برايت باده مستي داده است . آيا ميداني كه يك انسان مسلمان و باسواد هيچگاهي به كلمات تحقير آميز مورد توهين و تحقير قرار نميدهد . باشد . فكر نميكنم كه يك ذره يي از مردانگي در وجودت زنده باشد . و اين را بايد بداني كه كلمات كه شايسته يك انسان با غيرت نيست از زبان خودت مي برآيد . بگذار براي بار امتحان همين كلمات را كه نبشته يي ، يكبار در كوچه و پس كوچه منزل ات آنرا تكرار كن . ببين كه عكس العمل مردم چي ميباشد . بديهي است كه عكس العمل مردم دندان هايت را خواهد دريد . اميدوار هستم كه مثل مرد ها سخن بگويي و مثل مرد ها بنويسي .

    • آقای م م!
      کسی که مسعود را نوکر آی اس آی میخواند باید وجدان یک خادیست را داشته باشد که آسمان را به ریسمان قافیه می بندند تا کسی را مجرم قلمداد کنند.

      درین نوشته، مامون در قدم دوم است. اصل نوشتهء مامون است در مورد انجنیر نادر علی پویا. مردی از تبار راست قامتان! آیا درین مورد نظری دارید؟

      شما که از قصاوت پشتون و مکر ناجک سخن گفته اید، آیا هیچ میدانید که دچار قضاوت بسیار سخیف کلیشه یی شده اید. اینجا سخن بر سر اشخاص و معنویت های انسانی است و شما آنرا با قومیت افراد پیوند میدهید. اگر با منطق وقلم و کار مامون نمیتوانید چیزی بنویسید، باید به جایی بروید که با منطق خود شما به شما سخن میگویند. به طور مثال برایتان بگویند، ما هم از "هزاره" ها نجایت می جوییم.

      عقل ها اگر بینا شود، به خوبی میتواند ببیند که مامون به صفت یک تاجک اگر از مسعود همتبارش گفته است، از انجنیر نادر علی پویا و عبدالخالق هم چیزی نوشته است. حتی پیش ازان که درمورد مسعود تاجک بنویسد در مورد عبدالخالق هزاره نوشته بود.

      مگراز نوشتن در مورد عبدالخالق چه هدفی داشت که از نوشتن در مورد نادرعلی داشته باشد. آیاقرار است سامایی ها رئیس جمهور شوند که مامون در مورد آنها می نویسد؟

      مامون عزیز، سربلند زی که از سربلندان تاریخ میگویی! بگذار سیه دلان کور دل در موردت هرچه دل سنگ شان میخواهد بگویند!

  • بیشه ها خالیست مردان بزرگ این سرزمین توسط وطنفروشان خادی و جهادی تیر باران شدند تا وطنفروشان بزور عساکر باداران شان بر اریکه قدرت تکیه بزنند و حال هر دلقک فرومایه و هر چرخه گیر نو کران بیگانه با طمطراق بالای شخصیت های نامدار و پاکباز مردم زحمتکش ما می خندند و ساما و سامایی هارا می پرسند که در کجا رفتند بلی
    ما شکسته ما خسته
    ای شما نوکران امریکا پیروز
    هر چه بمباران می کنید به زندان می کنید
    خوش به کام تان باد
    و اما فراموش نکنید که قضاوت تاریخ بی رحم است
    ستم و نبرد علیه ستم فراموش شدنی نیست
    نسل های آینده بر شهادت ما و رذالت شما قضاوت خواهند کرد

  • باید بصراحت ابراز داشت که نه طالبان ، نه ناتو و کرزی با شرکا گام گذاران درراه آزادی مردم و کشور اند، ونه رهایی بخشان جامعه از چنگال فقر، جنگ و جهل.
    ناتو انگاشته است که در افغانستان میتواند او پیشرویهای چین، هندوستان، ایران، آسیای میانه وروسیه همجهتی همه شان جلوگیرد.این عا لیترین استراتیژی ناتو اگر زمینه تحققشرا در افغانستان نه یابد، در ترکیه دیگر دیر شده اشت.
    برای موفقییت در آخرین نبرد تعیین کننده؛ باید: خودرا سازمان یافته تر، مردمرا آگاه تر و متحد بخود ساخت.
    استفاده از امکانات علنی تا حد امکان! مخفی کاری به اندازه توان! پشتیبانی از هر بارقه روشنایی تا سرحد لزوم!
    مجادلات میان خالی تیوریک ضیاع وقت است. آنچه ضرورت اشد است، عبارت است از: استراتیژیهای صریح و استوار! تاکتیکهای با نرمش، عملی و خود مختار! (یاد تان گرامی باد!!!) حسن سحرآ

  • به همه سلام !
    مامون شما را به ساما چه کاری است بروید به عقب همان شورای نظار تان شما را به این موضوعات چی غرض است بروید به عقب کار تان بهتر است از کشتار بی رحمانه احمدشاه مسعود همکار خاد و پرتوکولی قوا سرخ که همین انقلابی ها را که شما از ان یاد کرده اید در دریا پنجشیر انداخته است اګر چیزی به یاد دارید ؟
    مامون شما را به انقلابیون چی رابطه است شما از زوایه تعصب که در مقابل مردم تان دارید چیزی بگوید به شما توصیه می کنم که از همچو مسایل بگذرید!

    • مامون صاحب وقت تان را ناحق ضایع میکنید همین مائویست ها را به جز جند نفر محدود کی میشناسد . شما دردورترین قریه ولایت هرات بروید از شهید ذبیح الله آمر جبهات بلخ تجلیل می نماید یا در دورترین قریه بدخشان همه آدم خان ننگرهاری رامیشناسد .مجاهدین درقلب هر هموطن ما جا دارد ازشهید طالوت موحد تجلیل کنید . او مامون صاحب مائویزم ازجذابیت گذشته خود حتی درچین مانده است.وقت خود راصرف قهرمانان ایدیولوژی های منحط نکنید بروید درعمق توده ها ببینید که ایشان کی را قهرمان خود خطاب میکند.ازشهدای دوقیام معروف زندان پلچرخی تجلیل کنید.

    • علاقمندان محترم کایل پریس سلام های اینجانب جلال ابادی را بپذیرید.صادقانه باید گفت قبل ازین نسبت علایق حزبی و قومی همیشه در صدد این بودم که هیچ فرصت را در تبلیغات بیجا علیه احمد شاه مسعود و رزاق مامون از دست ندهم.اما امروز تحت ضربات شدید وجدان قرار دارم.میدانستم و میدانم که مسعود شخصیت بزرگ افغانستان است.میدانستم و میدانم که مامون از نویسنده های برجسته کشور است اما بازهم ایجا و اونجا علیه ایشان کامنت های جنجال بر انگیز میدادم.همه تان مرا به بزرگی تان ببخشید.ازین به بعد این اشتباهات را تکرار نخواهم کرد.

  • با سلام به شهدای راه آزادی !
    من نمی گویم که محترم رزاق مامون ، کسی که شلاق خاد را چشیده است به حیث یک روشنفکر غیر چپی ، درباره شهید نادرعلی پویا این قهرمان واقعی مردم افغانستان ، چیزی ننویسد، اما میگویم وقتی آدم میخواهد گوشه هایی از حقیقت را برملا کند ، نباید گوشه های دیگر حقیقت را مخدوش سازد،
    دوسیه های قهرمانان شهید ساما( شکنجه در خاد و کوته قلفی های روسها در صدارت ) بدون شک یک بخش حماسی تاریخ قرن بیستم کشور را آذین میکند .
    فراموش نشود که ساما هیچوقت لفاظی نکرده است ، شما در rahrawan.com نشریه ندای آزادی را بخوانید و ببینید که ساماهمیشه صدای خودرا هموزن پراتیک خونین فریاد کرده است ... دوسیه های شهدای سامایی و فلم دفاعیه شهدا تاریخ زنده مبارزه انقلابی - ملی و آبروی جنبش پیشرو کشور ماست .
    زنده باد عبدلمجید کلکانی رهبر قهرمان ساما
    جاودان باد نادرعلی پویا و شهدای راه آزادی

    • دوستان، به هوش باید بود که: مقاومت نادر علی پویا در برابر مزدوران رژیم اشغال نمیشود با کارنامهء حزبش به تعریف گرفته شود. سامایی که مجید کلکانی تاسیس کرد و مجیدی که ساما را تاسیس کرد ازهم متفاوت اند. ساما سازمانیست که هرگز پس از مجید نتوانست راه مشخصی برای مبارزه بیابد. مجید قهرمانیست مردمی و برخاسته متن فرهنگ عیارانهء سرزمینش. اما ساما سازمانی شد که در قعر ایدیولوژی زده گی غرق گردید و تاهنوز که هنوز است توانایی برون رفتن از پسته های ایدیولوژیک خود را ندارد. شما "رهروان" رامطالعه کنید تا در یابید که در آنجا تعقل و خرد روشنفکرانه را چگونه شعار های ایدیولوژیک رنگ میکند و از میان می برد.

      اما مجید قهرمان مردمش بود. مجید نه خاطر ایدیوژی اش بلکه به خاطر مردمی بودنش، به خاطر عیاری اش، به خاطر آگاهی اش از تاریخ مردمان سرزمینش "مجید" شد.

      ازینروست که ساما و مجید یا ساما و پویا ازهم متفاوت اند. نباید اجازه داد که برخی ها از نام این قهرمانان استفادهء ابزاری کرده و به سلیفهء خودشان سازمان سازی کنند.

      نام قهرمان ها را به لجن نکشید!

    • آنهمه رادمردان، خانمها و دوشیزه گان قهرمان که کلمات زیبای آزادی، مردم،رهایی، پیکار و ... را با خون خود نوشتند و حماسه آفریدند، نه تنها بصورت انفرادی قهرمان اند. بلکه؛ لاله زاران وفاداری با قامتهای کوتاه و بلند و رنگ آگین بودن شانست که میتواند مینیاتور طرحهای نوینرا گلباران کند.
      اگر ما اشتباه کردیم و آنها اشتباه کردند و نتوانستیم موفقییتهای لازمرا برای مردم و میهن خود بارمغان آریم؛ دلیلش همانا هار بودن چندین دشمن، مغلق بودن ساختار اجتماعی در ردیف اول و در گامهای بعدی سازمان ناپذیری یی روشنفکران و طلاق بودن از مردم بود.
      اکنون بارگاه قضاوترا پهن کردن و احکام عاجلانه صادر کردن در واقع گذشته را دیدن و حالرا نادیده گرفتن است.
      آیا تند بادهای حوادث میتوانند اخگران زیر خاکستر خفته را شعله های جاویدان سازند؟
      تعاریف مقولاتی در طلاق از یک برنامه کوتاه مدت و طولانی با گامهای استوار عملی در واقع خرد گرایی نه بلکه؛ خرد فروشی است.

    • به پاسخ و توجه تبصره نویس عصرخودکشی:ایدئولوژی، مشی سیاسی و تشکیلات سه رکن اساسی و ضروری تحزب را میسازد که در مورد احزاب چپ، میانه وراست کاربرد دارد. درک این نکته از جملۀ الفباست و در دنیا حزبی به معنی واقعی کلمه ، بدون ایدئولوژی رهنما سراغ نمیشود. ایدئولوژی یک حزب یا سازمان سیاسی در جامعۀ طبقاتی به عنوان معرفت طبقاتی، اصول و ارزشهای اساسی و یا بنا به اعتـراف منادیان لیبرالیسم وطنی ما، به مثابۀ ارزش های پایه ای در امـر ایجاد و استحکام و در جریان مبارزۀ حزب سیاسی منحبث یکی از ارکان سه گانۀ آن مطرح است. این دورویی و منافقت لیبرالیسم ترسـوست که ضمن سرنهادن در آستان استعمار و ارتجاع ، زمانی ایدئولوژی را به مثابه یکی از سه رکن اساسی همچون ارزش های پایه ای مطرح میکند، ولی در مورد دیگر سازمان انقلابی ساما را در قعـر ایدئولوژی زده گی غرق دیده وماهیت طبقاتی و خصلت ایدئولوژیک آنرا در تضاد آشکار با تعقل و خردگرایی روشنفکرانه می بــینـد. این هـمان رویکـــرد معـروف یک بام و دو هـواست.

      آیا در یک جامعۀ طبقاتی ( از جمله در همین دموکراسی های جوامع غـربی)، برای روشنفکـر انقلابی و یا روشنفکـر لیبرال تعقل و خرد روشنفکرانه ناب و کلی فراطبقاتی که همین ارزش های پایه ای و معرفت طبقاتی( ایدئولوژی)و منافع طبقاتی درآن بازتاب نیافته و یا به نحوی در خدمت آن نباشد وجود دارد؟ در مورد تبـیـیـن های لیبرالی از نادر علی پویا باید گفت که او به عنوان یک انقلابی سرسپردۀ سامایی، مثل لیبرال های وطنی ما دروغگو و منافـق نبود. او در اولین کنگرۀ ساما برنامۀ سازمان را تصویب کرده ، پای آن صحه گذاشته و جهت تحقق آن استوارانه مبارزه کرده و پاکبازانه جان داد. برنامه ای که نادرعلی پویا پای آن صحه گذاشته بود، از ایدئولوژی رهنمای ساما،از انقلاب ملی ــ دموکراتیک، از راه انقلاب افغانستان و از سه سلاح معجـزه آسای انقلاب، از جامعه فارغ از ستم ملی، طبقاتی و جنسیتی و... حرف میزند. البته در همان وقـــــت (چنانچه حالا نیز) این برای لیبرال ها پذیرفتنی نبود و از داخل و خارج ساما تقلای مذبوهانه کردند تا ساما را از محتوی عالی انقلابی تهی ساخته و به انحراف لیبرالی بکشانند که تا ایندم هربار سرشان به سنگ خورده و امید کاذب شان به یأس مبدل شده است. واما در باب کارنامه ها، مواضع و دیدگاه های حزب نادر علی پویا باید گفت که این کارنامه سی ساله با همه کاستی ها و قوتهایش بمثابۀ چوب بستی از سیستم فکـــــــــری ــ سیاسی و عــــــملکرد مبارزاتی این سازمان اظهرمن الشمس است وهیچ شعبده بازیِِ روشنفکرانه نمیتواند حقایق آفتابی را از انظار پنهان کرده و یا آنرا کمرنگ سازد. یکی از دستآوردهای ساما علی الرغم شکست و ریخت های پیهم این بوده است که پس از مرگ مجید پیوسته از دستـبـرد لیبرال های در کمین نشسته مصئون مانده است و این خود برهانیست قاطع که رهبران ساما پس از مجید در مقابل حملات راست لیبرالی با درایت و کفایت از ساحت فکری سیاسی ساما حراست کرده و به قیمت جان شان نگذاشتند که لیبرالیسم بورژوایی به حیث ایدئولوژی حاکم درساما جا باز کند. اگر چنین میشد، امروز لیبرالیسم تـرسـو اتهام ایدئولوژی زده گی را بر ساما نمی بست. در مورد کارنامه ها، مبارزات و دیدگاه های ساما لطفاً به بایگانی ساما در (rahrawan.com) مراجعه کرده و قضاوت منصفانه کنید.

      در مورد مجید و نادرعلی پویا دو رهبر خـرد مند و جانباخته ساما باید گفت که آنها انقلابیونی مسلح به تـئوری انقلابی، مسلح به ایدئولوژی مترقی بودند. هردو به برنامۀ ساما که در فوق شرحش رفت باور عملی داشتند و پای تحقق آن از جان مایه گذاشتند. مجید آنرا نوشت و نادر علی آنرا تصویب کرده و پای تحـقـقـش رفت. برای مجید و نادرعلی ایدئولوژی رهنمای ساما، یعنی ارزش های پایه ای ، یعنی نظام ارزشی ، یعنی معرفت طبقاتی، یعنی چراغ رهنمای مبارزه در راه بهروزی زحمتکشان، یعنی لغو مالکیت خصوصی مبتنی بر استثمار انسان، یعنی برانداختن هر نوع ستم و رسـیـدن به آینده ای فارغ از هر نوع ستم، در خدمت انسان و به ویـژه انسان زحمتکش قرار داشت نه بالعکس!

      اما در مورد اینکه مجید چگونه " مجید" شد، باید نوشت که او سنـتـیــز تکاملی ایست از آمیزش و ترکیب ارگانیک این ارزشهای پایه ای( ایدئولوژی) با منافع علیای مردمی، سجایای عالی انسانی و تاریخ کشورش. مجید در عرصۀ این خلاقیت نمادیست فـریـد. ایدئولوژی مجید بیانیست روشن از مردمی بودن او یعنی دفاع وایستادن در موضع طبقاتی ملیون ها انسان مجبور و دوزخی کشورش و آگاهی عمیق و همه جانبۀ وی از تاریخ شورانگیـز مردمان کشورش. مجید درین میانه و عرصه با ترکیب این سه عنصر در تفکر و مبارزات عملی اش، تا سطح قهرمان ملی و رهبر بلامنازع زحمتکشان کشور عروج کرد. بدون حضور این عناصر در اندیشه و پراتیک مجید، او نمیتوانست لقب ستیغ بلند بیداری را کسب کرده و به وجدان بـیـدار مردم مبدل شود. مجید یک انسان روئین تن نبود. او به حیث انسان واقعی و زمینی به تاریخ نگرش علمی داشته و آنرا ساخته دست ملیونها انسان میدانست که آگاهانه به اعمار این بنای رفیع می پردازند، نه ساخته دست زبده گان، شاهان و قهرمانان جدا از مردم و بی باور به نیروی خلاقۀ شان. ازیـنـرو، اگر مجید به عنوان قهرمان ملی مطرح وتثبیت شده است، در قدم اول اوقهرمان و طلایه دار مبارزه به خاطر پایان دادن به رنج های بیکران توده های ملیونی خلق وهمراه آنان رقم زدن آگاهانۀ تاریخ نوین و ایجاد جامعه ای نوین برویرانه های ارتجاع و امپریالیسم دراین خطه بوده است.

      نام مجید، ساما و پویا باهم توأمیت دارند و یکی از دیگری جدا نیست. پویا ساما را درراهی رهبری کرد که مجید باخون سرخش ترسیم کرده بود. راه مجید، تفکر مجید و ایدئولوژی مجید ــ ابزار رهایی زحمتکشان ــ بیانگر فلسفۀ وجودی ساماست و هیچ گونه استفادۀ ابزاری هم در امر سترگ سازمان سازی مطرح نبوده است. درین زمینه اسناد معتبر به قلم مجید و سایر رهبران جانباخته ساما به طور انکارناپذیر وجود دارد. هیچ شعبده بازی را یارای کتمان کردن حقایق نیست و آفتاب حقیقت سرانجام از پشت ابرهای تیره لیبرالیسم کهن و نوین پرتو افشانی خواهد کرد.

      در مورد به لجن کشیدن نام قهرمانان باید گفت که مطرح کردن قهرمانان خلق دلیر افغانستان از موضع ایدئولوژیک شان ــ که برخلاف لیبرال های جبون امروز و شعله ای های نیمه راه دیروز به آن وفادار ماندند ــ یعنی رزمیدن و پافشردن در موضع ستم کش ترین طبقات و لایه های اجتماعی و تأکید برمواضع استوار ضد امپریالیستی آنان در راستای رفع هـرگونه ستم به شیوۀ انقلابی، از دید به ظاهر غـیـر طبقاتی یک لیبرال سازشکار، به لجن کشیدن نام آنان است. بلی ، ما این اتهام لیبرال های بی هویت وطنی ما را که از انقلاب بـیشتـر از ارتجاع و امپریالیسم کینه به دل دارند و میترسند، از دل و جان می پذیریم. ما مجیدها و پویا ها، رهبرها و یاری ها، بهمن ها و جرئت ها را از موضع ایدئولوژیک شان و مواضع استوار ضد امپریالیستی مسلم آنان مطرح می کنیم. ما آنها را از پایگاه انقلاب اجتماعی، از موضع مبارزۀ طبقاتی، مبارزه ضد امپریالیستی و از منظرایجاد جامعۀ فارغ از لیبرالیسم بورژوازی مطرح کرده و تداوم مبارزۀ انقلابی شانرا خواهانیم.

      واما نام قهرمانان را کی ها به لجن می کشند؟ آنهائیکه با مطرح کردن مواضع ایدئولوژیک مجید و پویا یعنی آن ارزش های پایه ای که هردوی شان را در پایگاه و جایگاه دفاع از ستمکش ترین طبقات واقشار اجتماعی در مبارزه علیه هرگونه ستم قرار میدهـد؟ و یا آنانیکه با باور ریایی و مصرفی به مجید و پویا و مطرح کردن فراطبقاتی آنان،از فرط استیصال و مهجوریت به شیطان هم دست داده و یکسره خود را در دامن امپریالیسم اشغالگر انداخته و در آغوش امپریالیسم جنایت کار امریکا در چوکات ایدئولوژی تسلیم طلبی ملی و لیبرالیسم بورژوایی از برکت اشغال امپریالیستی کشورشان مشق خرد گرایی و تمرین دموکراسی میکنند؟

      مادام که اینان خود از برکت حضور سپاه وحشی و اشغالگر استعمار و بهره مندی از مراحم امپریالیستی در پرتو ایدئولوژی لیبرالیسم و ایدئولوژی تسلیم طلبی ملی در زیر پر وبال امپریالیست ها، یک جا با خاینین ملی دیروزی و امروزی حزب سازی میکنند و بیشرمانه کاندید قدرت بیرون میدهند، همزمان خیلی شیادانه ساما را به ایدئولوژی زده گی متهم میکنند. این منتهای وقاهـت هست. آقایان شما را با مجید و نادرعلی پویا چه نسبتی است؟ از سر ساما دست بـرداشته و اگر احساس مسئولیتی دارید، به عنوان کسانیکه یک عمر شعله ای بودید، بروید، در همین نشریۀ کابل پرس از جریان شعلۀ جاوید به دفاع برخیزید. اگر حساب تان از آن جریان با عظمت تاریخی جداست و از چپ طلاق گرفته اید، پس با مجید و پویا چه کار دارید؟ درینصورت بهتر است بروید دنبال پیگیری پروژۀ حزب سازی تان با وطن فروشان وتشخیص پلۀ سنگین درانتخابات جرگۀ خاینین ملی. فعلاً هـمینـقـدر. والسلام.

  • دوست همزنجیرم مامون !من به تیوری اشغال از هر جنسی که باشد ، اعتقاد ندارم،زمانه ما اگر از یکسو عصر خودکشی هاست از سوی دیگر عصر برسمیت شناختن تفاوت هاسات .( سی سال آخر کشور هر نوع قطعیت و الم شنگه را برباد داده است )هر صدایی می تواند در متن زندگی و مبارزه جایگاهی را در حوزه عدالت خواهی احراز کند .برسمیت شناختن یک صدا و یک رفتار اتومات به ابطال و غیرکشی منتهی میگردد .بحث قهرمان و اسطوره می تواند از منشور های متفاوت تلالو زند و مثلاً مجید را می توان به حیث قهرمان اسطوره یی تا کاوش های چندلایه یی انتقال بخشید.
    یکی از نوسانات بازی های زبانی شما ( نویسنده عصر خودکشی ) مطلق کردن کلان روایتی است که به شیوه جسورانه بر پشت نهنگ معنامستقر میگردد، ازفرایند فهم خودی به گستره ظاهراًاجماعی گذار داده می شود .تلاش به عمل آورده می شود که "مؤلف" مساوی به" قتل مخاطب " گردد .ما در زمانه ای زندگی میکنیم که روشنفکرش بجای " تولید ایده "به تأویل و بازخوانی یک جانبه سرازیر است و متأسفانه که همه ی ما درین سمفونی سُرنای رابه سلیقه ی خود پف میکنیم ، منتها کسی این شیپور مفرغی را از یکسو و کسی از سوی دیگر.

  • ای نادر عزیز ای پویا عزیز ای دهاتی عزیز !!!!!!!!!! ای ابر مرد ! مردی میدان و نبرد ! تو همیشه زنده و جاوید هستی تو همیشه با ما هستی تو به آرزوی که همیش داشتی رسیدی کشیدن آخرین نفس هایت در آغوش وطن ات در آغوش پاک مادرات ! آن دژخیمان که صدای مردانه ات صدای آزادی از یوغ اسارت ات صدای جوانمردانه ات را که خالی از هر نوع غلامی و بردگی روسی بود هست و همیش خواهد بسیار ناجوانمردانه خاموش کردن. و اما دیدی دیدن و دیددیم که خود به چه سرنوشت دچارشدن. یکی بر چهار راهی بر سر دار پوسید دیگرش که تمام زندگی اش را وقف خدمت به بادارن اش نمود بلاخره در آغوش باداران اش مرگ ننگین و بی حرمتی نصیب گردید........ بقیه آنها در اینجا و آنجا در به در و یتیم دنبال ارباب جدیدی هستن........ ای (( نادر عزیز )) رفتن که تو از دنیای فانی کردی نصیب هر کس و ناکس نمیشود ! و اما مرگ که در نصیب غلامان حلقه بگوش روسی شد و میشود انسان را خو دور خداوند نصیب ح........... نسازد............ ای(( پویای )) قهرمان درود به تو و یاران قهرمان و
    پاکباز تو که بخاطر افغان آزاد و افغانستان آزاد پلیگون آدم خور را با خون پاک خود به لاله زار تبدیل کردید !!!! جاویدان باد یاد تمام شهدای ره آزادی جای شما در دل ماست !!!!!!!!!!!!

<:forum:form_pet_message_commentaire:>

كى هستيد؟
  • اتصال
پيام شما
  • براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

يك سند اضافه كنيد




Kamran Mir Hazar: Editor-in-Chief / Email: editor at kabulpress.org

Copyright: 2003-2013 The Kabul Press: News, Discussion& Criticism | Afghanistan Press

کليه ی حقوق محفوظ و متعلق به سايت کابل پرس (افغانستان پرس) می باشد.