تمرین ومشق فرهنگی دموکراسی ،جلوگیری ازاستبداد حکومتی وتعیین مشی اجرائیوی دستگاه قوای اجرائیه توسط نمایندگان مردم مبُین ظهور اراده مردم درتعیین حاکمیت میباشد.
ارزیابی این رژیم سیاسی مردم سالار برای کشورافغانستان ،نه تنها در زمینه آشنایی بامفاهیم دموکراتیک موثرواقع میشود،بلکه در راستای انتخاب نظام منطبق به شرایط این کشور نیز راه گشا میباشد.
افغانستان که امروز ازتک محوری، خودکامگی،استبداد قومی و زبانی رنج میبرد، تاریکی ،جهل وخرافات حاکم است ، که این همه نابسامانی ها خاطرات اسفناک تاریخ قرون وسطی را درذهن هرانسان آگاه این جامعه زنده میکند.ازجمله راه های بیرون رفت که میتواند درقضایای حل مسایل این کشورابرازشود، یکی ازاین گزینه ها استقراردولت مردم سالاربه شکل پارلمانی خواهد بود.
روی این اساس کنکاش نظامهای دموکراتیک امریست ضروری ولازمی.ازجهت دیگربیان رژیم پارلمانی درمقطع کنونی به بحث داغ درمحافل سیاسی افغانستان مبدل گشته است ،بناء خواستم با درنظرداشت توانایی ودرکی از روشهای سیاسی برای مدیریت سالم کشور نظام پارلمانی را به بررسی بگیرم.
شکل پارلمانی حکومت : درشکل پارلمانی حکومت روابط قوه ای مقننه ومجریه خیلی نزدیک میباشد استمرار ماموریت حکومت ویاهم کابینه بستگی به اراده قوه مقننه دارد.در این مکانیزم سیاسی دموکراتیک قوه مقننه از صالبت وقدرت بیشتر برخودار میباشد.این شیوه ازحکومت را بنابر موجودیت دو رئیس یعنی رئیس حکومت یا کابینه رئیس اسمی دولت، پادشاه ویا هم رئیس جهمور بنام حکومت دو رئیسی نیز یاد میکند.در حکومات پارلمانی کابینه از ائتلاف احزاب ویاهم از حزب اکثریت در قوه مقننه تشکیل می یابد. قوه مجریه در برابر پارلمانی مسولیت دارد در واقع پارلمان صلاحیت سوال ، استضاح و سلب وظایف وزیران ونخست وزیر را دارا میباشد. استقرار این نوع از رژیم ،نمونه کلاسیک آن کشور انگلستان میباشد کشورهای دیگرنیز از این شیوه حکومت پیروی کرده اند ، فرانسه ، آلمان ، کانادا،استرالیا وهندوستان نمونه این شکل از حکومتها درجهان است. بدین اساس ساختارو مکانیزم اجرائیوی درانجام وظایف ونحوه مسوولیت پذیری درحکومت پارلمانی چنین خلاصه میشود.
1- وجود رئیس اسمی : موجودیت رئیس دولت ومقام اجرایی اسمی از موارد مبادی این حکومت است ، اجرا وظایف رئیس دولت از طریق کابینه اعمال میگردد وکابینه از پشتیبانی اکثریت درداخل پارلمان برخودار است . رئیس اسمی از صلاحیت های بیشتر در اجرای وظایف عملی برخودار نیست بلکه زیادتر صورت ومقام تشریفاتی را دارد. بناء افزایش صلاحیت های آن نظربه قانون اساسی وساختار سیاسی کشورها بازهم میتواند متفاوت باشد. 2- مسؤلیت جمعی وفردی :وزیران که قوه مجریه را تشکیل میدهند و در برابر پارلمان هم ازمسؤلیت جمعی وهم ازمسولیت فردی برخودار هستند.بناء قوه مقننه میتواند وزیران را بصورت جمعی وفردی مورد پرسش ،استضاح وسلب صلاحیت قراربدهد.
3- تجانس سیاسی :کابینه ازبین حزب که اکثریت کرسی را درپارلمان بدست آورده تشکیل میشود ویا اینکه بنابر ائتلاف چند حزب یک تجانس سیاسی را شکل میدهند ازبین شان کابینه را بوجود میآورند.
4- عضویت درپارلمان: کابینه بطورمعمول اعضای پارلمان هستند.بدین اساس کابینه بنابر اشتراک در جلسات ازمدیریت سالم وهدایت لازم برخودار میشوند.
5- رهبری نخست وزیر یا صدراعظم : در حکومت پارلمانی صدراعظم رهبری کابینه است . او دارای صلاحیت تغییروزیران بنابر تایید پارلمان میباشد واز موقف دولت درخارج وداخل نماینده گی میکند.
6- محرمانه طزکار وموجودیت اپوزیسون سالم : درصورتیکه کابینه از یک حزب تشکیل شوند ازمحرمات کار برخودار است، کار های مذاکرات نیز محفوظ میماند.حفظ اسرار از شرط اساسی موفقیت پارلمانهای امروز خوانده میشود.
اپوزیسیون کارآمد زود ترمیتوان بدیل حکومت فراهم کند و روح و جان دموکراسی پارلمانی است.به عقیده لاسکی ، زندگی دولت دموکراتیک برپایه نظام حزبی ساخته شده است. بنابرین نظام پارلمانی دارای ویژگی خاص خود ازلحاظ ساختارسیاسی – حقوقی میباشد، دارای امیتازات و معایب نیز است.
مزایا رژیم پارلمانی در حکومت های پارلمانی هماهنگی دربین قوه مجریه ومقننه زیاد است. ازطرف دیگربا ارتباط عمیق که بین این دوقوه وجود دارد سبب جلوگیری ازاسبتداد قوه مجریه جلوگیری میشود. زمینه سازی درتصیم گیری های سیاسی و بلند رفتن آگاهی سیاسی ، وجود اپوزیسیون قوی که بدیل حکومت را بوجود میآورد ،انعطاف پذیری سیاسی ، پاسخگوی در برابرافکارعمومی ودرنتیجه باعث نهاینه شدن فرهنگ دموکراسی وپایه داری دموکراسی میشود.
معایب رژیم پارلمانی : باوصف تمامی صفات ویژه که رژیم پارلمانی دارد ،خالی از ایراد نیست دارای معایب نیزمیباشد،در این شیوه ازرژیم تفکیک قوا نقض میشود ،وجود تاثیرگذاری سبب بی ثباتی حکومت میشود مخصوصا زمانیکه حکومت ازائتلاف احزاب متعدد بوجود آمده باشد،درسیاست استمرار وجود ندارد،منافع ملی کمترمدنظرگرفته میشود ،هماهنگی قوای مجریه ومقننه ممکن است زیانبار باشد،قوه اجرائیه فرودست قوه مقننه میشود. اما بهرحال اش حکومات پارلمانی زمینه خوبی برای تطبیق دموکراسی دربین کشورهای جهان شناخته شده است ، این رژیم ازمحبوبیت زیاد و موفقیت بسیاری به دست آورده است.مخصوصآ برای کشورهای که همیشه ازهژمونی قدرت سیاسی متمرکز و اسبتدادگرانه ای حکومتها رنج برده اند .
روابط قوه ی مجریه وقوه ی مقننه در رژیم پارلمانی : رژیم های پارلمانی معلول تفکیک نسبی یا انعطاف پذیرقوا می باشد. در این رژیم هر کدام از ارگانهای سه گانه دارای وظایف ویژه خود میباشد.هریکی ازقوای، مخصوصا قوه مقننه ومجریه دارای وسایل تاثیرگذاری برقوه مقابل می باشد. دیگر اینکه ازلحاظ ارگانیک باید گفت که حاکمیت ملی یا مردم ازطریق انتخابات به نهاد تقننی اعمال میشود،هیات دولتی ازطرف قوه مقننه انتخاب میشود وبرخلاف رژیمهای ریاستی که قوه سه گانه بصورت جداگانه مردم منبعث از اراده حاکم مردم می باشند.در رژیم پارلمانی اراده حاکم ابتدا با انتخاب نمایندگان مجالس مقننه بروز می کند وازطریق آنان به مسؤلان قوه اجرایی سپرده خواهدشد. در رژیم پارلمانی رئیس کشور یا پادشاه مسؤلیت در برابر پارلمان ندارد. اما رئیس وزیران وهیات وزیران درپارلمان مسوولیت سیاسی دارند، یعنی پاسخگو مداوم اعمال خود دربرابر سوالها واستضاحهای نمایندگان مردم می باشند. مسولیت وزیران هم بصورت فردی وهم بصورت دستی جمعی مطرح میشود.برنامه کاری خودرا هیات وزیران از پارلمان رسمیت اش را بدست میآورد . رئیس کشور بخش جدا ازرئیس وزیران میباشد بنابرین موقف تشریفاتی که دارد مسوولیت سیاسی اش در برابرنمایندگان مطرح شده نمیتواند، هرگاه کابینه براساس دلایل سقوط کند از طرف رئیس کشور نخست وزیر جدید معروفی میشود.براینکه حکومت به پیاپی سقوط مواجه نشود، رئیس اسمی (پادشاه ویارئیس جهمور) ازصلاحیت انحلال قوه مقننه برخودار است ، حق بجانب بودن کابینه ویا هم پارلمان در رای گیری مجدد توسط آرای مردم مشخص میشود، هرگاه نماینده ها حق را باخود داشتند در این صورت مردم به نمایندگان شان که مخالف عملکرد حکومت هستند رای میدهند.
انگلستان نماداز رژیم پارلمانی ونظام دوحزبی : از آنجاییکه مفهوم تفکیک قوا در نظام سیاسی شیوه پارلمانی بدین معنی است که قوانین درنظامهای پارلمانی ، اصل را برسودمندبودن پیوندهای رسمی میان قوا قرار داده ونه جدایی کامل ومطلق آنها.
در رژیم پارلمانی به هیچ وجه برابری قوا نداریم ، بلکه قوه مقننه از قدرت بیشتر به نسبت دوقوه مجریه وقضایه برخودار است . انگلستان که نمونه خوبی از رژیم های پارلمانی مطابق به نظام دوحزبی در جهان است .دو حزب نیرومند محاظه کار وکارگردرانگلستان با پیشینه تاریخی زیاد،جان وقلب نظام سیاسی انگلستان هستند. هریکی ازاین دوحزب نه تنها که نمایندگان خود را در جریان انتخابات برای مردم به معرفی میگیرند ،بلکه برای پُست های وزارت ها نیز تعیینات قبلی دارند در صورت پیروز شدن چنین تعیینات با مراجع تایید شده ، یعنی پارلما ن صورت میگرد.هرگاه مردم از عمل کرد حزب سرقدرت رضایت نداشته باشند دراین صورت در دوره بعدی مردم به حزب مخالف رای میدهند.
رژیم پارلمانی ونظام چند حزبی : دو تفاوت مهم میان نظام پارلمانی چند حزبی ودوحزبی هست. اولا درکشورهای که چند یا چندین حزب فعالیت دارند ، هیچ یک از آنها دارای آنچنان قدرتی نیستند که به تنهایی اکثریت اعضای قوه مقننه را داشته باشند.اکثریت برای تشکیل حکومت ، اکثریت پیوندی یا ائتلافی را تشکیل می دهند که ازاین رو دولت وضع چندان استواری ندارد وهرحرکت آن ممکن است با بهم خوردن پیوند حزب ها، حکومت برسرقدرت نیزسرنگون شود.
نکته دوم این است که در رژیم های پارلمانی چند حزبی آنچنانکه درخلال انتخابات درانگلستان مردم میتوانند هیات حکومتی را انتخاب کنند،اما در نظام چندحزبی میسر نیست .
نمونه های نظام پارلمانی چند حزبی درجهان امروز، بیشتردر کشورهای صنعتی غربی وچاپان وبه مفهوم هم درهندوستان موجود می باشد. اما با داشتن نظام پارلمانی در این کشورها شیوه اداره آن ها متفاوت است آلمان وهندوستان برمبنای فدرال اداره میشوند ، کشورهای چاپان ، بلژیک ،سویدن ، ناوری ، وهالندبا نظام پارلمانی سلطنتی اداره میشوند.








































