ورود | نام نویسی |  درباره کابل پرس | تماس با کابل پرس نسخه موبایل  Home | Login | Register | About Kabul Press | Contact | RSS | Twitter | Facebook | Mobile Version

 کابل پرس من | حقوق بشر | آزادی بیان | افشای اسناد | دیدگاه | ببینید و بشنوید | عکس | کارتون | فرهنگ | گزارش | English

کابل پرس من > دیدگاه > ملالی جویا، شهامت بلند برقامت اندیشه فقیر!

ملالی جویا، شهامت بلند برقامت اندیشه فقیر!

ظرفیت سیاسی ملالی جویا خیلی کمتر ازآن است که بتواند اهداف وموضع سیاسی اش را تحلیل نماید یا اینکه خود آگاهانه در جهت منافع و آرزوهای استخبارات پاکستان تلاش میورزد.

پنج شنبه 10 دسامبر 2009, بوسيله‌ى فرشته حضرتی

ملالی جویا نام شناخته شده در افغانستان ودر رسانه های غربی میباشد که درجریان تدویر لویه جرگه استراری باسخنان کوتاه وآتشینش سرخط خبر دررسانه های بین المللی گردید وبه شهرت جهانی رسید. سخنان تند ملالی در آن لویه جرگه اوج خشم بعضی از رهبران جهادی را برانگیخت اما حمایت مستقیم زلمی خلیلزاد سفیر وقت ایالات متحده امریکا درافغانستان، از ملالی سبب گردید که این خشم تا حدودی فروکش نماید و او باتن سلامت به زادگاهش ولایت فراه برگردد. ملالی جویا بعد ازآن رفتار خبرساز، به دلیل اوضاع حساس افغانستان وتوجه جامعه بین المللی نسبت به حوادث آن، کم کم به سوژه ماندگار خبری تبدیل گردید وتااینکه دراولین انتخابات پارلمانی، از ولایت فراه به مجلس نمایندگان راه یافت. ملالی جویا قبل ازورود به مجلس نمایندگان سرگرم فعالیت های خدمات رسانی درعرصه فرهنگ وصحت عامه در زادگاه خود بوده است که نماد دلبستگی وعلایق او به مردم میباشد. اما حضور او درمجلس نمایندگان به پشتوانه احساسات گرم و مهارناپذیری که درپیوند باحوادث وپدیده های سیاسی دارد، از او چهره ی یک زن شجاع، باشهامت، خطرپذیر، و ماجرا آفرین اما فاقد دانش وفهم سیاسی ارائه کرد. او دراین مدت هرازگاهی از رسانه های داخلی و یا بیرونی باهمان جملات یک نواخت وتکراری تیغ تند حملاتش را بر پیکر جنگسالاران فرو می برد وحضورغرب را درافغانستان تجاوز میدانست اما بدون اینکه خود طرح وتفکری برای بهبود وضعیت موجود داشته باشد.

آخرین رفتار جنجال برانگیز وخبرساز ملالی جویا، تشبیه کردن مجلس نمایندگان به طویله بود که به دلیل این تشبیه عضویت اودراین مجلس به تعلیق درآمد. اما او تلاشهای زیادی را ازمجراهای داخلی وبیرونی به کار بست تا به قول خودش دوباره وارد آن طویله گردد ولی این تلاشها کارساز قرارنگرفت. ملالی جویا درنقش یک سیاست مدارهمیشه خواستار خروج نیروهای غربی از افغانستان بوده است اما هیچ گاهی از گزینه ی دیگر، برای تامین امنیت چیزی نگفته است. اودراین اواخر، کتابی را به نام ( زنی درمیان جنگسالاران) به چاپ رسانده است که درآن افغانستان را کشوراشغال شده معرفی کرده است ولی دارای تاریخ پر افتخار دانسته است که همواره علیه اشغال جنگیده است. اما درمتن حاضربصورت فشرده وبه دورازهرگونه اغراض وپیشفرض، بن مایه تفکر ملالی جویا مورد بحث قرار میگیرد تا دیده شود که درپشت این شهامت خطرپذیر چیزی به نام تفکرو اندیشه نهفته است یانه!

تاریخ افغانستان با جنگ، قتل عام، نسل کشی، خون وخیانت رقم خورده است و نخستین کسی که نام افغانستان را براین سرزمین اطلاق کرد، درهندوستان دریای خون جاری کرد وتمدن ارزشهای مدنی یک ملت را باخاک یکسان کرد. از آن به بعد، جغرافیای این سرزمین همواره ازخون مردمانش رنگین بوده است و استبداد درتسلسل فاجعه برانگیزش این سرزمین را برای ساکنان آن به جهنم بدل کرده است. هرگاه به این واقعیت ایمان بیاوریم، این واقعیت را نیز به راحتی میشود پذیرفت که وضعیت امروز افغانستان نتایج رفتارحاکمان دیروز این سرزمین است که برای تحکیم پایه های قدرت شان، ازسرهای مردم کله منار ساخته اند. قتل عام مردم هزاره توسط امیر عبدالرحمن، تاراج مردم شمالی توسط سپاه نادرشاهی، دو رخداد خونین درتاریخ این سرزمین اند که بسیاری از نابسامانی های امروز را باید دراین دو بستر مورد دقت وتحلیل قرار داد. اما برای ملالی جویا تاریخ افغانستان از سال 1357 خورشیدی و باکودتاه حزب دموکراتیک خلق افغانستان آغازمیگردد و کسانی که دراین سه دهه چرخه ء بحران را چرخانده اند عاملین مصیبت وسیاه بختی مردم افغانستان دانسته میشود.

ملالی جویا تاهنوزازاین واقعیت غافل مانده است که مصیبت وسیاه بختی مردم افغانستان ریشه در تاریخ افغانستان دارد وجنگسالاران هم کسانی اند که تاریخ این سرزمین را باخون نوشته اند وبناهای بزرگترین تمدن انسانی را برزمین ریخته اند. ملالی جویا، جهادمردم افغانستان را دربرابر تجاوز روسها و همچنان مقاومت مردم را دربرابرهجوم پاکستان وتروریزم بین المللی به اهانت میگیرد و کسانی که این نبردمقدس را درسخت ترین شرایط رهبری کرده اند، جنگسالارمینامند. اما او هیچ گاهی سر درگریبان تفکر فرونبرده است که اگرمقاومت وشهامت این دلیرمردان نمیبود، تسلط طالبان برتمام افغانستان قایم میگردید و جامعه بین المللی هم ناگزیر یکی ازپس دیگری نظام طالبان را به رسمیت می شناخت وآنگاه ملالی جویا اگرآتش هم از زبانش شراره میکشید، محکوم اسارت وسرنوشتی بود که طالبان برای زنان افغانستان ترسیم کرده بودند.

ملالی جویا شهامت بلند دارد، احساس زیبا وقشنگ دارد اما او قدرنشناس است. نمک میخورد ونمکدان را به بازی میگیرد. همه میدانند که نظام موجود افغانستان و آزادی نسبی که برای اظهار اندیشه ونظر فراهم گردیده است و همچنان زمینه های که برای شرکت زنان درجامعه بوجود آمده است، ازبرکت توجه و حضور جامعه بین المللی درافغانستان میباشد. اگرنظام طالبان سقوط نمیکرد، اگر جامعه بین المللی درافغانستان حضور نمیداشت، ملالی جویا این همه مسافرت های دور ودراز بین المللی را درخواب هم نمیدید. ملالی جویا اخلاقا باید مدیون و سپاسگزار حضورغرب درافغانستان باشد که درسایه این حضور سنگین فرصتی فراهم آمده است که اومی تواند از طریق هرتریبون فریاد اعتراضش را به گوش مردم برساند.
اما اگر قرارباشد که عوامل وزیرساخت های نابسامانیهای سیاسی واجتماعی درافغانستان شناسایی گردد، حوادث ورخدادهای این سرزمین باید دریک تسلسل تاریخی مورد دقت وتامل قرارگیرد. آنچه که بعد از هفت ثور 1357 اتفاق افتاد تافته جدا بافته از تسلسل استبداد وسایرحوادث ورخدادهای این سرزمین نیست. فرهنگ خشونت پروروسنت های طالب آفرین ازتبعات بحران سه دهه اخیر نمی باشد که منظومه فکری ملالی جویا را شکل بخشیده است. این سنت وفرهنگ درامتداد تاریخ این سرزمین ازبسترحاکمیت سیاسی ترویج گردیده است و برای بقای حاکمیت به مصرف رسیده است.

نگارنده تا آنجاییکه به صحبت ها ومصاحبه های ملالی جویا گوش سپرده است، هیچ گاهی نشنیده است که ازمظالم تاریخی، جنایات استبداد، فقرفرهنگی و همچنان از گزینه های جدید برای پاسخ گفتن به نیازمندیهای معاصرافغانستان سخن گفته باشد. شاید به همین دلیل باشد که او اغلب موردتوجه و عواطف قلمی اعظم سیستانی وبعضی قلم بدستان قبایل قرا میگیرد زیرا او بیگانه با حوادث ورخدادهای تاریخی دراین سرزمین میباشد وبه همین دلیل انتشارصدای اعتراض او بهترین وسیله برای پوشاندن جنایات تاریخی دراین سرزمین میباشد. تردیدی نیست که ملالی جویا صادق ودلبسته به سرنوشت مردم است اما این صداقت ودلبستگی بدون آگاهی تاریخی ازیک طرف کارساز وگره گشاه نیست و از طرف دیگر اورا وسیله ی قرار میدهد دردست وارثان استبداد که با بزرگ ساختن او برجنایات تاریخی استبداد پرده آویزند.

موضوع دیگری که ملالی جویا درهرمصاحبه ومنبرش سخت به آن می پیچد، خروج نیروهای ناتو وامریکا از افغانستان است؛ درست چیزی که پاکستان باتمام توان وانرژی برای تحقق چنین امری تلاش میورزد. پاکستان ازقاعده های مختلف بازی بهره می گیرد تا غربیها را به بیرون رفتن از افغانستان متقاعد سازد ویک بار دیگر مثل روزهای پایان جنگ سرد، برسرنوشت افغانستان فرمان رانده وبرای مردم افغانستان نظام سیاسی تعیین کند. هرچند که پاکستان باتوجه به شکافهای عمیق اجتماعی و رشد روزافزون بنیادگرایی خیلی خطرناکتر ازافغانستان برای غرب تصورمیگردد، اما باآن هم اگر نیروهای غربی قبل از توانمند شدن نیروهای امنیتی افغانستان این کشور را ترک نمایند، پاکستان با دست باز و امکانات بیشتر میتواند باسرنوشت این کشور بازی نماید. اما ملالی جویا وقتی که از خروج نیروهای غربی ازافغانستان سخن میگوید، یا این واقعیت را درک نکرده است ویا اینکه آگاهانه برای منافع پاکستان عرق می ریزاند که درهردو حالت فریاد اعتراض او ازحضورغربیها درافغانستان درجهت منافع طالبان وپاکستان تعبیر میگردد. حکومت طالبان با دخالت مستقیم ایالات متحده امریکا سرنگون گردید. حالا هم نیروهای ائتلاف بین المللی درافغانستان دربرابرتهدید طالبان و تروریزم بین المللی می جنگند. پس اگر ائتلاف بین المللی تجاوز گراند و جنگ طالبان و حکمتیار دربرابر آنها، مبارزه دربرابر متجاوزین است، تلاشهای سیاسی ملالی جویا درجهت تائید موضع و تامین منافع طالبان و حکمتیار صورت میگیرد که جنگ دربرابر نیروهای خارجی را جنگ دربرابر تجاوز معرفی میکنند. چشم حسود کور، اما چنین می نماید که ظرفیت سیاسی ملالی جویا خیلی کمتر ازآن است که بتواند اهداف وموضع سیاسی اش را تحلیل نماید یا اینکه خود آگاهانه در جهت منافع و آرزوهای استخبارات پاکستان تلاش میورزد.

طالبان همانگونه که درمدت حاکمیت شان نشان دادند، درگام نخست دشمن هزاره ها و درگامهای بعدی دشمن تاجیک وازبک میباشند. درصورت بازگشت طالبان برقدرت سیاسی، اولین اقدام آنها حذف اقوام غیرپشتون از مدیریت سیاسی و نقاط حساس استراتیژیک خواهد بود که متاسفانه ملالی جویا نیز برای این پروسه انرژی مصرف میکند.

حالا فرض را براین بگذاریم که همین فردا نیروهای ناتو وامریکا ازافغانستان بیرون میروند، اماگزینه ی که خلاء امنیتی را دراین کشور پر نماید چیست؟ همه میدانند تازمانی که نیروهای امنیتی دولت افغانستان توانایی تامین امنیت را نداشته باشند، بیرون رفتن نیروهای ناتو وامریکا، جا خالی کردن برای طالبان میباشد که حتی به رغم حضور نیروهای بین المللی دامنه های نا امنی رو به گسترش میباشد. اما ملالی جویا ازخروج فوری نیروهای غربی سخن میگوید بدون اینکه بگوید خلاء امنیتی را با کدام گزینه ی میشود پرکرد وچه گونه میشود کشور را ازتهدید طالبان نجات داد؟ ملالی جویا انتقاد میکند. انتقاد خوب است وازمظاهر دموکراسی است. اما انتقاد زمانی سازنده است که طرح وگزینه ی جدیدی برای بهترشدن وضعیت موجود ارائه گردد تاهمگان بدانند که این نقد واعتراض ماهیت سازندگی دارد.
اما انتقاد ملالی جویا بیشتر شباهت به گریه های کودکانه دارد که فقط از شدت عواطف صورت میگیرد.

همانگونه که اشاره شد، مرور بررفتار وگفتارملالی جویا این واقعیت را روشن ومحرزمیسازد که او زن باشهامت، شجاع، خطرپذیر است اما متاسفانه این شهامت وشجاعت مثل لباس گرانبهایي می ماند که براندام اندیشه فقیر پوشانیده شده باشد. ملالی جویا اگرازفقر اندیشه بیرون آید میتواند مصدرخدمات خوب وارزشمند دراین سرزمین گردد. اما او اگر همین ملالی باقی بماند، فریادهای طنین اندازش قبل ازاینکه صدای محرومیت زنان افغانستان باشد، درخدمت منافع دشمنان افغانستان قرا خواهد گرفت و پرده ی برای پوشاندن جنایات تاریخی دراین سرزمین خواهد بود همانگونه که اشاره رفت.

در همین بخش

اگر اینترنت کم سرعت دارید و کابل پرس را به سختی باز می کنید، نسخه کم حجم کابل پرس برای شماست
www.kabulmobile.com
افغانستان پرس
Afghanistan Press
Kabul Press mirror website
www.afghanistanpress.com
www.afghanistanpress.net
www.afghanistanpress.org
کابل پرس من > دیدگاه > ملالی جویا، شهامت بلند برقامت اندیشه فقیر!

آمار بازدیدکنندگان کابل پرس که همین اکنون روی سایت هستند

206 visiteurs en ce moment


دیدگاه و نظر خود را درباره این مقاله، خبر، گزارش، عکس یا کارتون بنویسید

پيام‌ها

  • به همه سلام،
    محترمه فرشته انقدر حسود نباشید!
    ملالی جویا از هیچ نوع واقعیت های کشور غافل نبوده است وی می داند که باندهای سیاه و جنایتکار مانند باند بدنام پرچم، باند چپاولگر احمدشاه مسعود و عبدالله، سیاف، ربانی و همه بنادگرایان اسلامی و غیره همه دشمنان سوگند خورده مردمان این سرزمین بوده و است.
    ملالی جویا از قتل عام مردم هزاره در افشار توسط شخص مسعود و عبدالله نیز اگاهی دارد>
    ملالی جویا واقعا شهامت بلند و احساس ملی دارد وی محبوب قلبها است و قدر شناس و ضد تفرقه اندازان مانند شمایان است.
    اهداف فکری ملالی جویا برعکس ادعا شما از منافع مردم افغانستان الهام گرفته است.
    ظرفیت سیاسی و فکری وی بالاتر از تصور شما و امثال شما بوده و شمایان انرا درک کرده نمی توانید.
    وی هیچگاه در خدمت پاکستان و ایران قرار نداشته از جنایت و مداخله ایران و پاکستان همیشه یاداوری نموده و انرا تقبیع نموده است.
    اگر شما از سرکوب تظاهرات زنان افغانستان در اسلام اباد در زمان مبارزه علیه قشون سرخ و بعد از ان که توسط اوامر حاکمان پاکستان تظاهرات زنان سرکوب و عده انها به زندان افگنده شدند خبر باشید این طور قضاوت کورکورانه نمی کردید.
    شما هیچ گاهی از مداخلات ایران چیزی نگفته اید به خاطر که ایران برادر کلان شمایان است؟
    در اخر باید گفت که ملالی جویا نه تنها صدای محرومیت زنان رابلند کرده بلکه وی صدای محرومیت همه افغانستان را که در محرومیت بسر می برند بلند کرده است و وی از زن و مرد افغان نمایندگی می کند شما و امشال شما از محبویت این زن قهرمان خوش نبوده اید من به خودت و دوستان نزدیکت توصیه می کنم که از ملالی جویا چیزی بیاموزید.
    جلال ابادی

    • سلام بر دوستان و دشمنان! خانم فرشته شما از تغیر موضع و تناقض گویی اقای جلال ابادی مایوس نشوید. اقلا این نوشته تان قرین به حقیقت بوده و قابل پذیرش است که از شما تشکر میکنیم. و اما جلال ابادی و امثالش که همیشه درعقب چادر مادران شان پنهان شده و مبارزه نموده اند جای تعجب نیست که اینبار چادر ملالی جویا را برگذیده اند. نمونه متبارز مبارزه شان بخاطر تامین حقوق زن به شیوه ماوتسه دونگ همانا مسموم ساختن دختران مکاتب شهر کابل طی سالهای شصت و شصت و یک است... ایشان در تبانی با اخوان نهضت را به دلخواه ای اس ای از پشت خنجر زدند و حالا از مارکسیزم و وطنپرستی حرفها دارن. اینها همیشه لافیده اند و شهامت زیاد شان همان است که از عقب چادر ببوی شان یگان سنگ پرتاب میکنند. این خفاشان که به مراد چتلستان تا توانستند به تخریب بنه های اقتصادی و اجتماعی وطن مان در همنوایی با اخوان پرداختند حالا از همه انقلابی ترند.. جای تعجب است که چطور به خود حق میدهند!! حزب وطن با قربانی هزاران فرزند خود به دفاع ازین مرزو بوم برخاست اینها به مراد ای اس ای انها را از پشت خنجر زدند و حالا ادعا دارند که اخوان یا حزب وطن خاین است.. جانم ! در همنوایی با اخوان تو در یک سنگر با جانبازان این وطن موذیانه جنگیدی و در اسیاب چتلستان اب ریختی.. حالا از کجا تو وطنپرست و ما خاین شدیم ؟ حزب وطن با نثار جان هزاران عضو قهرمان خود مردانه جنگید که مادران و خواهران شما در بازار های پشاور و لاهور لیلام نشود. شما خود که به این امر علاقه داشتید و بخاطر تحقق ان همگام با اخوان شدید ما چه ملامت هستیم ؟ ملالی جویا که از لحظ سیاسی بیسوادی بیش نیست فقط اله دست شما قرار گرفته.. ( مثل همیشه..) شما خفاشانی بیش نیستید که چادر ببوی تانرا بجای سنگر مردانه در مبارزه انتخاب نموده اید. و این حرف نوی نیست.

  • سلام به همه دوستان!

    در بارهً نوشتهً فرشته چیزی برای گفتن ندارم چون این خانم تا بینی از بغض و کینه پر است و حرفهایش سرا پا بیهوده و چرند اما حضور آقای نجیب کامل میخواهم به عرض برسانم که از یکی از نوشته های قبلی تان دریافتم که کارمند حکومت سابقه بودید و ازین سبب برایتان احترام زیاد دارم چون واقعاً شما اشرار خاین و امپریالیزم خونخوار را شناخته بودید و در مقابل شان مبارزه میکردید. ایکاش ما هم به اندازهُ شما درک سیاسی میداشتیم و سنگرهای تانرا مستحکمتر میساختیم و به این خاینین قرن اجازه نمیدادیم تا با سرنوشت ما بازی کنند. این میکروب ها در مقابل دولت مرحوم نجیب الله مردم را تحریک میکردند تا بجنگند بدلیل اینکه غلامی کافران را میکند و روسهای کافر را در کشور جا داده است ولی حالا خود شان بعد از اینکه در اثر شیطنت های شان ۲ میلیون افغان کشته شد چندین میلیون شان مهاجر شد شهر کابل ویران شد و ............ آمده اند و به بیشرمانه ترین شکل غلامی کافران را میکنند آنهم کافرانیکه به مراتب بد تر از روسها اند. ولی همهً اینها چه یاوه سرایان شان در اروپا و چه لادین و لامذهبان شان در داخل کشور باید بدانند که روز حساب آمدنی است و حساب تا یک سوزن هم از ایشان گرفته خواهد شد. اینقدر هم خوردن و هضم کردن ملت افغان آسان نیست. شما اشرار خاین فقط یک را دارید که به کمک باداران غربی تان دنبال یک را ناممکن نجات تان که تجزیهً افغانستان است بگردید چراکه در افغانستان واحد شما زود یا دیر حساب باید بدهید.

     

    • سایتهای اخوانی - شورای نظاری خاوران و جاویدان و افغان‌پیپر علیه ملالی جویا مینویسند و بعد یک دوتای شان به نام های مختلف هرچه چتلی در زبان شان می‌آید در بخش نظرات بر ملالی جویا توهین و تحقیر میکنند. البته اینکار را درحالی میکنند که ملالی جویا را به "بدزبانی" و مراعات نکردن "عفت کلام" متهم میسازند.

      این خوانی های جانی میخواهد ملالی جویا را کم بزند و به دروغ چیزهایی را به او منسوب میکنند تا او را به هیچ بگیرند اما از لابلای نوشته های شان میشود دانست که به آنچه میگویند خود هم اعتقادی ندارد. حداقل همین خانم فرشته حضرتی شما اخوانی ها هم درین نوشته اش به شهامت ملالی جویا تعظیم نموده است.

      اینان که چیزی در رد منطق استوار ملالی جویا ندارند فقط به این چسبیده اند که جویا "راه حل" ندارد. اولا ملالی جویا نه خود را کدام سیاستمدار پخته خوانده نه هم مثل شما ها در فکر ریاست جمهوری بوده و نه هم هیچوقت خود را تیوریسن و تولید گر اندیشه و .... نامیده است چرا باید از او اینقدر انتظارات بلند بالا داشته باشید. اما او همیشه گفته که من فریادگر مردمم هستم و حقیقتی را که تلاش برای خاکستر انداختن بالایش میشود میخواهم برملا کنم و به حق که درین کار خود بالا تر از انتظار موفق هم بوده است.

      ملالی همیشه گفته که میخواهم جنایتکاران را آرام نگذارم و خواب شان را نارام سازم که واقعا هم چنین کاری کرده است و میکند. تمامی سرکرده های جهادی از ملالی جویا تنفر و وحشت دارند چون همیشه این جویاست صدای عدالت خواهی را بلند کرده و از هیچ توپ و تفنگ و باداران ایرانی و پاکستانی و امریکایی و فرانسوی و ... شان ترس به خود راه نداده است.

      خوب از شما اخوانی ها یک سوال دارم: اگر ملالی جویا واقعا اینقدر انسان کم اهمیت است چرا شما ها حداقل پنج بار برای نابودیش سوقصد انجام دادید؟ چرا بیشمار مقاله در سایتها و نشریات تان علیه او مینویسید؟ چرا وقتی نام ملالی جویا به میان آید رگ گردن تان را می‌پندانید؟ چرا اول از لویه جرگه و بعد از پارلمان اخراجش کردید؟ و دهها چرای دیگر....

      واقعیت اینست که ملالی خوب تبر را به درز کوبیده و با شهامت و استقامت نمونه اش خواب را از چشمان شما و رهبران ستمکار تان ربوده. آنان را آنچنان زبون و خوار ساخته که با تمامی تفنگ و قدرت و پول و دست استخبارات خارجی بر سرشان کاری از پیش برد و در تمامی مجامع ملی و بین‌المللی ماسک های شانرا دریده و به مثابه انسانهای فاشیست، خاین، مزدور، درزد و جانی آنان را معرفی کرده است.

      اینست درد اصلی شما در برابر ملالی جویا که میخواهید با گفتن اینکه گویا ملالی جویا راه حل ندارد و نمیدانم تولید اندیشه نمیکند و ..... بپوشانید.

      آفرین جویا جان خوب مبارزه و کارت روی دشمن کار کرده و تبر را به درز شان کوبیده‌ای، به همینگونه ادامه ده مردمی که سالها رنج و جنایت و ستم این اخوانیان جهادی و طالبی را تجربه کرده اند با تو اند. تو به حق قهرمان ملک ما هستی.

      من با خواهری به نام نوریه که در پای نوشته فرشته حضرتی در سایت جاویدان نظر گذاشته کاملا موافقم بنا آنرا هم اینجا نقل میکنم:

      خواهر جان، ملالی جویا حداقل همین شهامت بزرگ را دارد که دوست و دشمن او را "باشهامت ترین زن افغان" نام گذاشته. ایکاش چند زن دیگر هم از جنس ملالی پیدا شود که از زورگویان ترس نداشته باشد و ضد شان چیزی بگوید. ما خو از دست این زورگویان حال ما زار است و افغانستان روز خوبی را ندیده است.

      امریکا و ناتو هم با ما بازی میکنند. اوباما سالانه 230 بلیون دارد در جنگ در افغانستان مصرف میکند، هر احمق میداند که این مبلغ را برای من تو مصرف نمیکند و برنامه های وسیع خود را دارد. اگر امریکا به فکر حقوق بشر میبود میرفت و با 105 بلیون دالر میتوانست جلو مرگ 335 هزار کودکی را بگیرد که سالانه در خود امریکا میمیرند اما به دوا و دارو دسترسی ندارند.

      امریکا به فکر من و تو نیست، من و تو را غرق تر میکند، دشمنان ما را مسلح میکند، وضعیت منطقه را خرابتر میکند و کشور ما را به پایگاه نظامی مبدل میکند. ولو هرگونه روزی سر ما بیاورید ما باید از نیاکان خود و از تاریخ خود این را بیاموزیم که به اشغالگران خارجی نگوییم که جای تان سر چشمان ما و خواهان بیرون راندن شان شویم. حضور امریکا و ناتو در افغانستان هیچ فرقی با حضور نظامی شوروی نداشت. چرا مقابل آن جنگ را درست میدانیم اما در برابر امریکا میگوییم نه لطفا بیرون نشو که طالبان ما را میخورد.

      طالب را امریکا کمک و تمویل میکند ورنه یک نیروی جاهل و خلموک نمیتواند به این وطن حاکمیت کند. اگر کسانی هم به طالبان میروند به این خاطر است که از دست دولتمداران و زورگویان در دولت به تنگ آمده اند.

      ملالی جویا به نظرم به درستی میگوید که نیروهای خارجی باید بیرون شود، این از اندیشه بلندش ناشی میشود. اما نمیدانم چرا خانم فرشته میگوید که ملالی جویا "اندیشه فقیر" دارد. اندیشه فقیر آنکسی دارد که تاریخ پرافتخار این وطن را فراموش میکند که به گورستان امپراتورها مشهور شده این وطن، ولی حال بگوید که امریکا و ناتو باشید و وطن ما را در اشغال داشته باشید و بیرون نشوید.

  • اين برقه پوش ماويســـــــــت بنام مســـــــتعار « جلال آبادی » با اين جفنگ و چرند خود خجالت نه کشـــــيده که با نهايت پرروی . سبک سری . تنگ نظری که همه ماويســـتها داشتن و دارند بر ( تظاهرات زنان در اســـلام آباد پاکستان ) فخر نموده انرا شهکار ماويســـــتها قلم داد نموده . گروهک بدنام . هرزه . و متشکل از اوباشان ماويست
    تحت رهبری چند خانم شناخته شده ماويست از حلقه مينای تروريست تيزاب پاش در کويته پاکستان توسط استخبارات نظامی پاکستان [ I.S.I] بنابر دستور شخص اختر و حميد گل ريسان اين دستگاهی جهنمی ايجاد و در ان چند هرزه فاسد اخلاق و بدنام مانند اين جويا . مينا . فاطمه . ســيما . جلال آبادی . نادری. تحت نام ( سازمان رهای زنان افغانستان )( راوا ) به فعاليت اغاز که به گونه ( جنبش طالبان ) هدف ضد نهضت ضد ترقی . ضد ديگر اند يشی. و ضد انسانی داشته و در تشکيلات خود بخش ترور . انتحار . زهر و تيزاب پاشی . فحاشی . روسپيگری نيز داشته و بر ضد جريانات مترقی سياسی منطقه بخصوص افغانستان عليه دشمنان منافع پاکستان تبليغات . سبوتاژ نموده بعضأ در اسلام آباد با برپای تظاهرات فرمايشی و دستوری عليه نهضتها بخصوص فعاليت های دشمن سوز « حزب وطن » پرداخته و تا امروز اين مناديان استخبارات نظامی پاکستان عليه همه تحرکات مثبت و بخصوص [ حزب وطن ] سفسطه و جفنگ سر داده و از ادم های مشکوک سوال برانگيز . فاسد . محجر چون مينا ها ملالی هاوووو « بت ها» تراشيده که برای منافع پاکستان فعاليت دارند .
    راوای بدنام و منفور جلال آبادی در فوق چقدر بجاه نبشته اگر جانبازی . نبرد . شجاعت . سرسپرده گی . مردانگی . قهرمانی نام آوران ح.د.خ.ا( حزب وطن ) نبود امروز در خانه هر يک شما « چودری» تولد ميگرديد و ديگر تمام زنان کمپ « بيوه» به کشور های شيخ نشين عرب ليلام ميگرديد .
    و برای [ رفقای حزب وطن ] بسا جای افتخار و سربلندی است که مانند . حکمتيار . ربانی . سياف . ملا عمر . حميد گل .بابر . قاضی حسين احمد .فضل الرحمان . مينا . جويا و تو پس مانده آب اورده جلال آبادی دشمنان دارند . نجيب آرام

    • سلام .

      دوستان شاعری گفته بود .
      خلق را تقلید شان بر باد داد - ای دوصد لعنت بر این تقلید باد

      ملالی ماویتسه دون -چون ازجمله ناقلین پشتون ساکن شده در فراه میباشد و فراه هم به ایران نزدیک و کتاب های سیاسی داستانی پولیسی و عشقی ...... انجا زیاد- بناایشان از شاه ایران تلقلید میکند .

      شاه ایران پارلمانش را طویله خطاب داده بود حتا یکبار پارلمان را به توپ بسته بود پس این طویله گفتن حرف خود محترمه فاتح میوند... نبوده تقلید از شاه ایران هست. حیران به اینم که چرا مردم ما متوجه موضوع نمی شوند.

      ظاهر شاه هم عادت داشت فرامین و نظریاتش را به پارلمان میفرستاد و میگفت پارلمان را بگوید پاس اش کنند.

      ملالی جان هر که باشد نمی تواند از دایره شونیستی قبیله اش خارج شود بلی او شاید مبارز ماویست باشد اما پشتون ماویست.

      ما ندیدیم که ملالی در موردعدم توازن در بازسازی ولایات حتا پایتخت کابل ودر مورد ترمیم و اعمار مقبره وگنبد بر فراز قبور سرداران قبیله اعتراض کرده باشدچون ملیون ها دالر بر گورنادر غدار ,ظاهرعیاش,تیمورشاه,احمدشاه در کندهار,قبر یک چرسی در ارغنداب قندهار بنام بابای ولی, قبر کنچنی در شرق قبور گویا فلان یه قربان در ننگرهار .....بمصرف رسیددرحالیکه سنگهای مقبره سلاطین نامدار ما چون محمود غزنوی....در بازار های پشاور بفروش میرسدودرکنار قبور شاعران به نام ما در بلخ و غزنه وهرات افراد قیبله مصروف کندن کاری به امید بدست اوردن اثار باستانی و فروش ان به انگریزها و پاکستانی ها اند در حالیکه قصر دارلامان و چهلستون... سال هاست بشکل مخروبه در امده است وکسی بدان توجه نمی کنند در بعضی جا ها مردم جگر گوشه های شان را بفروش رسانیدن مردم دست شان بگدایی دراز است....

      ایا کسیکه سنگ مبارز بودن و عدالت خواهی زنان را بسینه میزند با یک مقدار پولی که دیگران به اختیاراش گذاشته خوب است برای زنان بیوه و بیچاره کمک کند و شرایط کار و زندگی بخور و نمیر رابه انان مساعد سازد یا برود گور یک صحنه یی شرابی اول میر را زیارت بسازد؟

    • اولا این آقا خودش را تصیح کند که ملالی جویا پشتون نه بلکه تاجیک است. و ثانیا او همیشه گفته که برایش تاجیک و پشتون و هزاره و ازبیک و نورستانی و .... همه یکی اند!!

      بقیه لاطائلاتت هم به درد خانم حضرتی و باند شورای نظاری قاتلش میخورد!!

      آفتاب را با دو انگشت نمیشود پنهان کرد، اینکه کیها مزدور رژیم ایران اند و چتلی خوار آن رژیم آزایکش و قرون وسطایی، به همگان روشن است. اینکه میخواهی برف بام خود را به بام دیگران بیاندازی به قهقهه‌ای می‌ارزد.

    • خوشا به ملالی جویا که توانسته به این حد در بین دشمنان مردم ما منفور باشد. اگر چنین نمیبود دیگر او قهرمان مردمش هم نمیشد. این یکی از افتخارات ملالی جویاست که بیش از هرکسی دیگر قاتلان مردم ما علیه او مینویسند و به او حمله میکنند. "دیوانه" اش میخوانند، "بیسوادش" میخوانند"، به او "فاحشه" خطاب میکنند و دروغ پی دروغ علیه او داستان سرایی میکنند.

      خانم حضرتی اندیشه ملالی جان را فقیر میداند چون حاضر نیست که زیر بار اربابان شورای نظاری و جمعیتی اش برود و از کوبیدن گرزهای پیاپی بر فرق آنان جلو گیرد.

      خانم حضرتی برای ماندن طولانی تر اشغالگران خارجی در افغانستان دعا و درود میخواهد چون به برکت حضور همین "جامعه جهانی" بود که تمامی جهادیان نامحترمش از غار های موش بیرون آمده به قدرت نصب شدند و هرکدامشان از خون و درد و ماتم مردم میلیونر شدند.

      خانم حضرتی نیروهای خارجی را پرستش میکند چون درد مردم را حس نمیکند و وجدانش از قربانی شدن همه روزه مردم معصوم ما در بمباردمانها و قتل عام های این اردوی اشغالگر ناراحت نمیشود.

      خانم حضرتی درد مردم را حس نمیکند چون او نه با مردم بلکه در اردوی دشمنان مردم قرار دارد که همیشه از هرگونه عذاب و درد و ماتم بری بوده اند و خانواده و اقارب شان در کشورهای خارج در قصرهایی که به قیمت خون مردم ما ساخته اند زندگی دارند.

      خانم حضرتی به این کاری ندارد که چطور امریکا و ناتو وطن ما را به بسوی نابودی سوق میدهند، چون وی خود از زمره باند برباد دهندگان و غارتگران این وطن بوده است و در طینتش غارتگری و قتل و تجاوز به مال و ناموس مردم عجین گشته است.

      درینحال ملالی جویا باید از روزی ترس و وحشت داشته باشد که کسانی مثل فرشته حضرتی در وصف او بنویسند، که آنوقت معنی آن این خواهد بود که ملالی به آرمانهای والایش پشت پا زده و در مبارزه علیه قاتلان مردم ما سست شده است. آنوقت دیگر ملالی جویا قهرمان مردم نه بلکه قهرمان قانونی و فهیم و سیاف و گلبدین و ربانی و دوستم و گلابزوی و دیگر خونخواران خواهد بود. آنوقت ملالی برای مردم ما برای همیش خواهد مرد.

      اما ملالی همانگونه که بار بار گرفته او از مرگ هراسی ندارد، بلکه هراس او از روزیست که در برابر استبداد خاموشی اختیار کند.

      فرشته حضرتی ها هرقدر بیشتر به جویا حمله کنند و به شخصیت عزیز او توهین و تحقیر روا دارند، به همان میزان جویا در بین افغانهایی که هنوز حس وطن دوستی و انسانیت و افغانیت در وجود شان زنده است، کریدت کسب کرده در قلب آنان عمیقتر جا باز خواهد کرد.

  • “ملالی جویا اگرازفقر اندیشه بیرون آید میتواند مصدرخدمات خوب وارزشمند دراین سرزمین گردد.”

    خانم فرشته حضرتی شورای نظاری و مسعودیست بهتر است اول خودش از "فقر اندیشه" بیرون شود و حداقل شهامت و انسانیت را کسب کند در در مدح خاینان و جانیان و جاسوس زادگانی مثل ربانی، قانونی، فهیم، عبدالله، عطامحمد و .... تمام روز نوحه سرایی نکند. از فقر اندیشه خود ایشان رنج میبرند که در راحت و آرام در غرب لمیده و از آنجا بر سر قاتلان مردم ما تاج میگذارد و آنان را "قهرمان" میتراشد.

    خانم حضرتی از ملالی جویا میخواهد که مثل خودش از انسانیت و غرور و شرف تهی شود و با نوازش خونخواران بر ریش مردم ما بخندد. او از ملالی جویا میخواهد که در کنار قاتلان مردمش قرار گیرد و از مبارزه برای آزادی و دموکراسی دست بردارد. از نظر این خانم آنوقت ملالی جویا از اندیشه مالامال خواهد بود که مسعود قاتل را "قهرمان" بنامد و بر درگاه "مارشال صاحب" سر تعظیم فرود آورد و در ضمن رژیم خونخوار ملایان ایران را بستاید و ربانی را هم نه قاتل و خاین بلکه "پروفیسور صاحب" و تاج سر ملت بنامد.

    اگر ملالی جویا به توصیه های خانم حضرتی ارزشی قایل شود به این معنی است که دیگر در قلب مردم نه بلکه در قلب فاشیست های جمعیتی و شورای نظاری جا خواهد گرفت. آنوقت شهامت ملالی جویا هم به درد ستمکاران و وطنفروشان خواهد خورد.

    اگر ملالی محبوب قلوب مردم ما و مردم صلحدوست جهان شده در همین امر نهفته است که او از درد مردمش با صدق دل سخن گفته و برای بلند کردن صدای مردم مظلومش هر خطر را به جان خریده است.

    اینکه خانم حضرتی ملالی جویا را مدافع طالبان میداند و بر او اتهاماتی میبندند این از "فقر وجدان" خود ایشان حکایت میکند.

  • تصادفی نیست که فرشته حضرتی را فرشته دزدان و جنایتکاران یاد میکنند. ما چگونه به حرف های او باور کنیم که دو جنایتکار ملعون حیب الله کلکانی و احمق شاه مسعود قهرمانان او باشند. برای او عدالت اجتماعی یعنی دفاع از جنایتکار ملی مسعود و از باند جنایتکار شورای نظار است. اگر امروز ملالی جویا این شیر دختر وطن ما جنایتکار ملی مسعود را قهرمان خطاب کند و جنایات شورای نظار را نادیده بگیرد شما خواهید دید که فرشته دزدان حضرتی و سایر هواخواهان شورای دزدان ملالی جویا را قهرمان زن خطاب حواهند کرد. یگانه دلیل که این فرشته های جنایت و نفرت ملالی دختر قهرمان افغانستان را هدف حملات غیر انسانی شان قرار داده اند این است که او جنایات باند شانرا بر ملا کرده است.

    حالا بیایید از همین فرشته جنایتکاران بپرسیم که ما چگونه میتوانیم جنایات نادر و عبدالرحمن را که حدود صد سال صورت گرفته و هنوز هم در مورد رقم و نوع و چگونگی آن سوالاتی موجود است محکوم کنیم وقتی او حاضر نیست که جنایات راکه از مقابل چشم ما گذشته و ما خود شاهدان آن بودیم نه تنها که محکوم کند بلکه از مسببین این جنایات قهرمانان افسانوی میتراشد ؟

    • اصیل جانی که فکر نکنم کابلی باشید سلام . این مردم اند که قهرمانان خود را انتخاب میکنند ، نه شما صلاحیت دارید و نه خانم حضرتی که از نام مردم وکالت نموده شخص دلخواه و مربوط قوم و قبیلۀ خود را گلمالی نموده قهرمان بسازید . طبعأ وقتی یک شاه بی کفایت بابای ملت شود ، مسعود باید قهرمان همان ملت باشد . اگر تاریخ در پرده های ابهام و تذویر پنهان شود روزی هویدا خواهد شد و ضرورت آن احساس نمی شود که خاک خشک را به دیوار بچسپانیم . بگذارید خانم حضرتی مسعود را قهرمان بنویسد و شما ملالی جان را ، آنچی در دیگ است به کاسه ها روزی کشیده خواهد شد . آنچی دیروز گذشته میدانیم و آنچی امروز میگذرد می بینیم ، حقایق اگر مانند جلد دوم تاریخ غبار در تحویلخانه ها اگر حبس هم باشند ، روزی مانند خورشید می تابند ، هیچکس قدرت پنهان نمودن تاریخ را ندارد . به یاد داشته باشید که امروز ، دیروز نیست !

    • جاهل بچه دهن بزرگ

      در کجای نوشته خود من از ظاهر یا کدام شاه دیگر به جز از شاه امان الله من توصیف کرده ام که تو با چشم سفیدی که خصوصیت تو جاهل است اتهام میبندی ؟

      و از کجا میدانی که من کابلی نیستم ؟ مگر علم غیب داری یا مانند قماربازان مزار حدس میزنی که باز خانه و فامیل را در قمار نبازی .

      یا سخن دانست گو ای مرد دانا یا خموش

    • مردم کابل بسیار با ادب میباشند !

    • مردم اصیل کابل واقعا هم با ادب اند و هم خیلی سخاوتمند ولی وقتی گرگان درنده از پاکی و سخاوت شان سئو استفاده کنند ، آنها اینرا هم میدانند که چگونه دهن های بزرگ شانرا ببندند.

      ببینید شاهد کابلی چه خوب در مور شما دزدان و جنایتکاران و حامیان تا فرموده است :

      قهرمانی صفت مردان بود
      نه که شان یک مشت حیوان بود

      تقدیم به شیر بچه های روباه صفت جنایتکار ملی افغانستان احمد شاه مسعود

      این قهرمان ساختگی ، این سنگ فروش لعنتی ==
      آخر سقوط میکند

      این قاتل بیچارگان این مزدور بیگانگان==
      این آمر غارتگران ، آخر سقوط میکند

      مام وطن افسرده شد ،کابل بسوخت ویرانه شد==
      این اقتدار ظالمان ، آخر سقوط میکند

      عزت نماند به مرد و زن ، آواره شد خلق وطن==
      این شیر بچه ای کاغذی، آخر سقوط میکند

      موزیم کابل چور شد ، اهل قلم ترور شد==
      این خیل غارت پیشه گان، آخر سقوط میکند

      ای جابران سخت دل این کابل است شهر سخا ==
      این شیرچور کاخها، آخر سقوط میکند

      ای تو ز کوه پائین شده، گم شو برو از کابلم از این دیار خوشگلم==
      این کرگسان کوه نشین ، آخر سقوط میکند

      ای توت و تلخان خوره کان، کتاب سوزان جاهلان ==
      این بت خود تراشتان، آخر سقوط میکند

      فهیم و عبدالله ببین، ولی و بسم الله ببین ==
      این راهیان بز بچه، آخرسقوط میکند

      ای پنجشیری کوهستانی، بدهیکلان سرچپات==
      دور سیاه شوم تان ، آخر سقوط میکند

      این شیوه ای سخن زدن ، نه دری است نه پارسی ==
      این لهجه کوهستانی ، آخر سقوط میکند

      ای کابلی زبان توست ، دری دل نشین توست==
      این لهجه زشت شمال ، آخر سقوط میکند

      "حق آید و باطل رود ، پای شما در گل رود==
      اندیشه شیطانکی آخر سقوط میکند"

      ختم شود این دور شوم دور سقاوی دوهم==
      غلام بچه به هر لباس، آخر سقوط میکند

      شاهد کابلی

      توضیح: منظور از شمال دزدان و کیسه بران شمالی است که در کابل عزیز من از دیر بار به همین نام مشهور اند. در زمان ظاهر شاهی اگر کسی به بس های ملی سفر میکرد و لهجه کوهستانی مردم شمالی را میشنید به دوست یا مسافر دیگر هشدار میداد که دزدان شمالی سوار بس اند.

    • کابلی والای بدل , چندین بار است که این شعر بی وزن و قافیه در نظرم برخورد نموده که واقعأ ازخواندنش چی که حتی با نام شاهد خان حساسیت پیدا نموده ام . یگان شعر دیگری را از لایه های پته خزانه برگزینید که کمی ناب تر باشد . اگر شهامت دارید اصیل باشید تا بدانیم تخم میگذارید یا چوچه ؟

    • پنجابی والا در زیر چادری مزاری

      فرق یک نوکر پنجابی های کثیف پاکستانی و یک کابلی اصیل در آن است که ما جنایتکاران را هدف قرار میدهیم از هر قوم و قبیله ، آیین و سمتی که باشند. شما بر عکس به هر مسله جنبه قومی میدهید. ببینید همین حالا شما شعر آقای شاهد کابلی را که برای احمق شاه مسعود و باند جنایتکار او سروده شده به پته خزانه که افتخار برادران و خواهران پشتون ما است ربط میدهید . مگر به جز یک نوکر پنجابی های پاکستانی کسی دیگر و به خصوص یک مزاری اینکار را میکند ؟

    • نخست کمی فارسی نویسی بیاموزید ، سواد نوشتن کسب نمائید و بعدأ دیگران وجنایت کاران را به باد نا سزا بگیرید . مشورۀ من به شما فقط همین است !

    • پنجابی والا

      شما زیاد به سواد و فارسی نویسی خویش مغرور نباشید زیرا تا چند روز قبل نمیدانستید که گزارش چگونه نوشته میشود.

      مگر گناهی شما نیست. آی اس آی به شما آموزگار درست انتخاب نکرده.

      و همچنان افغانها میگویند : بگیریش که نگیرید. البته شما در مدرسه پنجاب آنرا آموخته اید: بگیریش که نگیره

      به هر رنگی که خواهی جامعه میپوش - من از طرز خرامت میشناسم

    • اقای اصیل کابلی!

      - از دیر گاهی پیام های شما را میخوانم و مرا اذیت میکند. بدون اینکه عصبانی شده و مرا هم با دشنام بدرقه کنید یکبار به پیام اخیر تان نظر کنید که میخواهم غلطی های فاحش املایی شما را برایتان نشان بدهم :( گناهی شما نیست !!) کلمه گناه را همینطور و یا به اضافه یک حمزه در اخیرباید مینوشتید تا از جمله مفهوم دلخواه شما گرفته میشد. (بگیرش که نگیرید !! ) این چه معنی را میرساند ؟ باید مینوشتید ( بگیرش که نگیردت). ( به هر رنگی که خواهی جامعه میپوش !! ) برای اولین بار است که میشنوم جامعه پوشیده هم میشود!! این فقط ابتکار و کشف شما است که جامعه شناسان تا حالا متوجه نشده اند.یا شاید هدف شما( جامه) باشد؟ من بخاطر دارم در یک پیام اقای مزاری گذارش را به حرف ( ز ) نوشته بودند شما انتقاد نموده بودید و ایشان باابراز تشکر و معذرت اشتباه را پذیرفتند. با انکه از جمله مفهوم گرفته میشد و معلوم بود که هنگام تایپ اشتباه شده بود که اکثر نویسندگان چنین خطایی را مرتکب میشوند. ولی تفاوت در برخورد شما هر دو در قبال اشتباه یکدیگر چقدر زیاد است. ایشان با تشکراشتباه را پذیرفتند ولی شما.....!!
      - باری در بحثی شما با اقای سکوت چنان نا سنجیده پیش رفتید که بخاطر شما ایشان تمام مردم کابل را سگ باز مرغ باز و حتی با معذرت مرده گاو خطاب نمودند. همان هنگام میخواستم به اقای سکوت جوابی بنویسم ولی ترجیح دادم تمام جریان بحث شما هردو را از نظر بگذرانم.بعد از مطالعه پیامها دانستم که شما خود زمینه را مساعد ساخته اید تا ما هم که از یک گوشه کابل هستیم توهین شویم...

      - شما بار بار اقای مزاری را نوکر پاکستان خطاب میکنید!! در حالیکه شخصا میدانم شما به خطا هستید. ایشان وطنپرستی فارغ از هر نوع تعصب و وابستگی اند. اینجا فقط یک گمان میرود. یا شما وابسته به گروهک ماویستی راوا هستید که به اساس خصلت اوباش مابانه ایشان و وظیفه یی که سپرده شده این کار را انجام میدهید و یا اینکه واقعا مانند سواد تان خام هستید و ناشیانه در خط ماویستان مزدور حرکت میکنید. راستش تا حالانتوانستم خط فکری شما را تشخیص کنم زیرا بارها دیده ام که بی هدف دعوا راه انداخته اید. اگر رابطه یی با فاحشه های ماویزم ندارید از شما بخاطر این توهین معذرت میخواهم.

    • کابلی والای بدل ! در پیام قبلی خود خطا های انشایی زیرین را که برایتان مینویسم ، انجام داده اید :
      پنجابی والا در زیر چادری مزاری ( در اخیر جمله باید نقطه و یا ندائیه میگذاشتید .)

      فرق یک نوکر پنجابی های ( کلمه جمع ‘های’ کاملأ اضافه است . بگفتۀ وزیر فرهنگ تان جناب خرم صیب نا مأنوس است . مثلیکه بنویسیم : فرق یک نوکر اوغانی های کثیف اوغانستانی ... ) کثیف پاکستانی و یک کابلی اصیل در آن است که ما جنایتکاران را هدف قرار میدهیم (اگر) از هر قوم و ( بجای ‘ و’ باید ‘کامه’ میگذاشتید ) قبیله ، آیین و سمتی که باشند. شما بر عکس به هر مسله ( باید ‘مسلۀ’ ه با همزه میبود ) جنبه قومی میدهید.( این حقیر هیچگاهی چنین نکرده است . این بهتان را شما میبندید .) ببینید همین حالا شما شعر آقای شاهد کابلی را که برای احمق شاه مسعود و باند جنایتکار او سروده شده ( مصدر شدن ارتباط به سرودن شعر شاهد خان نمیگیرد . درست آن سروده است میباشد .) به پته خزانه که افتخار برادران و خواهران پشتون ما است ربط میدهید . ( معذرت میخواهم من ربط نداده ام ، این خیال شماست .) مگر به جز یک نوکر پنجابی های ( بازهم مثل گذشته کلمه ‘های’ زاید است .) پاکستانی کسی دیگر و به خصوص یک مزاری اینکار را میکند ؟

      اشتباهات انشایی در پیام پایانی تان نیز است که شما خود واقف خواهید شد . با وجود اینکه حرف ذ و ز در بسیاری مواقع با هم جا خالی میکنند مانند ط و ت ، باز هم از شما تشکری نموده بودم . بیبیند متن پیامهای شما کاملأ با غلطی های انشایی نوشته شده اند .

    • آقای حقبین

      لطفاً توجه کنید که گناه با همزه و طوری که من نوشته ام ، هر دو درست است. ولی ندانستم منظور تان از حمزه چه است ؟

      دوم لطفاً به سایت ذیل و سایت های دیگر سری بزنید و خواهید دید که بگیرش که نگیرید درست است نه طوریکه شما نوشته اید.

      http://mosharekat.wahdat.net/index.php?id=3461&num=203

      سوم اینکه لطفا عفت کلام را مراعات کنید. یگانه دلیل که شما به زنان ماهویست" فاحشه های ماویزم" خطاب میکنید اینست که آنها از جنایتکار ملی احمق شاه مسعود قهرمان نمیتراشند. و الی کلام شما بیشتر به یک فاحشه میماند تا از ایشان.

      شما باید همینقدر درک میداشتید که کلمه جامعه به جای جامه اشتباه تایپی است ولی پنجابی والا کلمه گزارش را سه بار نادرست نوشته بودند که خودشان هم به اشتباه املایی خود اعتراف کردند.

      بلاخره من هیچگاه ادعا ندارم که در دری یا فارسی نویسی متخصص و از هر اشتباه مبرهن هستم ولی شما که تا حالا فرق بین حمزه و همزه را نمیدانید چگونه به خود اجازه میدهید که اشتباه دیگران را به رخ شان بکشید ؟

    • جناب اصیل ! حمزه به( ح) نوشته میشود نه (ه) . واین حرف الفبای عربی است که در پنج سوره میتوانید ببینید. باز هم تکراراء خدمت تان به عرض میرسانم که ( بگیردت درست است .) اگر در سایر سایت ها هم خوانده باشید انرا اشتباه قبول کرده فراموش کنید. ازینکه شما را عصبانی ساختم ببخشید اما گاهی ضرورت می افتد برای کشف حقایقی کمی سخت تر ازحد معمول بنویسیم که دیده میشود نتیجه هم میدهد. بدرود

    • حمزه بن عبدالمطلب که به لقب «اسدالله» (شیر خدا) و "سیدالشهداً (پیش از کشته شدن حسین بن علی, امام سوم شیعیان) نیز معروف بود

      همزه، یکی از صامت‌های زبان فارسی

      http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%85%D8%B2%D9%87_(%D8%AD%D8%B1%D9%81)

      همچنان باید گفت که شما هم مانند پنجابی والا گزارش را به ذ مینویسید که نادرست است.

      این هم سایت دیگری که در آن نگاشته شده : بگیرش که نگیرید :

      http://www.junbesh.net/kerami-2.htm

      لطفا ً مانند پنجابی والا و رهبران خائین و وطنفروش تان کارملوف و احمق شاه مسعود سر تنبه نباشید و جرئت اعتراف به اشتباه خود را داشته باشید.

    • الف الدین هم در زبان فارسی نامی است ولی این دلیلی نمیشود که الف را حرف الفبای فارسی نپذیریم. به هر حال اشتباهات نوشتاری از هر یک ما امکان دارد سر بزند که قابل تشویش زیاد نیست و از اول هم خدمت تان به عرض رسانیدم. و اما در مورد رهبران ما که فرمودید: خجالت نمیکشی که مسعود را رهبر ما مینامی ؟ شاید بخاطر نداری که باندیت های ماویزم در تبانی با مسعود چه تعدادی از رفقای پاکنهاد مارا شهید ساختند ؟ شما که تحت لوای مسعود سالها جهاد کردید و وقتیکه مسعود متوجه ماهیت ضد انسانی ماویزم شد از ان روگردان شده و ماویستان همردیف خود را قتل عام کرد. بدین معنی که مسعود اگر اخوان هم بود مردانه در راه ارمان خود مبارزه کرد و تا جان داد به ان استوار باقی ماند. ولی ماویزم را اخوان هم استفراغ نمود...
      - کارمل هم از اغاز مبارزه خود تا وقتیکه در فقر جان داد به اندیشه و ارمان خود استوار وفادار باقی ماند. اما شما جه ؟ گاهی ماویست-گاهی اخوان و گاهی هم سر به استان ای اس ای می سایید. و حالا بازیچه مضحک تان ملالی دستلوت کاکای سکه تان شده که دیده شود چه افتخارات دیگری را برایتان کمایی خواهد کرد.
      - و در مورد تخلص شما: هیچ کابلی اصیلی ندیده ام که کابلی تخلص کند. شاید از شش کروری کابل باشی که بنا به عقده حقارتی که از کابلیان اصیل داری مانند نجیب کابلی این تخلص را انتخاب کرده ای. و یا شاید از لغمان کابل باشی هی هی هی

    • خدمت دوست ارجمند آقای حقبین احترام تقدیم است . اگر اجازه شما دوست عزیز و دیگر دوستان عزیزم باشد ، خلاف تمام موازین ، خلاق وعفت قلم که به آن میثاق بسته بودم عمل نموده ، چند سطری را از موضع یک پنجابی خدمت بدل کابلی می نگارم . میخواهم در گلخندی که خود آنرا پرآب نموده غسلش دهم تا دیگر از پنجاب و ملتان سخن بمیان نیارد تا بداند پنجاب و ملتان کجاست و کابل در کجا .

      این زاغ های فراری دیره دون که به هوای ریاست و وزارت از بیابانهای ملتان که اوغانستانش مینامیدند به کابل ما سرازیر شدند تا عطش بی ننگی ، بی غیرتی ، وطن فروشی ، چور و چپاول اجداد بیفرهنگ خود را فرو نشانده بنام قوم عزیز پشتون ما رنگ و رخ عوض نموده ، از صمیمیت ، مهمان نوازی و صفای قلب شان استفاده برده و فضای حکومت و شرارت خود را گسترش دهند . این کابلیان اصیل مانند چلپاسه های جنگلی اند که با دید خطری رنگ عوض میکنند و با کمال بی حیایی سر در ریگ بیابان میبرند تا کسی از حضور نا میمون شان واقف نشود . سرتاج میله خانه های پنجاب ، ملتان و پشاور خانم نغمه چی جانانه میخواند : کابل ته زمه ، کابل شه زای ده بیا نه رازمه ! این گروه خفاشان همان های اند که از تاریکی شب به روز و باغ وراغ کابل رسیدند وجیره انگلیس خوردند تا کابلی اصیل شوند . چانس شمولیت تمام موسسات عالی آموزشی کابل ، بورس های آموزشی جوانان مستحق این سرزمین بنام این کابلیان اصیل رقم خورد تا این دجالان بی هویت اصیل گردند و شلیسته جاه و مقام . بدیعی است که وقتی در خانۀ پا گذاشتند ، صاحب خانه را در آن مقام راهی نیست . تا دیروز سرزمین ما تاجکستان بود ، امروز پنجاب شد و نمیدانم شاید فردا مارا منسوب به کره دیگری نمایند . این کابلیان اصیل بیشرمانه خاک به چشم میزنند تا حضور نا میمون خود را پرده افگنند و بقای حکمان جبار خود را زیر پرچم استعمار نو و کهنه صبغۀ قانونی بخشند . باقی دارد

    • به پیوست گذشته ! نه تنها که این کابلیان اصیل بلکه تمام قلمبدستان و روشنفکران این خیل کرگسان ملتانی هیچگاهی جنایات و دد خویی ملا عمر یک چشم و حکمتیار مفعول را نقد نکرده و از ایشان میخواهند تابلوی مقاومت ، شجاعت و غیرت درست نمایند . مشکل همینجاست که روشن نگری و دگر اندیشی در نهاد و روان این ناقلین دیره دونی نمی تواند رسوب نماید زیرا آنجا فقط زشتی است و عطش حکومت نمودن . سنگ و سنگلاخی را که شکل ناپذیرند صرف میتوان سیاه و تاریک نامید . این ملتانی ها که حالا لاف کابلی بودن میزنند دوصدو شصت سال است بخاطر قدرت و حکمروایی برادران ، پدران ، خواهران و دوستان خود را کور کرده اند ، سربریده اند ، مسموم نموده اند ، موافقت های ننگین امضأ نموده اند و علنأ جنگ نموده اند .

      دیروز همین دیره دونی ها بخاطر پادشاهی نیرنگ کردند و حکومت نسبتأ مترقی امانی را سرنگون کردند و با پشتیبانی انگریزان فضا را طوری مساعد ساختند تا منفورترین نوکر دیره دون بقدرت برسد . (تاریخ گواه است ) امان الله خان فراری شد و در غربت مرد و امروز همین دیره دونی ها سنگ دوستی را با شاه مخلوع به سینه ها میکوبند و هر کی مخالفتی با او نشان دهد به غیرت این بیغرتان برمیخورد .

      در گوشه و بیشه اوغانستان هرجا انتحاریست ، آدمکشیست ، غارت است و وطنفروشیست رد پای این دیره دونی های ناقل پیدا میشود . این بیغیرتان شمله دار بخاطر وال و خیل و زی و زوی خود حتی نزدیک ترین انسانانی را که عمر ها پهلو به پهلو زنده گی نموده بودند ، فروختند ، میفروشند و خواهند فروخت . این ملتانی های که امروز کابلی شده اند همیشه به چند روز حکومت ربانی اخوانی و حبیب الله کلکانی بیسواد استناد جسته تمام فجایع حاکمان شرارت پیشه ملتانی خود را فراموش میکنند . این حقیر این شهامت را داشته که علیه عطا ، ربانی ، مسعود ، نظریات و اندیشه های خود را پیام داده است ولی شما دیره دونی ها هیچگاهی چنین یک شهامتی و غیرتی را ندارید . ( شما میتوانید در برگ های کابل پرس نظریات مرا بخوانید .)

      در زمانیکه دانشجو بودم در اروپا ، یک دیره دونی هم در خوابگاه ما بود . در مدت پنج سال در همان پیالۀ که چای و آب مینوشید ، آب گرم ریخته ریش خور را نیز میتراشید . حتی زنده گی اروپا نیز نتوانسته بود روش زنده گی این دیره دونی اوغانستانی را تغیر بدهد . اگر هزار سال دیگر هم در کابل زنده گی نمائید همان زاغ سیاهی خواهید بود که هستید ، گر چی زیر بال طاووس باغ کابل پرورش بیابید .

      روزگاری در تلویزیون کابل جشن روزتولد تره کی را نشر کرده بودند که از نخست وزیر گرفته تا وزیران ، روسای بلند رتبه دولتی ، جنرالان همه زیر دول دوسره اتن میکردند و کاکل میشوراندند ( خصوصأ وطنجار خوب بیادم است ) . خدابیامرزد پدرم را لبخندی کرد و قصۀ نمود : روزی از روز ها روباهی در دیگ رنگمالی جنگلبان افتید و با رنگ های سرخ و زرد و سیاه آلوده شد . وفتی خشک شد دید رنگ و شکل دیگری گرفته و خیال کرد پادشاه جنگل شده . بی مهابا اعلان پادشاهی کرد و جنگل نشینان را به بیعت از خود دعوت نمود . همه گروه ، گروه میآمدند و خط بیعت وتسلیمی امضا میکردند . دو شیر بچۀ در بیشه مشغول بازی بودند که احوال تاج پوشی شاه جدید را شنیدند و شتابان نزد بابه آمده قصه از بیشه نمودند . شیر پیر آهسته از جا برخاسته بامتانت روانه معیاد گاه شد و آنچی دید باور نمیکرد . نواسه ها را امر فرمود تا چند روباهی گرد آورند . وقتی روباه ها به فرمان شاه جمع آمدند ، امر فرمود قوله بکشند . وقتی روبا ها قوله سر دادند ، شاه جدید با شنیدن قوله همکیشان تحمل کرد و تحمل کرد ، یک بار ، دو بار ، سه بار و بلاخره کاسۀ صبر لبریز شد و بادی رها کرده شروع به قوله کشیدن کرد . نتیجه میگیریم : شما دیره دونی ها به هر منصب ، جاه و مقامی برسید و اگر کابلی اصیل هم خود را نام گذارید با شنیدن صدای دهل دوسره مست شده مانند گذشته گان خویش کاکل میزنید . وقتی نام حکمتیار ، ملا عمر و ملالی های خیالی و حقیقی بگوش تان رسد رگ های غیرت و مباهات تان گاز میگیرد و می پندت و تا میتوانید شملۀ غیرت خود را بلندتر و بلندتر میبندید . همان شعری را که پیام داده اید در حال خود شما صدق میکند که :

      به هر رنگی که خواهی جامه میپوش + من از طرز خرامت می شناسم ( چون شما خرام ندارید از طرز اتن نمودن تان کاملأ به احوال تان اگاه میشویم . ادامه دارد .

  • سلام خدمت همه:

    نمدانم ا زکجا شروع کنم؟زیرا هر پاراگراف نوشته فرشته جان فرشته های آسمان را می گریاند و می گویند ایکاش نام ما فرشته نمیبود. به هر صورت شروع میکنم: فرشته خانم«سخنان تند ملالی در آن لویه جرگه اوج خشم بعضی از رهبران جهادی را برانگیخت» یا خشم همهۀ رهبران جهادی را؟می خواهید چنان وانمود سازید که مثلاً خشم ربانی را بر نه انگیخیت بلکه تنها سیاف بود که افسار پاره کرد؟ ما که ترقس دندانهای ربانی را واشاره کردنهایش را در تلویزین دیدیم. در سخنان ملالی هیچ رهبر جهادی مستثنی نبود. لذا به گفتۀ مجددی رهبران مجاهدین همه « تور» خورده بودند. اگر دانش و فهم ملالی را با معیار های جهادی و انقیاد طلبی بسنجید دران صورت حق با شماست. امامتاسم به حال شما که آنطور نیست. ملالی درست و دقیق دشمنان مردم را تشخیص داده و مورد «تیغ تند حملات» قرار میدهد. از اوایل لشکرکشی امریکا و متحدین بر کشور که اگر یک طرف طالب را روفت از طرف دیگر بی رحم ترین آدم کشان، بی مانند ترین رهزنان و رزیل ترین بی ناموسان را از مغاره های خواجه بهاوالدین و کشور های بیگانه برگرده مردم سوار نمود که جنگ های کابل ماسک هر نوع جهاد بازی و قوم بازی شان را دریده بود. وملالی هم دقیق میداند که امریکا و متحدین به هیچ وجه حامی حقوق زن ودموکراسی نبوده و تا توان دارد از گله های وحشی جهادی حمایت میکند. من فکر میکنم که آقای نعمت الله ترکانی حقا به آن پرداخته که چگونه زنان و حتی دختران خورد سال مورد تجاوز سر دسته های جهادی هی قرار گرفتند که از حمایت بی دریغ امریکا و نظام حاکم قرار دارند. اگر از کشتار بی رحمانۀ اشغالگران بنویسم هفت من کاغذ به کار است. واز همین جاست که ملالی دقیقا نیاز مردم را درک نموده و خواهان خروج قوای اشغالگر است. ما میدانیم که هرکاه اشغالگران کشور را ترک نمایند، پای یازنه جانت و همکیشانش این بار در مغاره های خواجه بهاوالدین هم محکم نخواهد شد.

    «ملالی جویا، جهادمردم افغانستان را دربرابر تجاوز روسها» هیچگاه اهانت نه کرده بلکه خود در بستر این چهاد و مقاومت پرورش یافته است. آمدیم « برمقاومت مردم را دربرابرهجوم پاکستان وتروریزم بین المللی به اهانت میگیرد و کسانی که این نبردمقدس را درسخت ترین شرایط رهبری کرده اند، جنگسالارمینامند» ملالی جویا هیچ گاهی چند دزد و رهزنی را که خود طالب آفریدند و تا دروازه های کابل برایش چک چک و واه واه کردنند، مفاومت گر نمیداند. وتنها خواجه بهاوالدین نمیتوانست جلو طلبان را بگیرد. زیرا اولا همان سانیکه تنطیمهای جهادی توسط امریکا و پاکستان وایران پف شدند ، طالبان نیز پف شد. واین بار هم اگر امریکا بخواهد همان طلبان را بر شما ترجیع بدهد فردا شما خواهید و آوارگی و طالبان خواهد بود و امارت اسلامی.

    در حقیقت این یازنه جانت و رهزنان شورای نظاری اش باید پای از گلیم دراز نکنند که نمیکنند تا ولی نعمت خودرا بیازارند و نمک حرامی کنند. مردم افغانستان به شمول ملالی جویا نمک امریکایی نه خورده اند. امریکایی ها به مردم در پهلوی تجاوز بدترین ستمی دیگری را که روا داشتند آوردن دوبارۀ بگیل های جهادی در حاکمیت اداره مستعمراتی بود.

    تا بعد

    تا بعد

    • شما راست میگویید!! ملالی جویا نمک امریکایی نخورده.. مدالهایی را که از امریکایی ها و شرکا میگیرند بی نمک بوده وبخاطر احترام به پرهیز شان از نمک امپریالیزم ایشان در تمام دعوت هایی که از جانب اشغالگران برایشان ترتیب میدهند قبلا سفارش میکنند : به شرطی غذای شما را میخورم که نمک نداشته باشد...
      - تمام تنظیم های جهادی بلا استثنی بشمول مسعود ادمکش و طالبان لجام گسیخته جنایتکارانی بیش نبوده و مجرم مردم افغانستان هستند. ناگفته نماند که ماویزم هم نقشی به سان اخوان درین وطن بازی کرده که اگر روز حسابی در میان باشد باید حساب جنایات شانرا که زیر چادر اخوان انجام داده اند بدهند.

    • مضمون اصلی متنی است که خانم فرشته حضرتی درین صفحه نوشته اند. راوایی ها تلاش دارند از اصل مضمون دیگران را منحرف و به صفحه دیگری تحت نام قامت بلند ملالی جان جلب کنند که در دفاع از ملالی جویا نوشته شده است. ملالی جویا رامنحیث یک خواهر و هموطن احترام میگذاریم ولی روش سیاسی وی شاید مخالفین زیادی دارد که قابل بحث است. جالب در همینجاست که بحث دنبال گردد زیرا دوستانی که تازه شامل بحث میشوند در خلا قرار نگیرند. تشکر

  • وقتی زنانی معلوم الحالی چون فرشته حضرتی مدافع دزدان و قاتلان علیه ملالی جویا چیزی بگوید، باید دانست که ملالی واقعا مقام شامخی دارد و قاتلان از گزند وی حال و روز بدی دارند که حال دلقک خود را مامور ساختند که علیه جویا قلمفرسایی نمایند.

<:forum:form_pet_message_commentaire:>

كى هستيد؟
  • اتصال
پيام شما
  • براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

يك سند اضافه كنيد




Kamran Mir Hazar: Editor-in-Chief / Email: editor at kabulpress.org

Copyright: 2003-2013 The Kabul Press: News, Discussion& Criticism | Afghanistan Press

کليه ی حقوق محفوظ و متعلق به سايت کابل پرس (افغانستان پرس) می باشد.