ورود | نام نویسی |  درباره کابل پرس | تماس با کابل پرس نسخه موبایل  Home | Login | Register | About Kabul Press | Contact | RSS | Twitter | Facebook | Mobile Version

 کابل پرس من | حقوق بشر | آزادی بیان | افشای اسناد | دیدگاه | ببینید و بشنوید | عکس | کارتون | فرهنگ | گزارش | English

کابل پرس من > آزادی بيان و مبارزه با سانسور اينترنتی > تذکره الکترونیکی با جعل هویت بیش از 80 درصد مردم کشور توزیع می شود

تذکره الکترونیکی با جعل هویت بیش از 80 درصد مردم کشور توزیع می شود

چهار شنبه 1 فوريه 2012, بوسيله‌ى کابل پرس | افغانستان پرس

کابل پرس: وزیر مخابرات حکومت مافیایی قبیله ای کرزی اعلام کرده است که تا پنج ماه دیگر، توزیع تذکره الکترونیکی را در شهر کابل آغاز می کند. در تذکره الکترونیکی که دولت افغانستان قصد توزیع آن را دارد، هویت بیش از 80 درصد مردم کشوری که نامش با دخالت مستقیم انگلستان افغانستان گذاشته شده، جعل شده است. حکومت مافیایی کابل علاوه بر جعل هویت مردم غیر افغان، قصد دارد این تذکره را به زبان پشتو و انگلیسی توزیع کند.

نمونه ای از تذکره الکترونیکی با جعل هویت بیش از 80 درصد مردم

دو شنبه 11 آوريل 2011, بوسيله ى کابل پرس | افغانستان پرس

تذکره الکترونیکی به زبان پشتو و انگلیسی و با هویت افغان تهیه می شود

حذف هویت شهروندان جایی که اکنون نامش افغانستان است، پروژه ای نیست که تنها در دولت حامد کرزی و وزرایی چون امیرزی سنگین و یا کریم خرم آغاز شده باشد. حذف هویت مردم تاجیک، هزاره، اوزبیک، تورکمن، ایماق، بلوچ، پشه ای و...بیش از یک قرن است که در افغانستان آغاز شده و در جریان دهه ها، این حذف هویت، همراه با پاکسازی قومی، نسل کشی، کوچ اجباری، غصب زمین و تبعیض بوده است.

پنج شنبه 16 دسامبر 2010, بوسيله ى کابل پرس

کابل پرس: روز دوازدهم دسامبر سال روان، وزارت مخابرات افغانستان قرارداد صد و یک و نیم میلیون دالری را با یک شرکت خصوصی نزدیک به امیرزی سنگین برای ایجاد و صدور تذکره الکترونیکی به امضا رساند. این قرارداد را امیرزی سنگین سرپرست وزارت مخابرات و شخصی بنام میرویس علی زی از طرف شرکت "گراند تکناولوژی رسورس" امضا کردند. شرکت گراند تکناولوژی رسورس پیش از این توانسته بود، با توجه به رابطه مدیرانش با برخی از مقامات بويژه شخص امیرزی سنگین پروژه های مختلف را در زمینه آی سی تی با مبالغ هنگفت از وزارتخانه های مختلف در انحصار خود درآورد. وزارت مخابرات افغانستان در هنگام امضای قرارداد برای تذکره الکترونیکی اعلام کرد که این شرکت، در یک مزایده موفق به دریافت پروژه ی تذکره الکترونیکی شده است. این در حالی ست که هیچ نوع مزایده ای در رسانه های جمعی برای چنین پروژه ای از طرف وزارت مخابرات افغانستان اعلام نشده بود و تنها رابطه های شرکت گراند تکناولوژی رسورس با مقامات بويژه امیرزی سنگین چنین امکانی را برای این شرکت فراهم آورد.


کرزی و علی زی / عکس از سایت گراند تکناولوژی رسورس

از سوی دیگر منابع مختلف به کابل پرس گفته اند که تذکره الکترونیکی که دولت افغانستان تهیه می کند، به زبان پشتو و انگلیسی ست و هویت مردم با قومیت های مختلف به اسم "افغان" درج خواهد شد. طبق قانون اساسی افغانستان زبان های فارسی یا دری و پشتو هر دو زبان های رسمی افغانستان محسوب می شوند. در حالی که حدود نود درصد شهروندان افغانستان زبان مادری شان یا دری/ فارسی یا تورکی می باشد و یا توانایی صحبت به زبان فارسی را دارند اما وزارت مخابرات افغانستان بصورت برنامه ریزی شده این زبان را از اسناد رسمی حذف می کند. پروژه ی حذف زبان فارسی در اسناد وزارت مخابرات افغانستان با ورود آقای امیروزی سنگین به وزارت مخابرات آغاز شد و در طی چند سال اخیر، خط دهی های تیم کریم خرم وزیر پیشین فرهنگ، نقش اساسی را در این امر داشته است. امیرزی سنگین از سال 2002 فعالیت خود را در بخش صدور جواز برای شرکت های مخابراتی و موبایل آغاز کرد. در سال 2003 کار خود را به عنوان مشاور ارشد در زمینه آی سی تی و فناوری معلومات و قوانین مخابراتی ادامه داد. از سال 2004 او به عنوان مدیر شرکت دولتی افغان تلکام منصوب شد و دست به تصفیه کارمندان سابق این بخش زد و بصورت گسترده نزدیکان خود را جایگزین نمود. در اواخر سال 2004 نیز به عنوان وزیر مخابرات افغانستان انتخاب شد و فرصت بیشتری برای پاکسازی در وزارت مخابرات پیدا کرد. او اکنون سرپرست غیر قانونی وزارت مخابرات می باشد و در سایت وزارتخانه نام او همچنان به عنوان وزیر آمده است.

حذف زبان فارسی از سیستم وزارت مخابرات تقریبا با ورود وی به وزارت مخابرات آغاز شد و هنگامی که عبدالکریم خرم به عنوان وزیر فرهنگ از سوی کرزی گماشته شد، روند حذف زبان فارسی شتاب بیشتری بخود گرفت. برنامه ی فیلتر سایت های اینترنتی و سانسور، از ایده های آقای کریم خرم محسوب می شود که به وزارت مخابرات افغانستان راه یافت. وزارت مخابرات افغانستان حتا سایت های فیلتر شده را به صفحه ای به زبان انگلیسی و پشتو ارجاع می دهد که در کنار آن علامت ورود ممنوع می باشد.

حذف هویت شهروندان جایی که اکنون نامش افغانستان است، پروژه ای نیست که تنها در دولت حامد کرزی و وزرایی چون امیرزی سنگین و یا کریم خرم آغاز شده باشد. حذف هویت مردم تاجیک، هزاره، اوزبیک، تورکمن، ایماق، بلوچ، پشه ای و...بیش از یک قرن است که در افغانستان آغاز شده و در جریان دهه ها، این حذف هویت، همراه با پاکسازی قومی، نسل کشی، کوچ اجباری، غصب زمین و تبعیض بوده است. حکومت های دیکتاتور افغانستان به صورت برنامه ریزی شده در کنار حذف زبان فارسی و تورکی از افغانستان و آتش زدن کتابخانه ها، آثار فرهنگی، آثار تاریخی و نشانه های هویتی مردم را نیز تخریب یا غارت کردند. حتا به اصطلاح روشنفکران و نخبگان و یا سازمان ها و گروه هایی با قیافه ی روشنفکری و حقوق بشری که در ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با حکومت های ظالم می باشند نیز به بهانه ی واهی ملی بودن، دست به جعل گذشته، فرهنگ، تاریخ و هویت مردم می زنند.

اگر چنانچه وزارت مخابرات و سایر نهادهای دست اندر کار در پروژه تذکره الکترونیکی، زبان فارسی را همراه با هویت اصلی باشندگان جایی که نامش امروز افغانستان است در تذکره الکترونیکی لحاظ نکند، از همین اکنون باید منتظر شکست این پروژه بود.

معمای ثبت هويت « افغان » در تذكره

ميخواهم برای سیاست سازان و سیاست بازان افغانستان خاطرنشان سازم ، اشتباه نبايد كرد كه تعويض هويت اتنيكی اقوام به مفهوم شرط ايجاد « ملت » نبوده بلكه ميتواند سرآغاز جنگ های بين القومی جديد و تجزيه احتمالی افغانستان باشد . بنآ نبايد مردم را وادار نمود تا به عنوان آخرين علاج برای دفاع از هويت خود به قيام برضد ظلم و فشار مجبور گردد .

دو شنبه 29 نوامبر 2010, بوسيله ى داکتر همت فاریابی

در همین بخش

اگر اینترنت کم سرعت دارید و کابل پرس را به سختی باز می کنید، نسخه کم حجم کابل پرس برای شماست
www.kabulmobile.com
افغانستان پرس
Afghanistan Press
Kabul Press mirror website
www.afghanistanpress.com
www.afghanistanpress.net
www.afghanistanpress.org
کابل پرس من > آزادی بيان و مبارزه با سانسور اينترنتی > تذکره الکترونیکی با جعل هویت بیش از 80 درصد مردم کشور توزیع می شود

آمار بازدیدکنندگان کابل پرس که همین اکنون روی سایت هستند

185 visiteurs en ce moment


دیدگاه و نظر خود را درباره این مقاله، خبر، گزارش، عکس یا کارتون بنویسید

پيام‌ها

  • متاسفانه سیاستمداران غیر پشتون در مورد تبعیض های زبانی و قومی که بر اقوام غیر پشتون افغانستان تحمیل می شود به شدت بی اعتنا هستند. سیاست در کشور ما به وسیله ای برای رسیدن به پول و پله مبدل شده. سیاستمداران ما آرمان های ملی خود را فراموش کرده اند و به اهداف زودگذر می اندیشند. شعری که واصف باختری سروده بهترین وصف الحال سیاستمداران مزبور است، آن جا که می گوید:

    ننگ برمن باد!

    نفرین برمن باد!

    اگر از شما چیزی بخواهم

    تنها خواهشی که دارم اینست که به روسپیان سیاسی نیز

    قرض ضد حامله گی بدهید

    تا نسل بی شرفان افزونی نیابد

    برای جلوگیری از پیشروی فاشیسم قبیله بهترین راه این است که افراد چیزفهم ما بسیج شوند وجلو سیاست های قبیلوی را سد کنند. نمی دانم تا کی ما باید بی عاری را زیر نام مدارا ادامه خواهیم داد؟

  • Dear friends sorry for writing in English as i don’t have Farsi program and skill to type.
    If Hazara,Tajik,Uzbek and other tribes in Afghanistan do stay weak and incompetent as they are now, the Pashtunist fascism will,in its even morebarbaric form, return to Afghanistan.
    My message which comes deep down from my aching heart to the Tajiks, Hazaras and Uzbeks is to wake up to horrific,chilling reality of Pashtunization of the country and form a true , workable coalition in order to foil highly risky Pashtun plottings agaisnt you and the future of your ethnicities.
    How long you want to suffer at their fascist, cruel and ruthliess hands.???? Enough is enough please wake up and do not surrender the fate of your tribe and your people to the fascist,barbaric pashtuns anymore.

  • ما می توانیم در سطوح مختلف و در همه جا و با به کار گیری تکنولوژی در هر سایت و هر وبلاگ علیه این تبعیض بنویسیم. هر کسی که توان نوشتن دارد و هرکسی که تاکنون به حیث نویسنده شناخته شده است، باید با یک مقاله، یک نوشته، شعر، طنز و هر ژانری که برایش مناسب است، به نشر اعتراضات خود بپردازند.

    از سایت وزین کابلپرس تمنا می رود که تا بار دیگر همانگونه که برای برکناری کریم خرم امضا می گرفت، برای مخالفت با درج "افغان" در تذکرهء هویت امضا جمع کنند. همچنان زبان تذکره باید به هردو زبان فارسی و پشتو باشد. بیایید، بسیج افکار عمومی علیه فاشیزم را از همینجا آغاز کنیم. ما دو خواست را می توانیم مطرح کنیم:
    1- هویت قومی در تذکره شامل شود
    2- تذکره به هردو زبان فارسی و پشتو باشد.

    توزیع تذکره بهترین فرصتی است که می شود سرشماری نفوس را نیز به سر رساند و ترکیب قومی کشور را نیز مشخص کرد.

    پارلمان آیندهء افغانستان باید روی این موضوع بحث کند. بدون این که از هیاهوی قومگرایان و فاشیست های بالقوه و بالفعل هراسی به دل راه بدهند....

    • ببنید اقای عصر دولت شاهی وقاضی زاده!

      ببنید ما وشما خیلی ساده استیم ازیکطرف فغان ما ازبیدادگریهای زبانی فاشیسم قبیله بالا گرفته است وازتمام نویسنده ها وشعرا وطنزنویس ها میخواهیم که درین راستا آنچه درتوان دارند بنویسند ولی ازطرف دیگر خود سردبیر سایت که نویسنده ای این مضمون بی سر وپا است ودرعین زمان کلکینچه سایت را به چرندیات افرادی مثل شبیر کاکر ولمر مشایع بازنگهداشته است و لاف آزادیخواهی اش گوش ها را کر کرده است مضمون مرا به دلایل نامعلومی سانسور کرد همان مضمون که جز درسایت جاودان حتی خاوران نیز از نشر آن ابا ورزید چگونه می توانید برفاشیسم زبانی غلبه نمائید؟. آقای ضیا رهین درنامه ایکه برایم ارسال داشت نوشت که:
      آقای چنگیزی ازاینکه ما درسویدن زنده گی میکنیم ازنشر این مقاله افشاگرانه شما معذرت میخواهیم. پس اگر کامران ورهین وتو ومن اینقدر ترسو وچبون وبی غیرت استیم چرا مانع کار دیگران میشویم بگذارید که دیگران بخاطر ارمان وعقیده ای که دارند کار کنند

    • سلام آقای چنگیزی

      اگر لطف کنید لینک یا پیوند آن مضمون منتشره خود در جاودان را اینجا بگذارید تا ما هم ببینیم موضوع چی بوده و چرا نشر نشده. آیا حق با شما است یا دیگر دوستان.

    • آقای چنگیزی، سلام!
      حرف تان به جاست، اما چه باید کرد؟ آیا به راستی بگذاریم آنها هرچه دل شان می خواهد به سر برسانند؟ من می خواهم که به جای اینهمه حرف بیایید کار جمعی بزرگی را آغاز کنیم. بیایید قطره ها را به هم پیوند بدهیم تا دریا شود.

      اگر کابلپرس نی، جای دیگر می توانیم این کار را بکنیم. می توانیم یک سایت تازه بسازیم. بیایید به هم ارتباط برقرار کنیم، پول جمع کنیم، حد اقل پول یک سایت را که می توانیم جمع آوری کنیم و با راه اندازی آن کار های خود را به پیش ببریم.

      برای این کار، اگر مردم عمل هستیم، بیایید ایمیل همهء کسانی که را که می خواهند در جبههء عدالتخواهی و فاشیزم ستیزی با ما همنوا استتند، بدون در نظر داشت پیشینه های فکری و ایدیولوژیک قبلی شان، یکی شوند. آرمان ها برنامه های خود را مشخص بسازند و به کار عملی آغاز کنند.
      حرف بسیار شد، نوحه بسیار شد، شکایت بسیار شد، حالا وقت عمل است که کارد به استخوان رسیده است...

      آدرس ایمیل من:

      raheelsaboor@hotmail.com

      دوستان دیگر نیز باید آدرس خود را بنویسند و کار جمعی را آغاز کنند. شاید دوماه، سه ماه یا شش ماه وقت را بگیرد تا بتوانیم به ترتیب خط مشی و برنامهء کاری موفق شویم. اما در هرصورت باید کار آغاز شود...

      بگذار آنهایی که " بار و ریشه را از بیم وغوغای گرانباری " بر می افشانند، با ما نباشند. اما باید برای آرمان مردم خود و پیروزی حق و عدالت قربانی داد. ورنه کسی حق ما را در بشفاب گذاشته برای مان پیشکش نمی کند...

    • I fully support Mr Daulatshai’s call. We cannot remain silent. We have to move

    • چنګیزی صاحب، ما از ترس همی تخلص شما کابل پرس را رها نمودیم مګر امروز باز یک سری زدیم که بیبنیم چه ګپ ها است، دیدیم که باز سر و درک شما بود. از کدام نوشته تان یاداوری نموده بودید که حتی کابل پرس و خاوران حاضر نشده اند که آنرا نشر نمایند، یکبار دیګر این حقیر و فقیر وارخطا شد که این دیګر چه رقم مقاله باشد که هیچ کس جرأت نشر آنرا نمیکند. وقتی روی لینک ګذاشته شده توسط جنات عالی کلیک نمودم و آنرا وارخطا وارخطا خواندم دیدم که خدا و راستی اګر هیچ ګپ باشد، خیر وخیریت است. در همین کابل پرس و باز در سایت خاوران چیز های را مردم دیده و شنیده و خوانده اند که از هر کدام آن بوی خون میامد. این نوشته ګګ شما که یک قصه ګګ بیش نبود. ما خدا و راستی بیجا ترسیده بودیم.
      عرض آخر بنده:
      درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد
      نهال دشمنی برکن که رنج بیشمار آرد

      خوش باشید
      لمر سرخرود

    • نظر نيك است محترم دولت شاهى.از يك دست صدا نميبرايد.ما حاضر و اماده يك قدم بيشتر برويد . از صفر شروع و بايد قدم هاى بعدى برداشته شود. ما از حق خود بايد دفاع كنيم.

    • هموطن عزیز

      من آن مقاله افشاگرانه شما را قبلا خوانده بودم . بسیار جالب بود.
      اما اینکه چرا کابل پرس و خاوران از چاپ آنها خود داری کردند می خواهم نکاتی خدمت شما عرض کنم.
      1 _ شما میدانید کابل پرس مقالاتی را نشر میکند که تنها به این سایت روان شده باشد. البته گاهی وقتها مقالاتی نشر میشود که میبینیم در جای دیگر هم نشر شده. این به این معنا است که مدیریت کابل پرس متوجه نشده که آن مقاله در جای دیگر هم نشر شده. اگر متوجه شوند حتما نشر نخواهند کرد.

      2_ شما خود آگاه هستید در مقاله تان به مسائل خانوادگی هم تماس گرفته اید. سخن شما درست است اما باید آدم سند داشته باشد. به هیمین دلیل سایت خاوران هم ازنشر مقاله شما اباورزیده اند. چون آقای ضیاء رهین هم در سویدن اقامت دارند امکان دارد آن افراد به دادگاه از ایشان شکایت کنند که چرا در این مقاله منتشره شما در خاوران به ما اتهاماتی زده شوده .

      البته امکاندارد در دادگاه آقای رهین پیروز شوند اما بدرد سرش نمیرزد. باز هم برای آینده اگر که چنین مسائلی پیش نیاد شما یک راه دارید. شما با روان کردن عکس و مشخصات دقیق و آدرس خود و پذیرفتن مسئولیت مقاله تان همراه با مقاله کار خود را محکم کنید. یعنی با قاطعیت مسولیت مطلب را به عهده بگیرید.

      باز هم براسی توضیحات بیشتر در خدمت هستم.

      پیروز باشید.
      فرهنگ دوست.

    • آقای عصر دولت شاهی سلام بر شما

      احتیاجی به درست کردن سایتی دیگری نیست. ده ها سایت درست شده که میتوان هرطور مقاله را در آنها انتشار داد. فقط باید وقت داشت مطالعه کرد و نوشت.

      از جمله چندتای از آنها
      تاجیک مدایا
      http://www.tajikmedia.com/

      کوکچه پرس
      http://www.kokchapress.com/

      آریانانت
      http://www.ariananet.com/

      خراسان زمین
      http://www.khorasanzameen.net/

      جمهوری سکوت
      http://urozgan.org/

      اینجا هم بروید سایتهای مختلف را خواهید دید که بسیاری از آنها با صلیقه شما حتما جور در می آید.
      http://www.faratarazmarzha.org/Links/Links.htm

      هریک از این سایتها قوانینی دارند که باید قبل از روان کردن مقاله مطالعه کرد.
      بازهم اگر خواستید پیوند های بیشتری میگذارم .

    • آقای دولت شاهی سلام
      احتیاجی به سایت درست کردن سایت نو نیست. ما ده ها سایت داریم که میتوان مقالات خود را در آنها انتشار داد.
      این هم چند نمونه از آنها
      تاجیک مدیا
      http://www.tajikmedia.com/
      http://www.msmpress.com/
      آریانانت
      http://www.ariananet.com/
      خراسان زمین
      http://www.khorasanzameen.net/
      کوکچه پرس
      http://www.kokchapress.com/
      شبکه اطلاع رسانی افغانستان
      http://www.afghanpaper.com/
      جمهوری سکویت
      http://urozgan.org/
      اینجا پیوندهای مختلف است که حتما بعضی های شان با صلیقه شما جور در می آید.
      http://www.faratarazmarzha.org/Link...
      هریک از این سایتها قوانین خاص خود را دارد باید قبل از روان کردن مقاله خوانده شود.
      باز هم اگر پیوندی دیگری خواستید در خود مت هستم .

    • آقای دولت شاهی سلام

      احتیاجی به سایت درست کردن سایت نو نیست. ما ده ها سایت داریم که میتوان مقالات خود را در آنها انتشار داد.

      اینجا پیوندهای مختلف است که حتما بعضی های شان با صلیقه شما جور در می آید.
      http://www.faratarazmarzha.org/Link...

      هریک از این سایتها قوانین خاص خود را دارد باید قبل از روان کردن مقاله خوانده شود.

      باز هم اگر پیوندی دیگری خواستید در خود مت هستم .

    • آقای هروی، سلام!
      حرف شما کاملاً بجاست. سایت های زیادی وجود دارد و الحق که تاکنون کارهای بس مفیدی هم کرده اند. من گفتم که در پهلوی کار های دیگر، یک سایت بسازیم. هدف ازین سایت این بود که کار منسجم و عملی را آغاز کنیم و تنها یک سایت بازتاب دهندهء کار ما (ارگان) باشد. سایت های زیادی وجود دارند اما کار به گونهء هدفمند و برنامه ریزی شده وجود ندارد. منظورم از برنامه، معنی دقیق و علمی برنامه است. یعنی این که باید اهداف دراز مدت کوتاه مدت تشخیص شوند، برای بدست آوردن آن امکانات، افراد و زمان آغاز و انجام معین گردد. این اهداف پیگیری شوند....

      ما بسیار مقاله نوشتیم و بسیار شکایت کردیم، که ضرورهم بود. اما حالا وقت آنست که برای درمان دست به کار شویم. مقاله بس است باید فراخوانی برای عمل داد. ما باید راه های مدنی مبارزه با فاشیزم را جستجو کرده و عملی کنیم. به جاده ها براییم، اعتراض کنیم، بست بنشینیم، در مبارزات پارلمانی شریک شویم....

      همهء کسانی که از بیعدالتی و نژاد پرستی و هویت ستیزی و تحمیل و امتیاز گیری بیزارند باید گرد هم بیایند.. اینست هدف من از ساختن یک سایت نو.

      اما اگر دست اندرکاران یکی از سایت هایی که شما یاد کرده اید، حاضر باشند برای بدست آوردن همین اهداف کار کرده و سایت شان را محملی برای برآورده ساختن همین اهداف بسازند، ازان باید استقبال کرد. اما اگر این سایت ها از قبل و روی برنامهء دیگری ساخته شده است و نمی توانند حامل دیدگاه های ما باشند، بگذار به کار خود ادامه بدهند. ما سایت دیگری می سازیم. حتی یک وبلاگ هم می تواند این هدف را برآورده سازد.

      کار باید از یکجایی آغاز یابد. کار عدالتخواهی برای همه.

      حرمت

    • سلام بدوستان .

      دوستان ما کسانی هستیم که سالها به ملا انگلیسی اقتدا کرده ایم ... این پاچه گیر سویدنی چنگیزی شده با یک تیر دوفاخته را شکار کرده اول اینکه زبان اوغانی گویا اکثریت و باید همه انرا بیاموزد دوم لهجه اوغانی غلجایی که با پنجابی مخلوط است بنابر اینکه گویندگانش بیشتر از قندهار بزرگ اند باید جای اوغانی قندهاری یا رسمی کنونی را که بزور بر دیگران تحمیل شده است را بگیرد !!

      باچه گیر صاحب اول جرگه های نصوار تان را دایر به یک نتیجه نهایی برسید که زبان کدام گله تان خالص و خوبتر و گویندگانش بیشتر بطور حقیقی رسمیت!!!

      باز تمثیل ایل های تان در قدرت را عادلانه تر متعاقب ان تاریخ سازی و قهرمان سازی تان را تول و ترازو کرده زمانیکه بین خود یک مشت یکپارچه و عدالت را تامین کردید باز بیاید سراغ اقوام اصیل وبومی این کشور!!!!

      این افسانه های سر منگسک تان را برای انا و نیکه های تان پف کنید ....

  • پشتوسازی در بلخ[۵]
    در زمان امان‌الله شاه یکی از افراد او به نام وزیر محمدگل مهمند نایب‌الحکومه ولایت بلخ شد. وی سیاست پشتوسازی را در این ولایت پیشه کرد و اقدامات زیر را انجام داد:

    غصب ۵۰ هزار جریب زمین آبی تاجیکان و ازبکان و توزیع آن‌ها میان پشتوهای آورده‌شده به منطقه. اختصاص مالچرها (مراتع) به پشتوها.
    نابودسازی آثار تاریخی بلخ از جمله سنگ‌نوشته‌ها و سنگ مزارهای زرتشتی و سغدی پیش از اسلام.
    سوزاندن ۲۳۷ دست‌نویس کهن فارسی، عربی و ترکی.
    مدارس منطقه تا سال ۱۳۴۵ تنها مجاز به آموزش به زبان پشتو بودند.
    تغییر بیشتر نام‌های جغرافیایی منطقه از فارسی و ترکی به پشتو از جمله: چارباغ گلشن (شینکی)، دلبرجین (شلخی)، پلاس‌پوش (زوزان)، چهل‌ستون (غندان)، بوینه‌قره (شولگره)، آدینه‌مسجد (چاربولک)، سمرقندیان (زرغون‌کوت)، کدوخانه (بانده‌گی)، ده‌دراز (غشی)، چقیش (استولگی)، یول‌بولدی (لیندی)، کول انبونه (مندتی) و...
    در آن دوره، پس از پشتوسازی نام‌ها در ولایت‌های بلخ، جوزجان، سرپل و فاریاب، هر فرد بومی که نام بومی مکان‌ها را به زبان می‌آورده جریمه نقدی می‌شده‌است
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B4%D8%AA%D9%88%D9%86%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%AF%D9%87:Languages_of_afghanistan-provinces.jpg

    تاریخ افغانستان از واقعیت های ظالمانه مشبوع است - زمامدار در جامعه قبیلوی مظهر وخلیفه دین و روحانی مجری احکام – تلقین گروتفسیر کننده دین است تا ریخ قبیلوی گنجا یش نو پذیر ی را ندارد ومعبد کهنه ها و مدفن نو ها است. بایاد آوری این رویدادهای تلخ تاریخ به این نتیجه روشن میتوان دست یافت که بدون تأمین برابری حقوق سیاسی میان گروههای قومی واقلیتها ی ملی ومذهبی افغانستان جامعه ء بلادیده ما از ستم اجتماعی ونابرابری ملی نجات ورهایی نمی یابند فرآیند رشد مستقل ملی ووحدت ملی کشور کثیرا لملة ما کند و رنجهای مردم ما دراز تر میشود. - رویدادهای چنددهه اخیر بوضوح کامل آشکار ساخت که سلاطین، شاهان وامیران به مقصد جاودانه ساختن تاج وتخت و قدرت برای خاندان خود ها و برای بهره کشی ازتوده های مردم کشور، فرزندان وطن را در جهل وتاریکی قرون وسطایی نگه میداشتند.

    طوریکه امیر عبدالرحمن بیش از شصت ودو فیصدنفوس مردم هزاره را قتل عام کرد و عده کثیری خانواده های مردم هزاره را از مناطق هزاره نشین ولایات ارزگان – زابل - قندهارو هیلمنداز زاد گاه وسرزمین آبائی شان مجبور به کوچ اجباری نمودند. بدون شک امیر عبدالرحمان سیاه ترین چهره و جابر ترین فرد در تاریخ سیاسی معاصر افغانستان است.او برای تثبیت و استحکام قدرت خویش بیشترین کشتار و بد ترین جنایات را مرتکب گردید. 62فیصد جامعه هزاره به دست او قتل عام گردید. هزاره جات با تمام منابع اقتصادی، انسانی و فرهنگی آن نابود و تاراج شد و بیشترین ساحات و زمینهای های حا صل خیز آن توسط لشکر امیر پس از نابودی و فرار ساکنان آن برای همیشه غصب شد. · نسل کشی و بدرفتاری عبدالرحمن خان در مقابل مردم زحمتکش هزاره و آواره ساختن آنها از محل بود و باش شان و مباح ساختن تصاحب دارايی منقول شان بنام غنيمت و توزيع زمين مزروعی وعلفچر آنها به فاتحين، گناه نابخشودنی و خصومت نژادی است و چگونه اين زيان به بازمانده گان آن مردم جبران می گردد ؟! چنانچه که اکنون هم تنازعات و اختلافات برسر همان علفچرها که پيامد عملکردهای زمامداران پيشين است وجود دارد. جنون و جنایت عبدالرحمان تا آن حد بوده که از سر انسان کله منار بسازد.در کتاب" کله منار ها در افغانستان" موارد متعدد از کشتار و کله منار های که توسط امیر عبدالرحمان بنا شده ذکر گردیده است ولی عبدالرحمان در خاطراتش فقط به یکی از آنها اعتراف نموده است.در جنگهای هزاره جات "از طرف دشمن سه هزار نفر درمیدان جنگ کشته شد...من حکم دادم منار از سر های مقتولین دشمن سا زند تا بقیه خائف شوند."(تاج التواریخ ص 39

  • سکوت در مقابل این جنایت ننگ است.

  • Uomat Musalman man !! chizi ra ke midanam shoma ni pashton wa ni ham tajek hasteed , az sang andazi bian Pashton wa Tajek parhiz koned !

    • مشکل ما با دولت و حزب فاشیستی افغان ملت است نه با پشتون ها. پشتون ها چه نفعی می برند اگر تذکرهء ما به فارسی هم باشد. ما که منکر زبان پشتو نیستیم. این دولت قومگرا و سنگ اناز است که با انکار از زبان فارسی حق ما را پایمال میکند. این دولت است که میان تاجک و پشتون می خواهد درز و نفاق بیندازد. سروکار ما دولت است نه پشتون ها. هیچ پشتون عاقل و با انصافی حاضر نمی شود حق دیگران را بخورد.
      هویت قومی ما اگر در تذکره بیان شده بود، چه نقصی برای پشتون ها دارد. چه فاید می کنند پشتون ها اگر مردم دیگر از هویت خود انکار کنند و خود را پشتون بخوانند. انکار هویت ما انکار از حقیقت است و منکر حقیقت کافر (پوشاننده) است.

    • عصر دولتشاهی صاحب، با وجودی که با همه نظریات شما موافق نیستم اما از نوشته های تان بوی خوش وطنداری و انسایت میاید. با این طرز تفکر که دارید فکرم میکنم که زیاد طرفدار همه نداشته باشید. به طور مثال پوهندوی بصیر کامجو که فعلاً «دکترنت» بصیر کامجو شده باالکل منکر زبان ارجمند پشتو است و همانطوری که به عوض کلمه «پوهندوی» که پشتو است، لغط جدید «دکترنت» را کشف نموده، به زبان پشتو نیز به عوض زبان پشتو «ګویش» پشتو خطاب منماید؟؟؟

      صرف یک عرض دوستانه بود کامیاب باشید،
      لمر سرخرود

    • آقای لمر، احتراماتم را بپذیرید!
      باور من اینست که ما بخواهیم نخواهیم افغانستان امروزی (هر نامی که سرش می گذارید) سرنوشت ماست، خانهء مشترک ماست. درین خانه هم پشتوزبان است و هم ترکی زبان و هم فارسی زبان. انکار از حضور و هویت یکدیگر در نخستین گام بی ادب ما را می رساند. ادامه و پافشاری برین انکار جهالت ما را ثابت می سازد و دست به کار شدن برای از میان بردن هویت های دیگر جنایتکار بودن ما را... وخداوند ما از این شرور حفاظت کند.

      اگر ما داد و فریاد بلند داریم که زبان دری را انکار می کنند و هویت ما را انکار می کنند و آنرا ناحق و غیر انسانی و جنایت و وحشیگری می دانیم، پس چگونه خود نسبت به زبان و هویت قومی دیگران همچو کاری را بکنیم. فاشیزم را فاشیزم و جهالت را با جهالت پاسخ دادن کار ما نیست.

      از لطف شما تشکر که نیتی را که در پیام من وجود داشت است دریافته و شناخته اید. این خود ثابت می کند که ما می توانیم زبان یکدیگر را بدانیم و درک کنیم.

      جناب لمر! گفته اید طرفدار زیاد ندارم. خدمت شما عرض شود که من مهم نیستم، دیدگاه باید طرفدار داشته باشد. همین که شما از پیام من "بوی خوش" می یابید، برای من کافیست.

      شما به سلامت باشید!

  • آقای دولت شاهی سلام

    احتیاجی به سایت درست کردن سایت نو نیست. ما ده ها سایت داریم که میتوان مقالات خود را در آنها انتشار داد.

    این هم چند نمونه از آنها

    تاجیک مدیا
    http://www.tajikmedia.com/

    http://www.msmpress.com/

    آریانانت
    http://www.ariananet.com/

    خراسان زمین
    http://www.khorasanzameen.net/

    کوکچه پرس
    http://www.kokchapress.com/

    شبکه اطلاع رسانی افغانستان
    http://www.afghanpaper.com/

    جمهوری سکویت
    http://urozgan.org/

    اینجا پیوندهای مختلف است که حتما بعضی های شان با صلیقه شما جور در می آید.
    http://www.faratarazmarzha.org/Link...

    هریک از این سایتها قوانین خاص خود را دارد باید قبل از روان کردن مقاله خوانده شود.

    باز هم اگر پیوندی دیگری خواستید در خود مت هستم .

  • درود بر مهمان یاران گرامی ! از آن روزگاریکه اوغان شدیم.... بریده ز فرهنگ انسان شدیم ؛؛؛ بلی هم میهن گرامی ، حد اقل صد سال است که قبیله گرایان متعصب کمر بسته اند تا هویت وزبان شیرین فارسی دری را از گهواره اش به زمین زده ، بعدآ نابود سازند؛ محمود طرزی وشخص امان الله خان دراین راه از مبتکرین نخست بودند،بعدها نادر غدار علمبردار این راه نا انسانی قرار گرفت وخلف با وفایش مهمند فاشیست تا اندازه ای مرام شوم این قبیله گرایان را با شیوه های وحشیانه اش عملی کرد ؛ این بار اوغان ملتی ها با گلبدینی ها و دیگر فاشیستهای وحشی وطالبی دست به هم داده اند و با استفاده از امکانات بین الملی میخواهند هویت تاریخی ملی وزبانی باشندگان این سرزمین را یا از راه نیرنگ ویا از راه زور آهسته آهسته از بین ببرند و ملت اوغان را زنده بسازند واین سرزمین را در چوکات واژه اوغان ملت سازی کنند وبعدها زبان پشتو را کاملآ جانشین زبان فارسی دری نمایند و این کشور را بسوی یک زبانی شدن بکشانند وباز ظلم و استبداد پدرانشان را ده باره زنده کنند ومصیبت فاشیستی را بر شانه غیر پشتونها تا ابد بخوابانند؛ اگر این مردم واین نخبگان غیر پشتون بیدار می بودند وهوشیار ، پول ملی را نمی گذاشتند که صرف با زبان پشتو معرفی شود ودر مورد واژه دانشگاه مانند آقای قانون نمی گفتند که پدر پدر مارا پوهنتون کشته است ودانشگاه یعنی چه؟ حالا به این روز بیهویتی نمی رسیدیم ! بهتر اینست که مردم تحریم کنند وپیشا پیش بگوش فاشیستها بزنند که چنین کارت هویت که از هویت وزبان ما در آن یافت نشود بدرد ما نمی خورد وهرگز ما این کارت را قبول نداریم وبهتر است که برای اوغانها توزیع گردد ومتباقی را بگذارید تا با هویت وزبان خویش زندگی کنند ونام را که در خور کشورشان است ، آنرا بر گزینند؛ ملت که هویت نداشته باشد ، اصلآ در حقیقت موجود نیست ؛ اگر زبانش گرفته شود ، بر چنین ملت چه خطاب باید کرد؟ ننگ بر آن کسانیکه بنام تاجیک ، هزاره ، اوزبیک وغیره امتیاز می گیرند ولی در برابر این هویت واین زبان بی تفاوت هستند ، ننگ بر چنین کسان که از جمله نا کسان خواهند بود !

  • چه باید کرد تاطلسم فاشیستان بشکنیم
    چه باید کردتادهن این غولان بشکنیم
    چه بایدکردتا زشرشان درامان باشیم
    چه بایدکردتا مفکورهءشومشان بشکنیم
    بااین همه گفتارونوشتارچیزی نمیشود
    بااین همه سخن گفتن بسیارچیزی نمیشود
    درپس میزکمپیوترنشسته تاکی گله کردند
    بااین همه گله زفاشیزم غدارچیزی نمیشود
    دست به کار شویدکه اختیارازدست رفت
    آن فرهنگ دیرینهءاین دیارازدست رفت
    خاموشی ننگ است برشما ای عزیزان
    برپاشوید که ین اعتبارازدست رفت
    آقای دولت شاهی اگربااین نوشتار و گفتار میشد امروز از شرفاشیست درامان میبودیم ولی متاسفانه که عزیزان شنوایی خودشان را ازدست داده وفاشیستان هم اعتنایی ندارد.

    • جمعیت کفر از پریشانی ماست.

      من فکر می کنم نخستین مشکل ما عدم همبستگی ماست. ما هیچگونه تشکل قومی نداشته ایم و نداریم- درهیچ سطح و قدمه یی. حتی آنچه به نام "ستم ملی" یاد شده است، یک تشکل قومی نبود بلکه متشکل از ازبک، هزاره و تاجک بود. حتی پشتونی را هم می شناسم که با دیدن ستمگری های حکام در شمال عضویت ستم ملی را پذیرفته بود. به این معنی که کار ما در سازمانیافته ترین شکلش، انفعالیست. یعنی وابسته به فعل دیگران است و بنیاد ذاتی ندارد. انگیزهء ما از جمع شدن ظلم و فاشیزم است. هر وقت فاشیزم کم شود و رنگ بدل کند، تشکل و مبارزات ما هم از نفس می افتد.

      فکر می کنم ما باید تشکل های فرهنگی خود را تقویه کنیم. فرهنگ و زبان فارسی فاشیزم و قومپرستی را برنمی تابد. به سخن دیگر اصلاً مبارزه به نام قوم در فرهنگ ما جای و ریشه ندارد. اما اگر مبارزه به نام معنویت ها، انسانیت، آزادی و حق طلبی باشد، به گفته افسر رهبین اولین گردن از ماست که زیر ساطور دژخیم می رود. اگر تاریخ مبارزات آزادیخواهی و مبازرات مشروطه خواهی و مبارزات علیه اسبتداد کبیر (نادر، هاشم، محمد گل مومند) را در نظر بگیریم، اکثریت این مبارزین فارسی زبانان اند....

      شما تصور کنید که فاشیزم برای تحمیل، زورگویی، تلف کردن و غصب ملکیت، دارایی و حتی هویت دیگران توانسته است یک حزب بسازد و پیوسته و دوامدار کار کند. اما ما برای بدست آوردن حق، تامین عدالت، جلوگیری از ظلم و استبداد نمی توانیم جمع شویم. افغان ملت از فاشیست بودن خود نمی شرمد اما اگر ما را ستمی بگویند، تصور می کنیم متهم به کفر شده ایم. مگر ستم ملی چه خواسته است جز عدالت اجتماعی؟ بگذریم ازین که با اشغال کشور توسط شوروی با حزب خلق همنوایی کرد. حزبی که به نوعی داغ همنوایی با بیگانگان ندارد کدامست؟

      به نظر من باید دست به جای کار و مبارزهء فردی، دست به دست هم بدهیم. به همدیگر بپیوندیم و با ایجاد حلقات و گروه های کاری به کار جمعی، هدفمند و پیگیر بپردازیم. درین میان ما به چند قلم و یک سایت، یک روزنامه و یک موسسهء نیاز داریم. این کار را می توانیم با کمیت 10 تا 20 نفر آغاز کرده به راه بیندازیم و مرکزی برای بدست آوردن پشتیبانی مادی و معنوی همهء کسانی بسازیم که با اهداف تعیین شده از این موسسه همنوا اند. البته این موسسه نظریات آسمانی و حزبی ارائه نمی کند. بلکه باید تنها و تنها گردآورنده، جمعبندی کننده و بازتاب دهندهء آرای پشتیبانان خود باید باشد.

      پس در نخستین گام، ما به ده تا بیست نفر آدم متعهد، پرکار و فداکار نیاز داریم. اگر همین بیست نفر جمع باشند و کار جمعی کنند، باور کنید فاشیزم را به لرزه می آورند. چرا که بنیاد فاشیزم بردروغ، ظلم و حق تلفی و تحمیل استوار است. فاشیزم در بطن و ضمیر خود گنهگار است. کافیست به بیداری وجدان فاشیست ها کمک کنیم.

      اینست آنچه به نظر بنده می شود به آن پرداخت. اما این را هم می دانم که نباید چشم به راه کدام قطب زمان و رهبر آسمانی و یا خواجهء خضر نشست. هرکس از ما که با عدالت باور داریم و از از ظلم و اجحاف و تحمیل بیزاریم، با هرچه در توان داریم در برابر ظلم و بیعدالتی کار کنیم: به دمی یا درهمی یا قدمی یا قلمی...

      بیایید با نام اصلی خود در میدان بایستیم. دیگر مستعار بازی ها را باید خیر باد گفت. اگربه آنچه می گوییم باور داریم باید آنرا به نام خود ارائه بداریم. اگر ما خود نمی خواهیم پای نظریات خود بایستیم و ازنام خود ازان دفاع کنیم، چگونه از دیگران بخواهیم که آنرا ارزش بدهند.

      نخستین کار در سطح انترنت، نوشتن با نام خود ماست. من دوستانی را می شناسم که با نام مستعار می نویسند و اگر از نگاه سطح و سویه و دانش و قدرت نویسندگی آنها را در نظر بگیریم، در تمام قلمرو فاشیزم کسی نیم توانایی آنها را ندارد. اگر این دوستان از آدرس مشخص خود شان مسوولیت نوشته های شان را بگیرند، هریک شان، منحیث یکی از اقطاب عرصهء مبارزه ضد فاشیزم عرض وجود خواهند کرد.

      البته همین شخصیت های عزیز ما هریک صاحب گنجینه های بزرگی از دانش و فرهنگ اند. آنها می توانند در عرصه های فرهنگی نیز به رهنمایی و رهگشایی و خدمت بپردازند.
      مشکل ما اینست که بیشترین شمار کسانی که عشق به مبارزه علیه فاشیزم دارند، حاضر به حضور حقیقی در صحنه نیستند و آنهایی که در عرصهء فرهنگ و سیاست توانایی کاری را دارند، جرئت پرداختن به مبارزه علیه فاشیزم به گونهء پیوسته و هدفمند نیستند.

      پس باید فرهنگیان شناخته شدهء ما علیه فاشیزم بنویسند و کار کنند وهم فرهنگیان مستعار نویس نیز با نام خود به میدان آمده و به کار منظم و برنامه ریزی شده آغاز کنند......

      این پیام را با عجلهء نوشته ام. خدا کند پراگندگی آنرا به گردن طبیعت پیامخانه و پیامنویسی در انترنت بیندازید و این پراگنده مطلبم را القا کرده توانسته باشد.

  • به نام هستی بخش یگانه
    با سلام وادب
    تنها راهی جلوگیری از این خیانت نژاد پرستان ابا از گرفتن چنین تذکره توسط غیر پشتونها میباشد
    در غیر آن ما خیانت بزرگی به نسل آینده ای خود کرده ایم
    هرکس از غیر پشتونها حاضر به گرفتن این تذکره شود خیانت کار میباشد
    و ما باید این کار را از حالا شروع کنیم و نگذاریم که این عمل فاشیستی این قوم خودخواه جامه ای عمل بپوشد
    من از تمام رسانه های غیر پشتونی تقاضا می کنم که از همین حالا دست به کار شوند و مردم غیر پشتون را بسیج کنند در غیر آن ما یک خیانت بزرگی به نسل آینده ای خود کرده ایم
    آرشام

  • سلام به همه دوستانیکه زحمت خوانش و ابراز نظر را در مورد کارت هویت تخیلی را به خود قبول کرده اند.
    آیا در افغانستان امروز از حقیقت گویی و عدالت خبری است ؟ به یقین نه

    آیا رهبران سیاسی ( تمامی باور ها؛ اقوام و زبانها ) و مدافعین نامنهاد اقلیت ها صادق و غمخوار استند ؟ به یقین نه

    آیا کارت معرفی شده در این مضمون نمونه اصلی است یا تخیلی؟ بدون شک پرداخته تخیل و طرح شده توسط نویسنده است. زیرا کیفیت گرافیک آن به اثبات میرساند که دستکار دیزاین مسلکی نیست و دوم اینکه نبشته پشتوی این نمونه از نقطه نظر ساختاری ناقص( د افغانستان اسلامی جمهوریت تذکری تابعیت ) است؛ در حالیکه در پشتو باید چنین باشد ( د افغانستان د اسلامی جمهوریت د تابعیت تذکره ) که به وضاحت نشاندهنده آنست که توسط کسی تحریر شده که از نوشتار پشتو خیلی اندک میفهمد؛ و آلوده از اغراض و نفاق افگنی است.
    آب نا دیده موزه از پا کشیدن عاقلانه نیست. تلاش کنید تا به جای کوفتن به سر هم (؛ آنهم به تحریک مغرضین؛) باهم یکی شده بر فرق قومگرا و نژادپرستان بکوبید.

    به همان اندازه که کسی را مجال سبک نگری به زبان دری نمیدهیم؛ به دیگر زبانها نیز باید احترام قایل شده و از تعرض بپرهیزیم. تا نزد خود و دیگران خجل نباشیم و دعوی شرافت و انسانیت ما پایدار و ثابت باشد.

    • برادر عزیز وطن !
      حرف شما کاملا بجاست و من هم طرفدار نظر شما هستم. ما بجای اینکه عوامل اصلی و محرکین ناسیونالیزم تنگ نظرانه را تعقیب و افشا کنیم با تحریک یک عده افراد عاقبت نیاندیش بجان ملیت ها می افتیم..
      فاشیزم فارسی و پشتو ندارد. همانطوریکه از بیانات افغان ملتی ها بوی گند تعصب پشتومیاید از بیانات دوستانی که نیاز به اخذ نامشان نیست نیز همین بوی گند با روپوش فارسی میاید.هر قدریکه تعصب پشتون ها بد است به همان پیمانه تعصب فارسی زبانان نیز بد است.
      اگر حرف حق را بکوییم ما داریم تیشه به ریشه خویش میزنیم.
      یک بار به شهر و بازار طور مثال کابل یا مزار برایید و ببینید که عوام این مشکل را با هم دارند یا نه ؟ اگر ندارند پس این ما هستیم که برای اخذ مقام و موقفی به تحمیق عوام میپردازیم. این تیوریسن های افغان ملت است برای تقویت موقف خویش به مسایل ملی دامن میزنند نه پشتون ها . همانطوریکه بعضی دوستان در نقطه مقابل ان با طرح هایی بالمثل قراردارند.
      درست است که ستم ملی بوده و است اما راه مبارزه با ان جنگ با ملتی نیست.
      باید با ستمگر به مبارزه برخاست نه با توده گرسنه و بی همه چیز.
      بهترین شیوه مبارزه با هر نوع ستم مبارزه طبقاتی است و با گرفتن ابتکار عمل به حل مسایل ملی پرداخت.
      با احترام
      ماما فرید

    • مامای عزیز ! دیدگاه شما و هموطن عزیز دیگرم را که در ارتباط فاشیزم زبانی گذاشته اید خواندم ، شاید فرموده های شما و دوست دیگر ما از احساس نیک و پندار نیک سرچشمه داشته باشد که شخصأ برای من حقیر قابل قدر و احترام است .

      اما پرسشهایی است از شما عزیزان که :

      - فاشیزم پارسی دری وطن ما در کجا ، توسط کیها و چگونه تبارز نموده که شما شاکی آنید ؟

      - فاشیستان پارسی زبان سرزمین مان چی وقت زبان خود را بالای دیگران بزور و جبر تحمیل نموده اند که بوی گند فاشیزم وتعصبش شما را آزرده است ؟

      - آیا دفاع از حریم مقدس زبان ما ، میتواند حس فاشیستی بما بیآفریند ؟

      - آیا ستایش و ستودن زبان مادری نمونۀ فاشیزم زبانی است یا تحمیل آن بر دیگران ؟

      - آیا این سرودۀ زنده یاد قهار عاصی نمونۀ فاشیزم زبانیست ؟ :

      پارسی

      گل نیست ، ماه نیست ، دل ماست پارسی
      غــوغـــای که ، تــرنـــم دریاست پارسی
      از آفـتاب معجـــزه بــر دوش می کشــــند
      رو بـر مـراد و روی به فـرداسـت پارسی
      از شام تا به کاشغــر از سند تا خجـــــــند
      آیـیــنه دار عــالــــم بــالاســــــــت پارسی
      تـاریـخ را ، وثیــــقه سبــز و شکـــــوه را
      خــون مــن و کــلام مطــــلاســت پارسی
      روح بــزرگ وطبل خــراسانـــیان پــــاک
      چتــر شــرف چــراغ مسیـحاســت پارسی
      تصویــر را ، مغــازلـه را و تـــرانـــه را
      جغــرافیــــای معــــنوی مـــاســـت پارسی
      سرسخت در حماسه و همواره در ســرود
      پیدا بود از ایــن ، که چه زیبـاست پارسی
      بانگ سپیده ، عــــرصهء بیدار باش مـرد
      پیغمبر هنـــر ، سخــن راســـــــت پارسی
      دنیا بگو مبـــاش ، بــزرگی بگـــو بـــــرو
      ما را فضیلتی اســـت که مـا راست پارسی

      http://www.youtube.com/watch?v=7uzycXqfIoc

      - اگر شما این سروده و آهنگ حماسی زیبا را نمونۀ فاشیزم میدانید ، پس نام من حقیر را در قطار نخستین لست فاشیستان زبانی بنویسید !

      امید اگر وقتی داشتید با بزرگواری خویش پاسخ دهید ، در غیر آن آزرده نخواهم شد . مزاری

    • برادر عزیزالقدرم مزاری صاحب !
      نخست از همه احترامات بنده را بپذیرید. متاسف هستم اگر در عالم نادانی متوجه جنبه تعرضی نوشته ام نشده باشم تا دل شمارا آزرده باشم در حالیکه روحیه من هیچگاهی چنین نبوده و تمام انسانها را دوست دارم و بالاخص شما را که یار پروپاقرص سایت وشیرینکار صفحات زیبای کابل پرس هستید.
      در حدود سه سال یا بیشتر میشود که خواننده مطالب ونظریات نیک شما هستم و با شخصیت ونظریات شما اگر یک رو داشته باشد کاملا آشنایی دارم (توجیه نادرست نشود زیرا این سایت انترنتی است ودیدیم بسا عزیزانی را که میگفتند چیزی و میکردند چیزها که به هیچوجه حرفم مستقیما متوجه شخص شما نیست ).
      اعتراف میکنم که شخص پرکار مصمم ونکته سنجی هستید ولی اگر اجازه دهید:
      از مدت زمان یک سال بدینسو میبینم که نوشته های شما ان سلامت قبلی را ندارد.اگر ساده تر بگویم متاسفانه روحیه بدبینی از زیبایی نوشته های شما کاسته و انرا کمرنگ میسازد. این بود برداشت من بمثابه یک دوست از شما.
      . واما در مورد مسله مورد بحث:
      در هر عقیده هر ایدیولوزی و هر تشکلی خود مرکز بینی چیزی بد و غیر قابل فبول است. ولو اگر در مورد زبان باشد. من فارسی زبان هستم و زبان فارسی را همانقدر دوست دارم که خودت قهار عاصی و دوست عزیزم خان و هر فارسی زبان دیگر. اجازه دهید از شما بپرسم چرا پشتون ها را به صفات صغیره وتحقیر یاد میفرمایید ؟ اصلا اختلاف شما با پشتون ها در چیست که ایشان را گله یی قبیله یی زن فروش ویا صفات دیگری که خود میدانید مینامید ؟ کنه مطلب در چیست که ایشان اینقدر مورد بی لطفی شما واقع میشوند؟
      تا جایی که شخصا دیده ام مسله مورد اختلاف همین زبان است که با تابعیت از خصلت غیر انسانی و برتری جویانه اشرف غنی یا احدی یا متفکرین فاشیست پشتون دست به اعمالی میزنند که ضد انسانیت وهمزیستی مسالمت آمیز اقوام با همدیگر است. اگر ما دست به عمل بالمثل میزنیم چه را میرساند اگر فاشیزم فارسی نیست ؟ من در پیام قبلی ام به صراحت نوشته ام که ستم ملی بوده و است .این خود میرسااند که در جبهه واحدی بمنظور براوردن خواست واحدی قرار داریم. با فرق اینکه من بر ضد ستم میجنگم نه بر ضد ملتی که خود قربانی سیاست های رزیلانه فاشیستان اند. یا شاید منظور شما هم همین باشد ولی عزیز من ! در برخورد با قضایا نباید سطحی نگر بود واز اسیبی که بعدا از اثر موضعگیری اشتباه ما بر جامعه میرسد نباید طرفه برویم .
      با شما همنظرم که تذکره تابعیت با حروف فارسی هم مزین شود زیرا این حق ماست و در راه حق خویش تا پای قربانی جان هم حاضر هستیم.
      اجازه دهید شما را دوست خوب خود خطاب کنم و در بر اندازی بنیاد هر نوع ستم همگام باشیم !
      راستی سرپلی واقعا مرحوم شده ویا احوالی از ایشان دارید ؟
      با عرض حرمت زیاد
      دوست تان – ماما فرید

    • مزاری عزیز سلام

      اگر نبشته خام این کمترین بنده گان سبب آزرده گی خاطر شما و سایر دوستان شده باشد ؛ طلب آمرزش دارم.

      شماره وار
      1- فاشیزم پارسی دری از سابق با بکار برد واژه های چون (اوغان غول) تولد شد, که بد بختانه بعد از اختلافات ذات البینی خلق و پرچم دور خامی را گذشتاند و بعد از پیروزی جنبش ملی اسلامی صفحات شمال و رویکار آمدن حکومت اسلامی به پختگی رسید و حالا به دور سوختگی قریب است. نمونه های آنرا در همین سایت به بیشمار مضامین و نظریات مشاهده میتوانیم. اگر تیم کرزی فاشیست است بگذار که کوبیده شود, ولی برای کوبیدن فاشیزم یک عده مریض لازم نیست یک قوم چند میلیونی را با کلمات رکیک تا سرحد (زن فر..) آزرده ساخت.

      2- برحق که فاشیستان پارسی دری زبان خود را به جبر بالای کسی تحمیل نکرده اند, ولی دشنام و کم زدن زبان دیگران خودش تعصب و فاشیزم نیست؟

      3- دفاع از خود و زبان خود هیچ جرمی نیست بلکه قابل فخر است, ولی تلاش در بدنامی و تضعیف زبان دیگران نمونه از این حس بوده میتواند.

      4- ستودن زبان خود نیک است و خدمت به آن, ولی تحمیل زبان خود بر دیگران و یا تخریب زبان دیگران فاشیزم است.

      5- سروده زنده یاد عاصی شهید به هیچ وجه نمونه فاشیزم نیست زیرا عظمت زبان شیرین خود را تا آنجا که زبانش یاری کرده , معرفی نموده, و به حق که این زبان بزرگتر از این هم است, ولی اگر توجه کنید آن بزرگمرد توصیف برحق و به جای پارسی را نموده , و هیچگاهی به زبان دیگری نتاخته و دشنام ننوشته.

      سر فراز باشید

    • مامای عزیز و گران ارج ! سپاس فراوان و بی پایان از حس نظر ، دوستی و محبت تان که بمن حقیرفقیر ارزانی داشته اید ، برایم قابل افتخار است .

      فرموده های شما و هموطن عزیز دیگرم هیچگاهی برایم تأثرآور نبود و نیست ، چرا ؟ بخاطریکه سالهاست با این فرآورد ذهنیت ها و عملکرد حاکمان سرزمینم که کی جبار بوده و فاشیست و کی محکوم بوده و سزاوار نابودی برخورد نموده ام .

      سطیرۀ و حکمرانی سه صد ساله تازی ها باعث آن شد که هویت گذشته گانم به کام مرگ و آتش رود و برای بسیاری ها امروز شهنامه افسانۀ بیش نیست . چرا ؟ بخاطریکه خاموش بودیم !

      با رویکار آمدن سلسله ابدالی ها نام سرزمینم بکام مرگ و فراموشی سپرده شد و امروز بسیاری ها خراسان را اسطوره میدانند . چرا ؟ بخاطریکه آوازی برنکشیدم !

      با پادشاهی عبدالرحمن زمین و جای و جایداد ما بتارج رفت و امروز نماینده گان کوچی رسمأ ما را مهاجر اطلاق میکند . چرا بخاطریکه ما به وحدت ملی احترام کردیم !

      با پادشاهی ظاهر مردم باسواد و بیسواد ما گروه گروه به پشتوتولنه سوق شدند و بدون شهادتنامه تولنه مذکور بدفتری شامل کار شده نمی توانستند . چرا؟ بخاطریکه ملی سازی ها آغاز یافته بود !

      لباس کوچی ملی شده ، کاکل زنی قبایل ملی شده ، زبان گهواره یی پشتو ملی شده ، اصطلاحات کاپی شده و ترجمه شده بزبان پشتو ( که تاهنوز مقدار و اندازه اش معلوم نیست ) ملی شده و و و ، بهر روی همۀ اینهمه ملی سازی ها مشکل آفرین نیست ، میدانید مشکل آفرین آن شده که واژه های زبان ما غیر ملی و غیر اسلامی شده ، سرزمین پدری ما میراث باباهای سلیمان کوهی ها شده ، باشنده گان بومی این مرزوبوم مهاجر خوانده میشوند ، بدون سرشماری اکثریت و اقلیت سازی ها شده و و و .

      حال و امروز مامای عزیزم چی صلاح و مشوره میدهند ؟ آیا باز هم خاموش باشیم تا وحدت ملی ما خدشه دار نشود ؟ یا اینکه بگذاریم هرچی در تفکر و ذهنیت طالب و اوغانملت میگذرد به سقاوی نامه های دیگر پی ریزی کنند و هرچی ملی نیست ، نیست نابود کنند ؟

      در ارتباط توهین و تحقیر قبایل پشتون باید خاطر نشان سازم که هیچگاهی من دین حقیرمذهب فقیر ملیت پشتون را دشنام نداده ام و تحقیر ننموده ام . اما بیآئید همین گله یی ، قبیله یی و زن فروش خواندن قبایل پشتون را که دیگر دوستانم در پیامهای خویش تذکر میدهند ، کمی به بحث گیریم .

      گله یی و قبیله یی : قبایل پشتون تا امروز در قرن بیست ویکم محتاج به دایر نمودن جرگه ها اند ! بدین معنا که شخص پشتون به تنهایی حق گرفتن تصمیم را ندارد و تمام زمام کیش شخصیت و انسانی خود را به جرگه واگذاشته است . شخص پشتون شامل همان اجتماعی است که چند نفر خان و بزرگ قبیله لگام امور سوق اداره بدست دارند . در زمانی که انتخابات است ، ریفرندوم است ما باید جرگه ملی دایر نمائیم ؟ بازهم نتایخ و دست آورد همه جرگه های به اصطلاح ملی که در طول تاریخ آنرا دایر نموده اند چقدر تأثیر گذاری مثبت در روند دولت سازی و ملت سازی داشته است ، بجز حیف و میل دارایی عامه ؟

      زن فروشی : چیزیکه عیان است چی حاجت به بیان است . ببینید و بشنوید ، قضاوت را به شما میگذارم !

      http://www.youtube.com/watch?v=Usf6HhvSlYc

      بلی آنچی سنت قبیله است بلندترو والاتر از دیگر معنویت ها و رسوم زیست باهمی و انسانیست ! شاید من اشتباه کرده باشم . نشنیده اید که میگویند : یک گاو ریخی تمام پاده را رسوا میکند . شاید در مجموع چنین نباشد ولی است ، همین کفایت میکند !

      آیا به ادعای اینکه نسل تاجکان به اثر قرابت پشتون ها با زنان شان ، تأثیر جنتیکی نموده نسل شانرا دگر گون نموده ، نمایش این ویدیو پاسخ قناعت بخش برایشان شده نمیتواند ؟ بلی این فروختن ها یک حقیقت تلخ است و باید مدعیان غیرت و خصوصیت داران ایتنالوژی نشان آنرا بپذیرند !

      یکروزی حاجی صاحب سرپلی نوشته بودند که تا هنوز مردی پیدا نشده که مرا از سرپل به زیرپل اندازد . حال دانسته شد که همان مرد پیدا شده ، فقط همین ! پیروزی و کامگاری برایتان آرزو دارم . اخلاصمند شما مزاری

    • دوست ارجمند وطن ! بلمقابل احترام و درود مرا بپذیرید . سایت کابل پرس را دوست دارم و هر دوستی که درین خانۀ مجازی داخل میشود نخست مهمان میرهزار گرامی است و بعد آن مهمان مهمانان کهنه گی . در دیگر مهمانسرا ها باید آداب و رسم مهماندار مراعات شود ولی کابل پرس مهمانسرای خودمانیست . در ایجا هم شاه و هم گدا در یک خوان نشسته اند و آداب و رسم کابل پرس اخلاق ، استدلال ، منطق و حقیقت است .

      دوست ارجمند !

      - اوغانِ غول ، ازبکِ کله خام ، تاجوی گوسپندی ، هزارهِ موش خور ، ترکمنِ قیلدینگ و و اینها همه اصطلاحات مردمیی است که در مرور قرن ها بزبان مردم عامیانه بوده که هیچگاهی به فاشیزم زبانی گوینده گانش ارتباط نمیگیرد . در ارتباط زنفروشی توجه شما را به پیام پاسخی ام به مامافریدعزیزم میخواهم .

      - پارسی زبانان هیچگاهی زبان کسی را دشنام نداده و تحقیر نکرده اند ، الی اینکه خود شان زبان خود را به باد ناسزا نگیرند . زمانی غلط و درست چند سطر به پشتو نوشتم ، یک پشتو زبان برایم نوشت : چی گوه خورده یی !! بجای اینکه رهنمایی ام میکرد .

      در دیگر موارد با شما موافقم . پیروزی شما را تمنا دارم.

    • دانشمند محترم farid یا بگفته رانندگان ملی بس ماما جان !!! سلام .

      این خان در کوره اهنگری پخته است از روز که راست و چپ خود را شناختم ظلم و یکته تازی و بر تری جویی اوغان گله را دیدم در محیط کار , در محیط درس و زندگی و فراز و نیشیب روزگار چون روز ماهیت اوغان نامسلمان برایم روشن شده است همچنان چندیست که به دشمنی شخصی نیز ارتقا نموده است .

      شما قبل از نقد و اصلاح من و امثالم افکار بابر , اصیل کابلی, بایانی پاچه گیر ,جلال ابادی و اینک کاکر گله یی را بخوانید , سقاوی دوم را مرور کنید افکار هر نیمچه باسواد اوغانی را دقیق و باریک شوید باز در موقف بابه کلان ها به اندرزدیگران ببپرازید ..از ما گذشته نه خواهان موقف دنیایی و روشنفکری هستیم , عملا در مقام و منصب ظلم هم لمیده نمی باشیم تا واقعیت چون افتاب روشن ظهر کابل را پنهان کنیم من به کسانی میمانیم که تا سر کوه بالا شده ان طرف ها را دیده وواپس به ابادی امده ام و در باره انطرف کوه ها چشم دید هایم را بیان میکنم اما شما ها در نیمه راه قرار دارید و هنوز بران قلعه های هندوکش تشریف فرما نشده اید زمانیکه زحمت وعرق بالا شدن را دیدید و کشیدید و انطرف ها را دیدید شاید ما را تائید کنید . از سر شب تا دم دم صبح مزاری ,عطاخیل ]اکه جان توردی قل میمنگی داستان لیلی و مجنون گفت اما با کم لطفی فروان ما را نامید کرده و پرسیدی لیلی نر وه که شحه!!

      هر چه گفته ام همه حقیقت چون روز روشن بوده تهمت و دورغ در ان جای ندارد مگر زن و دختر فروش نیستند , مگر گردن زن و مرد را جدا نکرده اند, مگر گوش بینی زن را نبریده اند , مگر با قاطر و خر و سگ انان را تبادله نکرده اند , مگر نسل یهود و ناقل کوه های سلیمان و فلسطین نیستند , مگر انتحار و مخدرکار شریف شان نیست , مگر بر ضد زبان فرهنگ وتاریخ و مذهب دیگران عمل نکرده اند, مگر تبلیغات خصمانه با سواد و بی سواد شان را نشنیده و نه دیده یی, اگر با انان سر سری و دوستی و قرابت اجباری دارید مطمینم ساعتی اگر که با انان نشسته باشید متوجه میشوید که دها بار تحقیر و توهین شده اید انان در محضر تو تاجک یا ازبک ... به دیگری خود میگویند اگر این کار را نکنم اوغان نباشم!!! ایا این طور ادعا دروغین سبب تحقیر و توهین ترا فراهم نکرده ؟؟, مگر غلام اجانب نبوده اند سر خمی در مقابل زور و پول کاری پدری شان نیست , مگر لانه تروریستان بین المللی کاشانه نفرین شده من ترا نساخته اند , جان برادر با هزاران تاسف نسب نیم بند اوغانی دارم . من شب وروزم با این کافر ها سپری شده است , من این نسل بی دین و لامذهب را از هر که خوبتر شناخته ام از مردی جوانمردی بدور اند اگر که یکی دوتا شان را دیده باشید حتمن در بین اقوام غیر اوغانی رشد کرده است _ یکبار نبرد من هتلر را بخوان و با اوغان یهودی مقاسه کن !!!!.

    • با هزاران مغدرت از ماما فرید خان منظور این حقیر این مالک " وطن" بوده نه شما .

      ای وطنه د لعلونو خزانی زما - ستا هر دره کی د نصوار و نشانی زما

      ای وطنه دعتیقه وخزانی زما - ستا هر دشت ودمن کی د خیانت و سر کوزی زما

    • سلام !!

      باید سر شماری از طریق توزیع اسناد هویت صورت گیرد .

      باید اسم این سند ثابث کننده هویت " شناسنامه , سند هویت ,شناخت خط ... "انتخاب گردد .اوغانی انرا خود اوغان انتخاب کنند .

      باید به قیافه و زبان فرد اتکا و اکتفا نگردد از فرد پرسیده شود ملیت ات چه و زبان کدام است و مذهب ات چیست .

      چونکه هر که فارسی صحبت کرد تاجک نیست و هر که اوغانی شورانید اوغان نیست اقوام فارس ,تاجک ,بیات , افشاری ,قزلباش, ترکمن, اربک, اوغان, بلوچ , سادات , عرب ,خواجه, حضرت , کجور ,قوال , جت,مسلی , کرد , ایماق, قزاق , سینگ , هندو , یهودی , اسلاما ,گدی,شالی, پشه یی ,..... در این وطن نفس میکشند.

      باید ملیت مذهب زبان فرد در کنده ذکر گردد اگر لازم دیده شد به سند هویت دست داشته اتباع نیز تذکر داده شود .

      چرا اوغان این را میراث خلق و پرچم میدانند ؟؟ چرا اوغان نمی خواهد برای مردم ما ثابت شود که چقدر مرد, زن, کودک باسواد, بیسواد ,ازبک , تاجک .... در این وطن زندگی میکنند, در فلان ولایت چه تعداد مردم از کدام ملیت و مذاهب شب و روز را با هم سپری میکنند . چرا نمی خواهند بفهمند که کوچی بی رمه و با رمه چه تعداد اند !!! در این چه رازی ازلی ملی نهفته است ؟؟؟؟ چونکه در اروپا و امریکا دقیق میدانند که چقدر مسلمان چقدر هندو یهود چقدر پاکستانی چقدر اوغانی چقدر سیاه حتا چقدر مخلوط سیاه و سفید چقدر مخلوط اسیایی و سفید یا مکس یا اف کاست در کدام شهر ها زندگی میکنند .

      بجواب ماما ,و طن یا همان پاچه گیر و نا اصل عرض شود که خطاب دادن گله یی بخاطر یست که ایشان پاده یی میچرنند ,دوستی و دشمنی شان گله یست اگر فردی ازگله شان مورد هدف و تهاجم کسی قرار گرفت بودن تحقیق که کدام طرف حق بجانب است طرف فرد گله خود را میگیرند داستان محمد گل مومند را در شمال نه شنیده یی که سه نفر با هم جنگ و دعواکرده بودند !! از قضا روز شنبه ساعت ده روز بودع !!! اول دار هر سه را پیش انداخته بخانه محمد گل خان مومند خبیث برده بود , محمد گل خان را از خواب شیرین بیدار کردند اول خو از زیر لحاف اش بر پدر و مادر متهمین لعنت ها فرستاد که چرا مانع خوابش شده اند بعد پرسید کی هستندچه کرده اند ؟؟گفتند یکی هزاره دیگری تاجک و اخری هم اوغان محمد گل خان "اول دار" را مخاطب قرار داده و گفت اوغان بی گناهست رها هزاره و تاجک ملامت به جیبل!!! قید وچوب زده شوند تا توبه کنند , اگر گپ خساره مطرح باشد جبران خساره اوغان را از آندو بستانید !!! فقد!!

    • برادر ارجمند مزاری صاحب ! از محبت شما نسبت به خود شکر گذارم
       نکات نظری را که در مورد شما ارقام داشته بودم باور بفرمایید که عین همان احساس و درکی بود که از شما داشتم.شما شخص پر محبت وبا منطقی هستید که داشتن روابط شخصی با شما باعث افتخارم خواهد بود.
      به تکرار به عرض میرسانم که در مورد ستم ملی و فاشیزم قومی با شما همنظر و همسنگرم..برای تایید گفته های شما چند مورد دیگر این تعصب را ذکر مینمایم:
      بایکی از دوستانم که از جلال آباد و همصنفی دوران تحصیلم بود هنگام مهاجرت در پاکستان برخوردم با من محبت فراوان نمود و قرار شد روز بعدی به یاد ایام شیرین تحصیل با هم بوده و خاطرات راتازه کنیم. روز بعد ایشان یکی از دوستان دیگرش را هم با خود آورده بود. حین مصافحه متوجه شدم که دوست جدید یک کلمه فارسی نمیداند و با اینکه من پشتو خوب میدانستم ولی میخواستم بعد از گذشت 15 سال با همصنفی ام مانند گذشته ها بزبان فارسی که زبان مادریم است سخن بگویم. دوستم برخلاف روز گذشته حتی یک کلمه هم فارسی نگفت و من فکر کردم که شاید از روی نزاکت وجود دوستش میخواهد باهم پشتو صحبت نماییم . دوست تازه روی ضرورتی از جا برخواسته و بیرون رفت من هم فرصت را غنیمت دانسته به دوستم به شوخی گفتم: این غول را از کجا آوردی که حتی یک کلمه فارسی نمیداند- در کجا کلان شده ؟ دوستم با احتیاط اطراف خود را نظر انداخته گفت: فارسی را از من هم خوبتر میداند ولی نمیگوید. پرسیدم چرا ؟ گفت افغان ملتی است واز تعصب نمیگوید. پرسیدم: تو خو هم پشتون هستی پس چرا فارسی میگویی ؟ گفت من پشتون هستم ولی نه افغان ملتی. پرسیدم خوب پس چرا با من در حضور وی فارسی نمیگویی؟ گفت او قهر میشود. همین حرف کفایت میکرد که من از خوردن غذای آماده روی میز با ایشان ابا ورزیده واز رستورانت برآمدم.
      - به نشرات تلویزیون ملی اقلا یک روز دقیق شوید این تبعیض را متوجه میشوید.
      -بطور نمونه هم در وزارت مالیه و بانکهای دولتی غیر پشتون را نمیبینی (هدفم جدیدالتقرر ها اند)
      از جمله 400تن محصلینی که در کشور هندوستان درس خواندند و سال پار آمدند تعداد در حدود 60 نفر یا بییشتر ایشان که پشتون اند در وزارت مالیه – وزارت تجارت موسسات ملل متحد و بانکها جذب شدند و متباقی اقوام را بطور نمونه هم نمیتوانید بیابید که صاحب کاری شده باشند.
      به فاکولته های حقوق انجنیری و طب مراجعه کنید و ببینید چه تعدادی از محصلین غیر پشتون اند.
      اینها و ده ها مورد دیگر دال بر وجود ستم ملی است که مبارزه جدی در راه اصلاح ان میطلبد.
      اینکه پشتون ها اقوام دیگر را توهین یا تحقیر میکنند فکر میکنم ما هم دست کمتر از ایشان نداریم و نمونه اش را در همین کابل پرس فراوان میتوانیم ببینیم. با توهین و تحقیر نمیشود کاری را پیش برد. بنظر بنده باید برای اصلاح هر نارسایی تدبیری عاقلانه سنجید و به ان عمل کرد.
      من هیچگاه و هیچ کسی را به خاموشی در برابر بی عدالتی دعوت نکردم و نمیکنم. شعار من مبارزه است در برابر هر بی عدالتی واستبداد.
      بنظر من جرگه چیز بدی نیست. از یکسو اگر برای حل مشکلی رای جمعی را میگیریم از جانبی از تاثیر مستقیم و خودکامه گی شخصیت ها جلوگیری میشود. از جانبی هم برای عملی شدن ان هم انرزی بیشتری مصرف نمیشود.زیرا اکثریت مردم توسط نمایندگان خود درین تصمیم شریک اند وبرای اجرای ان هم کمک قابل ملاحظه یی میتوانند بکنند. و بلی – اگر این جرگه آله دست حکام یا سازمان سیاسی و یا هم حکومتی به زیبایی حکومت کرزی قرار گیرد یقینا که مایحصل ان چیزیست که دیده آمدیم. پس جرگه در ذات خود خوب و اگر استعمال سو شود بد است.
      ما حق داریم از خود از داشته های مادی از حریم کار و خانواده از فرهنگ و هویت و حتی از قوم و ملیت خویش در برابر هر متجاوزی دفاع نماییم ولی حرف بالای شیوه ان است که درست است یا غلط؟
      دشمنی ما با فاشیزم پشتون است نه با اقوام شریف و زحمتکش ان
      با عرض احترام
      ماما فرید

    • برادر عزیز خان صاحب !
      این محبت شماست که مرا راننده ملی بس میخوانید یا کلینر ان. در احترام من به شما و سابقه پر افتخار شما هیچ تاثیری ندارد.
      من هیچگاه در موقف بابه کلان یا مادرکلان قرار نگرفته و نصایح پدرانه ایراد نکرده ام.هدفم ار ابراز دیدگاهم فقط مشاورت با هم برای حصول به راه های منطقی تر وکم ضرر تر است برای نیل به اهدافی که جمعی تعقیب مینماییم.
      من با شما صوابق و کارنامه های تان اشنایی کامل دارم و انها راجزو افتخارات شما خود و همه همرزمانم میدانم. پش نیازی نیست شما از کوره و تنور ودیگدان حرف بزنید.
      از بلندی قله هایی که حرف میزنید ما را نترسانید که پیشتر از شما دیده آمدیم .هر ان در کنار تو بودیم و در اتشی که تو سوختی ما هم سوخته و پخته شدیم.
      با اینهمه دانش و صراحتی که در توست حیف میدانم که چرا از من میپرسی لیلی مرد بود یا زن ؟
      با انهم یکبار پیام مرا عنوانی مزاری صاحب دقیق بخوانید مشکل جنسیت لیلی حل خوامد شد
      پدرود
      ماما فرید

    • دوستان عزیز سلام امروز سری به سایت های خارجی زدم تصادفا به یکی ازصفحات انترنتی برخوردم. لینکی را که خدمت شما تقدیم میکنم خداکند که بازشود ودوستان بتوانند آنرا خود ببینند وخود فضاوت کنند البته یکی ازدوستان نیز پیام خیلی صریح درپائین آن داده است وبنده جسته وگریخته یک قسمت مهم آنرا به انگلیسی ترجمه کردم ودرهمین لینک موجود میباشد. لطفا این لینک را مشاهد کنید
      با احترام
      عطاخیل
      http://www.campusbug.com/video/view.php?video=1225335445

  • ماجرای شناسنامه الکترونیکی که از طریق وزارت مخابرات ساخته شده وقرار است که درتمام افغانستان توزیع گردد وتنها به زبان پشتو است ودرحالکه مطابق قانون اساسی زبان فارسی دری هم یکی از زبان های رسمی این کشور است مسله است که باید به عوامل این توطیه ملی تمرکز کرد. سالهاست که فارسی ستیزی درصدر کار فاشیستان وخاینین این کشور قرار دارد وزبان فارسی دری صرف بنام زبان رسمی است ونتنها کاری در پیشرفت این زبان صورت نگرفته بلکه عملا برعله ان فعالیت ها وتوطیه ها سنجیده وبه اجرا در می اید.

    امروز پاسپورت, بانکنوتها وسرود ملی به زبان پشتو است وتمام وزارت خانه های که وزیر ان پشتون است لوحه ها وعنوانهای مکتوب های رسمی را پشتو ساخته اند وفاروق وردک, زاخیلوال واحدی در وزارت خانه های خود تمام پروگرام های کامپیوتری را پشتو ساخته اند وکریم خرم در اولین روزی که به حیث ریس دفتر کرزی مقرر شد واضح گفت که اگر کسی میخواهد مکتوبش به کرزی برسد باید انرا به پشتو بنویسد!

    در این اواخر مسله شناسنامه واینکه در این شناسنامه هویت ملی سایراقوام تاجیک وازبک وهزاره وغیره رد گردیده وهمه بنام اوغان نامیده شده اند به یک مسله داغ ملی مبدل گردیده است. اینکه همه بنام افغان ویا اوغان نامیده شوند یک توهین به همه است. وزارت مخابرات کار توهین را بجای کشانیده است که این شناسنامه را به زبان پشتو ساخته است در حالکه مطابق قانون اساسی کشور زبان دری که زبان اول اضافه از هشتاد درصد مردم این کشور است ونودونه عشاریه نودونه درصد مردم با ان اشنایی دارند اصلا مدنظرگرفته نشده است وقصدا بکنار زده شده است.

    طراح این توطیه کسی است بنام سید وهاب سادات. سید وهاب سادات که اسم اصلی اش عبدالوهاب طوطاخیل است متولد ولایت پکتیا است وفعلا به حیث معین وزارت مخابرات کارمیکند. وهاب یک کورس شش ماهه ای تی را در پیشاور پاکستان گرفته است وبعدا به حیث ای تی اسیستانت در موسسه دبلیو اف پی برای شش سال کار کرد. وی بارها کوشش کرد تا به حیث ای تی افیسر مقرر گردد ولی چون مدرک لایسنس نداشت ناکام ماند. وی از موسسه دبلیو اف پی بنابر ناکاره بودن منفک شد وبنابر شناخت که داشت برای چند وقت در دفتر یو ایس ای دی کار کرد. بعدا تیم غرزی خواخوگی وفاروق وردک وی را به حیث معین شاروالی مقرر کردند و وهاب طوطا خیل در اینوقت نام خود را از طوطا خیل به سادات تغیر داد. وهاب سادات (طوطا خیل) در سواستفاده های مالی در شاروالی دست داشت وهنگامی که از یک سفرخارجی برمیگشت به حکم دادستان کل در میدان هوایی کابل دستگیر وبه دست هایش ولچک زدند. ولی وی مانند سایر مفسدین از چنگال قانون رهایی یافت وفاروق وردک وی را به حیث معین مخابرات مقررکرد.

    وهاب سادات (طوطاخیل) یکی از فاشیست ترین افراد وزارت مخابرات است. وی اکثرا به زبان پشتو ویاانگلیسی بالهجه پیشاوری صحبت میکند وفارسی ستیزی شعار وی است. وی با وطندار خود امیرزی سنگین که نفر اول این وزارت است شناسنامه را به زبان پشتو طراحی کرده اند ودر اصل این توطیه از پلان های اقای طوطا خیل که امروز بنام سیدعبدالوهاب سادات نامیده میشود میباشد.

    لطفا این مسله را با همه گان طرح کنید تا جلو این توطیه ملی گرفته شود

  • هزاره کیست؟ پشتون کیست؟ تاجک کیست؟ ازبک کیست؟

    اساس فرقه سازیهای استعمار را بشکن

    از مهربانی ها و جانبازی جناب خان قدر دانی نموده, یک سوال کوچک دارم.

    به اساس قرائن مشهود از نظریات جناب شان , هر آنچه پشتون است غیر قابل قبول است؛ حالا پرسش اینست که راه حل چیست؟ آیا تمامی آنها را از وطن بیرون برانیم؟ و یا هم خاک خود را با آنها تقسیم کنیم( که اینهم شهامتی نیست) ؟

    با تجدید حرمت

    • کفن یا وطن خان !! قسمت های از شعر خلیلی صافی رااینجا دست مایه قرار داده و ما را وابسته به استعمار قلمداد نموده اید !! نوکر استعمار کسانی اند که سقاوی نوشته میکنند ,وارث این بلاد مرد خیز را مهاجر خطاب میدهند ,خانه و زمین مردم را حریق و مجبور به ترک دیار میکنند , انتحار و تریاک و غلامی به پاکستان و عرب ... کار شان است, افکار شان چون احدی روستار تره کی یون شکریه بارکزی حبیباله رفیع ............................................................................ میباشد.

      "خلیلی ناقل تان در شمالی " که بخاطر اعمال و کردار پدر اش از جانب امان اله خان مصادر... گردیند !! بخاطر مسایل شخصی بر ضد او با حبیباله خادم رسول اله یا بچه سقا یکجا شد تا هم خرما و هم ثواب را بدست بیاورد !! بعد با قاتلان خادم دین رسول اله دریای شد و شعر درباری بحضور مقام همایونی پیکش مینمود !! باز زیر چتر استاد ربانی در پشاور قرار گرفت با انهم میگویند بعضی شعر گونه های بر ضد قوماندان مسعود سرمیداد !!!

      هیچ فارسی زبانی ,ترک زبانی, هیچ تاجک و هزاره و ..... نگفته اند که اوغان ناقل دوباره به کوه های سلیمان و یا فلسطین بروند . وارثان حقیقی این سر زمین با سینه فراخ و از خود گذری با فراموش کردن گذشته ها میخواهند همه با هم در کنار هم برادر و برابر زندگی کنند به خوب وبد این وطن سهم مساوی داشته باشند یکی خود را از دیگری بر تر خوبتر فربه تر با تور تر جا نزنند هیچ کسی در خانه خود بیگانه نباشد ..همه مالیه بدهند , همه خدمت سربازی را سپری کنند , نفوس شماری دقیق و مورد قناعت همه گان روشن وشفاف صورت گیرد, تاریخ دیگران به فراموشی سپرده نشود , تاریخ سازی و قهرمان سازی خاتمه و تاریخ حقیقی از زیر خاک بیرون اورده شود ,قهرمانان گذشته از نو مطالعه گردد اگر که قهرمان حقیقی بود خوبدر غیر به جار اعلام گردد که بعضی ها جک زده خائین را قهرمان جلوه داده بودند , تریاک و مخدرات و انتحار خاتمه یابد , تعصب نژادی مذهبی ملیتی دفن گردد , توازن در پست های دولتی بر قرار گردد ,جنگلات معادن منابع زیر زمینی به اختیار دولت قرار گیرد دشمنی با زبان دیگران خاتمه یابد , توزیع زمین زراعتی بایر دولتی برای دهقانان صورت گیرد قباله های روبا باطل اعلام گردد ,نام محلات به نام های تاریخی گذشته شان بر گردان شود , نام نا مبارک اوغانستان به نام که به همه تعلق داشته باشد تغیر یابد , لویه جرگه نصوار فراموش شود اوغانوالی به قران والی و اسلام والی وانسانوالی مبدل گردد, باسوادان اگاه مردم دوست ملی گرا به پارلمان بروند نه ان کوچی ناقل بی خبر از تاریخ و قران و انسانیت , احزاب ملیت گرا انحلال گردد تخلص ها انسانی اسلامی ادبی انتخاب نمایند نه فاشیستی و گله یی, زن فروشی کیبل کاری خاتمه یابد دختر 9 ساله را برای مرد پنجاه ساله نکاح نکنند ورنه داستان مسلی و بابا تکرار خواهد شد ... هر که بزبان مادری خودش سبق بخوانندزبان خود را بر دیگران تحمیل نکنند مال و ناموس هر تبعه این وطن مصوون باشد ..... مشت نمونه خروار کدام اش نادرست است ؟؟؟

  • از شما دوستان عزیز از بابت نوشتن این مطالب خیلی خیلی عذر می خوام. هر چه سعی کردم از نوشتن آن ابا ورزم ولی افراد مریض چون خان صاحب مزاری مرا وادار کرد .

    شاعر حماسه سرای و قهرمان مولی فارس های فاشیست یعنی حکیم ابولقاسم فردوسی(ره)!! در شاهنامه خود همه نوع شعر سروده از جمله، توهین به تورک و عرب و زن.
    نمونه هایی از توهین فردوسی به ترکها و اعراب و زنان و دختران!

    که آن ترک بدپیشه و ریمن است ----- که هم بد نژاد است و هم بد تن است

    ز شیر شتر خوردن و سوسمار ----- عرب را به جایی رسیده است کار

    که تاج کیانی کند آرزو ----- تفو بر تو ای چرخ گردون تفو

    مكن هيچ كاري به فرمان زن-----كه هرگز نبيني زني رأي زن

    زن و اژدها هر دو در خاک به ----- جهان پاک از این هر دو ناپاک به

    زنان را ستایی سگان را ستای ----- که یک سگ به از صد زن پارسای

    پس پرده هر که دختر بود ----- اگر تاجدار است بد اختر است

    چون زن زاد دختر دهیدش به گرگ----- که نامش ضعیف است و ننگش بزرگ

    به اختر كس آن دادن كه دخترش نيست—چو دختر بود روشن دخترش نيست

    ********************************
    ********************************************************************************

    و در ذیل خواهش میکنم در مورد افغان و وجه تسمیه آن بخوانید و بعد فیصله کنید که چرا من با افتخار خود را افغان میدانم

    "
    ۱- پیدايش ووجه تسمیه ای "افغان":

    امروز تمام مؤرخین وارد به تاریخ وطن ما معتقد اند که نام " افغان" از کلمه ای آوستايی "اپگان" گرفته شده که به " اوغان" و بعدا" در پرتو عربی سازی کلمات به " افغان" تغیر کرده است. به بیان روشن تر مؤخذ کلمه ای افغان در زبان پشتو نبوده و این کلمه از زبان آوستا اقتباس شده است. لذا محدود ساختن آن به قبايل پشتون نیزمؤجه نمی باشد. از نظر نگارنده عوضی گرفتن کلمات "پشتون" و" افغان"، از نظرادبی صرفا" یک " غلط معروف" است که باید تصحیح شده و مطابق اصول زبان شناسی در همآهنگی با مبدأ آن مورد استعمال قرار گیرد. باید تذکر داد که هم در میان پشتونها و هم درمیان سایر اقوام افغانستان، تنگ نظرهای وجود دارند که قصدا "و عمدا" نامهای «افغان» و «پشتون» را مرادف و مساوی با هم استعمال مینمایند. تا با ایجاد این سوء تفاهم متوسل به قوم ستیزی شده و از زیر لوای وحدت ملی بگریزند.

    نام "افغان" در قرن دهم ازجانب مؤلفان چون نویسنده ای حدودالعالم من المشرق الی المغرب ، ابوریحان ، فردوسی ، بیهقی ، منهاج السراج و دیگران در مورد قسمتی ازپشتوزبانان افغانستان بکار گرفته شده بود. اما بعد از قرن چهاردهم بیشتراین نام وسیع تر و ادبی شده رفت و تا قرن هجدهم آنقدروسعت یافت که احمد شاه ابدالی در کتیبه ای عمارت حاجی خانه ای خود واقع در حجاز نوشت که : (درانی و غیر درانی هر افغانی که باشد...) /۱/ ازین کتیبه به وضاحت معلوم میشود که اتباع سرزمین ما در زمان زعامت احمد شاه بابا به قدرکافی به نام " افغان" شهرت یافته بودند. مقصد احمد شاه بابا از" هر افغانی که باشد"منسوبین تمام اقوام ساکن کشور ما بود. زیرا او در رأس یک امپراطوری مرکب از تمام اقوام و مناطق آنروز وطن ما قرار داشت و طبعا" هیچگاه نمی خواست خود و قدرت دولت خودرا محدود بسازد.

    به این ترتیب درمیابیم که یکجا و همگام با تکامل و تغیرات در فرهنگ مردم این سرزمین ، کلمه ای " افغان" نیززمینه ای استعمال وسیع تر پیدا کرده است. چون خود این کلمه در گذشته ای فرهنگی ما یعنی در قبل ازظهوراسلام ریشه دارد ، لذا بطورطبعی با فرهنگ آریانا نه تنها در تقابل قرار ندارد . بلکه ازآن ناشی شده و شکل تغیر یافته ای آن در زبانهای پشتو و دری که خود ازجمله ای زبانهای هندو آریایی اند ، بطور همسان به ملاحظه میرسد. "

    "
    احیای مجدد هویت مستقل و ملی افغانها:

    طرد اشغالگران بخودی خود تنها کافی نبود تا هویت مستقل و ملی افغانها تبارز بیابد. بخاطررسیدن به این مأمول می بائیست وحدت ملی تمام اقوام و قبایل وجود میداشت. در حالیکه این وحدت بالاثر روحیه ای قبیله گرایی و مخاصمت های ذات البینی که از جانب اشغالگران دامن زده شده بود، هنوز هم موجب بروز اختلافات و ظهور قدرتهای محلی میگردید. با آنکه شانزده سال قدرت ایران در دست شاهان هوتکی بود ولی اقتدار آنها بخاطر ازهم پاشیدگی حلقه ای داخل زعامت، ادامه یافته نتوانست. تا بالاخره کشمکش های ذات البینی موجب ضعف آنها گردیده وکار بجایی کشید، که نادرقلی مشهور به نادر افشار توانست بسال ۱۷۳۸ آنکشور را از ساحه ای اقتدار هوتکی های افغان بیرون کند.

    نادر افشاربالوسیله ای یک لشکر کشی به غرب افغانستان امروزی ، توانست ساحه تسلط خودرا توسعه داده و به جانب هندوستان پیش برود. او در حال عروج بیشتر بود که بدست افسران ناراضی خودش ، کشته شد. به این ترتیب با مرگ او ، بار دیگر راه تأسیس یک دولت مستقل و ملی گشایش یافت . احمد شاه ابدالی (درانی) با استفاده از فضای بمیان آمده ، با یک لشکر سواره ای چهار هزارنفری به کندهار برگشت و طوریکه همه میدانند از طریق یک جرگه ملی عنعنوی بسال ۱۷۴۷ منحیث پادشاه انتخاب شد. درین جرگه سران تمام اقوام غلجایی، ابدالی، تاجک، ازبک، هزاره و بلوچ مشترکا "تصمیم به تأسیس یک دولت مستقل و ملی گرفتند. به عبارت دیگر «هویت مستقل و ملی» افغانها منحیث نتیجه ای منطقی مبارزات دونیم قرنه ای مردم این مرز و بوم بر علیه اشغالکران شکل گرفت که بازتاب آن «افغانستان» منحیث سرزمین مشترک و واحد ما میباشد. " بدین ترتیب بر چند قرن تاخت و تاز اقوام بیگانه در افغانستان و دست بدست شدن این سرزمین میان ایشان ، مهر پایان نهاده شد"./۱۱/ اگر در جریان قیامها و مبارزات استقلال طلبی مردم ما ، رهبران قومی و حماسه سرایان آنها بخاطرتحریک مردم علیه اشغالگران روی شهامت و پایمردی قوم خود تأکید کرده اند، هدف آنها برترقرار دادن قوم خود آنها نسبت به سایر اقوام ساکن افغانستان نبود. بلکه این تاکید صرفا" ضرورتی بود که از آن منحیث وسیله علیه دشمن بکار گرفته میشد. زیرا بسیچ مردم گام اولی بود که بالوسیله ای آن میتوانستند، دشمن را دفع و طرد نموده و به احیای مجدد هویت ملی مردم خود دست یابند.

    هویت مستقل و ملی افغانها پدیده ای نیست که تصادفی و یا طوریکه بعضی ها تصور مینمایند، بالاثرکشمکش های قدرتهای خارجی بوجود آمده باشد. این هویت طوریکه در بالا اجمالا" به آن وضاحت داده شد، نتیجه و خون بهای هزاران هزار انسان آزادی دوست این مرز و بوم بوده و نباید آنرا نادیده گرفت و یا به آن کم بها داد. همین گذشته ای پر افتخار، حال و آینده ای مارا میسازد. "

    من قبلا در نوشته های دیرگ با استناد بر تاریخ و تاریخ نویسان کشور از جمله علامه غبار خدمت شما عرض کردم که در زمان افشار قوای افغانیه یکی از سر سپرده ترین و غیور ترین قوای افشار به شمار میرفت در این قوا هر چند پشتونهای افغان اکثریت بودند و رهبری آن به عهده احمد شاه ابدالی بود ولی ازبکها، قزلباشها، هزاره ها و بلوچها های افغان هم به صورت وسیع در آن حضور داشتند. ( به یاد دارشته باشید که کلمه "اپگان" یا "افغان" در زبان اوستایی به معنی غیور و با شهامت است و به عنوان یک افتخار، جزء القاب و نشانه های بلند مرتبه گی شاهپور دوم شاه ساسانی یاد میشد و پیشوند القاب او بود. زیرا شاهپور دوم همانند افغان ها با شهامت و راستکار بود و این مطالب را در کتیبه های بازمانده در "بیستون" میتوان خواند و منحیث اسناد و مرجع برای نوشته های تحقیقی بکار میتوان برد.).

    حالا اگر این واقعیت را که نادر افشار خود تورک بود سوال به میان میاید که چرا ازبکها و قزلباشهای تورکتبار در قوای تحت رهبری قومندان های تورک او شامل نبودند که تحت فرمان احمد خان افغان یک پشتون جمع شده بودند ؟

    این خود نشان میدهد که ازبکها، قزلباشها، هزاره ها وبلوچها از همان زمان و سالها قبل از آن خود را با افتخار افغان میشمردند .

    اکثر این اشتباهات و حساسیت ها در مورد کلماتی چون افغان ، خراسانی و آریایی و غیره و غیره بیشتر از عدم مطالعه و نا خبری از تاریخ وطن ما است .

    • جایی تورکان نظر نده صالح خان. ما اوزبیک ها، هزاره ها، تورکمن ها، قزلباش ها، بیات ها و...تورک هستیم و نه اوغان یا پتان.

    • نادر جان ! گپ ازیقرار اس که دلک صالح جان بیقرار اس . معذورشان بدارید که خود فرموده اند ، میخواستند که بطریقی یکطرفه بروند ولی من و خان مجبور شان ساختیم که دور بخورند و کمی باد دل برهانند و دَم کاروان گیرند ! صالح خان پنداشته اند که با جویدن دوباره و چند باره پسخورده میرعنایت الله سادات ( که شاید ایشان هم طوطاخیل باشند) آسمان را بزمین میکوبند و با چنگوک در خاشاک ، لولوی لالای اوغانیت دربیآرند . کورخوانده اند جناب صالح خان !

      صالح خان با مولی خواندن فردوسی ، آنقدر لقمۀ کلان در دهن کرده اند که الاشۀ شان ، جز به جراحی پلاستیکی و میخ کوبیدن در بلندای استخوانش بحال نخواهد آمد ، ولی هرگز مانند گذشته نخواهد شد . ایشان کجا و فردوسی بزرگ کجا ؟ ( تامردسخن نگفته باشد ++ عیب و هنرش نهفته باشد )

      دوستانی پیدا شده ما را به احترام مسلی پسندان غیرتی تشویق میکنند و سلامت نوشتۀ ما میخواهند . بیآیند و بخوانند که نخست کی تازیده و عارُق تُرشیده زده که عالمی گلخن گین شده ، بعد آن آستین برزنند و دیگران ملامت و سلامت کنند !

      بخاطریکه صالح خان کمی بحال آمده بخندند و دلک شان آرام گیرد ، دو قطعه سروده دیگر فردوسی که در وصف خود صالح خان برابری دارد و یک چاربیتی سعدی را خدمت شان تقدیم میکنم:

      نشسته در آن دشت بسیار کوچ
      ز افغان و لاچین و کرد و بلوچ (فردوسی ).

      من ایدر بمانم نیایم براه
      نیابم به افغان و لاچین سپاه (فردوسی ).

      سعدیا روز ازل حسن بترکان دادند
      عقل و دانش همه با مردم ایران دادند
      عشوه و ناز و کرشمه همه با مردم هند
      خری و احمقی و جهل به افغان دادند

    • سلام به راهیان حق و ازادی !!

      صالح خانی که در دهه بیستم عمر پربار اش قرار دارد باز اوستا بازی را برای گله و قبیله اش اغاز کرده است !!

      اوستا یا بقایا اوستا بلخی که بشگل گفتاری در بلخ بامی بوجود امد سال های سال سینه به سینه حفظ وگسترش به کابل و زابل بامیان و هند ... پیدا کرد , گذشت سالها انرا دست خوش دگرگونی ها قرار داد و داشت اهسته اهسته از بین میرفت تا ذره از ان قطره از دریا با کسر و ادغام در هندوستان بشکل کتاب کنونی در امد و حفظ شد یعنی این اوستا همان سروده های ناب وخالص بوجود امده در بلخ نیست !! محیط زبان فرهنگ ... محل چاپ خواهی نخواهی در ان دخیل ونقش داشته است اگر که امروز گویا چیز های همگون وهمسان یا مشابعت ها با کلمات هندو پنجاب و طوایف اوغان که پیوند انکار نا پذیر با مردم هند دارند تا مردم ما چیزی عجیبی نباید باشد .

      این کشف اپگان و برابری با اوغان کار کاشفان اوغانی تولنه و رهروان کنونی شان حبیبی و سیستانی و حبیاله رفیع ... است که در خمیر مو میپالند و میخواهد به هر ترتیبی که شده قبیله را صاحب تاریخ بسازند و به بلخ و بامیان و کابل و زابل پیوند مثنوعی بدهند .

      گیریم که اوپگان و افغان یکیست برداشت جناب تان هم صد "پی صد" درست در تاریخ جایگاه اپگان کجاست ؟؟ افتخارات اش چیست؟؟ چرا پافشاری و سر تمبگی تان در ان بیشتر است ؟؟؟

      در مقابل خراسان ستیزی تان نیز مشهود!! خراسانیکه بزرگان ای را در عرصه سرداری و لشکری , ادبی , فرهنگی علمی , ...به کشور و جهان اسلام تقدیم داشته است . چون قندوزی , بخاری , ترمذی , نعمان ابن ثابت , خوارزمی , ابن سینا , خیام ,مولانا ,سعدی, حافظ ,ابوالقاسم ,ناصر خسرو, سنایی , خواجه عبداله انصار ..

      ابومسلم حتا سلمان فارسی , بر مکی ها ,محمود غزنوی ,غوری ها ... که قسمت عمده و بیشتر از خلافت عشمانی را در تاریخ اسلام بخود اختصاص داده و کسی از عرب و عجم منکر ان شده نمی توانند اعراب کنونی نیز خراسان و مردم و شهکار های شانرا به خاطر دارند حتا ریس دولت طالبی تان اقای لادن نام دومرکز اش در خوست و جلال اباد را خراسان گذاشت نه اوغانستان یعنی او خراسان را شناخت اما شما گله یی ها نه !!!

      داستان (درانی و غیر درانی هر افغانی که باشد ..)زمانیکه لقب برادرانی را به مرد متعصب تان احمد خان ملتانی پیشکش نمودند عاجل انرا به درانی تغیر داد در اینجا واضیع نشان میدهد که منظور اش درانی و گله های غیر دارانی یا همان غلجایی هاست نه ازبک ترک و هزاره وتاجک بلوچ ....

      اگر این طور """ درانی و غیر درانی "و" هر اوغانی که باشد ..""" میبود یک بینی خمیری بمانند بینی علامه حبیبی و شکریه بارکزی برای تان میشد اما نه حالا .

      همچنان زیر دستان احمد خان محافظ نادر شاه خان افشار خراسانی متشکل از ازبک و هزاره تاجک و فارس ... بمانند اعضا سردار و سرباز لشکر کشی هایش به هندوستان همه و همه تبار غیر اوغانی چون تاجک ازبک هزاره وقزلباش بلوچ ... داشت بودند که خودت انرا تفسیر اوغانی کرده و گویا اگر چه اکثریت شان تبار گله اوغانی داشتند.

      از سوی هم احمد خان ملتانی دایر کننده جرگه نصوار قندهار نه بل یک اشتراک کننده ضعیف و نعیف ان بود سربازان ازبک وهزاره و تاجک بلوچ اش هر گز در ان شورا (شوربا) و نصوار باد کردن ها سهیم نبودند .

      این جرگه جرگه درانی های قبایل قندهار بود حتا تمام گله های اوغانی غلجایی جنوبی و مشرقی در ان اشتراک نداشت چه رسد به حضور ازبک ها هزاره ها تاجک ها هندوها ...... ان جرگه مثل همه جرگه های اوغانی بی نتیجه و روز ها با مصارف پخت و پز پر مصرف به درازا کشیده شد چونکه همه در پی امتیاز خواهی خود و قبیله شان بودند تا وطن و مردم و اسلام !!! لذا صابر شاه کابلی را که به هیچ کدام از طوایف قندهار ارتباط نداشت تا در انتخاب و فیصله خود طرف کسی را بگیرد اوردند که گلم این جنگ و دعوا را جمع کند پس دیدم که اشتراک یک اواره بی وطن در ان جرگه بخاطر چه بوده نه انچنانیکه اوغانی تولنه انرا تفسیر اوغانی میکنند .

      صالح خان اوستا را بجای خوداش بگذار تیمور لنگ در منم تیمور جهان گشا با عبور از کوه های سلیمان و خیبر و پشاور میگوید انجا مردان و زنانی را دیدم که همه شمشیر بر کمر بسته بودن و میگفتند در جنگ ها مرد و زن شان اشتراک میکنند و با دیگر اقوام چار اطرف شان فرق داشت بسیار داشتند معلوم میشد که در انجا ها ساکن شده اند ..

      نوه اش بابر در بابر نامه میگوید اوغان دغل کباز در مواقیع ارامی و جنگ راهگیری میکنند به کاروان ها دست برد میزنند ... طبیعت را ببن که کوه های شان را نیز مثل خودشان خشک و بی مایه قرار داده است اگر در کوه های کابل برای مدتی اذوقه جمع اوری کنی لشکری را کفایت میکند اما اینجا بر عکس ...

      شاه طوس نیز گفته است که اوغان ریش کافور گون دارد دزدی و راهگیری و خیمه نشینی کار شان وطن شانرا نیز ترسیم کرده تار و مار کردن شانرا بواسطه فلان پهلوان بخاطر همین رهزنی و نامردی شان عنوان کرده است .

      این است که بیان حقایق از جانب انان در رابطه به گله های دل ودورون اتش میزند که چرا واقعیت های تان را انگشت نشان کرده اند ..

      ترسم از ترکان تیر انداز نیست - تهنه تیر اورانم میکشد

      ان غزان ترک خون ریز امدند-بهر یغما ....

      صالح خان ناصالح در اینجا مقصود کوه ادب فارسی از سلحشوری ترکان است - یغما گیری نیز فکر کنم بردن هوش وگوش دل و جان معشوق است نه ان طوریکه اوغان کتاب و شعر ما را تفسیر دلخواه میکند .

      بحث بحث خود ماست نمیدانم که چرا اوغان ها همیش در هر مسایل پای خارجی ها بلخصوص ایران .. را پیش میکشند ..!!!؟؟؟

      همچنان چراسمبول نفاق و شقاق بدختی ها مسعود ,دوستم, مزاری ... را عنوان میکنند !!!؟؟؟

      شب ششصد دوازدهم

  • افغانهای عزیز

    اجازه بدهید به آنچه در بالا خدمت شما عرض کردم ا با استفاده از بحث شروع شده چند کلمه ی دیگر هم اضافه کنم

    1- اینکه آقای مزار خان رفته رفته و از یکی دو سایت مربوط به فارس های فاشیست شعری در توهین بلوچ ، کرد ، لاچین ، افغان پیدا کرده و از آن مانند یک فرزند واقعی پنجابی های بویناک لذت میبرد ، ما هم برایش تبریک میگویم. امید پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان در بدل این خدمت اندازه روزانه دال شانرا زیاد تر کنند

    اشتباه نکنید که اشخاص چون مزاری نه در غم فردوسی است و نه در غم فارسی و نه در غم تاجیک و غیر پشتون ، عبدالعلی مزاری ، مسعود.... - بلکه اینها همان پالیسی دشمنان افغان را در راستای تضاد های قومی پیش میبرند

    2- من در فوق مصراع های فردوسی را نقل کرده ام ولی طوریکه میبینید قبل از نشر آن معذرت خواسته ام و دلیل آن این است که اشعار فردوسی ، سعدی ، مولانا بعد از آنکه رضا شاه مریض نژاد موهوم آریایی و فارس های آریایی نژاد را در سرلوحه پلان های تفرقه افگنانه بادران انگریز خود قرار داد شعرا ، ادیبان ، تاریخ نویسان درباری موظف شدند تا تحریفات در تاریخ ، اشعار و زبان وارد شود تا خیالات سادیستی و حیوانی رضا شاه برای نیل به هدف فاشیستی اش ، یعنی فارس نژاد عالی و آریایی- ولی کرد ،عرب، ترک ، لاچین، افغان ، بلوچ نژاد های طبقه دوم و ناپاک و خر .... جامه عمل بپوشد. باز هم تکرار میکنم که در عقب این نظریات حیوانی رضا شاه انگریز ها پنهان بودند تا ایران را و منطقه را با نفرت قومی و نژادی مواجه کنند

    امروز چوچه های حرامی انگریز یعنی پنجابی های کثیف و بویناک از مریضان چون مزار خان استفاده کرده با این تصورات حیوانی میخواهند ما افغانها را به جان هم بیندازند.

    رضا شاه چنان در خیالات و جنون شیطانی - راسیستی خویش غرق شده بود که امر کرده بود کلمات عربی و ترکی کاملا از زبان فارس ها خارج شود و اشعار شعرای بزرگ از جمله مولانای ترک نژاد بر ضد ملت ترک تحریف گردند

    بلاخره به این مریض اخطار دادند که اگر کلمات ترکی و عربی از زبان فارس ها بیرون شود زبانی به نام زبان فردوسی باقی نخواهد باقی ماند

    حالا من از شما میخواهم که سخنان و اشعار را که در صفحات فارس های فاشیست بر ضد ترک ها ، عرب ها و زن ها از قول مولانا ، فردوسی ، سعدی و غیره نشر شده بخوانید تا ببینید که درجه قوم پرستی این مریضان رضا خانی تا چه درجه جنون رسیده است

    "خاطرات نجم الدين رازي معروف به دايه نیز گواه خوبی در اين باره است. وي يکي از رهبران مهم صوفيه و نثر نويس پخته اين روزگار است که تا سال 653 زنده بوده است. او شاگرد نجم الدين کبري است که در حمله مغولان به خوارزم در ميدان جنگ کشته شده است. مهم ترين اثر وي، کتاب مرصاد العباد است که راه هاي سلوک عرفاني را به زبان پارسي دري شرح داده است. دربخشي از اين متن به حمله ترک و مغول و گريز خود اشاره کرده است. با هم اين بخش را مي خوانيم:
    «در تاريخ شهور سنۀ سبع و عشر و ستمائه (617) لشکر مخذول ِ کفار تتار استيلا يافت بر آن ديار ، و آن فتنه و فساد و قتل و اسر و هدم و حرق که از آن ملاعين ظاهر گشت، در هيچ عصر و ديار کفر و اسلام کس نشان نداده است و در هيچ تاريخ نيامده الا انچه خواجه(پيغمبر) عليه الصلوة و السلام از فتنه هاي آخر الزمان خبر باز داده است و فرموده: لا تَقومُ السٌاعة حتي تُقاتِلوا التٌُرک صغارَ الاعين حُمرَ الوجوه ذلف الانوف کان وجوههم المجان المطرقة ، صفت اين کفار ملاعين کرده است و فرموده که ، قيامت برنخيزد تا آنگاه که شما با ترکان قتال نکنيد، قومي که چشم هاي ايشان خرد باشد و بيني هايشان پهن بود و روي هاي ايشان سرخ بود و فراخ همچون سپر پوست در کشيده. و بعد از آن فرموده است: و يکثر الهرج، قيل: يا رسول الله! ما الهرج؟ قال:القتل ، القتل. فرمود که قتل بسيار شود. به حقيقت، اين واقعه آن است که خواجه عليه الصلوة و السلام به نور نبوت پيش از ششصد و اند سال باز ديده بود. قتل ازين بيشتر چگونه بود که از يک شهر ري که مولد و منشـأ اين ضعيف است و ولايت آن قياس کرده اند ، کما بيش پانصد هزار آدمي به قتل آمده و اسير گشته. و فتنه و فساد آن ملاعين بر جملگي اسام و اساميان از آن زيادت است که در حٌيز عبارت گنجد... عاقبت چون بلا به غايت رسيد و محنت به نهايت و کار به جان رسيد و کارد به استخوان...اين ضعيت از سهر همدان که مسکن بود به شب بيرون آمد با جمعي از درويشان و عزيزان در معرض خطري هرچ تمام تر ، در شهور سنۀ ثمان عشر و ستمائه به راه اربيل و بر عقب اين فقير خبر چنان رسيد كه كفار ملاعين..به شهر همدان آمدند و حصار دادند و اهل شهر به قدر و وسع بكوشيدند و چون طاقت مقاومت نماند - كفار دست يافتند و شهر بستند و خلق بسيار كشند و بسي اطفال را و عورات را اسير بردند و خرابي تمام كردند و اقرباي اين ضعيف را كه به شهر بودند٬ بيشتر شهيد كردند.
    باريد به باغ ما تگرگي
    وز گلبن ما نماند برگي»

    افلاکی شاگرد مولانا جلال الدین از زبان مولانا نقل میکند:

    همچنان حکايت مشهورست که روزي حضرت شيخ صلاح الدين (منظورش صلاح الدين زرکوب است) جهت عمارت باغ خود مشاقان ترکي بمزدروي گرفته بود; حضرت مولانا فرمود که افندي یعنی خدواند صلاح الدين در وقت عمارتي که باشد مشاقان رومي بايد گرفتن و در وقت خراب کردن چيزي مزدوران ترک; چه عمارت عالم مخصوص است بروميان و خرابي جهان مقصودست به ترکان; و حق سبحانه و تعالي چون ايجاد عالم ملک فرمود ..گروه ترکان آفريد تا بي محابا و شفقت هر عمارتي که ديدند خراب کردند و منهدم گردانيدند، و هنوز مي کنند و همچنان يوما بيوم تا قيامت خراب خواهند کردن...

    غم مخور از دي و غز و غارت

    وز در من بين کارگزاري

    (ديوان شمس)

    آن غزان ترک خون ريز آمدند

    بهر يغما بر دهي ناگه زدند

    دو کسي از عيان ده يافتند

    در هلاک آن يکي بشتافتند

    (مثنوي)
    "

    "
    «همه پهن رويان كوتاه قد
    همه رويشان بود بي خط و خد
    همه تنگ چشمان بيني دراز
    همه بد دهانان و دندان گراز
    همه تندخويان و با كين و خشم
    به مال يتيمان سيه كرده چشم
    همه تيره راي و همه بدگمان
    كمر بسته در غارت مردمان
    ...»

    اینها فقط نمونه های از اشعاری است که از نام مولانا و دیگران در توهین به ترکها و غیره سروده شده است در حالیکه ما میدانیم مولانا خود ترک بوده و در قونیه ترکیه دفن است چگونه بر ضد ملت و قوم خویش شعر سروده است ؟

    http://adab8787.blogfa.com/post-40.aspx

    این هم سایت فارس های فاشیست حتما بخوانید تا چهره های دشمنان ما ، ترکها، عربها برایتان واضح شود
    این همان فارس های فاشیست اند که هر کسی را که در ایران به زبان مادری خویش کردی ، عربی ، ترکی ، آذری ، بلوچی حتی صحبت کند ، دشمن ایران ، نوکر اعراب و پان ترکیست خطاب میکنند.

    این همان فارس های فاشیست اند که با استفاده از چند فروخته شده در افغانستان جنگ لسانی را دامن میزنند در حالیکه در افغانستان از قرن ها پشتون زبان غیر پشتون را فرا گرفته و غیر پشتون پشتو را و زبانهای کشور دری و پشتو بوده است که حالا ازبکی هم به آن الحمدالله علاوه شده است

    http://azargoshnasp.net/recent_history/atoor/responseasgharzadeh/asghrazadehresponse.htm

    • Amirzai Sangin is itself one, Swedish citizens, and of course he is Swedish government’s support behind him. Amirzai Sangin is not originally Pastun, but he likes to pretend, as a Pashtun. Amirzai Sangin is also one of the most wanted person, suspected, for, money laundering, both in Sweden and Afghanistan. but in both countries, there is some invisible force which, supporting him. His brother is a known kriminel in Sweden called PASTAK, he was smuggling people to Sweden and other European countries.
      By: Gurbuzkhan Atakhel

    • تنویر خان صالح شده ! شما که تا هنوز نمیدانید مولانا ترک است یا تاجک خراسانی ، حیف میدانم وقتی را که با شما در خواندن و نوشتن پیام میگذرانم ! سلام و علیکم و رحمة الله !

    • http://www.bbc.co.uk/persian/science/2009/09/090903_ez_tajiks_turks.shtml

      اگر فقط زبان معیار باشد پس ظاهر شاه و احمد ظاهر باید هم به قول شما تاجیک خطاب شوند.

      و تمام مردم افریقای جنوبی و سری لیون انگریز اند.

    • به جواب صالح گک یا همان تنویرک!

      صالح گک حرف های مولانا را در نکوهش قومش دروغ و ساختگی میداند چرا؟ چون بنابر ارزشها و منطق غولوالی این امکان ندارد که کسی بیاید و بدی های قوم خودش را نکوهش کند!!!

      منطق غولی هم چیز عجیب است! این صالح گک بینش، دانش و فضائل مولانای بزرگ را با منطق قضیه فیثاغورثی غولی خود و هم پادگان خود چون انورالحق احدی، اشرف غنی احمدزی، کرزی، کورزی و تمام غولان دیگر که از قید قلم باقی مانده باشند، یکی دانسته و روی همین منطق غولی تاختن حتی شخصیتی چون مولانا را بر نابکاری های قومش دروغ و ساختگی میداند. صالح گک فکر میکند مولانا مثل کرزی یا فاروق وردک یا صالح گک بوده است و به همین دلیل حرف های سخت و گزنده وی را در نکوهش قومش دروغ میداند. چرا صالح گک یا همان اصیلک کابلی چنین فکر میکند؟ چونکه این گوساله گک با منطق غولیی که دارد اصلاً تصور آنرا کرده نمیتواند که بتوان قوم خود را نکوهش کرد! مشکل این گوساله اینست که فکر میکند جهانبینی مولانا مثل غول بینی صالح گک است.

  • بگذارید در روشنایی مطالعه لینک های فوق چند نکته دیگر هم بگویم:

    - در مورد وجه تسمیه تاجیک حرف های مختلف گفته شده است

    یکی از چند نظر محقیقین در این باره این بوده است که کلمه تاجیک ، تاژیک ، تازیک از کلمه تات ترکی گرفته شده است . " در ترکی عثمانی «تات» به معنی خوار و پست و بیگانه است."

    " گروهی از دانشمندان و زبان‌شناسان «تات» را واژه ا‌ی ترکی می‌دانند و برآنند که این واژه نامی است که از سوی ترکان به زیر دستان شان" اعم از ترک و غیر ترک داده شده است، زیرا «تات» در زبان ترکی معنی : خوار ـ پست ـ بیگانه دارد.

    " پروفسور «مارکوارت» آلمانی واژه‌ی «تاجیک» را سرشته از دو بهر «تا»(= زیرست) و «چیک»(= ادات تصغیر ترکی) دانسته، آن را «زیردست کوچک» معنی کرده است (۲) و می‌گوید که ترکان مردم زیردست خود را با همان نام «تاجیک» که از سوی همسایه‌های ترکشان به آن‌ها داده شده است" صدا میزدند.

    در ذیل امکانات دیگری را میبینید که در مورد خاستگاه کلمه تاجیک یا تاجک ابراز شده است. ولی با در نظر داشت لینک فوق یعنی اینکه اکنون در مورد همخون بودن، هم جین یا ژن بودن تاجیکها با ترکها تحقیقات دی آن ای هم به صورت واضح بیان شده است پس همان نظر اول که تاجیک از کلمه تات ترکی گرفته شده است، بیشتر مورد قبول قرار باید بگیرد.

    - تازی. چادرنشين. صحرانشين.

    - تازيک. دونده. مردم کمرباريک و دونده: اسب تازيک و سگ تازيک.

    - جبان. ترسنده.

    - از اهل قبيله تاج (تاژ، يعنی طی) و مِن باب اطلاق جزو بکل، عرب را گويند. و يکی از معانی تاجيک در پهلوی، تازی يعنی عرب است. رجوع به سفرنامه مازندران و استرآباد رابينو بخش انگليسی ص ٧٨ و رجوع به تاجک و تازی و تازيک و تاژيک شود.

    خاستگاه واژهٔ تاجیک نامعلوم است. شرح و بيان معنای این واژه تاریخی در چند مقالهٔ علمی تحلیل و بررسی شده‌ است. در اینجا دیدگاه‌های چند تن از دانشمندان به طور فشرده در مورد تاریخ واژهٔ "تاجیک" بيان می‌شود:

    تاجیک نام قبایل "دئی" بوده، پارتها و اشکانیان "دئی"، "تاجیک" و "دجیک" خوانده می‌شدند.

    تاجیک از "تای" است و همريشه با کلمه یونانی "تگاس" به معنای پیشوا و "دديک"

    .تاجيک از ریشه "تژی" در زبان سکایی است

    تاجيک همريشه است با نام مردم ايرانی "تات".

    تاجیک صفت منسوب است از واژه "تاج"

    تاجيک صفت منسوب است از نام قبيله عربی "طای"

    تاجیک صورت ديگری از "تازیک" و "تاژیک" به معنای "عرب" است.

    نوت: این مسایل طوریکه دیده میشود خیلی مغلق اند و نظرات مختلف در مورد بیان شده است و من به خاطر اینکه شما مغلق بودن تاریخ ترکیب قومی افغانستان را قدری بیشتر درک کنید از شما میخواهم این بخش از رساله علامه غبار را مطالعه کنید که در کنار دیگر مسایل در مورد مسایل قومی هم روشنی انداخته شده است

    http://www.jame-ghor.com/tarikh_ghor/mir_ghubar_ghoor_ya_gharjestan.htm

    • محترم صالح محمد خان وروره!
      دگیدی گیدی سلامونه می ومنی!
      مخدوم رهین چي په تعصب او سقاویزم کې خورا لوی شهرت لري، د کلتور وزارت ته په دوهم ځل راتګ سره یي ښه سیستماټيک او منظم کار پیل کړی، لومړی خو یي وزارت له پښتنو څخه تفصیه کړ او اوس لګیا دی د هيواد د ملي ارزښتونو پرضد له بهرنیو اسلام ضد او افغان ضد کړیو سره خپل کرغيړن پلانونه پرمخ بیايي .
      په تیرو څو ورځو کې په ملي راډیو تلویزیون کي ډیرې عجیبي او غریبې خپرونې لیدل کیږي.
      لومړی، خو د ملي ټرمینالوژۍ مسله ده چې د هري ورځې په خبرونو کې د ایران ګرګیني اصطلاحات(دانشکاه، شهرداری، مجلس نمایندګان، دادکاه عالي .....) په ښه خوند سره دده خپله ملګرو ویاندویانو لخوا ویل کیږي، په داسي حال کې چي د هیواد اساسي قانون د شپاړسمې مادي وروستی بند داسي حکم کوي :

      (په هیواد کي موجوده ملي او اداري مصطلاحات ساتل کیږي).

      یو وخت ددي ماده پرسر په ولسي جرګه هم بحث شوی وو او هغوی بیا دا موضوع ستري محکمې ته ارجاع کړه چي سترې محکمې دا موضوع په تفسیر سره وڅيړله، خو له بده مرغه چي ما دا تفسیر شوي ماده پیدا نکړه، که نه دلته لیکل یي اړین وو.

      اوس زه رخین ته دا وایم چي تا خو په ولسي جرګه کي د باور رایي تر اخیستلو وروسته د ولسمشر په وړاندي قسم یاد کړ چي زه به د هیواد اساسي قانون، ملي ارزښتونو او د اسلام له دین څخه ننګه کوم!
      تا خو دادی اساسي قانون تر پښو لاندي کړ، د اساسي قانون شپاړسه ماده وايي چي ملي مصطلاحات په خپل حال پاتي کیږي، خو تاسو ښاغلي هم اساسي قانون تر پښو لاندي کړ او هم له بهرنیو صلیبی لښکرو سره د هیواد او اسلام پرضد تړونونه لاسلیک کوۍ؟!

      ما په وزارت کي د یوه باوري کس له خولي داخبره واوريده چي رهین په تیرو څو میاشتو کي په مکرر ډول د ایران،امریکا او انګلیس سفارت ته تللو.زه فکر کوم له بهرنیانو سره به د رهین په اړیکو ټول خبر وي چې رهین څو موده وړاندي له غربیانو سره د افغانستان د کلتور، اسلام او دودونو خلاف ځیني تړونونه لاسلیک کړي ول چي خبره آن ولسمشر ته ورسیده، کله چي ولسمشر پدي موضوع خبر شو، نو سخت ورته په غسه وو خو ترمنځ يي مارشال ټیپر شو او موضوع حل شوه.

      درنولوستونکو! رهین ښه وپیژنئ، نوموړی همدا وس په کلتور وزارت او ملي راډیو تلویزیون د پښتنو پرضد پراخي توطیي په لاره اچولي دي، په ملي رادیو کي د خپرونو انډول چي د خرم صیب په وخت کي ښه پام کي نیول شوی وو، اوس د لعین په راتګ سره دپښتو خپرونو ونډه ډیره کمه شوي ده چي ۳۰ سلنه ته رسیږي.
      همدارنګه په ملي رادیو تلویزیون کی له پښتو ویاندویانو او کارکوونکو سره تعصبي چلند کیږي او هره ورځ په بیلابیلو پلمو او چلوټو پښتانه له له راډیو تلویزیون څخه شړل کیږي.

      بله دردوونکي موضوع داچي د ملي ټلویزیون خپرنیزه تګلاره د سقاویانو او ستمیانو په ولکه کي ده،عجیبه خپروني جوړوي، تاسو یوځل دملي ټلویزیون خپروني وګورۍ، په ځانګړي ډول سیاسي خپرونه، چي دغي خپروني ته ټول افغان ضد او پښتون ضده خلک خپروني ته راغواړي،له طالبانو سره دسولي خبري ننګوي،اسلامي خپروني بیخي کمي دي...

      رهین څو موده مخکي د شمال ټلوالي دیوه لنډه غر او امپړ قوماندان(سیدخیلي) فاتحي تللی وو،چي ملي راډیو ټلویزیون هم پري یو اوږد او فرمایشتي رپوټ جوړ کړی وو، لومړی خو دا موضوع هیڅ له خبره سره تړاو نلري،یعني داچي د یو عادی شخص چي نه ملی شخصیت دی او نه کوم بل څه...دا هیڅ خبری توکی نشي جوړولی، پکار وه چي دا خبر دهماغي سیمي په سیمه ییز ملي راډیو تلویزیون کي خپور شوی وای، نه د ملي راډیو تلویزیون له لاري.

      موږ په افغانستان کي ډیر ملي شخصیتونه لرو، چي ټول افغان ولس ویاړونه دي چي باید وستایل شي .
      په هر صورت،رهین چي د سیدخیلي فاتحی ته ورغلی وو، د دریځ سر ته پورته شو او په ډیر ویاړ یي وویل (این سرزمین مرد خیز خراسان مثلی که طاهر پیش فوشنګی، کوشانی، مسعود قهرمان !(ملي خاین) و سیدخیلي واری فرزندان داشت، حالا هم دارد !!!

      موضوع به نه اوږدوم، زه له ولسمشر او د ولسي جرګې له غړو څخه په ډیره کلکه غوښتنه کوم چي رهین دې له دغه کلیدي او مهم وزارت څخه ګوښه کړي او دده پرځای دې یو ملي شخصیت راولي چي په افغانستان کي د ټولو میشتو قومونو په درد دواء شي، رهین سربیره پردي چي پښتو تخریبوي، د اسلام سپکاوي ته يي هم مټي رابډوهلي دي او له بهرنیو سفارتونو سره یي د افغانستان او اسلام پرضد ځیني تړونونه لاسلیک کړي دي، چي ورو ورو يي د ملي ټلویزیون له لاري پلي کوي. همداوس هم وخت شته چي ولسمشر او ولسي جرګه د رهین په باب تصمیم ونیسي،ترڅو دا لعنت الله علیه څیره له دغه مهم ارګان څخه په څټ کړي.

      په درناوی
      شبیر کاکر/ گران افغانستان

    • کاکرکه غوله!

      واقعاً که بسیار انسان پست فطرتی هستی. البته گناه تو نیست، غژدی زاده گان قبیله همه چنین پست و فرومایه اند.

    • دا وطن گران وطن دا د لوی افغان وطن
      دا دلوی افغان وطن
      خاوره دغیرت دی زلزلی لری توپان لری
      غرونو کی بازان لری
      غرونو کی بازان لری
      نصیحت: از دشنام دادن بکاه وبر منطق بیفزا!

    • وقتی منطق نباشد ، چی باید کرد ؟

    • آقای کاکر ! میدانید ، شما با پیام های بی منطق خود چنان بر خواننده گان تأثیر میگذارید که خواننده شاخ میکشد وبرایش هیچ راه دیگری نمی گذارید جز توصل جستن به دشنام !

      این سطر پیام تان غیرازمنطق اوغانی ، دیگر بکدام منطق انسانی برابر است : د ایران ګرګیني اصطلاحات(دانشکاه، شهرداری، مجلس نمایندګان، دادکاه عالي .....) ؟

    • کاکره غوله!

      فقط آدم ها برخوردار از منطق میباشند نه غول ها بناً با آدم خواندن خود به آدم ها توهین روا مدار.

      ولی منطق غولی اینست: شما حق ندارید زبان شیرین و به مراتب بهتر خودرا استفاده کنید ولی بگذاری زبان بدوی، خودرا برشما تحمیل کنیم.

      دا وطن ودان ودان دا د تول غولان وطن، دا د کاکران وطن

  • M.r. Shabir Kakar and his allies in Kabulpress should know:

    I must say that I would like to write about this article which was written about Afghanistan’s new citizenship ID card of Pashto, I want to write in English with details of why Amirzai Sangin took that kind of damn decisions in future.

    We should not forget that that kind of damn and stupid and irresponsible actions Amirzai Sangin took steps have very negative consequences

    . Right now aroused negative emotions plus strong hatred and insurrection among the other non-Pashto-speaking people who are majority of the population in Afghanistan. Writing in one language and to deny others originating in a multicultural society such as Afghanistan is very dangerous.
    We need to know that Amirzay Sangin is a smuggler, who has Swedish citizenship, if anything revolving to occur in Afghanistan, he may flee the country and leave people alone in the blood and chaos
    By: Gurbuzkhan Atakhel

    • گذشته از مذخرف نویسی شبیر کاکر جناب عطاخیل شما چرا به انگلیسی روی آورده اید؟ مگر مخاطب شما دری زبانان نیست؟ یا شما میخواهید انگلیسی تان را در سخن گاه کابل پرس پرکتیس نمایید؟

    • آقای بیخدا! این وزیریکه دست به چنین اقدامات تفرقه افگنانه میزند وی یکی ازشهروندان کشور سوید میباشد درسوید کسی به این زبان ما وشما پی نمی بند بجز یک عده اندکی .
      بگذار که حامیان خارجی این خائینان نیز بفهمند که عکس این هیولای قاچاقبر شان بنام امیرزی سنگین درین صفحه چه میکند. من دربخش انگلیسی نیز اینگونه مطالب را نوشته ام ومی نویسم ولی قسمیکه میدانید بخش انگلیسی کابل پرس هروز تجدید نمیگردد بروز شدن بخش انگلیسی خیلی وقت را دربرمیگیرد باید ماه ها انتظار کشید تا مقالهء ازبخش انگلیسی کابل پرس بیرون اید که مصداق همان ضرب المثل حنای بعدازعید است.

  • به لحاظ خدا چه رقم محاسبه شده که نود فیصد دری زبان هستند؟

    • هوتخیل و تره خیل را حساب نکرده اند ورنه خیمه نشین ها زیاد میشد .

  • باقی سمندر
    جمعه شب ۱۷//۱۸ سنبله
    سنبله سال ۱۳۹۰
    نهم/ دهم سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی
    در باره تذکره هویت - شناسنامه

    سلام به خوانندګان کابل پرس
    سلام به همه وطندارانی که دیدګاه های مختلف دارند ودرمورد کارت هویت یا شناسنامه خود وفرزندان ونواده های خود ونسل های بعدی نوشته اند ومینویسند .

    در مورد تذکره یا شناسنامه
    نخست برایشما چند جمله ای در مورد مشخص مینویسم که در نوشته ها شما نتوانستم به آنها متوجه ګردم .
    تذکره شناسایی یا کارت هویت – یا شناسنامه در افغانستان از دیر زمانی توسط وزارت داخله ترتیب وتوزیع میګردید وهنوز هم بایست چنین باشد .
    اینکه وزارت مخابرات در کار داخلی وزارت داخله مداخله نموده است ، این خود میرساند( اګر درست باشد ) که کاسه ای زیر نیم کاسه وجود دارد.
    در هیچ کجای دنیا وزارت مخابرات یک کشور اجازه توزیع ، چاپ و یا پخش نمودن کارت شناسایی – ګذر نامه یا شناسنامه مرګ یا مرګ نامه را ندارد.
    شغل من – چاپګری است .
    من یک ضرب المثل پشتو را بارها در زبان پشتو تکرار نموده ام وباز هم تکرار مینمایم که ګفته میشود :
    ترکانی د بیزو کار ندی
    یا درکابل میګفتند که :
    نجاری کار میمون یا شادی نیست .
    عین موضوع را باری در کلیله دمنه خوانده بودم که همین اکنون همان جمله بخاطرم نمی آید .
    تذکره کجا ووزارت مخابرات کجا ؟
    مګر سخن درمورد فایبر نوری یا توزیع خطوط تیلفون – یا انترنیت در میان است که وزارت مخابرات در آن رابطه خود رامحق میداند ؟
    مګر وزیر داخله از لایحه کاری خود بیخبر است ؟
    من مدتی مدیدی است که در نظر وعمل مشغولیت در فن آموزش پیش از چاپ – چاپ و بعد از چاپ وتوزیع مواد چاپی دارم .
    به اصطلاح انګلیسی – ( پری پرس – پرس – و پوست پرس ) بخش کاری و شغلی ام میباشد و از درک همین شغل سالها امرار معیشت کرده ام .
    کتاب را چاپ نمودن – چاپ نمودن پول کاغذی یا اوراق بهادار – چاپ نمودن شناسنامه – تصد یق رانندګی – شناسنامه حمل سلاح – یا شناسنامه مرګ – یا شهادتنامه مګتب – یا دانشکده مانند همه بخشهای کاری تا چاپ نمودن نقشه های توپوګرافی و .- نکاح نامه یا حباله نکاح یا قباله خرید خانه و... را این هموطن نا توان شما در فغانستان
    بلد وآشناست و بارها سری به مطابع وزارت معارف – داخله و یا دفاع ملی – یا سازمان دفاع از حقوق بشر و ... زده ام و خوشبختانه یک نسل فنی را در چاپخانه های دولتی و غیر دولتی اعم از زن ومرد – پیروجوان- سالم ومعیوب را تا حد توانایی آموزش داده ام .
    وقتی در کابل پرس می خوانم که وزارت مخابرات افغانستان اقدام به چاپ نمودن شناسنامه یا تذکره هویت نموده است – بشما به صراحت مینویسم که :
    باید خورد وبورد بسیار بزرګ مالی وپولی – در کنارهویت زدایی شهروندان جامعه در میان باشد.
    تصور نمایید که اګر سی ملیون قطعه کارت شناسایی یا شناسنامه منتشر و توزیع ګردد و از هر شناسنامه اینها فقط وفقط یک افغانی را بدزدند – این رقم به سی ملیون افغانی یا بیشتر از نیم ملیون دلار امریکایی یا دقیقن نیم ملیون اویرو میګردد. این بخش را نیز لطفن در افشاګری های خویش بیافزایید.
    من میدانم که چند ملیون دالر تاحالا از وزارت معارف افغانستان به نام کتاب حیف ومیل شده است واز جاهای دیګر همچنان.
    هیچ مرجعی غیر از وزارت داخله افغانستان حق و صلاحیت نشر وچاپ نمودن تذکره – پاسپورت – لیسنس موتروانی – جواز سیر و ... را ندارد.
    در این رابطه لطفن متوجه باشید .
    در هرشناسنامه باید کم از کم به سه زبان رسمی افغانستان
    دری – پشتو و ازبکی
    ویکی از زبانهای بین المللی
    نمره شناسنامه / محل نصب فوتو یا عکس
    نام خانوادګی
    نام
    نام پدر
    شغل
    محل تولد / تاریخ تولد
    تاریخ صدور شناسنامه
    تاریخ انقضای شناسنامه
    دوجمله رمزی بخاطر جلوګیری از تقلب وساختن شناسنامه
    رازاصلی در شناسنامه

    هویت قومی
    هویت ملی
    درروی شناسنامه نوشته ګردد.
    در روی دوم شناسنامه باید
    جای صدور شناسنامه
    جای یا نشانی زندګی صاحب یا مالک شناسنامه
    اندازه قد صاحب شناسنامه
    رنګ جلد صاحب شناسنامه
    محل توزیع یا صدور شناسنامه
    تاریخ شناسنامه
    نمره شناسنامه

    صد درصد باید به چهار زبان منتشر وچاپ ګردد.
    سخن در این مورد فنی وتوضیح مسایل از دید برادر هموطن شما که خود را شهروند افغانستان میداند – برای هر شهروند افغانستان مضر نخواهد بود .
    مسایل دیګر را بعدن مینویسم .
    یار زنده وصحبت باقی
    سنبله سال ۱۳۹۰ خورشیدی- نهم سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی

  • سلام به همه دوستان:
    من صرف یک حرف دارم آیا وکلای 80درصد مردم در پارلمان موجود است پس اگر هستند باید قاطعانه از حق مردم خویش دفاع کنند. و معاونین ریس جمهور برای چی معاون اند اگرراستی معاون ریس جمهور اند خو باید کاری کنند در غیرآن چادر بپوشند و استعفادهند.

  • شمالی وار
    برادران حرف همه تان بجا است ولی مردم عادی چه کرده میتواند اگر رهبران اقدام نکنند. کسانیکه لاف از خراسان بزرگ و ادعا نمایندگی از ملت آریا میزند اینطور ساکت نشسته که گویا هیچ چیزی تغیر نکرده. اگر منافع خودشان نباشد. اپوزیسون درین زمینه میتواند نقش خوب داشته باشد. ولی متاسفانه همه ساکت و نظاره گر هستند. ازینرو رژیم فاشیستی هرچه دل اش بخواهد انجام میدهد. چرا که میداند کسانیکه ادعا فارسی زبانی را دارند خسی شده اند.

  • سلام خدمت خوانندگان محترم .
    این یک پروژه وپلان شوم گروهای ملیت گرای شئیونیزم فاشیزم متعصب قبیله است که روی دست گرفته شده و می خواهند که هویت و بتدریج حتی زبان دیگر ملیتهای محکوم ومظلوم این سر ز مین را بر همیشه محو و نابود بسازند.
    دیگر اینکه این ملیت گرایان قبیله با جابجای ملیون ها پشتون پاکستانی در نقاط مختلف کشور و توزیع تذکره های افغانی برایشان می خواهند که عملا ترکیب قومی را به نفع خود تغیر داده و در اینده ادعای اکثریت دروغین رابه اکثریت راستین در جامعه تغیر دهند تا بتوانند حاکمیت تک قومی خود را با لای دیگر ملیت ها مستحکم سا خته و بر همیش صاحب و حاکم درین سرزمین باشند.این دو مورد نمونه از پلان های شوم است که درین سرزمین جریان دارد.
    من با نظریات تعدا از دوستان محترم که در فوق در مورد یافتن راهای عملی جلوگیری ابراز نظر نمودند کاملا موافق هستم.به نظر من همین حالا قبل ازینکه عملا توزیع تذکره اغاز گردد ما باید کار و فعالیت خود رادر جهت اگاهی دادن به مردم مظلوم خویش بطور جدی تمرکز دهیم و این فقط توسط نوشتن و افشا گری هااز طریق اطلاعات جمعی روزنامه ها مجلات رادیو ها و تلویزیون ها وغیره ادامه دهیم و مهمتر از همه
    برادران خواهران و جوانان عزیز وبخصوص دست اندر کاران محترم یگانه راه جلوگیری و نجات ازین پلان های شوم فقط وفقط اتحاد و همبستگی ما ملیت های محکوم است که تا بتوانیم مثل یک مشت واحد در هر نقطه از کشور در برابر شان ایستادگی کنیم . پلان های شوم شان را افشا ساخته به مردم خویش اگاهی دهیم و قطعا نگذاریم که این پلان های شوم خود را عملی سازند.

  • تذکره باید به زبان دری نویشته باشد زیرا دری زبانان بیشتراز پشتو زبانان درافغانستان هستند.
    سیدعصمت الله نقوی

  • از دولت فاشیست بیش از این انتظار نمی رود!
    تذکره هر افغانستانی باید به دو زبان باشد: یکی زبان مادری وی و دیگری زبان انگلیسی.
    از آنجا که زبان های رایج افغانستان بیشتر فارسی و پشتو است باید این دو زبان را بعنوان زبان تذکره ای در کنار ترجمه انگلیسی بکار برد.

  • به نطر من اگر در تذکره های الکترونیکی از درج هویت قومی صرف نظر شود و عوض آن فقط یک هویت عمومی (هر نام یراکه اکثریت به آن موافق باشد) انتخاب کنند، بهتر است.
    زیرا این امر در همه ممالک دنیا مروج است که برای بوجود آوردن روحیه ملی، تمام باشندگان آن مملکت به یک نام معین یاد میشوند، گرچه به ا قوم مختلف متعلق اند.
    همچنان از سؤاستفاده و بی عدالتی علیه اقلیت ها جلوگیری میشود. اگر قومیت شخص در تذکره اش درج نباشد، در ادارات و غیره مراجع کمتر تبعیض نژادی یا قومی اتفاق میافتد، زیرا طرف مقابل نمیداند که شخص مراجعه کننده به کدام قوم تعلق دارد.
    اینکه تذکره باید به دو زبان رسمی کشور نوشته شود، یک امر طبیعی ست و هیچگونه توجیه شده نمیتواند.

  • سلام به همه :
    سلام به آزاده گان وطن وخدمت آقای سرپرست وزارت مخابرات
    خداوند ج در قران پاک میفرماید که (شما را افریدیم وتقسیم نمودیم به قبایل مختلف غرض شناخت یکدیگر تان )آقای سنگین سرپرست وزارت تفرقه افگنی ؟(1) برادران پشتون اگر خودی شما بجای یک شخص که از ملیت دیگر از ین خاک باشد قرار بدیهید مورد پزیرش وجدان تان واقع خواهد شدیا خیر؟ (2)آیا زبان رسمی کشور انگلیسی و پشتو هست یا فارسی پشتو ؟ یا اینکه آقای سرپرست مادرش از لندن آمده زبانی مادریش انگلش بوده ؟
    نخیر کور خواند ی آقای سنگین هویت 90 فیصد مردم افغانستان را شما که خیر بادارانت هم هیچ بدی کرده نمیتواند ؟
    آقای انگلیس ضرب شست اصلی مردم افغانستای را نخوردهی کا ش تاریخ را میخواند باز افغانستا ن می آمدین ؟باز میفامدین که پدر کلانهای شما چی روز بدی درین خاک داشتند با تمامی وسایل مدرنشان .

    با احترام ایماقپور

  • marg bar kasi ki tasob mekonad dar haqeeqat tasob garha farzandane najayeze pakistan wa iran hastand wa taza kardane atashe nefaq wa wairani afghanistan ast, lotfan az en tabsera ha dast bekashid farsi wa pashto hech mafhomi nadarad wa zaban waseele efham wa tafheem ast az ehsasat gozashta wa ba manteq wa islam rojo karda wa sokhan goyeed

  • سال گذشته در کابل خواستم که تذکره جدید بگیرم. چون سالهای زیاد در غربت بودم و تنها پاسپورت افغانستانی داشتم و در بعضی امور اداری در افغانستان تذکره لازم بود،خواستم که از راه قانونی و رسمی تقاضای تذکره افغانستانی کنم. دوستان گفتند که کمی پول کارت را زودتر به نتیجه خواهد می رساند. اما من میخواستم همانند هموطنان بی پولم تجربه خود را با ادارات جمهوری اسلامی افغانستان داشته باشم. بعد از سری چهار ساعته به وزارت امور داخله ج. ا. ا. و دیدن چندین ریس و چوچه ریس باید برای حل کارم به کارته پروان میرفتم. تابستان بود هوا گرم اما همچنان به دنبال هدفم بودم.

    چاشت بود که به مقصد خود رسیدم. اما دروازه به خاطر اجرای نماز جماعت کارمندان اداره برای یک ساعت محکم بود. مردم با چهرهای خسته و افسرده پشته دروازه بسته منتظر بودند. بسیاری از کندی کار شکایت داشتند و صاحب چوکی را ناسزا میگفتند. خواهری در این میان میگفت که حدود ۲ ماه هست که میخواهد برای طفلش تذکره بگیرد و او را مانند توپ این سو و ان سو روان میکنند. پول نان شب اطفالش را کرایه راه میکند و از کارته پروان به خیر خانه و از کابل به ولایت پروان باید برود. اما بدون نتیجه.
    بلاخره دروازه باز شد و جمعیت داخل اداره شد.

    با هزار زحمت عریضه ای را دو برابر قیمت اصلی خریداری کردم و به سوی ساختمانی که به من نشان داده بودند حرکت کردم. پس از یک ساعت انتظار وارد اتاق صاحب چوکی شدم.جناب ایشان به لهجه پشتو چیزی گفتند که من متاسفانه همه اش را نفهمیدم ،چون یک ساله بودم که وطنم را ترک کردم و به این علت پشتو را انچنان که باید یاد ندارم. جناب با لهجه بی ادبانه و شکسته فارسی به من فهماند که به ساختمان مجاور پیش معاونشان بروم و بعد خدمت جناب بیایم. طاقتم ارام ارام رو به انتها داشت.

    پیش ساختمان مورد نظر انبوه جمعیت مرا باز وادار به انتظار کرد. چهره ها را از پیش دیده بودم و بعضی شکایتها را شنیده بودم.در حال گفتگو با هموطنی بودم که دروازه معاون صاحب باز شد و جمعیت قصد ورود داشت. اما مردی با فحش و ناسزاهای مبتذل به زبان شیرین پشتو سیاه سری را از درون به بیرون انداخت و در را بست. این زن همان خواهر بود که برای طفلش تذکره میخواست. با گریه شروع به نفرین کرد. دلیلش را پرسیدم، گفت به من میگویند که به باز به ولایت پروان برو و عریضه ات را انجا تاپه کن و بعد اینجا بیا. در حالی که کاغذی را که از امضا و تاپه و انگشت دیگر جای سفید نداشت به من نشان میداد، گفت : از ولایت پروان تا حالا تعداد زیادی امضا و تاپه گرفته ام اما انها او را باز پروان روان میکنند.به من میگویند چون شوهرت در ولایت پروان تولد شده ،باید برای طفلت نیز از پروان تذکره بیگیری. اما شوهرم ۲ ماه است که فوت کرده و طفلم و خودم متولد کابل هستیم. نه پول دارم و نه دستی که کمکم کند.

    بالاخره خود را تا پیش دروازه معاون صاحب رساندم و به ارامی به در زدم تا اجازه ورود بگیرم. اما این در زدن مانند اعلام جنگ بود. در باز شد و کلمات رکیگی فضا را از خود کرد. جمعیت از ترس پراکنده شد. خون سردی خود را حفظ کردم و با ارامی از او پرسیدم که چرا ناسزا و فحش میدهد؟؟ ایا مشکل روانی دارد؟ ارام شد و با لحن تلخ پرسید که کارم چیست؟ هنوز حرفم تمام نشده بود که عریضه ام را از دستم چور کرد و به پشتو گفت که بیرون منتظر باشم تا که صدایم کنند. بعد از دقایقی نام مرا همراه چندین نام دیگر صدا زدند و داخل شدیم. من در این فکر بودم که جناب فحاش معاون صاحب چوکیست اما او معاون معاون صاحب چوکی بود. درون اتاق باید کفشهایمان را میکشیدیم و انتظار را سلام میگفتیم.

    اخر نوبتم رسید و داخل شدم. جناب معاون را با خوش رویی سلامی کردم و با ادب درخواست خود را کردم. معاون صاحب با نگاهی مغرو و سرد چیزی را بر روی عریضه ام نوشت. از انجا خارج شدم و به سوی ساختمان صاحب چوکی میرفتم و سعی داشتم که خط معاون را بخوانم. که متاسفانه قادر به ای کار نبودم. گویی با پا نوشته بود. از صبرم چیزی باقی نمانده بود که اجازه ورود به من داده شد. عریضه را روی میزه جناب چوکی دار گذاشتم . نگاهی به من کرد و با لحنی تمسخر امیز پرسید، چرا اینجا امدی؟ باید به ولایت پروان بروی. چون پدرت انجا متولد شده. در پاسخ گفتم که خودم متولد کابلم چرا باید پروان بروم. گفت قانون است!
    عریضه را گرفتم و روبرویش پاره کردم و با خنده گفتم که از قانونتان خوب محافظت کنید.
    شام شده بود. به اشنایی زنگ زدم و درخواست تذکره کردم. گفت با ۲۰۰۰ افغانی وزارت داخله بیا. بین ۱۰ دقیقه تذکره قانونی در جیبم بود.
    کارهایم که در کابل خلاص شد به المان برگشتم. تذکره افغانستانی را اتش زدم و تقاضای تذکره المانی را دادم . کاری که سالها پیش باید میکردم. بعد از چند ماه خطی از دولت امد و المانی شدم. اما وای بر حال مردمی که در افعانستان زندگی میکنند.

    با احترام
    معراج الدین

    • بهتر است سه زبان کاربرد داشته با شد ( دری ، پشتو وانگلیسی ) وهمچنان نیا ز است وحتمی است ملیت ها شنا خته شود . این کدام مشکلی نیست .

    • با عرض سلام .بعد از خواند این بخش متوجه شدم این گونه برنامه ها بجز از تفرقه انداز ی چیزی دیگر نمیباشد زیرا تعریف ان چیزی دیگر است و هدف ان چیزی دیگر ی
      ما همهم افغان هستیم دری پشتو معنای ندارد یا ازبکی ...شرم است . ,ولی بعض از برنامه های واقعی ان خیلی زیبا است که با ثبوت .

    • مسول محترم بر نامه "
      قبلآ من همم جندین قطعه اسناد که مربوط اختلاس وسرقت سامان آلات کلینک های سیار که از وزارت زراعت بود برایتان ارسال نمودم ولی تا هنوز انر ابنشر نرساندین این خود تبعیض وقوم پرستی را نشان میدهد

    • ayn gapat ra ba saran e patan bugu. Na ba mardum e aadi

  • اخبار تازه لحظه به لحظه برای بار اول در افغانستان
    http://www.loyghar.com/index.php
    هر ۱۰ دقیقه برای ۲۴ ساعت

    آنلاين بنگريد : good news

    • آقای احساس ! شما میتوانستید این اعلان "لوی غر" را در تول اوغان ، بینوا ، اوغان جرمن ، لروبر و و و میکردید که انتحارفرمایان از اخبار تازه هر ۱۰ دقیقه برای ۲۴ ساعته انتحار انتحاریان به زبان خودشان لذت میبردند ، اینجا کابل پرس است نه جای اعلان و تبلیغ قبایل لروبر !

  • hello dear freinds
    please stop discuss about ethnicity,if go to the countries who creating for our people call you afghan they do not care who you are, come together,united back and dont think about ethinic and build the country,if dig up to other countries population it is the same thing but they built their countries and no discrimination between them,please talk how to solve the problem and get out of all these challenges tajik,hazara,pushtoon ,uzbek...etc,are human please stop it

<:forum:form_pet_message_commentaire:>

كى هستيد؟
  • اتصال
پيام شما
  • براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

يك سند اضافه كنيد




Kamran Mir Hazar: Editor-in-Chief / Email: editor at kabulpress.org

Copyright: 2003-2013 The Kabul Press: News, Discussion& Criticism | Afghanistan Press

کليه ی حقوق محفوظ و متعلق به سايت کابل پرس (افغانستان پرس) می باشد.