ورود | نام نویسی |  درباره کابل پرس | تماس با کابل پرس نسخه موبایل  Home | Login | Register | About Kabul Press | Contact | RSS | Twitter | Facebook | Mobile Version

 کابل پرس من | حقوق بشر | آزادی بیان | افشای اسناد | دیدگاه | ببینید و بشنوید | عکس | کارتون | فرهنگ | گزارش | English

کابل پرس من > حقوق بشر > جنایات در رژيم برهان الدین ربانی

جنایات در رژيم برهان الدین ربانی

شورای نظار بر کوه آسمای، (کوه تلویزیون) با پوسته رادیو تلویزیون، کوه رادار به معنی اینکه رهبران هدایت میداد تا راکت ها و بمب ها در کجا می افتد کنترول داشت. طبق اظهارات قوماندان کندک پوسته عمومأ در مدت سه ماه در سه ماه تحت فرمان گل حیدر بعضی اوقات توسط با به جان اکمالات و تبادله نیرو میشد.

شنبه 6 فوريه 2010

اشاره: پروژه ی عدالت افغانستان، گزارش نسبتا خوبی درباره ی جنایات انجام شده در افغانستان در سال 2005 منتشر کرد. گرچه در اين گزارش هيچ اشاره ای به جنایات حاد علیه بشریت در زمان شاهان ديکتاتور افغانستان نشده است، اما با اين وجود، جزو معدود گزارش هایی ست که می توان به آن استناد کرد. اين گزارش متاسفانه تاکنون در سطح وسیع در اختيار شهروندان افغانستان قرار نگرفته است. کابل پرس قسمت های مختلف اين گزارش را برای یادآوری جنایات انجام شده در افغانستان به مرور نشر می کند.


6 نقض بین المللی حقوق بشر و قانون بشری در دوران حکومت اسلامی افغانستان از سال 1992 الی 1996 و توسط نیروهای اتحاد شمال از سال 1996 الی 1998

6.1 تاریخچه یی از جنگهای داخلی سالهای 1992 الی 1996

در این زمان نیروها با جناحهای اکثریت در کابل ائتلاف کردند و جنایات جنگی را مرتکب گردیدند. زمانیکه بعض شان احتمالا نمایندگی اعمال انفرادی قوماندانان که خود سرانه انجام میدادند میکند، پروژه عدالت افغانستان میداند که هیچ قضیه ای نیست که مسئوولین علیه افراد ملکی و غیر نظامی جنایات را تحت رهبران جناح شان انجام نداده باشند در بعضی قضایای ارائه شده توسط پروژه عدالت افغانستان وحشیگری و ظلم طبق دستور و توآم با آگاهی و فرمان قوماندان ارشد و رهبر حزب صورت گرفته است.

در عین زمان این موضوع واضح وروشن از زبان روایتگران و قصه پردازان جنگ شنیده میشد که قوماندان عمومی و یا ارشد همیشه کنترول قوی بر افرادشان نداشتند. فعالیت شدید نیروهایی دفاعی مخالف بخاطر در کنترول آوردن قلمرو و محلات قوماندانان بخاطر حفظ جان شان و وفا داری به افراد شان باعث ضرر شان بود. فرماندهان ارشد با تمام کوشش میخواستند که وفاداری خویش را به زیر دستان نشان دهند بخاطریکه از مناطق شان دفاع کنند و ضربات کوبنده را بر مخالفین شان وارد سازند و متحمل ضربات مخالف نشوند عملیات و کوشش های را بخاطر تضعیف جانب مخالف عملیات را آغاز میکردند با وصف اینکه نقاط ضعفی بر سلسله فرماندهی داشتند. جریان این جنگها در سالهای بعد بطور غیر مترقبه صورت گرفته و دوسیه بندی نشده است.

بعد از چند ماه سقوط حکومت داکتر نجیب الله کابل در کام جنگ های داخلی رفت. در جریان این جنگ جناحهای چند گانه شامل در جنگ علیه حکومت داکتر نجیب و اشغال روسها بخاطر کنترول قلمرو در پایتخت و ولایات با هم جنگیدند. علی الرغم مداخلات ملل متحد و بعضی کشور های همسایه امکانی را فراهم نساخت تا کدام توافق سیاسی و شراکت نیروها بدست آید.

به تعقیب گفتگوها با بعض قوماندانان پیشین که با داکتر نجیب الله متحد بودند نیروهای احمد شاه مسعود داخل کابل شدند و دیگر نیروها نیز داخل مناطق دیگر در جوار کابل مستقر گردیدند. یک قسمت نیروهای باقی مانده از حکومت داکتر نجیب با مسعود پیوستند و قسمتی با دیگر جناحها و بعضی هم به آسانی از منطقه خارج شدند.

اساسأ جنگ تقریبآ بین نیروهای احمد شاه مسعود و نیروهای گلبدین حکمتیار آغاز گردید. نیروهای مسعود همراه با نیروهای دوستم و قوماندانان جنبش مواضع حزب اسلامی را هدف راکت و توپخانه قرارداد در حالیکه نیروهای حزب اسلامی میدان هوای، مکروریانها، قصر ریاست جمهوری، وزارت دفاع و گارنیزیون کابل را مورد حملات راکتی قرار داده بودند. در این حملات حزب اسلامی به تنهای صدها غیر نظامی بقتل رساندند. در حملات کور کورانه راکتی احزاب مختلف شامل در جنگ در این گزارش گنجانیده شده است.

در 26 آپریل رهبران در پشاور پاکستان توافقنامه را امضا کرده بودند که در آن بر حکومت عبوری و زمانی انتخابات توافق شده بود. مسعود وزیر دفاع تعیین گردید. گرچه قدرت دولت اسلامی جدید محدود بود:
در همین زمان اکثر احزاب مجاهدین به این توافق نامه موافقت داشتند و مجاهدین شیعه تحت حمایه ایران کنار گذاشته شدند و یا در نظر گرفته نشده بودند تدارک صحنه برای بعض جنگها که پیش آمد جناح های مخالف مناطق مختلف شهر را تصرف کردند و مراکز فرقه ها جایشان را به مقر نیروهای مسلح تبدیل کردند و پوسته های تلاشی درست شده بودند و خودشان قانون را عملی میکردند. لکن در بعض مناطق بطور قابل ملاحظه در هرات و مزار شریف تظاهرات جناحی پرپا شدند ولی این استثنائات بود. اهداف مسعود در جریان تصدی دولت اسلامی افغانستان شکست نیروهای جنگی علیه شان که (حزب اسلامی و بعدآ حزب شیعه وحدت و جنبش ملی نیزشامل بودند) بود. توسعه بخشیدن و تحکیم قلمرو دولت اسلامی در اطراف کابل بود. در سال اول دشمن اصلی اش حزب اسلامی بود که طبق آمار کارمندان نمایندگی های حقوق بشر در کابل راکت هایش هزاران غیر نظامی را در بین سال 1992 و 1995 به قتل رساند. اگر چه حکمتیار فقط یک رهبر نبود که راکت اندازی را رهبری میکرد. بلکه هر جناح قدرت مند نظامی در که درکابل انبار اسلحه و یا سلاح ثقیله داشت در جریان جنگ استفاده کرده و در سرک های کابل به خشم و غضب در آمدند. آنهایی که مجهز با طیاره جیت بودند مثل جنبش ملی و مسعود بطور مشخص جنوب و غرب کابل را در اوقات مختلف جنگ بمباران کردند. حزب وحدت نیز از سلاح های ثقیله شان علیه اتحاد و مسعود استفاده کرده است. تمام این حملات کور کورانه منجر به قتل ده ها هزار خسارات جانی گردید و خلل بزرگی در قوانین جنگی ایجاد کرد زیرا آنها مسئوول ایجاد وحشت بین مردم گردید بخاطریکه باعث قتل و زخمی افراد غیر نظامی و خسارات مالی مردم گردیدند.

در ماه جون سال 1992 دفعتآ بین سیاف رهبر حزب اتحاد اسلامی که مرکزش در پغمان در غرب کابل بود و حزب وحدت جنگ آغاز شد. در جریان جنگ نیروهای اتحاد و حزب وحدت جنگجویان و غیر نظامی های را اختطاف کرده و به قتل میرساندند و مفقود الاثر میساختند. دیگر کسانیکه قرار معلومات بقتل رسانیده اند احتمالا بعد از اولین بار زندانی شدن بخاطر تبادله نگهداری میشدند. تمام این تخطیها از حقوق بشر متشکل از جنایات جنگی است. بعضی این تخطی ها در شرح قضایا در ذیل خواهد گفته شد. مسئوولیتها بدوش رهبران ارشد هردو جناح کسانیکه آگاه از اختطاف و لادرک کردن مردم بودند هستند که عبارتند از سیاف و قوماندانان ارشدش و مزاری که در سال 1995 مرد و معاونش کریم خلیلی با بعض قوماندانان ارشد شان. پروژه عدالت برای افغانستان این واقعات را دوسیه بندی کرده است.

هردو جناح اتحاد و وحدت افراد ملکی را در حملات خانه به خانه مورد هدف قرار دادند در اول نیروهای اتحاد یک تعداد زنها را مورد تجاوز جنسی قرار دادند و نیروهای وحدت عمل باالمثل را علیه پشتون انجام دادند. طبق قوانین جنگی بین المللی جنایت تجاوز جنسی به حیث جنایات جنگی محسوب شده است. در افغانستان اساسأ تجاوز جنسی بحیث اسلحه در جنگ در جریان کمونیست ها استفاده نشده است . اگر بعدأ گزارش های مبنی بر واقعات تجاوز جنسی توسط روسها و حزب خلق ارائه شده است. بعض نیروهای مجاهدین مرتکب تجاوز جنسی و اختطاف زنها در جریان حمله در قلمرو دولت گزارش شده لکن به اندازه وسیع صورت نگرفته است. جنگ داخلی که در کابل از سال 1992 الی 1995 این رقم را افزایش داده است. هر گروپ مجاهدین شامل در جنگ در کابل مرتکب تجاوز جنسی با هدف مشخص مجازات تمام جامعه بخاطر درک از همکاری با مخالفین شان بوده است.
بناء تجاوزات جنسی بر علاوه دیگر مسایل هدف حمله بالای افراد ملکی بوده و مسئله نژادی در بر داشته. در بعض موارد بمعنی تصفیه نژادی استفاده شده است که پروژه عدالت برای افغانستان این واقعات را قرار ذیل ثبت نموده است.

در دسامبر 1992 استاد ربانی که مدت ریاستش از چهار ماه بیشتر شده بود یک جلسه را بخاطر تعویق انداختن مدت ریاست ریس جمهور دایر کرد. قرار معلومات کوشش های ربانی بخاطر گرفتن قدرت جنگهای تازه یی را بین نیروهای مسعود دوستم و بر علاوه وحدت منتج گردید. اخیرآ در آخر دسامبر ربانی یک شورای که توسط اعضای حزب خودش دایر شده بود ویرا در 29 دسامبر بحیث رئیس جمهور انتخاب کرد. ولی بخاطر تأسیس یک پارلمان که در آن نمایندگان تمام مردم از اطراف کشور حضور بیابند موافقت کرد و یک حرکت که بتواند ربانی را ابقا و حمایت کند چندین نفر از اعضای این ائتلاف به شمول دوستم حضور داشت.

در اواخر سال 1992 حزب وحدت از دولت اخراج شد و مخفیانه با حزب اسلامی ارتباط گرفت. در این مقطع زمانی مسعود پلان استراتژی را بخاطر مقابله کردن با حزب اسلامی ( که نیروهایش در اطراف کابل مستقر بودند و با راکت مسلح بودند) و حزب وحدت که اکثر عملیات ها در غرب کابل انجام میداد بخاطر اخراج شان روی دست گرفت. نیروهای حزب اتحاد نقش مهم و عمده را در این حمله بازی کرد که تحت امر مستقیم سیاف و از وی معاش میگرفتند. نیروهای اتحاد اسلامی گرچه بطور رسمی در وزارت داخله جذب نشده بودند لکن با همکاری این وزارت کار میکرد.
در ماه فیبروری 1993 مسعود با نا راضیان و قوماندانان حزب وحدت تماس گرفته و توافقات را انجام داد و یک پروتوکول را بصورت مخفی با مسعود امضا کردند و وعده داده بودند که در جریان جنگ مزاری و اعضای کابینه اش را اسیر نمایند. پروژه عدالت افغانستان هردو موضوع را ارتباط عملیات و سوء استفاده را به ثبت رسانده است که شامال فیرهای کورکورانه بالای مناطق ملکی، قتل ها و تجاوزات جنسی ذیل میباشد.

درماه جنوری 1994 دوستم با حکمتیار توافق کرد و بالای مسعود حمله ورشد که جنگ شدیدی بعد از سقوط دولت داکتر نجیب الله در اواخر سال 1994 صورت گرفت که به تخمینأ به تعداد 25000 نفر در شهر در بین ماه جنوری و جون بقتل رسیده است. در اخیر ماه مسعود دوستم را از مقرش کنار زد و هزاران نفر را اسیر گرفتند. جنگ بین نیروهای دوستم و مسعود خمشگینانه بود و شامل هدف گیری حملات بالای مناطق ملکی صورت میگرفت.

در سال 1994 موفقیت غیر مترقبه طالبان که نیروهایش قندهار را تصرف کرد و بطور قابل ملاحظه حمایت پاکستان از ناحیه تجهیزات و نظامی وضعیت را در کابل تغییر داد. در اخیر سال 1994 طالبان پیشروی بطرف کابل، ارزگان و زابل کرد و در سال 14 فیبروری 1995 مقرش در چهار آسیاب جایکه وی مدت چهار سال از آنجا کابل را هدف حملات راکتی قرار میداد با تمام تجهیزات آن به طالبان رها کرد و طالبان به آسانی منطقه را تصرف کردند.

پرواز حکمتیار مسعود را در موقعیت بدست گرفتن کنترول شهر قرار داد. در ماه مارچ مسعود حملات را علیه حزب وحدت راه انداخت که موقعیت های وحدت در غرب کابل بمبارد نمود و مزاری با طالبان پیوست با دادن اجازه به طالبان که وارد کابل شود باعث انشعاب وحدت شد و تعداد نیروهایش با مسعود پیوستند. این جنگ شامل فیرهای کورکورانه و بمباردمان مناطق غرب کابل توسط نیروهای مسعود و باعث عقب راندن نیروهای وحدت از شهر گردید. نیروهای مسعود همچنین تجاوزات جنسی و قتل افراد غیر نظامی را در جریان حمله مرتکب شدند. چنانچه طالبان مجبور به عقب نشینی گردید مزاری را با خود بردند و وی در وضعیت نا مشخص در هلیکوپتر طالبان در مسیر قندهار مرد.

6.2 جنگهای شمال

با مقایسه کابل با مزار شریف در اویل سال حکومت اسلامی جنگ شدید فروکش گردیده بود
با توافق و محاصره شهر در ماه مارچ 1992 و در هم کوبیدن نیروهای مستحکم دوستم در منطقه یک فرقه قوی در بین احزاب عمده: جنبش، وحدت و جمعیت بجا گذاشت. گرچه ناحیه مخلوط از اقوام مختلف بوده و بسیار قبل از رهبران سیاسی انقلابی کمونیست، از کمونیست های قومی در منطقه برای تأمین امنیت قلمرو و تضمین قدرت شان استفاده کرده بودند. در سال 1992 قوماندانان عملا از خود مختاری لذت میبرد زمانیکه با یک جناح قوی مثل دوستم و وحدت تحت رهبری محقق متحد شدند. قوماندانان محلی مردم ملکی را بخاطر هدف چور و چپاول تهدید کرد و بالای مردم قریه حمله کرد و افراد سیاسی جناح مخالف را ترور کردند.

استقامت در مزار شریف در سال 1994 زمانی بر هم شکست که دوستم با حزب اسلامی بخاطر جنگ کابل ائتلاف کرد. جنگ در مزار شریف بین دوستم و کسانیکه با مسعود پیوسته بودند صد ها کشته بر جای گذاشت.
هر دوجناح بر کشتن اسیران مبادرت ورزیدند. اوایل 1997 طالبان طرف مزار شریف پیشروی کرد و نیروهای دوستم را از فاریاب، سرپل و بغلان عقب راندند. در اواخر ماه می طبق یک توافق با جنرال ملک معاون جنرال دوستم طالبان وارد شهر مزار شدند و بعد ازاینکه نیروهای هزاره طالبان را در شهر کمین کرده بودند جنرال ملک علیه طالبان برگشت و با وحدت متحد شده هزاران سر باز طالبان را اسیر گرفتند. و حد اقل 3000 طالب در جریان یک هفته به قتل رسیدند.

بعد از اینکه دوستم در سال 1997 به مزار برگشت جنگ بین جناحهای عمده بخاطر قدرت در مزار آغاز شد و تا سرحد چور و چپاول و حمله بر افراد ملکی توسط حزب وحدت و جنبش منتج گردید. در ماه آگست 1998 طالبان تمام کنترول مزار را برای بیشتر از سه سال در دست گرفت و اکثر مناطق شمال را بجز راه شمال شرقی را در دست جبهه متحد واگذار کرد. ( در ذیل بخوانید):

6.3 راکت پراکنی ها و بمباردمان کور کورانه کابل و استفاده از نیروهای زیاد در جنگهای جناحی در کابل از سال 1992 الی 1995

6.3.1 شرح حال بمباردمان کابل

بمباردمان کابل در جریان جنگ های گروهی از سال 1992 الی 1996 بتدریج یکی از نقایض جدی و خطیر نقض حقوق بشر را درجنگ افغانستان تأسیس کرد. این جنگ باعث کشتار ده ها هزار غیر نظامی، تخریب پایتخت گردیده و ساکنین این محل را دچار تکان و بهت زده گی کرد. زمانیکه حزب اسلامی جناح سر شناس و مقدم ترین جناح بین احزاب مسئوول مرگ و ویرانی در بمباردمان کابل شناخته شد بلکه این حزب تنها عامل این نقایض نبود. تمام جناحهای مسلح شامل در جنگ که رقابت برای کنترول شهر داشتند در عملیات کور کورانه استفاده از سلاح ثقیله باعث ویرانی کابل و خسارات جانی در ساحات غیر نظامی گردیدند.

تجزیه و تحلیل مشخص میسازد طریقی را که بعض جناحهای درگیر با استفاده از استعمال سلاح سنگین و بمباردمان و استفاده از نیروهای زیاد این شهر را ویران کرده اند. و همچنان استقرار سلاح سنگین در کابل و سلسله مراتب جناح ها را بیان میکند. افراد بلند رتبه شورای نظار یا جمعیت اسلامی کوشش داشتند که بمباردمان کابل توسط نیروهایش از سال 1992 به بعد بخاطریکه نیروهایش آماده قانونی و دفاع از کابل علیه حملات مخالفین را مشروعیت میبخشد. هیچ جای سئوالی نیست که تأسیس حکومت اسلامی در سال 1992 با جمع جناح های مجاهدین و بقایای دولت سابق بلا فاصله تحت حملات شدید قرار گرفتند، اولی توسط گلبدین حکمتیار که از دولت اخراج شده بود و بعد توسط گروهای که مشروعیت دولت ربانی را رد میکردند.

بهرصورت بی توجهی به ادعای مشروعیت توسط هر جناح در گیر در جنگ یا در حقیقت ادعای مبنی بر اینکه فلان حزب اول حمله را آغاز کرد، تحت بررسی حقوق بشر (حقوق جنگی) حملات کور کورانه منع قرار داده شده است. حملات کور کورانه حملاتی را گویند که مستقیم به مناطق نظامی هدف گرفته نشود. و یا استقرار نظامی به قسمی که یا بمعنی که نیروهای جنگی مستقیم به محلات نظامی سوق داده نشود. حملات کور کورانه به هر معنی شامل بمباردمان های است که تهدید واحد نظامی مشخص جدا از مردم ملکی در محلات شهر، قریه جان و غیره باشد و حملات که احتمالا باعث واقعات خساره رساندن به زندگی مردم ملکی و زخمی شدن مردم ملکی و خساره مند شدن مردم ملکی شود یا و متعلق به استفاده از واضح و مسلم بودند افراد زیاد نظامی در این محلات باشد پیش بینی شده است. این آخرین قانونی است که نسبی ارائه شده است. بناء تمام جناحهای شامل در جنگ در کابل به حملات کور کورانه مبادرت ورزیده اند. گزارشگر خاص ملل متحد راجع به این حملات گزارش داده است که تمام گزارش هایش مربوط حملات همین مقطع میباشد. بطور مثال در یک گزارش توضیحی از قتل دسته جمعی توسط حملات کور کورانه راکت و بمباردمان هوای که بمب زمین را عمیق حفر کرده بود از کابل بیان کرده است که راکت ها و توپخانه های کور کورانه در شهر فیر شده بود. یک گزارش جدید و بسیار پر جنجال و مهم در جنگهای اخیر حاکی از استفاده از بمباردمان هوای مناطق مسکونی کابل و شاهراه و طبق گزارش خط نشست و برخواست طیاره های جنگی را بوده است.

6.3.2 سلسله مراتب هدایات و کنترول عملیات نظامی توسط شورای نظار و جمعیت اسلامی

بطور مشخص قوت های مرگبار شورای نظار باعث ویرانی پایتخت افغانستان کابل توسط راکت و توپخانه گردید. جناح که نقاط مرتفع را در محدوده کابل در اختیار داشت نیروهای هوای باقی مانده از حکومت نجیب الله همرای جنبش در دست داشتند. علت اینکه جنگها زیاد تر توسط نیروهای انشعابی و بقایای حکومت داکتر نجیب جنرالان که با جنبش ملی پیوستند دامن زده شد که با مهارت و تسلیحات وافراد نظامی زیاد با خورد دار بودند.
شاهدان عینی که با شورای نظار بودند مشخص از سلسله مراتب قوی در زمان تصمیم گیری که بکجا حمله کنند برایشان دستور داده میشد. مسعود مکررآ عملیات را رهبری میکرد چی سلاح دور برد و یا میانبرد و یا اینکه به پیلوت های جیت دستور بمباران میداد. محمد قسیم فهیم بعدا مسئوول استخبارات و در اکثر اوقات مشوره میداد که کدام مناطق مهم را هدف قرار دهند.

یک قوماندان تولی از ظرفیت تنظیمات شوران نظار گواهی داد و گواهی مفصلی را به پروژه عدالت افغانستان ارائه نمود. نه تنها شورای نظار بلکه نیروهای متحد بطور غیر منظم داخل کابل شدند. داکتر عبدالرحمان رفت با نبی عظیمی، جنرال بابه جان وجنرالان و بقایای دولت سابق توافق کردند و بعد جمعیت اسلامی و شورای نظار از طریق سالنگ، پنجشیر، بگرام و میدان هوای کابل وارد شهر کابل شد. نیروهای حزب اسلامی نیز در دروازه های شهر کابل رسیدند.

قوماندان کندک گفت: نیروهای شورای نظار مستقیمأ تحت فرمان احمد شا مسعود بود داکتر عبدالرحمان آنها را همکاری میکرد و جنرال پناه پنجشیری مسئوول نظامی بود.

قوماندان کندک گفت: ما با نیروهای تازه نفس که مسعود تنظیم کرده بود وارد کابل شدیم سید یحیی خان قوماندان بود و بعد از آن که او کشته شد بسم الله خان قوماندان تعیین گردید.

قوماندان گفت: اول ما قصر ریاست جمهوری و وزارت دفاع مستقر شدیم و بعد ما در خط اول که تازه در شهر کنده شده بود فرستادند. مقدمتأ او در پوسته گمرک و پوهنتون نظامی در مسیر راه جلال آباد فرستاده شد جای که با نیروهای عظمی از پنجشیر تحت فرمان گل حیدر و بابه جلندر و بعضی اشخاص دیگر باز مانده از حکومت سابق در آنجا مستقر بودند. در روز های اول ما مکان مشخص نداشتیم و ما در جاهای که جنگ شدید بود فرستاده میشدیم.

او گفت: برای چند روز جنگ کاملا غیر منظم بود و مرکز فوماندهی در گارنیزیون کابل جای که نبی عظیمی، بابه جان، داکتر عبدالرحمان، قوماندان پناه و دیگر جنرالان مسئوول جنگ بودند. آنها برایم سلاح و مهمات دادند و ما آنها را استفاده کردیم.
وی گفت: در ابتدا مسعود در خارج از کابل در جبل السراج بود. و گزارشهای متداوم میگرفت و بعد نیروهای دیگر از مناطق ولایات دیگر خواست و به کابل اعزام کرد. اکثر نیروها از پنجشیر و شمالی به سرعت رسیدند و اکثر پنجشیریهای که در کابل بودند مسلح شدند و به نیروهای نظامی پیوستند. نیروهای دیگر از بدخشان، تخار و بغلان نیز رسیدند.

قوماندان همچنان توضیح داده است که بعدآ نیروهای متحد از حزب وحدت و جنبش ملی از طریق هوای و زمینی رسیدند و سر بازان دولتی به خانه های شان رفتند و بعضی شان به گروپ های مجاهدین پیوستند که سرچشمه از علایق ولایتی داشت. نیروهای اتحاد اسلامی از میدان شهر و پغمان رسیدند آنها با لنگی های دراز و موهای دراز بودند و تنبان هایشان تا زانو کشیده بودند. آنها بیرقهای سفید رنگ داشتند و بعضی شان عکس های استاد سیاف را در موتر هایشان نصب کرده بودند. شورای نظار پتلون های نظامی روسی و کلاهای چترالی و دستمال در دور گردن شان بودند و بعضی شان عکس های مسعود را در موتر هایشان نصب کرده بودند.

در اول زمانی و فرصتی بود که در شورای جناح های متحد شمال شامل میشدند. ولی زمانیکه جنگ شدید با حزب اسلامی آغاز شد مشکل بود که این جلسه بر گذار گردد. شورای نظار از امکانات نظامی و سلاح ثقیله یی که از دولت وقت مانده بود نفع برد و نیاز پیدا نکرد که سلاح های ثقیله شان را از جای دیگر بیاورند زیرا ما از توپخانه و تانک های جا مانده در سنگر های اطراف کابل بجا مانده بود مستقر شدیم و سنگر هاییکه مربوط دولت وقت بود مملو از دوستان گردیده بودند.

تبادله توپخانه در اطراف کابل شروع شد و ما هم به تدریج هود خیل، قلعه زمان خان و اطراف پلچرخی را با راکتها، توپخانه هدف قرار میدادیم. حزب اسلامی نیز در جواب ما مناطق گمرک، میدان هوای، مکروریانها، ساحات اطراف ریاست جمهوری، وزارت دفاع و گارنیزیون کابل را با راکت میزدند. نیروهای اتحاد در مناطق مختلف در جریان جنگ مستقر شدند. نیروهای حزب وحدت در غرب کابل در آخر 1992 هدف قرار گرفت و نیروهای جنبش از جنوری 1994 هدف قرارگرفت. این دو جناح نیز بر شورای نظار حمله ور شدند.

پرسان شد که آیا نیروها مناطق را که بمباران میکردند میدانستند که مناطق غیر نظامی اند. در جواب گفت زمانیکه شورای نظار و حزب اسلامی جنگ را شروع کردند مناطق همدیگر را در روزهای اول میکوبیدند تمام خانه های مردم غیر نظامی بودند که تا هنوز در آن زندگی میکردند ولی زمانیکه جنگ دوام کرد آنها بتدریج خانه هایشان را در خطوط اول جنگ رها کرده به مرکز شهر، به ولایات، یا جلال آباد و یا پاکستان فرار کردند.
او گفت: شورای نظار خانه پشتون ها را در مناطق حزب اسلامی تلاشی میکردند لکن صدمه و آزار و اذیت نکردند. لکن خسارات واقعی جای بود که آنها ضربه وارد میکرد.
اوگفت: آنها جای رفته نمیتوانستند که مورد حملات راکتی قرار میگرفتند. لکن بعضی اوقات اگر ما مناطق دشمن را تصرف میکردیم ما چقری های عمیق اثر بمب را میدیدیم و میدانستیم که چه در داخل خانه ها بود ویا مقر نظامی بمب این حفرهای عمیق را ببار آورده است.

شورای نظار بر کوه آسمای، (کوه تلویزیون) با پوسته رادیو تلویزیون، کوه رادار به معنی اینکه رهبران هدایت میداد تا راکت ها و بمب ها در کجا می افتد کنترول داشت. طبق اظهارات قوماندان کندک پوسته عمومأ در مدت سه ماه در سه ماه تحت فرمان گل حیدر بعضی اوقات توسط با به جان اکمالات و تبادله نیرو میشد.

او گفت: کوه تلویزیون مشهور به پلنگ یک و کوه رادار مشهور به پلنگ دو برای عملیات مهم و اساسی بودند آنها تحت فرمان مستقیم وزارت دفاع بود و وزارت دفاع با این پوسته ها ارتباط مستقیم داشت. پوسته رادیو تلویزیون هر ماه بخاطر که محل خسته کن بود افرادش تبدیل میشد و تحت امر مستقیم وزارت دفاع بود. از این محل آنها میتوانیست تمام محلات فیر و توپخانه و محلات نظامی مخالفین شانرا توسط دور بین میدیدند و بعد در کوه رادیو تلویزیون ما رفتیم.

یک افسر استخبارات سابق بما از تشکیلات و روش شان بطور مفصل اطلاع داد که سه نوع راکت توسط نیروهای شورای نظار استفاده میشد و تحت فرمان کسیکه فیر میکرد قرار داشت: راکتهای دور برد که اول در تپه سرخ و بعد در چهار راهی میدان هوای بگرامی مستقر شده بود و قوماندان مسلکی آنرا فیر میکرد و اهدافش محلات نظامی تحت کنترول حزب اسلامی و حزب وحدت محلات که فرقه ها و موقعیت های نظامی دشمن بود. بطور مشخص ما لوای سه راکت را در دارالامان جاییکه توپخانه حزب وحدت و فرقه حزب وحدت در آنجا بود و سفارت روسیه محل فرقه 096 حزب وحدت در آنجا مستقر بود. همچنان ما محلات حزب اسلامی را از قبیل چهار آسیاب محل توپخانه حزب اسلامی، شیوکی محل ریاست استخبارات حزب اسلامی، محل فرقه ریشخور و انبار اسلحه حزب اسلامی موقعیت داشت هدف قرار میدادیم. و همچنان میدان هوای دشت سقاوه را در لوگر که توسط حزب اسلامی اعمار شده بود ما می کوبیدیم. این افسر گفته است که راکت های دور برد توسط افراد مسلکی نظامی از دوران داکتر نجیب الله که همرای جنرال بابه جان بودند و او ایشان را هدایت میداد و مسعود هدایات مشخص را برایشان میداد.

او گفت: نوع دوم راکتهای برد متوسط بود که میتوانست محلات 15 الی 20 کیلومتری را هدف قرار دهد. او گفت که فرمان این راکت توسط قوماندانان فرقه ها صادر میشدند، بطور مثال احمدی قوماندان فرقه قرغه، پناه خان قوماندان نیروهای جهادی، گدا محمد خان قوماندان فرقه تپه سرخ، و بسم الله خان دستور میدادند. این راکتها نیز محلات حزب اسلامی وزون های نظامی و مراکز نظامی را از قبیل بگرامی، شاه شهید، کارته نو، چهلستون و محلات وحدت را در افشار، علوم اجتماعی، سیلو و در صورت ضرورت هر منطقه غرب کابل که تحت کنترول حزب وحدت بود میکوبیدند.

همچنان شورای نظار راکت انداز های سیار و توپخانه و تانک های سیار در ساحات در صورت نیاز داشتند به پوسته های که در محلات مشخص مستقر شده بودند کمک میشدند. اکثرشان مربوط قوماندانان حمله کننده کندک ها و لوای و چن جنگیان مثل گل حیدر و عبدالصبور که هر دوی شان از پنجشیر بودند، قوماندان فاضل واز سمنگان، عبد الحکیم و معاون عزیز بودند. این افسر استخبارات گفته است که این قوماندانها شخصأ حملات را انجام نمیدادند بلکه احمد شاه مسعود برای شان هدایات عملیات میداد و این ها عمل میکردند.
راکت نزدیک برد راکتهای بودند که یک الی دو کیلومتر محلات دشمن را هدف قرار میدادند، مثل کارته سخی، کارته چهار، اطراف دانشگاه، ده بوری، کوته سنگی، سرای غزنی، چنداول، خوشحال خان، قلعه واحد، چهار قلا، مهتاب قلعه، دشت برچی، آغلی شمس، بینی حسار، سیا بینی، سنگ نوشته، بگرامی، قلعه زمان خان و ارزان قیمت را هدف قرار میدادند.

قوماندان کندک نیز از نیروهای ریزرفی تحت امر بسم الله خان بیان کرد در هیچ جای مستقر نبودند و در صورت ضرورت استفاده میشدند. این نیروهای احتیاطی تأ سیس و توسط احمد شاه مسعود آموزش داده شده بودند و یونیفورم مشخص و سلاح های مشخص داشتند از معاش و اکمالات و لوجستکی عالی بر خوردار بودند. این نیروها دارای تانکها و راکت های نصب شده بر موتر های شان، زیو نوع روسی و دافع هوا در موتر های شان نصب شده بودند. و این نیروها در عملیات علیه حزب اسلامی در بالا حصار، کوه آسمای و بعدآ چهلستون شرکت داشتند، و بعدآ علیه حزب وحدت در غرب کابل شرکت کردند و همچنان بخاطر کوششهای نا موفق بخاطر تسخیر ریشخور وارد عمل شدند.

طیاره های جنگی جنبش و شورای نظار تحت فرمان جداگانه بودند. طبق اظهارات قوماندان سلاح ثقیله شورای نظار مسعود خودش حملات ضربتی راکتی و بمباردمان را دستور میداد و یا بسم الله خان دستور میداد. در زمان پیمان شورای هما هنگی در جنوری سال 1994 طیاره های جنبش ملی قوت دشمن محسوب گردید و تمام حریم هوای کابل تحت کنترول مسعود بود. و همچنین مناطق مرتفع و استراتژیک شهر را در دست داشت. این دو عامل به معنی این بود که مسعود توانای هدف گیری محلات زیاد را در اطراف کابل دارد.
یک شاهد عینی غیر نظامی گفت: او به این باور است که این نقاط مرتفع اساسأ باعث ویرانی پایتخت و بطور مشخص شرق و غرب کابل گردید. او گفت که در هر درگیری جزئی آنها از راکت انداز و قوت هوای استفاده میکردند که من شاهد آن هستم.

أ‌. یک افسر نظامی سابق استقرار شورای نظار در غرب کابل علیه وحدت را مفصل چنین بیان کرده است:

1. سمیع الله قطره از جمعیت اسلامی از ولسوالی درواز بدخشان قوماندان لوای دفاع انقلاب مستقر در زندان دهمزنگ، باغ وحش، چهارراهی بریکوت طرف سینمای بریکوت و راه های دهمزنگ بود.

سلاح های شان:

50 میل راکت آر پی جی 7

120 میل پیکا نوع روسی

10 پایه هاوان وسط 82 ملی متری

10 پایه توپ 82 ملی متری

10 پایه توپ 76 صحرا نوع چینای

سه پایه هاوان غرنی نوع روسی

دو چین تانک غول پیکر توپ دار

سه چین تانک تی 62 نوع روسی

دو چین تانک روسی 60 پیپی

2. رحیم الله معاون لوا تحت امر بابه جلندر پنجشیری در مناطق عقب وزارت زراعت و شفا خانه علی آباد مستقر بود.

3. حبیب الله پارندی قوماندان کندک غند بابه جان در استقامت های فوقانی کارته سخی و قسمت های از وزارت زراعت کنترول داشت.

4. گل حیدر از پنجشیر گردنه کارته سخی را در کنترول داشت.

یک شاهد عینی دیگر(ک) که در محل زندگی میکرد سلاح های گل حیدر را قرار ذیل یاد داشت کرده است:

1. 40 میل راکت آر پی جی 7
2. 10 پایه هاوان وسط 82 ملی متری
3. 10 پایه توپ 82
4. 40 میل ماشیندار پیکا

اگر چه مواضع توپخانه و توپخانه دولت اسلامی در جریان جنگ تغییر میکرد لکن پروژه عدالت افغانستان محلات مهم دوازده گانه راکت های دولت اسلامی را با محلات راکتهای شورای هماهنگی را به تجزیه و تحلیل گرفته است و ترسیم ونقشه از بمباردمان ها را کرده است که قرار ذیل است:

توپخانه اول: در شیوکی پوسته شرقی در شرق میدان هوای کابل:

1. دو چین تانک

2. دو پایه بی ایم 21

3. توپ دی سی 4 پایه

این سلاح ها موقعیت های مخالفین را در شرق و جنوب میکوبیدند.

توپخانه دوم: در خواجه بغرا در غرب میدان هوای کابل:

1. یک دستگاه راکت انداز اورگان

2. بی ایم 21 دو ستگاه

3. توپ دی سی 4 دستگاه

این سلاح ها موقعیت های نظامی دشمن را در جنوب و شرق هدف قرار میدادند.

توپخانه سوم: در کوه تلویزیون:

1. یک دستگاه بی ایم 21

2. دو چین تانک

3. زیو - 23 دو دستگاه

4. راکت استینگر دافع هوا

5. استریلا – 10 دافع هوا و راکت زمین به هوا

6. اهداف اصلی این ها موقعیت های اطراف شهر را در بر داشت که تحت فرمان احمد شاه مسعود توسط دوربین مواضع مشخص میشدند و هدف قرار میدادند.

توپخانه چهارم: هزاره بغل در قسمت شمال خیر خانه بود:

1. یک دستگاه اورگان

2. دو دستگاه بی ایم 21

این سلاح ها محلات مخالفین دولت را در غرب و جنوب کابل هدف قرار میداد.

توپخانه پنجم: فرقه 315 در غرب خیر خانه:

1. دستگاههای اورگان

2. بی ایم 21

3. انواع مختلف راکت انداز ها

4. تانکها

اساسأ این جا محل دیپو و انبار شورای نظار بود و از این جا موقعیت های دشمن را در هر جای اطراف کابل هدف قرار میدادند.

توپخانه ششم: در دشت چمتله:

1. یک دستگاه لونا

2. بی ایم 21

3. یک دستگاه اورگان

از این محل مواضع حزب اسلامی و جنبش را با لونا در چهار آسیاب و همچنین مواضع حزب وحدت و حزب اسلامی را در غرب و جنوب کابل هدف قرار میدادند.

توپخانه هفتم: لوای راکت:

1. 4 چین تانک

2. 6 پایه راکت انداز

3. انواع مختلف سکر و راکت انداز های بی ایم بود.

که تحت قوماندانی ملا تاج محمد بود و که حزب وحدت در غرب کابل را هدف قرار می دادند.

توپخانه 8. قرغه

یک دستگاه تانک

یک دستگاه توپ

سه دستگاه بی ام 21

که تحت قوماندانی شیر علم بود و مواضع حزب وحدت در غرب کابل را هدف قرار می دادند. به ویژه این قطعه برای فیر کوته سنگی، کارته چهار، ده بوری، علاءالدین، دارالامان، ده قاضی و چهلستون.

توپخانه 9. باغ داوود

وسایل زیاد و مختلفی در اینجا مستقر بودند که تحت قومانده شیر علم در قرارگاه اصلی نزدیک به اتحاد اداره میشد.

توپخانه 10. کمپنی

تعداد وسیعی سلاح ثقیله به شمول تانک ها و توپها در اینجا مستقربودند.

این توپخانه تحت قومانده زلمی طوفان بوده و حزب وحدت در غرب کابل را هدف قرار می دادند.

موقعیت های تحت کنترل حرکت اسلامی

توپخانه 11 و 12. تایمنی

دو قرارگاه توسط حرکت اسلامی کنترل می شد. آنها نسبتاً سلاح های ثقیله کمی داشتند اما هر آنچه که داشتند برای اشتراک در عملیات های شورای نظار علیه حزب وحدت مستقر کرده بودند.

جنایات شبه نظامیان و گروه نظامی حکمتیار و خالص در زمان نجیب الله

عقب نشینی روسها و زمان پس از آن/ آویزان کردن زندانی ها از دست شان در یک جوره حلقه آهنی که در سقف اطاق بود، لت وکوب اکثراً توسط چوب چماق، شوک برقی، محروم نمودن از غذا و خواب، محبوس کردن در اطاق یا کوته قلفی کـردن، سوء استفاده جنسی، شکنجه روانی، بود. مدت و زمان اساسی شکنجه از طرف شب بود.

جمعه 5 فوريه 2010


جنایات در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی، کارمل و نجیب الله

از جنوری 1980 الی فبروری 1989 / حسام رئیس استخبارات نظامی بود و کار مدیریتی را انجام می داد و فرمان صادر میکرد. عبدالله فقیرزاده معاون اپراتیفی بود و فرمان ها را اجرا می کرد و عملاً پروگرام دستگیری و شکنجه آنها را هدایت می کرد. وی بسیار ظالم بود. وی به مار کبرا مشهور بود. بعد از این وظیفه وی والی قندوز شد.

چهار شنبه 3 فوريه 2010


جنایات حکومت های وابسته به شوروی

نقض حقوق بشر بین المللی و قوانین انسانی در سال 1978 الی 1992 / علیرغم شرارت زیاد و جنایات بی شمار، این دوره کمترین اسناد جنگ را دارا می باشد. افغانستان از بیشتر قسمتهای جهان مجزا بوده و خبرنگاران خارجی کمی به این کشور دسترسی داشته اند، و اخبار حادثاتی که خارج از کابل به وقوع پیوسته به آهستگی در خارج از کشور جعل می شد. در نتیجه، بیشترین اطلاعات همراه پناهندگان که شروع به گریختن از کشور نموده بودند، انتقال یافت. آن عده که توانایی داشتند به اروپا، آمریکا و یا دیگر کشور ها گریختند و هزاران نفر دیگر در پاکستان و ایران مسکن گزیدند./ پروژه ی عدالت افغانستان

دو شنبه 1 فوريه 2010

در همین بخش

اگر اینترنت کم سرعت دارید و کابل پرس را به سختی باز می کنید، نسخه کم حجم کابل پرس برای شماست
www.kabulmobile.com
افغانستان پرس
Afghanistan Press
Kabul Press mirror website
www.afghanistanpress.com
www.afghanistanpress.net
www.afghanistanpress.org
کابل پرس من > حقوق بشر > جنایات در رژيم برهان الدین ربانی

آمار بازدیدکنندگان کابل پرس که همین اکنون روی سایت هستند

263 visiteurs en ce moment


دیدگاه و نظر خود را درباره این مقاله، خبر، گزارش، عکس یا کارتون بنویسید

پيام‌ها

  • نمیدانم که کدام یکی از این ها قاتلین خانواده ام هستند. آن روز ها کودکی بیش نبودم. صدای مهیبی شنیدم و بعدش چیزی نفهمیدم. وقتی به هوش آمدم با شکم پاره خود را در بیمارستان یافتم. تمام افراد خانواده ام شهید شده بودند و تنها من، دختری 7 ساله با تن مجروح تک و تنها مانده بودم. اگر کاکا جان مهربانم نمی بود شاید فعلا در کوچه های ویرانه و سوخته کابل مشغول گدایی می بودم. الهی همه تان به جهنم بروید منافقان کثیف.

    • گزارش پروژه عدالت یکی از بهترین و جامع ترین گزارشهاییست که از جنگ های سالهای خون و خرابه کابل ترتیب داده اند. حزب "راوا" قبلا آنرا در کتاب"سالهای خون و خیانت جهادی" انتشار داده است.

      به نظرم ربانی، خلیلی، محسنی، گلبدین، دوستم، سیاف، احمد شاه مسعود، قانونی، محقق،‌ فهیم، مزاری و.... با احزاب شان جلادان کابل اند که باید حساب پس دهند و هیچکدام اینان را نمیتوان به هیچ قیمتی معاف کرد.

      آنانی که بر اساس مسایل قومی این و آن را میبخشد و یا تبرئه میکند، در واقع در حق این ملت جفا میکند. این جنگ های شان همه برای قدرت و منافع گروهی و در خدمت باداران خارجی شان بود و ربطی به این و آن قوم نداشت. مردم عام تمامی ملیت ها درین بین بدترین جنایات را دیدند و قربانی شدند.

      من در حالیکه حملات موزیانه غیاثی نام بر ملیت شریف هزاره را ننگین میدانم، به این باورم که مزاری و محقق و خلیلی و ... هیچگاهی نمیتوانند نماینده مردم هزاره ما گردند همانگونه که گلبدین و ملاعمر را نماینده پشتون ها خواندن ابلهانه است و یا مسعود و ربانی را نماینده تاجیک خواندن. استفاده از کلمات "بینی پچق" و ... غیره شرم آور و پستی است و این جناب غیاثی نمیداند که مردم عام هزاره ما بدترین خیانت ها را نه تنها در سالهای دولت ربانی که در طول تاریخ ما تجربه کرده اند و جنایات مزاری و حزب وحدت مزدور ایران هیچ ربطی به این ملیت ندارد چون این حزب خود مرتکب جنایات بیشماری بر مردم هزاره ما نیز شده است.

      ما در سایت های فراوانی می بینیم که یک عده وحدتی های مزدور ایران میخواهند از مزاری پیغمبر بتراشند و تمامی جنایات و مزدوری هایش را برایش میبخشند که این خود دردآور است. همانگونه که قهرمان ملی نامیدن احمد شاه مسعود مسخره و ننگین است.

      کابل پرس با نیاوردن عکس مزاری در کنار عکسهای سایر جانیان در واقع به همین جمعی هزاره های مدافع "بابه مزاری" احترام قایل شده سوالیه کلان دیگری به خود میگذارد. در ضمن آقای میرهزار عکس خلیلی را نیز در عکسها نگنجانده است. و برای اینکه این عمل ناپسندش را پنهان نگهدارد،‌ قصدا سیاف غدار را نیز نیاورده که اگر مورد حذف عکس های ستمکاران هم ملیتی اش با انتقاد مواجه شد، بگوید خوب سیاف را هم نیاورده ام!!

  • چرا عکس رهبر بینی پچوق تان را نیاورده اید. اصل جنایات را در کابل سه نفر مرتکب شدند: مزاری، دوستم، حکمتیار.

    میرویس غیاثی- کوپنهاگن

    • میرویس غیاثی ! فکر نمی کنی که خیلی ها تند رفتی ؟ اگر تنها به شخصیت مزاری این چنین دشنام هایی می دادی چیزی گفته نمیتوانستم چون من نیز چنانچه در بالا نوشته ام از دست این جنایتکاران خیلی ها زجر کشیده ام اما تو بر یک ملتی که هیچ گونه جنایتی انجام نداده اند و در طول تاریخ همواره کوبیده شده اند اهانت می کنی. این را بفهم که تمام ملت افغانستان از جنایت پاک اند. جنایتکارانی به عنوان رهبر ملت شان قد علم کرده اند چنین نیستند. آن ها مربوط ملت شان نیستند و حتی افغان نیستند. مثل مزاری و یا محقق و خلیلی که مربوط ایران هستند ، احمد شاه مسعود ، عطا محمد نور، قانونی ، ربانی ، عبدالله و سایرین قبلا از آمریکا وپاکستان و بعدا روسیه . دوستم و دار و دسته اش ترکیه و امریکا و پاکستان و شوروی سابق ، گلبدین حکمتیار ، سیاف ، ملا عمر، و سایرین پاکستان ، آمریکا و ایرانی هستند. پس کمی سنجیده حرف بزن و به وجدانت گوش بده .

    • خواهر گرامی حلیمه جان! تا جای که من میدانم چنین دشنام های رکیک از زبان شخصیت علمی مثل غیاثی بعید است. این شخص کدام انسان بی غیرت دیگر است که بنام غیاثی به یک شخص مرده و شهید دشنام داده است.
      این خلاء و خطا از کابل پرس است که زمینه را طوری مساعد ساخته است که هر کس می تواند بنام کسی دیگری هرچه دلش خواست نشر کند. و این خود یک جنایت و آنارشیزم است، من با غیاثی تماس گرفتم و از او پرسیدم که چرا چنین نگاشته است؟ او قسم یاد کرد که چنین حرفها از او بعید است و غیاثی چندبار استاد مزاری رااز نزدیک دیده است و همیشه از مردانگی او توصیف می کند. این شخص کثیف کسی دیگری است که بنام غیاثی حاشیه نگاشته است.
      با احترام ابراهیم ادهم

    • عبدالعلی مزاری رقص مرده میکردبالای مردم بیگناه این واقیعت رادرویکیپدیا جستجوکنید درانگلیسی ودروغ هایکه به مسعودبسته میکنید معلوم میشود شما ازشکست که ازمسعودوشورای نظارخوردید کینه دارید وازکینه این گپ هارامیزنید زنده بادشیردره پنجشیر نروزدن والای هزاره ها واوغان ها

  • آقایان و خانم های مسؤل در پروژه عدالت افغانستان ! اینکه شما دست اندر کاران این پروژه از کجا و چگونه این ارقام را تهیه دیده اید کاری ندارم زیرا آنقدر از واقعیت ها و حقیقت ها بدور است که حتی نمی شود بالای آن به اندازه برگ کاهی اهمیت قایل شد . فکر میکنم شما ها شاید دو یا سه نفر موقع شناسی ، هنگام پروژه شناسی را درک کرده و با بمیان کشیدن پروژۀ ، بنام عدالت افغانستان چند دالری از پروگرام UNHCRبه کیسه زده اید . حال که موقع گزارش دهی از پول خدا داده فرا رسیده چند سطری را بدون در نظر داشت کوچکترین قواعد دستوری زبان فارسی دری به خور و دید همگان قرار داده اید تا هم خرما بدست آید وهم دل یار نرنجد .

    نمیدانم شما نویسنده گان این گزارش روی چی انگیزه وشرایطی و بخاطر چی هدفی این چرندیات را نوشته اید ؟ شما از تاریخی نوشته اید که همۀ مردم ما به چشم دیده و بگوشت و پوست لمس کرده اند . شما چی فکر میکنید با نوشتن این سطور : ( با مقایسه کابل با مزار شریف در اویل سال حکومت اسلامی جنگ شدید فروکش گردیده بود با توافق و محاصره شهر در ماه مارچ 1992 و در هم کوبیدن نیروهای مستحکم دوستم در منطقه یک فرقه قوی در بین احزاب عمده: جنبش، وحدت و جمعیت بجا گذاشت. ) آیا نویسندۀ محترم میتواند این سطور را بما تعبیر و یا معنا کند ؟ از کدام جنگ گپ میزنید ؟ در سال 1992 که این حقیر در همان شهر زنده گی میکرد ، جنگی کوچکی در آخر های گذر مارمل ، شادیان ، پنجشیر ، یولمرب که بدشت شادیان منتهی میشد بین قوت های جمعیت سیف الله عطا ذبیح الله و رسول پهلوان در گرفت که بمدت سه الی چهار ساعت دوام نمود و قوت های جمعیت بیشرمانه فرار کرد . اهالی منطقه پامال ملیشه های نه دوستم ، بلکه رسول پهلوان گردیدند . تا آمدن طالبان در سال 1997 دیگر کدام جنگی در مزارشریف در نگرفت .

    بفکر این حقیر شما ها تمام ثقل جنایات را مانند آقای جلال آبادی صیب به دوش پرچمی ها و شورای نظار انداخته اید . دشمنان منطقه یی حکمتیار با توپ و تانک و هوپیما های جنگی مدرن ملبس بودند و بیچاره حکمتیار و سیاف با توپنگ های دهن پر ، سیلاوه و شمشیرهای پدری بر ضد وطنفروشان به تنهایی جنگیده اند ؟ یا چطور ؟ از گزارش شما که چنین برداشت میشود !

    این اشخاص ر. ش. ک. وووو شما ها که چشم دید های خود را به شما منحیث شاهد خیالات شما قصه نموده اند کی ها اند ؟ این قصه ها ، قصه های دوصد ساله نیست که چند نفر محدود از آن دوران در قید حیات باشند که به فرموده های ایشان استناد فرموده و هی داد از عدالت و داد خواهی زده اید . محترمین و آقایان گزارش گر ، خانه خانه ، فرد فرد و از سی ساله شروع تا هفتاد و هشتاد سالۀ باشنده گان این ماتمسرای ما همه شاهد اند ، ضرورت به ر. د. و ش. شما نیست ، چرا دروغ مینویسید ؟ یا فکر کردید که همین تنها شما عدالت پسندانید که هر دروغ و افتراحی را که بنام پروژۀ نوشتید مردم قبول میکنند مانند پته خزانه ؟

    درنوشتن این گزارش چنان عجله نموده اید که بسر بچۀ نوسواد با خواندن آن میخندد . مثلأ شما نوشته اید : ( استقامت در مزار شریف در سال 1994 زمانی بر هم شکست که دوستم با حزب اسلامی بخاطر جنگ کابل ائتلاف کرد. ) کدام استقامت برهم شکست ؟ استقامت به معنی راستی ، اعتدال و ایستادن است و در مزارشریف بعد از جنگ جمعیت ، تنها جنبش بود که الی اشغال طالبان استقامتدار بود و بس !

    جنرال ماما امان الله گلم جم ( گلیم جمع ) قوماندان کندک اوپراتیفی 731 و جنرال خان محمد خان قوماندان کندک 732 و دگروال قادر کارگر قوماندان کندک 733 اوپراتیفی ریاست امنیت دولتی بلخ به ریاست محترم جنرال خان آقا بودند نه قوماندنان ملیشه . منکه خود سرباز همان دوره بودم ، میدانم که نسبت نبود البسه نظامی ، سربازان فرقه 53 دوستم ، فرقه 80 سید جعفر ، فرقه 70 جنرال مومن ، حتی فرقه 18 بلخ ، فرقه 20 نهرین تقریبأ نودفصد پرسونل نظامی با گوپیچه و لباس های شخصی که خود خریده بودند به محاربات اعزام میشدند . چرا دروغ ها را سر هم نموده اید بنام ملیشه ؟ همین فرقه ها و چند فرقه و تشکیلات محدود نظامی در مرکز بودند که حکومت داکتر نجیب را پاسداری میکردند . تمام پول و دارایی اوپراتیفی به جیب خان های دوسره دیورندی پاکستانی میرفت و سرباز ما که می جنگید لباس نداشت و خوراک نداشت . حیا و شرم هم چیزی خوبیست اگر داشته باشید ! شورای نظار و حزب وحدت با تعداد کمی پرسونل در مرکز اوغانستان علیه حکومت میجنگیدند و حکمتیار و سیاف در پیشاور لمیده بودند و با جنگ های کوچکی عقب نشینی در ماورای خط دیورند میکردند . شما هم در حق مجاهد و هم درحق پرسونل و جوانان غیور وطنپرستی که بخاطر حفظ وطن و اندیشۀ خود از جانهای شیرین خود گذشته اند با گزارش خود جفا ، ظلم و خیانت نموده اید .

    تقریبأ 95 فیصد سربازان حکومت داکتر نجیب از شمال ، مرکز و شمال غرب اوغانستان جذب و به سربازی اعزام میشدند . هرارگان دولتی چی نظامی و چی ملکی سهمیۀ در جلب و احظار سربازداشتند . شما فکر کنید روزانه در حدود 50 الی 70 نفر سرباز باید به خدمت زیر بیرق سوق میشدند . این ارقام تنها در ولایت قابل تطبیق بلخ بود ، از دیگر ولایات چیزی نمیدانم . حتی پسر بچه های پانزده و شانزده ساله که رویتأ مناسب جلب و احظار میبودند بدون آماده گی و تعلیم و تربیه نظامی به جبهات خوست ، گردیز ، پکتیا ، قندهار ، هلمند ووو ارسال میشدند و قوماندان و جنرال حکومت به بسیار سهولت ایشانرا به حکمتیار میفروختند و با سر بلند دوباره به آغوش داکتر نجیب بر میگشتند تا مدال قهرمانی به سینه های شان بکوبند و شمله غیرت را بلند تر ببندند .

    فروختن های سربازان و جزو تامهای نظامی توسط جنرالان و قوماندان خیل ها و زی ها و وال ها بود که مردم دیگر نخواستند فرزندان خود را تحت قومانده جنرالان وطنفروش و بیغیرت به جبهات گرم بفرستند ، روی همین انگیزه فرماندهان باشهامتی ازعقب میزهای کدری و لوژستیکی قد برافراشتند مانند ، جنرال نبی عظیمی ، آصف دلاور ، رزمنده شهید ، اکبر اسدی شهید ، ، یعقوبی ، دوستم ، گم جم ، سید اعظم سعید ، خان آقا ، مصطفی ، سید جعفر و غیره نام آورانی که جنگ و یورش جلال آباد و کوتای ننگین تنی را خنثی نمودند . اگر دست اندازی های قومی و قبیله وی جنایت آفرینانی مانند سلیمان لایق ، منوکی منگل و رفیع و دیگران نمی بود امکان آن میرفت تا چند سال دیگر حکومت داکتر نجیب لقان لقان پیش برود و مردم از شر مجاهد در امان میماندند .

    شما آقایان گزارشگر بدانید که هر سطر گزارش شما حقایق پوشی , جعل ، افتراح و دروغ است . بلی جنایت شده ، حق انسان این مرز و بوم پایمال شده ، تا هنوز اشک پدران و مادران ما در غم و اندوه فرزندان شان نخشکیده ، وطنفرهوشی به شکل مدرن و اساسی آن صورت گرفته ووو باید شما منحیث پروژه داران عدالت باید بطورهمه جانبه ، منطقی و با استدلال های جاندار ازوقایع و رویداد های گذشته با استناد به حقایق و چشمدید های شاملین و رهبران هردو جناح درگیر گزارشی جمع آوری میکردید که لاحقل درخور خواندن و اندیشیدن میبود زیرا امروز نتنها که همۀ مردم ما شاهد ودر قید زنده گی اند ، بلکه خرابه های جنگ دردوزخ ماتمسرای ما هنوز آشکارا و هویداست . شما دست کم گزارش بیطرفانۀ تهیه میداشتید که توازن چند فیصدی از حقایق ناگوار گذشته را در نظر میگرفتید . یک مشوره دارم به شما که هرچی عاجل و فوری این گزارش را باز نگری نموده شخصی را که با قواعد دستوری زبان فارسی دری آشنایی دارد بگمارید تا نواقص و کمبودی های نوشتاری را اصلاح نماید . چنان بچه گانه و سفلانه این گزارش را تهیه و نوشته اید که حیف میدانم وقت خود را به خواندن آن سپری نمایم . با خواندن فقط چند سطر آن حالت تهوع برایم پیش آمد . باسواد باشید !

    • مزاری جان!
      عجب نام های سیاه ونفرت انگیزی راکنارهم ردیف کرده ای ,این سیاهکاران کثیف ترین چهرها ی اند که انسان باوجدان از یاداوری نام شان شرم دارد مانند سیدجعفروگلم جم ,جلال ,خان آقا وهمه دیگرشان!!!
      وجدان هم چیزی خوبی است اگرکه میبود اندکی شمارا!

  • میخواهم قبل از همه به آنانیکه این گزارش جامع و عینی را آماده کرده اند تبریک بگویم. اگر منصفانه و بدون در نظر داشت مسایل قومی ، سمتی، گروهی و غیره قضاوت کنیم این گزارش کامل ترین و بیطرفانه ترین گزارشی است که پرده از چهره جنایتکاران سه دهه قبل بر میدارد. اینکه ما به عوض مسایل عمده در این گزارش که مسلما ً توضیح عمومی جنایات سه دهه قبل است به نکات خرده و پیش پاه افتاده همچو چگونگی دقیق این و یا آن حادثه مفرد و یا ترکیب جملات بپردازیم نه تنها که غیر منصفانه قضاوت کرده ایم بلکه به قربانیان جنایات هولناک گذشته جفا کرده ایم.

    میخواهم همچنان یک مشوره به آقای غیاثی بدهم که همانطور که خواهر ما حلیمه ابراز داشته اند شما متاسفانه جنایتکاران را نه بلکه آنانی را توهین کرده اید که هیچ گناه و تقصیری ندارند.

    • بابرجان!

      نمیدانم عدالت از نظر شما چیست؟ هرکسی که منحیث حامی عدالت میبیند در تصویر ها عکس عبدالعلی مزاری موجود نیست، خشگین میشود. من نمیدانم آن هزارهء وطندار ما که این مطلب را نوشته است از عدالت و جنایت چه تعبیری داشت است؟ مگر غیر یک تعبیر قومی چیزی دیگری میتواند باشد؟ فکر نمیکنم که اعمال عبدالعلی مزاری را نتوان جنایت خواند.

  • این گزارش را کدام برادر هزاره شما نوشته نکرده است. این قسمتی از گزارش پروژه عدالت افغانستان است و اگر کمی دقیق شوید جنایات تمام گروه ها بشمول حزب وحدت درآن انعکاس یافته است.

    • ّبابر جان!

      زیاد مطمئن هم نباشید که آن گزارش توسط کدام وطندار هزاره نوشته نشده است. در افغانستان حب و بغض در دوایر و دفاتر یک امر عادی است و به همین خاطر است که با مهارت چیز هایی کمتر و چیزهایی بیشتر در گزارش رنگ و رو گرفته اند. دیگر اینکه هدف من تصاویر بود که در آن تصویر آقای عبدالعلی مزاری دیده نمیشود.

  • عجب آدمهای بی شرمی پیدا میشوند. این شخصیکه خودرا ابراهیم ادهم میگه واز طرف من گپ میزند با جدوآبادش بد کرده. من میرویس غیاثی از ولایت بدخشان ولسوالی درایم هستم وفعلا در دنمارک زندگی میکنم. مقالات و کتابهای علمی زیادی نوشته کرده ام.

    باز همان گپهای خود را تکرار میکنم که مزاری بینی بچوق یک جنایتکار تمام عیار است و تمام هزاره های افغانستان مسئول جنایتهایش هستند بخاطری که از او پیروی کرده اند. قرآن شریف گناه تابع و متبوع را یکی میداند. نمی فهمم کابل پرس چرا به مردم اجازه میدهد که از طرف من گپ بزنند.

  • راستی یادم رفت که ایمل آدرس خود را نوشته کنم تا کسی میخواهد بیشتر گپ بزنیم به این آدرس به من ایمل کند: gheiathi@gmail.com

  • een comision-e hoqoqe bashar ba een hama maashate dolari ash bel akhera hameen rapore naqes ra taheya karda, agar een rapor ba kodam mahkamaye dar har kojaye jahan besepareed dobara barayetan mostarad mekonand , ba een charandeyat heech kase dar heech kojaye mohakema nameshawad, ta forsat baqi ast yak meqdare az een dolar ha ra sarfe amozeshe maslakiye afrade tan koneed ta farda na khod ra besharmaneed wa na ham mara . wa degar eenke yak chand ostade zaban ra estekhdam koneed ta een rapor ha ra az nazare naweshtare wa gramari eslah konand wa az ee qabeel gap ha, ok

  • فاشيستان قبيله كه خود مرتكب هزارها جنايت شده اند,هميشه كوشيده اند بر عليه ديكران ببافند.

  • سلام و احترامات
    خواننده محترم اين سايتها حتمآ باز کرده مطالعه نمايد
    سا ئینس گواه حقیقت قرآن مجید شده متن رامطالعه کنید
    http://www.ustadfaizi.com/index.htm
    http://www.google.ru/search?hl=ru&a... . .
    http://www.azmoone-melli.com/index... .
    http://www.islam411.com/library/

  • سلام
    عکس مزاری جنایت کار را نشر نکردید خوب این هم یک نوع قوم پرستی است وهرکسی که این جنایات را مرتکب شده اند جای ان جهنم است ............

  • shahzada pakhtoon
    all of is from you where is pashton without from one

  • این سایت ازهزاره ها است وهدف شان تفرقه است مه به مارشال صاحب خبرمیدهم که یک دفعه خوارتانه بگایه
    لعنت برچنگیزیان
    مرگ به قوم چنگیز
    ریختن خون مردم بیگناه وشکنجه کردن مردم درخون ای مردم ازبابایشان(چنگیز)مانده است

  • محترم راشد ! هرکسی که هستی . تومارشال را چه فکر کردی ؟ از نوشته تو چنين برمی آيد که مارشال فقط آله تناسلی را بدست داشته وبجای اينکه با کسی ازمنطق وعقل سرصحبت بازکند فقط از (......) جواب ميدهد . پس وای به حال مردم افغانستان که در راس اداره خود اين چنين غولان واوباشان دارند که باعث سرافگندگی وبدبختی شان گرديده و وحدت ويکپارچگی شان ازهم پاشيده است.

  • لعنت خدا هم بر سر مسعود وهم بر مزاری ملعون . همگیشان کاشته شدگان انگلیس وامریکا بودند دربین مسلمانان ما نمیدانستیم . که خدا مانند ابلیس لعنت شان کرد.

  • چرا عکس مزاری جنایتکار و سیاف جنایتکار را در بالا نیاوردید. جنایت هایی را که ای دو در کابل کرده اند فقط باید به خدا شکایت کرد.

<:forum:form_pet_message_commentaire:>

كى هستيد؟
  • اتصال
پيام شما
  • براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

  • پيوند هايپرتكست

    اگر پيامتان راجع به يك مقاله چاپ شده يا به يك صفحه اى كه داراى اطلاعات سودمندى است مربوط ميشود، خواهشمند است عنوان صفحه وآدرس آنرا در زير مشخص كنيد

يك سند اضافه كنيد




Kamran Mir Hazar: Editor-in-Chief / Email: editor at kabulpress.org

Copyright: 2003-2013 The Kabul Press: News, Discussion& Criticism | Afghanistan Press

کليه ی حقوق محفوظ و متعلق به سايت کابل پرس (افغانستان پرس) می باشد.