محمد ابراهيم عابد، از سرخرود جلال آباد با پيروزی بر رقيب خود غلام نبی روشن از مزار شريف، خنده سالار برنامه ی خنده بازار تلويزيون طلوع شد. آقای جلالی يکی از داوران اين برنامه و همچنين يکی از طنزپردازان کشور در گفتگو با کابل پرس، ضمن اعلام اين خبر گفت که آقای عابد بدليل دريافت رای بيشتر از سوی مردم به صورت اس. ام اس به عنوان خنده سالار شناخته شد.
يکی از طنزهای عابد از زبان آصف جلالی چنين است:
از کابل رفتم دَ جلال آباد تا شدم، يک انديوالمان پيش رويمان آمند. کو او بچه عابد ما در راديو شنيدم که مجسمه تو رَ دَ چوک جلال آباد جور می کنند از خاطری که خنده سالار شدی. مَ گفتم برو اُ بچه پشت ای گپا نبگرد. د افغانستان ايطور رواج نيست که زنده رَ قدر کنن. دَ وطن ما قدر هر کسی که باشه او وقتی ميایَ که بمبری.
آ بچه مذاق نمی کنم. مَ بخشش گفتم که برويم همو نفر يا دولت هر کسی که هست مَ را نشانش بده. که مَ بخشش بگويم که 4 لگ را دَ مجسمه مَ مصرف نکن. 20 هزارش را به مَ خودم بده. مَ می رم دَ همو چوک استاد می شم.
آقای جلالی درباره ی عابد به کابل پرس می گويد که آقای عابد از استعداد خوبی برخوردار است. بعد انتقادی طنزهای اجرا شده ی عابد، بيننده را به هيجان می آورد.

- تلويزيون طلوع در کابل
وی به خوانندگان کابل پرس که يک دو نفر از دوستان بعد از 5 سال با همديگر ديدند. بعد از احوالپرسی يکی به ديگری گفت که چه کار و بار. گفت والا بيکار هستم. گفتش چرا دَ عسکری نمی روی. جواب داد مَ که دَ عسکری بروم می شرمم. دوستش گفت چرا؟ پاسخ داد: دَ عسکری که بروم دو گپ است. يا سوق می شوم يا نه. اگر نشدم دوباره خانه می آيم. اگر سوق شدم باز دو گپ است. يا در مرکز می مانم يا مرا به سرحد روان می کنند. اگر در مرکز بودم پروا ندارد. اگر در سرحد روان کرد باز دو گپ است. در آنجا يا جنگ است يا امنيت. اگر امنيت بود هيچ گپی نيست. اگر جنگ بود باز دو گپ است. يا کشته می شوم يا مرا اسير می گيرند. اگر کشته شدم اين قدری که در اين وطن بيگناه کشته شد. من هم به سرش. اگر اسير گرفتند باز دو گپ است. يا مرا خشک می کنند يا صابون جور می کنند. اگر خشک کردند. خو زاغ و زنبور می خورندم. اگر صابون تيار کردن باز دو گپ است. يا صابون مشک می شوم يا صابون کالا. اگر صابون کالا بودم پروا ندارد. يا مرها دست خود را با من می شويند. يا خانم ها. اگر مردها شست فرق نمی کند. اگر خانم ها دست خود را شستند باز من می شرمم.









































