سال 2007، سال مولانای عزيز گذشت و اکنون سال 2008 است. من ابتدا ورود به سال 2008 را به تمام خوانندگان کابل پرس تبريک می گويم و اميدوارم در اين سال در افغانستان خشونت ها کمتر و محو شده و گام های عملی برای تامين حقوق بشر برداشته شود.
و اما سال 2008 از سوی مجمع عمومی سازمان ملل سال "بين المللی زبان ها" اعلام شده است. اين موضوع بسيار اهميت دارد وقتی بدانيم جهان در تلاش است که زبان های زنده ی جهان را حفظ کرده و رشد داده و از انقراض زبان هايی که به حاشيه رانده شده اند، جلوگيری کند. معمولا در همه جای دنيا تنوع زبانی باعث رشد و غنای زبانی می شود اما در افغانستان چرا اين موضوع عکس آن است؟
تمام نشانه های تنوع و گستردگی در جامعه ی افغانستان برای دشمنی و جنگ عليه يکديگر بکار گرفته می شود و از ويژگی های مثبت آن برای گسترش و ژرف کردن روابط انسانی استفاده نمی شود. اين موضوع وقتی اهميت پيدا می کند که می بينيم، از يکسو به ظاهر روشنفکران اين مملکت خود بيشتر از ديگران به اختلافات و يکی هم اختلافات از راه تفاوت زبانی دامن زده واز سوی ديگر دولت و مقامات نيز که بايد برای رفاه و آسايش مردم کار کرده و به مردم خدمت کنند، از تفاوت زبانی سوء استفاده کرده و تبعيض روا می دارند.
اگر به دانشگاه کابل برويد، استادی که فارسی زبان است به شاگردان پشتو زبانش نمره نمی دهد و استادی که پشتو زبان است به شاگردان فارسی زبان. اگر به وزارت فرهنگ برويد، وزير طالب ما جناب خرم، تمام تلاش خود را گذاشته تا زبان فارسی را کمرنگ جلوه دهد و از الف تا يای اين وزارتخانه را پشتو کند. کاری که وزير قبلی رهين عکس آن را می کرد. اگر به وزارتخانه ای برويد که وزير آن پشتو زبان است، از در و ديوار آن اعلاميه ها به زبان شيرين پشتو آويزان است و اگر به وزارتخانه ای برويد که وزير آن فارسی زبان است عکس آن. مقام فارسی زبان کار مراجعين پشتو زبان را درست انجام نمی دهد و مقام پشتو زبان هم کار مراجعين فارسی زبان را.
اين به ظاهر روشنفکران و مقامات نابخرد افغانستان از اختلافات زبانی کوهی ساخته اند که گويندگان اين دو زبان را به نظر خود از هم جدا کرده اند. می دانم در کنار اين اختلافات زبانی، اختلافات قومی، نژادی و گروهی هم بی تاثير نيست اما با همه ی اين ها هم پشتو زبان و فارسی زبان به ظاهر روشنفکر و هم مقام دولتی به مردم و زبان ظلم می کنند.
در کنار زبان های فارسی و پشتو زبان های ديگری هم در افغانستان عزيز هستند که رو به فراموشی می روند.
يادم می آيد، چندی پيش دوست ترکمنی را ديدم که درباره ی مشکلات زبان ترکمنی برايم گفت که برای نخستين بار بود شنيده بودم. اين مشکلات چنان است که بر پيشرفت اين زبان بومی تاثير گذاشته و آن را تحت تاثير قرار می دهد. در زمانی که بايد به اشکال گوناگون تلاش کنيم تا زبان های بومی رشد کنند، وجود مشکلات باعث ضعف و حتا کم کم انقراض اين زبان ها خواهد شد.
سال 2008 سال بين المللی زبان هاست، بياييم زبان ها را در افغانستان حفظ و رشد دهيم. اگر پشتو ضعيف است و رشد نکرده در رشد آن کمک کنيم اگر فارسی در حال رشد است و می خواهد جسد نيمه جان خود را در افغانستان درمان کند را به وابستگی متهم نکنيم. نگوييم پشتو زبان ما وابسته به حکومت پاکستان است و فارسی زبان ما وابسته به حکومت ايران. برای مساله ی زبان به عنوان پديده ای که توانسته قلمرو جغرافيايی را در نوردد، اهميت بيش از اين قايل شويم.
من قانون اساسی افغانستان را چندان نمی پسندم و در بسياری موارد آن را دارای تناقض و تبعيض می بينم. اما با اين وجود در قانون اساسی فصل اول، ماده ی شانزدهم آمده است که از جمله زبان های پشتو، دری، ترکمنی، بلوچی، پشه ای، نورستانی، پاميری و ساير زبان های رايج کشور، پشتو و دری زبان های رسمی دولت می باشند. در مناطقی که اکثريت مردم به يکی از زبان های ازبکی، ترکمنی، بلوچی، پشه ای، نورستانی، پاميری تکلم می نمايند، آن زبان علاوه بر پشتو و دری به حيث زبان سومی می باشد و نحوه تطبيق آن توسط قانون تنظيم می گردد.
قانونی که توسط اين مقامات فرصت طلب و نژادگرا بايد انجام شود متاسفانه اجرا نشده و ما بارها ديده ايم که مقامات عکس قانون و عليه منافع مردم کار می کنند.
سال 2008 سال بين المللی زبان هاست. در سال 2008 ما در کابل پرس به اين مساله بيشتر از پيش می پردازيم و کوشش می کنيم به مساله زبان و راه های رشد آن بيشتر بپردازيم.
در پايان پيام مدير سازمان يونسکو درباره ی سال بين المللی زبان ها را با هم می خوانيم که نمايندگی اين سازمان در افغانستان به کابل پرس ارسال کرده است:
"زبانها مهم اند!"
سال ٢٠٠٨ از سوی مجمع عمومی سازمان ملل بعنوان "سال بين المللی زبانها" نامگذاری شده است. سازمان يونسکو که وظيفه هماهنگی فعاليتهای سال آتی به آن محول شده است، مصمم است که وظيفه خود را به عنوان يک سازمان راهبردی در اين زمينه به طور کامل به انجام برساند.
اين سازمان از اهميت قاطع و حياتی زبانها در مقايسه با بسياری از چالشهای ديگری که بشر در دهه های آينده با آنها روبرو خواهد بود، کاملا آگاه است.
زبانها برای حفاظت از هويت افراد و گروهها و همچنين برای همزيستی مسالمت آميز آنها در جوامع، اهميت بنيادين دارند. آنها (زبانها) عاملی استراتژيک برای پيشرفت به سوی توسعه پايدار و ارتباط موزون مابين زمينه های عمومی و محلی می باشند.
زبانها دارای بيشترين اهميت برای رسيدن به اهداف مصوبات پيشين سازمان ملل در سال ٢٠٠٠ يعنی و "اهداف توسعه هزاره" (با نام اختصاری (EFA "شش هدف آموزش برای عموم" (با نام اختصاری می باشند. (MDGs
زبانها به عنوان عاملی برای همگرايی اجتماعی [در ميان گروههای هم زبان] نقشی استراتژيک برای هستند چرا که آنها در گسترش سوادآموزی عمومی و ( MDG برچيدن فقر مطلق و گرسنگی ( 1 مبارزه ،( MDG يادگيری مهارتهای زندگی موثرند. زبانها برای رسيدن به آموزش ابتدايی همگانی ( 2 اهميت بنيادی دارند و همه اين فعاليتها بايد به زبان های [ ( MDG با ايدز، مالاريا و ساير بيماری ها ( 6 مادری] جمعيتهای مورد نظر انجام شوند، اگر واقعا رسيدن به اين اهداف مد نظر است. حفاظت از دانش ذاتا به زبانهای محلی و بومی ( MDG و مهارتهای بومی و محلی و تضمين محيط زيست پايدار، ( 7 وابسته است.
علاوه بر آن تفاوتهای فرهنگی وابستگی زيادی به تفاوتهای زبانی دارد همانطور که در اعلاميه جهانی تنوع فرهنگی و برنامه فعاليتهای مرتبط ( ٢٠٠١ )، ميثاق حفاظت از ميراث فرهنگی و ميثاق پاسداری و ترويج تنوع فرهنگی ( ٢٠٠۵ ) بر آن تاکيد شده است.
اما در فاصله چند نسل آينده، ممکن است بيش از ۵٠ درصد از ٧٠٠٠ زبان رايج دنيا کاملا از بين بروند. کمتر از يک چهارم اين زبانها در مدارس و محيطهای آموزشی تکلم و تدريس می شوند و در فضای مجازی اينترنت بکاربرده می شوند و بيشتر آنها به صورت پراکنده استفاده می شوند. هزاران زبان ديگر که هر روزه بر زبان مردم جاری است، در مکانهای آموزشی و فضاهای نشر و رسانه ها مورد استفاده قرار نمی گيرند.
اکنون ما بايد دست به اقدامی عاجل بزنيم. چگونه؟ با تشويق و توسعه سياستهای زبانی، بگونه ای که هر جامعه زبانی قادر باشد تا ابتدا از زبان اول خود، يعنی همان زبان مادری خود، هرچه وسيعتر و هر اندازه که ممکن است در امر آموزش استفاده کند و در کنار آن در يک زبان ملی يا منطقه ای و يک زبان بين المللی نيز مهارت پيدا کنند. همچنين بايد افرادی که به زبان غالب (اکثريت) سخن می گويند را تشويق کرد تا به يک زبان ملی يا منطقه ای ديگر و يک يا دو زبان بين المللی تسلط يابند. تنها در صورتی که چند زبانی کاملا پذيرفته شود، تمام زبانها جايگاهشان را در دنيای گلوباليزه شده ما پيدا خواهند کرد.
از اين رو سازمان يونسکو از تمام دولتها، ارگانهای ملل متحد، سازمانهای جامعه مدنی، سازمانهای آموزشی، انجمنهای حرفه ها و ساير موسسات مرتبط و علاقه مند دعوت می کند تا فعاليتهای خود را برای تقويت مراقبت ويژه از زبانها و ترويج و پاسداری از تمام زبانها، به خصوص زبانهای روبه زوال، را در تمام زمينه های فردی و اجتماعی افزايش دهند.
خواه اين فعاليتها از طريق زمينه سازی در مورد آموزش زبانها، فضای مجازی (اينترنت) يا محيطهای ادبی باشد. خواه از طريق پروژه هايی برای حراست از زبانهای در حال زوال يا ترويج زبانها به عنوان وسيله ای برای به هم پيوستگی اجتماعی و يا جستجوی ارتباط بين زبانهای مختلف و توسعه اقتصادی، ارتباط بين زبانها و دانش بومی يا زبانها و خلاقيت انجام شود. در هر حال اين ايده که "زبانها مهم اند!" بايد همه جا ترويج شود.
روز ٢١ فبروری سال ٢٠٠٨ ، که نهمين سالگرد روز جهانی زبان مادری است، اهميتی ويژه خواهد داشت و يک فرصت زمانی ايجاد خواهد کرد برای معرفی شروع اقدامات جديد برای گسترش و ترويج زبانهای مختلف.
هدف مشترک ما اين است که اطمينان حاصل کنيم، اهميت تنوع زبانی و چندزبانگی در سيستمهای آموزشی، اداری و حقوقی، فرهنگی و رسانه ها، اينترنت و تجارت و اقتصاد در سطوح کشوری، منطقه ای و بين المللی به رسميت شناخته شود.
سال بين المللی زبانها، ٢٠٠٨ ، يک فرصت بی همتا ايجاد خواهد کرد تا پيشرفتی قاطع برای رسيدن به اين اهداف حاصل شود.
کوئيچيرو ماتسورا









































