ورود | نام نویسی |  درباره کابل پرس | تماس با کابل پرس نسخه موبایل  Home | Login | Register | About Kabul Press | Contact | RSS | Twitter | Facebook | Mobile Version

 کابل پرس من | حقوق بشر | آزادی بیان | افشای اسناد | دیدگاه | ببینید و بشنوید | عکس | کارتون | فرهنگ | گزارش | English

کابل پرس من > نمایشگاه دایمی عکس > عکس هایی از محل دفن برهان الدین ربانی؛ به امرالله صالح و عبدالله عبدالله اجازه سخنرانی (...)

عکس هایی از محل دفن برهان الدین ربانی؛ به امرالله صالح و عبدالله عبدالله اجازه سخنرانی داده نشد

جمعه 23 سپتامبر 2011

امروز جمعه پس از مراسم رسمی مذهبی در ارگ ریاست جمهوری، جنازه برهان الدین ربانی دفن شد. در جریان دفن جسد برهان الدین ربانی، مردم شعارهایی علیه کرزی، طالبان، القاعده و آمریکا سر دادند. در این مراسم به امرالله صالح و عبدالله عبدالله اجازه سخنرانی داده نشد. در حالی که بلندگو و میکروفن برای امرالله سالح قطع شده بود، او بر گرفتن انتقام تاکید کرده است.

عکس ها از رویترز





در همین بخش

اگر اینترنت کم سرعت دارید و کابل پرس را به سختی باز می کنید، نسخه کم حجم کابل پرس برای شماست
www.kabulmobile.com
افغانستان پرس
Afghanistan Press
Kabul Press mirror website
www.afghanistanpress.com
www.afghanistanpress.net
www.afghanistanpress.org
کابل پرس من > نمایشگاه دایمی عکس > عکس هایی از محل دفن برهان الدین ربانی؛ به امرالله صالح و عبدالله عبدالله اجازه سخنرانی (...)

آمار بازدیدکنندگان کابل پرس که همین اکنون روی سایت هستند

212 visiteurs en ce moment


دیدگاه و نظر خود را درباره این مقاله، خبر، گزارش، عکس یا کارتون بنویسید

پيام‌ها

  • حيف از اين خاك كه اين مردار را در ان دفن كردند

    • علي
      in khaak rabani ra ba ezad wa , ba abro ba milion nafar adad jenaaza paziroft . ba sawya bainulmelali , mantaqee . agarche ustad omrash ra khorda bod . ama khuda ba ustad marg ba ezat dad ke ba khatere watan wa solh khon khod ra daad . wai ba hale tu wa dashman hai rabaani ke marg tan qabr nadarid wa kase khabar nameshawad ke ki mord ya inke kase yadash ra namekonad .shahadat ustad bar rahrawanesh ezat wa eftekhar bakhshid . khodawand janat fredaws ra nasibsh konad.

    • به امید روزی که نعش پوسیده این قاتل کابلیان از تپه بی بی مهرو که سمبول مقاومت شیر بچه های کابل است بیرون افگنده شود.

    • علی گک!

      حیف این دنیا که تو گوساله را در آن هست کردند!

    • جلیل جان اندرابی!

      شیر بچه های کابل تان جز جنگ مرغ و بودنه، دل جنگ و مبارزه را ندارند اگر میداشتند هر گروه و مردم سواری شان نمیکرد.

    • علی جان تو دیگه چرا؟ تعریف های ما وآه وناله ای ما تاثیر بیشتر دارد تا اینگونه حرفهای شما! امیدوارم به مطلب رسیده باشی.

    • همین شیر بچه های کابل اولین درس های ... را بر سر بچه ها و دختر های شیر فروشان و ... یاد میگرفتند. از والده ات سوال کن، پدرت نمی تواند جواب دهد

    • حيف ان نان كه تو ميخورى حيوان,زن با كستانى.دشمن اين خاك امد و ان ابر مرد بزرك كه تلاشى مهمان را شرم دانست با مردانكى با اغوش بازبزيرفت, بخاطر صلح و صفا در كشور ايستاده جان داد.راستى امروز كرزى و سخنانش خوشم امد اي ن مرد بزرك بخاطر صلح براى من و تو خودرا قربان كرد.يا خر هستى و يا جاسوس با كستان,اى ملعون بست.صدقه نام على شوى على اين طور مانند تو جبون و بيغيرت نبود.اى مرد بزرك اكر انسان شهيد هم شود مانند تو در راه صلح ازين بهتر درجه نيست.جنت برين جايت.اين شير مردان وطن بجه مزار بجه شمالى شيران و عزيزان دلير كشور انتقامت را ميكيرند.مرك بر با كستان.مرك بر مزدوران با كستان.مرك بر ان بشتونهاى كه زير باى با كستان ان دشمن خاك جان و ناموس كشور ما,اوفتاده اند.مرك بر تو هم اى كثيف زن با كستانى و لعنت خدا برسرت.به ان دو شهيد قهرمان كه انتحارى را محكم كرفتند و خود جان دادن و ديكران را نجات دادندهم درود بيكران ميفرستيم.

    • مرگ جنایتگار ربانی بدست برادران همنوع او طالبان برای مردم افغانستان بسیار دلشاد کن نبود. ای کاش این قاتل مردم بدست بازماندگان قربانیان محاکمه میشد و به دار آویخته شده و درس عبرت برای هم قطاران او که در بالای جنازه اش گلو پاره میکردند مشد.
      کریمه

    • من فکر میکنم که بخاطر به این دو نفر اجازه نداد که گپ بزنید که حتمی کدام کپ نامعقول شاید می گفت که با خشم مردم می گشت و دو باره اب خت شده و ماهی بگیرد

    • کار شما مردم نان و ملی در تمام زنده گی پاروکشی بوده است. شما پاروکش ها و پاروفروش ها را به شیری و شیربچه گی چکار؟ اینکه دیگران برای شما شیر میداد دلیل دارد و آن اینکه هر گاه که پدران پارو کش و پارو فروش تان شرط را در بودنه بازی و مرغ بازی میباختند، مادران شمارا در صحنه ها و روسپی خانه های جاده کابل به حراج میگذاشتند و دیگران شما فرزندان پاروکش را شیر میداند. اگر شما پاروکش زاده ها کدام خصلت شیری و شیر بچه گی داشته باشید از درک شیر همان شیرزنان است ورنه مادران پوسیده در جنده خانه های جادهء تان و پدران پاروفروش تان چیزی در چانته نداشته اند که برای شخصیت شما پاروکش زاده ها، به میراث گذاشته باشند.

      در همین چهل سال کی نیست که شمارا سواری نکرده باشد. هرچند سواری کردن پاروکش کدام افتخار ندارد.

    • من نمیدانم که این چه کسانی هستندکه شخصیت مثل شهید صلح استادپرفیسور ربانی سخن میزنند شمایک بارتاریخ افغانستان راورق زده اید کیها بودند که این افغانستان راازدست عرب ها وپاکستانی ها باخون دوستان وهم قطاران خودوبعداخود راقربان کردند این هابودند که ناموس این کشور را نجات دادند شمابخاطر دارید که طالبان درزون شمال چه جنایت را انجام دادند فرق فقط این است که درآن زمان بادستار (لونگی) بودند ولی امروز بانکتای آمده اند بلی اهداف شان یکی است ببینید تاوقتیکه درست بریک مسله پی نبرده اید درسایت انترنت ننویسید این یک دروغ وطوطعه است اگرمسلمان هستید خداوند(ج) چه میفرماید که آنهای که دروغ میگویند ازبنده گان من نیست یعنی شیطان است . عبدالواحد (پنجشیری)

  • قتل فرمایشی ؟ اما ضروری! یک جنایت کار و یکی از بنیاد گذاران اخوان الشیاطین که طی مدت قریب به پنجاه سال مانند سایر جنایتکاران همردیف و هم مانندش چون گلبدین، سیاف، مجددی، گیلانی، خلیلی و محقق و امثال آنها برای مردم به جز از مصیبت و مرگ را به ارمغان نه آورده بود، تدفین و فاتحه خوانی سرکاری و تمویل شده از بودیجه دالری حکومت دست نشانده بر زندگی مردم از بدخشان تا سیستان و از خم آب تا نورستان نیز تاثیری ندارد. در طول تاریخ همچو نمایشات سرکاری را در تدفین و فاتحه خوانی نادر شاه مکار، داود ترون بادیگارد حفیظ الله امین، ظاهرشاه پدر بعضی از شورای نظاری ها شنیده و دیده بودیم، نیز تاثیر ندارد. مردم تنها از دربار ایزد متعال یک چیز را میطلبند و آن این است که هر روز یکی ازین جنایتکاران کم باد. مردم با کشتن این گونه "رابران" هیچ چیز را از دست نمیدهند. به گفتۀ «گوشت خر و دندان سگ». امید خبر مرگ ملا عمر و مارشال شلغم را به زودی بشنویم.

    • درین شرایط بودن ویا نبودن ربانی و امثال ربانی كدام تٱثیری در روند مناسبات سیاسی و نظامی ندارد. این هیاهو همه فرمایشی و نمایشی است. این گویا رهبران به مانند دانه شطرنج بدست خارجی ها است، هر وقت دل خارجی ها و نوكر های سرسپرده ایشان بخواهد ، این دانه های شطرنج را تغییر و تبدیل و نابود میكنند. فراموش نكنید كه اخوان الشیاطین و كمونست ها همه نوكر خارجی ها هستند.

  • بی فرهنگ های انساندشمن
    حرمت میت را بدانید. خداوند بزرگ روح شهدای جهاد را مغفور و مسرور بدارد.
    وا بحال شما که روزی چون سردمداران حزب سوته کراتیک جلق و خرچم بدنام مردار خواهید شد.
    دوزخ دنیا و آخرت مبارک تان!

    • انسان دشمن انهای اند که برای ساختن بلند منزل از جسد خلق الله زینه ساخته اند و در دوبی و شارجه و هند بنگله.
      حدیث شریف است که : پیر مرد گنهکار در پیری نیز از مجازات الهی برکنار نمی ماند و این است که حقانیت این حدیث را به چشم سر میبینیم. برای اثبات ادعا به این آدرس مراجعه کن:
      http://kabulpress.org/my/spip.php?a...
      تاریخ خلق و پرچم گذشته از بی ناموسی های عبدالله و مارشال شلغم و و آنکه دامادش را در روز روشن کشت بنویس.
      مگر شرمت نه آمد که عقب مزدور دیگر آی ای آی سیاف نماز جنازه ربانی خوانده شد.

    • هر میت قابل احترام نیست، مرده که پوست و خونش از ظلم و ستم و اجحاف و تعدی پرورش یافته باشد در زندگی و آخرت قابل نکوهش است.

    • جلندر ---- اوغان و حدیث!!!

    • رباني باني جنگ هاي داخلي و برادر كشي در كابل بود كه با به قدرت رسيدن او جوي خون در كابل جاري شد و پشتون را به جان هزاره انداخت و ازبك را به جان تا جك و بعد براي زدن حريفان خود حكمتيار و مزاري زمانيكه طالبان در ميدان شهر رسيدند رباني آنهارا فرشته صلح خواند.تا اينكه طالبان كابل را گرفتند و مزاري كشتند و حكمتيار مجبور شد فرار كند و رباني چوكي نت بولد شده اش را در تخار برد و بعد زمانيكه زور آمد بالايش با هزاره ها و ازبك ها پيمان همكار ي و كمك را در جبلسراج با دوستم و خليلي امضاء كرد كه به ايتلاف شمال مشهور شدو بعد رباني و مسعود وعده شكني كردند كه منجر به سقوط شمال به دست طالبان و كشته شدن هزارها انسان در شمال و مركز از سوي طالبان گرديد. زمانيكه مزاري بدست طالبا ن كشته شد رباني به خون مزاري خنده كرد وبا هزاره ها همكاري نكردتا اينكه فرشتته هاي صلح رباني مسعودش را به كام مرگ فرستاد آن زمان برادران ما و استاد متوجه اشتباه شان گرديدند و اما دير شده بود مسعود بعد از رهبر هزاره ها قرباني دوم تروريست ها گرديده بود . بعد رباني چون تشنه قدرت بود بسيار تلاش كرد تا چوكي بدست آورد به معامله هاي گو ناگون دست زد گاهي با همسنگران خودش كنار آمد وقتي ديد كه از اينها چيزي بر نميائيدواو همچنان تشنه قدرت بود به دامن كرزي پناه برد تا اينكه به رياست كميسيون صلح رسيد و به پاي چوكي به دستان برادران خود و فرشته گان صلح كشته شد. به يك كلام اين كار ها و كشته شدنها و قرباني دادن ها بهاي شكستن پيمان جبلسراج است كه لكه تاريخي به دامن مسعود و رباني باقيمانده است.و هرگاه اينها با وعده شان با هزاره ها و ازبك ها ايستاد ميبودند ديگر كمر پشتون ها شكسه بود و اين روزها را نمي ديديم.

  • قاتل انسان و انسانیت شما خاک فرشهای افغان هستند که 260سال میشه خاک خراسان را فروختن‏
    مر گ بر خاک فورشهای پشتون زندباد استاربانی که زن های شما اوغانهارا از دست پاکستانی ها نجات دادن

    • هه هه
      رحیم غلامبچه خدمتگار آل درانی بود و مارشال شلغم خدمتگار کرزی، با تقدیر چه باید کرد؟ جنازه بچه دوستک به امامت جنایتکار همدمش سیاف صورت گرفت و از بچه یوسف دلاک نیز چنین بود، منتظر هستیم که در نوبت بعدی (به گفته قانونی) جنازه کی را خواهد خواند.

    • تو خود مورده هستى تو را كسى نخواهد كشت بجف مانند سك.جلندر نام. تو را به ان مردان بزرك كارى نيست.تو بايد دهن كثيفت را هفت بار بشويي تا نام از ان شير مردان كه ايستاده و مردانه در برابر دشمن جان دادند بكيرى. او مورده اكر و جدان داشته باشى بايد ازين ياوه سرايى ماننك سك بشرمى.بخور نان بيغيرتى را كه ديكر هم كردن كنى.در راه انسانيت هم نر فته يي.

    • فریبا قندولک به نظر میرسد خیلی ناراحت استی؟
      بدون این که در باره کسی اطلاع داشته باشی بهتر است از پشتبانی نکنی. از همسنگران خود ربانی سوال کن که برایت چی میگوید.
      زمان که در قدرت رسیده بود در کابل چرا برای مردم هزاره کرسی نداده بود چرا از دادن کرسی انکار نمود. آیا آنها حق نداشت. هزار نفر را که در منطقه افشار کابل دسته جمعی به گور انداخته شده بود خدا نداشت.؟؟؟؟ کمی خون سرد باش. باشه قندولک؟

    • اين سايت براي جفنگ گويان تر تيب شده دست اندر كاران اين سايت هزاره هاي متعصب هستند كه ميخوا هند جاي شغيع ديوانه را با قلم هاي شان پر نما يند

    • سلام برادر، سلام خواهر ، آرزو میکنم که خدا ما و شما و همه را اصلاح کند و وطن ما وشما را ازاین همه بدبختی نجات بدهد انشاالله .
      عزیزان هموطن : وضعیت کشور ما خطرناکتر از آن است که بتوانیم هنوزهم به همدیگر خود اهانت کنیم . بااحترام
      عبدالاحمد از غزنی

    • جلندر جان -----نادر شاه خان ترکی یا افشار را چه کنیم!!!؟؟

    • جلندرک!

      بابای آل درانی چلمچی نادر افشار بود که گوش و بینی اش بجرم اینکه یک دفعه صحیح ... نگرفته بود از طرف نادر افشار بریده شده بود.

  • khodaro shokr in khare bozorg mordar shod haef be in khake kabol ke in khonkharo dar khodash ja dada in khonkhar dar dowranash hezaran jawan ra shahed kardan wa chiqhadr kaboliha ra bekhaneman kardan agar in sage najis nabod hala talib ham nabod ...khodawanda jaie in malon ra dar dozakh dar bad tarinja qharar bede amin.... uomidwaram marshal shalkham wa sayafe gay nafaraye badi bashe

  • DOSTI BA MADARAN SHAYTAN (USA ISI TALIBAN).taliban fawran Sayaf khan awghan ra ham ba darja e shahadat kodam mordagawi digar nayl konand. warna diwana hai jamiati bad az Masod Afg. ra ba 40 kishwar mozdor sakhtand ainbar ba140.....

  • har waqhat khonkharan Abdola adola mozdor wa Atanore namos frosh wa golbedi bedin wa mola omare jazami ke chand sali ast ke be maraze jazam mobtalashode ta be hal khodash ra ba hech kas wa dar rasaneha ne shan nadade wa hamsale inha yeki yeki mordar beshe wa jame sharbate jahannam ra benoshe khorasan bozorg golo golzar mishe be umid anroz .....khodawanda share in khonkharan ra az roye in zamin kam kon amin... wa inharo dar jahanam mashhor bedar amin.....fuck mojahedi lie

  • افغانستان در بد ترین مرحله تاریخ ملی خود قرار دارد !
    مصاحبه با جریده افغان رساله
    متن مصاحبه تاریخی پوهاند دوکتور محمد عثمان روستار تره کی مورخ بیست ودوم اګست ۲۰۱۱با افغان رساله
    افغان رساله : ارزیابی مختصر شما از اوضاع کشور چیست ؟
    جواب :
    افغانستان در بد ترین مرحله تاریخ ملی خود قرار دارد : حضور نظامی قریب پنجاه کشور با داشتن اجندای استخباراتی و جنگی ، فقدان یک حکومت مرکزی ، نفاق قومی ، فقدان مصئونیت جان و مال مردم ، همه اسباب سقوط جامعه و حتی متلاشی شدن کشور را در جغرافیای پر تشنج منطقه فراهم آورده است .

    بحران منشآ داخلی و خارجی دارد :
    ــ خارجی به این معنی که نفوذ در افغانستان با استفاده از وسائل مشروع یا نا مشروع در صدر اجندای کشور های منطقه و خارج منطقه قرار گرفته است .
    ــ داخلی به این مفهوم که بی بند و بار ترین اشخاص به عرصه سیاست کشور کشانیده شده اند : مشتی عناصر معامله گر اعم از حکومتی یا غیر آن بی آنکه در موضع دفاع منافع کشور خود بایستند ، در عرصه خدمت به بیگانگان درگیر رقابت با یکدیگر شده اند .
    کانفرانس اول بن با تضاد و پرادوکس خطرناکی آغاز شد ، که جریان بعدی انکشاف اوضاع را تحت تآثیر قرار داد : این تضاد عبارت بود از ضرورت ائتلاف نظامی بین المللی به گروه های جنگی از یک طرف و استقرار یک نظام دیموکراتیک ( ! ؟ ) به کمک ائتلاف با جنگ سالاران و تکنوکراتان از جانب دیگر .
    از بطن کانفرانس بن حاکمیت مملو از تضاد و کشمکش زاده شد ، که طی آن گروه های جنگی مخالف دیموکراسی مسلط در نظام مکلف به پیاده نمودن دیموکراسی شدند .
    کشتی این دیموکراسی همین اکنون در گل نشسته است .
    از سوء نیت تاجران دیموکراسی که بگذریم ، تطبیق موازین دیموکراسی لیبرال و گلوبلیزیشن بدون طی یک مرحله انتقالی برای کشور عقب مانده ایکه سه دهه جنگ را از سر گذشتانده است ، اشتباه دیگری بود که فقر عمومی را بدنبال داشت .

    افغان رساله :
    19 اگست مصادف است به روز تجلیل استقلال افغانستان . تجلیل این روز را در شرایطی که بیرق قریب پنجاه کشور بر فراز بارک های نظامی شان در قلمرو افغانستان در اهتزاز است ، قابل توجیه میدانید ؟
    جواب :
    نه ! بدو دلیل
    یکی اینکه ازان جائیکه دولت افغانستان از حق اِعمال حاکمیت خود محروم است ، کشور را میتوان اشغال شده نامید . مثلآ حکومت کابل در تآئید ، تردید و تمدید حضور قوت های خارجی ، نقل و انتقال واحد های نظامی آنها در قلمرو ملی هیچگونه اختیاری ندارد. عملیات نظامی نیرو های خارجی از جمله بمباردمان قرآ و قصبات از کنترول حکومت کابل بیرون است . مراجع رسمی از شمار سربازان مستقر در کشور اطلاع ندارند. نیرو های خارجی میتوانند افغان ها حتی مامورین حکومتی را که خود ساخته اند در داخل یا خارج در زندان بیاندازند و یا بکشند .
    کمک های خارجی توسط مراجع امداد دهنده با وساطت او ، ان ، جی ها به مصرف میرسد . خلاصه کلام زمین و فضای افغانستان از اختیار دولت افغانستان بیرون است .
    مگر اشغال بیش ازین شاخ و دُم دارد که موجب تردید شود . اما هرگاه تجویز شورای امنیت ملل متحد را در حضور قوت های خارجی در کشور به استناد بگیریم میتوان گفت که افغانستان به نحوی در تحت الحمایگی جامعه بین المللی قرار دارد . تحت الحمایگی قاتلانه ، خونریز و مملو از جنایات جنگی زیر لوای موسسه ملل متحد . حمایت بین المللی نباید در جهت مغایر حق حاکمیت ملی که تهداب منشور ملل متحد را تشکیل میکند ، قرار بگیرد . وضع متآسفانه چنین نیست .

    بنآ هرگاه کشور های خارجی کلیه اعمال خود را تابع توافق دولت افغانستان نسازند ، حضور شان اشغالګرانه و از نظر حقوقی و لو برای یک روز غیر قابل توجیه است .
    وقتی ثابت شد که افغانستان تحت اشغال است ، عملیات جنگی مخالفین مسلح به جنگ ضد اشغال و آزادیخواهانه تعبیر میشود . آنگاه مخالفین مسلح اعتبار مقاومت مسلح را دریافت مینمایند و این خود نتایج مهم حقوقی را به نفع افغانستان بدنبال دارد .
    دیگر اینکه دولت تحت اشغال حق تجلیل را ازان چیزیکه به مردم خود عرضه نکرده است ( آزادی ) ندارد .

    • قسمت دوم :

      تجلیل از آزادی حق کسانی است که برای حصول آن قربانی میدهند .افغان رساله :
      جنگ ضد تروریزم را میتوان جنگ موفق نامید ؟

      جواب :
      تا حال تعریف دقیقی از تروریزم داده نشده است . ازین رو جنگ ضد تروریزم جنگ کثیر الابعاد و پیچیده قرن بیست و یک است .
      در برخی کشور های اسلامی ( افغانستان ، عراق ، فلسطین ، لبنان و غیره ) جذبات اسلام سیاسی با احساسات ملی در هم آمیختگی قرار گرفته و به منبع فکری و عقیدوی جنگ ضد مسیحیت تبدیل شده است . ازین گذشته شماری از گرو هائیکه تروریست نامیده میشوند چون حماس ، حزب الله ، لشکر مهدی ، تحریک اسلامی پاکستان و غیره با تنظیم و تطبیق پروگرام های کمک اجتماعی به مردم ، در میان توده ها نفوذ کرده اند . کسانیکه پیاده کردن عملیات تروریستی را در نظر دارند ، در میان مردم پراگنده میشوند . قلع و قمع شان ایجاب عملیات وسیع نظامی را در میان مردم میکند . تحقیر توآم با تلفات مردم بیگناه موجب برانگیختن خشم شان میگردد . در آتش چنین خشمی است که تروریزم انکشاف مینماید .
      بنآ جنگ ضد تروریزم ، جنگ با قهر و خشم عامه مردم است . تعجب درین جا است که علی الرغم اینکه مثلآ حماس ، حزب الله و تحریک اسلامی طالبان در لیست تروریست امریکا شامل شده اند ، طی ده سال ، هدف عملیات جنگی امریکا طالبان افغانی ( مقاومت افغانی ) این روستازادگان عاشق آزادی ، قرار گرفته است که شامل لیست نیستند .
      مبارزه با تروریزم به شکلی که آغاز شده است ، نا موفق است . زیرا :
      ــ عملیات ترورستی در سطح منطقه رو به افزایش است .
      ــ پروسه دیالوگ با کشور هائیکه متهم به حمایت از تروریزم هستند ( چون ایران و سوریه ) به شدت صدمه دیده است .

      ــ کشور های بزرگ جهان توجه را از معضلات اساسی چون فقر ، مرض و بیسوادی در ممالک عقب مانده به سوی دیگری معطوف ساخته اند .
      ــ با افزایش قدرت اجرائی حکومت ها به ضرر صلاحیت پارلمان ها با تمسک مبارزه با تروریزم ، حقوق بشر و حقوق جنگ پامال شده است . کشور های غربی میباید مبارزه با تروریزم را از مبارزه با تضاد هائی که خود خلق کرده اند ، آغاز کند :

      تضاد میان شمال و جنوب ، تضاد میان حمایت از دیکتاتور ها علیه دیموکرات ها و بالاخره تضاد در سیاست خارجی مبتنی به حمایت از برخی کشور های دشمن با اسلام . بیمورد نیست گفته شود که یگانه متحد القاعده سیاست خارجی برخی کشور های غربی بخصوص امریکا در برابر دنیای اسلام است . در حسن نیت شمار کوچکی از زمامداران امریکا در بوجود آوردن یک دنیای مملو از عدل ، دیموکراسی و صلح نمیتوان تردید داشت . آنچه مورد سوال است عدم شناخت واقعیت های جهان است . در افغانستان نظامیان امریکا در تاریکی فیر میکنند . قوت و ظرفیت یک لیدرشپ جهانی درین است که به اشتباهات خود اعتراف کند و در صدد اصلاح آن براید نه آنکه روی آن اصرار نماید .
      افغان رساله : چرا اسلام سیاسی به این پیمانه نیرومند شده است که غرب آنرا خطری برای تمدن مسیحیت تلقی مینماید ؟

      جواب :
      غرب در ادوار مختلف تاریخ دشمنانی در برابر خود داشته است . هرگاه دشمنی وجود نداشته روی ضرورت عمدآ تولید شده است : انارشیست در قرن نزده ، کمونیست در قرن بیست و امروز هم اسلام سیاسی .

      اسلام رادیکال منطق وجود ناتو را بعد از ختم جنگ سرد توجیه مینماید .
      غرب استعمارگر در دهه 50 الی 80 از اسلام سیاسی به مثابه افزار ستراتژیک استفاده کرده است : در همین مقطع زمانی جذبات اسلامی علیه ایدیولوژی کفر و الحاد کمونیزم بین المللی و گرایش های ناسیونالیزم دنیای عرب در شرق میانه عربی مورد استعمال قرار گرفت .
      جهاد و مقاومت مردم افغانستان علیه تجاوز شوروی موقع بیشتری بدست غرب داد تا اسلام سیاسی را تقویت کند .

      در دهه 90 حکومات سودان ، سومالی ، ایران و افغانستان در دست گروه های اسلامی افتاد . در کشور های دیگری گرو های اسلامی چون جماعت اسلامی ، جمعیت العلمای اسلامی ( پاکستان ) ، حماس ( فلسطین ) ، حزب الله ( لبنان ) ، حزب اسلامی ( افغانستان ) با قوت سربلند کردند .
      در حالیکه در 1914 اروپا مرکز تشنجات بود ، فعلآ بحران در حوزه جغرافیائی اسلام تمرکز کرده است . از مصر تا پاکستان و از قفقاز تا سودان ( دارفور ) با گذشتن از افغانستان ، عراق ، کردستان ، بلوچستان ، لبنان ، فلسطین ، سومالیه معروض به جنگ و بیثباتی است . درین بخش جهان از قوت حکومت ها کاسته شده و به نیروی ملیشیای ستیزه گر اسلامی سیاسی افزایش بعمل آمده است . درین حوزه فرهنگی ، اسلام سیاسی دارای همان قوت اجتماعی است که انارشیست ها در قرن 19 و کمونیست ها در قرن 20 در اروپا بودند . نکته مهم اینکه این اسلام یگانه نیروی اجتماعی رزمنده ضد غرب قیاس میشود که غربیان در صدد مهار کردن آن برامده اند . غربیان رادیکالیزم اسلامی را به سادگی تروریزم نامیده اند . افغانستان ، عراق و پاکستان به مثابه مراکز جنگی ضد رادیکالیزم اسلامی ( تروریزم !) تعیین شده است .
      اشتباه غرب درین است که عوض احترام به بخشی از مدعیات مشروع گروه های اسلامی و کمک به رشد سریع اقتصادی و اجتماعی کشور های مربوط ، خواستار مقابله نظامی با اسلام سیاسی است که به بسیار سئهولت و با کمال سطحی نگری نام تروریزم روی آن گذاشته شده است .

      افغانستان مثال برجسته این شیوه برخورد عوام زده و در عین حال مغرضانه است : تروریزم به حربه قتل عام یک قوم بدل شده است .
      اما واقعیت جای دیگری است : قوت های اشغالگر در افغانستان به بهانه مبارزه با تروریزم قصد تخریب ساختار های سنتی جامعه اسلامی و قبیلوی را از طریق عملیات نظامی دارند تا زمینه حکومت کردن را از طریق یک نظام دست نشانده مساعد بسازند . افسانه شکست ناپذیری یک ملت مغرور باید باطل شود تانقشه ستراتژیک به میل مهاجمین شکل بگیرد .
      بهرحال ! دیروز غرب در « عقب » اسلام سیاسی برای درهم کوبیدن رقبای ستراتژیک خود قرار داشت و امروز در « مقابل » آنچه افراط گرائی اسلامی نامیده میشود . افراط گرائی ایکه خود مسئولیت رشد آنرا بدوش دارد .
      متوجه هستید که غربیان چگونه روی منافع خود گاهی از ما برای خود دوست و زمانی دشمن میسازند . غربیان مبارزین امروز آزادی افغانستان را تروریست مینامند . این تروریست ها در زمان جنگ ضد اشغال شوروی قهرمانان آزادی بودند .

      افغان رساله :
      در مورد محاکمه جنایت کاران جنگ نظر تان چیست ؟

      جواب :
      محاکمه جنایت کاران جنگ یک ضرورت تآمین عدالت ، صلح و ثبات اجتماعی و سیاسی است .

      در کشور هائیکه جنگ طویل المدت داخلی را از سر گذشتانده اند ، محاکمه جنایت کاران صرفآ از طریق تشکیل یک حکومت مرکزی قوی و در انزوا قرار گرفتن گروه های جنگی میسر است .

      در افغانستان به دلیل نفوذ گروه های جنگی در اداره دولتی و ائتلاف این گروه ها با هسته جنگی ائتلاف خارجی ضد تروریزم ، هنوز تناسب قوآ به نفع حکومت که در موقف بسیار ضعیف قرار دارد ، تغییر نکرده است . بنآ حکومت توان کشانیدن متهمین جنایات جنگی را به محاکمه ندارد . اما میتواند بر مبنای حق الله لیست متهمین را به اطلاع عامه برساند . نفع این کار درین است که متهمین در تپ و تلاش غیر اصولی به قصد دستیابی یا حفظ امتیازات اداری کم جرئت میشوند . زمینه های استعمال آنها به مثابه موره های سطرنج سیاسی در دست خارجی ها از میان میرود .

      در کشور هائیکه به دلیل ضعف نظام ، امکانات محاکمه جنایت کاران جنگی موجود نیست ، محاکم اختصاصی موقتی از طرف شورای امنیت ملل متحد سازماندهی میشود .

      در مورد محاکمه مجرمین جنگ یوگوسلاویا ی سابق ، در لاهه محکمه اختصاصی ساخته شد ( 1993 ) . همچنان مجرمین جنگی روندا و تانزانیا از جانب محاکم اختصاصی بین المللی مورد بازخواست قرار گرفتند .

      در افغانستان تا اتحاد هسته جنگی ائتلاف نظامی بین المللی با گروه های جنگی افغانی درهم شکستانده نشود ، نمیتوان امیدی به تشکیل محکمه اختصاصی در سطح بین المللی داشت .
      وقتی از محاکمه جنایت کاران جنگی افغانی صحبت میشود ، نباید از جنایات مرتکب شده توسط ائتلاف نظامی بین المللی در مقطع زمانی اشغال با بی اعتنائی گذشت.

      افغان رساله :
      در مذاکره با مخالفین مسلح چه موانعی پیش آمده است ؟
      جواب :
      مذاکره با مقاومت مسلح در دو چینل مطرح است : شورای صلح و امریکا .
      قبل از صحبت روی این دو مورد این نکته را باید متوجه بود که جنگ و صلح در حد صلاحیت حکومت کابل نیست . در مورد ، مرجع تصمیم گیری قوت های اشغالگر است .
      یک ــ شورای صلح به ابتکار حکومت کابل از گروهای جنگی ترکیب شده است . آنها لااقل دوبار در قتل جمعی در حدود ده هزار طالب در دشت لیلی دخیل دانسته میشوند.

      بنآ شورآ طرف دعوی مقاومت مسلح است و از رخنه مقاومت در داخل نظام و یا سهم آن در تشکیل آینده نظام احساس ترس و نگرانی میکند . روی همین دلیل شورآ نمیتواند ماموریت صلح داشته باشد .
      مقاومت در رد تلاش شورای صلح به قصد آشتی که به ابتکار حکومت بوجود آمده است منطق خود را دارد . به این معنی که :
      ــ نظام موجود در افغانستان محصول اشغال و قاتل هزاران افغان است .

      ــ نیرو های خارجی را بر سرنوشت کشور حاکم ساخته است .
      ــ فاسد و فاقد پشتوانه ولسی است .
      ــ توانمندی مقابله با حکومت های موازی را که تمامیت ارضی کشور را معروض به خطر ساخته اند ، ندارد .
      دو ــ امریکا با تحمل تلفات بیش از 1500 سرباز ومصرف 1500 ملیارد دالر،
      درک کرده است که با مقاومت ملی و اسلامی مردم افغانستان مواجه است . مقاومتی که دران گرایش های حاشیوی رادیکال اسلامی برای تغذیه عقیدوی و تکتیک مقابله مؤثر با دشمن بکار گرفته میشود ، نه به مثابه یک ستراتژی نظام سازی ویا صدور انقلاب اسلامی در سطح جهان .
      علت تذبذب و تردید امریکا در طی سالیان اخیر در رابطه به مذاکره با مقاومت مسلح واضح است : امریکا و متحدین انگلیس و فرانسه نمیخواهند با تعبیه یک نیروی قوی سیاسی و جنگی ایکه هزاران قربانی برای داعیه آزادی و اسلام داده اند ، در معادله سیاسی ، محور پر قدرت حسابگر را در برابر پخپل سری های خود داشته باشند : ناتو برای جلوگیری هسته های قدرت مدافع منافع افغانستان به استقامت های مختلف تلاش کرده است . سرمایه گذاری سیاسی روی برخی جنگ سالاران در شمال افغانستان و استعمال آنها علیه حکومت دست نشانده و مقاومت مسلح ، یکی از آنها است.

      یک واقعیت را نباید از نظر دور داشت : در سطح جهان دیپلوماسی امریکا در برخورد با دیکتاتور ها و اسلامیست های دوست و وفادار انعطاف پذیری حیرت آوری را تمثیل کرده است : امریکا دشمن استبداد و اسلام نیست . دشمن دشمن سیاسی خود است.

      افغان رساله :
      در گیر و دار حوادث ، مخالفین مسلح در چه وضعی قرار دارند ؟
      جواب :

      با ملاحظه اینکه در شرایط اشغال ، استقلال و سلامت کشور های اشغال شده را تناسب قوای جنگی تعیین میکند ، مقاومت مسلح یگانه نیروی جنگی برای حفظ سلامت افغانستان قیاس میشود .
      با حذف این مقاومت قوت های اشغالگر هیچگونه وزنه مقابل برای ایجاد حکومت های ملوک الطوایفی قومی وابسته و مزدور و استقرار پایگاه های نظامی بی شمار در آنها در برابر خود نخواهند داشت . افغانستان خرد و خمیر خواهد شد و بدنبال آن جغرافیای منطقه زیر و زبر خواهد گردید . جنگ تا افق های نامعلوم استمرار خواهد یافت .
      اگر امریکا در ادامه مذاکره مستقیم و رسیدن بیک موافقت در باب صلح از انعطاف پذیری لازم و در عین حال سرعت عمل کار نگیرد ، احتمال اینکه مقاومت هرچه بیشتر در حلقه نفوذ حریف های در کمین نشسته ضد هژمونی ناتو در منطقه قرار بگیرد و بیش از پیش ظرفیت جنگی خود را انکشاف بدهد ، از امکان بعید نیست .
      ازین گذشته برخورد خشن و تند حلقاتی از نظامیان امریکائی در برخورد مجاهدین و مبارزین در جنوب ، این احتمال را که در نهایتِ کار ، مقاومت افغانی کاملآ در تحریک اسلامی طالبان پاکستان ، القاعده و سائر بنیاد گرا ها مدغم شود ، بوجود آورده است .
      اعلامیه نیمه رسمی امریکا در کسب امتیاز پایگاه نظامی در افغانستان موجب تحریک حساسیت های جنگی ضد امریکا در منطقه شده است : ظهور رقابت نامرئی برای جلب حمایت مقاومت مسلح افغانی از جانب کشور های منطقه محسوس میشود . شبکه های وسیع کمک تسلیحاتی و لوژستیک روسیه ، چین و ایران به کمک پاکستان برای ارتقای بیشتر ظرفیت جنگی مقاومت مسلح مخفیانه فعال شده اند .
      بدنبال قیام های ولسی در دنیای عرب ، برای کشور های غربی موارد دیگر عطف توجه پیدا شده است که صرف امکانات استخباراتی، پولی و تسلیحاتی زیادی را مینماید.

      وقت آن رسیده است که در افغانستان ، کار در جهت ثبات سازی صورت بگیرد .

      افغانستان با ثبات و دارای حق حاکمیت ملی میتواند پارتنر مطمئن متساوی الحقوق هر کشوری در درون و بیرون منطقه باشد . ازین گذشته در پروگرام های ستراتژیک منطقوی حرف خود را داشته باشد .
      فرانسه2 اگست 2011

      دوکتور م ، عثمان روستار تره کی

    • باقی سمندر

      برای باردوم منتشر میګردد

      باقی سمندر
      بیست وهفتم سنبله سال ۱۳۹۰ خورشیدی
      هجدهم سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی

      سخنی باآقای دوکتور م، ع ، روستار تره کی

      سلام به خوانندګان ارجمند کابل پرس
      سلام به آقای روستا ر تره کی
      آقای روستا ر تره کی !

      مقاله شما را سراپا خواندم و در نخستین نګاه درمقاله شما به مطالبی برخوردم که مسایل مطروحه شما میتوانند بسیار بحث برانګیز باشند . در پایان مقاله شما متوجه شدم که نګاشته اید :
      « خلاصه کلام با نزدیک شدن تاریخ خروج قوای خارجی و انتقال مسئولیت های امنیتی بیک اردوی قومی و تنظیمی که به مقصد همکاری در اشغال کشور
      تشکل یافته است ، افغانستان بار دیگر طعمه آتش جنگ های داخلی خواهد گردید »
      نخستین پرسشم از شما اینست :
      آقایون ستر جنرال محمد رحیم وردک وزیر دفاع ملی افغانستان – وستر جنرال شیر محمد خان لوی درستیز افغانستان در راس اردوی افغانستان نمایانګرهویت قومی اند – اګر آری از کدام قوم و ترکیب قومی نمایندګی مینمایند و ترکیب قومی در اردو افغانستان چګونه است ؟
      همین اکنون رییس قوای امنیتی افغانستان آقای نبیل است – این آقای از دیدګاه قومی شما به کدام کته ګوری تعلق دارد ؟
      پس سوال دیګر اینست :
      اګر با « انتقال مسئولیت های امنیتی بیک اردوی قومی و تنظیمی که به مقصد همکاری در اشغال کشور
      تشکل یافته است ، افغانستان بار دیگر طعمه آتش جنگ های داخلی خواهد گردید »
      الترناتیف شما چیست ؟
      مسولیت به کدام مرجع انتقال داده شود ؟
      به تحریک طالبان اعم از شورای کویته یا اطرافیان شان ؟
      به حزب اسلامی افغانستا ن و شخص ګلبدین ؟
      یا به کدام مرجع دیګر؟
      شما در آخرین بخش ها نوشته ایدکه :
      « ـ افغانستان از حالت جنگ به صلح از یک مرحله انتقالی که طی آن یک حکومت ملی و اسلامی اردوی تنظیمی و قومی فعلی را به یک اردوی مسلکی تغییر قیافه بدهد ، بگذرد »
      پس اګربرای لحظه ای بپذیریم که اکنون « اردوی تنظیمی و قومی » وجود دارد وتا« اردو مسلکی » بوجود بیاید – زمان و فاصله وجود دارد و به نظر شما « « ـ افغانستان از حالت جنگ به صلح از یک مرحله انتقالی که طی آن یک حکومت ملی و اسلامی » بایست بګذرد .
      پس این مرحله انتقالی راچګونه توضیح میدهید ؟
      انتقال قدرت سیاسی – نظامی – امنیتی برای کی ؟ وچه وقت ؟
      اینکه شما مینویسید « افغانستان بار دیگر طعمه آتش جنگ های داخلی خواهد گردید »
      پس برای جلوګیری از جنګ های داخلی چه طرحی دارید ؟
      جنګ ها راکی ها دامن میزنند وګسترش میدهند ؟
      آیا شما به شکل سر پوشیده از حضور نظامی قوای امریکا و ناتو و شرکا در افغانستان برای جلوګیری از « جنګ های داخلی » همین اکنون با این تز خود حمایه نمیکنید و از طرف دیګر حامی پروپا قرص طالبان و شرکا نیستید ؟
      آیا شما با رارایه این تز خود بنام صلح در تیوری و پراتیک در خدمت جنګ قرار ندارید ؟
      به درهای سفته شده خویش نګاه نمایید !
      شما نګاشته اید که :
      «
      ــ تمرکز توجه نظامی ناتو به انسوی خط دیورند به مثابه مرکز صدور تروریزم ستراتژی جنگی ناتو با پلان جنگی پاکستان در تقابل قرار گرفت «
      اقای روستار تره کی !
      شما به شکل پوشیده از تقابل با پلان جنګی پاکستان سخن میګویید – لطفن توضیح بدهید که پلان جنګی پاکستان به مثابه واکنش در برابرپلان ناتو مطرح ګردیده است یا اینکه بیش از حضور نظامی قوای ناتو در ګوهیایه های هندوکش عملان پلان جنګی پاکستان در افغانستان درعمق استراتیژی پاکستان عملی میکردید و ده ها نوع تاکتیک در خدمت استراتیژی واحد پاکستان قرارداشت و طالبان به مثابه ابزار در خدمت هماڼ استراتیژی قرار داشت وکماکان قرار دارد.؟
      اینکه شما مینویسید :
      «پاکستان در صدد افتاد تا با تقویت هرچه بیشتر توان جنگی مقاومت افغانی و انکشاف سیالیت تحرکات جنگی مقاومت در دو سوی خط دیورند ، در داخل افغانستان به ناتو آنقدر مصروفیت و جنجال ایجاد نماید که « واقعیت » عملیات نظامی
      در آنسوی خط دیورند به « خواب و خیال » بدل شود . »
      وقتی شما اعتراف میدارید که « «پاکستان در صدد افتاد تا با تقویت هرچه بیشتر توان جنگی مقاومت افغانی... ، در داخل افغانستان به ناتو آنقدر مصروفیت و جنجال ایجاد نماید ــ»
      پس شما چګونه در خدمت دولت پاکستان و مقاومت که طالبان نامیده میشوند با حزب اسلامی افغانستان و توان شان توسط دولت پاکستان مورد حمایت قرار کرفته است – قرار دارید ؟
      یک عنصر ملی نه مدافع ناتو و شرکا و متحدین اش میباشد ونه مدافع طالبان و شرکا ولی شما آقای روستار تره کی مدافع تاریخ زده ترین نیروها قرار ګرفته اید و آیا میتوانید توضیح بدهید که چرا ؟
      شما نګاشته اید که :
      « ــ تمویل ، تجهیز و تطمیع اقلیت های قومی و استعمال آنها علیه پشتون ها به مثابه مانع بزرگ جنگی در راه تطبیق ماستر پلان ستراتژیک در منطقه »
      آقای روستار تره کی !
      لحظه ای خود وجدان خود را اګر ممکن باشد – بیطرف سازید و بیان دارید که اقلیت های قومی کیانند و « اکثریت قومی » کدام است ؟
      شما با کدام سرشماری به این نتیجه رسیده اید ؟
      شما وقتی مینویسید که :
      « « ــ تمویل ، تجهیز و تطمیع اقلیت های قومی و استعمال آنها علیه پشتون ها به مثابه مانع بزرگ جنگی در راه تطبیق ماستر پلان ستراتژیک در منطقه »
      در نخستین برخورد از آقلیت های قومی در برابر پشتون ها سخن میکویید و پشتون هارا اکثریت جلوه میدهید واین تحریف تاریخ است و انسانی که در پیش از نام خود پیشوند دکتورای فرانسوی را حمل مینماید و به این شکل قبیلوی ګپ از اقلیت وآکثریت ګپ میزند – به یقین که نمیتواند ګامی بسوی صلح بردارد.
      بسا ګپ های دیګر در مقاله شما قابل بحث و نقد اند – اما من بخاطریکه باعث ملال خاطر خوانندګان ارجمند نګردم – عجالتن از طرح همه مسایل در این بخش صرف نظر مینمایم .
      یار زنده وصحبت باقی
      .

    • این روستار ترکی خبیث در قدم اول دشمن واقعی پشتون هاست، زیرا بااین چرندیات که به نام پشتون ها مینویسد، در اخیر امر تمام اقوام غیر پشتون را علیه پشتون ها تحریک میکند و به دشمنی مقابل پشتون ها دعوت میکند. این مکروب خیلی خطرناک، ماهرانه و به امر باداران خارجی خود به برادرکشی بین اقوام بیچاره افغانستان دامن میزند.
      ما نباید فریب اورا بخوریم.

  • این مقاله بخوانید، جالب است.
    در مرگ جانیان وطن فروش ماتم روا نیست! (سیدهاشم سدید)
    http://www.goftaman.com/daten/fa/articles/part26/sadeed-22-09-2011.pdf

    • I think both abdulah and amrulah saleh needs to shame becouse peopel know them well they are taking advantage of th funeral cermany for thier own propegenda and they arenot sad becouse of rabbani they are sad becouse of thier loosing power bot were currapted they dont have enough khnoweldeg to run such a seat that karzai hired them during his first governement
      Hamed azizi

    • سلام به آقای نادر!
      قبل ازهمه ازلینک مقاله محترم اقای سید هاشم سدید ازشما یک جهان سپاس.
      خدمت آقای سیدهاشم سدید وهمچنان آقای نادر بحیث شاګرد یا هوا خوای شان باید عرض کنم که امروز مردم ازجریان های افراطی چه بیدینی ولاییک باشند ویاهم دیین مدار از هردو بی زارند.
      اینجا میخواهم یک نقل کنم که یکی از دوستان چپی لجام ګسیخته نوشته است که کشته شدن برهان الدین ربانی توسط طالبان همان مقوله ای ګوشت خر ودندان سګ را بیاد می آورد.
      من هم میخواهم همین مقوله را بحیث یک واکنش علیه آقای سیدهاشم سدید استعمال کنم که سید هاشم سدید را می توان به ګوشت خر تشبیه کرد ومخالفان اسلام ګرای شانرا که درسایتهای دعوت وافغان جرمن علیه مضامین بحث انګیز آقای سدید واکنش نشان داده اند به دندان سګ تشبیه نمود. خوب میدانم که این کار من غیر اخلاقی است ولی دربرابر چنین افرادی غیر از نشاندادن عمل بالمثل دیګر چاره ای وجود ندارد.
      آقای سید هاشم سدید چند بار علیه دین ودین داران ودین سالاران چیزهای نوشتند که بدون شک درخط افراط ، سیر میکرد درمقابل یک تعداد مستعار نویسان پشتون نیز کم نیا مدند وچه دشنام ها وتوهین های نبود که نثار آقای سدید نکردند. به قول عوام آنچه ازسی دندان شان آمد نثار آقای سدید کردند.
      تا جاییکه من مشاهده کرده ام: آقای سدید درین سن وسالی که تشریف دارند مثل جوانان احساساتی واز خود بیګانه ، میان افراد ورهبران وجریانهای مختلف بحکم یک نویسنده ای ژرفنګر تفاوت وفرقی قایل نمی شوند وهمه را مثل سوته ای حافظ دریک ردیف خاین وطنفروش وجانی وخاین خطاب می کنند که چنین عمل وقیحانه دور از عرف وآداب یک نویسنده وپژوهشګر است. آقای سدید در آخر فرموده اند هرچند که وی مخالف ترور واعمال تروریستی اند ولی هرتروریکه درحق افرادی نظیر رهبران جهادی وخلقی وپرچمی صورت میګیرد درحقیقت یک عدالت اجرا شده است.
      خیلی جالب !!! پرسش من از ایشان این است که با نوشته های کفر آمیزیکه شما قبلا درسایتها از خود بروز داده اید میتوان یک اسلام ګرای افراطی شما را به ضرب چاقو از پا دربیاورد وآنوقت دیګران نیز بګویند که باوجودیکه من مخالف اعمال تروریستی میباشم ولی آنچه که درحق سدید کافر انجام شده عین عدالت بوده است؟ آنوقت ماتم داری وعزا داری برای شما که عقاید ملیونها مسلمان توهین روا داشته اید چه معنا دارد؟ شاید بګویید بعدازاینکه من مردم برایم بی تفاوت است که کسی ماتم بګیرد ویا نه. اما برای فامیل محترم تان چی؟ آیا کسی حق دارد که بعداز کشته شدن شما بنویسد که سیدید کافر ملعون مرتد به جزای خویش رسید. آنچه که وی مستحق بود درحق وی اجرا شد. آیا چنین قضاوتی عادلانه است؟

      خدمت آقای سدید باید عرض کنم که بحث جنګهای کابل را درین پیام بنده نمیخواهم بازنویسی وتکرار کنم، ایشان میتوانند تمام قسمت های مقاله ای بنده را دررابطه به جنګهای کابل بحیث یک شاهد عینی درسایت کابل پرس زیر عنوان : درحاشیه ا ترور احمد ولی کرزی ومروری بر حوادث ګذشته مطالعه فرمایند.
      مدعی ومصر نیستم که تمام سخنانم را چون وحی منزل قبول کنند، ولی لا اقل این انتظار را دارم که با عقلانیت وسعه صدر با قضایا برخورد کنند، معلومات ایشان دررابطه به جنګهای کابل بعداز سقوط داکترنجیب الله براساس اسنادیست که حزب ګلبدین یا بقایای رژیم دکتر نجیب الله آنرا برشته تحریر درآورده اند. کسیکه میخواهد راجع به جنګهای کابل ابراز نظر کند نباید به ګفته های یک طرف درګیر تکیه کند .
      فراموش نباید کرد که من با بخش اسلام ګرایی استاد برهان الدین ربانی وحزب جمعیت اسلامی هیچ سنخیت فکری ندارم ولی به افراط ګرایی آقای سدید نیز هرګز نمیتوانم باورمند باشم. افراط ګرایی آقای سدید من با افراط ګرایی ګلبدین وملاعمر دو روی یک سکه اند.
      چنانچه عرض شد مردم افغانستان اعمال افراط ګرایان اسلامی و هم چپګرایان لجام ګسیتخه ای مسؤول و غیر مسؤول را بچشم سر دیده اند ومی بینند وبدون تردید آقای سدید با نامهای که ازآقایون قیوم رهبر وغیره برده اند نیز نمیتوانند بیطرف تشریف داشته باشند.

      جالب این است که آقای سدید با تمام دشنامهای که ازطرف بنیادګرایان لجام ګسیخته اسلام ګرا درسایتهای انترنتی خورده اند بازهم برهان الدین ربانی را جزو افراطیون اسلامی و اورا نیز سزاوار این نمیداند که بحیث یک ریس جمهور سابق کشور درنبود وی ماتم بګیرند.
      کیسکه خود قربانی وطنفروشی دیګران شده است آقای سدید بالای وی برچسپ وطنفروشی زده است، کسیکه دربرابر وطنفروشان ، جهاد را رهبری کرده است وی را آقای سدید وطنفروش وخاین میداند. همان مجاهدان بی مدعای که آقای سدید ظاهرا به ایشان درود میفرستد همه زیر قومانده ولوای رهبری شخصی بنام برهان الدین ربانی جام شهادت نوشیده اند.
      بهرحال درین رابطه نمیخواهم سخن را با آقای نادر ویاهم آقای سدید سخن را بداراز بکشانم باید عرض کنم که : این قلم با برداشتی که ازسیر وقایع وطن خودم دارم درافغانستان مشکل مردم مشکل قومی است نه مشکل دینی. حتی درین همین سایت مصاحبه ای روستار تره کی را بخوانید که خود اعتراف دارد که رادیکالیزم اسلامی با خواستهای قومی وقبیلوی پشتونها درهم آمیخته است واین سبب بروز مشکلات کنونی ګردیده است.
      آقای سدید باید جرأت کنند وشجاعت مندانه بدون ترس وهراس از دوستان بشتون خویش باید صراحتا اعتراف نمایند که مشکل افغانستان عدم استحاله قومی دریک واحد کل بنام افغانستان میباشد. درین راستا پای دین نیز لنګ شده است. استاد برهان الدین ربانی چه که صدها برهان الدین ربانی نیز قادر به مهار نمودن این مشکل نشده ونخواهد شد. زمانیکه یک قوم مشخص دین را با خواستهای هژمونیستی خویش درهم آمیزد وبا عبارت دیګر اسلام را پشتونیزه کنند آنوقت نه الازهر مصر توانایی حل قضایا را دارد ونه هم حوزه علمیه قم ونه نجف عراق.
      آقای سدید باید بپذیر ند که پشتونها چه کمونیست وچه اسلامګرا وچه غربی ولیبرال درحفظ منافع قومی وسنتی خویش حتی دین را هم قربان میکنند.
      این اعمال انتحاری تحفه بن لادن وایمن ظواهری با خواستهای پشتونها کاملا دریک هم آهنګی وتطابقت قرار ګرفته است بناء حل این مشکل تنها به برهان الدین ربانی ومسعود برنمی ګردد بلکه مشکل باید اساسی ریشه یابی شود پشتونها مانند آقای سدید از اقوام غیر پشتون این توقع را دارند که مانند همان دهقان بی خبر ودهاتی باید ازهمه چیزها بی خبربمانند وحق تعین سرنوشت خویش را نداشته باشند دربرابر هرخواست ظالمانه باید سکوت اختیار کنند درغیر آن باید برچسپ (دپردیو جاسوسان) را برجبین شان بخورند.
      آقای سدید باید به قضایا عمیق فکر کند نه سطحی

    • Dear Hamid Azizi!

      Please do not write in English in this section

      Amrullah Saleh wants an independent investigation be carried out in this case
      Thanks

      Perviz Behman

    • " زمانیکه یک قوم مشخص دین را با خواستهای هژمونیستی خویش درهم آمیزد وبا عبارت دیګر اسلام را پشتونیزه کنند آنوقت نه الازهر مصر توانایی حل قضایا را دارد ونه هم حوزه علمیه قم ونه نجف عراق.
      آقای سدید باید بپذیر ند که پشتونها چه کمونیست وچه اسلامګرا وچه غربی ولیبرال درحفظ منافع قومی وسنتی خویش حتی دین را هم قربان میکنند. "

      دقیق گفتی برادر.بشک

    • واقعآ که بسیار خوب گفتید اما خدمت تان عرض کنم اینکه افغانستان از همین لحاظ بدبخت است که تحمل پذیری ندارد وهر کدام میخواهد خودرا بمقام برساند وهمین باعث شده که از آریانا وخراسان یک افغانستان بسیار کوچک جور شود ما باید به این عقیده باشیم که چطور میتواند یکنفر چند ملیون نفر دیگر را تحت یک قیادت قرار دهد واز انها در بخش خواسته های مشروع ویا غیر مشروع خویش استفاده کند البته که ما دو نفر را هم هم عقیده ساخته نمیتوانیم پس نقص در کجا هست نقص در این ملت بی چاره مان هست هر کس که یک چند روپیه در دست شان داد ویا شکمش شانرا پر نمود پس اینها غلامهای حلقه بگوش میگردند بدون اینکه فکر کند این راه به ترکستان میرود بطور مثال
      شما ببینید که آقای احدی یک پروفیسور است اما رهبر افغان ملت ها است وهدف مقصد شان مقدس نیست ومردم زیاد گردهم جمع کرده اند اگر مردم ما بیدار میبود هرگز اجازه نمیدادند چنین تنظیم بوجود بیاید باز هم از شما تشکر

  • باقی سمندر

    برای بار دوم منتشر میګردد

    باقی سمندر
    بیست وهفتم سنبله سال ۱۳۹۰ خورشیدی
    هجدهم سپتامبر سال ۲۰۱۱ میلادی

    سخنی باآقای دوکتور م، ع ، روستار تره کی

    سلام به خوانندګان ارجمند کابل پرس
    سلام به آقای روستا ر تره کی
    آقای روستا ر تره کی !

    مقاله شما را سراپا خواندم و در نخستین نګاه درمقاله شما به مطالبی برخوردم که مسایل مطروحه شما میتوانند بسیار بحث برانګیز باشند . در پایان مقاله شما متوجه شدم که نګاشته اید :
    « خلاصه کلام با نزدیک شدن تاریخ خروج قوای خارجی و انتقال مسئولیت های امنیتی بیک اردوی قومی و تنظیمی که به مقصد همکاری در اشغال کشور
    تشکل یافته است ، افغانستان بار دیگر طعمه آتش جنگ های داخلی خواهد گردید »
    نخستین پرسشم از شما اینست :
    آقایون ستر جنرال محمد رحیم وردک وزیر دفاع ملی افغانستان – وستر جنرال شیر محمد خان لوی درستیز افغانستان در راس اردوی افغانستان نمایانګرهویت قومی اند – اګر آری از کدام قوم و ترکیب قومی نمایندګی مینمایند و ترکیب قومی در اردو افغانستان چګونه است ؟
    همین اکنون رییس قوای امنیتی افغانستان آقای نبیل است – این آقای از دیدګاه قومی شما به کدام کته ګوری تعلق دارد ؟
    پس سوال دیګر اینست :
    اګر با « انتقال مسئولیت های امنیتی بیک اردوی قومی و تنظیمی که به مقصد همکاری در اشغال کشور
    تشکل یافته است ، افغانستان بار دیگر طعمه آتش جنگ های داخلی خواهد گردید »
    الترناتیف شما چیست ؟
    مسولیت به کدام مرجع انتقال داده شود ؟
    به تحریک طالبان اعم از شورای کویته یا اطرافیان شان ؟
    به حزب اسلامی افغانستا ن و شخص ګلبدین ؟
    یا به کدام مرجع دیګر؟
    شما در آخرین بخش ها نوشته ایدکه :
    « ـ افغانستان از حالت جنگ به صلح از یک مرحله انتقالی که طی آن یک حکومت ملی و اسلامی اردوی تنظیمی و قومی فعلی را به یک اردوی مسلکی تغییر قیافه بدهد ، بگذرد »
    پس اګربرای لحظه ای بپذیریم که اکنون « اردوی تنظیمی و قومی » وجود دارد وتا« اردو مسلکی » بوجود بیاید – زمان و فاصله وجود دارد و به نظر شما « « ـ افغانستان از حالت جنگ به صلح از یک مرحله انتقالی که طی آن یک حکومت ملی و اسلامی » بایست بګذرد .
    پس این مرحله انتقالی راچګونه توضیح میدهید ؟
    انتقال قدرت سیاسی – نظامی – امنیتی برای کی ؟ وچه وقت ؟
    اینکه شما مینویسید « افغانستان بار دیگر طعمه آتش جنگ های داخلی خواهد گردید »
    پس برای جلوګیری از جنګ های داخلی چه طرحی دارید ؟
    جنګ ها راکی ها دامن میزنند وګسترش میدهند ؟
    آیا شما به شکل سر پوشیده از حضور نظامی قوای امریکا و ناتو و شرکا در افغانستان برای جلوګیری از « جنګ های داخلی » همین اکنون با این تز خود حمایه نمیکنید و از طرف دیګر حامی پروپا قرص طالبان و شرکا نیستید ؟
    آیا شما با رارایه این تز خود بنام صلح در تیوری و پراتیک در خدمت جنګ قرار ندارید ؟
    به درهای سفته شده خویش نګاه نمایید !
    شما نګاشته اید که :
    «
    ــ تمرکز توجه نظامی ناتو به انسوی خط دیورند به مثابه مرکز صدور تروریزم ستراتژی جنگی ناتو با پلان جنگی پاکستان در تقابل قرار گرفت «
    اقای روستار تره کی !
    شما به شکل پوشیده از تقابل با پلان جنګی پاکستان سخن میګویید – لطفن توضیح بدهید که پلان جنګی پاکستان به مثابه واکنش در برابرپلان ناتو مطرح ګردیده است یا اینکه بیش از حضور نظامی قوای ناتو در ګوهیایه های هندوکش عملان پلان جنګی پاکستان در افغانستان درعمق استراتیژی پاکستان عملی میکردید و ده ها نوع تاکتیک در خدمت استراتیژی واحد پاکستان قرارداشت و طالبان به مثابه ابزار در خدمت هماڼ استراتیژی قرار داشت وکماکان قرار دارد.؟
    اینکه شما مینویسید :
    «پاکستان در صدد افتاد تا با تقویت هرچه بیشتر توان جنگی مقاومت افغانی و انکشاف سیالیت تحرکات جنگی مقاومت در دو سوی خط دیورند ، در داخل افغانستان به ناتو آنقدر مصروفیت و جنجال ایجاد نماید که « واقعیت » عملیات نظامی
    در آنسوی خط دیورند به « خواب و خیال » بدل شود . »
    وقتی شما اعتراف میدارید که « «پاکستان در صدد افتاد تا با تقویت هرچه بیشتر توان جنگی مقاومت افغانی... ، در داخل افغانستان به ناتو آنقدر مصروفیت و جنجال ایجاد نماید ــ»
    پس شما چګونه در خدمت دولت پاکستان و مقاومت که طالبان نامیده میشوند با حزب اسلامی افغانستان و توان شان توسط دولت پاکستان مورد حمایت قرار کرفته است – قرار دارید ؟
    یک عنصر ملی نه مدافع ناتو و شرکا و متحدین اش میباشد ونه مدافع طالبان و شرکا ولی شما آقای روستار تره کی مدافع تاریخ زده ترین نیروها قرار ګرفته اید و آیا میتوانید توضیح بدهید که چرا ؟
    شما نګاشته اید که :
    « ــ تمویل ، تجهیز و تطمیع اقلیت های قومی و استعمال آنها علیه پشتون ها به مثابه مانع بزرگ جنگی در راه تطبیق ماستر پلان ستراتژیک در منطقه »
    آقای روستار تره کی !
    لحظه ای خود وجدان خود را اګر ممکن باشد – بیطرف سازید و بیان دارید که اقلیت های قومی کیانند و « اکثریت قومی » کدام است ؟
    شما با کدام سرشماری به این نتیجه رسیده اید ؟
    شما وقتی مینویسید که :
    « « ــ تمویل ، تجهیز و تطمیع اقلیت های قومی و استعمال آنها علیه پشتون ها به مثابه مانع بزرگ جنگی در راه تطبیق ماستر پلان ستراتژیک در منطقه »
    در نخستین برخورد از آقلیت های قومی در برابر پشتون ها سخن میکویید و پشتون هارا اکثریت جلوه میدهید واین تحریف تاریخ است و انسانی که در پیش از نام خود پیشوند دکتورای فرانسوی را حمل مینماید و به این شکل قبیلوی ګپ از اقلیت وآکثریت ګپ میزند – به یقین که نمیتواند ګامی بسوی صلح بردارد.
    بسا ګپ های دیګر در مقاله شما قابل بحث و نقد اند – اما من بخاطریکه باعث ملال خاطر خوانندګان ارجمند نګردم – عجالتن از طرح همه مسایل در این بخش صرف نظر مینمایم .
    یار زنده وصحبت باقی
    .

    • دربرابر خری که از مکه باز آمده است ( روستار ترکی) ازدر بحث وفحص و استدلال وارد شدن ؛ آب در هاون کوبیدن است. این فرد تا مغز واستخوان قبیله پرست و فاشیست مشرب است وتیوریزه ساختن موجودی مثل طالب را تناه وظیفه ی پشتونی خود می داند. جفنگ های او نه تنها بحث برانگیزبلکه تهوع آور است.

  • باید ما انتقام خون رهبر شهید خود را از کرزی سگ زی بیگیرم
    چون این خائن ها 260 سال میشه خاک پاک خراسان را به خون خاک کشاندن

    • مه چندان به گپ های سیاسی میاسی نمیفهمم
      اما خواهش میکنم به یک سوال مه جواب بدهید
      شنیده ام زمانیکه ربانی وسیاف درمصر درس میخواندند
      خانم های محترم شان روابط اجتماعی شان را گسترش داده برای خود ازخلق الله کسانی را یافتند تاازوسوسه های شیطان آنان رابرحذردارند وهرآنچه احساس ضرورت میکردند همان خلق الله مشکل شان را رفع میکرد.
      وقتی رهبران معظم پس آمدند سیاف فورا زنش راکشت وربانی که چندان در قصه این گپهانبود خانمش را حفظ نمودوازابتکارش تمجیدهاکردواورا آنقدر نوازش نمودتابه بی بی حاجی فعلی مبدل شد
      که قسمت اعظم دارایی ربانی درداخل کشور راسرپرستی میکند
      آیا این قصه صحت دارد یاخیر؟
      اگرچه این گپهابمن کدام ارتباط هم ندارد ولی چکنم انسان کنجکاو میباشد.اگرکسی جواب هم نداد خیراست پرواندارد.

    • پدرمن هم قصه کرده است که سالها قبل دراوج مستی وجوانی یک زن شوهر دار از ولایت قندهار که ازقبیله بارکزی بود دوست جانا جانی ام بود که همیشه وقت میګفت که از شوهر اصلی اش همیشه دختر می زاید و او آرزوی داشتن یک پسر را همیشه در دل داشت ونام قربان علی خیلی خوشش میامد نشود که من وتو برادر هم دیګر باشیم او ساده خدا

    • او کودن!
      گپ مادرت راست است تو با قربانعلی برادر هستید، مادر فرزند خودرا بهتر میشناسد، پدر بی غیرت و بی ایمانت غیر از دروغ گفتن هنری دیگری ندارد. رجب علی

  • دوستان عزیز با نام های مستعار چون علی، پنجشیری ویا هندوکش بازی نخورید، اینها همه فرزندان فاشیزم و طالبان بی ناموس و کمونیست های شرابی و مزدور هستند که میخواهند از طرف عقده های ناشی از جهالت خود را بگشایند از طرفی بین برادران پارسی زبان ( تاجیک ها، ازبک ها و هزاره ها) تفرقه بی اندازند..

    دوستان هوشیار باشید.

  • اوغان بچه های بیفرهنگ ومزدور با نامهای مستعارکابلی -هندوکش وغیره وارد سایت شده و اولآ تاجیکها را بهم می اندازند و بعد هزاره وتاجیکرا.
    این اوغان بچه بیفرهنگ از رحیم غلام بچه یاد مینمایند وطرف دیگرقضیه را نمیسنجند که ظاهر کل عیاش را بابای خود و حتی بابای دیگر اقوام بومی خراسانی میخوانند.
    اگرچنین باشد پس ظاهرکل یکی از چراغ کشها ویا آدمهای پستی بوده که فرزندان خودرا هم درپهلوی خویش میخوابانده و با آنها تجاوز جنسی مینموده.
    ویا اینکه قرض بابای ملتانی خود احمدشاه ملتانی ادا مینمود.
    کابلی

  • این روستار تره کی خبیث در قدم اول دشمن واقعی پشتون هاست، زیرا بااین چرندیات که به نام پشتون ها مینویسد، در اخیر امر تمام اقوام غیر پشتون را علیه پشتون ها تحریک میکند و به دشمنی مقابل پشتون ها دعوت میکند. این مکروب خیلی خطرناک، ماهرانه و به امر باداران خارجی خود به برادرکشی بین اقوام بیچاره افغانستان دامن میزند.
    ما نباید فریب اورا بخوریم.

  • سلام
    از خداوند برای شهید بهشت برین وبرای بازماندگان ان صبر جمیل خواهانیم
    هیچگاهی نباید برای کشته شدن یک نفر چی افغان باشد یا امریکائی خوشحال شد باید برای انها دعا کنیم
    بی شک که این کار ای اس ای پاکستان بود و به امید روزی که پاکستان ( تولید وصادرکننده انتحاری) از روی نقشه جهان نابود شود .

  • BYAID WATAN RA ABAD BESAZSM DOSTAN

    آنلاين بنگريد : http://KABUL PRESS

<:forum:form_pet_message_commentaire:>

كى هستيد؟
  • اتصال
پيام شما
  • براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

يك سند اضافه كنيد




Kamran Mir Hazar: Editor-in-Chief / Email: editor at kabulpress.org

Copyright: 2003-2013 The Kabul Press: News, Discussion& Criticism | Afghanistan Press

کليه ی حقوق محفوظ و متعلق به سايت کابل پرس (افغانستان پرس) می باشد.