ورود | نام نویسی |  درباره کابل پرس | تماس با کابل پرس نسخه موبایل  Home | Login | Register | About Kabul Press | Contact | RSS | Twitter | Facebook | Mobile Version

 کابل پرس من | حقوق بشر | آزادی بیان | افشای اسناد | دیدگاه | ببینید و بشنوید | عکس | کارتون | فرهنگ | گزارش | English

کابل پرس من > دیدگاه > نگاه دیگر به محرم

نگاه دیگر به محرم

شهامت پرسش و جرات نواندیشی

سه شنبه 15 ژانويه 2008, بوسيله‌ى جعفر رضائی

بهرترتیب، شیعه روشن سینه نمی زند و با ناله های باستانی شبهای خوش زندگی اش را حزین نمی کند. ناگفته پیداست که او از تنهایی و انزوای شبهای محرم ( شبهای که خلق او به شهرمی ریزند وسکوت سال را با فریاد های خود، با نوحه های خود، با اشک های جاهلانه خود، با صدا های فرود آمدن دستان شان بر سینه برهنه ای شان، با تن های پرخون و قلب های لبریز از اندوه و ماتم که سنت و عادت بر او تحمیل نموده است، می شکنند و شبهای تاریک یک فصل را به یک جشن با شکوه به یک وایلاسرای باستان تبدیل می کنند) در خلوت خانه خود نیز رنج می برد. پس ایجاب عقل و اثبات منور بودن آنست که ازهمین امسال و همین محرم با دوستان خود، با خویشاوندان فکری خود، محرمی برپا کند که از آن بوی عقل و رایحه دانش به مشام بیاید، تا روزیکه احاد این مردم زنجیر های جهل را از گردن بیرون کنند، و دست آشتی به سوی خرد دراز نمایند، و محرم و مذهب را با سرور و سرمستی بیامیزند.

نگاه دیگر به محرم

"باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است

دربارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"

دنیا آرام است

JPEG - 46.3 kb

راستی، شعری را که در بالا آمد واقعیت دارد؟ و یا نه درآن صرفا احساس مبالغه آمیزمذهبی یک شاعر تجلی یافته است؟ وآیا براستی شورشی در عالم برپاست وهمه گرفتار ماتم وعزا هستند؟ متاسفانه و یا خوشبختانه شورشی در عالم برپانیست! و همه گرفتار ماتم وعزا نمی باشند! وبلکه آن شورش وماتم در عالم کوچک چند صدمیلیونی شیعیان برپاست که فیصدی اندک از فرزندان آدم را تشکیل میدهند. ومابقی خلق عالم مثل هرروز وهرماه دیگر مصروف ساز و نوا وطرب خویش میباشند. البته از عالم قدسیان وجنیات معلوماتی در انترنت نیست که آیا آنها همه براستی سر برزانوی غم نهاده و در این شورش وعزای شیعیان سهیم هستند، ویانه گرفتارعبادت و یاشیطنت روزمره شان می باشند. بهترتیب، تجمع وعزاداری ایام محرم سنت کهن و دیرپای شیعیان استکه شایسته بررسی ودرخوربازبینی ونقد باچشمان دور از تعصب مذهبی میباشد. تجلیل و تجمع محرم درجامعه تشییع افغانستان وجنبه های مثبت وزیان بخش آن و چند پاسخ به تجلیل بهتروکاهش جنبه احساسی، وتمرکزبربعد عقلانی این سنت موضوعی است که دراین نوشتار به آن پرداخته می شود.

تبارزاجتماعی و وحدت مذهبی

عزاداری و تجمع ایام محرم درافغانستان تاریخی به درازای تاریخ حضور مذهب شیعه دراین سرزمین دارد که دربعضی مقاطع زمان به دلیل خوف از حاکمان غیر شیعه به طور مخفی مورد تجلیل واقع گردیده است. شیوه اجرای این مناسبت مذهبی با توجه به گذشت زمان ومکان تجلیل آن، هرازگاهی دستخوش تغییر ات بوده است. بطور مثال، می توان از تفاوت اندک در مورد نحوه تجلیل از محرم در میان شیعیان دهاتی وشیعیان شهری یادآوری نمود. شعیان دهات درایام محرم همه با تجمع در مسجد قریه به پای وعظ وروضه ملای محل می نشینند ودرموقع نوحه خوانی از پشت پیراهن سینه می زنند. درحالیکه اغلب جوانان در شهر رغبت و میلی به وعظ ونصیحت ملاها نشان نمیدهند وتازمانیکه ملا از بالای منبر پایین نشده است در بیرون مسجد در حلقه های کوچک رفیقها و هم کوچگی هایشان می نشینند. شیعیان شهری در موقع سینه زنی پیراهن هایشان را از تن شان بیرون میکنند ودر دسته مختلف ومنظمی بزرگسالان و نوجوانان صف میبندند. شعیان در شهر علاوه بر سینه زنی از دونوع زنجیر تیغدار وبی تیغ نیز استفاده می کنند و به زنجیرزنی می پردازند که خوشبختانه شعیان دهاتی عادت وآشنایی با آن ندارند. لازم به یادآوری استکه شیعیان اناث(به استثنای تکیه خانه های زنانه) چه در دهات وچه در شهرصرفا در پشت پرده می نشینند و فقط به وعظ و روضه ملاها گوش می دهند واشک میریزند. بهترتیب، سنت تجمع ایام محرم، علاوه برعزاداری وفهم احساسی و سوگوارانه مردم از آن که جای شک ونقد پرسش است، دارای جنبه های نیک ومفید اجتماعی نیز می باشد. ایام محرم بهترین زمان تجلی وحدت و هماهنگی شیعیان افغانستان است که همه در کنار همدیگر وبدون در نظرداشت تفاوتهای قومی وزبانی وبراساس پیوند مذهبی گردهم می آیند تا یک مناسبت مشترک مذهبی را تجلیل نمایند وآشنایی با همدیگر حاصل نمایند. علاوه برنقش وحدت آفرین تجمع ایام محرم، رفت وآمد کاروانهای بزرگ مردم از یک گوشه ای شهر به گوشه ای دیگر شهر درروزهای محرم سبب تبارزنیرومند مردمی شیعیان میشود که دارای اهمیت فراوان اجتماعی است. مسلما، هرقدر این کاروانها منظم وسازمان یافته تر باشد و با شعار ها، تصاویر وتابلوهای جهان پسند و عقلانی آرایش بیابد به همان اندازه به اعتبار وحیثیت اجتماعی وفرهنگی شیعیان خواهد افزود.

گریه های سادلوحانه و ناله های باستانی

JPEG - 27 kb

عزاداری سیزده روزمحرم، وامتداد وقفه ای آن تا آخر ماه صفر، وتکرارآن درروزهای جمعه باعث گشته است تا شیعیان سوگوارترین مردم جهان معرفی شوند ومذهب شیعه درصدرلیست مذاهب غمناک دنیا قرار گیرد. باوجود که مراسم عزاداری ایام محرم در میان شیعیان افغانستان و مخصوصا در دهات به شکل آرام وعاری ازافراط برگزار میشود، و به هیچ وجه شدت وخشونت معمول مراسم های شیعیان هند وپاکستان در آن دیده نمی شود، ولی اثرات منفی این عزاداری ها موضوع ساده ای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. اولا، نفس سوگواری وماتم زدگی برای صحتمندی انسان به شدت مضر است و هیچ روانشناسی در دنیامدرن آن را تایید نمی کند. وبلمقابل، دانش روانشناسی امروز پافشاری واصراربرمصروفیت های شادی بخش برای کاهش آلام وبی قراری های بشردارد. تعجب آوراینکه، آنهمه عزاداری برای حادثه برپامیشود که یکهزاروچهارصد سال قبل اتفاق افتاده است. ظاهرا، استدلال مدافعان وطرفدارن این عزاداری ها سه موضوع است:
اولا، میگویند اگر شما پدر، مادرویا یکی از عزیزان تان را از دست بدهید مگر تا چهل روز عزاداری نمی کنید؟ وحالا که امام حسین با آن عظمت وشکوه برای اسلام به شهادت رسیده است شایسته نیست تا چهل روز برای او عزا دار باشیم؟
استدلال دوم شان اینستکه، یکی از دلایل عمده بقای مذهب شیعه در طول تاریخ همین مجالس عزاداری بوده است والا با توجه به مخالفت اغلب حاکمان سلسله های اموی ، عباسی وعثمانی با تشیع، مذهب شیعه قرنها پیش نابود وفراموش میشد.
واستدلال سوم که مطرح می کنند می گویند که، هدف از قیام امام حسین نجات وبقای اسلام بود وماباادامه این عزاداری ها موجب بقا واحیا اسلام حسینی میشویم.
متاسفانه در هر سه استدلال مذکور یک نوع مغالطه آشکارآمیخته بااحساسات مذهبی دیده میشود. اولا، امام حسین امسال به شهادت نرسیده است تا ما حتما چهل روز را برای اوعزادار باشیم. وما حتا برای پدر، مادر ویا عزیزان که از دست می دهیم فقط یکبارودر سال اول مراسم سوگواری برپا میکنیم. دوما، اگر در گذشته مجالس عزاداری موجب بقای مذهب شیعه بوده است دردنیا امروز ضرورت آن احساس نمی شود. وبلمقابل، بقای مذهب شیعه دردنیا امروز بستگی به آن دارد تا رهبران آن تا چه حد تن به واقعیت های علمی میدهند وغبارجهل واوهام را ازسیمای آن میزدایند. ثالثا، حفظ اسلام حسینی بدان معنا نیست که ما بی جهت سوگوارباشیم وعزاداری نماییم. اشک ریختن وسینه زدن فهم منفعلانه ناشی ازبدفهمی وبیسوادی است وهمخوانی باارزشهای نهفته در متن انگیزه های قیام امام حسین ندارد. بهرحال، شیعه روشن طرفدارعزاداری وخواستار ماتم زدگی موهوم و موسوم به مذهب نیست. یقینا، اگرپیروان همه مذاهب دنیا مانند شیعیان برای رهبران فقید ویاشهیدمذهبی شان آن همه عزاداری برپامیکردند تمام روزهای سال آکنده از اندوه وماتم میبود وخنده وتبسم و شادی جزواژه های متروک هرزبان می شد.

خونهای روان و ویروس های بی رحم

تجلیل سوگورانه ای روزها محرم درپهلوی اثرات زیان بخش روانی، برای آنعده از عزاداران که به شدت جای نگرانی است وصحتمندی آنان به دلیل عدم رعایت ملاحظات صحی در معرض خطرقرارمی گیرد.

رسم زنجیرزنی درمجالس عزاداری طوری است که درموقع سینه زنی، ومخصوصا، در شب هفتم وروزدهم محرم، فراشها وسردسته ها تعدادی از زنجیر های تیغدار وبی تیغ را دروسط حلقه سینه زنها می آورند ومعمولا افراد تنومند یک ویا دو دسته زنجیررا برمیدارند ودرتمام مدت یک نوحه، که معمولا پنج تا ده دقیقه طول می کشد، به پشت وبعضا به سرشان زنجیر میزنند. بعد ازیک نوحه همان زنجیر خون آلودی را که روی فرش مسجد گذاشته می شود نفر نو دیگری برمی دارد وبه زنجیرزنی می پردازد. و در برخی موارد کسانی که زنجیر های خودشان را دارند، برای پاک شدن خون از تیغ زنجیر، همه زنجیرهایشان را در ستطل مشترک غوطه می کنند. کسانی که زنجیر تیغدارمیزنند پس از زنجیرزنی فراش مسجد بادستان برهنه(و به ظن غالب آلوده با چند صد هزار باکتریا و یا ویروس) دستمالی را در میان سطل آب سرد غوطه می کند وبعدا آنرا درپشت فرد که زنجیر زده است می گذارد تا خونریزی آن متوقف شود. معمولا، افراد که زنجیر میزنند از طرف مردم ورفیقهایش مورد تمجید واقع میشود ومی گویند: خدا قبول کند به یاد امام حسین زدی ، اجرت باآغا امام حسین. وفرد که زنجیر می زند اولا می خواهد شهامت وجرات خودرا به رخ دیگران بکشد که ، مرد ترس نیست. ودوما، با تعریف وتایید که از دیگران در یافت میکند آنرابا فهم موهوم که از عزاداری ایام محرم دارد آمیخته ، چنان به خود تلقین میکند که بازدن زنجیربه یاد امام حسین،امام حسین شفاعت کرده وخداوند گناهان اورا بخشیده است. اغلب شنیده می شود که میگویند:امسال بسیار گناه کرده ام در محرم گناه های خودرا می تکانم(می ریزانم)؟! بهرترتیب، این واقعیت غم انگیزیست که وجود دارد. اما برای آنانیکه خودرا دوست دارند: استفاده مشترک از یک زنجیر خون آلود که کسی دیگری از آن استفاده کرده است وروی فرش مسجد نیز گذاشته شده است ومسلما که استریل نیز نشده است به شدت خطرناک است وموجب انتقال انواع مختلف مرض میشود. ودرکنارآن دستمال تری را که فراش مسجد بادستان برهنه به پشت کسی که خونریزی دارد می گذارد صحی نیست. بهر حال، زنجیرزنی که خوشبختانه بسیارعام نیست ولی برای همان اقلیت کوچک که این کار را میکنند به دلیل عدم رعایت ملاحظات صحی به شدت خطرناک است و میتواند به سلامتی آنها و خانواده هایشان فاجعه بار تمام شود. نتیجتا، زنجیرزنی بدترین شکل تجلیل از ایام محرم است که هیچگونه دلیل عقلی ومذهبی در پشت آن نهفته نیست و کسانیکه مبادرت به این کارمیورزندسلامتی خودوخانواده هایشان را در معرض خطرقرار می دهند.

محرم، صفر ورکود اقتصادی

JPEG - 32.4 kb

دردنیا تجارت واقتصاد امروز لحظه ها و ساعتها تا حدارزشمند است که گاهگاهی می شنوید که میگویند:" ضایع کردن وقت جنایت نیست وبلکه خودکشی است". رکود اقتصادی ولو برای یک هفته می تواند زیان بزرگ اقتصادی باشد. رکود اقتصادی طولانی مدت و چند ماهه برای کشورهای مدرن تا حد تحمل نا پذیر است که میتواند موجب شکست حزب حاکم در انتخابات آینده شود. وحالا به شدت تعجب آوروغم انگیز که میبینیم شیعیان با یک شگون موهوم که هیچ ارتباط به مذهب ندارد چگونه هرساله برای دوماه رکوداقتصادی سنگینی را بر خود تحمیل می کنند. شیعیان در کنار سوگواری روزهای محرم دردوماه محرم وصفر از هرعمل شادی آوری خودداری می کنند . در دو ماه محرم و صفر کسی محفل عروسی برپا نمی کند و شیرینی خوری وجشن به دلیل عزادرای به فال بد گرفته می شود. دراین دوماه غالبا مردم چیزی نوی نمی خرند و بازارها کساد می شود. شگون وترس عزاداری دوماه محرم و صفر تا حدی است که اگر محرم در نوروز بیاید محرم می تواند جشن نوروز را خنثی نماید.

دکانهای لباس فروشی، خیاطی، بوت دوزی ،آرایشگاها و گل فروشی ها بیشترین باررکود اقتصادی دوماه محرم وصفر را متحمل میشوند. بهر حال، محاسبه علمی رکود اقتصادی دوماه محرم وصفر نشان خواهد که دراین دوماه مردم و مخصوصا خود شیعیان چه ضربه بزرگ اقتصادی و زیان هنگفت مالی را متحمل می شوند.

چه باید کرد؟

شهامت پرسش و جرات نواندیشی

"سنت تجمع روزهای محرم" با وجود جنبه های منفی آن که در بالا گفته آمد تا آن حد مضروزیان آفرین نیست که آن را کاملا ترک و یا تحریم نمود. پس وقتی بناست روزهای محرم تجلیل شود واین سنت محفوظ بماند پرسش بعدی این است که چگونه محرم را باید تجلیل نمود. روشن استکه، محرم با فرم وشکل سنتی آن به هیچ وجه برای نسل روشن و جوان شیعه امروز پذیرفتنی نیست. وقتی یک ملا برای پانزده دقیقه روضه می خواند و"گریز"می رود، ولی پلک جوانی نمناک نمی شود می توان اعتراض خاموش یک نسل را مشاهده نمود و فریاد های یک انقلاب را از پشت لبان بسته او شنید.

برای تجلیل بهتر"سنت محرم" ابتدا باید لباس جهل رااز تن او بیرون آورد وغبار اوهام را از سیمای او پاک نمود وپس از آن با قبای عقل وفرزانگی وقامت بلند ایثار وآزادی که یادآور روزهای اصالت ونجابت وجوانی اوست اورا گام به گام به قر ن بیست ویکم آورد.

گام اول : خدا حافظ "ناله های باستان"

با توجه به آنکه ماتم و سوگواری برای صحتمندی مردم مضر است و هیچ استدلال روشن مذهبی آن را تایید نمی کند باید در مجالس روزهای محرم روضه خوانده نشود وبه جای آن به بحثهای فکری و اعتقادی پرداخته شود. باید تلاش نمود تا" منبر محرم" تریبون برای تکثیر آگاهی وتبین آزادی باشد وبه تنویر افکار مردم بپردازد. نباید در منبر چیزی گفته شود تا مردم از پای آن اشکریز وغمناک و یا عقده مند و خشمناک برخیزند. منبررا باید تریبون نمود تا مستمع ازپای آن روشن واندیشناک بلند شود وبامشعل که به او هدیه می شود گام در دل شبستان جهل بگذارد و به فتح تاریکی برود.

گام دوم: شکست یک شگون

آنگونه که دربالانیز یادآوری شد. ترس وشگون دوماه محرم وصفرسبب گشته است تا مردم در این دوماه محفل عروسیی را بر پانکنند ونامزدی را جشن نگیرند و هرپیوند نیک و محفل شادی را بر خود حرام کنند. می دانیم که این موضوع علی رغم واقعیت خرافی آن باعث رکود اقتصادی می شود وزیان بزرگ مالی را بر جامعه ما تحمیل میکند. وقتی، خداوند روزهای پررزق وپررونق به ما عطا می کند چرا آنرا به روزهای بی رونق وبیکاری تبدیل کنیم؟ چرا دردو ماه محرم صفر بی هیچ دلیل منطقی ویامذهبی درهای سرور را می بندیم ودروازهای غم و ماتم را به روی روزهای عمرما باز میکنیم؟ عقل وخردمندی ایجاب می کند تا دروازه های سروروشادی را به روی هر روز زندگی بازبگذاریم وبا استقبال از جشن وشادمانی به استغنا وشادابی زندگی مان بپردازیم. شاید بهتر آن باشد تا شیعیان روشن بی محابا در هرروز سال ،ولو محرم وصفر، به جشن و شادمانی بپردازند وبگذارند تا زنان پیر وفالبین ها هر خوابی را که می بینند، بینند وهر فال را که می زنند، بزنند. می دانیم که آینده با عقل وتدبیراست.

گام سوم: کاهش روزهای تجلیل ازحادثه عاشورا

JPEG - 50.8 kb

اولا، لازم است تا پیشنهادی مطرح شود اینکه پس از این به جای اصطلاح" مجلس عزادرای محرم" چون شیعیان روشن طرفدارعزاداری وماتم نیستند و برعکس خواستار برپایی محافل سخنرانی های فکری ،اجتماعی و دینی در ایام محرم می باشند، اصطلاح "محفل سخنرانی محرم" را بکار ببریم. با توجه به مصروفیت های بی پایان زندگی امروز، بهترست تا محافل سخنرانی محرم از روز سوم محرم تا روز سیزدهم آن ادامه یابد وبس. مسلما، که ادامه وقفه ای آن تا آخرماه صفر، و تکرار آن درروزهای جمعه باعث کاهش جذابیت آن می شود و واعظان نیز چیزی جز تکرار یک مکرر در خرمن نخواهند داشت.

گام چهارم: آهنگ حسین و تیاتر عاشورا

باورمندیم، کسی که میداند میکروب چیست زنجیر نمی زند. پس صحبت در مورد تلطیف ویا فراموشی سینه زنی است. مجالس سینه زنی یکی از سر گرمی های محبوب جوانان در شبهای محرم است که نوحه خوانی ومسجد گردی های شبهای محرم به جذابیت ومحبوبیت آن افزوده است. با توجه به حرمت موسیقی وآوازخوانی در تفکر سنتی مذهب شیعه ، مجالس نوحه خوانی تنها مکان آزمایش ورشدآواز خوانی برای جوانان شیعه بوده است. بنا براین جای تعجب نیست اگر گاهگاهی نوحه های را میبینید که دلنشین ودوست داشتنی به گوش میاید. نوحه خوانهای مشهور که گاهگاهی در محافل خصوصی به بیت خوانی و موسیقی پرداخته اند، هم خودشان وهم دوستانشان در یافته اند که اگر ترس مذهب و شرم مردم نمیبود می توانستند هم در مجلس مناجات شور آفرینی کنند و هم در محفل خرابات شور انگیز باشند. بهر حال، منطقی آن است تا ابتدانوحه های غم انگیز محرم را به آرشیف بسپاریم وبعدا شاعران روشن به بازسرودن حادثه عاشورادرقالب اشعارحماسی، عقلانی و متمدنانه بپردازند. وپس از آن اشعارجدید با موسیقی به وسیله آوازخوانان گمنام که ما امروزه آنانرا" نوحه خوان" ویا" بارخوان" میگوییم، خوانده شود. ودرصورت چنین اتفاقی بعدا ازآن" نوحه" و"نوحه خوان" نخواهیم داشت وبجای آن" آهنگ مذهبی" و "هنرمند مذهبی" داریم. بدون شک، ظهور پدیده آهنگ وتیاتر مذهبی گام مهمی در جهت استغنای کلتور و فرهنگ شیعیان افغانستان است.

JPEG - 41.6 kb

بهرترتیب، شیعه روشن سینه نمی زند و با ناله های باستانی شبهای خوش زندگی اش را حزین نمی کند. ناگفته پیداست که او از تنهایی و انزوای شبهای محرم ( شبهای که خلق او به شهرمی ریزند وسکوت سال را با فریاد های خود، با نوحه های خود، با اشک های جاهلانه خود، با صدا های فرود آمدن دستان شان بر سینه برهنه ای شان، با تن های پرخون و قلب های لبریز از اندوه و ماتم که سنت و عادت بر او تحمیل نموده است، می شکنند و شبهای تاریک یک فصل را به یک جشن با شکوه به یک وایلاسرای باستان تبدیل می کنند) در خلوت خانه خود نیز رنج می برد. پس ایجاب عقل و اثبات منور بودن آنست که ازهمین امسال و همین محرم با دوستان خود، با خویشاوندان فکری خود، محرمی برپا کند که از آن بوی عقل و رایحه دانش به مشام بیاید، تا روزیکه احاد یک مردم زنجیر های جهل را از گردن بیرون کنند، و دست آشتی به سوی خرد دراز نمایند، و محرم و مذهب را با سرور و سرمستی بیامیزند.

مطلب مرتبط:
کابل اکسپرس" دیگری در راه است
http://fromwest.blogfa.com/post-51.aspx

كارنامه

در همین بخش

اگر اینترنت کم سرعت دارید و کابل پرس را به سختی باز می کنید، نسخه کم حجم کابل پرس برای شماست
www.kabulmobile.com
افغانستان پرس
Afghanistan Press
Kabul Press mirror website
www.afghanistanpress.com
www.afghanistanpress.net
www.afghanistanpress.org
کابل پرس من > دیدگاه > نگاه دیگر به محرم

آمار بازدیدکنندگان کابل پرس که همین اکنون روی سایت هستند

138 visiteurs en ce moment


دیدگاه و نظر خود را درباره این مقاله، خبر، گزارش، عکس یا کارتون بنویسید

پيام‌ها

  • بزن شمشیر و ملک عشق بستان

    که ملک عشق ملک پایدارست

    حسین کربلایی آب بگذار

    که آب امروز تیغ آبدارست

    مولانای بلخ

    دوست عزیزم آقای جعفر رضایی

    با آنکه با بعضی از قسمت های نوشته ات موافقم اما در کل از نوشته هایت بوی مغرضانۀ تحریف خواهی در فلسفۀ قیام حسین ابن علی (ع) بر علیه باطل به رهبرئ یزید ابن معاویه (لعنت ا... علیه) که فرعون زمانه اش بود، میآید.

    نکاتی را که در نوشته ات میپذیرم، محو اعمال خرافئ قامه، زنجیر و کاردی زدن است که واقعاً ریشه در فرهنگ مردم دارد نه در فلسفۀ قیام حسین ابن علی (ع). علاوتاً در جریان این ایام کشیدن گروه های عزادار در جاده ها و بند انداختن معابر عمومی کاریست ناپسندیده و نابخشودنی که از حس خودنمایی و خودخواهئ بعضی ها سر چشمه میگیرد نه از افکار والای نوادۀ پیامبر اسلام (ص). بهمین ترتیب هر عملی که باعث تلف شدن حق و یا حقوق دیگران گردیده و سر افکنده گی و اضرار اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی برای مسلمین داشته باشد، در دین مبین اسلام کاملاً مردود و باطل است.

    اما حرفی را که بی خریطه فیر نموده ای، رد گریه و ریختن اشک است در حالیکه دانش روز ثابت میکند که گریه کردن و یا ریختن اشک برای روان فرد مفید بوده و خصوصاً برای کاهش مشکل افسرده گی فایده دارد. لطفاً بر لینکهای ذیل کلیک کنید:

    گزارش اول

    در گزارش فوق دانشمندان ثابت کرده اند که گریه کردن و مرض افسرده گی رابطۀ معکوس داشته و کسانیکه به افسرده گئ مزمن مبتلا میگردند استعداد گریه کردن را از دست میدهند. اگر عکس این قضیه را در نظر بگیریم معلوم میشود گریه تا چی اندازۀ بر پیش گیری از مبتلا شدن به این مرض موثر است.

    گزارش دوم

    در فرصت های بعدی نشانی های بیشتری را راجع به فواید اشک ریختن (معقول) در اختیار دوستان خواهم گذاشت.

    مهمتر از همه اینرا شاید خودت نیز بدانی که مردم آگاه که از هدف قیام حسین ابن علی (ع) آگاهی دارند هیچگاهی اشک جهالت نمیریزانند بلکه به نهایت ظلم و وحشت سفاکانۀ یزید و یزیدیانی که سر حق را در دشت کربلا بریدند و شعر پیروزی سرودند که در آن اجداد خود را مخاطب قرار داده میگفتند:

    "کجایید ای ابوسفیان و هنده؟ که من امروز شکست جنگ بدر را تلافی کردم...!"

    بله دوست عزیزم آقای رضایی!

    مسلمین بیش از دو راه نمیتوانند در پیش پای خود داشته باشند، یا جانب حسین (ع) را بیگیرند و یا هم جانب یزید (لعنت ا.. علیه)! و راه سومئ در کار نیست!

    عین موضوع را میتوان در هر لحظه از زنده گی روز مرۀ یک فرد جستجو کرد.

    افراد یا باید در رکاب باطل، ظالم، ... و یا شیطان باشند، و یا هم در رکاب حق، مظلوم، ... ویا انسان باشند راه سوم و جود ندارد!

    و راجع به فرمایش با ارزش تان راجع به ترویج موزیک پاپ و سروده شدن اشعار سپید و کاملاً جدید در مراسم تجلیل از قیام نواسۀ پیامبر اسلام (ص) بر علیه باطل، نیز باید خلاصه و پوست کنده بگویم که مردم همانگونه که در اختیار کردن دین آزادند در رفتن به مسجد و یا پب (نایت کلپ) نیز کاملاً آزاد بوده و در داخل کشور کسانی که هم مفکورۀ شما هستند میتوانند بدون زحمت رفتن به مساجد و حسینیه ها در خانۀ خود و دوستانشان مراسم جشن و پایکوبی را برگزار کرده و در صورت نداشتن وسایل موسیقی تنها به رادیو آرمان و امثال آن ، که 24 ساعت خدمت بزرگی را به عهده گرفته و به قول عالی جناب با پخش موسیقئ شاد و روح افزا از ضایع شدن وقت مردم ( و یا طوریکه خواننده گان کابل پرس را منور فرموده اید : " خودکشی...!") جلوگیری نموده و در راه پیشرفت اقتصادئ کشور گام های با ارزشی را برمیدارد... گوش جان بسپارند!!!

    تا نوشته های بعدی بقول حسین ابن علی (ع) (آزاده) باشید!

  • تابو شکنی دیگری در سایت کابل پرس !!

    از لابلای مقالات نشر شده در کابل پرس به ساده گی قابل درک است که اکثریت نویسنده گان آن به نسل بر خواسته از خاکستر جنگ و بدبختی تعلق دارند.و در کوره های تلخ و خونین روزگار به پخته گی رسیده اند.

    به این نسل باید باور داشت.

    • ساحل امید!

      هرگاه شنیدید که این تابو شکنان کدام مدال طلا یا نقره و برنز را بخاطر کشف و اختراع جدیدی در راه خدمت به بشریت کسب کردند و یا در کدام المپیاد علمی برندۀ جایزۀ برتر گردیدند، آنگاه میتوانی به آنها چشم امید ببندی، در غیر آن فردی خواهید بود خوشباور و خوشخیال که از حقایق چندین سال نوری فاصله دارید!

      جهت کشتی تان بسوی ساحل حقیقت باد!

    • آقای عبدالحق :

      اول اینکه روشنگری و تابو شکنی خدمت بس بزرگیست برای بشریت که زمینه را برای پیشرفت های علمی و تخنیکی مساعد میسازد.

      ثانیاً از کجا میدانید که مدال طلا, نقره و یا برنز نگرفته اند و یا نخواهند گرفت؟

      همیشه غلام حق باشید!

    • Mr. Sahil

      Can you please, give an example? Thanks

    • Dear Javid

      There are many examples. Last year, some young boys from this generation got awarded gold and silver medals in central Asian science Olympiads.

      I personally have a lot of hope that they can achieve a lot of things by just enlightening the people.

      If there wasn’t the enlightenment period in the west, what do you think that Westerns would be today?

    • Westerns haven’t left their religion! I live in Europe and there are more then 200 million Christians as well as lots of Jews in west. Those boys who got medals in Kazakhstan International Olympiad (from Afghan-Turk School) haven’t yet denied religious beliefs if you have any proof of their atheism, please, let us know! Thanks

    • Javid jan

      Now you are going off topic.

      Have I ever said that we should leave or abandoned our religion?

      Please ther is big different between KHORAFAT and religion

    • Ein az haman safsata hai mamool ast ke ghaliban dar jame ai ma rawaj yafta ast. Doost aziz ta ein zanjir hai dast o pageere muzakharaf mazhab wa sunat wujood darand hich tawaqooi ekhtera wa digar kar hai elmi ra nadashta bash. Ein masyil niyazmand zamin hai lazim ast wa anseri asasi an azadee ast. Barai azadii fardi bayad razmid ta ba an madarij ali raseed.

  • راز انقلاب کربلا را کسانی میداند که در درون خویش طلاطم عشق به اصل مبده خلقت را دارند , آنانیکه در گرداب دنیا خواهی غرقند و باقلم زهرآگین خویش به مقدسات توهین می کنند درکی از آفرینش ندارند تاکه , به وادی عشق گام بگذارند.

    انقلاب کربلا بیانگر حقایق هستی در دامنه جهان موجوده می باشد که درس آزادگی و آزاد مردی را به بشریت ارزانی داشته و این پیام را به عالمیان میدهند که اگر دین ندارید لااقل آزاد باشید و با کلام زهر آمیز و توهین قلمی به مقدسات مردم , غرور شکن نباشید و بدانید که اگر گریه های سوزناک بر اهل بیت پیامبر نه می بود تا بحال مانند انسان های حیوان صفت به گرد خویش می چرخیدید.

    آنانیکه زنده اند امّا از باور ها در وجود خویش تهی و چیزی را برای تسکین وجود خویش ندارند سرگشتگانی بیش نیستند که در لابلای زندگی مدهوش , بیمار و دچار خودکشی هاست.

    و امروز در دامن شرق غرب تحت عنوان دیمکراسی مرگ و میرهای دسته جمعی و خودکشی های ناباور سایه افگنده است که ریشه در عدم درک از زندگی و نداشتن باورها می باشد.

    انقلاب کربلا استمرار مبارزه علیه بیدادگران تاریخ است و رمز آن را کسانی میدانند که حسین وار عشق خدا را آنطوریکه باید در دل داشته باشند. قطرات اشک بر حسین و یاران با وفای او دل را از مردن نجات میدهد و آنانیکه گریه ندارند , مردگانی بیش نیستند , زیراکه راه رسم بندگی را نه میدانند. و نمیدانند که عاطفه , محبت و سوختن و ساختن تنها راه برای رسیدن به آرمان بشری در وادی عشق است که راه بهتر زیستن را هموار می باشد.

    لذاست که شمع فروزان انقلاب کربلا با قطرات اشک دلسوختگان همیشه روشن خواهند ماند و نفرین شدگان هرگز توان خاموش کردن آن را نخواهند داشت.
    روف اللهیاری

    آنلاين بنگريد : http://http://www.geocities.jp/af2j...

    • نمايشات مضحک و مستهجن ايرانيان در ايام محرم ، در حدی اثرات منفی داشته است که يک دانش پژوه ترک( اهل استانبول) پس از باز گشت از يک دوره تعليم دانشگاهی در ايران کتابی بر ضد اسلام نگاشته وبا اين دين « که آنرا خرد ستيز خوانده» وداع کرده .در حاليکه اين مضحکه ها ، فقط ثبت کتب شيعه است و اسلام سنی آنرا مردود و« بدعت» می داند.
      اگر عربی هزار سال قبل عرب ديگری را کشته باشد، ما را چکار؟ معلوم است که هزينه اين بزن وبه بند واين نمايشات خونين از خزينه « مراجع » ايران و اين روز ها ، حساب بانکی « ولی فقيه » پرداخت ميشود. در طول تاريخ نيز چنين بوده ، پول هنگفت نفت ايران، چندان هم هدر نمی رود ، شمه ای خرج تروريزم و پاسداران ترور جهانی ميشود و مقداری برای روز های محرم ، تعبيه ميگردد. اگر برای ما اين کار ابلهانه است ، برای دوام حکومت روحانيون وتحميق مردم ( هر سال شصت روز !) تمرين جانانه ايست که قرنهاست، نتيجه دلخواه داده است! تو ، سفره خالی مردم را با اشک وآه پرکن و هيچ امتيازی نده ، همه چيزهای نداشته را حواله به « آخرت » کن ، دنيا را از دروغ و دورويی پر کن ، وبگو به خلق الله، يکروزی امام زمان می آيد و همه چيز رادرست ميکند!
      خودرا بخاطر يک عرب که چند قرن پيش ، کشته شده ، خونين و مصدوم کردن، بر اساس احاديث مجعولی است که نواده های شيخ صفی ا لدين اردبيلی، ساخته اند ، وامام حسين را در وازه بان بهشت ، قلمداد کردند که هر که را بخواهد به بهشت می برد و هرکه را بخواهد ، روانه جهنم ميکند، قيمتگذاری قطرات اشک عزاداران حسينی را نيز همين رياکاران دوره صفويه، برآورد کرده اند وبرای آن جدول دخل وخرج درست کرده اند!
      اما امروز ، کلاهبرداران حکومت « ولی فقيه» پس از قرنها ، مشت شان باز شده است ، در مشهد ( مذهبی ترين شهر » در ايستگاه اتوبوس ، يک نفر از من پرسيد، آيا اين دوازده امام که آنرا « معصوم » می انگاشتيم، آدم های شبيه همين هاشمی رفسنجانی و ناطق نوری و .. نيستند ؟ ومن دريافتم که ذهنيت ها تغيير کرده و گول زدن عوام روز به روز مشکل تر ميشود.
      در افغانستان ، شيعه های که در طول سده ها با ريسمان « مراجع تقليد» به چاه ميرفتند، با خاطرات بسيار تلخی که از ايران با خويش آورده اند، ديگر آن مقلدين چشم و گوش بسته نيستند، همينطور جنگ ها وبرخورد های فرقه های مذهبی در افغانستان( بخصوص شهر های غربی» که عاشورای پارسال رخ داد، رنگ بومی ندارد، بلکه يا از آن سوی مرز تنظيم وترتيب ميشود يا سر رشته به دست قونسلگری ايران در هرات و بلاد ديگر است .( کتابهای که جنگ شيعه وسنی را دامن ميزد، دوماه قبل از چه طريقی به نمايشگاه هرات، راه يافته بود ؟) بهر حال از صحبت بيشتر ميگذرم. احسان هروی

    • گاه دیگر به محرم 15 ژانويه 06:52, نويسنده: محمد وليد
      ( بخاطر اشتباه تايپی دوباره ارسال شد. معذرت دارم)

      با تاييد منطق کوبنده و واقعبينانه آقای هروی ، منهم خاطره ای تعريف ميکنم: سال ها قبل که تلويزيون ايران ( قبل از وفات امام خمينی) که خاطرات جانبازا ن و اسيران برگشته از جنگ را نمايش ميداد، گفته شد، يک تعداد اسيران به دست سربازان عراقی ، ظاهرا ر صدد آن بودند تا شب عاشورا برای امام حسين سينه زنی کنند، دو افسر عراقی از سر وصدا مطلع شده، آمده اند، که به بينند چه خبر است. ايرانيان مطلب را توضيح داده اند. افسران عراقی قبل از مجازات آنان پرسيده اند، ايرانيان کثيف، امام حسين عرب بود يا ا يرانی ؟ اسيران ايرانی پس از قدری مکث گفته اند . ايشون عرب بود! ، افسران عراقی باز پرسيده اند، يزيد که امام راکشت ، عرب بود يا ايرانی؟ اسيران گفتند، عرب بود! ، افسران گفته اند، پس چرا ما عربها ازين واقعات و سالگره ها ياد مان رفته است و شما ايرانی های فضول پا در کفش ديگران ميکنيد؟ محمد وليد

    • من خود مطلب فوق را قسماً تاًئید مینمایم.

      نظر من به حیث یک شیعه که در جمله مسلمان جهان از اقلیت به حساب میرویم این است که باید مذهب را به شکل درست آن جلوه بدهیم نه به خون و سر شکستان بیجا و آن هم بدون وضو.

      باید متذکر شد کسانی که خود را با خون جلوه میدهند یا جوانان بدماش و سر سرک بدون فهم و بدون دانش و بدون درک مذهب واقعی و حتی بی نماز و بی وضو خود را با خون بدن جلوه میدهند و افتخار بیجا مینمایند، نتنها بی عقلی مینمایند بلکه به مذهب نیز ضرر میرسانند، ولی من شخصاً این را وظیفه علما بخصوص ملایان که القاب مذهبی مانند آیت الله ، حجت الاسلام و غیره دارند، میدانم که مسئولیت و عهده دارند که جلو ریختن خون را در مسجد بگیرند جایی که مقدس و پاک است و شخص با ریختن خون که کثیف و حرام میباشد در داخل صحن مسجد خود داری نمایند که این کار اشخاص نافهم نتنها مایه صواب میشود بلکه گنه کار نیز میشوند و نتنها به خود ضرر میرساند بلکه به جامعه و دیگران نیز ضرر میرسان، طوری که در بالا ذکر گردید.

      لطفاً به حیث شیعه کاری نکنید که آبروی همه شیعان بریزد، باور کنید از فجایع یا کشتار های دسته جمعی و غیره که بخصوص در ماه محرم و بخصوص در پاکستان اتفاق می افتد، از گفتن اینکه من شیعه هستم میشرمم و کدام افتخاری ندارم که بگویم این مذهب من است، لطفاً به اسلام واقعی و پیرو رسول الله و نواسه هایش نظر انداخته به آن افتخار کنیم ، شهدای کربلا جان خود را فدا کردند تا اسلام صلح آمیز را به جهان نشان دهند حتی که به خون ایشان تمام شد.

      لطفاً جوانان را تشویق کنید تا حد اقل از کارد زدن و سینه زدن زیاد که به ریختن خون بیانجامد در داخل مساجد پرهیز نمایند و برعکس آن اسلام واقعی را برایشان بیاموزانید که بیاموزند و رشد نمایند تحصیل نمایند سوگ را به شکل درست آن بگیرند.

      با امید روزی که شیعه بودن را در ماه محرم به افتخار یاد نماییم.

    • اینها که گفتی درست اما نگفتی طرفدار پیامبر (ص) هستی ویا دوستدار ابوسفیان و همسرش هنده جگرخوار؟

      البته این سوال تا نسل های بعدئ این دو شخصیت ادامه دارد... این صفحه مربوط قیام حسین ابن علی (ع) بوده و جای بحث های سیاسی نیست؟ جنگ فعلی که در منطقه و دنیا جریان دارد میان غرب، روسیه، چین و ایران است آنهم بر سر منابع زیرزمینی...

      اما مهم اینست که من و تو راجع به حقایق تاریخئ اسلام چگونه فکر میکنیم؟ لطفاً شف، شف نگویید و بروید بر سر اصل موضوع. اگر از خرافات اهل تشیع یاد آوری میکنید، چرا اولتر از حملات انتحارئ اهل سنت بر علیه مردم غیر نظامی و نظامی نمیگویید؟ خرافاتی را که در عاشورا اهل تشیع نا آگاهانه مرتکب میشوند آهسته، آهسته ازمیان خواهد رفت و در این راستا علمای دین برای چندین دهۀ متوالی فعالیت میکنند... اما بازهم این خرافات شاید هیچگاهی مضحک تر از حملات انتحارئ اهل سنت نباشد...

    • آقای هروی وهابی آیا شما فکر میکنید که مذهب سنّی بر شیعه برتری دارد؟؟؟ آیا شما واقعا همینطوری کودکانه و تخیلانه می اندیشید؟؟ اگر جوابت "بلی" باشد که از دانش و فن خیلی فاصله دارید. اول شما باید بر خود واژهء "سنّی" تحلیل کنید بیبینید که این واژه از نظر لفظی و لغوی یعنی چه؟؟ سنّی که برگرفته از سنّ یا سنّت به معنای فرهنگ و یا ترادیشن است. این به این معناست که اهل سنّت فقط از فرهنگ پیامبر عرب تبار پیروی میکنند نه از اندیشه و تفکر او، واضحتر عرض کنم که اهل سنّت فرهنگ خشونت امیز عربی را به عنوان مذهب خود پذیرفته اند و از آن با دل و جان کورکورانه پیروی میکنند، ریش ماندن، لنگی بر سر پیچیدن، بهداشت را رعایت نکردن، دامن گشاد پوشیدن، اینها همه جزء فرهنگ بادیه نشینان صحرای سوزان عربستان بود. چون در آن زمان در صحرای سوزان عربستان آب به قدر کافی برای نوشیدن یافت نمیشد چه رسد برای حمام و پاگیزگی: پیچیدن لنگی یا پارچه بر سر وصورت خود به خواطر در امان ماندن از نور سوزان خورشید و نفوذ گردوغبار ریگ در چشم و چال شان بود، اینها هیچ بعد فلسفی و فقهی ندارد و هیچ ربط به دستورات اسلامی هم ندارد. که عزیزان اهل سنّت ما فقط سرگرم دنباله روی ازین فرهنگ است. ما باید از مفکوره و اندیشه های ناب و به بدردبخور پیامبر اسلام و دیگر پیشوایان دینی پیروی کنیم نه از فرهنگ قبیلوی آنها. من ازینکه شما به تشیع انتقاد توهین آمیز کردید ناراحت نیستم بلکه ازین ناراحتم که شما بر ترجیحییت سنی بر تشیع تاکید دارید که واقعا کودکانه و بی خردانه است. من شخصا اسلام را به عنوان یک مکتب و فلسفه قبول دارم همانطوریکه کمونیسم را نیز به عنوان یک مکتب می پذیرم و سایر ادیان را نیز به همین منوال. وظیفه کسانیکه از استعداد گویش و نگارش برخودار هستند این است که با مرور به گذشتهء اندوهگین کشور باید مردم و نسل جوان را بسوی روشن نگری و روشن اندیشی تشویق کنند و بدانند که جنجال بی خردانه برسر موضوع مذهب درد دیرینهء مردم مارا مداوا نمیکند. اینیکه شکل برگذاری مراسم عزاداری عاشورا توسط شیعیان درست است یا خیر موضوع نیست که توجه اهل خرد را به خود جلب کند. عاشورای شعیان و یا نماز سه صد رکعتی تراوه سنی ها و روزه گرفتن و امثالش ناشی از عقب ماندگی فهم جامعه ای ماست، که اگر امنیت در کشور حاکم باشد و نسل آیندهء ماباخرد بار بیایند معلوم است که این سنت ها و باورهای کهنه آهسته آهسته اوتوماتیک از بین خواهد رفت، مبارزهء خشونت آمیز با اینگونه سنت ها کار عاقلانه نیست بلک مبارزه با بیسوادی از نیازهای اولیهء ماست که ستون روشن اندیشی را در جامعه میسازد.

    • جناب کاسترو . شما که نه نامت به ادميزادميماند ونه مذهبت معلوم است ، به امام حسين و شيعه وسنی ترا چه کار ؟ برای بچه های فيدل کاسترو و چه گوارا، اينجا محل مناسبی برای عرض اندام نيست، شما برو سايت اصالت و روشنايی و ... فريد دانشيار

    • آقای دانشيار،

      پيام شما به اين دليل معتبر شد که بدانيد سايت کابل پرس متعلق به يک ديدگاه خاص نيست و همانطور که شما حق اظهار نظر داريد، ديگران نيز دارند.

      شاد باشيد.

    • آقای دانشیارٍ: هه هه هه حق با شماست رفیق. من مذهبم خیلی هم خوب تر و اشکار تر از مذهب عقده آفرین شماست. آزاده زیستن و احترام به حریم دیگران مذهب من است.

    • جناب مير هزار . البته از اينکه اينهمه از ازادی بيان دفاع ميکنيد ، خوشحالم . ابراز نظر اگر خارج موضوع باشد با کار همان خرابکارانی که الت تناسلی شانرا به نمايش ميگذارند، فرق چندابی ندارد ، هردو وقت شما و مارا هدر ميدهد. موضوع اين بخش که ما دران قلم ميزنيم فقط عاشورا ، مراسم ان و سود و زيان اين رسم و راه است، بعضی اشخاص ميگويند، خاک بر سر شيعه و سنی ، بياييد از دين بگذريد و ازد رد سر يزيد و امام حسين خود را برهانيد! خوب اين با مقاله محترم رضايی و عاشورا چه ربطی دارد؟ برای دوستان سکولار مشربی که محض خوشگذرانی تشريف اورده، گاه شيعه را ميکوبند، گاه سنی را، بهتر است از اين بازی مسخره دست بردارند . فريد دانشيار

    • Malom hast ki dar tasob khodat ra gom kardy.dost khorafaty moharame shia mardom ra az islam dor namekonad. balki torres haye soni ki khod ra baraye mollahaye Arab wa Pakistani ajir mekond wa intehary anjam medehad
      . in ha mardom ra az islaM DOR MEKOND

    • KHORAFATI HAST YA SHIA ????? SONNI HA BEKHATERE BEHISHT INTEHARI ANJAM MEDEHAD MAKATEB RA ATASH MEZANAD WA BEROYE DOKHTAR HA ASID MEPASHD . WA AZ ISLAM YAK CHEHRAYE KHAHSIN BEDONYA NESHAN MEDEHAD. WA AZ MILLYONHA DALAR SARMAYAGOZARI DAR KISHWAR BA IN AMAL HA JELAU GRRY MEKOND. HALA KHORAFATI RA SHOMA TASHKHIS DEHID.SONNI

  • اینهم از مظلومیت حسین (ع) است که یک شیعه نااهل و بیگانه با روح قیام حسینی و به احتمال زیاد ، از زمان رفتن به خارج ، خارج شده از مکتب حسین و پدر و مادر و جد بزرگوارش ، همصدا و هماهنگ با یک بی دین دیگر بنام ( احمد طارق فیض در سایت فاشیست افغان – جرمن آنلاین ، به زعم خود ریشه قیام حسین را زده است ) به خیال خام خود ، قصد دارد عشق حسینی را از دلهای مومنین مشتاق بزداید . غافل از آنکه طبق روایت معتبر: ( ان للحسین محبه مکنونه فی قلوب المومنین – عشق و محبت حسین در اعماق وجود مومنین جا داده شده است – بیشتر جنبه فطری دارد— ) . شما با آن رفیقت – احمد طارق فیض هر چه نیرو دارید بکار بگیرید ، مطمئن باشیدهیچ غلطی نمیتوانید بکنید . در آستانه عاشورای حسینی این شیعه بی خاصیت را حواله می دهیم به حسین و برادرش عباس و امیدوارم او با همان همفکر فاشیست اش در افغان – جرمن آنلاین ، محشور گردد و از عنایت و شفاعت حسین و جدش محروم .

  • این خرد باختگان بعد از 1400 سال ناله وگریه و خود را میزند که حسین را چرا گشتند اگر نمیکشت تا حالا زنده میماند_

    • مسافر جان!

      هدف از تجلیل عاشورا حمایت کردن از حق بر علیه باطل است. بحث 14 قرن پیش نیست. از حرف هایتان معلوم میشود که امروز هم در رکاب بوش و یا سرکوزی ها شمشیر میزنید.

      یزید و حسین (ع)، فرعون و موسی (ع)، محمد (ص) و ابوجهل.... اینها همه امروزه جز تاریخ اند اما به این مفهوم نیست که تکرار نمیشوند.

      شما موقف خود را جستجو کنید که آیا بیشتر به فرعون قرابت دارید ویا موسی (ع)؟

  • ترقی های عالم رو به بالا است
    ما ز بالا رو به پایان میترقیم
    این صحنه های مضحک و قبیح که خواست استعمار برای ترویج خرافه بوده و توسط ملایان مفتخوار و اجیر ترویج کردیده بود ، مدت زمانی فروکش کرد و صرف به نوحه خوانی و سینه زنی با لباس و محدود تنزیل یافته بود . کنون از برکت اوضاع نا بسامان و مهاجرت ها به ایران آخوندی دوباره الگو برداری شده و تمویل میشود و ازین مضحکه بازار دکانداران دین نیز به نان و نوایی میرسند . زنان را حجاب امر میکنند تا مردان تحریک جنسی نگردند و بر عکس مردان را لخت میکنند تا نیم تنه شان ، که زنان تحریک گردند و این مضحکه بازار شان هر چه بیشتر رنگ و رونق گیرد .
    ای شیخ ز نادانی ما شکوه چه حاصل /
    بار تو نیفتد به زمین تا که خری هست /

    • نوشته جناب احسان هروی را بايد تقديس کرد، اين نوشته عالمانه کوتاه انگار خلاصه يک کتاب است . برادر من ،از عبادتی که خير به مخلوق نرسد، در عوض ، موجب ا نسد ا د خيابان ها و کوچه ها شود ، وصدای زنجير آهنين ، خواب کودکان را پريشان کند، چه طرفی ميتوان بست؟ انيسه درودگر ، از تايمنی کابل

    • من قبل از هر چیز از نظرات برادر آقای رضایی و پیشنهادات مدون و مدرن شان سپاسگزاری میکنم. در مورد پیشنهاد ها و لینکهای آقای ناصری باید بگویم که ممکن است دانشمندان مازوخیست و سادیست باشند که اشک ریختن را برای کاهش افسردگی پیشنهاد کنند. ولی آدم افسرده بیش از هرچیز به طروات و شادابی نیاز دارد. منظور گریه های شخصی نیست. کسانی که یک ملت را به طور حرفه ایی و سیستماتیک به گریه وادار میکند و شادی و خوشی را از ان میگیرد جنایتکار اند... آن آقای که سنگ مقدسات را به سینه میزند. در اروپا شبهای سرد نهادهای دواطلب به خیابانها میروند تا بی خانمانهای نشه و مست را از زیر پلها جمع آوری میکنند تا از سرما نمیرند. در آن افغانستان عزیز مقدس و مقدسات تو طالب ده هزار شیعه راکشت، سیاف هشت صد شیعه راو هزاران سنی نیز کشته شد...کجاست آن مقدسات که به کرزی اعتراض کند وبگوید با یک جنایتکار شانه به شانه مینشیند. در هرات دوصد نفر از سرما می میرد ولی جهادی های خرپول مثل ربانی و فهیم اسماعیل خان و خلیلی خمی به ابرو نمیاورند..لعنت به آن مقدسات که محصولش چپاول و غارت وجنایت باشد...

    • aghay yan mohtaram ke shia ha ra mored inteqat qarar dadah ed man ba invan yak shia ba nazar jenab mohtaram ke gofta bod zanjeer zani ba chaqu mekonad movafiqam va dalil inke in zanjeer zani ba vojood amada ra ham tozeeh bedihed ke bazi sunny hay ke hich darky az islam nadarad meyayad balay mardoom begonah hamlah mekonad va hazaran nafar begonah ra ba qatal merasanad in bakhateer hamin va vojood amadi ke ba ess shodi bazi kasan mosalman ziddi beshan vali dar mored inke gofta bod ke ke yak arab 1400 sal pish koshta shoda va hala in mardoom barray an in qadar azadari mekonad eshteba karda ey bakhatiri imam hussain dar roozi ashura qiyam kard ba jahaniyan neshan dihad ke hargizz yak mosalman vaqiye ke navasa payamber bashad zeer bar zolm va estebdad gari nakhahad raft va raftani nakhahad bod va baqiya chiz hay ham ke gofta bodi ham tamam shan mozakhraf bod omed varam digar az intoor nazarat manfi ke dar inja navishta bodi dobara estefadah nakoni

    • کشور های پیشرفته دنیا بی دین نشده اند. امریکا مذهبی ترین کشور غرب می باشد. امروز کاندید های امریکا از عبادات و عیسون بودن خود حرف می زنند.

    • دوست محترمی که گفته ، شما که از خرافات شيعه دم ميزنيد، در باره اقدامات انتحاری اهل سنت نيز بنويسيد!، شما از روی بی اطلاعی اين حرف را ميزنيد يا فقط خواستيد اسم مستعار شما هم زينتبخش سايت شود؟
      برادر، حملات انتحاری مختص به اهل سنت نيست، مگر حملات انتحاری مقتدا صدر در عراق و حزب ا لله در لبنان ، به اهل سنت ارتباط دارد؟ مگر خمينی برای کشتن سلمان رشدی ( نويسنده) تروريست استخدام نکرد؟ ، مگر گروه های شيعه مسلح در پاکستان وجود ندارد؟ مگر سپاه پاسداران در ايران، اينجا وآنجا دسته های تروريست انتحاری ايجاد نميکند؟ مگر حزب الله افغانستان ساخته ايران و مجهز به دسته های تروريستی نبوده است؟

    • جناب مير هزار. گمان ميبرم ، مطلب ها وابراز نظر ها در کابل پرس ازين پس زير تيغ سانسور ميرود، بيگمان ديگر کابل پرس به يک افغان ــ جرمن انلاين ديگر تبديل ميشود ، که چند فحاش و ناسزاگو استخدام کرده و سرش را زير برف پنهان کرده ؟ کمال رستاقی

    • کمال چان افراد می توانند نظرات مخالف و موافق خود را ارسال کنند و نه اينکه به ديگران دشنام دهند و بد و بيراه به خواهر ومادر مردم نثار کرده و و خود پنهان شوند. اگر اين تصميم گرفته نمی شد بايد يک نفر 24 ساعت روی سر اين سايت باشد تا دشنام های مردم را حذف کند. می دانی حتا وقيحانه آلت تناسلی خود را به رخ می کشانند. من نمی خواهم اين سايت به يک لجنزار تبديل شود. متاسفانه در بسياری موارد کسانی که اين پيام های دور از انسانيت را می مانند در اروپا و آمريکا به سر می برند. من نمی دانم اين افراد به اروپا و آمريکا می روند که علم بياموزند و ادب و يا اينکه بدتر از پيش به افراد در وقيحانه ترين شکل ممکن دشنام دهند.

      در کنار اين دليل، بخش های انگليسی و پرتگالی کابل پرس هم فعال شده است که آزاد گذاشتن چنين نظريات وقيحانه می تواند جرم محسوب شود و قابل تعقيب. اميدوارم اين موضوع را سانسور تلقی نکنيد چون من با نهادهای مدافع آزادی بيان هم اين موضوع را طرح کردم و آن ها هم تعريف سانسور را برآن نگذاشتند. نظر مخالف خود را بر هر نوشته ی کابل پرس بنويسيد و ارسال کنيد. شاد و پيروز باشيد.

    • دوست عزیزم کمال

      امیدوارم خونسردئ خود را حفظ کنید. امروزه تقریباً از عیسویها، یهودیان، بی دینها، غربی ها، شرقی ها و هر کسی که در روی زمین زنده گی میکنند اگر بپرسی که این حملات انتحاری را کیها میکنند؟ میگویند مسلمانان!

      این مسلمانان را اگر خودت عاقلانه تجزیه کنی تقریباً 85% را اهل سنت تشکیل میدهد و صرف در حدود 10% آن معتقد به جانشینئ 12 امام بعد از رحلت پیامبر (ص)، که اولادۀ خود پیامبر گرامی (ص) میباشند.

      حالا در این حملات انتحاری اگر از عقب عینک عقلانی بنگری مطمئنم 1% هم شیعه را نمیتوانی بیابی که دست به چنین کار احمقانه و بزدلانه بزند. و شما صرف میتوانید اتهام وارد کنید که اتهام بدون سند هیچگاهی قابل قبول نخواهد بود. اینرا برایت توضیح میدهم اگر یک کمی خونسرد باشی:

      1. از کشور خود شروع میکنیم، از سال 2004 میلادی بدینسو به تعداد 450 حملۀ انتحاری در افغانستان ثبت گردیده که تعداد کشته شده های غیر نظامی را خودت زحمت کشیده و حساب کن. اگر شما کدام سند دارید که این حملات و یا بخشی از آن کار شیعه ها بوده، لطف نموده و ما را نیز در جریان بگذارید!

      2. در کشور لبنان، تمامئ دنیا به شمول امریکا و سایر دوستان اسرائیل اقرار میکنند که یگانه نیروی مقاوم در برابر اسرائیل همان حزب الله تحت رهبرئ سید حسن نصرالله است. که جنگ تحمیلئ یکسالۀ 2006 را شاید در حافظه ات داشته باشی که در قبال آن اسرائیل به شکست خود اعتراف کرد و بزرگترین کشمکش ها در میان مقامات بلند ربتۀ کشور شان در اینمورد حتی تا امروز ادامه دارد و وزیر دفاع شان نیز به همان علت استعفا کرد... حال اگر تو و همفکرانت طرفدار اسرائیل و صهیونیزم هستید، من دیگر چیزی برای گفتن ندارم چرا که با یهود های منافق و طرفدارانشان بحث لازم نیست! و حزب الله تا هنوز از جانب هیچ منبع مستقلی به انجام دادن حملات انتحاری متهم نشده و اگر این اتهام را وارد کرده اند باز هم هیچ سندی در این زمینه موجود نیست، اگر شما سند و مدرک دارید لطف نموده و به کابل پرس بفرستید تا ما هم مستفید گردیم!

      3. از مقتدا صدر و عراق گفته اید، لطفاً سندی ارایه دهید که در حملات انتحارئ روزمرۀ عراق که جان دهها بیگناه را میگیرد گروه های وی دست دارد و یا کدام فرد وی با واسکت انتحاری اش دستگیر شده باشد؟ به گمانم نزد شما دروغ گفتن اندازه و حد ندارد؟

      4. خمینی اگر گفت که قتل رشدی جایز است، بخاطر توهین به قرآن بود که اهل سنت نیز دعوای اعتقاد به این کتاب را دارند گر چه تقریباً تمامئ اهل سنت در مورد این توهین خاموش بوده اند و علتش را شاید خودت بهتر بدانی... شاید هم ندانی چرا که از نوشته هایت بوی آتییزم یا بی خدایی میآید. اما این فرمان تا به امروز عملی نشده و دوستت رشدی تا هنوز زنده و سلامت ذکر خیر افراد همچون جنابعالی را میکند...

      5. گروه های شیعه مسلح را که گفته ای در پاکستان وجود دارند بخاطر دفاع از خود وجود دارند و گرنه همان 85% مسلمان بقول شما واقعی خون همۀ آنها را مباح اعلان نموده اند و سپاه صحابۀ کرام تا همین چند سال پیش بجز حمله به مساجد کاری نداشتند... در حقیقت پاکستان را گفته ای اما طالبان را که از مدارس همان 85% مسلمان معتدل! تولید میشدند و میشوند فراموش کرده ای! اعلان جهانئ ملایکچشمه مبنی بر فرستادن هزاره های افغانستان به قبرستان، را وقیحانه فراموش کرده ای!

      6. از سپاه پاسداران گفته ای، با آنکه به نظر تان احترام دارم اما چون مدرک ندارید نیازی برای بحث نمیبینم. و راستش تا بحال حتی دوستانت در غرب نیز ثابت نتوانسته اند که انتحاریون در تهران آموزش میبینند! اگر از کشور خود دفاع میکنند شاید یک دیوانه نیز این حق را برایشان بدهد چی رسد به جنابعالی که سنگ های بزرگ، منجمله سنگ هوشیاری را به سینه تان میزنید!

      7. این حزب الله افغانستان که گفته اید، راستش تا جایی که من میدانم حزب الله افغانستان یک حزب غیر نظامی بوده و کار تروریزم را نیز یک حزب غیر نظامی که از جانب وزارت عدلیه افغانستان به رسمیت شناخته شده باشد، کرده نمیتواند... اگر کدام مدرک دارید باز هم لطف کنید! و تا جاییکه اعضای دیگر احزاب شیعی افغانستان را همه میدانند، در جریان جنگ های داخلی نیز سلاح، پول و مواد غذایی به مسعود و گلبدین میرسید که هر دو سنی تشریف دارند و وحدتی ها بیشتر پذیرای عکس های خمینی بودند که قتل مزاری و همراهانش به دست طالبان با شکست وحدتی ها و قتل عام مردم برچی و افشار اسناد خوب این ادعا میباشند.

      8. در اخیر نتیجه گیری ام اینست که شما مرغ تان فقط یک پای داشته و به وفاداری از معاویه ابن ابوسفیان و پسر نا مشروع اش افتخار میکنید! با آنکه بفکر شما پیامبر (ص) حق تعین جانشین خود را نداشت ولی شدیداً به معاویه که به اشتراک والدینش در چندین جنگ بر ضد پیامبر (ص) و مسلمین شرکت کردند و خون صد ها مسلمان را ریختند (منجمله جگر حضرت حمزه <ع> را هنده مادر معاویه و مادر کلان یزید خورد)این حق را میدهید که خلافت را موروثی کند و ساختار اجتماعی، سیاسی و اقتصادئ اسلام را با اعمال وحشیانه و عیاشی هائ بی حد و اندازه خود، متزلزل گرداند. کارنامۀ یزید و سایر خلفای اموی همه گی معلوم و روشن است که نیازی به شرح و تفصیل ندارند.

      اگر بی دینی و یا از اهل سنت بازهم به قول حسین ابن علی (ع)، آزاده باش!

    • خانم انیسه درودگر چرا بی انصافانه قضاوت میکنید، این درست است که اجرای مراسم محرم آمیخته با در نظرنگرفتن حقوق دیگران است. اما مزاحمت شیعیان به بهانهء بزرگداشت سالروز شهادت امام شان سالانه یک دفعه در یک دورهء ده روزه برگذار میگردد. آیا اذان پنجگانه سنی ها که تقریبا هر دوساعت بعد با صدا و سبک دلخراش ملاهای پرپشم گوسفند نما گوش هر شنوندهء را میدرد قبیحانه تر از مزاحمت نوحه خوانی نیست؟؟ من نه شیعه هستم و نه سنّی من یک آدم هستم که بر این مسئله اگاه شدم که هیچ یکی ازین دو مذهب بر دیگری برتری ندارد هردوتا مخالف آزادی و برگرفته از فرهنگ مردسالاریی عربی میباشد که هیچ گونه استدلال منطقی که مخالف تفکر خود شان باشد نمی پذیرند. پس شما هم بیجا و بی سوادانه به انتقاد نپردازید. سنی های شما هم در وقت اذان حق و حقوق هیچ شخصی را محترم نمیشمارد

    • 18th Januart 2007
      Dear Madam or Sir , nobody said or wrote that the industries countries are without religion ,but you MUST know , U.S.A. is complet diffrent from West European-Countries. West European Countries are Secular Countries ,but United States of America is not a Secular Country. The person who want to become president of U.S.A. she/he must take part first in Bible Cours ,and American must be sure , she/he is a religion person. I had lived from 1980 to 1992 in Germany ,and visited all European Counties, since
      year 1992 to present I am living unwanted and obligatory in this fascist country so called - United States of North America
      Please choose for you a correct or wrong name

    • Mr.Mir Hazar, you must (not should) print ,what I wrote a few minutes ago in here. What ,I wrote is very important information for all people ,my written is not about shiite or sunite or Islam. Thinks reasonable, or you want I punish you ? In this time ,I will not punish you, do not do impolite action against friend of Khorasan people again. Now , I will write a detailed new matter, it is not clear ,you will print or not ! ? My writtens are different from most of other writtens ,for it ,cost for me, what I write the other people can not or do not want or maybe them brains not thought about such matters. Five minutes later ,I will see here back ,if my written was here ,I will write my detailed written,if be not here ,I will not write in your site this subject because my time and my writtens are valuable. Thank You - 18th Jamuary 2007--- I wrote all time ,I am responsible against all of my writtens

    • من یک سنی هستم چون فقط 15سال سن دارم زیاد از مسایل مذهبی سردرنمیاورم فقط میخواهم نظر بدهم:این بحث هافقط نظر ما نوجوان هارا راجع به اسلام تغییر میدهد خیلی ناراحت میشوم وقتی اختلافات مسلمانان رامیبینم نمیدانم شیعه درست است یا سنی این چه مسلمانیتیست که در ان شک دارم(به جزیگانگی خدا و پیامبانش)؟ خواهش میکنم مرا راهنمایی کنید.

  • دوستانی که در این صفحه کمی جدی نوشتن و عصبی شده اند خواهش میکنم کمی خونسرد باشند.احترام به هر مذهب لازم است به عقاید همه باید احترام گذاشت واز دشمن هم غافل نباشیم متوجه دشمنان هم باید بود که دشمن در این زمینه تفرقه افگنی کرده نشود که خدای ناخواسته از احساسات ما و شمااستفاده کرده بهره ببرد . همه میدانیم که دشمن سخت در تلاش نفاق وتفرقه در بین ملت مسلمان پاک افغان است گاهی بنام دری و پشتو تفرقه زبان را وگاهی به عقاید ما تفرقه مذهب را سازمان دهی میکند . وما بدون اینکه با استدال دوستانه و خوسردانه با یکدیگر مقابل شویم بر عکس با زشتیت وقهر مقابل میشویم . اینجاست که دشمن بهره گرفته وابحال ما که همه مسلمان همه افغان همه با شعور مساوی ولی خون گرم و بی اتفاق .

    • به جناب رضایی!
      تحلیل واقعی حادثه عاشورا در تاریخ اسلام و نقش و جایگاه اصلی این
      قضیه در فرهنگ شیعه جنبه هاو ابعاد بسیار پیچیده ای دارد.
      براین اساس شایسته آن است که در این رابطه از قضاوت های زود و سطحی خود پرهیز کنیم.
      در و تحلیل تمامی جنبه های این فاجعه برای امثال ما ها بسیار مشکل است. به صرف چند ساعت و یا چند دقیقه تامل و یا توهم و یا چند خط عبارت سطحی نمی شود این فاجعه بی نظیر تاریخی را فهمید و یا تحلیل کرد.
      از این بابت خوب است در قضاوت های زود و سطحی خودمان جانب احتیاط را رعایت کنیم. تا خدای نخواسته د ر پیشگاه خداوند مسئول نباشیم. زیرا قضیه عاشورا و محرم سری از اسرار خداوند است که درک آن برای بشر مشکل است.
      از طرف دیگر در کلمات شما مطالبی آمده که واقعا بیان آن شایسته ای یک مسلمان نیست.
      شما مصیبت فرزند پیامبر(ص) آنهم با این دلخراشی را بسیار ساده و سطحی نشان داده اید. شعر خاصی را نقد کرده اید.
      در حالی که در عزای فرزند پیامبر(ص) تمام فرزندان با وجدان و منصف آدم عزادار است.
      این مساله اشاره به انسان های عادی ندارد. زبان شعر این است که عمق این فاجعه چنان است که باید فرزندان آدم عزادار باشد.
      راستی در کدام حادثه تاریخی بشر جنایتی همانند جنایت یزید در کربلا وجود دارد؟
      آیا چنین جنایتی را تمام وجدان ها و انسانیت تاریخ محکوم نمی کند؟
      از طرف دیگر تحلیل بعد اجتماعی و فرهنگی عاشوار نیز برای شیعیان مشکل است که شما از قضاوت زود هنگام آن پرهیز کنید.
      تا شاید خدای نخواسته به عذاب الهی و قضاوت های اشتباه گرفتار نشوید.
      روشنفکری خوب است اما نه در همه چیز و در باره همه کس
      احتیاط کنید با ذهن کوتاه و قضاوت های سطحی خود به عذاب دایمی و عمیق الهی گرفتار نشوید.
      انسان های عادی و سطح سواد و درک ما کجا و فهم و تحلیل حوادث خاص تاریخی و الهی مثل عاشورا!؟

    • به دوستی که به نام اسد مينويسند. در باره حمله انتحاری اکنون صحبت کافی است، اما در باره مراسم برادران شيعه در محرم حرف های است که بصورت « اتمام حجت» بايد گفته شود. در افغانستان اهل سنت ، اکثريت اند، آيا از اقليت شيعه نبايد توقع و انتظار داشته باشيم، حقوق فردی و اجتماعی اهالی اهل سنت را رعايت کنند؟ برادر من. وقتی شما در بيشتر محلات( هرجا دل تان خواست) هفته ها ، کوچه و خيابان و محله را مسدود کنيد، در چند قدمی منزل من که سنی ام ، لودسپيکر و بلندگو بگذاريد. شبها تا دير وقت سر و صدا کنيد، واسم آنرا« عبادت» بگذاريد، آيا به حق شهر وندی من تجاوز نميکنيد؟ آيا به کودکان و عليلان و پيران که خواب وآسايش شبانه يا روزانه شان به يغما ميرود، ظلم روا نداشته ايد؟ آخر اين چه رحمتی است يا عبادتی است که برای ديگران، شکنجه وشقاوت است ؟ در افغانستان هنوز محلات شيعه و سنی از هم تفکيک و مجزا نشده است. همه بايد نظم اجتماعی را مراعات کنيم. نبايد رسم و راه ايرانيان را در افغانستان، رايج کرد، چون کسی اينجا نمی پذيرد. البته سنی هاهم مثل اين حقير، همه با زبان خوش و منطق ومدرک، حرف نميزنند،طبيعی است که اگر اوضاع از کنترل خارج شود، يعنی مزاحمت ، متوالی و نهادينه شود ، در افغانستان هم ، فردا، « سپاه صحابه» پيدا ميشود و دمار از روز گار شيعه در می آورد! ، خوب ، وقتی شما چهره اسلام را ، اينهمه خونين و با زنجير وقمه معرفی ميکنيد، ممکن است جوانان ما را ا ز دين، بيزار و متنفر سازيد! اگر در ايران، با پول نفت بادآورده( يک بشکه صد دلار) دسته های اجير يا عوام الناس، سال دوماه، اين نمايشات مضحک را اجرا ميکنند تا اتحاد دين ودولت يا آخوند وامت را نشان بدهند ، همه دنيا ميداند، که اين حقه بازيها با دين اسلام ربطی ندارد، بلکه سياست بازی وشعبده بازی است!
      تو امام حسين را دوست داری ، خوب داشته باش . اما اندکی ، عقل و درايت را نيز دوست داشته باش . اين را بدان که تقسيم مردم دنيا به « کافر» و « مسلم » از تيوری های ناقص است ، مگر نمی بينی وقتی دولت ايران « کارگر افغانی » را از سر ساختمان به زير می اندازد، همان کشور ها و مردم غير مسلم، صدای اعتراض بلند ميکنند ، يا گاه مسلمين بدبخت را در خاک خويش ، پناه ميدهند. کمال رستاقی!

    • صحيح آقای کمال. ده روز عزاداران امام حسين ياد او را زنده می دارند. ولی از شما می خواهم که آيا از اکثريت اهل سنت نبايد انتظار داشته باشيم که در پاکيزگی خود و شهر همت کنند؟ اگر ده روز حقوق شما ضايع می شود، سرتاسر سال که کابل يک تشناب است و حقوق خود اکثريت و اقليت ضايع می شود. يک خاطره بگويم: در روزهای اول دانشگاه کابل وقتی دانشجويان اهل سنت از ولايت می آيند، تمام تشناب های دانشگاه با کلوخ مسدود می شود. چرا نظافت و پاکيزگی را رعايت نمی کنيد. ملايان اهل سنت چرا در عوض کافر خواندن اين و آن به پاکيزگی خود و پيروانشان توجه نمی کنند؟ لطفا اين مساله را مثل حملات انتحاری بی جواب نگذاريد چون حقوق ما تضييع می شود.

    • به بين جناب اسد. در نظريات خويش از اصل مطلب اندکی دور شده ای ، کوشش ميکنی هر که با تو همنوا نباشد اورا به ابوسفيان ومعاويه ، پيوند دهی که البته اينطور صحبت شايد فقط عوام را راضی کند! جان برادر، نظر تو درحروف کلانتر منعکس شده ، پرسيده ای آيا پيامبر حق انتخاب جانشين را نداشت؟ معن اين سخن اين است که اگر علی ابن ابيطالب پس از حضرت رسول(ص) خليفه ميشد ، دنيا گل وگلزار بود! البته من بحيث يک سنی ، اصولا و عرفا حق اهانت به هيچ يک از خلفای چارگانه ( شيخين وختنين) را ندارم . من يک لحظه بحيث يک محقق اسلاميت خود را کنار ميگذارم و اين نکته هارا می نويسم :
      حضرت علی ( کرم الله وجه) در دورانی که خليفه شد ، همه دوره او در جنگ و مخاصمت و فتنه ها و بغاوتها گذشت ، بر اساس نوشته يک مصری و دو اروپايی حضرت علی ، سياستمدار خوبی نبود، و تشخيص او از عمال زير دست و مشاورين ، هميشه اشتباه بود . علی برای هر کاری ساخته شده بود جز حکومتداری! ، اين واقعيت را در وقت حساس نصب ( حکميت) بخوبی در می يابيم!
      اينکه ميگويی ، ياران رسول ( نزديک ترين صحابه ايشان) وصيت پيامبر را ناديده گرفتند و ديگری را ( نصب) کردند( نه علی ابن ابيطالب را) ، از دروغ های شرم آور است ، که توهين به خود رسول گرامی ميشود!
      اگر ياران نزديک پيامبر که بدست او مسلمان شده بودند ، به اين زودی ، دنبال رسول را رها کنند و عقب هوا وهوس روند ، پس چرا من وتو پس از يکهزار واندی، کلمه گوی محمد باشيم؟
      به هر حال ترجيح دادن علی ابن ابيطالب بر خلفای ديگر ، از سوی شيعيان چندان گناه بزرگی نيست ، اين مغالطه ايست که که شايد تا پايان دنيا دوام کند. برادر ما اسد جان از شيعه بودن فقط همان چيزی را ميداند که از پدر و مادر شنيده ،اگر تحقيق کند ، ازين تنگناها خارج ميشود . جلال ا لدين کرباسی

    • احمد رضا جان . کلوخ برای بيابان بوده است نه توالتهای مجهز مدرن امروزی، بهر حال، آنکه در تشناب مدرن ، کلوخ ميبرد، به ظواهر فقه حنفی مينگرد ، مگر طالب ، تلويزيون و کامره عکاسی را نمی شکست؟ خوب، در ايران ، از مردمی که در استخر( حوض) های غير جاری گنديده ، وضو ميگيرند، حوضی که لجن و کرم د ر آن ميلولد، اگر بپرسی ، وضو گيرنده ميگويد، امام جعفر صادق گفته اگر حوضی يک متر آب داشته باشد، هرچه باشد ، وضو ميشود گرفت . خوب اين ها به جزييات فقه برميگردد که شايد من وتو فرصت تحقيق صحت و سقم قضايا را نداشته باشيم . زنده و پاينده باشی. محمد قربان

    • برادران هریک ،قای قربان و رضا سلام :
      استفاده کلوخ و آب حوض کثیف صرف به نظافت و سلیقه شخص ارتباط دارد نه به مذاهب . لطفآبه روایات چند نفر از ملا ومولوی بیسواد وعقده یی اتکاء نکنید که آب حوض یک متر شستن و ناشستن این وآن . اسلامیت حکم پاکی را میکند که مسلم پاک باشد . نظافت جز ایمان است . بس

    • دوست عزیزم جلال الدین کرباسی

      اینکه علی (ع) نمیتوانست حکومت کند و یا استعدادش را نداشت مفکورۀ شخصئ شماست و بصفت یک طرز فکر شخصی، من برایش احترام دارم. و مطالعۀ تاریخ را برای خودتان بیشتر ضرور میدانم تا برای خودم، زیرا بنده همواره در حال مطالعه و تحقیق راجع به حقایق بوده ام.

      این حدیث در کتب حدیث شش گانۀ اهل سنت نیز آمده است که پیامبر (ص) فرمود: "من شهر علمم و علی (ع) دروازۀ آنست." حال خودت فکر کن که اگر از دروازه شهر، داخل شهر نگردید، آیا در اشتباه نیستید؟ و غیر از این احادیثی بیشماری در صحت جانشینئ علی (ع) پس از پیامبر (ص) آمده است که بسیارئ آن در کتب شش گانۀ حدیث اهل سنت نیز تأیید شده اما در چاپ های جدید این کتب، جا ها و مکان احادیث را مکرراً تغیر میدهند تا اهل تشیع نتوانند آنها را نشانی دهند. علاوه بر این چرا علمای دینئ اهل سنت حاضر به یک مناظرۀ زندۀ و مسالمت آمیز ِ تلویزیونی برای دفاع از ادعا های خود نمیشوند؟ (طوریکه چندی قبل یکی از روحانیون اهل تشیع در تلویزیون سلام، این تقاضا را مکرراً و برای یک ماه تمام از روحانیون اهل سنت در سراسر جهان کرد، اما جوابی نشنید.) چرا ملا های اهل سنت به پیروان اهل سنت تأکید میکنند که از بحث های تاریخی و مذهبی با اهل تشیع بپرهیزند؟

      بهترین مثال برای اشکالات عقیدتی دوستان اهل سنت ما امروزه در جهان اسلام علناً قابل دید و درک است. در موضوع فلسطین که روزمره دهها تن بیگناه در آنجا به شهادت میرسند، آیا کشور های اسلامی که حکومت هایشان در دست اهل سنت است عمداً خاموش ننشسته اند؟ آیا فکر نمیکنید که فقه حنفی مشکل دارد؟ یک جاسوس خارجی مدت چهل سال در جنوب کشور برادران اهل سنت ما را جماعت میدهد (ملا خرواری)، و مردم کور کورانه عقب او نماز اقامه نموده و از نصایح زهر آلود او به بیراهه ها میروند، آیا فکر نمیکنید که فقه حنفی مشکل دارد؟امروزه هزاران ملاجان بت اخند در ایالت سرحد و بلوچستان پاکستان مصروف تبلیغ در میان اهل سنت بوده و آنها را بر علیه برادران و خواهران شان در سوی دیگر خط دیورند میشورانند، آیا فکر نمیکنید که اینها نشانه های ضعف و نقص فقه حنفی باشد؟ همین حملات انتحاری که روزمره جان بیگناه ها را گرفته و چهرۀ اسلام را مخدوش میگرداند، آیا فکر نمیکنید که ریشه در نقاط ضعف فقه حنفی داشته باشد؟

      مثل سوال های فوق هزاران سوال موجود است، که برای پاسخ دادن آنها شما هرگز حاضر نخواهید شد، اما طرح این سوالات برای این بود که راه و روش تشیع را (مغالطه) خواندن خود یک غلطی و اشتباه بزرگ بر غلطی ها و اشتباهات گذشتۀ تان خواهد بود. والسلام

  • دوستان با نهایت گرامی سلام
    جوانان گرامی و عزادار این شب های طولانی ایام سوگواری را برای تان تسلیت میگویم در ضمن یک خواهش کوچک از شما دارم و ان اینکه..
    ای جوانان بیائیم کار و پلان که حسین از مدینه شروع کرد را مطابق روایات معتبر برسی کنیم تا عمق و یا سطح کار امام حسین را با عقل و خرد خدادی خویش برسی کنیم و عوامل که باعث خروج ایشان از مدینه شد را بر شماریم و در انتها نتیجه مثبت ان را جزئ فرهنگ بومی خویش سازیم تا مثمر ثمر برای نسل های بعدی باشد ..

    بنده من حیث یک طلبه کم سواد یا بی سواد چیز های را که در مودر ایشان خواندم به قرار ذیل است ...

    بعد از مرگ معاویه یزید پسر ایشان به کرسی خلافت تکیه میزند و بسیاری از بلاد مسلمین به ایشان بیعت میکند بجز چند نفر که تعداد شان خیلی کم است این افراد بخاطر موقعیت خوانوادگی شان ادم های مطرح زمان شان بودن مثلا امام حسین به خاطر که نوه پیامبر بود و هم در مدینه زندگی میکرد از موقعتی ممتاز برخوردار بود .. از یک طرف از سوی یزید دعوت میشود که باایشان بیعت کند و از سوی دیگر هفت هزار دعوت نامه مردم کوفه و شام ایشان را به خیال احیای خلافت پدر بزرگوارش مصمم میکند ایشان از ابتدای کار تمام کارها را به مراد خود میدید و از مردم کوفه و شام خوب اشنائی داشت و میدانست که با رسیدن به شام کار یزید را برای همیشه یک طرفه خواهد کرد مسلم که شخص مورد اعتماد ان حضرت بود برای ترتیب پیشوازی اش به کوفه فرستاد تا وقتی ان حضرت وارد کوفه گردد هم چون یک سلطان از ایشان استقبال شود وووو ایشان از پلان خود انقدر مطئن بود که حتی تمام خوانواده اش را باخود برد و هرگز فکر نمکرد که مسلمین و به خصوص شیعیان در صف مقابل قرار گیرد ..

    یزید مردی زیرک و باهوش و در زمان حیاب ابوی ایشان کار سیاسی را خوب تجربه نموده و از فنون جنگی و تاک تیک رزم کاملا اگاهی داشت و اشخاص را هرکدام به شخصیت شان میشناخت و برای هروقت شخص مناسب راپیدا میکرد. بعد از انکه یزید اطلاع یافت که امام حسین از بیعت سرباز زده خیلی سراسیمه شد او میبایست در ان موقع اماده پذیرائی هرگونه خطر میشد و تصمیم نهائی و قطعی را باید میگرفت او در خلوت خویش به فکر بکر دست یافت ایشان قاضی شریح که شخص مفتی و صاحب مقام و ابرو در جامعه اسلامی شیعی انوقت بود را به کمک طلبید و قاضی شریح طبق اصول اسلامی فتوا داد که امام حسین علیه دولت اسلامی خروج نموده و جهاد علیه او واجب شده شیعان به سرعت صفهای جنگی شان را اراسته و اماده انجام یکی از واجبات الهی شدن . شمر که از سرداران لشکر اسلام و نسبت پسر عموئی با امام حسین داشت را بعد از ابن سعد به فرماندهی لشکر اسلام منصوب کرد این مجاهدان جهت اجرای حکم خلیفه الله زمان عاشفانه طالب مرگ در راه خدا شدن و طوری که در کربلا دیدیم تمام دستورات خلیفه المسلمین و مفتی زمان را مو به مو اجرکردن و حتی به خوانواده ایشان هم رحم نکردن قلم از نوشتن در مورد خوانواده ان بزرگوار خجالت میکشد ( بامعذرت ) حضرت امام حسین در کربلا تمام رویاهایش را نقش ریگستان میدید برای او هیچ راهی باقی نمانده بود نه روزگار خوش مدینه نه احیای خلافت پدرش و نه راهی برگشت یک تحفه از سوی خلیفه المسلمین زمان برای امام حسین ارسال شده بود و ان مرگ حتمی او و هوادارن او بود ایشان در روز عاشورا به همرای تمامی همراهان مردش در جلوی چشمان خوانواده اش بدست شیعیان علی قطعه قطعه شدن و از ان به بعد با انتقام مختار که باعث فجایع بسیار شد راه حسینی و انتقام حسینی در خیلی از سرزمین های مسلمین پراکنده شد و تا امروز شیعیان مخلص ایشان بعد از نوشیدن اب صلوه بر لب تشنه حسین و لعنت به یزید و ال او میفرستند از ان روز به بعد تا به امروز مردم به نام هریک از ان بزرگواران انسانهای زیادی را کشته اند و هنوز ادامه دارد

    • من باور دارم که نوشتن و گفتن از شیعه و سنی اصل موضوع نیست. در کل مذهب چیزی بیگانه با عقل است و تکیگاه برای مردم ساینس ندان دیروز... در متن مذهب چیزک های کمی خوب و شایسته ماندن و چیزهای بسیار دورافگندی وجود دارد... ترقی اروپا و...از هیچ از مذهب نیست در واقع از به حاشیه راندن مذهی است... اگر اروپایی ها و آمریکایی ها امروز هم به کلیسا میروند ان کارهای که امروز در کلیسا میشود آنقدر جذاب و تفریحی است که حتا برای روشنفکران افغانی هم سنگینی میکند پس مذهب غرب نادیده و ناشنیده با رخ نیاورید و سیاف و محسنی را مست نکنید... در کلیسا برای کانسرت شراب و دوست دختر ویا دوست پسر پیدا کردن مردم می روند...

  • 18th January 2008 = 28 die (Jadi) 1386

    The commemoration the martyrdom of the Imam Hussein , the grandson of prophet Muhammad , in Karbala , Iraq , in 1328 years ago in 680 A.D. may to glorify in Islamic countries just for one day , but not for 60 days because 60 days praise is not reasonable , and it is not Islamic action. Also the shiite/Shia Muslem can glorify conferences in the name of Imam Hussein for a week from 6 p.m. to 9 p.m. in Muharam , controvert and argue about the real history of Islam without prejudice. In the 8th day of the official glorification of the martyrdom of Imam Hussein must end

    Ours society will need something of a literary touch. This is the duty of ours historian , writers , thinkers , and enlightened - Mullahs to explain again and again the real history of Islam for 80% illiterate , and 20% literate Khorasan-Country People = ( Afghan=Pakhtun+Stan). Without to touch the literary in ours society , it is very hard to change the mind of people or it will take very long time

    The Mullahs and puppet government must order for blacksmiths, they may not make the chains in future which some ignorant persons will beat them-selves with them in Muharam. In the next year must not use the chains in Muharam because :

    First: The persons who hurt them-selves , they have psychological problems, and must treat them. It is not sign of loyalty for them leader./
    Second: When the followers of Imam Hussein hurt them-selves, the Imam will not gain any benefit from this ugly job.
    Third: In all over the world , the people will think the Shiite Muslem are crazy and sick, because they do self-destruction , instead to use them power for self- defence

    My dear country-women and countryman must accept the above written , trust and believe me that the CIA , F.B.I. , England Inteligence Agency , Rusian Secret Services , I.S.I. and some other secret agencies wanted and want , the Shiite beat their chests as a sign of grief for Imam Hussein in Muharam. They spend every year million dollars for the
    Beatin Festival of Muharam , they do not give direct the money in hand of Mullahs, they know , how spend the money

    I respect for the opinions of my countryman , also I want my countryman respect for my recommendation , and think about it

    Kabulpress.org or any other Newspaper must translate this written into Persian-Language

    Thank you from correct and plausible written of Mr. Jafar Razaayee , and subtitles of Mr. Esaan Herwi and Mr.Kamal Kabuli
    I love all of my countryman who are not agree with me also,they must not become angry when read this written, we must accept each other

    I am sorry ,I could not write in Persian-Language

    The Light and Knowledge are Always Preferable to Darkness and Ignorance

    Thank You - ta_lash@yahoo.com - Fascism and ugly USA

  • بنام خدا
    با تقديم ادب واحترام به همه ي هم وطنان وبرادران که برخي از روي احساس عاطفي وبرخي ازروي روشنفکري وتعدادي هم از حس ناسيوليستي ويا تعصب مذهبي دراين صفحه مطلب نوشتند .
    دليل اين مدعاکه هرکس ازروي احساس خاصي سخن گفته اين است که اکثريت نويسنده گان منتقد از اصل مطلب آقاي جعفر رضائي دور وبه تعصبات انحرافي دست زده اند ودر نتيجه اثرات منفي ذيل از اين بحث بدست آمده :
    1. به ملت نجيب افغانستان توهين شده ؛ زيرا نقاط ضعف را هرکدام به نوبه ي خود برشمرده به اينگمان که طرف مقابلش را بکوبد وعيب اورا برملاکند غافل ازاينکه زندگي جاده ي دوطرفه است!
    2. عقايد ملت به باد مسخره گرفته شده ؛ به دستورات ديني ومذهبي که مطمئنا خود نويسنده تحقيق کافي نداشته ، حمله صورت گرفته مثل آب وضووکلوخ طهارت و...
    3. همه به جنبه هاي اختلاف پرداخته اند ، برادر! انتقاد کردن وبه هم ديگر توپيدن کار آسان البته غير عقلائي است ، ولي آيا نيازي را رفع ، يا مشکلي را حل ميکند ؟؟؟
    4. آيا اينگونه تحليل وانتقاد از همديگر در راستاي وحدت ملي است يا برخلاف آن؟؟؟ از انجاکه بعضي ازدوستان(چنانکه از مطلب شان پيداست) مثل حقير تازه به مکتب رفته اند يا حداکثر صنف هفتم ياهشتم را خوانده اند ،بهتراست سئوال را اينگونه مطرح کنم که آيا سبک تهاجمي ازنوع (...؟) نقدکردن ماي ملي را تحکيم مي بخشد يا ما هاي قبيلوي را ؟؟؟
    اما آنچه که بايد صورت بگيرد اين است :
    1. ادب ومتانت که از اصول اخلاقي درهرکاري است با يد رعايت شود.
    2. اگر بخشي از عنعنات يک ملت يا يک مذهب وحتي قبيله اي مورد نقد قرارمي گيرد با يد ازروي ادله کافي وارايه ي مستندات عقلائي باشد وگرنه بقول يکي از دوستان – بي خريطه فير کردن - است ، وچنين نقدي هم بجز آگاهي کافي از آداب و رسوم آن ملت وصاحب آن عقيده ممکن نيست .
    3. نبايد سنتهاي محلي وعاميانه را با باورهاي استدلالي اصيل مساوي دانست ، چه اينکه برخي از آداب ورسوم ها بردين ومذهب تحميل شده است واگر بررسي تاريخي صورت بگيرد معلوم خواهد شدکه سرمنشاءآن چيزي غير ازدين ، بلکه : تقليد کورکورانه ، حس خود برتربيني ازراه نوآوري خيالي ،و... بوده است .
    4. ازموضوع بحث به هيج وجه نبا يد خارج شد که ناشي گري به اثبات نرسد.!
    5. درهيج لحظه وقسمتي از بحث ازدو نياز مهم جامعه خويش غافل نشويم : 1- تحکيم وحدت ملي .2- مبارزه باجهل يافقرفرهنگي .
    6. نقدونظر به انگيزه رشد افکار عمومي امري است بس پسنديده وبايسته اما بايد اينگونه باشد:
    نهال دوستي بنشان که کام دل ببارآرد – درختي دشمني برکن که رنج بي شمار آرد.
    اما درمورد مقاله آقاي جعفر رضائي با يد بگويم که ايشان کارمثبت که انجام داده همانا طرح سؤال انتقادي به شيوه ي عزاداري است ، اما تاخت وتازي که کرده من بحساب جواني اش مي گذارم ، ايشان شايد تازه دست به قلم برده وبقول خودش روشنفکر شده امابرادر علم اندک جهل مرکب مي آورد.
    از سه راهکار که بيان کرده است درجه بيگانگي ايشان با فرهنگ عاشورا وفلسفه تجليل از عاشورا بوضوح استفاده مي شود.
    جواب آقاي ناصري هم پسنديده است ، ازانجهت که ازنقد بيرون نرفته وازدراستدلال
    واردشده است گرچند کمي هم عصباني بنظرمي رسد.
    اما حقير چون تايک هفته ديگر مصروفيت دارم چيزي نمي توانم بنويسم ولي انشاءالله مطلبي با عنوان (اگه رأيم بعدا عوض نشود)- نگاه مستند به محرم وپيامدهاي آن- درجمع دست نوشته هاي ديگر دوستان خواهم افزود.
    پنجابي

    • سلام آقای پنجابی سپاس از تذکر در قسمت به انحراف رفتن دوستان نظرگذار. اما در مورد آقای رضایی به نظر نمیرسد که ایشان اصلا آدم معتقد باشند: شما ببینید که به عاشورا و محرم به عنوان یک سنت اشاره کرده نه اعتقاد و مذهب و پایان مقاله عملا صراحت به بدعت و سرمستی دارد...این مطلب کاملا از دید یک آدم سکیولار و نامعتقد مطرح شده است.

  • نویسنده شهرکی :
    برادرا ن ود ست اند رکارا ن سایت کابل پرس ضمن عرض سلام وتحیت امید اینکه نوشتار بنده را ببینید ؛ برادران نوشتاری را چند روز پیش درپاسخ به مقاله ی آقای رضائی طبق اعلام شما درسایتتان درراستا ی نگاه دیگربه محرم( به نام نویسنده شهرکی ) فرستاد م مدتی چند روز است که هیج خبری ازآن درسایت شمانیست برای اطمینان چندین بار ارسال پیام را تکرارکرد م بازهم خبری نشد ازاین جا فهمیدم که درسایت شما آزاد ی و آزاد اندیشی برای کسانی مجاز است که تمام ارزشها ی انسانی والهی را بدون هیج گونه استناد عقل پسند به چالش بکشاند اماکسانی که بدون هیج گونه طعن وتوهین به کرامت انسانی کسی؛ صرفا بااتکا برمستندات محکم شرعی وعقلی برای دفاع ازارزشهای دینی وانسانی خودش برخواسته است چنین کسانی حق ارسال پیام ندارد تاخد متی برای شیطان بشود .

  • ). تاریخ 6 / 11/ 1386

    برپائی محرم سنت بی دلیل وافسانه ای یااوج عقلانیت و عظمت انسانی ؟
    نویسنده (شهرکی ).:
    به نام خدا وند وباسپاس ازعنایات واکرام اووبادرود وسلام بر ارواح همه ا ی انبیا واولیا ء خدا وند وباسلام بربرادران وخواهران شرکت کننده وبیننده درسایت کابل پرس ؛ این گفتار بخش ازفرایند گفتگو وادامه ی نگاه نو به محرم است.
    مادرآغاز ازاین عزیزی که دامنه ی این گفتگورا بازکرده است ونقد چند ی را دررویداد عاشورا ارائه کرده است تشکرمی کنم خواه برای هویدا شد ن چهره ی حقیقت باشد ویاحتی ازروی اغراض گفته باشد ویا سطح درک وتوانائی علمی وی همین را اقتضا کرده باشد ؛ این گفتگو هاسبب می شود تا رهروان حقیقت وپویندگان راه خدا مسیرش را بامعرفت هرچه بیشتر وبهتر به اسرارورموز عاشورای اباعبد الله الحسین پیموده وبه دنبال آن کسب آرامشی درونی نماید ؛ نیز ازصاحب سایت ودیگردوستان شرکت کننده سپاسگذارم تمنا می شود که باب این گفتگو ها هرچه بیشتر وباکیفیت هرچه بهتر وبه دورازهرگونه طعن ونفرین وعیبجوئی ازهم دیگر وبا استناد به دلایل متقن عقلی ونقلی ادامه پیداکند .
    صاحب نوشتار که برادری است به نام رضائی؛ نامبرده گاهی ازسخنش پیدااست که نگاه انتقاد آمیز به برخی ازروشهای عزاداری دارد که ازجانب دوستان وشیعیان جاهل که کارشان رابه عنوان ابراز علاقه وعشق هرچه بیشتر به حسین بن علی می پندارد ارائه شده است؛ به حقیقت تایید می کنم ؛ روش عزاداری را که برخی ازشیعیان ا قدام بدان کرده است چیزی جز ابرازعواطف بی جا وعصبیت های جاهلی شایسته نیست که بدا نها نام گذاشت ؛ نمونه ی عینی آن عزاداری ها همان تصویرهای است که می بینید هرعاقلی که از اندک عقل سلیم بهره مند باشد می دا ند که یک امر کاملاخرا فی بوده ومحکوم است هیج دلیل عقلی و استناد منطقی را برایش نمی توان یافت ؛ازدید گاه تمام مراجع شیعه حرام بوده وخونهای که درزمین می ریزد نجس است .
    گفتار برادررضائی که روند کار آنان را به باد مسخره گرفته است منصفانه وباجااست همان گونه که ایشان رهنمود داشت بخصوص دراعمال وکردارهای که صبغه ی دینی دارد میباید هرچه بیشتر درمیزان عقل ومنطق باشد .
    این نکته نیز ا فزودنی است ؛ آن عزاداری های که باعث اذیت وآزارتوده ی مردم شود ؛ بسان اینکه بلند گوها شبها بیرون ازمسجد وحسینیه ها ؛ خواب آرام راازمردم سلب کند ویادسته های عزاداری درسرکها باعث سد معبرشودا مثال این گونه کارها به هما ن روش که ازمنظر عقل قاقبول نیست ازنگاه دستورات شرعی هردو کیش مسلمان شیعه وسنی نیز حرام وممنوع است به این دلیل که سبب آزار واذیت مؤمنین می شود اذیت مسلمان را شریعت اسلام کار حرام قلمداد کرده است.
    لیکین بخشی دیگری ازگفتارش را باید همراه باتماشاگران تا به آخرجستجوکرد که چه مقدار نویسنده خود دردایره ی منطق واستدلال حرکت کرده وتاچه اندازه مستندات عقلی ومنطقی ویاشرعی برایش گردآورده ؛ به تعبیر خودش تاچه حد منور الفکری خودش راتبارز داده است وآزادانه وبی توجیه وکاملا ازسر تدبیر ودرایت ویاوقوف کامل برجوانب عاشورا وبا پرهیز ا زتعصب وکجداوری وبانهایت بی غرضی وا نصا ف سخن گفته است ؛ گرچه انتظار خودش ظاهرا بیشترازاین بلکه درحد یک رنسانس علمی است ؛ به این دلیل که زیرسؤال بردن یک پدیده ی فراگیر آن هم ازجزوی معتقداتی تو ده ی زیادی ازمردم که درطول تاریخ ازجانب دشمنان فراوان که باتمام قوای علمی وفکری برای انهدام استوانه های عقلی وشرعی آن شتابیده است اما نتوانسته است که کوچک ترین سیاهی برچهره ی تابناک آن بنشاند بلکه روزبروز فروغ آن بیشترشده است به حتم کسی که در این چنین حادثه تشکیک ایجاد می کند ازمنظر هرعاقلی مستندات بسیار راسخ وریشه دار می باید به چنک داشته باشد ؛وگرنه سخن گفتن چیزی جز بی مبا لاتی وباورکاذب نیست

  • پیوست : (شهرکی )
    ما برای حفظ امانت ؛ اساس وا صول گفته هایش را به همان روش که درسایت کابل پرس تحت عنوان نگاه دیگر به محرم آمده است دراین جا ازمنظر تماشا چیان عبور می دهیم :
    « به هرترتیب، شیعه روشن سینه نمی زند و با ناله های باستانی شبهای خوش زندگی اش را حزین نمی کند. ناگفته پیداست که او از تنهایی و انزوای شبهای محرم شبهای که خلق او به شهرمی ریزند وسکوت سال را با فریاد های خود، با نوحه های خود، با اشک های جاهلانه خود، با صدا های فرود آمدن دستان شان بر سینه برهنه ای شان، با تن های پرخون و قلب های لبریز از اندوه و ماتم که سنت و عادت بر او تحمیل نموده است، می شکنند و شبهای تاریک یک فصل را به یک جشن با شکوه به یک وایلاسرای باستان تبدیل می کنند« عزاداری سیزده روزمحرم، وامتداد وقفه ای آن تا آخر ماه صفر، وتکرارآن درروزهای جمعه باعث گشته است تا شیعیان سوگوارترین مردم جهان معرفی شوند ومذهب شیعه درصدرلیست مذاهب غمناک دنیا قرار گیرد. باوجود که مراسم عزاداری ایام محرم در میان شیعیان افغانستان و مخصوصا در دهات به شکل آرام وعاری ازافراط برگزار میشود، و به هیچ وجه شدت وخشونت معمول مراسم های شیعیان هند وپاکستان در آن دیده نمی شود، ولی اثرات منفی این عزاداری ها موضوع ساده ای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. اولا، نفس سوگواری وماتم زدگی برای صحتمندی انسان به شدت مضر است و هیچ روانشناسی در دنیامدرن آن را تایید نمی کند. وبلمقابل، دانش روانشناسی امروز پافشاری واصراربرمصروفیت های شادی بخش برای کاهش آلام وبی قراری های بشردارد. تعجب آوراینکه، آنهمه عزاداری برای حادثه برپامیشود که یکهزاروچهارصد سال قبل اتفاق افتاده است
    گام دوم: شکست یک شگون
    آنگونه که دربالانیز یادآوری شد. ترس وشگون دوماه محرم وصفرسبب گشته است تا مردم در این دوماه محفل عروسیی را بر پانکنند ونامزدی را جشن نگیرند و هرپیوند نیک و محفل شادی را بر خود حرام کنند. می دانیم که این موضوع علی رغم واقعیت خرافی آن باعث رکود اقتصادی می شود وزیان بزرگ مالی را بر جامعه ما تحمیل میکند. وقتی، خداوند روزهای پررزق وپررونق به ما عطا می کند چرا آنرا به روزهای بی رونق وبیکاری تبدیل کنیم؟ چرا دردو ماه محرم صفر بی هیچ دلیل منطقی ویامذهبی درهای سرور را می بندیم ودروازهای غم و ماتم را به روی روزهای عمرما باز میکنیم؟ عقل وخردمندی ایجاب می کند تا دروازه های سروروشادی را به روی هر روز زندگی بازبگذاریم وبا استقبال از جشن وشادمانی به استغنا وشادابی زندگی مان بپردازیم. شاید بهتر آن باشد تا شیعیان روشن بی محابا در هرروز سال ،ولو محرم وصفر، به جشن و شادمانی بپردازند وبگذارند تا زنان پیر وفالبین ها هر خوابی را که می بینند، بینند وهر فال را که می زنند، بزنند. می دانیم که آینده با عقل وتدبیراست » .

    نقد :
    ازگفتار گذشته نامبرده به روشنی به دست می آید که نویسنده دنبال به چالش کشا ند ن اصل واساس عزاداری برای حسین بن علی است به این دلیل که گریه کردن وسینه زدن را برای یک حادثه ی هزاروچهار صد سال پیش ؛ هرچند که هم ضرر جسمی نداشته باشد آن را صرفا یک عادت وسنت دیرینه تلقی نموده وباعث تیرگی وماتم زدگی خوشی ها ولذت ها ی زندگی دانسته وبااستناد به دانش روان شناسی آن را مضر برجسم وجان بشر می داند ؛ اینکه نویسنده آن را یک سنت تلقی می کند به این معنا است که هیج دلیل عقلی ومنطقی آن را پشتوانه نیست زیرا اگر چیزی دلیل منطقی داشت دیگر آنرا صرفی یک سنت وعادت نمی توان برشمرد ؛ این یگ گفته ی است که به نظر میرسد درآن لحظه ها ی که منورالفکر ی وروشن بینی آدمها گول می کند درچنین جوی این گونه حرفها ازذهن وفکر انسان؛ تراوش می کند و درچنین فضای است که آدمها می توا ند شاهکاری عظیم وخلاقیت بی بدیل ازخود نشان دهد که همگان رامبهوت کند ؛ ما برای تبیین پدیده ی عاشو را و عقلانی بود ن آن به حیث یک مشتی ازخروار وقطره ی ازدریا چند جمله ی ر ا می نویسم وازصاحب مقاله تقاضا می کنم که درحال عادی وآرامش مطا لعه کند وبازهم برای روشن گری بیشتر ارجاع به سایت های دیگر خواهم داد :
    نخست می باید پرسید که عزاداری چیست ؟ وچه استناد عقلی ویاشرعی دارد ؟.

  • پیوست : (شهرکی )
    ما برای حفظ امانت ؛ اساس وا صول گفته هایش را به همان روش که درسایت کابل پرس تحت عنوان نگاه دیگر به محرم آمده است دراین جا ازمنظر تماشا چیان عبور می دهیم :
    « به هرترتیب، شیعه روشن سینه نمی زند و با ناله های باستانی شبهای خوش زندگی اش را حزین نمی کند. ناگفته پیداست که او از تنهایی و انزوای شبهای محرم شبهای که خلق او به شهرمی ریزند وسکوت سال را با فریاد های خود، با نوحه های خود، با اشک های جاهلانه خود، با صدا های فرود آمدن دستان شان بر سینه برهنه ای شان، با تن های پرخون و قلب های لبریز از اندوه و ماتم که سنت و عادت بر او تحمیل نموده است، می شکنند و شبهای تاریک یک فصل را به یک جشن با شکوه به یک وایلاسرای باستان تبدیل می کنند« عزاداری سیزده روزمحرم، وامتداد وقفه ای آن تا آخر ماه صفر، وتکرارآن درروزهای جمعه باعث گشته است تا شیعیان سوگوارترین مردم جهان معرفی شوند ومذهب شیعه درصدرلیست مذاهب غمناک دنیا قرار گیرد. باوجود که مراسم عزاداری ایام محرم در میان شیعیان افغانستان و مخصوصا در دهات به شکل آرام وعاری ازافراط برگزار میشود، و به هیچ وجه شدت وخشونت معمول مراسم های شیعیان هند وپاکستان در آن دیده نمی شود، ولی اثرات منفی این عزاداری ها موضوع ساده ای نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. اولا، نفس سوگواری وماتم زدگی برای صحتمندی انسان به شدت مضر است و هیچ روانشناسی در دنیامدرن آن را تایید نمی کند. وبلمقابل، دانش روانشناسی امروز پافشاری واصراربرمصروفیت های شادی بخش برای کاهش آلام وبی قراری های بشردارد. تعجب آوراینکه، آنهمه عزاداری برای حادثه برپامیشود که یکهزاروچهارصد سال قبل اتفاق افتاده است
    گام دوم: شکست یک شگون
    آنگونه که دربالانیز یادآوری شد. ترس وشگون دوماه محرم وصفرسبب گشته است تا مردم در این دوماه محفل عروسیی را بر پانکنند ونامزدی را جشن نگیرند و هرپیوند نیک و محفل شادی را بر خود حرام کنند. می دانیم که این موضوع علی رغم واقعیت خرافی آن باعث رکود اقتصادی می شود وزیان بزرگ مالی را بر جامعه ما تحمیل میکند. وقتی، خداوند روزهای پررزق وپررونق به ما عطا می کند چرا آنرا به روزهای بی رونق وبیکاری تبدیل کنیم؟ چرا دردو ماه محرم صفر بی هیچ دلیل منطقی ویامذهبی درهای سرور را می بندیم ودروازهای غم و ماتم را به روی روزهای عمرما باز میکنیم؟ عقل وخردمندی ایجاب می کند تا دروازه های سروروشادی را به روی هر روز زندگی بازبگذاریم وبا استقبال از جشن وشادمانی به استغنا وشادابی زندگی مان بپردازیم. شاید بهتر آن باشد تا شیعیان روشن بی محابا در هرروز سال ،ولو محرم وصفر، به جشن و شادمانی بپردازند وبگذارند تا زنان پیر وفالبین ها هر خوابی را که می بینند، بینند وهر فال را که می زنند، بزنند. می دانیم که آینده با عقل وتدبیراست » .

  • نقد :
    ازگفتار گذشته نامبرده به روشنی به دست می آید که نویسنده دنبال به چالش کشا ند ن اصل واساس عزاداری برای حسین بن علی است به این دلیل که گریه کردن وسینه زدن را برای یک حادثه ی هزاروچهار صد سال پیش ؛ هرچند که هم ضرر جسمی نداشته باشد آن را صرفا یک عادت وسنت دیرینه تلقی نموده وباعث تیرگی وماتم زدگی خوشی ها ولذت ها ی زندگی دانسته وبااستناد به دانش روان شناسی آن را مضر برجسم وجان بشر می داند ؛ اینکه نویسنده آن را یک سنت تلقی می کند به این معنا است که هیج دلیل عقلی ومنطقی آن را پشتوانه نیست زیرا اگر چیزی دلیل منطقی داشت دیگر آنرا صرفی یک سنت وعادت نمی توان برشمرد ؛ این یگ گفته ی است که به نظر میرسد درآن لحظه ها ی که منورالفکر ی وروشن بینی آدمها گول می کند درچنین جوی این گونه حرفها ازذهن وفکر انسان؛ تراوش می کند و درچنین فضای است که آدمها می توا ند شاهکاری عظیم وخلاقیت بی بدیل ازخود نشان دهد که همگان رامبهوت کند ؛ ما برای تبیین پدیده ی عاشو را و عقلانی بود ن آن به حیث یک مشتی ازخروار وقطره ی ازدریا چند جمله ی ر ا می نویسم وازصاحب مقاله تقاضا می کنم که درحال عادی وآرامش مطا لعه کند وبازهم برای روشن گری بیشتر ارجاع به سایت های دیگر خواهم داد :
    نخست می باید پرسید که عزاداری چیست ؟ وچه استناد عقلی ویاشرعی دارد ؟.
    پاسخ : عزاداری عبارت است ازیادآوری مظلومیت وزنده نگه داشتن خاطره ی فداکارانی که بامال وجان برای حفظ پدیده ی دین شتابیده و این مظلومیتها رامتحمل شده واین فداکاری ها را ازخود نشان داده است وخداشناسی وخداپرستی را برای بشر به تا به امروز به ارمغا ن آورده است .
    به حیث مقدمه لاجر م پرسشهای را دارم تاببینیم که شیعه چه استناد منطقی برای عزاداری هادارد ؛
    پرسشها را ازاین جا می آغازیم :
    آیا اگرکسی خوشبختی وسعادت کسی دیگری را تامین کند وگوشه ی ازخوراک وپوشاک ومسکن ویانیازهای دیگری وی را برآورده کند تاچه رسد به آنانیکه سعادت تمام بشررا آن هم تاابد فراهم کند ؛ درچنین موقعیتی آیا عقل انسا ن اجازه می دهد که خدمات ا ورابه فراموشی سپرده و تجلیلی که متناسب خدمتی که اانجام داده ودرخورشأن اوست به عمل نیاورد یا بادیگران دریک رتبه دیده وهیج حق تقدمی برای ا ونسبت به دیگران درنظرنگیرد ؟ آیا مگر عقل وشرع حکمی جز « هل جزاء الا حسان الا الاحسان » دارد ؟آیا انبیا وپیامبران ومجاهدان وشهیدان راه خدا بردیگران هیج امتیازی ندارد ؟ آیا تمام آدمها بهره مند از ارزش واعتبار یکسان است ؟ اگرپاسخ کسی عدم وجود مراتب ارزشی بین بشرباشد ؛ می توان گمان زد که هیج عاقل منصف چنین قضاوتی را پسند نمی کند ؛ اگر امتیازاتی احیانا موجود باشد بلادرنگ ذهن هر انسانی به دنبال این می رود که برترین ها کیانند ؟آیا آنانی نیست که بامایه گذاشتن ازمال وجانش دین خدارا حفظ کرده است وازاین طریق سعادت ا بد ی تما م بشررا فراهم کرده است ؟ شاید کسی ازگرویدگان به ارزشهای اسلامی نباشد که تفاوتی آنان را ا ز نوع بشر نادیده بینگارد ؛ بلکه ازهمه برتر خالق بشر این تفاوت راصحه گذاشته است : « لایستوی القاعدون من المؤمنین غیر اولی الضرر والمجاهدون فی سبیل الله ّبأموالهم وانفسهم ؛فضل الله المجاهدین بأموالهم وانفسهم علی القاعدین درجة؛وکلاوعدالله الحسنی ؛وفضل الله المجاهد ین علی القاعدین اجرا عظیما » .
    به حقیقت سعادت ا بد ی وهمیشگی را که فطرت هر بشری آن رادوست دارد جز درآخرت وسایه ی دین خدا ؛ درکدام گوشه ی این دنیا سراغ دارید ؛اگر فردای قیامتی باشدبرای همه گانمان درآنجا سرمایه ای جزهمان ایمان ومعنویت کدام سرمایه ی مادی ودنیوی می تواند درد مارا دواکند ؟
    اگردرتاریخ بشر چنین آزادگان وجوان مردانی نبود آیا این سرمایه ی عظیم معنوی را چه کسی باید حفظ می کرد وچه گونه بایدتداوم پیدا می کرد ؟ آیا تاریخ بشررا سراغ دارید که درآن ؛ ددسیرتانی نبوده است که دست به تحریف دین آسمانی نزده است ؟ آیاسراغ دارید که درطول تاریخ سوء استفاده کننده ی از دین وجود نداشته است ؟ آیا سراغ دارید که بدون فداکاری وریخته شدن خون ؛ یک دین آسمانی جایگاه خودش را بین جامعه ی بشری بازکرده و مقبول افتاده باشد ؟ آیاهرگز شنیده اید که هیج کسی مانع ازترویج وپیدایش ویابقا ی ادیان الهی نگردیده باشد ؟
    اگرپاسخ این است که تداوم وترویج دین جز رهین فداکاری آنان نیست ؛ درآن صورت این حق را بربشریت نداردکه هرکس را به اندازه فداکاری که انجام داده است تجلیل کنیم ؟ اگر دستاور فداکاری او رستگاری ا بدی بشر است آیا این حق را ندارد که اورا هرگز فراموش نکنیم ؟اگر فداکاری وا فشاگری های امام حسین نبود آیاشراب خواری ها ومیمون بازیها ودیگر کارهای زشت ومنکررا که دستگاه بنی امیه به نام اسلا م انجام می داد تابه امروز روند هم چنان ادامه پیدا می کرد وهیج مسلمانی هم ازخود واکنش نشان نمی داد چه برسری این دین می آمد آیاجزنام ازدین محمد چیزی باقی می ماند ؛ آیاکاربنی امیه همان چیزی بود که رسول الله به عنوان دین خدا آورده بود ؟آیا بنی امیه همان مسلمانا نی نیست که قرآن به اتفاق شیعه وسنی به عنوان شجره ملعونه ازآنان یاد می کند ؟

  • اگر منظوراین است که به عنوان یک مسلمان عمل روضه خوانی باید استناد شرعی داشته باشد صرف عقلائی بو دن آن کفایت نمی کند ؛ پیش ازهرچیز می توان پاسخ مثبت به سابقه ی قرآنی آن دادوگفت درآغاز خداوند بیان گرمظلومیت شهدای راه خودش ونفرین کننده ی قاتلان وستمروا یان برآنان است درآن موا قف که ازمظلومیت شهدائی گودال آتش درسوره بروج یاد می کند همین روضه خوانی است که تشیع امروز برای شهدائی اسلام برپامی کند :
    «قتل اصحاب الاخدود ؛النار ذات الوقود ؛ اذهم علیها قعود ؛وهم علی مایفعلون بالمؤمنین شهود ؛وما نقموا منهم الا ان یؤمنوا بالله العزیز الحمید .»
    کشته باد صاحبان آنخندق ؛ شاه کافر وستمگر ویارانش که مؤمنان مخالف خودرا درگودا ل ازآتش افکند ند. آن آتش پرهیمه وشعله ور . هنگامی که آنان برکنار آتش به تماشا نشسته بودند . آنها به آنچه برسر مؤمنان می آوردند خود ناظر بودند . آنان برمؤمنان هیج ایرادی نگرفتند جز اینکه به خدای مقتد ر ستوده ایمان آورده بودند .
    آیا آنچه دراین سوره می بینید جزترحم وابراز شفقت برمؤمنان ولعن ونفرین برکافران ستمگر چیز دیگر است ؟ آیا آنچه شیعه عزاداری می کند غیر ازترحم ودلسوزی برمظلومان وشهدا ونفرین دشنان آنان چیزی دیگر است . اگرزمانی گفته شود خدامانند شیعیان اشک ماتم نمی ریزد وغمگین نیستند ؛ پاسخ این است که خدای متعال مانند بشر قلب خاکی نداشته وموجود مادی نیست تاچنین اشک بریزد آیا اینکه می گوئیم خدا وجودارد مانند من وشما باید دست وپا وچشم وگوش داشته باشد آیااینکه می گوئیم خداموجود زنده است لازم است که مانند من وشما ازگاز اکسیژن درتنفس خودش استفاده کند ؟ اگراین تفاوتهارا دارد لازمه ی خدابودن وبنده بودن است اما دراساس اینکه ترحم نسبت به مظلومان وخشم ونفرت ازستمگران دارد تفاوتی بین کرده ی خدا وشیعیان نمی توان یافت .
    اینک به اتفاق همدیگر می رویم سرا غ دلایلی که آقائی رضائی برای قانونی بودن عزاداری اقامه کرده است :

    « ظاهرا، استدلال مدافعان وطرفدارن این عزاداری ها سه موضوع است: اولا، میگویند اگر شما پدر، مادرویا یکی از عزیزان تان را از دست بدهید مگر تا چهل روز عزاداری نمی کنید؟ وحالا که امام حسین با آن عظمت وشکوه برای اسلام به شهادت رسیده است شایسته نیست تا چهل روز برای او عزا دار باشیم؟ استدلال دوم شان اینستکه، یکی از دلایل عمده بقای مذهب شیعه در طول تاریخ همین مجالس عزاداری بوده است والا با توجه به مخالفت اغلب حاکمان سلسله های اموی ، عباسی وعثمانی با تشیع، مذهب شیعه قرنها پیش نابود وفراموش میشد. واستدلال سوم که مطرح می کنند می گویند که، هدف از قیام امام حسین نجات وبقای اسلام بود وماباادامه این عزاداری ها موجب بقا واحیا اسلام حسینی میشویم. متاسفانه در هر سه استدلال مذکور یک نوع مغالطه آشکارآمیخته بااحساسات مذهبی دیده میشود. اولا، امام حسین امسال به شهادت نرسیده است تا ما حتما چهل روز را برای اوعزادار باشیم. وما حتا برای پدر، مادر ویا عزیزان که از دست می دهیم فقط یکبارودر سال اول مراسم سوگواری برپا میکنیم. دوما، اگر در گذشته مجالس عزاداری موجب بقای مذهب شیعه بوده است دردنیا امروز ضرورت آن احساس نمی شود. وبلمقابل، بقای مذهب شیعه دردنیا امروز بستگی به آن دارد تا رهبران آن تا چه حد تن به واقعیت های علمی میدهند وغبارجهل واوهام را ازسیمای آن میزدایند. ثالثا، حفظ اسلام حسینی بدان معنا نیست که ما بی جهت سوگوارباشیم وعزاداری نماییم. اشک ریختن وسینه زدن فهم منفعلانه ناشی ازبدفهمی وبیسوادی است وهمخوانی باارزشهای نهفته در متن انگیزه های قیام امام حسین ندارد. به هرحال، شیعه روشن طرفدارعزاداری وخواستار ماتم زدگی موهوم و موسوم به مذهب نیست. یقینا، اگرپیروان همه مذاهب دنیا مانند شیعیان برای رهبران فقید ویاشهیدمذهبی شان آن همه عزاداری برپامیکردند تمام روزهای سال آکنده از اندوه وماتم میبود وخنده وتبسم و شادی جزواژه های متروک هرزبان می شد ».
    نقد :
    نویسنده سه تا دلیل به زعم خودش برای استناد شیعیان جهت زنده نگه داشتن یاد وخاطره ی شهدائی کربلامی آورد وبعد هم هرسه تااستناد را بایک قاطعیت تمام ؛ مغالطه قلمداد نموده وریشه ی مغالطه را درآورده وبه روشن گری می پردازد :
    مابرای این برادراولاتذکر می دهم که آنچه را به عنوان دلیل ازطرف شیعیان اقامه کرده ی جای تقدیراست امابه این شرط که باعوام ازمردم روبروباشی نه باکارشناسان حادثه ی عاشورا ؛این روش استدلال نمودن وبعد هم ردکردن آن برای نشان دادن هیبت وهیمنه ی علمی خودتان و یاد گیری مجادله چیزی خوبی است ؛ لیکن یک عالم شیعی هرگز این گونه دلیل ا قامه نمی کند ؛ اولین ودومین استدلال شما حد اکثر همان چیزی است که اگر ازیک عوام شیعه بپرسی چرا برای امام حسین عزاداری می کنی ممکن است پاسخ شمارا پیشنهاد کند ؛ ماتنها دلیل سوم شمارا می پذیریم اینکه شما خود او را مغالطه آمیز می دانید هیج اشاره ی ندارید که درکجای این مدعا مغالطه وجوددارد تاچه رسد به اینکه اشاره داشته باشید چه نوع مغالطه ی است لفظی است یامعنوی ؟درمقام تصوراست یاتصدیق ؟صوری است یامادی ؟ مغالطه ی قول ناقص است یا تحریف و...؟
    مابه این عزیز برادرم تذکر می دهم که کار روشن فکرانه به نظرتان چیست انسان منور الفکر که ازآن داد سخن داده اید کیست ؟
    شما اگر اهل د قت بودید ؛ درآغاز کار؛روشن فکرانه وعاقلانه را تعریف می کردید تا مخاطبان شما کارعقلائی را ازکارهائی جاهلانه که صر ف عادت وسنت آن را برگردنش تحمیل کرده است خوب تشخیص می داد بعد هم سراغ عزاداری میرفت و با این معیار ی که شما داده بودید محک می زد که آیا کار جاهلانه است ویاعاقلانه ؛این می رساند که شما خودهنوز نمی دانید که اثبات هر مدعا اول نیاز به تصور ویا تعریف دارد بعد هم ا قامه ی دلیل میخواهد ؛این می رساند که شما روش نقد راهنوز که باید آزموده باشید نیازموده اید در جای که باید استناد عقلی ویاشرعی داشته سراغ دانش روان شناسی که خود ازامور تجربی است رفته اید ؛ اکنون مابه نیابت ازشما می گوئیم عمل عاقلانه آن است که هدف وغرض عقلائی برآن مترتب باشد غرض عقلائی نیز عبارت است ا زسود یک عمل ؛ هرعمل به هراندازه که برای انسان سودداشته باشد عقلائی تراست ؛ آیا شما سود بزرگ تراز سعادت جاودانی و رستگاری ابدی انتظار دارید ؟ آیا این سود جز درسایه ی دین داری درجا ی دیگری میسرهست ؟ آیا این دین داری با آن اهمیتی که دارد جزمحصول نهضت انبیا وشهدا می تواند محصول چیزی دیگری باشد ؟ آیا اگراین نهضتها نبود دین خودش باوجود شیادان وکافرانی که باتمام وجود به عادت ها وسنت ها ی بی دلیل شان دل بسته بود امکان ترویج وبقارا داشت ؟.اگر عزاداری حفظ نهضت انبیا وشهدا ودرنتیجه حفظ دین وارزشها ی اسلامی است آیا کار عاقلانه است یا جاهلانه ؟
    آیا عکسها تندیسها ومجسمه های که در مو زه ها وپارکها واماکن کشورهای مختلف دنیا ازقهرمانان وحادثه آفرینانی تاریخی کشورش نگهداری میشود اینها جز ابرازعشق و احترام گذاشتن و زنده نگهداشتن خاطرات آنان برای همیشه چیزی دیگری می تواند باشد ؟ آیا کار این همه انسان ها که خود روشن فکری را از برخی آنا ن تقلید کرده اید یک اقدام جاهلانه است ؟
    ممکن است شمارا به ذهن آید که مامخالفت بااحترام گذاشتن همیشگی ویاد وخاطره ی آنان نداریم لیکن روش راکه شیعیا ن بااشک ریختن درپیش گرفته است اشتباه است .
    پاسخ این است که روشهای احترام گذاشتن هیج دلیلی ندارد که به شیوه ی خاص باشد آنان بانگهداری مجسمه اما مسلمانان بابرگذاری مراسم خاطره آنان را را زنده نگهمیدارد بلکه هرگا ه قهرمانا ن وا فتخار آفرینان به او ج عظمت وبزرگی درنظرانسا ن جلوه گرشود عشق وعلاقه ی به آنان طبق مقتضائی طبیعت به همان اندازه شدت پیدا می کند به گونه ی قهر آمیز اشک انسان جاری می شود این هرگزملامتی ندارد آفرینش ساختاروجودی انسان همین است که درمواقعی خشم وزمانی هم اشک ازخود بریزد

  • جالب توجه است که نویسنده (جعفر رضائی ) اشعار پیش رورا که مربوط به عاشورای حسینی است ازنوع اشعاری صرفا تخیلی می داند که هیج حقیقتی دربرون ازمخیله ی شاعر ندارد آن اشعار این است :
    "باز این چه شورش است که در خلق عالم است
    باز این چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است
    دربارگاه قدس که جای ملال نیست
    سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است"
    دنیا آرام است . . .
    اگراین شاعر زنده باشد به تونخواهد خندید ونه خواهد گفت :
    ای مگس عرصه ی سیمر غ نه جولانگهی توست
    عرض خود می بری وزحمت مامی داری .
    آیا این اشعار ی مولوی را که د رراستای تسبیح وتحمید موجودات ازنبات وجماد گرفته تافرشتگان الهی همه را مشغول به ذکر پرور دگار می داند شما تخیلی میدانید ؟ اشعار مولوی این است :
    جمله ی ذرات عالم در نهان با تو مى‏گويند روزان و شبان
    ما سميعيم و بصيريم و هشيم با شما نامحرمان ما خامشيم
    چون شما سوى جمادى مى‏رويد محرم جان خدادان كى شويد .

    بلکه بالا تراز آن خدای متعال آیا تی زیادی را به همین محتوا درقر آن دارد :
    «وان من شیء الا یسبح بحمده ولکن لا تفقهون تسبیحهم » اسراء آیه 44 .
    یعنی هیج موجودی نیست که پرودگارش را تسبیح نکند لیکن شما نمی فهمید .
    نیز سوره های حشر وجمعه و...
    برا د رم دراین گونه موارد نگاه شاعر به وجهه ای ملکوتی وباطنی عالم خلقت است نه ملکی وظاهری او .
    اینکه قرآن می گوید « یومئذ تحدث اخبارها بان ربک اوحی لها » سوره ی زلزال .
    زمین تمام حرکات واعمال شما را که درهرمقطع آن انجام داده اید ضبط می کند وبعد هم روز قیامت به دستور پروردگار بازگومی کند آیا تمام این گفتارها خیالاتی است ؟ خیر زمین دروجهه ی ملکوتی موجود زنده است
    . زمانی درلابلای سخن صاحب مقاله برای یاد بوداز فداکاری های شهداسخنرانی های علمی ومستند به جای عزاداریها پیشنهاد شده است .
    پاسخ این است که شماکدام سخنرانی را منظوردارید آیا آن چه واعظان وخطبا وسخنرانان پیش ازروضه های خودش برای مردم سخن می گویدسخنرانی نیست ؟ اگرپیشنهاد شما غیر ازآن است تمنا می کنم روشن کنید .
    درگفتار گذشته تلویحا بلکه به صراحت جشن وشادی به عنوان یک کار روشن فکرانه درایا م عزاداری پیشنهاد شده است وآن را نشانه ای عقل وتدبیر دانسته است .
    مادرآغاز این برداشت اشتبا ه شما تذکر می دهم که شادمانی وعقد را درایام محرم وصفر هرگز شیعیان برخود حرام نمی داند حتی درخود روز عاشورا لیکن وجدان انسانی شان اجازه نمی دهد که خودشان را در حزن وماتم اهلبیت رسول الله شریک نداند ؛ مااین پرسش راداریم که برای تفاوت نهادن عزاداری ازجشن وسرور به عنوان یک شخص عاقل پیشنهاد شما چیست آیا برای درگذشت پدرومادرتان وایام عزاداری برای آنان پای کوبی می کنید ؟ اگر چنین کاری انجام دهید عزاداری روشن فکرانه است؟ ؛
    همین گونه شیعیان چهل روز را برای بیست چهارساعت سوگواری ندارد تاسبب رکود اقصادی شود.

    زمانی هم نویسنده به شدت ا براز نگرانی از آشفته شدن وضعیت سلامتی شیعیان برای سوگواری میکند و عجب اینکه تنها مستمسک ایشان برای ردعمل عزاداری دا نش روان شناسی است .
    مابرائی شان ازهمین جا اطمینان می دهیم که هرگز غصه ای سلامتی شیعیان شمارا پیر ونگران نکند :
    اولا آنها به آن حد اشک مستمر نمی ریزد که بیمارشود به این دلیل که کارهای روزمره ی دیگری هم درکنارش چند برابر انجام می دهد .
    ثانیا اگر ضررداشته باشد پیش ازروان شناس به طبیب مراجعه میکند اگر طبیب تشخیص داد که ضرر دارد؛ شیعیان حکم شرعی آن رابلد است تا آنجا که اگرعمل واجبی مانند روزه رمضان برای مسلمان ضررجانی داشته باشد درهردوکیش تسنن وتشیع آ ن عمل واجب نیست؛ لاضررولاضرار فی الاسلام ؛ می باید ترک کرد تاچه رسد به یک عمل مستحبی مانند سوگواری .
    دراخیر ازصاحب مقاله تشکر می کنم به حقیقت برخی اززنجیرزنی ها خلاف شریعت وخرا فه ی بیش نیست لیکن برادرم عزیزم ازاین خرافات که بعضی مرتکب می شود هرگز نباید نتیجه گرفت که اساس نهضت اباعبدالله را به بوته ی فراموشی وتاریک خانه ی تاریخ سپرد اگر چنین کاری درست باشد نهضت انبیا رانیز باید فراموش کرد کدام ادیان آسمانی وادیان الهی بوده است که شیادانی سوءاستفاده نکرده باشد وبه خرافاتی درهم نیامیخته باشد ؟ دراخیرازمحضرشما تمنا می کنم که ازجو جدلهای عوام زدگی بیرون آیید دلیل عقلی ویانقلی مستند برای رد جواز سوگواری عرضه کنید البته که این کار سهل الوصول نیست .
    پیوست به گفتار پیشین : نویسنده شهرکی .
    مابرای اطلاع بیشتری شما ازفلسفه ی عزاداری شیعیان چند نمونه را ازمنابع اهل سنت می آوریم اگر بیشتر می خواهید تفحص کنید جمله های مانند پاسخ به شبهات عزاداری را بنویسید کلید جستجو درسایتهارا بزنید

  • . اینک ما چند نمونه را برای تایید عزاداری ازسایتهای دیگر که برگرفته ازمنابع اهل سنت است می آوریم تاشما بفهمید که مسلمانا ن به اتفاق عزاداری را قبول دارد .
    عزداری درسیره ی پیا مبر از منابع اهل سنت :
    تأیید مکرر مجالس سوگوارى توسط پیامبر (ص)
    الف) ابو هریره مى‏گوید: «مات میّت فى آل رسول اللّه فاجتمع النساء یبکین علیه فقام عمر ینهاهن و یطردهن فقال رسول اللّه (ص): دعهن یا عمر فان العین دامعة و القلب مصاب و العهد جدید»؛ (26) فردى از خاندان رسول خدا (ص) از دنیا رفت، زنان مدینه اجتماع کرده و بر وى گریه مى‏کردند. عمر آنان را از گریه باز مى‏داشت و آنان را دور مى‏کرد. پیامبر (ص) فرمود: اى عمر! بگذار تا گریه کنند چشم اشک مى‏ریزد و دل مى‏سوزد - چرا که - مصیبت دیده است و این مصیبت تازه است.
    ب) ابو هریره مى‏گوید: «أبصر عمر امرأة تبکى على قبر فزبرها فقال رسول اللّه (ص): دعها یا ابا حفص! فان العین باکیة و النفس و العهد حدیث»؛ (27) عمر، خانمى را در کنار قبرى مشاهده کرد که مشغول گریه است، او را به شدت از گریه کردن بازداشت و دور ساخت. پیامبر (ص) فرمودند: اى ابا حفص، او را رها کن؛ چرا که چشم مى‏گرید و مصیبت تازه است یعنى حوادث جانسوز فراموش نشده و یادش در خاطره باقى است.
    ج) سلمه بن ارزق مى‏گوید: «در یکى از روزها با عبداللّه عمر در بازار نشسته بودیم ناگهان جنازه‏اى را از آنجا عبور دادند که بازماندگانش بر وى مى‏گریستند. عبداللّه آنان رابه خاطر گریه مورد نکوهش قرار داد، سلمه به عبداللّه گفت: این سخن را نگو، چرا که از ابو هریره شنیدم جنازه‏اى را از کنار پیامبر (ص) عبور دادند، من و عمر نیز همراه آن حضرت بودیم و خانمهاى زیادى بر آن جنازه گریه مى‏کردند، عمر آنان را مورد تعرض قرار داده و از گریه بازداشت. پیامبر (ص) فرمودند: آنان را رها کن؛ چرا که چشم مى‏گرید و حادثه و مصیبت تازه است. عبداللّه پرسید: آیا تو خود این حدیث را از ابو هریره شنیدى؟ گفتم: آرى شنیدم. در این هنگام عبداللّه بن عمر اظهار داشت: خدا و رسولش داناترند. (28)
    د) جبیر بن عتیک مى‏گوید همراه رسول خدا (ص) به خانه‏اى وارد شدیم که یکى از آنها از دنیا رفته بود زنها گریه مى‏کردند؛ جبیر گفت: خانمها را ساکت کنید و تا هنگامى رسول خدا (ص) حضور دارند گریه نکنید. پیامبر (ص) به جبیر فرمودند: بگذار تا بگریند و آنگاه که شب فرار رسد از گریه باز ایستند؛ «فقال جبیر أسکتن مادام رسول للّه (ص) جالساً فقال النبى (ص): دعهن یبکین فاذا وجبت فلا تبکین باکیه».
    ه) عایشه مى‏گوید: «هرگاه رسول خدا از سفرى باز مى‏گشت و به ذى الحلیفه - مکانى نزدیک مدینه - مى‏رسید نوجوانان انصار به استقبال ایشان مى‏شتافتند و وى را از اخبار مدینه و خانواده‏هاى آنان آگاه مى‏ساختند. در یکى از سفرها که از حج یا عمره باز مى‏گشتیم، با همان نوجوانان در آن مکان برخورد کردیم. به اسید بن خضیر که از همراهان ما بود، خبر دادند همسرت از دنیا رفته است، شروع به گریه کردن کرد. من که بین پیامبر و او بودم به او گفتم: آیا در مرگ همسرت گریه مى‏کنى در حالى که تو یار پیامبر و داراى سوابق درخشان هستى؟ در جوابم گفت: آیا شایسته نیست که بگریم در حالى که از پیامبر (ص) شنیدم که فرمودند: «ستونهاى عرش خداوند در مرگ سعد بن معاذ لرزید.»؟ (29)


    پی نوشت ها:
    (26) - عمدة القارى، ج 2، ص 87 و سنن نسائى، نسائى، ج‏4، ص 19، باب الرخصة فى البکاء على.‏
    - کنز العمال، متقى هندى، ج 15، ص 728، حدیث 42899 و سنن ابن ماجه، ج 1،ص. (28) - مسند، احمد، ج 2، ص 408؛ مستدرک على الصحیحین، ج 1، ص 381، کتاب الجنائز و جامع الاصول‏
    (29) - همان، ص 728.ابن‏481.المیت.المشرک.حسن‏الجنائز،بالصبیان (27) ‏.

    گریه پیامبر (ص) در کنار قبر مادرشان پس از گذشت چندین سال‏ :
    سالهابود که پیامبر (ص)، مادرى مهربان را از دست داده بود و اینک آن حضرت به رسالت الهى برانگیخته شده و بر سراسر شبه جزیره عربستان حاکم گردیده بود. ایشان روزى به زیارت مادر رفته و در کنار قبر مادرشان آمنه چنان گریه مى‏کنند که همراهان ایشان نیز در گریه با ایشان هم صدا مى‏شوند.
    ابو هریره مى‏گوید: «زار النبى قبر أمه فبکى و بکى من حوله». (25)
    نووى در شرح صحیح مسلم مى‏نویسد: «رواه ابو داوود فى سننه بهذا الأسناد و رواه النسائى و ابن ماجه».


    پی نوشت ها:
    (25) - مسند، احمد، ج‏2، ص 441 و سنن نسائى، نسائى، کتاب الجنائز، باب زیارة قبر

    عزادارى در شهادت جعفر بن ابی طالب :

    همسر جعفر بن ابیطالب که از زنهاى با ایمان و فداکار صدر اسلام است مى‏گوید: روزى که جعفر در جنگ موته به شهادت رسید، بر رسول خدا (ص) وارد شدم، فرمود: اى اسما! فرزندان جعفر کجا هستند؟ آنگاه فرزندان او را خدمت آن حضرت آوردم. پیامبر (ص) آنها را در آغوش کشید و مورد نوازش قرار داد، سپس چشمان مبارک آن حضرت پر از اشک شد و گریه کرد. عرض کردم گویا از جعفر خبرى به شما رسیده است؟ فرمود: آرى امروز به شهادت رسید؛ «...یا أسماء أین بنو جعفر؟ فحئت بهم فضمهم و شمهم ثم ذرفت عیناه، فقلت اى رسول اللّه لعله بلغک عن جعفر شیئى؟ قال: نعم قتل الیوم». (14)
    و اقدى نقل مى‏کند: پیامبر (ص) به دخترش فاطمه فرمود غذایى تهیه نموده و از خانواده جعفر سه روز پذیرایى نماید. از آن به بعد سوز و داغ شهادت جعفر و زید بن حارثه در دل پیامبر (ص) بود و هرگاه وارد خانه مى‏شد بر آنها گریه مى‏کرد. (15)
    انس بن مالک مى‏گوید: «انّ النبى نعى زیداً و جعفراً و ابن رواحة للناس قبل أن یأتیهم‏ خبرهم فقال: أخذ الرایه زید فأصیب ثم أخذ جعفر فأصیب ثم أخذ ابن رواحة فأصیب. و عیناه تذرفان». (16)
    پیش از آنکه خبر شهادت فرماندهان سپاه در جنگ تبوک نشر یابد پیامبر اکرم (ص) فرمود: زید، جعفر و عبداللّه رواحه شهید شده‏اند، آنگاه فرمود: فرماندهى جنگ را در آغاز زید بن حارثه بر عهده داشت، پس از شهادت ایشان، جعفر بن ابیطالب پرچم فرماندهى را برافراشت تا به شهادت رسید، آنگاه عبد اللّه امیر سپاه شد، وى نیز شهید شد. پس از آن چشمان مبارکش پراز اشک شد و گریست.


    پی نوشت ها:
    (14) - طبقات، ابن سعد، ج‏8،ص‏282 باب تسمیة النساء المسلمات المبایعات.
    (15) - مغازى، واقدى، ج‏2، ص 766، غزوه موته و سیره، ابن هشام، ج‏4،ص‏22.
    (16) - صحیح بخارى، ، ج‏4، کتاب فضائل اصحاب النبى فى غزوة تبوک و کتاب الجنائز، باب 789 و فتح‏
    عزادارى در سوگ شهداى احد و حمزه سید الشهد
    جنگ احد یکى از جنگهاى بسیار مهم عصر پیامبر (ص) است که پس از پیروزى اولیه در نهایت به شکست نسبى مسلمین انجامید و در آن حدود 70 کشته از سپاه اسلام بر جاى ماند و بر وجود نازنین پیامبر (ص) آسیب وارد شد. یکى از شهداى بزرگ این جنگ، حمزه عموى پیامبر (ص) سردار رشید، شجاع و جان برکف اسلام بود که پشتوانه نیرومندى براى آن حضرت به شمار مى‏رفت. آن جناب پس از شهادت، به دست هند به فجیع‏ترین وضع مثله شد. شهادت مجاهدان فداکار بویژه شهادت دردناک حضرت حمزه براى مسلمانان و پیامبر (ص) بسیار گران بود به طورى که زمانى که رسول گرامى اسلام پس از بازگشت به مدینه از کنار خانه انصار مى‏گذشتند، صداى نوحه و گریه زنان انصار را که بر شهداى خود مى‏گریستند شنیدند، چشمان مبارکشان پر از اشک شد، آنگاه فرمودند:... ولى عمویم حمزه گریه کننده ندارد؛ «فسمع بکاء النوائح على قتلاهم‏ فذرفت عینا رسول اللّه (ص) ثم قال: لکن حمزة لابواکى له» (3).
    ابن مسعود مى‏گوید: «ما رأینا رسول اللّه (ص) باکیاً أشد من بکائه على حمزة وضعه فى القبلة ثم وقف على جنازته و انتحب نشق یقول: یا عم رسول اللّه! و اسداللّه! و اسد رسول اللّه! یا حمزة! یا فاعل الخیرات، یا حمزة! یا کاشف الکربات، یا ذاب، یا مانع عن وجه رسول اللّه»؛ (4) رسول خدا (ص) در شهادت حمزه به شدت گریست به گونه‏اى که مانند آن را از آن حضرت ندیده بودیم. جنازه او را در قبله نهاد، آنگاه ایستاد و با صداى بلند گریه سر داد تا این که بیهوش شد و پس از آن مى‏فرمود: اى عموى رسول خدا! اى شیر خدا و شیر رسول خدا! اى حمزه! اى بجا آورنده کارهاى خوب! اى‏حمزه! اى برطرف کننده سختیها از پیامبر، اى کسى که دشمن را از برابر رسول خدا دور کردى و وجود او را نگهدارى نمودى.
    واقدى که از تاریخ نگاران صدر اسلام است مى‏نویسد: «پس از حادثه احد، صفیه خواهر حمزة، خدمت پیامبر (ص) آمد. گروهى از انصار بین او و رسول خدا (ص) فاصله انداختند. آن حضرت فرمود، اجازه دهید بیاید. آنگاه در نزد پیامبر (ص) نشست و هرگاه گریه مى‏کرد آن حضرت نیز گریه مى‏کردند، هرگاه با صداى بلند گریه مى‏کرد آن حضرت نیز با صداى بلند مى‏گریستند و هرگاه حضرت فاطمه گریه مى‏کرد آن حضرت نیز گریه مى‏کردند». (5)
    تاریخ نگار معروف محمد بن جریر طبرى از شیوخ بنى سلمه روایت مى‏کند: «انه مرّ رسول اللّه (ص) بدار من دورالانصار من بنى عبدالأشهل و بنى ظفر فسمع البکاء و النوائح على قتلاهم فذرفت عینا رسول اللّه (ص) فبکى ثم قال: لکن حمزة لابواکى له. فلما رجع‏ سعد بن معاذ و أسید بن خضیر الى دار بنى عبداالاشهل أمر نساء هم أن ینخر منّ ثم یذهبن فیبکین على عم رسول اللّه (ص)؛ (6) پیامبر (ص) از کنار خانه دو گروه از انصار به نام بنى عبدالاشهل و بنى ظفر گذشتند که بر شهیدان احد گریه و عزادارى مى‏کردند. چشمان مبارکش پر از اشک شد و آنگاه فرمود: حمزه گریه کننده کافى ندارد. سعد بن معاذ و اسید بن خضیر که از یاران آن حضرت بودند در هنگام بازگشت به خانه‏اى از بنى عبدالاشهل دستور دادند زنان جلسه گریه و عزادارى را رها ساخته و به خانه حمزه بروند و براى عموى پیامبر (ص) گریه و عزادارى کنند.
    ابن عبدالبر مى‏گوید: «سخن پیامبر لکن حمزه لابواکى له - به گونه‏اى تأثیر گذاشت که از آن پس هیچ خانمى بر مرده خود گریه نمى‏کرد جز آنکه در آغاز براى حمزه و آنگاه بر عزیز خود گریه مى‏کرد». (7)
    ابن هشام - از سیره نویسان مشهور مى‏نویسد: «پس از حادثه احد، شعراى فراوانى براى شهیدان بویژه سالار شهیدان حمزه، مرثیه سرودند»؛
    1. حسّان بن ثابت که از شعراى مشهور عصر پیامبر (ص) است، مى‏گوید:
    أظلمت الأرض لفقدانه‏و اسّود نورالقمر الناصل‏صلى علیه اللّه فى جنةعالیة مکرمة الداخلکّنا نرى حمزة حرزاً لنافى کّل أمرنا بنا نازل‏(8)
    از فقدان حمزه زمین تاریک شد و نور ماه در حالى که بیرون از ابر بود سیاه شد. خداوند متعال او را بهشتى عالى و بزرگ جاى داد و بر او درود فرستاد. حمزه کسى بود که در سختى و بلا پناهگاه ما بود.
    2. کعب بن مالک در حالى که گریه مى‏کرد، چنین گفت:
    صفیة قومى و لا تعجزىو ابکى الناس على حمزةو لا تسأمى أن تطیلى البکاءعلى أسد اللّه فى الهزّة(9)
    صفیه!- خواهر حمزه به پاخیز و هرگز عاجز نشو و مردم را بر مصیبت حمزه بگریان و هرگز ملول و خسته مباش از طولانى شدن گریه بر شیر خدا.
    3. عبد اللّه بن رواحه نیز در حالى که بر حمزه گریه مى‏کرد چنین سرود.
    بکت عینى و حّق لها بکاءهاو ما یغنى البکاء و لا العویل‏ (10)
    4. از ضرار بن خطاب نیز چنین نقل شده که مى‏گفت:
    قتلى کرام بنوا النجّار و سطهمو مصعب من قنانا حوله قصدحمزة القرم مصروع تطیف بهثکلى و قد حّز منه الأنف و الکبدتبکى علیهم نساء لا بعول لهامن کل سالبة اثوابها قدد (11)
    کشتگان گرامى و ارجمندى که در میان آنان بنى نجار قرار دارند و بالاتر از همه آنها جگرش را بریده‏اند و زنان عزیز از دست داده گرد پیکرش مى‏چرخند. زنان شوى مرده که لباس سیاه پوشیده و جامه‏هاى خویش را چاک داده‏اند، برکشته‏ها زارى مى‏کنند.
    5. صفیه خواهر حمزه مى‏گوید:
    فو اللّه لا أنساک ما هبّت الصبابکاء و حزناً محضرى و مسیرى‏على أسداللّه الذّى کان مدرهایذود عن الاسلام کل کفور(12)
    سوگند به خدا تا زمانى که بادهاى شرقى بوزد تو را فراموش نخواهم کرد. در سفر و حضر بر شیر خدا که همواره شر هر کافرى را از اسلام دفع مى‏کرد، گریه خواهم کرد.
    برخى دیگر از صحابه و بزرگان صدر اسلام در این زمینه اشعار فراوانى سروده‏اند. (13)
    از این رخداد به خوبى مسأله عزادارى و گریه، و چگونگى آن در صدر اسلام نمایان است و نشان مى‏دهد هیچ گونه منعى در مورد آن از جانب پیامبر (ص) صورت نگرفته و بلکه آن حضرت بر گریه و عزادارى براى عمویشان حمزه تشویق مى‏نموده‏اند. آیا اگر براى اقامه عزاداریها هیچ دلیلى جز سنت و روش پیامبر (ص) و اصحاب درباره سیدنا حمزه نبود ما را کفایت نمى‏کرد؟


    پی نوشت ها:
    (3) - سیرة الحلبیه، حلبى،ج‏2، ص‏260 «حوادث جنگ احد، شهادت حضرت حمزه»؛ مسند، بهامشة منتخب‏
    (4) - سیرة الحلبیة، حلبى، ج‏2، ص‏60 «حوادث جنگ احد».کنز
    (5) - مغازى، واقدى، ج‏1، ص‏317-315؛ استیعاب، ابن البّر و اسدالغابه، ابن اثیر «شرح زندگانى حمزه».
    (6) - تاریخ طبرى، طبرى، ج‏2، ص‏27، حوادث سنه سوم هجرى، غزوه احد.
    (7) - الاستیعاب، عبد اللّه محمد بن عبدالبر قرطبى، ج‏1، ص‏426 و مسند، احمد، ج‏2، ص‏40 با این مضمون‏
    (8) - سیرة النبویة، ابن هشام، ج‏3،ص‏159.«قال‏
    (9) - همان، ص‏166.
    (10) - همان، ص‏171.
    (11) - همان، ص‏173.
    (12) - همان، ص‏167.
    . (13) - براى آگاهى بیشتر ر.ک: به سیره ابن هشام و حلبى.
    برگرفته از واحد پاسخ به سوالات پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی

    • سلام دوست که اینهمه وقت گذاشتی و حدیث و روضه خوانده ایی. کاش نامت را پنهان نمی کردی که میدانسیتم کی استی. این احادیث و قال و قیله ای عربی را برای کوران بگذار. شعیان منور طرفدار تجلیل از عاشورا استند ولی اشک و ماتم و سینه زنی و زنجیرزنی را جهل و تاریکی و نادانی میدانند. ابراز نفرت از ظالمان و ترحم به مظلومان این نیست که به طور سیستماتیک مردم را بگریانیم.. بلی مجسمه و نقاشی و موزیم برپا کردن خوب است. اما تشیع عوامانه شما با مجسمه سازی و نقاشی و رسامی مخالف است.. من با احترام تمام شما را یک شیعه مکدر و تاریک می دانم که جهان را از دریچه حدیث و جملات عربی می بینید.. در مسحیت روز به صلیب کشیدن عیسی را جمعه خوب می خوانند و در مسحیت نیز این کارها وجود داشته ولی با تلاش مسحیان منور این خرافات تا حد زیادی برداشته شده است... اگر در غرب با تمام مدرنیزه کردن مذهب و تلفیق آن با کنسرت و موسیقی و تفریح... هنوز مردم توجه اندک به آن دارد ... باورداشته باشید که چند نسل بعد مسلمانان نیز با این سنت ها وداع خواهند نمود. من طرفدار فراموشی سنت ها نیستم ولی لااقل آنر ا مدرن و عقلانی بسازید.. آروزمند که روزی آن قال وقیله هارا گوشه ای بوسیده بگذاری و دیگر شیعه مکدر نباشی.. شیعه منور باشید..

  • به حقیقت آن روشن فکری که شماهستید مانیستیم آری این چنین است برادر :
    نویسنده ؛شهرکی .
    آری اگرروشن فکری ومنوربودن به فرنگی شدن وپوشیدن لباس وکفش وکلاه فرنگی است احیانا هم مشروب خورد ن ریش تراشید ن کروات بستن لغت فرنگی بکار برد ن به فرنگ رفتن به جای دلیل آوردن هرشاهدی ازفرنگ ومسیحیت آوردن ازویتامین وکالور ی حرف زدن به مجالس رقص وکلوب شرکت کردن بی دینی پیشه کردن یالااقل تظاهر به بی دینی نمودن به هیج مذهب وآدابی پابند نبودن تمام دستورات مذهبی را به بهانه ی روشن فکری توجیهات واهی کردن نمازخواند ن را لغودانستن یالااقل یک ورزش صبحانه تلقی کردن روزه را برای لاغر شدن مجالس سوگواری را به رقص َو آوازو کلوپ تبدیلکردن آری اگر منور بودن این است برادر ماتارکیم وماکدیریم ؛ بار خدایا کجائی که پناهمان دهی دستاورد دنیای غرب نه تنها چشممان راخیره کرده است که عقلمان را هم ازسرمان ربوده است .

  • بنام خداوند جان وخرد

    باسلام به دوستان عزیز؛وعده داده بودم که مطلبی بنویسم از آنجاکه دوست مان آقای شهرکی سنگ تمام گذاشته وپیرامون موضوع چنان مفصل ومنطقی بحث کرده که اولا : تاآخر خواندن مقاله ی ایشان عمر نوح می طلبد وثانیا: برادر رضائی جان باید دربرابر منطق واستدلال جناب شهرکی صبر ایوب داشته باشد ؛ لذا من ازنوشتن صرف نظرنموده وفقط به دوستان که ادعای روشن فکری نموده اند وبه برخی از مقدسات اهانت نموده اند مثل شیعه ی منور که آیات قرآن مورد استناد آقای شهرکی را با تعبیر قیل وقال یاد نموده وسفارش می کند که با ید کنار گذاشته شود ؛عرض می کنم که هدف از روشن یابقول شما منوربودن چیست؟

    آیا تجدید نظر دراصل دین است که دین باید بازسازی شود ؛ یا مذهب پالایش شود ؟ یا اصلا دین چیز بدردنخور است ؟ کدام را مدنظردارید ؟

    کسی که دربحث مبناواصول اعتقادی خاصی را قبول نداشته باشد بعنوان لا ابالی شناخته شده وکسی نباید با او بحث کند .
    ما بعنوان مسلمان قرآن کریم وسنت رسول مکرم اسلام را ملاک جهان بینی خویش می دانیم ولذا پشت پازدن به این دوشیء گرانبهارا بقول شاعر (میان عاشق ومعشوق رمزی است – چه داند آنکه اشتر می چراند ) شترچران بیش نمی دانیم .

    البته اگر طرف بحث ما کسانی باشد که باورمند به اسلام نیست ، آنگاه خواهیم گفت که : آمیخته شدن خرافات با اعتقادات درهمه ی جوامع وجود دارد وانسان محقق وعاقل کارهای عوام الناس را هیچگاهی بحساب دین ومذهب نمی گذارد ( اسلام بذات خود ندارد هیچ عیبی – هر عیبی که هست برمسلمانی ماست ) حتی همان غرب که شما آنرا مدرن می دانید ازخرافات پر است .

    پرستش بت واعتقاد به اینک یک مجسمه آفریننده تمامی رمزوراز عالم هستی است !!! از کشوری مثل ژاپن بنظر شما خیل عاقلانه ومنور است؟ گاوبازی های که درآن افراد الگوی منورشدن شما خودرا به شاخ گاو وحشی می کشاند بنظر شما خیل منوراست ؟ [برای دیدن عکسهای گاوبازی دراسپانیابه این لینک مراجعه کنید http://ykhatami.blogspot.com/2006/07/blog-post_15.html ]
    بخاطر بازی فوتبال به اموال عمومی خسارت وارد کردن وسروصورت همدیگر راشکستاندن اوج مدنیت است ؟ نکند قانون مترقی !!! تجویز هم جنس بازی انگلس یا پدیده ی اجتماعی افزایش درصدنوزادان نامشروع بر اولاد مشروع درفرانسه ( مهد تمدن اروپا) شما را به قله ی مدیرنیته رهنمون وسخت تحت تأثیر خویش قرار داده است؟؟؟

    [سوءتفاهم نشود من پیشرفتهای غرب را درخیل بخشها قبول دارم ،اما دربست نمی پذیرم]

    یامرسم گوجه بازی درایتالیاکه عکسهای جالبی انتخاب کرده بودم که متأسفانه دراین صفحه نیامد.

    پنجابی

  • به نام آفرید گار هستی
    مخاطب صاحب خردتمدن غرب درچیست ؟:
    نویسنده شهرکی .
    برادران وخواهران قضاوت کنید و منصفانه بیندیشید که آیا تمام حرکتها وتحولهادرتاریخ غرب روبه سمت تکامل وفرازبوده است و یا حرکتهای سرسام آورنزولی وسراشیبی نیز درکنار تحرک پیشین وجود دارد؟؛ازدیدگاه خیلی ازدانشمندان دنیا که برخی نیز متعلق به خود آنان است احتمال اخیر بدون چون چرا پذیرفته است شواهدیکه هیج تردیدی را برای هرمنصف وصاحب خرد باقی نمی گذارد بروز همان وقایع ناگوار؛ سده ی بیستم است که دوجنگ جهانی اول ودوم درآن اتفاق افتاددراولی که ازروز اول اوت سال 1914تایازدهم نوامبرسال 1918 ؛ ادامه پیداکرد نتیجه آن بالغ بر 686/ 508 / 37 ؛کشته وزخمی واسیربود درجنگ جهانی دوم هم که ازسپتامبرسال 1939تاهفته ی اول سال 1945 ؛ودرآسیاهم بیش ازهشت سال ادامه داشته وسرانجام با ریختن بمب اتم برسر ژاپنی هاو تسلیم بدون قید وشرط آنان خاتمه یافت که درآن نزدیک به سی وپنج ملیون هم تلفات داشت ویک چهارم نیروی جوان این کشورها نیزنابودشد اینها بزرگترین مستندات نگاه دوم است ؛مخاطبان ارجمند آیااین جنایت ها جزمعلول اندیشه های فرصت طلبانه ونواندیشی وروشن فکری بی مفهوم برای کنار گذاشتن دین ویالااقل ضعف ایمان ومعنویت نیستند ؟ تکنولوژی که باید برای رفاه باشد علیه انسانیت به کاررفت ؛ این وحشی گری ها بود برادر خواهر مسلمان از دستاور تمدن ودین گریزی غربیان که من وشما فریفته ی جمال چنین تمدنی بوده وآرزوی رسیدن به آن را درهرنفس تازه می کنیم ؛ امروز نیز هیج تضمینی از وقوع چنین جنایت بلکه به مراتب هو لناک تر ازآن وجود ندارد؛ جز اینکه باردیگرتمام انسانها به باورهای دینی روکرده وازروی صدق به آن متعهدشود ؛ آیااگرمجریان این جنایتها باور ایمانی به خدا ومضامین دینی واعتقاد به معاد وحساب وجزا داشت جرأتی هم چه جنایتی رامی کردآیا این ها جزنتیجه ی پشت پازدن به دین است ؟ .
    برادرانم عزیزانم بنده هم که جوانی هستم درحدود بیست تاسی سال شماهم که قطعا سن کم تریابیشترازبنده دارید می دانم که همه ی شما ازسرصدق وصفا سخن می گویید همه دنبال عزت اسلام وخرافه زدائی ازچهره ی پاک ومقدس آن هستید لیکن ازاین حیث که خودم و شمارامی بینم اطلاعات کافی نداریم گاهی سخنانی ازمسیر برون برزبان مان جاری می شود بنابراین بکوشیم تمام تلاش مان رابرائی این به کارگیریم تا به شیوه ی حرف بزنیم که کاوش وافی کرده باشیم شماوخودم رادعوت می کنم که ازروی آگاهی ودلیل سخن بگوییم نه ازروی احساسات وتعصبات بی جا وگرنه هیج نتیجه نمی توان گرفت همیشه یک روی سکه یانواررانباید تماشا کنیم .
    ازطرفی نیز بنده منکر ترقی وتکامل دنیای غرب دراندوخته های علمی وفنی وصنعت وتکنولوژی و... نیستم ولی به نظربنده این پیشرفت هیج ارتباطی به دین گریزی ندارد به این دلیل که دین هیج دستور ی برای جلوگیری ازکمال انسانی ندارد اما آن دین رایج درمسیحیت راکه برخی دستورات دست وپاگیر دارد مابه صراحت قرآن وگفتاررسول اکرم دستورات وحیانی نمی دانیم بلکه دست تحریف دردستورا ت کتاب آسمانی آن به کاررفته است مطابق باورمسلمانان به عکس اساس دین این است که انسان دراثر اختراعات تکنولوژی وفناوری مسلط برطبیعت شود زیرا سفارش می کند که هرآنچه درعالم می بینید برای شماوخدمت ورفاه شما آدمها خلق شده است ( هوالذ ی خلق لکم مافی الارض جمیعا ) تسلط برطبیعت هم جز درسایه ی تکنولوژی میسرنیست تاازاین طریق انسان برای تکامل خودش وتقرب الی الله بکوشد ؛ طبق آن چه گفته آمد عواملی شکل دهنده ای تمدن غرب چیزهای دیگری است ازجمله ذخایر علمی عظیمی اسلامی که درطی جنگهای صلیبی علیه مسلمانان به چنگ آنان افتاده بود؛هستند، نمونه های عینی آنها کتابهای گرانبها ی خطی ازابوریحان بیرونی وخواجه طوسی وبوعلی سینا است تادیرزمان هم همین کتابها دردانشگاهها ی غرب تدریس می شد ؛ این گونه عامل وعواملی دیگری که البته تحقیق درموارد آنها زمان زیادی رامی برد باعث شد غربی ها به این فناور ی موجود دست پیداکند نه دین گریزی آنان بنابراین آن نو اندیشان اسلامی که نقطه ی آغاز تمدن وتشکیل جامعه ی مدنی را دراغماض دینی وابرازتساهل وتسامح درامور دینی وتجدید نظر درمفاهیم ومعارف وحیانی می داند غافل ازآن جنایتها گفته شده وفلاکتهای اجتماعی است که عالی جناب پنجآبی به برخی ازآنان اشارتی داشت .
    بار دیگر سلام ماتقدیم همه دوستان ما .
    شهرکی .

  • به نام آفرید گار هستی
    مخاطب صاحب خردتمدن غرب درچیست ؟:
    نویسنده شهرکی .
    برادران وخواهران قضاوت کنید و منصفانه بیندیشید که آیا تمام حرکتها وتحولهادرتاریخ غرب روبه سمت تکامل وفرازبوده است و یا حرکتهای سرسام آورنزولی وسراشیبی نیز درکنار تحرک پیشین وجود دارد؟؛ازدیدگاه خیلی ازدانشمندان دنیا که برخی نیز متعلق به خود آنان است احتمال اخیر بدون چون چرا پذیرفته است شواهدیکه هیج تردیدی را برای هرمنصف وصاحب خرد باقی نمی گذارد بروز همان وقایع ناگوار؛ سده ی بیستم است که دوجنگ جهانی اول ودوم درآن اتفاق افتاددراولی که ازروز اول اوت سال 1914تایازدهم نوامبرسال 1918 ؛ ادامه پیداکرد نتیجه آن بالغ بر 686/ 508 / 37 ؛کشته وزخمی واسیربود درجنگ جهانی دوم هم که ازسپتامبرسال 1939تاهفته ی اول سال 1945 ؛ودرآسیاهم بیش ازهشت سال ادامه داشته وسرانجام با ریختن بمب اتم برسر ژاپنی هاو تسلیم بدون قید وشرط آنان خاتمه یافت که درآن نزدیک به سی وپنج ملیون هم تلفات داشت ویک چهارم نیروی جوان این کشورها نیزنابودشد اینها بزرگترین مستندات نگاه دوم است ؛مخاطبان ارجمند آیااین جنایت ها جزمعلول اندیشه های فرصت طلبانه ونواندیشی وروشن فکری بی مفهوم برای کنار گذاشتن دین ویالااقل ضعف ایمان ومعنویت نیستند ؟ تکنولوژی که باید برای رفاه باشد علیه انسانیت به کاررفت ؛ این وحشی گری ها بود برادر خواهر مسلمان از دستاور تمدن ودین گریزی غربیان که من وشما فریفته ی جمال چنین تمدنی بوده وآرزوی رسیدن به آن را درهرنفس تازه می کنیم ؛ امروز نیز هیج تضمینی از وقوع چنین جنایت بلکه به مراتب هو لناک تر ازآن وجود ندارد؛ جز اینکه باردیگرتمام انسانها به باورهای دینی روکرده وازروی صدق به آن متعهدشود ؛ آیااگرمجریان این جنایتها باور ایمانی به خدا ومضامین دینی واعتقاد به معاد وحساب وجزا داشت جرأتی هم چه جنایتی رامی کردآیا این ها جزنتیجه ی پشت پازدن به دین است ؟ .
    برادرانم عزیزانم بنده هم که جوانی هستم درحدود بیست تاسی سال شماهم که قطعا سن کم تریابیشترازبنده دارید می دانم که همه ی شما ازسرصدق وصفا سخن می گویید همه دنبال عزت اسلام وخرافه زدائی ازچهره ی پاک ومقدس آن هستید لیکن ازاین حیث که خودم و شمارامی بینم اطلاعات کافی نداریم گاهی سخنانی ازمسیر برون برزبان مان جاری می شود بنابراین بکوشیم تمام تلاش مان رابرائی این به کارگیریم تا به شیوه ی حرف بزنیم که کاوش وافی کرده باشیم شماوخودم رادعوت می کنم که ازروی آگاهی ودلیل سخن بگوییم نه ازروی احساسات وتعصبات بی جا وگرنه هیج نتیجه نمی توان گرفت همیشه یک روی سکه یانواررانباید تماشا کنیم .
    ازطرفی نیز بنده منکر ترقی وتکامل دنیای غرب دراندوخته های علمی وفنی وصنعت وتکنولوژی و... نیستم ولی به نظربنده این پیشرفت هیج ارتباطی به دین گریزی ندارد به این دلیل که دین هیج دستور ی برای جلوگیری ازکمال انسانی ندارد اما آن دین رایج درمسیحیت راکه برخی دستورات دست وپاگیر دارد مابه صراحت قرآن وگفتاررسول اکرم دستورات وحیانی نمی دانیم بلکه دست تحریف دردستورا ت کتاب آسمانی آن به کاررفته است مطابق باورمسلمانان به عکس اساس دین این است که انسان دراثر اختراعات تکنولوژی وفناوری مسلط برطبیعت شود زیرا سفارش می کند که هرآنچه درعالم می بینید برای شماوخدمت ورفاه شما آدمها خلق شده است ( هوالذ ی خلق لکم مافی الارض جمیعا ) تسلط برطبیعت هم جز درسایه ی تکنولوژی میسرنیست تاازاین طریق انسان برای تکامل خودش وتقرب الی الله بکوشد ؛ طبق آن چه گفته آمد عواملی شکل دهنده ای تمدن غرب چیزهای دیگری است ازجمله ذخایر علمی عظیمی اسلامی که درطی جنگهای صلیبی علیه مسلمانان به چنگ آنان افتاده بود؛هستند، نمونه های عینی آنها کتابهای گرانبها ی خطی ازابوریحان بیرونی وخواجه طوسی وبوعلی سینا است تادیرزمان هم همین کتابها دردانشگاهها ی غرب تدریس می شد ؛ این گونه عامل وعواملی دیگری که البته تحقیق درموارد آنها زمان زیادی رامی برد باعث شد غربی ها به این فناور ی موجود دست پیداکند نه دین گریزی آنان بنابراین آن نو اندیشان اسلامی که نقطه ی آغاز تمدن وتشکیل جامعه ی مدنی را دراغماض دینی وابرازتساهل وتسامح درامور دینی وتجدید نظر درمفاهیم ومعارف وحیانی می داند غافل ازآن جنایتها گفته شده وفلاکتهای اجتماعی است که عالی جناب پنجآبی به برخی ازآنان اشارتی داشت .
    بار دیگر سلام ماتقدیم همه دوستان ما .
    شهرکی .

    • خنده آید خلق را از این نصایح آخوندانه شما شعیان مکدر. پیشرفت مغرب زمین ارتباط نزدیک با راندن مذهب به حاشیه جامعه دارد. همین حالا سانتسیت ها بزرگترین دشمن سایسنس اداره بوش را می دانند چون او معتقد به مذهب است و هزینه های تحقیقات علمی را تا حد زیادی کاهش داده است. برعکس در جوامع که قانون و مدنیت حاکم است میزان جنایت بسیار کمتر از جوامع است که حضور مذهب پر رنگ است.. گیرم که این ادعا های شما درست باشد ولی این هیچ وجه دلیل نمی شود تا عزاداری و سینه زنی و روضه خوانی را تایید کند.. من و تو شاهد که نسل های نو به آن کتابهای کهن دیدی نو خواهی داشت وترس وهم شمارا عبور خواهند نمود.. باز می خواهم شهامت داشته باشید از کتابهای کهن و خاک نشسته نترسید... شیعه منور باشید.

  • قنبر :
    آقای شیعه منوری که هردم خاو بی دینی را می بینی تو که عرضه نداری وهیج چه بلد نیستی تخصص نداری تمام بی عرضه گی خودت را یه گردن دین داری چرا می اندازی هفتاد پشتی گذشته تو که بی دین باشد وبچه های توهم دین نداشته باشد نماز نخوانی وروزه هم نگیری وهیج چیزی هم ازدین قبول نکنی اگر بااین کارهایت روزی کار پیشبردی به ماخبر بده آن دوبرادرکه آنهارا به آخون بازی متهم کردی وخودرا روشن می دانی درحالیکه هیج چه نمیدانی مردانه برای خود دلیل داشت توچه داری؟ اگرروزی بابادار بی دین خودت بوش کار ازپیشبردی خبربده .

  • قنبر :
    آقای شیعه منوری که هردم خاو بی دینی را می بینی تو که عرضه نداری وهیج چه بلد نیستی تخصص نداری تمام بی عرضه گی خودت را یه گردن دین داری چرا می اندازی هفتاد پشتی گذشته تو که بی دین باشد وبچه های توهم دین نداشته باشد نماز نخوانی وروزه هم نگیری وهیج چیزی هم ازدین قبول نکنی اگر بااین کارهایت روزی کار پیشبردی به ماخبر بده آن دوبرادرکه آنهارا به آخون بازی متهم کردی وخودرا روشن می دانی درحالیکه هیج چه نمیدانی مردانه برای خود دلیل داشت توچه داری؟ اگرروزی بابادار بی دین خودت بوش کار ازپیشبردی خبربده .

    آنلاين بنگريد : قنبر

    • محترم ميرهزار صاحب اميوارم پاسخ من برای رضايی و ساير نوکران ولايت فقيه بدون سانسور نشرشود . بدون احترام . آينده نگر

    • متاسفم نظر شما نظر نبود و بلکه توهين آشکار بود. اگر توهين شما را به 12 امام شيعيان نشر کنم، بايد توهين به خلفای راشدين اهالی سنت را هم نشر کنم. شما می توانی ولايت فقيه ايرانيان را با شدت نقد کنی و کسی مانعت نمی شود.

    • آقای مير هزار. معلوم ميشود ، توهين به پيامبر اسلام که اينجا و آنجا ديده ميشود، يا به کتاب مقدس ( قرآن) که بازهم در سايت ها قرار دارد، برای شيعيان ، بی اهميت است فقط تخفيف ۱۲ امام معصوم اشکال دارد ؟تازه در همين سايت کابل پرس هم به مقدسات دينی بسيار توهين ميشود ، جنابعالی حتما موارد متعدد آنرا متوجه شده ايد، در تمامی کتب شيعه ، به خلفا و زن پيامبر(عايشه) توهين ميشود، مگر چيز تازه ايست!؟
      برادر، من از شيعيان خواسته بودم ، درمحرم، وقتی زنجير برتن و بدن ميکوبند و در چارراه ها ، عربده ميکشند، و خيابان هارا مسدود ميکنند، در واقع يک اقليت ، بر حقوق شهروندی اکثريت، تعدی و تجاوز ميکنند، بهتر است ، ازين معرکه گيری و هياهو و نمايشات تهوع آور دست بردارند، اما مثل اين که يک شيعه ، بهشت را در گرو هياهو برای مرگ امام حسين ميداند و ديگر هيچ!
      نميدانم شما حق و حقوق شهروندی را ميدانيد، يا برای من وشما اين حرف ها ، نيامده ست! آينده نگر

    • آقای آینده نگر دفاع از قرآن ودین اسلام سرلوحه ی شیعه است مگر امام خمینی (ره) بخاطر قرآن حکم ارتداد وقتل سلمان رشدی را صادرنکرد ؟

      چرا صدای علمای اهل سنت بلند نشد ؟

      درمورد عزاداری اگر جناب عالی به مقاله چناب شهرکی درهمین صفحه دقت کنید اصل عزاداری را اهل سنت هم قبول دارد ولی درشیوه ی عزاداری شیعیان ماهم با شما موافقیم که سبک عزا داری معقول نیست گاها موجب اذیت وآزار دیگران می شودویا عمل خلاف عقل مثل قمه زنی درآن صورت می گیرد ولی دوست عزیز این کارعوام است مگر نشنیدی همین امسال آیة الله محسنی درکابل از همین شیوه های غیرمعقول انتقاد کرد ؟

      پس لطفا به حساب شیعه نگزار وبه حساب عوام الناس بگذار .

      نکته ی دیگر اینکه شیعه به خلفای سه گانه واصحاب وهمسران رسول خدا توهین نمی کند صرفا عمل آنهارا دربرخی موارد قبول ندارد آنهم ازروی دلیل است که اگر شما بخواهید دراختیار شما قرار میگیرد .

      لذا خواهشمندیم فضای بحث را متشنج نکنید وبا هدف آشکارشدن وریشه یابی حقایق موضوعات اعتقادی مطرح وبرسی ونقد شود به امید انکه روشنفکرانما ازدایره ی عقل ،منطق ، غلبهی عقل بر احساسات مذهبی ونژادی و... خارج نشوند.
      با احترام پنجابی

    • آقای به اصطلاح آینده نگر

      شما کوشیده اید حقایق را تحریف کنید. آیا کدام وقتی به این مسایل فکر کرده اید؟

      1. انتحاریون چرا از اهل سنت سرباز گیری میتوانند نه از اهل تشیع؟ این چگونه فقه و منطق است که خود را در داخل مسجد منفجر میکنند؟

      2. ملاخرواری ها (که اخیراً ملا جان بت ها جایش را گرفته) چگونه اهل سنت را سالها جماعت میدهند و نجوا های شیطانی آنها جنگ های مذهبی و قومئ چون قتل عام وحشیانۀ عبدالرحمن لعنت الله علیه، ملاعمر لعنت الله علیه و جنگ های فرقۀ پاکستان را به راه میآندازد؟ در حالیکه تا بحال نشنیده ایم که اهل تشیع را یک جاسوس ِ بی هویت جماعت داده باشد...

      3. در تمام جهان اسلام بجز از حسن نصرالله که و گروهش که شیعه اند، آیا شده است که به دفاع از فلسطینیان و بر ضد اسراییل کدام گروه اهل سنت جنگ کرده و یهودیان صهیونیست را شکست داده باشد؟ آیا از اخبار جهان تا به این اندازه بیخبر اید؟

      4. کدام رهبر اهل سنت را سراغ دارید که مثل خمینی یک فتوا بر علیه توهین سلمان رشدی به قرآن مجید داده باشد؟

      5. کدام کشور سنی مذهب را سراغ دارید که در مقابل کاریکاتور های توهین آمیز به پیامبر (ص) به مقابله خیسته و مسئله تابویی هولوکاست را زیر سوال برده باشد؟

      6. آل سعود که پیروان محمد ابن عبدالوهاب و استادش مستر هنفر که تریبون وهابیت در دنیاست و مورد اکرام و احترام اهل سنت قرار دارند، به چه دلیلی از مادر... بوش و برون خود را آویخته اند؟ آیا آنها غریبند و بی چیز؟ آیا عقیده و ایمان به خدا و روز جزا ندارند؟

      7. به دفاع از فلسطینیانی که روزمره صد ها شهید میدهند و اراضئ شان عملاً اشغال گردیده، بجز از حکومت ولایت فقیه کدام حکومت سنی مذهب احتجاج و یا صدایشان را بلند کرده است؟

      8. به همۀ دنیا ثابت گردیده که طالب و الگاییده همه گی برنامه های غربیها برای بد نام کردن اسلام و مسلمین بوده و استند، آیا فکر نمیکنید که اهل سنت و فقه حنفی بخاطر آماده کردن شرایط برای مداخله و تجاوزات بیگانه ها در طول تاریخ اسلام، اشکال ویا عیبی داشته باشد؟

      9. از خلقت بشر بدینسو میلیون ها بار جنگ میان حق و باطل در گرفته و تا روز محشر ادامه خواهد داشت که نمونۀ آن جنگ قابیل علیه هابیل، فرعون علیه موسی ع، ابوجهل علیه و ابوسفیان علیه پیامبر (ص) و یزید ابن معاویه علیه حسین ابن علی ع و امروزه نیز ... آیا به صفت یک انسان آزاد و حق جو نباید پشتیبانئ خود را از حق علیه باطل اعلان کنیم؟

      10. اکثر دوستان اهل سنت حتی هیچ شناختی از یزید ابن معاویه ندارند و تحت برداشت انحرافی از موضوع (اولی الامر ) او را (اولی الامر ) میدانند در حالیکه اگر یزید (اولی الامر ) باشد پس امروزه پرویز مشرف، شیوخ عیاش عرب، کرزی، و از همه مهمتر بوش به تمام معنی (اولی الامر ) میباشند و پیروی نکردن از اوامر آنها العیاذ باالله کفر است! آیا فکر نمیکنید که بر داشت تان از آیات قرآن مجید اشتباه است؟

      11. آیا گاهی فکر کرده اید که عدد 12 در اکثریت ادیان ابراهیمی مکرراً آمده است و همین 12 امام اهل تشیع نیز در ادامۀ آنها یک حقیقت آشکار است؟ بطور مثال فرزندان حضرت یعقوب ع 12 تن بودند که از آنها 12 قبیله در بنی اسراییل به میان آمد و حضرت موسی ع پیامبر همان 12 قبیله بود و هرگاهی کاری مهمی میداشت از 12 قبیله 12 نفر را به صفت کارآگاه، نخبه و یا در هنگام جنگ 12 جاسوس انتخاب مینمود و بعداً در صورت لشکر کشی از هر قبیله 100 نفر که 1200 نظامی میشدند را به جنگ میبرد... و یا آیا کدام وقت فکر کرده اید که تعداد حواریون حضرت عیسی ع چرا 12 نفر بودند؟

      12. اهل سنت به حضرت مهدی ع عقیده دارند که وی قبل از ختم دنیا ظهور خواهد کرد و عدل و داد را خواهد آورد... آیا کدام وقت اندیشیده اید که این مهدی ع کیست و آیا شجره اشرا میدانید؟

      13. چرا روحانیون شما از بحث سالم با روحانیون اهل تشیع حاشا میکنند و حاضر به یک گفتگوی سالم و سازنده نیستند؟

      14. چرا روحانیون اهل سنت پیروان خود را از بحث های سالم مذهبی با اهل تشیع منع نموده و در طول 14 قرن اخیر همیشه پیروان خود را به قتل عام اهل تشیع و چپاول اموال و املاک آنها تشویق نموده اند؟

      به عقیده بنده چشمان شما را یکعده از روحانیون اجیر و نوکر تان با پارچۀ سیاه تعصب محکم بسته اند و حتی در بعضی از موارد گوش هایتان را نیز با نجوا های شیطانی مسدود نموده و شما را از گفتگو و بحث های سالم با اهل تشیع شدیداً منع نموده اند... که واقعاً جای تأسف است.

      والسلام

  • بسم ا... الرحمن الرحیم
    اصلا با مطالب سایت موافق نیستم چون شما فقط یک دهزارم محرم شیعه را بحث کردید اگر راست می گویید بقیه عزاداری های امام حسین (ع) را که به نحو احسن برگذار می شود را تحلیل کنید و حرف بزنید .

  • سلام و احترامات
    خواننده محترم اين سايتها حتمآ باز کرده مطالعه نمايد
    سا ئینس گواه حقیقت قرآن مجید شده متن رامطالعه کنید
    http://www.ustadfaizi.com/index.htm
    http://www.google.ru/search?hl=ru&a... .
    http://www.azmoone-melli.com/index....
    http://www.islam411.com/library/

<:forum:form_pet_message_commentaire:>

كى هستيد؟
  • اتصال
پيام شما
  • براى درست كردن پاراگراف، كافيست كه خط خالى ايجاد كنيد.

يك سند اضافه كنيد




Kamran Mir Hazar: Editor-in-Chief / Email: editor at kabulpress.org

Copyright: 2003-2013 The Kabul Press: News, Discussion& Criticism | Afghanistan Press

کليه ی حقوق محفوظ و متعلق به سايت کابل پرس (افغانستان پرس) می باشد.