من گفت و گو و بحث اعضا و هواداران راوا و مخالفان راوا را در صفحات کابل پرس دنبال می کنم و می خوانم، مثل همه ی نظرات گوناگون و متضاد و مشابه. کنجکاو شدم چند پرسش داشته باشم و اميدوارم پرسش های مرا واضح و روشن پاسخ بدهيد.
يک: آيا سازمان شما می تواند برای شفافيت هم که شده، يک گزارش مالی مفصل با جزييات تمام به زبان فارسی يا پشتو و انگليسی منتشر کند. من اين سوال را از بسياری سازمان ها پرسيدم که متاسفانه پاسخ مثبت دريافت نکردم و از پاسخ دادن به شکل های مختلف طفره رفته اند و آخر می بينم يکی يکی گند اختلاس و سوء استفاده از پولی که به نام مردم گرسنه ی افغانستان می گيرند بالا می آيد. البته می دانم که در افغانستان متاسفانه، گروه های مخالف دولت نمی توانند آزادانه فعاليت کنند اما با وصف اينکه به لحاظ امنيتی نمی توان برخی موارد مانند نام ها را ياد کرد اما اين به اصل گزارش کامل نمی تواند ضربه بزند. البته من بخش فارسی و انگليسی سايت شما را مرور کردم و چون گزارشی نيافتم اين سوال را پرسيدم. چند صفحه ای را ديدم که بيشتر شبيه درخواست های مالی ان جی او ها بود. شما بايد بدانيد که در افغانستان ان جی او مساوی با کانون دزدان است.
دو: منظورتان از جنگ سالاران فقط گروه های جنايتکار جهادی ست که اکنون در کلکسيون جنايتکاران اطراف کرزی و پارلمان قرار دارند و مخالفت شما با انورالحق احدی که گويی بيشتر نوکری بانک جهانی را می کند ، بدليل همکاری او تنها با جنايتکاران جهادی ست؟ موضوع فاشيزم قومگرايانه ی جناب احدی و همدستی ايشان با زلمی خليلزاد و نوکری آنان برای بيگانه عليه مردم چه می شود؟ زلمی خليل زاد بسيار مهم است. او گويی حتا برای رياست جمهوری هم نقشه هايش را کشيده است و با کمک اربابان خود همين جنايتکاران جهادی و غير جهادی را سوار بر مردم کردند. يک نکته لازم به تذکر است که نوشتن عليه سياست های ايالات متحده به تنهايی پاسخی به اين سوال نيست. اين ها هم موضوعاتی نيستند که با چند جمله ميان يک مقاله عليه جنايتکار تاجيک يا هزاره جايش داد و يا با تنها حمله به جنايتکاران معروف مانند سياف و حکمتيار پنهانش کرد. موضوعاتی هم نيستند که بشود گفت مهم نيستند، بلکه موضوعاتی هستند که می توانند تا دهه ها کشور را همچنان در فقر و گرسنگی اسير کنند.
البته می دانم که در برابر فاشيزم پشتون، فاشيزم غير پشتون هم قرار دارد که در جای خود شديدا بايد محکوم شود. اما حلقه ی بسيار گسترده ی رقيب جنايتکاران به اصطلاح غير جهادی چطور، که ميليون ها دالر پول را به نام مردم افغانستان، و در حلقه خودی شان به نام پشتون دريافت می کنند و کودک و زن و مرد بيچاره ی افغانستان در جنوب هنوز مشکلات اساسی دارند. نمی گويم تنها در دايکندی يا بدخشان، که آن ها هم مشکلاتشان بسيار بسيار وخيم است. اما دقيق و مشخص در اين موارد که در نوع خود جنايت محسوب می شود، واکنش سازمان شما چه بوده است؟ چند مقاله برای آنان نوشته ايد و چقدر در برابر اين موارد واکنش نشان داده ايد. جناب فاروق وردک که هر غلطی می خواهد می کند چطور؟ می دانيد که فاروق وردک چقدر معاش دارد و چقدر پول جاسوسی می گيرد و سر را در کدام آخور کرده است؟ با شما موافق هستم که بايد اول جنايتکار قوم خود را محکوم کرد. برای همين می گويم که در هزاره جات، هزاران کودک يتيم و هزاران زن بيوه شده اند و هزاران جوان کشته. در کابل هم نمی توان چشم بسته کسی را بی گناه اعلام کرد. جنايتکار از هر قومی که باشد محکوم است.
شايد بسياری از خوانندگان بصورت صريح و شفاف منتظر پاسخ اين پرسش ها هستند. البته اين تنها همه ی پرسش ها نيست اما پاسخ آن ها برای پرسش های بعدی کمک زيادی می کند.
ذکر يک نکته هم مهم است که اين چند پرسش در واکنش به نظرات شما عليه خانم سيما سمر نيست و خود سيما سمر بايد به آن ها پاسخ بدهد. خانم سيما سمر هم نبايد از نشر نظرات شما در سايت کابل پرس نگران و ناراضی باشند. چرا که آزادی بيان بخشی از حقوق بشر است.
در ضمن خاطر نشان می سازم که با استفاده از برنامه ی جستجو در سايت رسمی تان (دقت کنيد با استفاده از برنامه ی جستجو که از گوگل برای آن استفاده می کنيد)من فقط سه جمله درباره ی خاين افغان آمريکايی زلمی خليل زاد يافتم که آن ها هم به بهانه ی حمله به جنايتکاران شورای نظار و دزد معروف يونس قانونی و خليلی و سياف بود و لحن کلام هم لحن گلايه و شکايت که چرا به اين جنايتکاران مجال داده است. لحن، لحن انتقاد به هيچ عنوان نيست. گويی دوستی از دوستی گله و شکايت می کند.
با استفاده از همين برنامه ی جستجو، هيچ ذکر اثری از دزد و مرتجع معروف فاروق وردک نيافتم.
با استفاده از همين برنامه از انورالحق احدی فقط دو جا نام يافتم که اولی به هيچ عنوان موضع گيری راوا را نشان نمی دهد چرا که فهرستی از وجوهات دريافتی غير قانونی مقامات بود که داکتر رمضان بشردوست برای نخستين بار افشا کرده بود و خودم نيز برای نخستين بار بصورت کامل در هفته نامه ی چای داغ نشر کرده بودم.
در يک جای ديگر هم از انورالحق احدی نام برده شده که باز هم در حد يک جمله حمله ی سستی به او شده که باز هم بهانه حمله به جبهه ی مقابل است و هدف اصلی احدی نيست. اين جمله: انورالحق احدی، بیچارهایست كه دیدیم به دهل «مارشال» صاحب و همراهان رقصیده و برضد پاكستان مظاهره كرد ...ضمنا مشخص کنيد که آيا مظاهره عليه پاکستان جرم است.
از کريم خرم، وزير طالب با استفاده از برنامه ی جستجو اثری در سايت شما نيافتم.
راوا مدعی است که عليه روشنفکران خاين اقدام می کند ولی من نامی از " حبيب الله رفيع"، برنامه ريز کمپاين تبليغاتی حامد کرزی، برنامه ريز و مشاور غير رسمی کريم خرم و نيز کسی که حداقل 10 فرصت شغلی را از جوانان با استعداد گرفته يافت نکردم.
باز هم با استفاده از برنامه ی جستجوی سايت شما، من نامی از اسدالله خالد که با همدستی برادر قاچاقچی کرزی، دارايی های مردم قندهار را بالا می کشد نيافتم. اين آقای خالد، دوسيه های اختلاس هم داشته و ضمنا سر در آخور آمريکا که راوا ادعا می کند، عليه سياست های آمريکاست دارد.
از ضيا بوميا، نظامی سابق سياف و يکی از ان جی او سالاران جوان که زير عنوان دفاع از خبرنگاران، برخوردهای کاملا قومی می کند و پول به جيب می زند، با استفاده از برنامه ی جستجوی سايت شما، نامی از او در سايت شما نيافتم. در عوض تا دلتان بخواهد نام فرهنگی جوان و پير غير پشتون را يافتم که با شديد ترين لحن ممکن نقد شده اند. لحن راوا را هم همه ی خوانندگان فهميده اند چگونه است. البته من معتقدم که بسياری از آن ها جای نقد تند و تيز را هم دارند.
کلمه ی اختلاس را هم جستجو کردم که فقط چند مورد يافتم که باز هم به بهانه ی آن به گرو ه های غير خودی راوا تاخته شده بود. اما اثری از نوشته ی درشت و واضح عليه دزدان اموال مردم با سند نيافتم. تنها يک خبر کابل پرس را يافتم که 25 ميليون دالر توسط يونس قانونی اختلاس شده است. البته باز هم می گويم که بسياری از آدم هايی که راوا نقد کرده را بايد به شدت هم نقد کرد ولی نه يکجانبه و برخی از افراد محفوظ بمانند. اين نکته جالب است که خوانندگان بدانند، با توجه به کنترول نقاط کليدی مانند بانک مرکزی و وزارت ماليه بدست آقايان اشرف غنی احمدزی و انورالحق احدی، بسياری از دزدان خارجی و ان جی او سالاران، با امضا و تاييد ايشان پروژه های را می قبولانند و اين آقايان و ان جی او ها با خيال راحت به چپاول ادامه می دهند.
و جالب اينکه بااستفاده از برنامه ی جستجوی سايت راوا من نامی از دانشمند فاشيت که سخنگوی غير رسمی گروه تاريک و آدمکش طالبان بودند، نيافتم. و جز يک خبر کاملا بی معنی و عاری از موضع در دو خط.
البته من به راوا که نه فعلا، به يک شخص پاک حق می دهم که اضافه شدن نام سيما سمر را در فهرست زنان پرقدرت جهان در کنار زنان مفت خور و استعمارگر، افتخاری نداند و به همين شکل نامزد شدن، مرتجع درس خوانده احمدزی هم به عنوان دبير کل سازمان ملل، در کنار گند کاری های کوفی عنان و پسرش و يا همين بان کی مون بی لايق و دست نشانده.
از اين نام ها کم نيستند که شايسته ی نقد تند و تيزند به همان پيمانه که ديگران را مورد نقد قرار می دهيد که اگر بخواهم بياورم فهرست دور و درازی خواهد شد. اما متاسفانه شما حتا اشاره ای هم به آنان نکرده ايد.
هنوز پرسش های من از راوا تمام نشده و من مايلم داعيه داران دموکراسی و آزادی بيان و طرفداران نظام سکولار در افغانستان، پاسخ های روش و واضح بدهند. اميدوارم اين نکات را نيز حمل بر دشمنی تلقی نکنيد و بلکه کنجکاوی های يک خبرنگار بدانيد.
در پايان اين نکته را ذکر می کنم که اين نوشته به قصد، دشمنی با قوم پشتون نيست. من به برادران و خواهران پشتون احترام می گذارم و معتقدم که خاين، دزد، تبهکار و جنايتکار بايد معرفی شود. تصور نمی کنم فاشيت های پشتون کاری برای مردم پشتون کرده باشند. فاشيست های هزاره برای هزاره و يا فاشيست های تاجيک برای تاجيک. ضمن اينکه بايد با اين تفکر هم مبارزه کرد که هر کس فقط وظيفه دارد به قوم خود خدمت کند.
کنجکاوی های يک روزنامه نگار
نويسنده: کامران ميرهزار








































