Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 10796

راوا و تضادهايش!

8 فبروری 2008, 01:22, توسط بطول

رمز های ماسونیت و آنچه در وراء آنهاست:‏
یسری فوده: این حرف(G)، مختصری از کلمهء هندسه در زبان انگلیسی است. بعضی از ایشان میگویند: این ‏حرف شفر یا رمزی است از لفظ جلاله،(godt) ولی هدف آنها از خدا همان خدای موسی، عیسی و یا محمد ‏نیست. بلکه مقصود آنها همان مهندس اعظم است. ولی طور اطلاق بزرگترین و مهمترین رمز ماسونیت ‏همان مربعی است که در اثر التقای دو زاویهء قایمه از دو پرکال بوجود می آید( در سمبول ببینید ). اما ‏خود ماسونی ها اعتراف میکنند که؛ این مربع شکل تکمیل یافته از همان ستارهء داوودی، سمبول ‏یهودیت است.‏
زیاد( ماسونی عربی): ستاره داوودی رمزی است از زندگی(کل هستی). ماسونیت تعامل خود را بر اساس رمزها ‏قایم میکند، هر چیز از خود رمزی دارد، هر رمز میتواند چند معنا داشته باشد، هر برادر ماسونی رمز ‏را مطابق درجهء خود در ماسونیت میشناسد. این موضوع هیچ ربطی به صهیونیزم ندارد... تو نمیتوانی ‏مردمی را که بدین باور هستند ملالمت کنی...چون آنها وقتی این ستاره را می بینند... تنها یک ستاره ‏است... چه ایرادی دارد...؟ ستارهء را که در ماسونیت می بینی همین یک ستارهء مشبک است... این ‏ستاره با ستارهء داوودی فرق دارد، ستاره ای که یهودی ها آنرا به شکل سمبول استفاده میکنند... وقتی ‏تو اینرا فهمیدی میتوانی به کار دیگری بپردازی... انسان متشدد به هر دینی که باشد میتواند ماسونی ‏باشد.‏
مارتن شورت( نویسندهء کتاب؛ ماسونیت در چهرهء برادری): تو باید از مفکوره ای که از انظار پنهان ‏است دفاع کنی! ولی من اینقدر میدانم که؛ ماسونیت در زبان عربی عبارت از خانهء شیطان و دین ‏شیطان است.‏
جون شو( استاد تاریخ در دانشگاه گولدن سمیت): من مؤرخ ماسونیت هستم، هیچگاه بدست من دلیلی ‏نیامده است که این نظریه را تأیید کند. ماسونیت در ساحهء بین المللی وجود ندارد، این یک توطئهء بین ‏المللی نیست، این یکی از توطئه های صهیونیزم هم نیست. من بدین باور هستم که این رموز ریشه های ‏کاملا مختلف از این گفته ها دارد، این رمزها بسیار پیچیده است، این رمزها چهار مصدر اساسی دارد: ‏یکی از این رمز ها کتاب مقدس است، از همین رو این ارتباط میگیرد به یهودیت، چون عهد قدیم ‏‏(تورات) کتاب مقدس یهود است.‏
تمام البرازی(نویسندهء کتاب؛ ماسونیت توهم بزرگ):من در این شکی ندارم که اینجا توطئه های در کار ‏است، ولی ماسونیت حالا این قدرت را ندارد... من از خارج نمیگویم، ماسونیت در جهان عرب فعلا ‏توانایی توطئه را ندارد، ما خود بر ضد ملتهای خود توطئه میکنیم، ولی صهیونیزم و ماسونیت را با ‏تبلیغات گوسفند قربانی توطئه های خود قرار میدهیم، تا نا توانایی های خود در پیشرفت ملتها، سعادت ‏آنها و ریشه کن ساختن ملتهای خود را بدست خود بپوشانیم. این کاری است که من کاملا با آن مخالف ‏هستم.‏
داکتر حسان حلاق: یکی از دلائلی که ارتباط میان ماسونیت و صهیونیزم را ثابت میسازد این است که؛ ‏وقتی سلطان عبدالحمید از خلافت توسط انگلیسها خلع شد به سالونیک تبعید گردید، سالونیک یکی از ‏شهر های یونانی است که تحت تصرف خلافت اسلامی بود. این شهری بود که مرکزیت ماسونیت در آن ‏قرار داشت و گردهمایی های بزرگ ماسونیت آنجا دایر میشد. به دولت عثمانی اجازه داده نمی شد که در ‏این گردهمایی ها اشتراک کند، چون این محافل از حمایت بین المللی غرب بر خوردار بود. از این هم ‏قویتر دلیل دیگری است که؛ ماسونی ها، یهود ها، دونمه ها و صهیونیست ها بسیار علاقه داشتند که، ‏سلطان عبدالحمید در یکی از ویلا های لاتینی زندانی شود، و این ویلای بود که به یک یهودی بنام ‏رمزی بیک تعلق داشت.‏
گاری هینگسون ( سکرتر بزرگ در محفل ماسونیت در نیویارک): ما چادری داریم که در آن عکسی از ‏ستاره ای داوودی ترسیم شده است، از همین رو مردم بدین باور اند که ماسونیت ارتباط قوی با یهودیت ‏دارد، ما هیچ ارتباطی با صهیونیزم نداریم، یک یهودی میتواند ماسونی باشد و این در صورتی است که ‏او صهیونیست نباشد... پس من با این گفته ها مخالفم.‏
داکتر اسعد سحمرانی: من میخواهم این گفته را اضافه کنم: در سال 1967م تقریبا یکسال و اندی بعد از ‏اشغال بیت المقدس توسط اسرائیل، رساله ای از جانب یک ماسونی امریکایی نبام (فیردی تیری) به شیخ ‏روح الخطیب امین اوقاف قدس اسلامی فرستاده شد. در این رساله از روح الخطیب خواسته شده بود که ‏اوقاف مسلمانها از جمله زمین مسجد اقصی را به او بفروشد، تا در آنجا هیکلی را که ادعا دارند بسازند. ‏فیردی تیری با اینکار خود از آنچه را که یهود علنا ادعا دارد فراتر رفته است، حال اینکه یهود ها این ‏عقیدهء خود را مبنی بر ساختن هیکل پنهان نگه میدارند. ولی فیردی این عقیده را اعلان کرد. این بدین ‏معناست که اینجا یک تلاقی کامل میان یهودیت، صهیونیزم و ماسونیت وجود دارد. مثلا این ماسونی ‏لبنانی بنام ( حنا ابو راشد ) طبعا نامش از طریق کتابش ( دائرة المعارف ماسونیة) بخش اول مشهور ‏است. او میگوید: هر چه من یک یهودی ماسونی هستم و در این شکی وجود ندارد.‏
یسری فوده: آنچه که در حقیقت ماسونیت را تهدید میکند اینست که؛ اگر این برای تو آسان باشد که ثابت ‏بسازی که هستی، ولی اثبات این امر بسیار مشکل است که تو کسی نیستی؟
تهدیدی که غیر ماسونی ها بدان مواجه اند این است که؛ آنها نمیدانند که ماسونی ها که ها هستند و که ها ‏ماسونی نیستند؟
ماسونی ها در میان این دو امر( شناس خود و شناس غیر خود) غیر ماسونی ها را کمک نیمکنند. بلکه ‏آنها در بسا اوقات از رمزهای خود برای شناس کارمیگیرند... اسرار و مراسم خود را بکار می بندند ‏و...‏
یکی از مشهورترین ادبای جهان( اوسکار ویلد ) که در عین حال یکی از برجسته ترین شخصیتهای ‏ماسونیت هم هست، میگوید: من توانایی مقابله با هر چیز را دارم، مگر مقاومت تحریک و مغرور شدن ‏را ندارم.‏
یک نمایش در گرفتاری یک شخص:‏
هله زود باش! ایستاد شو حرکت نکن... در جای خود باش...! زود باشد خارج شو... حرکت کن... ‏میخواهند ترا بگیرند ... زود باش.‏
در این سال های نزدیک حکومت بریتانیا کوشش کرد تا ارتباط میان فساد پولیس، دستگاه قضایی و ‏ماسونیت را پیدا کند.‏
شبکه الجزیره به شخصی دست یافت که، یک پایش اینجا و پای دیگرش در جای دیگر بود ( یعنی بسیار ‏فعال و پرکار) نام او ( جان سایمونز ) است و یک پولیس بریتانیایی که درعین حال ماسونی هم هست. ‏او فعلا اعتراف میکند:‏
جون سایمونز( سابق پولیس انگلیسی و ماسونی ): من در گمراه کردن عدالت، رشوه ستانی، تعذیب و ‏دیگر اعمال تخریبکارانه اشتراک داشتم... اینها بخاطر اینکه صاحب منصبان بخش تحقیقات جنائی باور ‏کنند که من توانایی همراهی و همکاری ایشانرا دارم...من در وقت اندک به این هدف رسیدم... من علی ‏الإطلاق بدترین جرایم را مرتکب شدم، چون من همه ای آنچه را که میدانستم نزد بلند رتبه ترین ضابط ‏در بخش تحقیقات جنایی رو کردم... من بدین باور بودم که او کاری برای من در این ارتباط انجام ‏میدهد؟ ولی او مرا به یک ظابط پایان رتبه تبدیل کرد... او یک ماسونی بسیار قدرتمند بود... از آن وقت ‏ببعد زندگی من به یک کابوس مبدل شد.‏
مارتن شورت: اگر او به محکمه سپرده میشد در حقیقت پایان کار همه ماسونی ها بود، ولی او مجبور ‏شد تا کشور را ترک کند، ماسونی ها مصارف او را بدوش گرفتند و برایش یک موتر خریدند، اگر او ‏بر این کار آنها موافقه نمیکرد بدون شک او را میکشتند. همچمنان اثنای بحث در قضیه ای که بنام ‏پولیس آداب شناخته شده بود، اشاره های زیادی به ماسونیت میشد. نه از زبان خود ماسونی ها، ولی ‏دلایل نشان میداد که آنها ( پولیس های ادب) ماسونی هستند، و آنها در محافل ماسونیت با تجار های ‏تجارت روسپی داشتند، ملاقات میکردند. حتی یک ضابط پولیس یکی از تجار مواد مخدر را در محافل ‏ماسونیت جذب کرد. اینها همه اش برای من ثابت ساخت که؛ ماسونیت در این فساد ها دست دارد. البته ‏که موضوع تنها با پولیس آداب خاتمه نمی یافت... بلکه تا پولیس تعقیف مخدرات، پولیس جنایی و غیره ‏از بخشهای پولیس کشیده میشد، چون اگر تو ماسونی باشی میشود در مسائل سری و مهم بر تو اعتماد ‏کرد.‏
یسری فوده: این محقق ژورنالست( مارتن شورت ) توجه مرا به یک واقعه از خطرناکترین مجرمین ‏بریتانیایی ( لینی جبسون) جلب کرد. کسیکه سرکردگی باندی را بدوش داشت که به قیمت سه ملیون پوند ‏استرلین نقره را دزدیده بودند.‏
مارتن شورت: وقتی من به تحقیق در بارهء سابقهء (جیبسون) پرداختم، در یافتم که او یک ماسونی بود، ‏و در همانسالی که او به این دزدی دست زد، استاد اعظم یکی از محافل ماسونیت بود. در این محفل ‏هشت تن از صاحب منصبان پولیس عضویت داشتند. یکی از آنها محقق پولیس هوایی بود. و در این ‏سال حد اقل اعتماد یکتن پولیس دیگری را این محفل ماسونی جلب کرد... با این همه هیچکدام از این ‏پولیس ها در تعامل خود با (جیبسون) به مشکلی بر نخوردند، حال اینکه بدون شک او یک جنایتکاری ‏بود که به جنایات خود ادامه میداد.‏
یسری فوده: همین جا در لندن صاحب منصبان ماسونی پولیس لندن در سال 1986م محفل خاصی را ‏ایجاد کردند تا با هم ببینند و دور از ساحهء کاری به مراسم خود بپردازند. در میان ایشان یک گروه ‏بزرگی از رهبران (سکوتلاندیارد) وجود داشت. در عین زمان شک، ترس و گمان ها در رابطه با این ‏محفل در میان دوایر دولتی و روزنامه نگاران زیاد میشد و عمومیت میافت. این شکوک تا مجالس ‏ادارات محلی و دوایر قضای کشور هم میرسید. احتمال راه بافتن فساد از این راه در بخشهای مهم و ‏حیاتی دولت وجود داشت.‏

جستجو در کابل پرس