سلام به شما، آقای باميانی و ساير خوانندگان مخالف و موافق،
پاسخ می تواند ساده و می تواند پيچيده باشد. لزوم نقد سيستم سرمايه داری، دليلی بر عدم نقد عوامل و دستاموزهای اين نظام نيست. به نظر من دو راه برای نقد اين سيستم وجود دارد. يکی اينکه بصورت تيوری به آن پرداخت که هر چند بسيار لازم می باشد اما هنوز که هنوز است، زيبا ترين و رساترين نقدها را عليه نظام سرمايه در نوشته های مارکس و انگلس می توان يافت. نقدها و روش های امروزی نيز اگر می خواهد نقدهای کارا باشد، بايد گامی بعد از آنچه مارکس و انگلس در صورت تسلط اين نظام متصور شده بودند را تعريف کند و يا با انديشيدن و آفرينش، نظام جديدی پيشنهاد کند که توان مقابله با امکانات و توانايی های امروزی و حتا فردای نظام سرمايه داری را داشته باشد. البته باز اين نظام جديد نبايد خود، در نتيجه ی قرار گرفتن عده ای خاص در راس، تبديل به ضد خود شود و در حقيقت گونه ی ديگر ی از نظام تسلط و برده داری را بوجود آورد. درک اين مساله و آفرينش چنين سيستمی هم پيچيده است و هم کار هر کسی نيست.
راه ديگر نقد اين نظام سرمايه که می تواند در بدنه ی روش قبل باشد و يا زمينه هايی برای آن، افشاگری ست. افشای روابط نا سالم و ظالمانه در اين نظام، قتل و کشتاری که می کند و چور و چپاولی که به همراه دارد.
و اما آنچه آقای باميانی درباره ی موجوداتی مانند احدی می گويند ، همانطور که گفتم دليلی نمی شود که ما دست آموزهای اين نظام را که با چشم سر می بينيم در کار غارتند، ناديده بگيريم. اين مساله بسيار ساده است. شما اگر در يک سرک هم قدم بزنيد و ببينيد که يکی مال يکی ديگر را می دزدد، حداقل بايد فرياد بزنيد که آی فلانی مالت را برد.
افشای سازمان های کلان بين المللی نيز اگر اسناد باشد که بسيار عالی ست و من سر درد دنبال آن هستم. يو اس ايد، در افغانستان به وضوح و در شراکت با شرکت لوييس برجر در کار چپاول است. اما تا زمانی که سندی از چپاول بدست نياوريم، گپ را بسيار جدی نخواهند گرفت. درباره ی يو ان و سازمان های زير مجموعه من تاکنون به اسناد يک مورد سوء استفاده و اختلاس رسيده بودم که در همين کابل پرس? نشر شده است. چند مورد ديگر نيز هست که منابع موثق در ميان گذاشته اند و باز هم در کابل پرس آن را نوشته ام. اگر آقای باميانی و يا هر خواننده ی ديگری سندی از هر سازمان چه داخلی و چه بين المللی داشته باشد، چه خوب خواهد شد که به افکار عمومی ارايه دهد.
و اما درباره ی حقوق بشر؛ حقوق بشر حقوق "بشر" است، نمی توانيم آن را قسمت کنيم و بگوييم که حقوق بشر آمريکايی، حقوق بشر اسلامی و يا حقوق بشر کدام جای و يا کدام چيز ديگر. آنوقف ديگر حقوق بشر نخواهد بود. اينکه از حقوق بشر تجارت می شود و يا يک نظام با يک دست، تاريک ترين رژيم مانند طالبان را پيشکش می کند و با دست ديگر حقوق بشر را، اين دست ديگر حقوق بشر را در حقيقت پيشکش نمی کند و بلکه همان تجارت حقوق بشر است که برای ياری دست ديگر، به نفع صاحبان آن است و کشتار و غارت را در کشورهايی مانند افغانستان به همراه دارد. خوشبختانه حقوق بشر محصول نظام سرمايه نيست و به نظر من با اطمينان می شود گفت که يکی از محصولات ناب فکری بشر است و با گستراندن آن می توان، با موارد غارت و کشتار مقابله کرد و حتا به نظر من اگر پر و بال بيشتری بگيرد می تواند، عليه نظام سرمايه بکار گرفته شود.
سلام به شما، آقای باميانی و ساير خوانندگان مخالف و موافق،
پاسخ می تواند ساده و می تواند پيچيده باشد. لزوم نقد سيستم سرمايه داری، دليلی بر عدم نقد عوامل و دستاموزهای اين نظام نيست. به نظر من دو راه برای نقد اين سيستم وجود دارد. يکی اينکه بصورت تيوری به آن پرداخت که هر چند بسيار لازم می باشد اما هنوز که هنوز است، زيبا ترين و رساترين نقدها را عليه نظام سرمايه در نوشته های مارکس و انگلس می توان يافت. نقدها و روش های امروزی نيز اگر می خواهد نقدهای کارا باشد، بايد گامی بعد از آنچه مارکس و انگلس در صورت تسلط اين نظام متصور شده بودند را تعريف کند و يا با انديشيدن و آفرينش، نظام جديدی پيشنهاد کند که توان مقابله با امکانات و توانايی های امروزی و حتا فردای نظام سرمايه داری را داشته باشد. البته باز اين نظام جديد نبايد خود، در نتيجه ی قرار گرفتن عده ای خاص در راس، تبديل به ضد خود شود و در حقيقت گونه ی ديگر ی از نظام تسلط و برده داری را بوجود آورد. درک اين مساله و آفرينش چنين سيستمی هم پيچيده است و هم کار هر کسی نيست.
راه ديگر نقد اين نظام سرمايه که می تواند در بدنه ی روش قبل باشد و يا زمينه هايی برای آن، افشاگری ست. افشای روابط نا سالم و ظالمانه در اين نظام، قتل و کشتاری که می کند و چور و چپاولی که به همراه دارد.
و اما آنچه آقای باميانی درباره ی موجوداتی مانند احدی می گويند ، همانطور که گفتم دليلی نمی شود که ما دست آموزهای اين نظام را که با چشم سر می بينيم در کار غارتند، ناديده بگيريم. اين مساله بسيار ساده است. شما اگر در يک سرک هم قدم بزنيد و ببينيد که يکی مال يکی ديگر را می دزدد، حداقل بايد فرياد بزنيد که آی فلانی مالت را برد.
افشای سازمان های کلان بين المللی نيز اگر اسناد باشد که بسيار عالی ست و من سر درد دنبال آن هستم. يو اس ايد، در افغانستان به وضوح و در شراکت با شرکت لوييس برجر در کار چپاول است. اما تا زمانی که سندی از چپاول بدست نياوريم، گپ را بسيار جدی نخواهند گرفت. درباره ی يو ان و سازمان های زير مجموعه من تاکنون به اسناد يک مورد سوء استفاده و اختلاس رسيده بودم که در همين کابل پرس? نشر شده است. چند مورد ديگر نيز هست که منابع موثق در ميان گذاشته اند و باز هم در کابل پرس آن را نوشته ام. اگر آقای باميانی و يا هر خواننده ی ديگری سندی از هر سازمان چه داخلی و چه بين المللی داشته باشد، چه خوب خواهد شد که به افکار عمومی ارايه دهد.
و اما درباره ی حقوق بشر؛ حقوق بشر حقوق "بشر" است، نمی توانيم آن را قسمت کنيم و بگوييم که حقوق بشر آمريکايی، حقوق بشر اسلامی و يا حقوق بشر کدام جای و يا کدام چيز ديگر. آنوقف ديگر حقوق بشر نخواهد بود. اينکه از حقوق بشر تجارت می شود و يا يک نظام با يک دست، تاريک ترين رژيم مانند طالبان را پيشکش می کند و با دست ديگر حقوق بشر را، اين دست ديگر حقوق بشر را در حقيقت پيشکش نمی کند و بلکه همان تجارت حقوق بشر است که برای ياری دست ديگر، به نفع صاحبان آن است و کشتار و غارت را در کشورهايی مانند افغانستان به همراه دارد. خوشبختانه حقوق بشر محصول نظام سرمايه نيست و به نظر من با اطمينان می شود گفت که يکی از محصولات ناب فکری بشر است و با گستراندن آن می توان، با موارد غارت و کشتار مقابله کرد و حتا به نظر من اگر پر و بال بيشتری بگيرد می تواند، عليه نظام سرمايه بکار گرفته شود.