به کشف بزرگی نايل شده ايد. تبريک باشد. فقط چند نکته را جهت اطلاع شما و خوانندگان کابل پرس? می گويم.
يک: شما به همان ميزان اطمينانی که گفته ايد، نوشته ی "طالبان ماده" نوشته ی من است، به همان ميزان و قاطعيت يک دروغگو هستيد. برای اثبات دروغ شما حاضرم همان ايميل نويسنده ی مطلب " طالبان ماده" را (حاوی مطلب) به شخص بی طرفی روان کنم (که هم سازمان شما او را می شناسد و هم من) و او با مقايسه ی آی پی، به دروغ شما پی ببرد. به شما آن را نمی فرستم، چرا که شما به همين سادگی که دروغ می گوييد، ممکن از موضوع سوء استفاده نيز بکنيد و اين خجالت آور است.
دو: چپ بودن جرم محسوب نمی شود اما بسياری از مدعيان چپ در کشور جهان سومی و چه بسا چهارمی مانند افغانستان از راست راست تر هستند. من همچنان سر گپ خود هستم که راوا مانند گروه های بزک شده ی ايرانی ست که بيشتر از اينکه خلاق باشند از شکم سيری مرگ بر رژيم هم می گويد. گروه های ورشکسته ی ايرانی اکنون بدليل تعدد جريان ها و نيز بدليل بالا رفتن فهم و شعور جمعی، خانه نشين شده اند و يا اينکه گپ های مفتی می زنند که خريداری ندارد و يا اينکه اکنون رسما بيرق راست را بلند کرده اند. به نظر من حرکت جمعی فمنيست های ايرانی بسيار ارزشمند تر از عملکرد اين گروه هاست. خوب است که راوا درس هايی را از اين گروه بياموزد. گروهی که البته خود در حال آموختن است.
راوای شما به سرنوشت گروه های ورشکسته دچار خواهد شد اگر ثابت نکند که سر در آخور زلمی خليل زاد و اربابان وی ندارد.انورالحق احدی نيز که نوکر تمام عيار بانک جهانی محسوب می شود، با راهنمايی های آقای خليل زاد به نوکری خود برای بانک جهانی و چپاول گروهی و شخصی دارايی های همگانی ادامه می دهد و راوای شما در مقابل دزدی های وی سکوت مرموزی دارد. اتفاقا اين رشته ی بسيار جالبی ست که می توان دقت زيادی به آن کرد. خانم زلمی خليل زاد، مشاور ارشد راوا می شود، خانمی که به نظر من با توجه به توان و آزادی که در انتخاب دارد می تواند و بايد از جناب خليل زاد جدا شده و او را افشا کند، اگر واقعا در همان خطی وجود دارد که راوا داعيه ی آن را دارد. اگر زن خليل زاد مشاور ارشد راوا نيست و سايت معتبر آمازون دروغ نوشته است، چرا راوا جسارت اعتراض ندارد؟ چرا مگر با اعتراض به اين امر چه اتفاقی می افتد که راوای جسور تبديل به موش خانگی شده است و فقط می خواهد بوجی های آرد خانه را بجود؟ شما و رفقايتان ممکن است کلی گويی هايی را برايم مثال بزنيد که عليه آمريکا در برخی نوشته های خود داشته ايد، اما هيچگاهی به خود اجازه نداده ايد که مستقيم و با جزييات راز های زلمی خليل زاد را افشا کنيد و در عوض آن به او مانند يک مهتر، کلان تر و يا دوست می نگريد. به نظر من موضع ضد آمريکايی داشتن بدون نقد مهره های اصلی و دست اول تر آمريکا در افغانستان يعنی گل آلود کردن آب.
سه: ممکن افراد با گذشت زمان، مطالعه و تجربه، بسياری از نظرات گذشته ی خود را کنار بگذارند و چه بسا نظرات قبلی خود را نيز رد کنند. اين مساله در نفس خود هيچ مشکلی ندارد و بلکه برای رشد لازم است. در هر حال فکر می کنم اين نوشته ی کوتاه شما علی رغم دروغ آشکاری که در آن وجود دارد، بسيار بهتر از پاسخ راوا به نوشته ی من است.
خانم محترم و يا هم (شايد) آقای محترم!
به کشف بزرگی نايل شده ايد. تبريک باشد. فقط چند نکته را جهت اطلاع شما و خوانندگان کابل پرس? می گويم.
يک: شما به همان ميزان اطمينانی که گفته ايد، نوشته ی "طالبان ماده" نوشته ی من است، به همان ميزان و قاطعيت يک دروغگو هستيد. برای اثبات دروغ شما حاضرم همان ايميل نويسنده ی مطلب " طالبان ماده" را (حاوی مطلب) به شخص بی طرفی روان کنم (که هم سازمان شما او را می شناسد و هم من) و او با مقايسه ی آی پی، به دروغ شما پی ببرد. به شما آن را نمی فرستم، چرا که شما به همين سادگی که دروغ می گوييد، ممکن از موضوع سوء استفاده نيز بکنيد و اين خجالت آور است.
دو: چپ بودن جرم محسوب نمی شود اما بسياری از مدعيان چپ در کشور جهان سومی و چه بسا چهارمی مانند افغانستان از راست راست تر هستند. من همچنان سر گپ خود هستم که راوا مانند گروه های بزک شده ی ايرانی ست که بيشتر از اينکه خلاق باشند از شکم سيری مرگ بر رژيم هم می گويد. گروه های ورشکسته ی ايرانی اکنون بدليل تعدد جريان ها و نيز بدليل بالا رفتن فهم و شعور جمعی، خانه نشين شده اند و يا اينکه گپ های مفتی می زنند که خريداری ندارد و يا اينکه اکنون رسما بيرق راست را بلند کرده اند. به نظر من حرکت جمعی فمنيست های ايرانی بسيار ارزشمند تر از عملکرد اين گروه هاست. خوب است که راوا درس هايی را از اين گروه بياموزد. گروهی که البته خود در حال آموختن است.
راوای شما به سرنوشت گروه های ورشکسته دچار خواهد شد اگر ثابت نکند که سر در آخور زلمی خليل زاد و اربابان وی ندارد.انورالحق احدی نيز که نوکر تمام عيار بانک جهانی محسوب می شود، با راهنمايی های آقای خليل زاد به نوکری خود برای بانک جهانی و چپاول گروهی و شخصی دارايی های همگانی ادامه می دهد و راوای شما در مقابل دزدی های وی سکوت مرموزی دارد. اتفاقا اين رشته ی بسيار جالبی ست که می توان دقت زيادی به آن کرد. خانم زلمی خليل زاد، مشاور ارشد راوا می شود، خانمی که به نظر من با توجه به توان و آزادی که در انتخاب دارد می تواند و بايد از جناب خليل زاد جدا شده و او را افشا کند، اگر واقعا در همان خطی وجود دارد که راوا داعيه ی آن را دارد. اگر زن خليل زاد مشاور ارشد راوا نيست و سايت معتبر آمازون دروغ نوشته است، چرا راوا جسارت اعتراض ندارد؟ چرا مگر با اعتراض به اين امر چه اتفاقی می افتد که راوای جسور تبديل به موش خانگی شده است و فقط می خواهد بوجی های آرد خانه را بجود؟ شما و رفقايتان ممکن است کلی گويی هايی را برايم مثال بزنيد که عليه آمريکا در برخی نوشته های خود داشته ايد، اما هيچگاهی به خود اجازه نداده ايد که مستقيم و با جزييات راز های زلمی خليل زاد را افشا کنيد و در عوض آن به او مانند يک مهتر، کلان تر و يا دوست می نگريد. به نظر من موضع ضد آمريکايی داشتن بدون نقد مهره های اصلی و دست اول تر آمريکا در افغانستان يعنی گل آلود کردن آب.
سه: ممکن افراد با گذشت زمان، مطالعه و تجربه، بسياری از نظرات گذشته ی خود را کنار بگذارند و چه بسا نظرات قبلی خود را نيز رد کنند. اين مساله در نفس خود هيچ مشکلی ندارد و بلکه برای رشد لازم است. در هر حال فکر می کنم اين نوشته ی کوتاه شما علی رغم دروغ آشکاری که در آن وجود دارد، بسيار بهتر از پاسخ راوا به نوشته ی من است.