ـ ما به اكرمعثمانها، داكتر عسكرموسویها، داكتر هاشمخلیلیانها، نبیمصداقها و... گفتهایم كه نه منحیث یك مبارز آزادیخواه بلكه صرفاً به مثابه روشنفكران تحصیلكرده و آشنا با تمدن، همكاری و همنظری شان با بنیادگرایان غیرپشتون و پشتون و سنی مذهب یا شیعه مذهب ننگ و بیشرافتی است.
ـ ما گفتهایم كه عمر احمدشاهمسعود در تبانی با گلبدین و برادران جنایتكارش در «ائتلاف شمال» تیر شده و خون مردم بیگناه كابل را به گردن دارد. بنابرین «قهرمان» نامیدن وی خیانت و توهین به مردم ماست و شاعران، نویسندگان، هنرمندان، روزنامهنگاران و سیاستمدارانی كه برایش پیراهن میدرند روی خود را سیاه میسازند.
ـ «پیام زن» متاسفانه یگانه نشریه در كشور است كه حتیالامكان به نوشتهها و گفتارهای پوشالیان و بنیادگرایان پشتون و غیر پشتون پرداخته و ماهیت ضد مردمی و ضد ملی آنها را برملا مینماید.
ـ ما متاسفانه یگانه سازمان زنان افغانستان هستیم كه بطور پیگیر، بیپرده و «غیردیپلماتیك» به جنایتهای رژیم ایران اشاره داشته و نقاب از چهرهی نوكران افغانی آن برگرفتهایم.
ـ ما هرگونه و ذرهای سازش به هر بهانهای با هر جنس از بنیادگرایان چه سنی و چه شیعه و چه پشتون و چه غیر پشتون را خیانت به مردم دانستهایم.
ـ ما نقش تمامی دولتها (منجمله امریكا، ایران، پاكستان، عربستان، تركیه، روسیه وغیره) و استخبارات آنها را در مداخله به كشور ما از طریق به فحشا كشانیدن بلاوقفهی پوشالیان و بنیادگرایان عیان نمودهایم.
ـ ما سیاه را سیاه و سفید را سفید دیده و بدین ترتیب جایی برای معاملهگری با عمال پوشالیان یا بنیادگرایان را باز نگذاشتهایم؛ بیرنگكوهدامنی، لطیفپدرام، اكرمعثمان، نرشیرنگارگر، حسنكاكر، جنرال رحمتالهصافی، شفیقوجدان، داكتر اعظمدادفر و... را روشنفكران پست و واماندهای گفته و میگوییم كه زنجیرهای شان در دست این و آن كشور خارجی، بنیادگرایان یا آدمكشان بیناموس دوستمی یا همهی آنان قرار دارد.
ـ لحن ما در برابر انتقادگران و مخالفان غیر بنیادگرای «راوا» به هیچ وجه نمیتواند مشابه لحن ما در برابر پوشالیان و بنیادگرایان باشد. ما نه خود را به جهالت میزنیم و نه هرگز میخواهیم زیر نام «عفت كلام» یا «برادران و خواهران افغانی و دینی» زبان ما در مقابل جنایتپیشگان دینی و غیردینی ملایم گردد. اینان را مردم ما كثیفترین و منفورترین دشمنان خود میداند و «پیام زن» به عنوان صدای تودههای بیصدای ما میخواهد خشم و نفرت و آشتیناپذیری مردم ما را با آن سگان پست انعكاس دهد.
بناً بسیار طبیعی است كه دشمنان و بدخواهان پوشالی و بنیادگرا یا دانهخوار اینان، در حالیكه مقابل بیعفتیهای شخصیتی و زبانی لطیفپدرامها و نرشیرنگارگرها خم چشمانه سكوت میكنند، ما را به «بیعفتی» كلام متهم سازند. از دید آنان كلام ما «بیعفت» است زیرا ما با حركت از خواست مردم زجركشیدهی ما، ذات میهنفروش، جنایتكار، رهزن و بیناموس فاشیستهای دینی را از پرده بیرون میافگنیم.
در مورد لحن راوا در پیام زن چنین جوابی داده اند:
ـ ما به اكرمعثمانها، داكتر عسكرموسویها، داكتر هاشمخلیلیانها، نبیمصداقها و... گفتهایم كه نه منحیث یك مبارز آزادیخواه بلكه صرفاً به مثابه روشنفكران تحصیلكرده و آشنا با تمدن، همكاری و همنظری شان با بنیادگرایان غیرپشتون و پشتون و سنی مذهب یا شیعه مذهب ننگ و بیشرافتی است.
ـ ما گفتهایم كه عمر احمدشاهمسعود در تبانی با گلبدین و برادران جنایتكارش در «ائتلاف شمال» تیر شده و خون مردم بیگناه كابل را به گردن دارد. بنابرین «قهرمان» نامیدن وی خیانت و توهین به مردم ماست و شاعران، نویسندگان، هنرمندان، روزنامهنگاران و سیاستمدارانی كه برایش پیراهن میدرند روی خود را سیاه میسازند.
ـ «پیام زن» متاسفانه یگانه نشریه در كشور است كه حتیالامكان به نوشتهها و گفتارهای پوشالیان و بنیادگرایان پشتون و غیر پشتون پرداخته و ماهیت ضد مردمی و ضد ملی آنها را برملا مینماید.
ـ ما متاسفانه یگانه سازمان زنان افغانستان هستیم كه بطور پیگیر، بیپرده و «غیردیپلماتیك» به جنایتهای رژیم ایران اشاره داشته و نقاب از چهرهی نوكران افغانی آن برگرفتهایم.
ـ ما هرگونه و ذرهای سازش به هر بهانهای با هر جنس از بنیادگرایان چه سنی و چه شیعه و چه پشتون و چه غیر پشتون را خیانت به مردم دانستهایم.
ـ ما نقش تمامی دولتها (منجمله امریكا، ایران، پاكستان، عربستان، تركیه، روسیه وغیره) و استخبارات آنها را در مداخله به كشور ما از طریق به فحشا كشانیدن بلاوقفهی پوشالیان و بنیادگرایان عیان نمودهایم.
ـ ما سیاه را سیاه و سفید را سفید دیده و بدین ترتیب جایی برای معاملهگری با عمال پوشالیان یا بنیادگرایان را باز نگذاشتهایم؛ بیرنگكوهدامنی، لطیفپدرام، اكرمعثمان، نرشیرنگارگر، حسنكاكر، جنرال رحمتالهصافی، شفیقوجدان، داكتر اعظمدادفر و... را روشنفكران پست و واماندهای گفته و میگوییم كه زنجیرهای شان در دست این و آن كشور خارجی، بنیادگرایان یا آدمكشان بیناموس دوستمی یا همهی آنان قرار دارد.
ـ لحن ما در برابر انتقادگران و مخالفان غیر بنیادگرای «راوا» به هیچ وجه نمیتواند مشابه لحن ما در برابر پوشالیان و بنیادگرایان باشد. ما نه خود را به جهالت میزنیم و نه هرگز میخواهیم زیر نام «عفت كلام» یا «برادران و خواهران افغانی و دینی» زبان ما در مقابل جنایتپیشگان دینی و غیردینی ملایم گردد. اینان را مردم ما كثیفترین و منفورترین دشمنان خود میداند و «پیام زن» به عنوان صدای تودههای بیصدای ما میخواهد خشم و نفرت و آشتیناپذیری مردم ما را با آن سگان پست انعكاس دهد.
بناً بسیار طبیعی است كه دشمنان و بدخواهان پوشالی و بنیادگرا یا دانهخوار اینان، در حالیكه مقابل بیعفتیهای شخصیتی و زبانی لطیفپدرامها و نرشیرنگارگرها خم چشمانه سكوت میكنند، ما را به «بیعفتی» كلام متهم سازند. از دید آنان كلام ما «بیعفت» است زیرا ما با حركت از خواست مردم زجركشیدهی ما، ذات میهنفروش، جنایتكار، رهزن و بیناموس فاشیستهای دینی را از پرده بیرون میافگنیم.
آنلاین : پیام زن شماره 62