راستش در اینکه هزاره ها از نسل چنگیز اند، اکثریت مورخین اتفاق نظر ندارند. لشکر چنگیز بنابر بعضی از روایات از هزاره ها شکست خورده اند نه از اقوام دیگر. و علت تخریب چشمان بودای بامیان توسط رژیم های استبدادی در نیمۀ اول قرن بیستم که شکل بادامی داشتند نیز همین بود که تنها با چشمان هزاره ها همخوانی داشت. و پافشارئ طالبان بر تخریب بودا ها با آنکه تمام دنیا با این تصمیم آنها مخالفت ورزید هم همین بوده میتواند که پیشینۀ سکونت هزاره ها را در آریانای قدیم و در دو هزار سال گذشته ثابت میکرد. بهر حال در اینکه هزاره ها از نسل لشکر چنگیز نمیباشند دلایل متعدد و منطقئ وجود دارد که خود مستلزم بحث های علمی و تاریخی میباشد و آشکارا از محدودۀ آگاهئ این حقیر خارج است.
اما یگانه راه پیشرفت تمام اقوام ساکن در افغانستان همانا اتفاق و اتحاد است، لازمه یی که متأسفانه جایش در فرهنگ و اجتماع ما تقریباً همیشه خالی بوده است.
اما اگر مشخصاً راجع به هزاره ها بخواهیم صحبت نماییم (به دلیل اینکه بیشتر از اقوام دیگر در یک و نیم قرن اخیر ضربه دیده اند) یگانه راه نجات را میتوان همان اتفاق معرفی کرد و بس. باز هم بقول لسان الغیب:
حُسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان میتوان گرفت!
بنده برای برون رفت هزاره ها از بن بست کنونی و جبران حق تلفی هائ که در گذشته در حق این مردم صورت گرفته لازم میبینم که یک حساب بانکئ جهانی با مدیریت یک گروه متعهد و مسلکی ایجاد گردد که با داشتن یک فعالیت اقتصادئ روشن و شفاف، از تمامئ هزاره ها و بشردوستان جهان تقاضا گردد تا حتی المقدور و مداوماً با این حساب کمک نمایند. اصل سرمایه در پیشه ها و تجارت های پر در آمد سرمایه گذاری شده و از ناحیۀ مفاد آن در ساختن مکاتب، دانشگاه ها، شفاخانه ها، مراکز علمی و تحقیقاتی، صنعتی کردن زراعت و مالداری، اعمار ساختمان های عام المنفعه، راه ها، پُل ها و غیره موارد مفید در داخل کشور مصرف گردد.
از چرخ به هر گونه همیدار امید
وز گردش روزگار میلرز چو بید
گفتی که پس از سیاه رنگی نبود
پس موی سیاه من چرا گشت سفید
(حافظ)
با تشکر از مترجم محترم این مطلب
راستش در اینکه هزاره ها از نسل چنگیز اند، اکثریت مورخین اتفاق نظر ندارند. لشکر چنگیز بنابر بعضی از روایات از هزاره ها شکست خورده اند نه از اقوام دیگر. و علت تخریب چشمان بودای بامیان توسط رژیم های استبدادی در نیمۀ اول قرن بیستم که شکل بادامی داشتند نیز همین بود که تنها با چشمان هزاره ها همخوانی داشت. و پافشارئ طالبان بر تخریب بودا ها با آنکه تمام دنیا با این تصمیم آنها مخالفت ورزید هم همین بوده میتواند که پیشینۀ سکونت هزاره ها را در آریانای قدیم و در دو هزار سال گذشته ثابت میکرد. بهر حال در اینکه هزاره ها از نسل لشکر چنگیز نمیباشند دلایل متعدد و منطقئ وجود دارد که خود مستلزم بحث های علمی و تاریخی میباشد و آشکارا از محدودۀ آگاهئ این حقیر خارج است.
اما یگانه راه پیشرفت تمام اقوام ساکن در افغانستان همانا اتفاق و اتحاد است، لازمه یی که متأسفانه جایش در فرهنگ و اجتماع ما تقریباً همیشه خالی بوده است.
اما اگر مشخصاً راجع به هزاره ها بخواهیم صحبت نماییم (به دلیل اینکه بیشتر از اقوام دیگر در یک و نیم قرن اخیر ضربه دیده اند) یگانه راه نجات را میتوان همان اتفاق معرفی کرد و بس. باز هم بقول لسان الغیب:
حُسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
آری به اتفاق جهان میتوان گرفت!
بنده برای برون رفت هزاره ها از بن بست کنونی و جبران حق تلفی هائ که در گذشته در حق این مردم صورت گرفته لازم میبینم که یک حساب بانکئ جهانی با مدیریت یک گروه متعهد و مسلکی ایجاد گردد که با داشتن یک فعالیت اقتصادئ روشن و شفاف، از تمامئ هزاره ها و بشردوستان جهان تقاضا گردد تا حتی المقدور و مداوماً با این حساب کمک نمایند. اصل سرمایه در پیشه ها و تجارت های پر در آمد سرمایه گذاری شده و از ناحیۀ مفاد آن در ساختن مکاتب، دانشگاه ها، شفاخانه ها، مراکز علمی و تحقیقاتی، صنعتی کردن زراعت و مالداری، اعمار ساختمان های عام المنفعه، راه ها، پُل ها و غیره موارد مفید در داخل کشور مصرف گردد.
به امید آنروز و با عرض ادب و احترام