آقاي بهمن اندرابي، ضمن احترام به همه ملل و بخصوص كشور همسايه افغانستان و اذعان به برابري همه ابناي بشر و اينكه تاريخ في نفسه چيزي براي افتخار نيست (بلكه براي عبرت است)، موارد زير در نظر شما قابل توجه مي باشد:
تاريخ استعمار انگليس و روسيه و آمريكا از حدود 200 سال پيش در منطقه شروع شده است پس احتمالا در اين جمله " سرزمین تو در طول تاریخ زیر چکمه های انگریز ..." منظور شما در طول 200 سال گذشته است نه طول تاريخ باشد.
اگر مردم كشور شما سه بار ارتش انگليس را در جنگ شكست داده باشند باعث افتخار ما هم هست (همانگونه كه پيروزي گاندي بر استعمار باعث افتخار است) اما وقتي درباره اين جنگ ها به منابع تاريخي ديگر مراجعه مي كنيم بر داشت هاي ديگري شده است. به عنوان مثال در دائرالمعارف Wikipedia در مورد جنگ اول شما با انگليس اگر مراجعه كنيد: http://en.wikipedia.org/wiki/First_Anglo-Afghan_War
در مورد نتيجه جنگ آمده "Limited British Victory" كه به معناي "پيروزي مختصر انگليس" مي باشد (در مورد جنگ با روس حق با شماست قواي روس را مفتضحانه شكست داديد.)
پرسيده بوديد، اگر در طول تاريخ بر عليه بيگانه گان قيامي شده است نمونه اي بياوريم. اين هم نمونه:
قيام بابك خرم دين (سرخ جامه گان) در آذر بايجان و بر عليه اعراب ، قيام شيعي سر بداران در نيشابور عليه مغولان، قيام ابو مسلم خراساني (سياه جامه گان) بر عليه اعراب امويه و به تخت نشاندن اعراب عباسي در بغداد(كه البته به نحوي اين مورد ميراث مشترك با مردم افغانستان هم مي باشد) و ...
و اما درباره استبداد داخلي، عدم آزادي و غيره:
بعضي مواردي كه گفته ايد مبالغه ميباشد (مثلا اين ادعا كه حتي يك مسجد اهل سنت وجود ندارد و كنترل ريش! من شخصا دو روز در ميان ريشم را هفت تيغه ميكنم و خيلي وقت ها شلوار جين هم ميپوشم) اما ترديدي نيست كه حقوق شهروندي اقوام ديگر و آموزش به زبان مادري و حقوق زنان و خيلي چيز هاي ديگر در كشور ما رعايت نمي شود اما اين حقوق را در وقت مناست از حكومت خواهيم گرفت و يك جمهوري ناب بنا خواهيم كرد. و اگر مي پرسيد چرا الان اين كار را نمي كنيم جواب اين است " در حالي كه دشمنان قسم خورده خارجي مثل آمريكا دندان تيز كرده اند، ما اين استبداد داخلي را حمايت مي كنم و بعد از بر طرف شدن 100% خطر خارجي به حساب حكومت خواهيم رسيد تا در كشور ما هر كس هر دين و عقيده اي دارد در آزادي كامل باشد.
در آخر در مورد زبان فارسي در ايران:
رايجترين زبان در كشور آمريكا (دانشگاه ها، ادارات و ..) زبان انگليسي مي باشد، اما آيا شما مي دانيد چند درصد مردم كشور آمريكا انگليسي تبار هستند؟ (يعني اصليت شان از جزيره بريتانيا است) تنها بين 15 تا 20 % انگليسي تبار هستند و حتي درصد آلماني تبار ها و ايرلندي تبار ها از انگليسي تبار ها بيشتر است با اين حال همه آنها "ملت" آمريكا را تشكيل ميدهند و زبان شان انگليسي است. اين به اين معني است كه در همه كشور ها لزوما زبان عامل اصلي مليت نيست.
خود من زبان مادري ام فارسي است اما وقتي پاي مليت و ايران به وسط بيايد زبان فارسي براي من در درجه دوم اهميت قرار مي گيرد و در وقت مناسب حاضرم جان خودم را فدا كنم تا ديگر هم وطنانم اعم از ترك، بلوچ، كرد و ... شيعه و سني بتوانند به هر زباني كه دوست دارند آموزش ببينند و يا فكر كنند. براي يك ترك زبان ايراني(95%) هم اول ايران است بعد زبان تركي ( اين را به عين دارم هر روز مي بينم)، همانطور كه بنيان گذار ايران نوين سلسله صفويه از آذربايجان برخواستند و با انكه شاهان صفوي ترك زبان بودند و به تركي شعر سروده اند اما تا پاي جان از ايران در مقابل تر كان عثماني دفاع مي كردند.
آقاي بهمن اندرابي، ضمن احترام به همه ملل و بخصوص كشور همسايه افغانستان و اذعان به برابري همه ابناي بشر و اينكه تاريخ في نفسه چيزي براي افتخار نيست (بلكه براي عبرت است)، موارد زير در نظر شما قابل توجه مي باشد:
تاريخ استعمار انگليس و روسيه و آمريكا از حدود 200 سال پيش در منطقه شروع شده است پس احتمالا در اين جمله " سرزمین تو در طول تاریخ زیر چکمه های انگریز ..." منظور شما در طول 200 سال گذشته است نه طول تاريخ باشد.
اگر مردم كشور شما سه بار ارتش انگليس را در جنگ شكست داده باشند باعث افتخار ما هم هست (همانگونه كه پيروزي گاندي بر استعمار باعث افتخار است) اما وقتي درباره اين جنگ ها به منابع تاريخي ديگر مراجعه مي كنيم بر داشت هاي ديگري شده است. به عنوان مثال در دائرالمعارف Wikipedia در مورد جنگ اول شما با انگليس اگر مراجعه كنيد:
http://en.wikipedia.org/wiki/First_Anglo-Afghan_War
در مورد نتيجه جنگ آمده "Limited British Victory" كه به معناي "پيروزي مختصر انگليس" مي باشد (در مورد جنگ با روس حق با شماست قواي روس را مفتضحانه شكست داديد.)
پرسيده بوديد، اگر در طول تاريخ بر عليه بيگانه گان قيامي شده است نمونه اي بياوريم. اين هم نمونه:
قيام بابك خرم دين (سرخ جامه گان) در آذر بايجان و بر عليه اعراب ، قيام شيعي سر بداران در نيشابور عليه مغولان، قيام ابو مسلم خراساني (سياه جامه گان) بر عليه اعراب امويه و به تخت نشاندن اعراب عباسي در بغداد(كه البته به نحوي اين مورد ميراث مشترك با مردم افغانستان هم مي باشد) و ...
و اما درباره استبداد داخلي، عدم آزادي و غيره:
بعضي مواردي كه گفته ايد مبالغه ميباشد (مثلا اين ادعا كه حتي يك مسجد اهل سنت وجود ندارد و كنترل ريش! من شخصا دو روز در ميان ريشم را هفت تيغه ميكنم و خيلي وقت ها شلوار جين هم ميپوشم) اما ترديدي نيست كه حقوق شهروندي اقوام ديگر و آموزش به زبان مادري و حقوق زنان و خيلي چيز هاي ديگر در كشور ما رعايت نمي شود اما اين حقوق را در وقت مناست از حكومت خواهيم گرفت و يك جمهوري ناب بنا خواهيم كرد. و اگر مي پرسيد چرا الان اين كار را نمي كنيم جواب اين است " در حالي كه دشمنان قسم خورده خارجي مثل آمريكا دندان تيز كرده اند، ما اين استبداد داخلي را حمايت مي كنم و بعد از بر طرف شدن 100% خطر خارجي به حساب حكومت خواهيم رسيد تا در كشور ما هر كس هر دين و عقيده اي دارد در آزادي كامل باشد.
در آخر در مورد زبان فارسي در ايران:
رايجترين زبان در كشور آمريكا (دانشگاه ها، ادارات و ..) زبان انگليسي مي باشد، اما آيا شما مي دانيد چند درصد مردم كشور آمريكا انگليسي تبار هستند؟ (يعني اصليت شان از جزيره بريتانيا است) تنها بين 15 تا 20 % انگليسي تبار هستند و حتي درصد آلماني تبار ها و ايرلندي تبار ها از انگليسي تبار ها بيشتر است با اين حال همه آنها "ملت" آمريكا را تشكيل ميدهند و زبان شان انگليسي است. اين به اين معني است كه در همه كشور ها لزوما زبان عامل اصلي مليت نيست.
خود من زبان مادري ام فارسي است اما وقتي پاي مليت و ايران به وسط بيايد زبان فارسي براي من در درجه دوم اهميت قرار مي گيرد و در وقت مناسب حاضرم جان خودم را فدا كنم تا ديگر هم وطنانم اعم از ترك، بلوچ، كرد و ... شيعه و سني بتوانند به هر زباني كه دوست دارند آموزش ببينند و يا فكر كنند. براي يك ترك زبان ايراني(95%) هم اول ايران است بعد زبان تركي ( اين را به عين دارم هر روز مي بينم)، همانطور كه بنيان گذار ايران نوين سلسله صفويه از آذربايجان برخواستند و با انكه شاهان صفوي ترك زبان بودند و به تركي شعر سروده اند اما تا پاي جان از ايران در مقابل تر كان عثماني دفاع مي كردند.