Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 10857

دست افشانی و پایکوبی شکوهمند

9 فبروری 2008, 06:06, توسط شهرام

با مطالبی که درباره قائله آذربایجان نوشتید، معلوم است که آگاهی شما از تاریخ ایران به اندازه آگاهی من از تاریخ افغانستان است! انشاء الله که شما از بازماندگان کمونیستها نیستید. قصد بحث و جدل با شما برادر گرامی را ندارم که مطالب خودم را بر اساس منطق و دلیل در پست های قبلی گفته ام و بیش از این هم وظیفه ای بر گردن خویش احساس نمی کنم. درباره نوشته دوستانی هم که از مردم و دولت کشور من گلایه کرده بودند، باید بگویم که درباره شرافت ملت من همین بس که آوارگان کشور شما را در بدترین وضعیت اقتصادی خود و بدترین اوضاع جنگی و بدترین زمان محاصره از سوی کلیه کشورهای دنیای مدرن!، در نان خود شریک کردند. هر وقت شما هم توانستید بخودتان بقبولانید که میلیونها نفر از مردم یک کشور دیگر را بدون یک ریال کمک خارجی در نان خود شریک کنید، آنوقت می نشینیم و راجع به مطالب دیگر صحبت می کنیم. در پایان توجه این دوست عزیز را به حکایتی از کلیله و دمنه جلب می کنم. فقط توجه بفرمایید که این فقط یک تمثیل است و قصد اهانتی در کار نیست:
جماعتی بوزینه ها در کوهی بودند، چون خورشید رخت بر بست و شب گشت و سیاهی جهان را فرا گرفت، هنگام نیمه شب هوا بسیار سرد شد و باد شمال وزیدن گرفت.
بوزینه ها غافلگیر گشته و از سرما رنجور شدند وبر خود می پیچیدند و جای گرمی می جستند.
ناگاه کرم شب تابی یافتند در طرفی افتاده، گمان بردند که آتش است .
هیزم جمع کردند و رویش بریختند و بر آن دمیدند .
در برابر ایشان مرغی بود که بر درختی آواز میداد و می گفت که این کرم است و آتش نیست !
اما بوزینه ها به او اعتنایی نکردند، در این میان جغدی بدانجا رسید و مرغ را گفت : رنج مبر که به گفتار تو عمل نکنند و تو رنجور گردی و همیشه به چنین کسان پند دادن مثل این باشد که کسی شکر در زیر آب پنهان کند. مرغ سخن او نشنید و از درخت فرود آمد تا بوزینه ها را بگوید که این کرم است و نه آتش، اما بوزینه ها او را گرفته سر از تنش جدا کردند .
کسی که پند نپذیرد و به نصیحت بزرگان هم گوش نکند ،
عاقبت ضرر کند و پشیمان گردد.
یا حق

جستجو در کابل پرس