Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 12319

کابل پرس ، راوا و شيادان عرصه فرهنگ! موضعگیری روشن راوا در مقابل فاشیزم پشتون

11 مارچ 2008, 15:31, توسط شاکر

بلی آقای میرهزار شاید محقق و خلیلی هم به مزاری "بابه" نگویند اما این کافی نیست. خودم هم نمیشود فقط با نوشتن "بازتاب آرای گوناگون به معنای تاييد آن ها از سوی کابل پرس? نمی باشد" در زیر مقاله بویناک در مدح مزاری جانی، خود را خلاص کنی و حال هم فقط رندانه بنویسی که "من به او هيچوقت بابه نگفته ام و نخواهم گفت"، و تصور کنی که همه احمق هستند رهایت میکنند.

این کافی نیست که او را "بابه" نخوانی، این حداقل خواست از خودت هست. با آن شعارهای بلند بالایی که میدهی و یخن راوا را به چیزی که به آنان نمی خواند چسبیده‌ای، باید مزاری را هم خاین به ملیت هزاره و به مثابه نوکر جمهوری خون و خیانت و قاتل افشا کنی که نمی‌کنی. فقط آنوقت میشود قبول کرد که وقتی راوا را قبیله گرا و شوونیست میدانی، حداقل خودت از این ننگ مبرا هستی.

برای من بسیار خنده آور است که خودت حتی یک از خاینان منصوب به ملیت خود را تا حال نقد نکرده‌ای و علیه آنان چیزی نگفته ای، ولی وقتی لیستی طولانی‌ای از آنانی که بوسیله راوا نقد شده برایت تقدیم میشود فوری برای دلایل خنده دار میتراشی که گویا اینان چنین و چنان اند و راوا بخاطری آنرا میکند که شعار هایش مورد قبول شد. به این منطقت واله مرغ را نیز خنده میدهی!!

اما راوا در مورد مسئله ملی و مشخصا شوونیزم پشتون بارها و بارها موضعگیری بسیار روشن و شفاف داشته است که تنها خودت آنرا دیده نمیتوانی چون اصل قضیه و مسئله ات را راوا قبیله گرایی و شوونیزم و پشتونیزم نه بلکه پتک هاییست که آنها بر سر رهبران عزیز جمهوری اسلامی و شیعه و هزاره ات وارد میکنند.:

افغانستان‌ كشور چند قومی‌ یا ملیت‌ است‌. هر چند آمار دقیقی‌ در دست‌ نیست‌ اما قدر مسلم‌ اینست‌ كه‌ ملیت‌ پشتون‌ در اكثریت‌ قرار دارد و چون‌ از سالهای‌ سال‌ به‌ اینسو طبقات‌ حاكم‌ مستبد وابسته‌ به‌ این‌ ملیت‌ قدرت‌ سیاسی‌ را در دست‌ داشته‌، لذا خواهی‌ نخواهی‌ بر سایر ملیتها به‌ اشكال‌ اساسی‌ اقتصادی‌، سیاسی‌، فرهنگی‌ و... ستم‌ روا گردیده‌ است‌. در حالیكه‌ در هنگام‌ دفاع‌ از آزادی‌ وطن‌ در برابر هجوم‌ بیگانگان‌، تمامی‌ اقلیتهای‌ ملی‌ كشور مثالهای‌ برجسته‌ای‌ از فداكاریها و سربازی‌ از خود بجا گذاشته‌اند. این‌ حقیقتی‌ است‌ كه‌ تنها شونیستهای‌ پشتون‌ قادر به‌ انكار آن‌ اند و این‌ انكار همانقدر ابلهانه‌ و خاینانه‌ است‌ كه‌ طرح‌ جدایی‌ این‌ و یا آن‌ ولایت‌ عمدتاً اقلیت‌نشین‌ از پیكره‌ افغانستان‌.

در رابطه‌ با مسئله‌ ملی‌ در كشور اگر از یكسو برخورد برتری‌طلبانه‌ (شونیستی‌) ملیت‌ پشتون‌ وجود دارد از سوی‌ دیگر قومپرستی‌ تنگنظرانه‌ و ارتجاعی‌ ملیت‌های‌ غیرپشتون‌ را نباید از یاد برد كه‌ هر دو مهمترین‌ عامل‌ تشدید تضاد ملی‌ بشمار می‌روند.

افغانستان‌ متعلق‌ به‌ كلیه‌ اقوام‌ ساكن‌ در آن‌ است‌ و همه‌ آن‌ سهم‌هایی‌ را كه‌ شما شمرده‌اید در كشور مشترك‌ شان‌ «داشتند و دارند». اما چون‌ شونیزم‌ و برتری‌طلبی‌ قوم‌ حاكم‌ پشتون‌ در كار بوده‌، اینست‌ كه‌ به‌ جز منافع‌ خود (مشخصاً منافع‌ طبقات‌ حاكم‌ متشكل‌ از پشتون‌ و غیرپشتون‌) به‌ خواستها و نیازهای‌ اقوام‌ دیگر نه‌ اندیشیده‌ بلكه‌ فقط‌ به‌ فكر استثمار و مكیدن‌ هر چه‌ بیشتر شیره‌ی‌ هستی‌ و عرق‌ آنها به‌ نفع‌ خود به‌ اضافه‌ی‌ تحقیر و توهین‌ آنها بود. یعنی‌ طبقات‌ حاكم‌ پشتون‌ از یكسو ۹۰% مردم‌ پشتون‌ را زیر بار استبداد و استثمار خرد می‌كردند و از سویی‌ بر توده‌های‌ سایر اقوام‌ علاوه‌ بر آن‌، ستم‌ دیگری‌ را كه‌ همان‌ ستم‌ ملی‌ باشد نیز اعمال‌ می‌داشتند، ستمی‌ كه‌ مردم‌ پشتون‌ هیچوقت‌ آن‌ را تجربه‌ نكرده‌اند. و درین‌ میان‌ وزرا و وكلای‌ غیرپشتون‌ نقش‌ دلال‌ و چوبدست‌ نظام‌ را بازی‌ می‌كردند.

منبع: http://pz.rawa.org/40/40aziz.htm

آنلاین : مسئله‌ ملی‌ و بدمستی‌های‌ شونیستی‌ و قومپرستانه‌ی‌ محلی‌

جستجو در کابل پرس