محترم مير هزار. شما هم مقداری زياده روی و کم وبيش بی انصافی می کنيد ، همين طرفداران راوا ، به جای رهبران اين جريان، در همين صفحه بسيار حرفهای تازه گفته اند که شما ناخوانده ، از آن ياعبور می کنيد يا نه در صدد متقاعد شدن بلکه در پی دماگوژی و تزوير وخاک به چشم زدن هستيد . برادر من . همينکه راوا به بهانه کوبيدن اسحاق نگارگر، ( شعله جاويدی سرشناس که نام اوبصورت «مظطرب باختری » در کنار اسم واصف باختری بحيت طلايه داران يک جريان و نشريه مائوئيستی ثبت تاريخ افغانستان معاصر شده، و از قضا نامبرده به دست ملکه اليزابت ( بريتانيا ) دوباره به دين اسلام مشرف شده ، يعنی در دارالسلطنه لندن دوباره مسلک کمونيزم را ترک کرد،) به چندين پشتون ريز و درشت تاخته ، در واقع برخی از سوالات شمارا جواب گفته ، چه عيبی دارد که تاريخ آن ديروز نيست ، چند روز قبل است! شما چسپيده ايد به ظاهر خان و زنبارگی او ، در حاليکه زنبارگی برای يک شاه مشرق زمين عيب بزرگی نيست ، امير عبدالرحمن را بنگر و بچسپ که چشم در می آورد و هزاره می کشت . پدر امان الله خان ، کشتاری ميکرد بی تول و ترازو ! نادر شاه نيز سفاک و بيرحم بود ، ظاهر شاه در برابر اين ها بسيار بشر دوست و دموکرات است ! تو تحت تاثير مطبوعات ايران هستی که در دوران اشغال وطن مان ودر بحبوحه اضمحلال حزب حاکم خلق و پرچم ، ميترسيد ظاهر شاه دوباره به سلطنت برنگردد و دوباره فصل سلطنت در منطقه گشوده نشود و پسر شاهنشاه ايران دوباره برنگردد! وحشتزده و بيمارگونه، هزار و يک دروغ را برای ظاهر شاه جعل ميکرد ، و هنوز نميدانی که افغانها آن حساسيتی که ايرانيهای وابسته به ولايت فقيه در برابر سلطنت و ظاهر دارند، هرگزدربرابر شاه متوفی ندارند . تو در يک کوچه متروک برای دلت ترانه ميخوانی که هيچکس آنرا گوش نميکند!
برادر عزيز . راوا به اندازه خودش خدمت کرده ، چشم و گوش هارا باز کرده ، تو چرا اينهمه خليل زاد خليل زاد ميکنی ، حمايت زن خليل زاد ، از راوا ، اگر درست هم باشد ، حمايت يک امريکايی از يک سازمان مدافع زن شمرده ميشود نه بيشتر ! تو چرا دودستی چسپيده ای به آن !
دارد انتقاد های تو ، مسخره و خسته کننده ميشود ، اين که راوا در حملاتش دوتا افغان ملتی ديگر را چون رفيع و فلان وفلان فراموش کرده ، خوب تو به حساب شان برس . آد م بايد از نوشته ها و طرح ها ، چيز های بياموزد ، نه اين که مرغ او فقط يک لنگ داشته باشد!
آقای مير هزار . با اين سماجت ها و کج انديشی ها ، اوقات بسياری هدر ميرود ، روزت خوش باد و روزگارت کامران! با احترام . عندليب کوهستانی
محترم مير هزار. شما هم مقداری زياده روی و کم وبيش بی انصافی می کنيد ، همين طرفداران راوا ، به جای رهبران اين جريان، در همين صفحه بسيار حرفهای تازه گفته اند که شما ناخوانده ، از آن ياعبور می کنيد يا نه در صدد متقاعد شدن بلکه در پی دماگوژی و تزوير وخاک به چشم زدن هستيد . برادر من . همينکه راوا به بهانه کوبيدن اسحاق نگارگر، ( شعله جاويدی سرشناس که نام اوبصورت «مظطرب باختری » در کنار اسم واصف باختری بحيت طلايه داران يک جريان و نشريه مائوئيستی ثبت تاريخ افغانستان معاصر شده، و از قضا نامبرده به دست ملکه اليزابت ( بريتانيا ) دوباره به دين اسلام مشرف شده ، يعنی در دارالسلطنه لندن دوباره مسلک کمونيزم را ترک کرد،) به چندين پشتون ريز و درشت تاخته ، در واقع برخی از سوالات شمارا جواب گفته ، چه عيبی دارد که تاريخ آن ديروز نيست ، چند روز قبل است! شما چسپيده ايد به ظاهر خان و زنبارگی او ، در حاليکه زنبارگی برای يک شاه مشرق زمين عيب بزرگی نيست ، امير عبدالرحمن را بنگر و بچسپ که چشم در می آورد و هزاره می کشت . پدر امان الله خان ، کشتاری ميکرد بی تول و ترازو ! نادر شاه نيز سفاک و بيرحم بود ، ظاهر شاه در برابر اين ها بسيار بشر دوست و دموکرات است ! تو تحت تاثير مطبوعات ايران هستی که در دوران اشغال وطن مان ودر بحبوحه اضمحلال حزب حاکم خلق و پرچم ، ميترسيد ظاهر شاه دوباره به سلطنت برنگردد و دوباره فصل سلطنت در منطقه گشوده نشود و پسر شاهنشاه ايران دوباره برنگردد! وحشتزده و بيمارگونه، هزار و يک دروغ را برای ظاهر شاه جعل ميکرد ، و هنوز نميدانی که افغانها آن حساسيتی که ايرانيهای وابسته به ولايت فقيه در برابر سلطنت و ظاهر دارند، هرگزدربرابر شاه متوفی ندارند . تو در يک کوچه متروک برای دلت ترانه ميخوانی که هيچکس آنرا گوش نميکند!
برادر عزيز . راوا به اندازه خودش خدمت کرده ، چشم و گوش هارا باز کرده ، تو چرا اينهمه خليل زاد خليل زاد ميکنی ، حمايت زن خليل زاد ، از راوا ، اگر درست هم باشد ، حمايت يک امريکايی از يک سازمان مدافع زن شمرده ميشود نه بيشتر ! تو چرا دودستی چسپيده ای به آن !
دارد انتقاد های تو ، مسخره و خسته کننده ميشود ، اين که راوا در حملاتش دوتا افغان ملتی ديگر را چون رفيع و فلان وفلان فراموش کرده ، خوب تو به حساب شان برس . آد م بايد از نوشته ها و طرح ها ، چيز های بياموزد ، نه اين که مرغ او فقط يک لنگ داشته باشد!
آقای مير هزار . با اين سماجت ها و کج انديشی ها ، اوقات بسياری هدر ميرود ، روزت خوش باد و روزگارت کامران! با احترام . عندليب کوهستانی