1: آيا افراد حق انتخاب کردن و انتخاب شدن داشته باشند يا نه؟ 2: آيا يک سازمان آزاديخواه بايد حداقل به اعضايش گزارش مالی بدهد يا نه؟ 3: آيا زن خليل زاد مشاور افغان بوش، مشاور ارشد يک سازمان آزاديخواه و چپ باشد خوب است يا نه؟ آيا اگر زن خليل زاد مشاور ارشد و مهم راوا نيست ، بهتر نيست که اين سازمان يک بيانيه به زبان انگليسی و فارسی و پشتو نشر کند و رسما اعتراض کرده و بگويد که ايندروغ است و در سايت های اينترنتی به دروغ آمده که مشاور ارشد و مهم راواست و ما نمی خواهيم چنين مشاوری داشته باشيم که حاضر شده زن خاينی مانند خليل زاد شود؟
4: آيا يک سازمان چپ و مخالف سياست های ايالات متحده، بايد مهره ی اصلی ايالات متحده در افغانستان زلمی خليل زاد را نقد کند و يا تنها بگويد داکتر خليل زاد، آقای خليل زاد؟ آيا خليل زاد شايسته ی کلمه ی خاين و قبيله گرا و مهره ی پوشالی امپرياليزم نيست؟ 5: آيا يک سازمان چپ نبايد مهره ی درشت بانک جهانی که سازمانی کاملا در خدمت ايالات متحده است را نقد کند؟ آيا سزاوار است که هم چپ باشی و هم نوکری احدی برای بانک جهانی برای چپاول بيشتر را نقد نکنی و از خيانت ها و دزدی هايش ننويسی و ننويسی که آشکارا پول جاسوسی دريافت می کرد و اينقدر سرقت کرده و اين سندش در کابل پرس? نشر شده (مانند خبر اختلاس قانونی ) و اين دزد و خاين هر روز زير تاييدی های پروژه ای نيم بند ان جی او ها را امضا می کنند که از ميلياردها دالر آن، بيست درصد هم برای مردم نرسيده است؟ يا فقط کلی گويی خوب است و جزيی گويی فقط برای قانونی و محقق خاين خوب است؟ 6: آيا نبايد به تيوريسين ارتجاع و آدمکشان طالب و دست پرورده بيگانگان اشرف غنی احمدزی تاخت؟ اشرف غنی احمدزی تبديل به يک چهره ی بين المللی شده است و می شود گفت همسنگ با زلمی خليل زاد. آيا درگذشتن از مهره های درشت و پرداختن به حاشيه ها خوب است؟ 7: آيا خوب نيست که يک ان جی او سالار تمام عيار و نظامی سابق سياف ضيا بوميا کوبيده شود؟ 8: آيا خوب نيست که حبيب الله رفيع در کنار رهنورد زرياب کوبيده شود. حبيب الله رفيع، مشاور کريم خان خرم طالب انديش معروف است. او با ارگ نشينان رابطه ی خوبی دارد و مشاور خوب قبيله محسوب می شود. تبليغات چی کرزی بود و هست و هم انديشه با نجيب منلی است که راه را برای نسل کشی بعدی آماده می کند. اگر هر شبکه ی تلويزيونی را در افغانستان بگيريد، سر و کله ی حبيب رفيع را می بينيد . حداقل 10 فرصا شغلی را در رسانه ها از جوانان با استعداد غصب به تمام معنا غصب کرده است. 9: فاروق خان وردک چطور؟ فارق خان وردک چهار پست دولتی را اشغال کرده و سر در آخور اين و آن داشته و دارد. اين موجو مانند موجوداتی ديگر فراتر از دولت عمل می کند و نمی توان به بهانه ی اينکه راوا يک سيستم را نقد می کند وقتی گفت دولت يعنی فاروق وردک هم، اشرف غنی احمدزی و انورالحق احدی هم. حنيف اتمر هم. اين موجودات واقعا فراتر از دولت عمل می کنند و از طريق سفرای کشورهای مختلف ، در مواقع لازم بر دولت فشار می آورند و گاهی هم از طريق رفقا ی طالب و القاعده پسندشان. 10: آيا بهتر نيست که به راوا توصيه کرد که برای اثبات گپ خود و اينکه دمش به اين و آن وصل نيست، حالا اگر می خواهد کامران ميرهزار را نقد کنند، نقد کنند، ولی چند نفر از اين در آمريکا نشسته ها را وظيفه دهند که اين موجودات را که ذکر کردم نقد کنند. هر کدامشان شروع کنند با همان لحن راوايی چيزی نوشتن و در سايت مبارکشان نشر کنند. آيا فکر می کنيد اين جسارت را دارند؟ نگوييد وقت ندارند. وقت زياد هم دارند اگر بخواهند. برای نوشتن عليه من وقت پيدا می شود. عليه اين موجودات نه؟ 11: چرا شما خود را بيچاره فرض می کنيد و حاضر نبوديد و نيستيد که کاری انجام دهيد و فقط آمده ايد که در دفاع از راوا عليه من بنويسيد؟ 12: آيا حاضر هستيد که يک پلاکارد برای محاکمه ی جنايتکاران در افغانستان از زمان محمد ظاهر خاين تا کرزی به دست بگيريد و مقابل پارلمان آلمان روزی يک ساعت بياستيد؟ برای مدت يک هفته وقت مبارکتان را برای محاکمه ی جنايتکاران اختصاص دهيد ؟ در همين کابل پرس من پوشش خبری می دهم و از خبرنگاران آلمانی نيز می خواهم که اين خبر را پوشش دهند. يا يک کار ديگر می وانيد انجام دهيد؟ پلاکاردی را بدست بگيريد که در آن خواستار محاکمه ی جنايتکاران شويد و به دفتر چند رسانه آلمانی برويد؟ 13: آيا حاضر هستيد که همانگونه که عليه من شروع به نوشتن کرديد، نوشته هايی را نيز عليه زلمی خليل زاد، فاروق وردک، اشرف غنی احمدزی، حبيب الله رفيع، ضيا بوميا، انورالحق احدی، نجيب منلی و حنيف اتمر بنويسيد؟ يا شما فقط عليه کامران ميرهزار شير شده ايد؟ 14: آيا می شود از راوا بخواهيد که آن ها نيز با لحن راوايی خود (لحن راوايی ) اين افراد را نيز مورد تاخت و تاز قرار دهند؟
خانم ليمه سلام!
حالا شما به سوالات من پاسخ دهيد:
1: آيا افراد حق انتخاب کردن و انتخاب شدن داشته باشند يا نه؟ 2: آيا يک سازمان آزاديخواه بايد حداقل به اعضايش گزارش مالی بدهد يا نه؟ 3: آيا زن خليل زاد مشاور افغان بوش، مشاور ارشد يک سازمان آزاديخواه و چپ باشد خوب است يا نه؟ آيا اگر زن خليل زاد مشاور ارشد و مهم راوا نيست ، بهتر نيست که اين سازمان يک بيانيه به زبان انگليسی و فارسی و پشتو نشر کند و رسما اعتراض کرده و بگويد که ايندروغ است و در سايت های اينترنتی به دروغ آمده که مشاور ارشد و مهم راواست و ما نمی خواهيم چنين مشاوری داشته باشيم که حاضر شده زن خاينی مانند خليل زاد شود؟
4: آيا يک سازمان چپ و مخالف سياست های ايالات متحده، بايد مهره ی اصلی ايالات متحده در افغانستان زلمی خليل زاد را نقد کند و يا تنها بگويد داکتر خليل زاد، آقای خليل زاد؟ آيا خليل زاد شايسته ی کلمه ی خاين و قبيله گرا و مهره ی پوشالی امپرياليزم نيست؟ 5: آيا يک سازمان چپ نبايد مهره ی درشت بانک جهانی که سازمانی کاملا در خدمت ايالات متحده است را نقد کند؟ آيا سزاوار است که هم چپ باشی و هم نوکری احدی برای بانک جهانی برای چپاول بيشتر را نقد نکنی و از خيانت ها و دزدی هايش ننويسی و ننويسی که آشکارا پول جاسوسی دريافت می کرد و اينقدر سرقت کرده و اين سندش در کابل پرس? نشر شده (مانند خبر اختلاس قانونی ) و اين دزد و خاين هر روز زير تاييدی های پروژه ای نيم بند ان جی او ها را امضا می کنند که از ميلياردها دالر آن، بيست درصد هم برای مردم نرسيده است؟ يا فقط کلی گويی خوب است و جزيی گويی فقط برای قانونی و محقق خاين خوب است؟ 6: آيا نبايد به تيوريسين ارتجاع و آدمکشان طالب و دست پرورده بيگانگان اشرف غنی احمدزی تاخت؟ اشرف غنی احمدزی تبديل به يک چهره ی بين المللی شده است و می شود گفت همسنگ با زلمی خليل زاد. آيا درگذشتن از مهره های درشت و پرداختن به حاشيه ها خوب است؟ 7: آيا خوب نيست که يک ان جی او سالار تمام عيار و نظامی سابق سياف ضيا بوميا کوبيده شود؟ 8: آيا خوب نيست که حبيب الله رفيع در کنار رهنورد زرياب کوبيده شود. حبيب الله رفيع، مشاور کريم خان خرم طالب انديش معروف است. او با ارگ نشينان رابطه ی خوبی دارد و مشاور خوب قبيله محسوب می شود. تبليغات چی کرزی بود و هست و هم انديشه با نجيب منلی است که راه را برای نسل کشی بعدی آماده می کند. اگر هر شبکه ی تلويزيونی را در افغانستان بگيريد، سر و کله ی حبيب رفيع را می بينيد . حداقل 10 فرصا شغلی را در رسانه ها از جوانان با استعداد غصب به تمام معنا غصب کرده است. 9: فاروق خان وردک چطور؟ فارق خان وردک چهار پست دولتی را اشغال کرده و سر در آخور اين و آن داشته و دارد. اين موجو مانند موجوداتی ديگر فراتر از دولت عمل می کند و نمی توان به بهانه ی اينکه راوا يک سيستم را نقد می کند وقتی گفت دولت يعنی فاروق وردک هم، اشرف غنی احمدزی و انورالحق احدی هم. حنيف اتمر هم. اين موجودات واقعا فراتر از دولت عمل می کنند و از طريق سفرای کشورهای مختلف ، در مواقع لازم بر دولت فشار می آورند و گاهی هم از طريق رفقا ی طالب و القاعده پسندشان. 10: آيا بهتر نيست که به راوا توصيه کرد که برای اثبات گپ خود و اينکه دمش به اين و آن وصل نيست، حالا اگر می خواهد کامران ميرهزار را نقد کنند، نقد کنند، ولی چند نفر از اين در آمريکا نشسته ها را وظيفه دهند که اين موجودات را که ذکر کردم نقد کنند. هر کدامشان شروع کنند با همان لحن راوايی چيزی نوشتن و در سايت مبارکشان نشر کنند. آيا فکر می کنيد اين جسارت را دارند؟ نگوييد وقت ندارند. وقت زياد هم دارند اگر بخواهند. برای نوشتن عليه من وقت پيدا می شود. عليه اين موجودات نه؟ 11: چرا شما خود را بيچاره فرض می کنيد و حاضر نبوديد و نيستيد که کاری انجام دهيد و فقط آمده ايد که در دفاع از راوا عليه من بنويسيد؟ 12: آيا حاضر هستيد که يک پلاکارد برای محاکمه ی جنايتکاران در افغانستان از زمان محمد ظاهر خاين تا کرزی به دست بگيريد و مقابل پارلمان آلمان روزی يک ساعت بياستيد؟ برای مدت يک هفته وقت مبارکتان را برای محاکمه ی جنايتکاران اختصاص دهيد ؟ در همين کابل پرس من پوشش خبری می دهم و از خبرنگاران آلمانی نيز می خواهم که اين خبر را پوشش دهند. يا يک کار ديگر می وانيد انجام دهيد؟ پلاکاردی را بدست بگيريد که در آن خواستار محاکمه ی جنايتکاران شويد و به دفتر چند رسانه آلمانی برويد؟ 13: آيا حاضر هستيد که همانگونه که عليه من شروع به نوشتن کرديد، نوشته هايی را نيز عليه زلمی خليل زاد، فاروق وردک، اشرف غنی احمدزی، حبيب الله رفيع، ضيا بوميا، انورالحق احدی، نجيب منلی و حنيف اتمر بنويسيد؟ يا شما فقط عليه کامران ميرهزار شير شده ايد؟ 14: آيا می شود از راوا بخواهيد که آن ها نيز با لحن راوايی خود (لحن راوايی ) اين افراد را نيز مورد تاخت و تاز قرار دهند؟