سپاس از اظهار نظرتان. اما نکاتی که در بالا آمده به روشنی هم پاسخ های راواست و هم در بر گيرنده سوالاتی که راوا به اصطلاح از پاسخ به آن ها تير خود را آورده است. فقط درباره ی همين نکته، من قضاوت شما را درباره برخورد يک سازمان مدعی عدالت و انصاف می خواهم. راوا به من می گويد. اين نفرين راواست:
نفرین بر کامران میرهزار که «چای داغ» را با «استاد» و «متفکر» پرچمی و واواکی افتتاح کرد و جاوید فرهاد جهادی- واواکی که معلم زبان فارسی سایتاش است!
و در همين صفحه، آخرين عکس، تصوير آقای عبدالحميد مبارز را نشان می دهد که در مجلس راوا در صدر نشسته اند. همچنان که گفته ام، زمانی که يکی يکی و گروه گروه انسان ها به کشتارگاه برده می شدند، اين آقا بر مسند ولايت نشسته بود و از اين پُست به آن پُست نايل می شدند. در شير پور يا شير چور فعلی خانه دارند و هر روز با همان هايی که راوا سگ خطابشان می کند، نشست و برخواست دارد. در عکس دقت کنيد، کنار ايشان يک شورای نظاری نشسته است که هميشه سگ و پوشالی و..از طرف راوا خطاب می شوند.. آيا من به سبب حضور رهنور زرياب در مجلس افتتاح چای داغ ملامتم يا راوای مغرور و قبيله سالار؟
تعريف سکولاريزم در فرهنگ ها تقريبا همان نقل قولی ست که شما آورديد گرچه به نظر من دين و سکولاريزم نمی تواند با هم سازگار باشد. مگر اينکه در نگاه به مقوله ی دين (منظورم در اسلام است ورنه در رابطه با اديان ديگر مدت ها پيش اينکار صورت گرفته) تغييراتی بنيادين ايجاد کنيم که با توجه به نگاه های جاری به دين، با کفر برابری می کند.
با اين وجود من قبول ندارم آنچه درباره ی ديروز و "فعلا" امروز و در آينده خدا می داند چه ی راوا اشتباه کردم. اگر همين تعريفی که از سکولاريزم شما آورده ايد را قبول کنيم، آيا مگر اجازه هست که راوای سکولار، اسلام را از حدود شخصی به حدود جمعی و بعد به سياست بکشاند و امروز از شرم بسم الله الرحمن ارحيم و الله اکبر، حدود 40 شماره از مجله ی خود را از ديده ها پنهان کند. البته اين پنهان کردن ها دلايل ديگری هم دارد که در جايش به آن پرداخته می شود.
سلام آقای عارف؛
سپاس از اظهار نظرتان. اما نکاتی که در بالا آمده به روشنی هم پاسخ های راواست و هم در بر گيرنده سوالاتی که راوا به اصطلاح از پاسخ به آن ها تير خود را آورده است. فقط درباره ی همين نکته، من قضاوت شما را درباره برخورد يک سازمان مدعی عدالت و انصاف می خواهم. راوا به من می گويد. اين نفرين راواست:
نفرین بر کامران میرهزار که «چای داغ» را با «استاد» و «متفکر» پرچمی و واواکی افتتاح کرد و جاوید فرهاد جهادی- واواکی که معلم زبان فارسی سایتاش است!
و در همين صفحه، آخرين عکس، تصوير آقای عبدالحميد مبارز را نشان می دهد که در مجلس راوا در صدر نشسته اند. همچنان که گفته ام، زمانی که يکی يکی و گروه گروه انسان ها به کشتارگاه برده می شدند، اين آقا بر مسند ولايت نشسته بود و از اين پُست به آن پُست نايل می شدند. در شير پور يا شير چور فعلی خانه دارند و هر روز با همان هايی که راوا سگ خطابشان می کند، نشست و برخواست دارد. در عکس دقت کنيد، کنار ايشان يک شورای نظاری نشسته است که هميشه سگ و پوشالی و..از طرف راوا خطاب می شوند.. آيا من به سبب حضور رهنور زرياب در مجلس افتتاح چای داغ ملامتم يا راوای مغرور و قبيله سالار؟
تعريف سکولاريزم در فرهنگ ها تقريبا همان نقل قولی ست که شما آورديد گرچه به نظر من دين و سکولاريزم نمی تواند با هم سازگار باشد. مگر اينکه در نگاه به مقوله ی دين (منظورم در اسلام است ورنه در رابطه با اديان ديگر مدت ها پيش اينکار صورت گرفته) تغييراتی بنيادين ايجاد کنيم که با توجه به نگاه های جاری به دين، با کفر برابری می کند.
با اين وجود من قبول ندارم آنچه درباره ی ديروز و "فعلا" امروز و در آينده خدا می داند چه ی راوا اشتباه کردم. اگر همين تعريفی که از سکولاريزم شما آورده ايد را قبول کنيم، آيا مگر اجازه هست که راوای سکولار، اسلام را از حدود شخصی به حدود جمعی و بعد به سياست بکشاند و امروز از شرم بسم الله الرحمن ارحيم و الله اکبر، حدود 40 شماره از مجله ی خود را از ديده ها پنهان کند. البته اين پنهان کردن ها دلايل ديگری هم دارد که در جايش به آن پرداخته می شود.