زمانی شما می توانيد مقايسه ی منطقی کنيد که متذکر شويد، در مقاله ی اول من نوشته شده " جنبش انقلابی زنان افغانستان"، واکنش راوا پاچه گيری بود و دشنام دادن. و حالا نامه ای را از زن خليل زاد مثال می زند که کاملا کرنش تازه ی راوا مقابل آن مشهود است. زن خليل زاد می گويد که کنترولی بر اين چيزها ندارد. چطور می تواند کنترول نداشته باشد و راوای شما به همين مساله قناعت کند؟ به من بگوييد که اين مثال در خانه پاچه گيری و دشنام دادن و در بيرون موش شدن نيست؟ زن زلمی خليل زاد نتواند به آنچه درباره ی او نشر می شود اعتراض کند؟ بسيار کودکانه است که کسی اين مساله را باور کند.
اين مقايسه ی شما چندان منطقی به نظر نمی رسد
زمانی شما می توانيد مقايسه ی منطقی کنيد که متذکر شويد، در مقاله ی اول من نوشته شده " جنبش انقلابی زنان افغانستان"، واکنش راوا پاچه گيری بود و دشنام دادن. و حالا نامه ای را از زن خليل زاد مثال می زند که کاملا کرنش تازه ی راوا مقابل آن مشهود است. زن خليل زاد می گويد که کنترولی بر اين چيزها ندارد. چطور می تواند کنترول نداشته باشد و راوای شما به همين مساله قناعت کند؟ به من بگوييد که اين مثال در خانه پاچه گيری و دشنام دادن و در بيرون موش شدن نيست؟ زن زلمی خليل زاد نتواند به آنچه درباره ی او نشر می شود اعتراض کند؟ بسيار کودکانه است که کسی اين مساله را باور کند.