Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 13196

سپاس از خواهر شبنم

31 مارچ 2008, 15:43, توسط عطاخیل

لحظه ایکه به خواندن مقاله دوست مان جناب حکیم نعیم شروع کردم اراده ام برآن شد که باید بنده بصورت مستقل در رد ادعا های توخالی ایشان چیزهای بنویسم اما پائین تر دیدم که یک دوست بی نام وهم خواهر شبنم بصورت خیلی واضح و بی پرده لاطایلات حکیم جان نعیم را بر رخش کشیده است که نظرات هردوی ایندوستان مطابق میل بنده بود وهردوپیام ازنظربنده شایسته تمجید وتحسین است شاید درنبود پیامهایشان من میخواستم که با نقل قول از دکتر سروش بزرگ پیرامون سیکولاریزم وانواع آن برایش چیزهای بنویسم که حالا باخواندن پیام ایندوستان ضرورت به تکرار مکررات نیست.

بهرترتیب.

من میخواهم یک چیز را برای حکیم جان یاد آور شوم که جهان امروز درسایه پیشرفت وترقی بشر خصوصا درساحه تکنولوژی ارتباطی از تیلفون وفکس گرفته تا ماهواره و شبکه های تلویزیونی وسایت های انترتی آنچنان آگاهی بخش گردیده است که برای سازمان های تولیتار و مافیائی مانند سازمان راوا محال است که بتواند باتبلیغات یکجانبه خویش اذهان مردم را منحرف سازد.

من آنچه که ازنوشته جناب حکیم جان نعیم برداشت کردم ایشان هنوز هم درعصر مرحوم محمدگل خان مهمند ومرحوم صدراعظم هاشم خان زنده گی میکنید.

که هردوی این مرحومین سابقه جبروتی وفاشیستی داشتند که از تبلیغات ورسانه ومجله واخبار آنچنان نفرت داشتند که مورخ و نویسنده بزرگ مانند میر غلام محمدغبار بزرگ را گاهی درخانه اش حبس نموده و گاهی هم به ریگستانهای فراه ونیمروز تبعید مینمود تا مبادا صدای حق خواهی و داد خواهی مردم بالا شود.

دیگر برای حکیم جان وکسانیکه مثل حکیم جان نعیم فکر میکنند بازگشت به آن دوره های تاریک که مردم را دربی خبری وجهل نگاه داشته وآنچه که شاه واعضای خاندان سلطنتی واجب الاحترام غیرمسوول به مردم تبلیغ میکردتد عین حقیقت بود وعین صواب است خیال است ومحال است وجنون.

حتی در لیبرالیسم اروپائی امروز سرمایه دار مانند (بیرلیس کونی) صدراعظم سابق ایتالیا که تمام سرمایه خودرا صرف تبلیغات شخصی وقهرمانسازی خود واعضای حزب خود کرده بود ومالک چندین نشریه ومجله بود نتوانست که در آخرین انتخابات ایتالیا برنده شود.

آیا راوا بایک سایت یکجانبه وفاشیست گونه خود میتواند آراء ونظرات غیر ملی و مملوء ازتبعیضات نژادی خودرا بردیگران تحمیل کند شاید اگر کابل پرس? نمی بود بلی.

اگر کابل پرس سایت قومی میبود در پیشانی اش چنین نوشته میشد که: درود بربابه مزاری شهید

مرگ برقاتلان وی ...... وفلان وبهمان..

اما می بینیم که این سایت سایت همه است از اخوان تاسکیولار تا انقلابی چپ تا وهابی تا شیعیه ولایت فقیه همه اینجا مقاله مینویسند نظر میدهند وفضا برای همه یکسان وجود دارد آیا این خودش مصداق یک دموکراسی واقعی نیست؟

بفرماید جناب حکیم نعیم درسایت سکیولار وجنبش فیمنیستی راوا نظرات مخالف خودش را باهمین امکانات کابل پرس برای ما نشان دهید تا ما بعنوان یک روزنامه نگار به اعتقادات وباورهای شما به دموکراسی باور کنیم.

فرق بین سایت های پیام مجاهد شهادت بابه مزاری وخاوران آریائی وازهمه بدتر افغان جرمن انلاین وبینوا درچی است؟

آیا این سایت ها معتقد به آزادی بیان استند؟ سابقه فرهنگی راوا در پاکستان باسابقه حزب گلبدین خان درچی بوده است فرق بین نشرات روا وحزب محترم گلبدین خان حکمتیار درچی بود؟ چه چیز را اینها به خورد مردم میدادند جز نفرت بدبینی تعصب های کور شخصیت پرستی مرده پرستی پاکستان پرستی وغیره یکی در لباس اسلام وقرآن دومی هم درلباس حقوق زن ودموکراسی

اینکه شما از کامران میرهزار خواسته اید وخواهش کرده اید که لطفا سکوت اختیار کند وبه جواب شما نپردازد منظور شما چی است؟ اگر این سایت دراختیار شما قرار میداشت به مخالفین خویش اجازه ابراز نظررامیدادید این خود میرساند که شما نمیخواهید که استدلال طرف مقابل را بشنوید.

آیا میتواند یک خبرنگار دربرابر استدلالهای کاملا غیر منطقی یک نویسنده خاموش بماند؟

معنی این سخن این است که من حق دارم هرچه بگویم اما خودت حق دفاع رانداری.

مضحک تر ازهمه این است که سازمان دلخواه ومحبوب خویش را تنها سازمان فیمنیستی وسیکولار درجهان معرفی کرده اید.

من معتقدم درین مصاف بین سایت کابل پرس وراوا حقایق بسیار درمورد راوا افشاشد ماهیت سازمان برای همه روشن گردید دشنامهای بی رویه سازمان برای ابد رنگ باخت ارتباطات مخفی وسری سازمان با حلقات بیرونی مکشوف گردید طرز دید سازمان که نظر به ادعاهای پرطمطراقش که گاهی انقلابی چپ بود وگاهی هم اسلامگرای ازنوع مجاهدین خلق ایران وغیره همه برملا شد وبالاخره به همگان معلوم شد که این گروه مجموعه ازمردان جبون وترسوی استند که زیرنقاب زن وسازمان زنانه خودرا مخفی نموده واز این نام بهره برداری سیاسی را میکنند.
وآنهم در پیوند با استخبارات پاکستان بخاطر زدون هویت تاریخی اقوام این سرزمین تحت شعار دموکراسی وآزادی ایکه خود به آن باور ندارند.

قومیت اصلیت ونژاد وحتی محل تولد مردم نزد سازمان اهمیت دارد چنانچه که در نوشته این سازمان دموکرات فیمنسیتی آمده است از آنجایکه کامران در ایران زنده گی کرده وهزاره است وشیعه مذهب است بناء بدون احتیاج به هیچگونه دلیل وبرهان باید وحدتی باشد باید جاسوس ایران باشد باید تربیت شده ضد دموکراسی باشد این است لب لباب استدلال یک راوائی .

فرق بین دیدگاه چنین سازمان با سازمان نازیستی آلمان در زمان هتلر در چی است؟

آیا میشود با چنین روحیه دشنام وخشونت وفرهنگ عقبمانده قبیله ئی دیالوگ منطقی ونوین را راه اندازی کرد؟

آنچه که حکیم جان خواسته ارائه کند تصویری است از یک سازمان خیالی که که ما آنرا تاکنون در افغانستان ندیده ایم. امیدوارم که آرزوهای حکیم جان راجع به ایجاد چنین سازمان درآینده هرچه زودتر محقق شود.

جستجو در کابل پرس