رژیم جمهوری فاشیستی ایران که خود مردم آزادیخواه ایران را به روز سیاه نشانده و سراسر تخم بدبختی و سیاهی میکارد، رژیم که بهترین فرزندان مردم ایران را مجبور به فرار از ایران ساخته و سیاهچالهای زندانهایش مملوست از انسانهای عزیز و شریفی که جرمی جز آزادیخواهی ندارند، رژیم که روشنفکران و هنرمندان و نویسندگان بزرگی چون محمد مختاری، جعفر پوینده، مجید شریف، سلطانپور، سعیدی سیرجانی، حسین اقدامی و دههای دیگر را سر به نیست ساخت، رژیمی که قدر هنرمندان بزرگی چون احمد شاملو، نادر نادر پور، رضا فرمند، سیمین بهبهانی، اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج و فراوان دیگر را ندانسته آنان را مورد سانسور، تهدید و بربریت قرار داد و تعدادی از اینان با چه معصومیت و بیخانمانی از این جهان رفتند، و بالاخره رژیم آزادیکش و جلاد و تاریک اندیش که لاطائلات "توضیح المسایل امام خمینی" راهنمای اعمالش باشد و ...
پس چگونه میتوان که از یکچنین رژیمی پلید و ملایی انتظار داشت که بر مهاجران بیکس و بیدادگر و بیمدافع رحم کرده از جنایت علیه مردم رنجدیده و سلاخی شده شرم و حیایی داشته باشد.
اگر ایران تا حال به مهاجران اجازه زندگی کردن در ایران داده همه بخاطر منافغ خودش بود که از بین شان مزدور گیری کند و «حزب وحدت» مملو از جاسوسان و چاکران خود را بسازد، ولی حالا که در دولت خلیلی و محقق و اکبری و انوری و دانش و علامه بلخی و کاظمی و دهها روشنفکر مدافع و مزدبگیر و پادوان پست خود را دارد، دیگر به این مهاجران بخت برگشته نیازی ندارد و باید آنان را با چوب فاشیزم خود براند.
اگر از سویی مهاجران بی بازخواست گر را میراند اما برای یک مشتی افغانهای فروخته شده و اجیر رژیم تمامی وسایل زندگی را مهیا ساخته است و چنگیزپهلوان ها و مسعود بهنود ها هم برایشان نغاره میزنند.
رژیم جمهوری فاشیستی ایران که خود مردم آزادیخواه ایران را به روز سیاه نشانده و سراسر تخم بدبختی و سیاهی میکارد، رژیم که بهترین فرزندان مردم ایران را مجبور به فرار از ایران ساخته و سیاهچالهای زندانهایش مملوست از انسانهای عزیز و شریفی که جرمی جز آزادیخواهی ندارند، رژیم که روشنفکران و هنرمندان و نویسندگان بزرگی چون محمد مختاری، جعفر پوینده، مجید شریف، سلطانپور، سعیدی سیرجانی، حسین اقدامی و دههای دیگر را سر به نیست ساخت، رژیمی که قدر هنرمندان بزرگی چون احمد شاملو، نادر نادر پور، رضا فرمند، سیمین بهبهانی، اخوان ثالث، هوشنگ ابتهاج و فراوان دیگر را ندانسته آنان را مورد سانسور، تهدید و بربریت قرار داد و تعدادی از اینان با چه معصومیت و بیخانمانی از این جهان رفتند، و بالاخره رژیم آزادیکش و جلاد و تاریک اندیش که لاطائلات "توضیح المسایل امام خمینی" راهنمای اعمالش باشد و ...
پس چگونه میتوان که از یکچنین رژیمی پلید و ملایی انتظار داشت که بر مهاجران بیکس و بیدادگر و بیمدافع رحم کرده از جنایت علیه مردم رنجدیده و سلاخی شده شرم و حیایی داشته باشد.
اگر ایران تا حال به مهاجران اجازه زندگی کردن در ایران داده همه بخاطر منافغ خودش بود که از بین شان مزدور گیری کند و «حزب وحدت» مملو از جاسوسان و چاکران خود را بسازد، ولی حالا که در دولت خلیلی و محقق و اکبری و انوری و دانش و علامه بلخی و کاظمی و دهها روشنفکر مدافع و مزدبگیر و پادوان پست خود را دارد، دیگر به این مهاجران بخت برگشته نیازی ندارد و باید آنان را با چوب فاشیزم خود براند.
اگر از سویی مهاجران بی بازخواست گر را میراند اما برای یک مشتی افغانهای فروخته شده و اجیر رژیم تمامی وسایل زندگی را مهیا ساخته است و چنگیزپهلوان ها و مسعود بهنود ها هم برایشان نغاره میزنند.