کسی را که ویروس شوونیزم ملی در کلهاش خانه کرده باشد مشکل است قانع ساخت چون سیاه را سفید و سفید را سیاه میبیند.
هیچ کسی منکر نیست که مردم هزاره ما طی قرون متمادی مورد فاشیزم و جنایت و ستم فراوان حکمرانان ضد مردمی و خاین قرار گرفته اند و دفاع از مردم هزاره (حتما توجه داری که محقق و خلیلی و انوری و اکبری و محسنی و بهشتی و کاظمی و ... در مقوله مردم نه بلکه دشمنان مردم میآیند) و سایر ملیت های محکوم کشور وظیفه هر افغان باوجدان و شرافتمند است.
اما بخاطر اینکه ملیتی مورد ستم قرار گرفته، کسی برایش لایسنس صادر نکرده که متقابلا جنایت انجام دهد و احمقانه منطق بیاورد که چون سر ما ظلم شده ما هم ظلم کردیم. این تنها منطق آنانی است که زیر نام ملیت شریف هزاره جیب های خود را پرکردند با درد و ماتم این ملیت تجارت و وطنفروشی کردند. هیچ هزاره صادق و وطندوست این منطق آقای محمد و دیگر وحدتی های جلاد را قبول نخواهد کرد.
مگر بالای ملیت های محکوم دیگری چون نورستانی، بلوچ، پشهای، ازبک، ترکمن، گجر و ... کمتر از هزاره ستم صورت گرفته؟ آیا باید به آنان نیز اجازه داد که در مقابل ظلمی که دیده اند ظلم و جنایت کنند؟؟؟ اگر چنین لایسنسی به تمامی ملیت های محکوم داده شود باید منتظر حمام خون دیگری باشیم!! سخنت را بسنج آقای محمد که از آن بوی خون و جنایت میآید.
ستم ملی را هزگر یک حزبی که خالقش یک کشور خون آشامی مثل ایران باشد و فلسفه وجودیش ستمکاری و تاریک اندیشی از بین برده نمیتواند، حزب وحدت و رهبرانش اولتر از همه خاین به ملیت هزاره هستند که از رنجهای آنان سوء استفاده سیاسی میبرند و با بربریتی که انجام دادند نه اینکه ستم بر هزاره ها کاهش نیافت که برعکس بیشتر و بیشتر شد و در بسی موارد پاداش جنایات آنان را مردم عادی و بیگناه و نادار هزاره چشید. آیا حزب وحدت به هزارهجات خوشبختی ارمغان آورده؟ آیا دیگر ملیت هزاره محکوم و ستمکش نیست؟ آیا دیگر توده های نگونبخت و مصیبت رسیده هزاره بصورت دردناک در غار های کوه در بامیان بسر نمیبرند و به سرپناه دست یافته اند؟ آیا دیگر روزهای خوشبختی ملیت هزاره فرا رسیده است؟؟؟؟ نه آقا چنین نیست این ملیت زحمتکش هنوز هم در پنجه ستم و استبداد نه تنها ملیت حاکم که در چنگالهای خونین خاینانی از نوع حزب وحدت که خود را وقیحانه نماینده این ملیت جار میزند، گیر است و ستمکشیدگیاش دوچندان شده است. اگر رسیدن چند خاینی از میان این ملیت به مقامات دولتی را رستگاری این ملیت میانگاری باید گفت که از خواب برخیز!
حتی در بالا دوستانی به خوبی به جنایاتی اشاره دارند که حزب وحدت در مقابل ملیت هزاره انجام داده است.
ستم ملی را تنها نیروهایی میتوانند کاهش دهند و یا از بین برند که اولتر از همه فکر شوونیزم ملیتی را در سر نداشته باشند و افغانستان و تمامی ملیت هایش را به مثابه مجموعه واحد و بهم پیوسته بدانند و به همه ملیت ها به یک چشم دیده به دموکراسی و آزادی و عدالت اجتماعی اعتقاد داشته باشد.
احزبی چون وحدت، جنبش، اسلامی، جمعیت، طالبان، خلقی، پرچمی، اتحاد و .... خاینان به ملیت خود و خاینان به یکپارچکی و خوشبختی و آزادی و سربلندی افغانستان هستند و کسانی هم که بدفاع از هرکدام از اینان میپردازند از پوپنگ زدگی مغزی باید در رنج باشند.
کسی را که ویروس شوونیزم ملی در کلهاش خانه کرده باشد مشکل است قانع ساخت چون سیاه را سفید و سفید را سیاه میبیند.
هیچ کسی منکر نیست که مردم هزاره ما طی قرون متمادی مورد فاشیزم و جنایت و ستم فراوان حکمرانان ضد مردمی و خاین قرار گرفته اند و دفاع از مردم هزاره (حتما توجه داری که محقق و خلیلی و انوری و اکبری و محسنی و بهشتی و کاظمی و ... در مقوله مردم نه بلکه دشمنان مردم میآیند) و سایر ملیت های محکوم کشور وظیفه هر افغان باوجدان و شرافتمند است.
اما بخاطر اینکه ملیتی مورد ستم قرار گرفته، کسی برایش لایسنس صادر نکرده که متقابلا جنایت انجام دهد و احمقانه منطق بیاورد که چون سر ما ظلم شده ما هم ظلم کردیم. این تنها منطق آنانی است که زیر نام ملیت شریف هزاره جیب های خود را پرکردند با درد و ماتم این ملیت تجارت و وطنفروشی کردند. هیچ هزاره صادق و وطندوست این منطق آقای محمد و دیگر وحدتی های جلاد را قبول نخواهد کرد.
مگر بالای ملیت های محکوم دیگری چون نورستانی، بلوچ، پشهای، ازبک، ترکمن، گجر و ... کمتر از هزاره ستم صورت گرفته؟ آیا باید به آنان نیز اجازه داد که در مقابل ظلمی که دیده اند ظلم و جنایت کنند؟؟؟ اگر چنین لایسنسی به تمامی ملیت های محکوم داده شود باید منتظر حمام خون دیگری باشیم!! سخنت را بسنج آقای محمد که از آن بوی خون و جنایت میآید.
ستم ملی را هزگر یک حزبی که خالقش یک کشور خون آشامی مثل ایران باشد و فلسفه وجودیش ستمکاری و تاریک اندیشی از بین برده نمیتواند، حزب وحدت و رهبرانش اولتر از همه خاین به ملیت هزاره هستند که از رنجهای آنان سوء استفاده سیاسی میبرند و با بربریتی که انجام دادند نه اینکه ستم بر هزاره ها کاهش نیافت که برعکس بیشتر و بیشتر شد و در بسی موارد پاداش جنایات آنان را مردم عادی و بیگناه و نادار هزاره چشید. آیا حزب وحدت به هزارهجات خوشبختی ارمغان آورده؟ آیا دیگر ملیت هزاره محکوم و ستمکش نیست؟ آیا دیگر توده های نگونبخت و مصیبت رسیده هزاره بصورت دردناک در غار های کوه در بامیان بسر نمیبرند و به سرپناه دست یافته اند؟ آیا دیگر روزهای خوشبختی ملیت هزاره فرا رسیده است؟؟؟؟ نه آقا چنین نیست این ملیت زحمتکش هنوز هم در پنجه ستم و استبداد نه تنها ملیت حاکم که در چنگالهای خونین خاینانی از نوع حزب وحدت که خود را وقیحانه نماینده این ملیت جار میزند، گیر است و ستمکشیدگیاش دوچندان شده است. اگر رسیدن چند خاینی از میان این ملیت به مقامات دولتی را رستگاری این ملیت میانگاری باید گفت که از خواب برخیز!
حتی در بالا دوستانی به خوبی به جنایاتی اشاره دارند که حزب وحدت در مقابل ملیت هزاره انجام داده است.
ستم ملی را تنها نیروهایی میتوانند کاهش دهند و یا از بین برند که اولتر از همه فکر شوونیزم ملیتی را در سر نداشته باشند و افغانستان و تمامی ملیت هایش را به مثابه مجموعه واحد و بهم پیوسته بدانند و به همه ملیت ها به یک چشم دیده به دموکراسی و آزادی و عدالت اجتماعی اعتقاد داشته باشد.
احزبی چون وحدت، جنبش، اسلامی، جمعیت، طالبان، خلقی، پرچمی، اتحاد و .... خاینان به ملیت خود و خاینان به یکپارچکی و خوشبختی و آزادی و سربلندی افغانستان هستند و کسانی هم که بدفاع از هرکدام از اینان میپردازند از پوپنگ زدگی مغزی باید در رنج باشند.