4. "طبق آیات و روایات، شفاعت در روز قیامت مخصوص خداوند است.
خداوند در آیه 256 سوره بقره میفرماید:«برای اوست هر چه در آسمانها و زمین است. کیست که بدون اذن او بتواند نزد او شفاعت کند؟» اما آیا خداوند اجازه شفاعت را به کسی می دهد یا نه؟
در آیه 44 سوره زمر آمده:«همه شفاعت برای خداوند است» ولی خداوند به افرادی که خودش بخواهد اذن شفاعت می دهد؛ همان طور که خداوند علم غیب را مخصوص خود می داند اما در آیه 27 سوره جن می فرماید:«خداوند عالم به غیب است و بر علم غیبش کسی را مطلع نمیگرداند، مگر رسولش و کسی را که مورد پسند و رضایت او باشد.»
بنابراین علم غیب مخصوص خداوند است و علم رسول خدا همان علم خداست. شفاعت هم مخصوص خداوند است و به افراد دیگری نیز این اجازه داده شده است." (برگرفته از دانشنامۀ رُشد)
پس چه کسی بهتر از رسول الله (ص)، علی و اولاده اش که اولاده پیامبر نیز همانها میباشند (شما نیز معترف بر این میباشید که سید واقعی کسیست که شجره اش را به حضرت علی و فاطمه بنت محمد (ص) رسانیده بتواند و در غیر آنصورت او سید نیست) و به اذن خداوند متعال (ج) آنها میتوانند شفاعت کنند..
5. بله امام جعفر صادق ع همانطوریکه از نامشان پیداست از صداقت فراوانش به این لقب مسما گردیدند و اهل تسنن نیز بر این موضوع واقف و معترفند. امام ابوحنیفه از شاگردان وی بوده است اما اهل تسنن بخاطر اینکه کم نیآورند بعضاً از گفتن این حقیقت شرمیده و انکار میورزند. اما تا جاییکه عقل سلیم حکم میکند امام جعفر صادق نمیتوانسته است سایه وار بدنبال امام ابوحنیفه رفته و وی را از تشکیل یک مذهب جدید باز دارد.
نمک حلالی و نمک حرامی جناب امام ابوحنیفه را چونکه در عصر ما زنده گی نمیکرده است، پس باید از اعمال پیروانش حدس زد... یعنی با توجه به طالبان و القاعده میتوان فهمید که حرف از چه قرار بوده است... این مکتب کمتر آدم و انسان تقدیم جامعه نموده و مابقی را که هم شما و هم ما میبینیم که روزمره چه دسته گل هائ را به آب میدهند...
6. مذاهب زیادند ولی طبق فرمایش رسول اکرم (ص) یکی از آنها ناجی خواهد بود و انسان های که از عقل سلیم بهره مند باشند راه خود را به خواست و کمک پروردگار خویش خواهند یافت. یقیناً که این راه، راه طالبان، القاعده، و مولانا های دیوبند (بخاطر تربیه حمله کنندگان انتحاری و تروریست های کله پوک) نخواهد بود...
در اخیر میخواهم یکی از مسائل بسیار ساده اما بسیار مهم را خدمت تان مثال بیآورم و آن چیزی نیست بجز وضو که بین مذاهب چهارگانه اهل سنت و مذهب جعفری در بارۀ دستور آن اختلاف نظر موجود است. در قرآن عظیم الشان در سورۀ مائده، آیۀ ششم خداوند متعال (ج) چنین میفرمایند:
بسم الله الرحمن الرحیم
يا ايها الذين آمنوا اذا قمتم الى الصلاة فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق و امسحوا برؤسكم و ارجلكم الى الكعبين و ان كنتم جنبا فاطهروا و ان كنتم مرضى او على سفر او جاء احد منكم من الغائط او لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيدا طيبا فامسحوا بوجوهكم و ايديكم منه ما يريد الله ليجعل عليكم من حرج و لكن يريد ليطهركم و ليتم نعمته عليكم لعلكم تشكرون.
ترجمه: بنام خداوند بخشنده مهربان
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه به نماز مىايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد! و سر و پاها را تا مفصل ( برآمدگى پشت پا) مسح كنيد! و اگر جنب باشيد، خود را بشوييد (و غسل كنيد)! و اگر بيمار يا مسافر باشيد، يا يكى از شما از محل پستى آمده ( قضاى حاجت كرده)، يا با آنان تماس گرفته (و آميزش جنسى كردهايد)، و آب (براى غسل يا وضو) نيابيد، با خاك پاكى تيمم كنيد! و از آن، بر صورت ( پيشانى) و دستها بكشيد! خداوند نمىخواهد مشكلى براى شما ايجاد كند; بلكه مىخواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نمايد; شايد شكر او را بجا آوريد!
صحت همین ترجمه را میتوان از موضوع تیمم در مقایسه با وضو نیز دانست.
اما متأسفانه پیشوایان و مؤسسین مذاهب چهارگانه با بدعت در ترجمه وتفسیر این آیۀ شریفه که بسیار روشن و واضح است کار را از تهداب خراب نموده اند و با در نظر داشت این موضوع و با استناد به گفته شاعر (خشت اول چون نهد معمار کج /// تا ثریا میرود دیوار کج) به این معنی که مذاهبی که وضویش مشکوک و مغشوش باشد پس چگونه بر نماز و سایر اعمالش بحث کرد؟!
حالا نیز ای جان برادر تا دیر نشده امیدوارم در امور دینی و تاریخی تحقیق های همه جانبه و غیر جانبدارانه و بدور از اغراض شخصی نموده تا باشد راه درست و صحیح را پیدا کنید که البته به نفع خود تان است نه من یا خداوند بی نیاز (ج)...
در اخیر این سوال را دوباره تکرار میکنم که ای خواهران و برادران اهل سنت!
شما که فکر میکنید پیامبر اکرم (ص) بنابر رعایت بعضی از مصلحت های اجتماعی جانشین و وصی اشرا قبل از رحلت خویش در غدیرخم انتخاب نکرده است، پس جناب ابوبکر چگونه دست به این عمل زده و جناب عمر را قبل از مرگش جانشین و ولیعهد تعین نمود؟! آیا (العیاذباالله) فهم و دانایی جناب ابوبکر بیشتر از پیامبر اسلام (ص) بوده است؟!
شما لطفاٌ عمیقاً بیآندیشید تا شاید راه درست را قبل از مرگ، بیابید.
امید تا اندازۀ پاسخ خود را گرفته باشید و به امید رستگار شدن پیروان اصحاب ثقیفه بنی ساعده... والسلام
ادامۀ پیام قبلی...
4. "طبق آیات و روایات، شفاعت در روز قیامت مخصوص خداوند است.
خداوند در آیه 256 سوره بقره میفرماید:«برای اوست هر چه در آسمانها و زمین است. کیست که بدون اذن او بتواند نزد او شفاعت کند؟» اما آیا خداوند اجازه شفاعت را به کسی می دهد یا نه؟
در آیه 44 سوره زمر آمده:«همه شفاعت برای خداوند است» ولی خداوند به افرادی که خودش بخواهد اذن شفاعت می دهد؛ همان طور که خداوند علم غیب را مخصوص خود می داند اما در آیه 27 سوره جن می فرماید:«خداوند عالم به غیب است و بر علم غیبش کسی را مطلع نمیگرداند، مگر رسولش و کسی را که مورد پسند و رضایت او باشد.»
بنابراین علم غیب مخصوص خداوند است و علم رسول خدا همان علم خداست. شفاعت هم مخصوص خداوند است و به افراد دیگری نیز این اجازه داده شده است." (برگرفته از دانشنامۀ رُشد)
پس چه کسی بهتر از رسول الله (ص)، علی و اولاده اش که اولاده پیامبر نیز همانها میباشند (شما نیز معترف بر این میباشید که سید واقعی کسیست که شجره اش را به حضرت علی و فاطمه بنت محمد (ص) رسانیده بتواند و در غیر آنصورت او سید نیست) و به اذن خداوند متعال (ج) آنها میتوانند شفاعت کنند..
5. بله امام جعفر صادق ع همانطوریکه از نامشان پیداست از صداقت فراوانش به این لقب مسما گردیدند و اهل تسنن نیز بر این موضوع واقف و معترفند. امام ابوحنیفه از شاگردان وی بوده است اما اهل تسنن بخاطر اینکه کم نیآورند بعضاً از گفتن این حقیقت شرمیده و انکار میورزند. اما تا جاییکه عقل سلیم حکم میکند امام جعفر صادق نمیتوانسته است سایه وار بدنبال امام ابوحنیفه رفته و وی را از تشکیل یک مذهب جدید باز دارد.
نمک حلالی و نمک حرامی جناب امام ابوحنیفه را چونکه در عصر ما زنده گی نمیکرده است، پس باید از اعمال پیروانش حدس زد... یعنی با توجه به طالبان و القاعده میتوان فهمید که حرف از چه قرار بوده است... این مکتب کمتر آدم و انسان تقدیم جامعه نموده و مابقی را که هم شما و هم ما میبینیم که روزمره چه دسته گل هائ را به آب میدهند...
6. مذاهب زیادند ولی طبق فرمایش رسول اکرم (ص) یکی از آنها ناجی خواهد بود و انسان های که از عقل سلیم بهره مند باشند راه خود را به خواست و کمک پروردگار خویش خواهند یافت. یقیناً که این راه، راه طالبان، القاعده، و مولانا های دیوبند (بخاطر تربیه حمله کنندگان انتحاری و تروریست های کله پوک) نخواهد بود...
در اخیر میخواهم یکی از مسائل بسیار ساده اما بسیار مهم را خدمت تان مثال بیآورم و آن چیزی نیست بجز وضو که بین مذاهب چهارگانه اهل سنت و مذهب جعفری در بارۀ دستور آن اختلاف نظر موجود است. در قرآن عظیم الشان در سورۀ مائده، آیۀ ششم خداوند متعال (ج) چنین میفرمایند:
بسم الله الرحمن الرحیم
يا ايها الذين آمنوا اذا قمتم الى الصلاة فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق و امسحوا برؤسكم و ارجلكم الى الكعبين و ان كنتم جنبا فاطهروا و ان كنتم مرضى او على سفر او جاء احد منكم من الغائط او لامستم النساء فلم تجدوا ماء فتيمموا صعيدا طيبا فامسحوا بوجوهكم و ايديكم منه ما يريد الله ليجعل عليكم من حرج و لكن يريد ليطهركم و ليتم نعمته عليكم لعلكم تشكرون.
ترجمه: بنام خداوند بخشنده مهربان
اى كسانى كه ايمان آوردهايد! هنگامى كه به نماز مىايستيد، صورت و دستها را تا آرنج بشوييد! و سر و پاها را تا مفصل ( برآمدگى پشت پا) مسح كنيد! و اگر جنب باشيد، خود را بشوييد (و غسل كنيد)! و اگر بيمار يا مسافر باشيد، يا يكى از شما از محل پستى آمده ( قضاى حاجت كرده)، يا با آنان تماس گرفته (و آميزش جنسى كردهايد)، و آب (براى غسل يا وضو) نيابيد، با خاك پاكى تيمم كنيد! و از آن، بر صورت ( پيشانى) و دستها بكشيد! خداوند نمىخواهد مشكلى براى شما ايجاد كند; بلكه مىخواهد شما را پاك سازد و نعمتش را بر شما تمام نمايد; شايد شكر او را بجا آوريد!
صحت همین ترجمه را میتوان از موضوع تیمم در مقایسه با وضو نیز دانست.
اما متأسفانه پیشوایان و مؤسسین مذاهب چهارگانه با بدعت در ترجمه وتفسیر این آیۀ شریفه که بسیار روشن و واضح است کار را از تهداب خراب نموده اند و با در نظر داشت این موضوع و با استناد به گفته شاعر (خشت اول چون نهد معمار کج /// تا ثریا میرود دیوار کج) به این معنی که مذاهبی که وضویش مشکوک و مغشوش باشد پس چگونه بر نماز و سایر اعمالش بحث کرد؟!
حالا نیز ای جان برادر تا دیر نشده امیدوارم در امور دینی و تاریخی تحقیق های همه جانبه و غیر جانبدارانه و بدور از اغراض شخصی نموده تا باشد راه درست و صحیح را پیدا کنید که البته به نفع خود تان است نه من یا خداوند بی نیاز (ج)...
در اخیر این سوال را دوباره تکرار میکنم که ای خواهران و برادران اهل سنت!
شما که فکر میکنید پیامبر اکرم (ص) بنابر رعایت بعضی از مصلحت های اجتماعی جانشین و وصی اشرا قبل از رحلت خویش در غدیرخم انتخاب نکرده است، پس جناب ابوبکر چگونه دست به این عمل زده و جناب عمر را قبل از مرگش جانشین و ولیعهد تعین نمود؟! آیا (العیاذباالله) فهم و دانایی جناب ابوبکر بیشتر از پیامبر اسلام (ص) بوده است؟!
شما لطفاٌ عمیقاً بیآندیشید تا شاید راه درست را قبل از مرگ، بیابید.
امید تا اندازۀ پاسخ خود را گرفته باشید و به امید رستگار شدن پیروان اصحاب ثقیفه بنی ساعده... والسلام