Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 19650

کتاب مقدس، زبان مقدس

21 سپتامبر 2008, 11:13, توسط امیرالمومنین ملا نصرالدین

محترم اقای هلمندی یک تعداد از فرمایشات شمار قبول دارم و ان اینکه لشکر اعراب فرهنگ مارا از بین برد و ما را از گذشته ما جداکرد,,, این خوب بجای خود یک حرف درست است ولی حقیقت غیر این است به همین جناب اقای شریعتی که شما اشاره کرده اید در کتاب خود فرموده اند که اسلام گمشده ایرانیان بود با ظهور اسلام ایرانیان با اغوش باز بسوی اسلام شتافتند,, در ضمن من به قران و اعجاز قران یقین دارم حتی پیش گوئی های قران برایم مثل زمان حال است در ضمن خود در زمان که در حوزه بودم تجریبیات زیادی از برکت قران اندوختم و در حیرتم که چطور تمام دنیا به اسلام نمیگراید اگر روزی سانسور و خفقان و اذادی بیان از جامعه غربی رخت بربندد و اسلام واقعی شروع به نور افشانی کند ان وقت خواهی دید که مردم یدخلون فی دین الله افواجا.

از تجربیات که خدمت عرض کنم یک من کاغذ ضرورت خواهد شد ولی مختصرا عرض کنم.

خانم که تمام ممالک دنیا را برای درمان نازائی کشته بود و ناامید شده بود نزد یک عالم دینی رفته و با گرفتن یک تعویذ که با ایت الکرسی نوشته شده بود به گردن کرده و در مدت یک هفته حامله شده بود

ایات جهت کشایش در کارها و ادای قرض جهت بند انداختن چشم و زبان بدگو و حسد از بین بردن بواسیر و باد معده و درد قولنج دفع حسد و چشم زخم دفع جادو و فالبینی ووووووووو

ابن عباس گوید: لبید بن اعصم برای رسول خدا(ص) جادو کرد و آن را در چاه بنی زریق پنهان نمود. رسول خدا(ص) مریض شد، موقعی که آن حضرت خوابیده بود دو ملک آمده، یکی بالای سر و دیگری پایین پای حضرت نشست و حضرت را به وضع جادو خبر داده گفتند: جادو در میان جلد شکوفه ی خرما قرار داده شده و در ته چاه «ذروان» زیر سنگی نهاده شده است. رسول خدا(ص) از خواب بیدار شد و علی(ع) را با زبیر و عمار فرستاد تا آن را بیرون آورند. علی(ع) با همراهان آب چاه را کشیده سنگ ته چاه را بلند کردند و جادو را در زیر آن پیدا کرده، خدمت رسول خدا(ص) آوردند. در میان جلد شکوفه ی خرما مقداری از موی سر پیغمبر(که موقع شانه زدن ریخته بود) با چند دندانه از دندانه های شانه ی آن حضرت وجود داشت که به آنها یازده گره با سوزن دوخته شده بود. پس این دو سوره(قل اعوذ بربک الفلق و قل اعوذ برب الناس) بر حضرت نازل شد. رسول خدا(ص) هر آیه ای که خواند یکی از آن گره ها باز شد، پس از باز شدن تمام آنها رسول خدا(ص) سبک شد و مانند کسی که بند از او برداشته باشند، از جا جست. جبرئیل نیز شروع کرد آن حضرت را با این کلمات تعویذ نمودن «بسم الله ارقیک، من کل شی یوذیک، من حاسد و عین و الله یشفیک» «با نام خدا تو را از شر هر چه موجب آزار توست تعویذ میکنم، و خداوند تو را از شر هر حسود و چشم زخمی شفا و کرامت میکند» (بحارالانوار 95/129، مکارم الاخلاق 413، طب الائمه(ع)144 ، مجمع البیان 10/568، دعائم الاسلام 2/138)
سنن النبی صفحه 332-333


از امام حسن عسگری(ع) نقل است که فرمود: رسول خدا(ص) دست خود را بر گوشت ذراع(دست گوسفند) که زنی یهودی آن را مسموم کرده بود کشید و گفت «بسم الله الشافی، بسم الله الکافی، بسم الله المعافی، بسم الله الذی لا یضر مع اسمه شی فی الارض و لا فی السماء، و هو سمیع العلیم» «به نام خداوند شفا بخش، به نام خداوند کفایت کننده، به نام خداوند عافیت دهنده، به نام خدایی که با یاد کردن نامش هیچ چیز در زمین و آسمان ضرر نمی رساند، و اوست شنوا و دانا» سپس فرمود: بخورید با نام خدا. پس رسول خدا(ص) و همراهان همگی از آن خوردند تا سیر شدند و هیچ زیانی به آنان نرسید. (بشربن براء بن معرور پیش از اذن پیامبر(ص) از آن خورد و مسموم شد و از دنیا رفت / سیره ابن هشام 3/352، بحارالانوار 19/321)
سنن النبی صفحه 334

دوست گرامی اگر در نوشتارم شک داشتید برایم بنویسید که جواب ات را بدهم امید که شما و دیگر خردگرایان را خدا هدایت کند

جستجو در کابل پرس