آقای ابوبکر احترام بشما! ازاینکه بشدت مصروف عبادت وفرایض میباشید، وقت گرانبهای شما رابیش ازحدنمی گیرم وبصورت مختصر به پاسخ شما میپردازم . 1- دست یابی به طرزفکری که باشما دراین صفحه درمیان گذاشته ام بدون گردشگری وجستجودرلابلای اسناد ومنابع مختلف تاریخی برایم ناممکن بود که بدون شک نشاندهنده جویابودن یک فرداست . بنابربیزاری وتنفری که ازتعصب دارم ، برخودلازم میدانم تاخودرا مقید واسیر جریان فکری خاصی نساخته ودرامرتحقیق وبررسی اصول بیطرفی کامل را رعایت نمایم ، لذامنبعد نیزجوینده خواهم بود . اینکه شماباپیروی ازاصل تحجر- انقیادفکری ومنش متعصبانه وخودمآبانه ، جوینده رامنحصربه همفکران وهم کیشان خود میدانید مشکل خودشما است ومن ناراحتی شمارانیز باتوجه به این کمبود درک میکنم وبرایم مهم نیست . ازجانب دیگر نسبت به اسم جنابعالی ( ابوبکر ) نیزملاحظاتی ویا اشکالی قوی وجود دارد . درقدم نخست بخش قابل ملاحظه ای ازخودهمفکران اسلامی شما نسبت به ابوبکرنظرمساعد ونیک ندارند. ازدیدشیعیان ابوبکرغاصب خلافت ودشمن اهل بیت پیامبراست . شمامیتوانید دراین رابطه به منابع متعدد ومعتبر متفکرین شیعه مراجعه نمایید! وحتی خودعلی درخطبه سوم نهج البلاغه که معروف به خطبه شقشقیه است چنین میگوید:" الاای تاریخ ! به خداسوگند که فرزند ابوقحافه خلافت مسلمین را چون پیراهن بی قواره ای درپوشید درحالی که بخوبی میدانست ناخدای کشتی خلافت جز علی نیست ". البته این نظر شیعیان است نه نظرمن. شیعیان بدون تعارف ابوبکر- عمروعثمان را غاصب وزجردهنده فاطمه دختر پیامبرمیدانند وباتوجه به این طرزفکر، درمیان تمامی شیعیان علی شما کسی را نمی یابید که اسم خودرا ابوبکر یاعمریاعثمان بگذارند! ثانیآ براساس شهادت تاریخ بعدازمرگ محمدپیامبراسلام ، ابوبکردرسرکوب خونین مردم وواداشتن آنان درپذیرش جبری دین اسلام نقش بسزا داشته ومیتوان اورا درجای خودش یکی ازچهره های خونخوارتاریخ اسلام نامید که ذکرکارنامه های وی را دراین صفحه مجال نیست . بدین ترتیب اگرشما حق دارید درجویابودن من اعتراض نمایید ، من نیزاین حق را ازآن خودمیدانم که نسبت به ابوبکربودن شما اعتراض نمایم . 2- قاتل بودن ووحشی بودن اعراب بدوی را ازیهودیها ویانویسنده گان آنها برداشت واخذ نکرده ام ، بلکه این را تاریخ خود اسلام ومتون قرآن بوضوح وآشکارا بیان میدارد وبدبختانه جهل وتعصب وپذیرش کورکورانه سبب شده است که مسلمانان همه ای آنها را بحساب دستور خدا ووظیفه دینی خود میگذارند، که شوربختانه صبغه آسمانی وخدایی یافتن قتل وغارت بسیار خطرناک وفاجعه آفرین است . 3- باتآسف ودرد که مردم افغانستان ، آنگونه که دکانداران دینی مدعی اند ، اسلام را آگاهانه وداوطلبانه نپذیرفته واین فرهنگ ومکتب به قیمت ریختانده شدن خون هزاران انسان - به برده گی وکنیزی رفتن هزاران زن ومرد ودختروپسر این مرزوبوم برماتحمیل گردیده است . به گواهی تاریخ دین اسلام درسرزمین ما دین میراثی وسنتی است نه دین آگاهی ودانش . این را باید آقای ابابکر لااقل درمنابع تاریخی خودافغانستان جستجونمایید. 4- شفقت براطفال وبزرگان نظرنیک وعالی است ، مشروط به اینکه این نظر بربنیاد عواطف واحساسات انسانی استوار باشد ، نه مذهبی - نژادی - وقبیلوی . سوال مهم اینجاست که آیا نظرمحمدپیامبراسلام وپیروانش نسبت به اطفال وبزرگان غیرمسلمان نیزاین چنین است ؟ که هرگزنه . بنآ دستورشفقت ومحبت واخلاص بافامیل واقارب - خویشاوند وهم کیشان درحکم معایب فکری ویامیوه سمی است . 5- بوسیدن دست کارگر یک بحث ونظر بسیار پیش پاافتاده وعامیانه است که هیچگونه حقوق انسانی وانصاف را درخود حمل نمیکند . هیچ انسانی مجاب وملزم به بوسیدن دست کسی نیست ، بلکه همه مقید ومکلف به رعایت واحترام بحقوق انسانی همدیگرایم . البته این گفته به معنی رد بوسیدن نیست ، بلکه ازلحاظ عاطفی بوسیدن امراختیاری واخلاقی بابار احساسات است . نکته مهم اینست که دین اسلام بصورت عموم وحکومت های اسلامی زمان ما بخصوص، موضع گیری شان درقبال حقوق - جایگاه ونقش کارگر درمناسبات تولیدی چیست ؟ تاجائیکه به شواهد واسناد ربط دارد ؛ دیدگاه اسلام نسبت به کارگربمراتب بی رحمانه ترازدیدگاه جهان سرمایه داری میباشد. وضعیت حقوقی وموقف اجتماعی کارگران درجوامع اسلامی ایران - پاکستان - افغانستان - عربستان سعودی - اندونیزیا- بنگلادیش - امارات متحده عربی- وکشورهای اسلامی آفریقایی بخصوص بی حقوقی کامل کارگران افغانی دراین کشورها را میتوان بحساب نظرنامساعد اسلام درقبال کارگران دانست ! مسئله دست بوسیدن وازحقوق انسانی کاستن ، دقیقآ باصطلاح عامیانه ازریش کندن وبه سبیل اضافه نمودن است . 6- در رابطه به روزه گرفتن وازحال گرسنه باخبرشدن این نتیجه بدست میآید که اندیشه - واحساس انسانها محدود ومنحصر به شکم شان است . یعنی انسان را یک موجودشعوری ودارای فکرمتکامل ندانستن ، که اگرگرسنه وتشنه نباشند ، درک نمیتوانند که گرسنگی چیست ؟ ویااگرمریض نباشند احساس نمیکنند که رنج بیماری چیست ؟ بااین طرزتفکر وارونه ونادرست است که بعدازیکهزاروچهارصدسال روزه گرفتن ، تاهنوز هیچ تدبیروبرنامه ای برای چاره پذیری فقر خانمانسوز درکشورهای اسلامی وجود ندارد وبرعکس مسلمانان مرفه - درقدرت وروزه دار گوشه ای چشم شان به کیسه فقرا ومحرومین دوخته شده ودسترخوان افطار شان باخون محرومین مسلمان خودما رنگین است وچنین است که حاکمان اسلامی افغانستان امروزه ازدست رنج خون آلود مستضعفین ورنجدیده گان جامعه ما تغذیه مینمایند- مناسک حج انجام میدهند- روزه میگیرند - نمازبرپامیدارند وبالاخره یکجا بااشغالگران آمریکایی جهادوجنایت انجام میدهند. 7- فلسفه اسلام برمبنای عبادت وامتحان ، معنی جزاین ندارد که : اولآ خدا علم وآگاهی برجهان هستی ندارد وآنگونه که ادعامیشود ازروزاول نیزپیش بین نبوده که درآینده چه چیزی بوقوع میپیوندد ؟ منطقآ واصولآ امتحان برای دریافت نتیجه ای هست که امتحان گیرنده ازقبل آنرا نمیداند . مثلآ شاگردی به مکتب میخواهد یک صنف بالاترارتقانماید، به مدیریت مکتب پیشنهاد میدهد وآنها چون نسبت به واجدشرایط بودن شاگرد دریک صنف بالاتر اطمینان ندارند، لذا مسئله رامشروط به اخذامتحان میسازد که بابدست آمدن نتیجه معلوم میگردد آیا ارتقای صنف بالاترپذیرفته شود یانه؟ درنتیجه اگرخدا ازقبل نسبت بهمه چیزآگاهی وعلم داشته وباوصف آن دست به ایجاد این صحنه ها درعالم هستی زده ، به جرآت میتوان گفت که این کاربیهوده - عبس وخوشگذرانی بیش نبوده ونیست ! که دراین صورت کاربرد کلمه امتحان بی معنی ونامفهوم است . ودرصورت عکس آن ؛ این نتیجه بدست میآید که اینهمه تعاریف ازخدا بی پایه بوده وخدا مخلوق ذهن بشراست . دومآ قرآن میگوید برگی ازدرخت بزمین نمی ریزد مگربه علم خدا . پس سوال خیلی ساده اینست که این خدای مهره بان ودانا چرا ازریزش باران درصحرای خشک وسوزان عربستان سعودی دریغ داشته وهمه را برسرمردم ویتنام - بنگلادیش- تایلند ودرکل جنوب شرق آسیا آنهم بیشتر دربستر اقیانوسها میریزاند . وبرعکس چرا اینهمه نفت را نصیب شیوخ وحکام عیاش وخوشگذران عرب نموده است و.......
آقای ابوبکر احترام بشما! ازاینکه بشدت مصروف عبادت وفرایض میباشید، وقت گرانبهای شما رابیش ازحدنمی گیرم وبصورت مختصر به پاسخ شما میپردازم . 1- دست یابی به طرزفکری که باشما دراین صفحه درمیان گذاشته ام بدون گردشگری وجستجودرلابلای اسناد ومنابع مختلف تاریخی برایم ناممکن بود که بدون شک نشاندهنده جویابودن یک فرداست . بنابربیزاری وتنفری که ازتعصب دارم ، برخودلازم میدانم تاخودرا مقید واسیر جریان فکری خاصی نساخته ودرامرتحقیق وبررسی اصول بیطرفی کامل را رعایت نمایم ، لذامنبعد نیزجوینده خواهم بود . اینکه شماباپیروی ازاصل تحجر- انقیادفکری ومنش متعصبانه وخودمآبانه ، جوینده رامنحصربه همفکران وهم کیشان خود میدانید مشکل خودشما است ومن ناراحتی شمارانیز باتوجه به این کمبود درک میکنم وبرایم مهم نیست . ازجانب دیگر نسبت به اسم جنابعالی ( ابوبکر ) نیزملاحظاتی ویا اشکالی قوی وجود دارد . درقدم نخست بخش قابل ملاحظه ای ازخودهمفکران اسلامی شما نسبت به ابوبکرنظرمساعد ونیک ندارند. ازدیدشیعیان ابوبکرغاصب خلافت ودشمن اهل بیت پیامبراست . شمامیتوانید دراین رابطه به منابع متعدد ومعتبر متفکرین شیعه مراجعه نمایید! وحتی خودعلی درخطبه سوم نهج البلاغه که معروف به خطبه شقشقیه است چنین میگوید:" الاای تاریخ ! به خداسوگند که فرزند ابوقحافه خلافت مسلمین را چون پیراهن بی قواره ای درپوشید درحالی که بخوبی میدانست ناخدای کشتی خلافت جز علی نیست ". البته این نظر شیعیان است نه نظرمن. شیعیان بدون تعارف ابوبکر- عمروعثمان را غاصب وزجردهنده فاطمه دختر پیامبرمیدانند وباتوجه به این طرزفکر، درمیان تمامی شیعیان علی شما کسی را نمی یابید که اسم خودرا ابوبکر یاعمریاعثمان بگذارند! ثانیآ براساس شهادت تاریخ بعدازمرگ محمدپیامبراسلام ، ابوبکردرسرکوب خونین مردم وواداشتن آنان درپذیرش جبری دین اسلام نقش بسزا داشته ومیتوان اورا درجای خودش یکی ازچهره های خونخوارتاریخ اسلام نامید که ذکرکارنامه های وی را دراین صفحه مجال نیست . بدین ترتیب اگرشما حق دارید درجویابودن من اعتراض نمایید ، من نیزاین حق را ازآن خودمیدانم که نسبت به ابوبکربودن شما اعتراض نمایم . 2- قاتل بودن ووحشی بودن اعراب بدوی را ازیهودیها ویانویسنده گان آنها برداشت واخذ نکرده ام ، بلکه این را تاریخ خود اسلام ومتون قرآن بوضوح وآشکارا بیان میدارد وبدبختانه جهل وتعصب وپذیرش کورکورانه سبب شده است که مسلمانان همه ای آنها را بحساب دستور خدا ووظیفه دینی خود میگذارند، که شوربختانه صبغه آسمانی وخدایی یافتن قتل وغارت بسیار خطرناک وفاجعه آفرین است . 3- باتآسف ودرد که مردم افغانستان ، آنگونه که دکانداران دینی مدعی اند ، اسلام را آگاهانه وداوطلبانه نپذیرفته واین فرهنگ ومکتب به قیمت ریختانده شدن خون هزاران انسان - به برده گی وکنیزی رفتن هزاران زن ومرد ودختروپسر این مرزوبوم برماتحمیل گردیده است . به گواهی تاریخ دین اسلام درسرزمین ما دین میراثی وسنتی است نه دین آگاهی ودانش . این را باید آقای ابابکر لااقل درمنابع تاریخی خودافغانستان جستجونمایید. 4- شفقت براطفال وبزرگان نظرنیک وعالی است ، مشروط به اینکه این نظر بربنیاد عواطف واحساسات انسانی استوار باشد ، نه مذهبی - نژادی - وقبیلوی . سوال مهم اینجاست که آیا نظرمحمدپیامبراسلام وپیروانش نسبت به اطفال وبزرگان غیرمسلمان نیزاین چنین است ؟ که هرگزنه . بنآ دستورشفقت ومحبت واخلاص بافامیل واقارب - خویشاوند وهم کیشان درحکم معایب فکری ویامیوه سمی است . 5- بوسیدن دست کارگر یک بحث ونظر بسیار پیش پاافتاده وعامیانه است که هیچگونه حقوق انسانی وانصاف را درخود حمل نمیکند . هیچ انسانی مجاب وملزم به بوسیدن دست کسی نیست ، بلکه همه مقید ومکلف به رعایت واحترام بحقوق انسانی همدیگرایم . البته این گفته به معنی رد بوسیدن نیست ، بلکه ازلحاظ عاطفی بوسیدن امراختیاری واخلاقی بابار احساسات است . نکته مهم اینست که دین اسلام بصورت عموم وحکومت های اسلامی زمان ما بخصوص، موضع گیری شان درقبال حقوق - جایگاه ونقش کارگر درمناسبات تولیدی چیست ؟ تاجائیکه به شواهد واسناد ربط دارد ؛ دیدگاه اسلام نسبت به کارگربمراتب بی رحمانه ترازدیدگاه جهان سرمایه داری میباشد. وضعیت حقوقی وموقف اجتماعی کارگران درجوامع اسلامی ایران - پاکستان - افغانستان - عربستان سعودی - اندونیزیا- بنگلادیش - امارات متحده عربی- وکشورهای اسلامی آفریقایی بخصوص بی حقوقی کامل کارگران افغانی دراین کشورها را میتوان بحساب نظرنامساعد اسلام درقبال کارگران دانست ! مسئله دست بوسیدن وازحقوق انسانی کاستن ، دقیقآ باصطلاح عامیانه ازریش کندن وبه سبیل اضافه نمودن است . 6- در رابطه به روزه گرفتن وازحال گرسنه باخبرشدن این نتیجه بدست میآید که اندیشه - واحساس انسانها محدود ومنحصر به شکم شان است . یعنی انسان را یک موجودشعوری ودارای فکرمتکامل ندانستن ، که اگرگرسنه وتشنه نباشند ، درک نمیتوانند که گرسنگی چیست ؟ ویااگرمریض نباشند احساس نمیکنند که رنج بیماری چیست ؟ بااین طرزتفکر وارونه ونادرست است که بعدازیکهزاروچهارصدسال روزه گرفتن ، تاهنوز هیچ تدبیروبرنامه ای برای چاره پذیری فقر خانمانسوز درکشورهای اسلامی وجود ندارد وبرعکس مسلمانان مرفه - درقدرت وروزه دار گوشه ای چشم شان به کیسه فقرا ومحرومین دوخته شده ودسترخوان افطار شان باخون محرومین مسلمان خودما رنگین است وچنین است که حاکمان اسلامی افغانستان امروزه ازدست رنج خون آلود مستضعفین ورنجدیده گان جامعه ما تغذیه مینمایند- مناسک حج انجام میدهند- روزه میگیرند - نمازبرپامیدارند وبالاخره یکجا بااشغالگران آمریکایی جهادوجنایت انجام میدهند. 7- فلسفه اسلام برمبنای عبادت وامتحان ، معنی جزاین ندارد که : اولآ خدا علم وآگاهی برجهان هستی ندارد وآنگونه که ادعامیشود ازروزاول نیزپیش بین نبوده که درآینده چه چیزی بوقوع میپیوندد ؟ منطقآ واصولآ امتحان برای دریافت نتیجه ای هست که امتحان گیرنده ازقبل آنرا نمیداند . مثلآ شاگردی به مکتب میخواهد یک صنف بالاترارتقانماید، به مدیریت مکتب پیشنهاد میدهد وآنها چون نسبت به واجدشرایط بودن شاگرد دریک صنف بالاتر اطمینان ندارند، لذا مسئله رامشروط به اخذامتحان میسازد که بابدست آمدن نتیجه معلوم میگردد آیا ارتقای صنف بالاترپذیرفته شود یانه؟ درنتیجه اگرخدا ازقبل نسبت بهمه چیزآگاهی وعلم داشته وباوصف آن دست به ایجاد این صحنه ها درعالم هستی زده ، به جرآت میتوان گفت که این کاربیهوده - عبس وخوشگذرانی بیش نبوده ونیست ! که دراین صورت کاربرد کلمه امتحان بی معنی ونامفهوم است . ودرصورت عکس آن ؛ این نتیجه بدست میآید که اینهمه تعاریف ازخدا بی پایه بوده وخدا مخلوق ذهن بشراست . دومآ قرآن میگوید برگی ازدرخت بزمین نمی ریزد مگربه علم خدا . پس سوال خیلی ساده اینست که این خدای مهره بان ودانا چرا ازریزش باران درصحرای خشک وسوزان عربستان سعودی دریغ داشته وهمه را برسرمردم ویتنام - بنگلادیش- تایلند ودرکل جنوب شرق آسیا آنهم بیشتر دربستر اقیانوسها میریزاند . وبرعکس چرا اینهمه نفت را نصیب شیوخ وحکام عیاش وخوشگذران عرب نموده است و.......