رسلام به هموطن هزاره ام، آقای ی. علی!
تشکر از همصدایی تان. به راستی هم مشکل ما همین است که کثراً تنها خود را می بینیم و نه دیگران را و احمقانه شخص خود را گروه خود را و حزب خود را "ما" و "مردم ما" میخوانیم واین "ما" و "مردم ما" ی خود را به جای همهء مردم کشور قرار میدهیم. و احمقانه تر هم این که میخواهیم دیگران همه از خود و از "ما" و "مردم" خود بگذرند و با آن ِ ما تن بدهند. این نه دموکراسی است و نه مردمسالاری.
من از کسانی که آجندا های قومی خود را به پیش میبرند- مانند سیستانی و روستار تره کی و غیره، گله ندارم. بلکه گلهء من از آنهایی است که خود را درجایگاه مردمسالاران و دموکرات های میگذارند اما الفبای دموکراسی را بلد نیستند. یعنی پذیرش آرای دیگران و حد اقل قید این که "من چنین فکر میکنم" و جلوگیری از قرار دادن خود به جای همهء مردم. همه مردم دیگر خود صدای خود را دارند و نیازی نیست تا از آنها وکالت کرد. هیچکسی، هیچ حزبی، هیچ گروه نمیتواند نمایندهء همهء مردم باشد. این یک جقیقت است.
رسلام به هموطن هزاره ام، آقای ی. علی!
تشکر از همصدایی تان. به راستی هم مشکل ما همین است که کثراً تنها خود را می بینیم و نه دیگران را و احمقانه شخص خود را گروه خود را و حزب خود را "ما" و "مردم ما" میخوانیم واین "ما" و "مردم ما" ی خود را به جای همهء مردم کشور قرار میدهیم. و احمقانه تر هم این که میخواهیم دیگران همه از خود و از "ما" و "مردم" خود بگذرند و با آن ِ ما تن بدهند. این نه دموکراسی است و نه مردمسالاری.
من از کسانی که آجندا های قومی خود را به پیش میبرند- مانند سیستانی و روستار تره کی و غیره، گله ندارم. بلکه گلهء من از آنهایی است که خود را درجایگاه مردمسالاران و دموکرات های میگذارند اما الفبای دموکراسی را بلد نیستند. یعنی پذیرش آرای دیگران و حد اقل قید این که "من چنین فکر میکنم" و جلوگیری از قرار دادن خود به جای همهء مردم. همه مردم دیگر خود صدای خود را دارند و نیازی نیست تا از آنها وکالت کرد. هیچکسی، هیچ حزبی، هیچ گروه نمیتواند نمایندهء همهء مردم باشد. این یک جقیقت است.