شرمم میاید که ترا با انچه مانند سگ زوزه میکشی - هموطن بنامم. ای خاین بی همه چیز با دو و دشنام به انکسیکه دیگر امروزه جهان عملکرد و بصیرت وی را مایه نجات نه تنها بشتون - تاجیک - هزاره - نورستانی -بشه ای - ایماق و در کل افغانستان بلکه بشریت میداند - و بدون شک رزم و ستیز وی مایه بقای تو کثیف بیمقدار شده و مادر و خواهرت را از گاییدن باکستانی - عرب و عجم و غیره رهانیده است - نمیشود حقایق انباشته در دل تاریخ را دگونه نمود. چه قضایای اتفاق افتیده در کشور ما انعکاسی از نبرد - برخاش و ستیز ملتی دست تهی و شکم گرسنه در برابر هیولایی روس و باکستان و تروریزم بوده است که جهان امروزی متمدن را با همه ساز و برگ نظامی و تکنالوزیک ان به حیرت واداشته و از انست که امریکا و اروبا و دیگر شوی های بوبوی روسبی و فاحشه ات بدان به ناچار افرین میگویند و به نام نامی اش جاده و سرک و غیره نام مینهند.
حال انچه گفتم را برای یک لحضه هم که شده به قضاوت بگیر و بدان که ( نام چو جاوید شد - کشتنش اسان کجاست)
و فرمایشات شوی نه نه جانت را در کوس خشویت زده و از گریبان اغای بی غیرت و نصوار بکت که تو کوس نه نه را اداب سخن گفتن و درک حقایق شفاف تاریخ کشور خودت را نداده است - برون کن.
او کوس نه نه ! بدان که تاریخ کشور ها و ملت ها با خون و اتش نوشته میشود و بر همه ماست تا انانیرا که جان در کف برای رضای خدا و در خط دفاع از حق ملت و همنوع معصومش - جانبازانه خون سرخش را نثار میکنند - قهرمانان ملی می نامند. چنانیکه ما مسعود بزرگ را ملقب بدان میدانیم. و این راه و رسمیست که همه کشور های دنیا بدان التزام دارند و از خود ها قهرمان های خود شان را دارند.
حال امید است یک کمی جایگاه قهرمان - قضاوت تاریخ و مسولیت مردم در قبال انرا فهمیده باشی و فرمایشات جنرال گراموف را در کوس خواهرت بزنی تا وی نیز چنین ابلهانه بر بزرگ مردی که وی را بر نسلهای امروز و فردای افغانستان حقی بسیار است - نه تازد.
شرمم میاید که ترا با انچه مانند سگ زوزه میکشی - هموطن بنامم. ای خاین بی همه چیز با دو و دشنام به انکسیکه دیگر امروزه جهان عملکرد و بصیرت وی را مایه نجات نه تنها بشتون - تاجیک - هزاره - نورستانی -بشه ای - ایماق و در کل افغانستان بلکه بشریت میداند - و بدون شک رزم و ستیز وی مایه بقای تو کثیف بیمقدار شده و مادر و خواهرت را از گاییدن باکستانی - عرب و عجم و غیره رهانیده است - نمیشود حقایق انباشته در دل تاریخ را دگونه نمود. چه قضایای اتفاق افتیده در کشور ما انعکاسی از نبرد - برخاش و ستیز ملتی دست تهی و شکم گرسنه در برابر هیولایی روس و باکستان و تروریزم بوده است که جهان امروزی متمدن را با همه ساز و برگ نظامی و تکنالوزیک ان به حیرت واداشته و از انست که امریکا و اروبا و دیگر شوی های بوبوی روسبی و فاحشه ات بدان به ناچار افرین میگویند و به نام نامی اش جاده و سرک و غیره نام مینهند.
حال انچه گفتم را برای یک لحضه هم که شده به قضاوت بگیر و بدان که ( نام چو جاوید شد - کشتنش اسان کجاست)
و فرمایشات شوی نه نه جانت را در کوس خشویت زده و از گریبان اغای بی غیرت و نصوار بکت که تو کوس نه نه را اداب سخن گفتن و درک حقایق شفاف تاریخ کشور خودت را نداده است - برون کن.
او کوس نه نه ! بدان که تاریخ کشور ها و ملت ها با خون و اتش نوشته میشود و بر همه ماست تا انانیرا که جان در کف برای رضای خدا و در خط دفاع از حق ملت و همنوع معصومش - جانبازانه خون سرخش را نثار میکنند - قهرمانان ملی می نامند. چنانیکه ما مسعود بزرگ را ملقب بدان میدانیم. و این راه و رسمیست که همه کشور های دنیا بدان التزام دارند و از خود ها قهرمان های خود شان را دارند.
حال امید است یک کمی جایگاه قهرمان - قضاوت تاریخ و مسولیت مردم در قبال انرا فهمیده باشی و فرمایشات جنرال گراموف را در کوس خواهرت بزنی تا وی نیز چنین ابلهانه بر بزرگ مردی که وی را بر نسلهای امروز و فردای افغانستان حقی بسیار است - نه تازد.