آقای امید! هدف شما از گرفتن پول از سی ای ای چیست؟ دردوران جهاد تسی آی ای تمامی تنظیم های جهادی و قوماندانان مطرح را کمک میکرد. این کمک ها به خاطر مقابله با دشمن مشترک، که همانا کمونیزم بود، صورت میگرفت. مسعود به صورت خاص کمک نمیشد. ای نکته که شما یاد آوری کرده اید، در کتاب جنگ ارواح آمده است. شما چرا همچو مسایل را ناقص و انتخابی انگشت نشان میکنید. درهمان کتاب از زیان سی آی ای نوشته شده است که سی آی ای به مسعود اعتماد نداشت و آنچه سی آی ای ازو میخواست او انجام نداده است. دران کتاب نوشته شده که یک بار سی آی ای کمک پنجاه هزار دالری به مسعود کرده است و مسعود آن کمک را دریافت نکرده بود. زیرا این کمک به برادر و نمایشده اش در پشاور داده شده بود. شرون، نمایندهء سی آی ای انکار مسعود را از گرفتن آن کمک خودش بیان میدارد. مطابق کتاب جنگ ارواح، شرون زمانی ازین کمک پنجاه هزار دالری یاد آوری میکند که بار دیگر برای جمع آوری و خرید راکت استنگر به افغانستان رفته است. او نه تنها با مسعود بلکه با تمام قوماندانان وکسانی که این سلاح را احتمالاً دردست داشتند مراجعه کرده بود...
من میدانم که این هیاهو از جانب دشمنان قسم خورده وقدیمی مسعود علیه او ادامه دارد و از هرنکتهء که بتوانند برایش دوسیه میسازند. این برای من تازه گی ندارد.
در سال های جهاد، یک نویسندهء امریکایی به نام «کن فالیت» کتابی نوشت به نام: همبستری با شیر ها. این کتاب در مورد مجاهدین افغانستان بود و به خصوص صحنهء وقوع حوادث داستان پنجشیر در نظر گرفته شده بود. همانگونه که رسم است، در آغاز کتاب نویسنده نوشته بود که، این کتاب افسانه است نه حقیقت و هرگونه تقارن نام های این کتاب به اشخاص حقیقی تصادفی است... همچنان نویسنده اظهار داشته بود که یگانه نامی که حقیقی است، نام مسعود و درهء پنجشیر است. اما درسراسر کتاب نویسننده نشان میدهد که هیچگون رابطهء جنسی و یا دوستی غیر مشروع میان دختران فرانسوی که به صفت پرستار ونرس کار میکردند، با مجاهدین، برقرار نشده بود. بلکه هر کاری که داشتند با خارجی های خود داشتند....
اما حزب اسلامی و دستگاه های تبلیغاتی آن همان ناول را سند گرفته و آوازه انداختند که مسعود با دختران فرانسوی در پنجشیر ارتباط داشت...
ازهمین گونه است که آنچه شما در مورد گرفتن پول از سی آی ای گفته اید. کتاب ستیو کول که شما ازان صحبت میکنید، به زبان انگلیسی نزد من است و من آنرا خوانده ام...
آقای امید! هدف شما از گرفتن پول از سی ای ای چیست؟ دردوران جهاد تسی آی ای تمامی تنظیم های جهادی و قوماندانان مطرح را کمک میکرد. این کمک ها به خاطر مقابله با دشمن مشترک، که همانا کمونیزم بود، صورت میگرفت. مسعود به صورت خاص کمک نمیشد. ای نکته که شما یاد آوری کرده اید، در کتاب جنگ ارواح آمده است. شما چرا همچو مسایل را ناقص و انتخابی انگشت نشان میکنید. درهمان کتاب از زیان سی آی ای نوشته شده است که سی آی ای به مسعود اعتماد نداشت و آنچه سی آی ای ازو میخواست او انجام نداده است. دران کتاب نوشته شده که یک بار سی آی ای کمک پنجاه هزار دالری به مسعود کرده است و مسعود آن کمک را دریافت نکرده بود. زیرا این کمک به برادر و نمایشده اش در پشاور داده شده بود. شرون، نمایندهء سی آی ای انکار مسعود را از گرفتن آن کمک خودش بیان میدارد. مطابق کتاب جنگ ارواح، شرون زمانی ازین کمک پنجاه هزار دالری یاد آوری میکند که بار دیگر برای جمع آوری و خرید راکت استنگر به افغانستان رفته است. او نه تنها با مسعود بلکه با تمام قوماندانان وکسانی که این سلاح را احتمالاً دردست داشتند مراجعه کرده بود...
من میدانم که این هیاهو از جانب دشمنان قسم خورده وقدیمی مسعود علیه او ادامه دارد و از هرنکتهء که بتوانند برایش دوسیه میسازند. این برای من تازه گی ندارد.
در سال های جهاد، یک نویسندهء امریکایی به نام «کن فالیت» کتابی نوشت به نام: همبستری با شیر ها. این کتاب در مورد مجاهدین افغانستان بود و به خصوص صحنهء وقوع حوادث داستان پنجشیر در نظر گرفته شده بود. همانگونه که رسم است، در آغاز کتاب نویسنده نوشته بود که، این کتاب افسانه است نه حقیقت و هرگونه تقارن نام های این کتاب به اشخاص حقیقی تصادفی است... همچنان نویسنده اظهار داشته بود که یگانه نامی که حقیقی است، نام مسعود و درهء پنجشیر است. اما درسراسر کتاب نویسننده نشان میدهد که هیچگون رابطهء جنسی و یا دوستی غیر مشروع میان دختران فرانسوی که به صفت پرستار ونرس کار میکردند، با مجاهدین، برقرار نشده بود. بلکه هر کاری که داشتند با خارجی های خود داشتند....
اما حزب اسلامی و دستگاه های تبلیغاتی آن همان ناول را سند گرفته و آوازه انداختند که مسعود با دختران فرانسوی در پنجشیر ارتباط داشت...
ازهمین گونه است که آنچه شما در مورد گرفتن پول از سی آی ای گفته اید. کتاب ستیو کول که شما ازان صحبت میکنید، به زبان انگلیسی نزد من است و من آنرا خوانده ام...
در