Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 23036

کوچ اجباری دیگری در راه است؟

29 جنوری 2009, 13:26, توسط احمد بهارچوپان

حضور دست اندرکاران محترم و خواننده گان ورجاوند کابل پرس? درود و عرض ادب.

بی گمان که معضل قشری مسما به کوچی، جزئی از معضل بزرگ تر به نام مسئله ملی است!
و لاینحل باقی ماندن مسئله ملی در همه ابعاد وجوانب آن سبب شده تا حق کشی و زور گویی و در مجموع بیعدالتی روشمند نهادینه شود.

اما چگونه میتوان به حل این مسئله مهم پرداخت؟

از کجا باید آغاز کرد؟

چه زبانی را برای شرح اهمیت و ارزش حل شدن این مسئله بکار گرفت تا گروهی، ملیتی و قومی نینگارد که مورد توطیه و دشمنی قرار گرفته است؟

زیرا تاریخ گواه هست که تغییر و تبدیل نظام ها و شیوه های اسمی حکمرانی ، رفت و آمد چهره های متفاوت برسریرقدرت سیاسی هیچ گاه گره گشای مشکلات و مصایب اجتماع نگشت، برای آنکه تمام رژیم های سقط شده از چپی تا خانواده گی و قومی پرداختن به مسئله ملی را خطری برای قدرت خانوادگی و حاکمیت سیاسی قومی انگاشتند و با آن به ضدیت پرداختند.

حالا نیز اگر شخصیتی ، یا تشکل فرهنگی و سیاسی یی حرف از بی عدالتی ها و جفا های رفته بر مردم بمیان میاورد میشود دشمن وحدت ملی و جاسوس و دست نشانده فلان کشور !

در حالیکه انکار خطا ها و دفاع از خاطی های مثل عبدالرحمان و نادر و گلبدین، نه تنها به حل مسئله ملی نمی انجامد، بلکه تکرار فجایع از قبیل آنچه دو سال آزگار پیش چشمان ده ها هزار خارجی و دیده بان های کور حقوق بشر بر سرمردم بومی بهسود و وردک گذشت،حاد بودن مسئله را نشان میدهد و باید به آن پرداخت.

بدون شک طرح گفتمان مسئله ملی و ارایه راهکار های اصولی و
استفاده از تجارب کشور های جهان که ساختار اتنیکی متفاوت دارند، مثلا کشور هند، میتواند در این راه کار آمد باشد.

اما برای فعلا شاید بهتر باشد تا سیاسیون و نخبه گان اقوام شریف هزاره، ازبیک و تاجیک و هم چنان روشنفکران و قلم بدستان و اندیشه وران گرامی این اقوام، که بیشترینه بهای بیعدالتی های تاریخی را با از دست دادن گروه های انسانی به گونه کتلوی و برباد رفتن دارایی های مادی شان پرداخته اند، به طور جدی به فکر ایجاد یک محور مشترک باشند!

محوری که در همسویی و هم اندیشی و دستگیری همدیگر سد استواری در برابر پیشروی خزنده سیاست های فاشیستی نظام حاکم باشد.
ورنه همانگونه که بنده بار ها به مناسبت های مختلف عرض کرده ام اگر تاجیک حمله بر مناطق هزاره نشین و غضب شدن زمین و دارایی های ایشان را به نظاره بنشیند، و برعکس هزاره و ازبیک از نابودی تاجیک شاد شوند آنگاه مراد دل دشمنان به خوبی و زودی برآورده میشود و همانگونه که دیدیم با تفوق یافتن بر یکی سراغ دیگری خواهد رفت و دومی را از اولی سنگین تر گوشمالی خواهد داد.

رهبران سیاسی و متنفذین قومی سه قوم متذکره که بار بیشتر بی عدالتی های تاریخی یک قوم را برده اند، اگر از گذشت روزگار نیاموزند و نیاموختند از هیچ حادثه یی نخواهند آموخت!
ورنه دوهمه سقاوی که دستورالعمل طالبان و تیم حاکم بوده است، برای کسانی که با چشم سر می بینند و با عقل باز می پذیرند، عبرت آموز خوبیست.
گام های نخست را از جستجوی نقاط قکری مشترک و درد مشترک آغاز کنم، تا زبان و سرنوشت مشترک مان ما را به همدلی رهنمون شود.
و آنگاه با یک صدا و از ته دل خواستار حل مسئله ملی شویم.

جستجو در کابل پرس