سلام به تمام شما . منجمله کامران جان میرهزار و به برادر نویسای عزیزم محمد علی جان .
وقتی نوشته محمد علی جان را خواندم خواستم که نظری هم ارایه کنم که در اخرین سطر های نوشته محمد علی جان رسیده بودم که ناگهان با دو جمله عالی نویسنده 50% از عقایدم را دیدم که نوشته بود
( به او افتخار میکنم به عنوان یک افغانی که «گنکور» گرفته است و شرمسارم از نگاه یکجانبه ی او به رنج های وطن و هموطنانش )
ولی باز هم میخواستم ادامه عقایدم رابنویسم ولی با یک رفرش دیدم عزیزانی نیز نظریاتی نوشته اند وقتی خواندم دیدم تمام عقایدم را دوستان نوشته اند و برای بنده کدام جای خالی نمانده خواستم ننویسم ولی متاسر شدم که چنین نقد زیبایی را بخوانم و مانند نادیده ها از کنارش بگزرم و نادیده بگیرم
اولتر از همه نقد محمد علی جان بسیار عالی و با منابع و تخصصی نوشته بود در اول انسان را به یک سردرگمی میرساند که عقیده نویسنده معلوم نبود که مثبت یا منفی است . ولی بعد از نصف متن اهسته اهسته روشنتر و روشنتر می شود که این خود نیز یک سبک عالی است .
ولی در باره اقای رحیمی ، اقای رحیمی با انکه داستان نویس عالی هست ولی به نظر بنده باید این دو کلمه را از هم تفکیک داد
کوشش و خوشگذرانی ، این دو پدیده برای بکار گرفتن فن ها و بدست اوردن اثارمطلوب از هم دساورد های دارد که در نوشته های اقای رحیمی و خالد حسینی به وضوح می شود فهمید در نوشته های خالد جان یک نوع دقیت و کوشش بدون تخیل های ذهنی دید در صورتی که در نوشته های اقای رحیمی قطب مخالف ان به خوبی اشکار است
و هم نظری رحیمی با شاه صابق این خود نشان دهنده ی در طرز لباس پوشیدن ، گفتار و دیگر خصایص رحیمی را نشان میدهد از شوق های و علایق شاه صابق همه مردم افغانستان باخبرند تا حتی که همین شهوات شاه باعث مرگ وی گردید
پس چگونه اقای رحیمی را میگویید که چرا از شاه پیروی میکند و احترام برایش قایل شده
کبوتر با کبوتر / باز با باز /
در اخیر یک خواهش از محمد علی جان داشتم که در نقد تان نقطه ضعف نداشت در صورتی که عفت کلام را مراعات میکردید و از نوشتن بعضی نام های .... پرهیز می کردید بهتر میشد باز هم موفق باشید
در اخیر من هم به عنوان یک افغان برای تمام هموطنانم این موفقعیت افای رحیمی را تبریک میگویم
سلام به تمام شما . منجمله کامران جان میرهزار و به برادر نویسای عزیزم محمد علی جان .
وقتی نوشته محمد علی جان را خواندم خواستم که نظری هم ارایه کنم که در اخرین سطر های نوشته محمد علی جان رسیده بودم که ناگهان با دو جمله عالی نویسنده 50% از عقایدم را دیدم که نوشته بود
( به او افتخار میکنم به عنوان یک افغانی که «گنکور» گرفته است و شرمسارم از نگاه یکجانبه ی او به رنج های وطن و هموطنانش )
ولی باز هم میخواستم ادامه عقایدم رابنویسم ولی با یک رفرش دیدم عزیزانی نیز نظریاتی نوشته اند وقتی خواندم دیدم تمام عقایدم را دوستان نوشته اند و برای بنده کدام جای خالی نمانده خواستم ننویسم ولی متاسر شدم که چنین نقد زیبایی را بخوانم و مانند نادیده ها از کنارش بگزرم و نادیده بگیرم
اولتر از همه نقد محمد علی جان بسیار عالی و با منابع و تخصصی نوشته بود در اول انسان را به یک سردرگمی میرساند که عقیده نویسنده معلوم نبود که مثبت یا منفی است . ولی بعد از نصف متن اهسته اهسته روشنتر و روشنتر می شود که این خود نیز یک سبک عالی است .
ولی در باره اقای رحیمی ، اقای رحیمی با انکه داستان نویس عالی هست ولی به نظر بنده باید این دو کلمه را از هم تفکیک داد
کوشش و خوشگذرانی ، این دو پدیده برای بکار گرفتن فن ها و بدست اوردن اثارمطلوب از هم دساورد های دارد که در نوشته های اقای رحیمی و خالد حسینی به وضوح می شود فهمید در نوشته های خالد جان یک نوع دقیت و کوشش بدون تخیل های ذهنی دید در صورتی که در نوشته های اقای رحیمی قطب مخالف ان به خوبی اشکار است
و هم نظری رحیمی با شاه صابق این خود نشان دهنده ی در طرز لباس پوشیدن ، گفتار و دیگر خصایص رحیمی را نشان میدهد از شوق های و علایق شاه صابق همه مردم افغانستان باخبرند تا حتی که همین شهوات شاه باعث مرگ وی گردید
پس چگونه اقای رحیمی را میگویید که چرا از شاه پیروی میکند و احترام برایش قایل شده
کبوتر با کبوتر / باز با باز /
در اخیر یک خواهش از محمد علی جان داشتم که در نقد تان نقطه ضعف نداشت در صورتی که عفت کلام را مراعات میکردید و از نوشتن بعضی نام های .... پرهیز می کردید بهتر میشد باز هم موفق باشید
در اخیر من هم به عنوان یک افغان برای تمام هموطنانم این موفقعیت افای رحیمی را تبریک میگویم
زنده باد افغانستان
آنلاین : http://biswad.blogfa.com