Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

صفحه نخست کابل پرس > ... > سخنگاه 24819

"توبه نامه" حمزه واعظی

15 مارچ 2009, 01:39, توسط آواره

ریشه فکری همه ای دستگاه ها وحاکمیت های جنایت پرور وعدالت گریز درآسمان است . بدون نشانه گرفتن ومقراض این تندیده های چرکین وسمی ، غلبه برباورهای مادیت یافته آن درزمین کاردشوار وبیحاصل است . دست کم دشواری دربرداشتن نخستین گام درافشای ماهیت زمینی آنان اینست که بایسته به آدرس تک تک این پاسداران جهل وتزویر مراجعه گردد تامتهم به داشتن گرایش وسمپاتی به یکی ازآنان نگردیم . به عبارت دیگر درهر مطلب نوشتاری لازم میافتد تااز نزول وحی به جورج دبلیوبوش - ساراپلین - احمدی نژاد- خاخامهای اسرائیل مبنی برمجازبودن به انجام هرجنایت وپلیدی ! شروع وبه ذکرسربریدن طلبه های اسلامی ودست وپابریدن آخوندهای شیعی درکوه پایه های هزاره جات خاتمه دهیم. بنظرم این کار هم دست وپاگیروفرعی مینمایدوهم نامؤثر. آنانکه نسبت به حاکمیت وسلطه پوسیده ترین وسیاه ترین طرزتفکر برپهنای زنده گی مردم ساکن درکشورهای اسلام زده ، جگرخونین وقلب پریشان دارند؛ صدالبته بارنخست باخود تصفیه حساب نمایند. اگربه ارکان ومتون فکری بنام قرآن - انجیل وتورات باوردارند وآنهارا دارای شآن نزول آسمانی میپندارند!! بیجهت بخود دردسروزحمت رواندارند وصوابدیده ترآن است که عجله فرمایند تاازکاروان شتابان بسوی خداوخرماعقب نمانند، زیرا : به تحقیق آنچه را مزاری انجام داد یا مسعود ! گلبدین انجام میدهد یاسیاف ! طالب عملی میدارد یاحزب وحدت ! آی اس آی برنامه مینماید یا دستگاه اطلاعات رژیم اسلامی ایران یاخادمین حرمین شریفین ! همه وهمه بخط شده درپرتوارشادات دین مبین اسلام است که به اشکال گوناگون واما باعین محتوی وکاراکتر درطول تاریخ بربشریت گذشته واجرا گردیده ودرعین زمان " لاتسقط من ورقته الایعلمها " یعنی همه بخواست ومشیت اوئیست که بی چشم میبیند وبی گوش میشنود . من درینجا نمونه ای ازآیات خداوندی - فرستاده شده به محمد وتدوین شده درکتاب مقدسی بنام قرآن را میآورم تادلیل گویای باشد به آنچه من بشرسراپاتقصیریادآودرگردیده ام : خداوند درقرآن درسوره مائده از آیه 27 الی 31 مخلوق مظلومش را چنین پندوارشاد میفرماید:- " وبخوان برآنها به حقیقت وراستی حکایت دوپسرآدم را که تقرب به قربانی جستند ازیکی پذیرفته شد وازآن دیگری پذیرفته نشد . گفت من ترا البته خواهم کشت ، گفت که خداقربانی متقیان را خواهد پذیرفت . اگرتوبکشتن من دست برآوری من هرگز به کشتن تودست دراز نخواهم کرد که من ازخدای جهانیان می ترسم .من خواهم که گناه کشتن من وگناه مخالفت تو هردو به توباز گردد تاتواهل جهنم شوی که آن آتش جزای ستمکاران عالم است . پس ازاین گفتگو هوای نفس اورا برکشتن برادرش ترغیب نمود تا اورا بقتل رساند وبدین سبب از زیان کاران گردید . آنگاه خدا کلاغی را برانگیخت که زمین را باچنگال گود نماید تا به اوبنماید که چگونه بدن مرده برادر را زیر خاک پنهان سازد و باخود گفت ای وای برمن آیامن ازآن عاجزترم که مانند این کلاغ باشم تاجسد برادر را زیر خاک پنهان کنم. وازاین کارسخت پشیمان گردید." ودرآیه 33 همین سوره چنین ارشاد میفرماید:- " هماناکیفرآنان که باخداورسول او به جنگ برخیزند وبه فساد کوشند درزمین جزاین نباشد که آنهارا به قتل رسانند یا به دارکشند ویادست وپایشان برخلاف ببرند یابانفی بلد ازسرزمین صالحان دور کنند این ذلت وخواری عذاب دنیوی آنهاست وامادرآخرت باز در دوزخ به عذابی بزرگ معذب خواهندبود." تبصره . خداوندی که آدم را بحیث اشرف مخلوقات خلق نموده وازخاک پست به اوجان داده - به بهشت فرستاده - بعدتوسط شیطان به اوانجام کارخلاف آموخته وبیرونش کرده - پسراوقابل را ازکارزشت ونادرست منع وجلوگیری نکرده - وحتی به این اشرف مخلوقات به اندازه یک کلاع هم عقل نداده ؛ چنانچه دربخاک سپردن جسد برادر کلاغ آدم را هدایت گروراهنمامیشود!! ودرعین زمان بشریت را درمجموع ازنسل همان قابل قاتل قرار داده است و...... آیا امروزه این بشر قاتل زاده وبی عقل تر ازکلاغ دربرابر حکم آیه 33 وده ها دستور وآیات دیگری مبنی برقتل وانتقام ، چی میتواند انجام دهد غیرازآنکه امروزه دارند انجام میدهند!! البته داستان اینکه چراقابل تصمیم به کشتن برادر میگیرد وچگونه هردوتا نزد خدا برای حل اختلاف شان تحفه میفرستند وخدا درتمامی این پروسیجر شوم وتوطئه آمیزحاضروناظر وآگاه هست ، وهوای نفس درعین حضور خدا ، برقابل غالب وحاکم است و..... نیازمند مطالعه وجستجواست که عقل مندان وخردورزان ما آنرا دنبال نمایند.

جستجو در کابل پرس