سالهاست که با خود در ستیزم تا از آمدن افکار شیطانی به مغزم جلوگیری کنم , خود را از فکر کردن درباره خدا و دین و زندگی منع نمایم نوعی خود را صدای خود را خود خفه کنم , برای من صحبت کردن از دین و خدا و امثالهم مرزی هولناک و مهلک بوده است نه برای من که برای جامعه من عدول از این مرز ذهنی همین گونه بوده است دین برایم عقیده یی خدشه ناپذیر و کامل می نمود چیزی که هرگاه به نبود آن می اندیشیم دنیایی سیاه و نابود در مغزم به وجود می آمد و شکر می کردم که من نیز به جایی وابسته هستم من به کمال این دین دل بسته بودم توانی اش را در اداره اجتماع فراتر ازقدرت بشرمی دانستم توانی که مرزهای زمین و زمان را می شکند و میتواند توده های عظیم بشری را به سلامت به سعادت برساند دین می تواند با نظارت کامل بر امور اقتصادی , اجتماعی و خصوصی مردم نظمی عالی و عدالتی واقعی را پیاده سازد.و مسئله من از همینجا آغاز شد
آیا دین من امروز توانسته با قدرت مافوق بشریش به کمک انسان بشتابد ,آیا دین من توانسته است که توده های عظیم بشری را به سلامت به سعادت برساند؟ و با احاطه کامل بر زندگی اقتصادی , اجتماعی و خصوصی بشریت نظمی عالی و عدالتی واقعی را پیاده بسازد؟
دین به من می گوید به خدا ایمان داشته باش . من ایمان دارم
دین به من می گوید به محمد ایمان داشته باش من ایمان دارم
دین به من می گوید به معاد و جزا ایمان داشته باش من دارم
دین به من می گوید نماز بخوان من می خوانم
دین به من می گوید زکات بده من می دهم
دین به من می گوید زنا نکن من نمی کنم
دین به من می گوید دزدی نکن من نمی کنم
دین به من می گوید قتل نکن من نمی کنم
دین به من می گوید و هر آنچه دین به من می گوید انجام خواهم داد به شرافت انسانی خود سوگند یاد می کنم که از انجام آن سر پیچی نکنم هر فرمانی را دین ازمن بخواهد بدون کم کاست انجام خواهم داد نه آنگونه که فرمانروایان دین انجام می دهند.
اما آیا دین مرا به سعادت خواهند رساند؟ آیا دین که جامعه من را نجات دهد؟ به من نگویید که تو خود را برهان که انسان بدون جامعه هیچ است.
آیا خداوند که صاحب دین است به من قول شرف می دهد که به سعادت برسم؟به من نگویید که در آخرت به آن می رسی در حالی که دیگران در دنیا به آن رسیده اند .
من سوال خود را از دین می کنم و از خدامیکنم برخیزید و به من پاسخ دهید ای محمد ای دارنده والاترین درجات در نزد خدا ای کسیکه به یک اشاره توانستی ماه را از نیم کنی و به پلک بر هم زدنی هفت آسمان را در نوردیدی لحظه ایی لطف نمو ده این گمراه را راهنمایی کن و او را از این وضعیت نجات بده ای خدا مگر تو قادر متعال , بخشنده مهربان نیستی از سخنان من به خشم نیا و مرا به خاطر درد دلی از سر دل درد مسخ نکن آنطور که فرمانروایان دین می گویند فقط به من پاسخ بده که آیا میتوانی مرا به سعات برسانی به آنچه دیگرانی در آنند و ما پیروان دین تو و پیامبر تو مانند تشنگان در پی آنیم ؛چرا به نباید برخی حرفها که همه می دانیم باید در درون ما سانسور شود , پی آمدهای آن بترسیم در حالی که می تواند چراغ مارا روشن کند ,چرا نباید با خدا حرف بزنیم و با دین خدا و با پیامبر خدا به بحث بنشینیم آیا خدا و پیامبر آنقدر ناتوان است که فقط توانسته اند از شکاف زمانی دوران جاهلیت بگذرند بی شک چنین نیست در عوض رسیدگی مستقیم به امور دنیا کار آن را به فرمانروایان دین سپرده باشند به شرافت انسانیم قسم اگر دین همین باشد که میگویند و اجرا می کنند من از دین بیزارم . من کسی را به عنوان نماینده خدا و مجری امر خدا در زمین به رسمیت نمی شناسم , در ساده لوحانه ترین اندیشه ها هم من نقصی در خود برای نماینده خدا شدن نمی بینم,خداوند به هیچکس کاغذ نماینده گی نداده است.پس چرا اینان که داعیه نمایندگی خدارا دارند به ما که هر آنچه ایشان می گویند انجام می دهیم پاداشمان را نمی دهند بلاشک تمام کاری که می کنند چوشیدن خون ملت داغدار مسلمان است تا بدبختتر و بد روزگار تر شوند این جملات از سر کفر و لامذهبی نیست بلکه درد است که خداخواهد شنید و چنان شما ملایان را رسوا خواهد نمود که خود را جمع کرده نتوانید . بخدا کاری که شما می کنید نهایت بی شرمی و بی همتی است دست از سر ما بردارید بگذارید که این زخمهای عمقی اندک التیامی بگیرند . به خدا قسم در دنیایی که ما هستیم با هدفی که ما و شما ملایان و مولویان انتخاب کرده ایم این روشش نیست که به آن برسیم . مگر هدف ما غرب نیست پس چرا خود را فریب دهیم و شما هم مارا فریب دهید اگر هدفتان غرب نیست موترها و خانه ها و یونورسیتی هایی که فرزندانتان را می فرستید و رفاه و امنیتی که برای خود در خارج ساخته ایید برای چیست. ای مردم درجه چندم جهان بخداوندی خدا کسی حالا در جهان پی اسلام نیست . حتی عربستان که مرکز آمال و آرمان هر ساده مسلمان افغانستانی است به فحشاکده تبدیل شده است عربها با پولی که از خون فرزندان ما بدست می آیند اسلام را در تلویزیونهای دنیا به ما نشان می دهند مگر چشم نداریدوای از کسی که خود را به خواب می زند . شما می گویید مالزی و ترکیه و دوبی و غیره ممالکی که اندکی ترقی غربی نموده اند از راه اسلام توانسته اند به اینجا برسند خیر آنها روشهای غرب را برگزیدند روش آموزش و زندگی کردن غرب را آموختند و می دانم که مولوی ها و آیت الله ها همه بدنبال همین نوع زندگی هستند حس جاه طلبی و زر اندوزی ایشان است که آنها را در این مملکت نگاهداشته است به خدا قسم قبله ما برگشته ما و همه بزرگان ما به سوی لندن و واشنگتن نماز می خوانیم خود را بازی ندهیم اگر مرد گفتن نیستیم مرد شنیدن باشیم به خدا قسم خدای ما برگشته خدای ما دالر است و به سوی او سجده می کنیم خود را بازی ندهیم کسی در افغانستان به فکر اسلام نیست اینها بازی است برای توجیه کشتن و بردن و غارت کردن است این اسلام در ادای دین به غرب و شرق قرار گرفته است بخدا قسم من که مسلمان این دین که شما دارید نیستم
سالهاست که با خود در ستیزم تا از آمدن افکار شیطانی به مغزم جلوگیری کنم , خود را از فکر کردن درباره خدا و دین و زندگی منع نمایم نوعی خود را صدای خود را خود خفه کنم , برای من صحبت کردن از دین و خدا و امثالهم مرزی هولناک و مهلک بوده است نه برای من که برای جامعه من عدول از این مرز ذهنی همین گونه بوده است دین برایم عقیده یی خدشه ناپذیر و کامل می نمود چیزی که هرگاه به نبود آن می اندیشیم دنیایی سیاه و نابود در مغزم به وجود می آمد و شکر می کردم که من نیز به جایی وابسته هستم من به کمال این دین دل بسته بودم توانی اش را در اداره اجتماع فراتر ازقدرت بشرمی دانستم توانی که مرزهای زمین و زمان را می شکند و میتواند توده های عظیم بشری را به سلامت به سعادت برساند دین می تواند با نظارت کامل بر امور اقتصادی , اجتماعی و خصوصی مردم نظمی عالی و عدالتی واقعی را پیاده سازد.و مسئله من از همینجا آغاز شد
آیا دین من امروز توانسته با قدرت مافوق بشریش به کمک انسان بشتابد ,آیا دین من توانسته است که توده های عظیم بشری را به سلامت به سعادت برساند؟ و با احاطه کامل بر زندگی اقتصادی , اجتماعی و خصوصی بشریت نظمی عالی و عدالتی واقعی را پیاده بسازد؟
دین به من می گوید به خدا ایمان داشته باش . من ایمان دارم
دین به من می گوید به محمد ایمان داشته باش من ایمان دارم
دین به من می گوید به معاد و جزا ایمان داشته باش من دارم
دین به من می گوید نماز بخوان من می خوانم
دین به من می گوید زکات بده من می دهم
دین به من می گوید زنا نکن من نمی کنم
دین به من می گوید دزدی نکن من نمی کنم
دین به من می گوید قتل نکن من نمی کنم
دین به من می گوید و هر آنچه دین به من می گوید انجام خواهم داد به شرافت انسانی خود سوگند یاد می کنم که از انجام آن سر پیچی نکنم هر فرمانی را دین ازمن بخواهد بدون کم کاست انجام خواهم داد نه آنگونه که فرمانروایان دین انجام می دهند.
اما آیا دین مرا به سعادت خواهند رساند؟ آیا دین که جامعه من را نجات دهد؟ به من نگویید که تو خود را برهان که انسان بدون جامعه هیچ است.
آیا خداوند که صاحب دین است به من قول شرف می دهد که به سعادت برسم؟به من نگویید که در آخرت به آن می رسی در حالی که دیگران در دنیا به آن رسیده اند .
من سوال خود را از دین می کنم و از خدامیکنم برخیزید و به من پاسخ دهید ای محمد ای دارنده والاترین درجات در نزد خدا ای کسیکه به یک اشاره توانستی ماه را از نیم کنی و به پلک بر هم زدنی هفت آسمان را در نوردیدی لحظه ایی لطف نمو ده این گمراه را راهنمایی کن و او را از این وضعیت نجات بده ای خدا مگر تو قادر متعال , بخشنده مهربان نیستی از سخنان من به خشم نیا و مرا به خاطر درد دلی از سر دل درد مسخ نکن آنطور که فرمانروایان دین می گویند فقط به من پاسخ بده که آیا میتوانی مرا به سعات برسانی به آنچه دیگرانی در آنند و ما پیروان دین تو و پیامبر تو مانند تشنگان در پی آنیم ؛چرا به نباید برخی حرفها که همه می دانیم باید در درون ما سانسور شود , پی آمدهای آن بترسیم در حالی که می تواند چراغ مارا روشن کند ,چرا نباید با خدا حرف بزنیم و با دین خدا و با پیامبر خدا به بحث بنشینیم آیا خدا و پیامبر آنقدر ناتوان است که فقط توانسته اند از شکاف زمانی دوران جاهلیت بگذرند بی شک چنین نیست در عوض رسیدگی مستقیم به امور دنیا کار آن را به فرمانروایان دین سپرده باشند به شرافت انسانیم قسم اگر دین همین باشد که میگویند و اجرا می کنند من از دین بیزارم . من کسی را به عنوان نماینده خدا و مجری امر خدا در زمین به رسمیت نمی شناسم , در ساده لوحانه ترین اندیشه ها هم من نقصی در خود برای نماینده خدا شدن نمی بینم,خداوند به هیچکس کاغذ نماینده گی نداده است.پس چرا اینان که داعیه نمایندگی خدارا دارند به ما که هر آنچه ایشان می گویند انجام می دهیم پاداشمان را نمی دهند بلاشک تمام کاری که می کنند چوشیدن خون ملت داغدار مسلمان است تا بدبختتر و بد روزگار تر شوند این جملات از سر کفر و لامذهبی نیست بلکه درد است که خداخواهد شنید و چنان شما ملایان را رسوا خواهد نمود که خود را جمع کرده نتوانید . بخدا کاری که شما می کنید نهایت بی شرمی و بی همتی است دست از سر ما بردارید بگذارید که این زخمهای عمقی اندک التیامی بگیرند . به خدا قسم در دنیایی که ما هستیم با هدفی که ما و شما ملایان و مولویان انتخاب کرده ایم این روشش نیست که به آن برسیم . مگر هدف ما غرب نیست پس چرا خود را فریب دهیم و شما هم مارا فریب دهید اگر هدفتان غرب نیست موترها و خانه ها و یونورسیتی هایی که فرزندانتان را می فرستید و رفاه و امنیتی که برای خود در خارج ساخته ایید برای چیست. ای مردم درجه چندم جهان بخداوندی خدا کسی حالا در جهان پی اسلام نیست . حتی عربستان که مرکز آمال و آرمان هر ساده مسلمان افغانستانی است به فحشاکده تبدیل شده است عربها با پولی که از خون فرزندان ما بدست می آیند اسلام را در تلویزیونهای دنیا به ما نشان می دهند مگر چشم نداریدوای از کسی که خود را به خواب می زند . شما می گویید مالزی و ترکیه و دوبی و غیره ممالکی که اندکی ترقی غربی نموده اند از راه اسلام توانسته اند به اینجا برسند خیر آنها روشهای غرب را برگزیدند روش آموزش و زندگی کردن غرب را آموختند و می دانم که مولوی ها و آیت الله ها همه بدنبال همین نوع زندگی هستند حس جاه طلبی و زر اندوزی ایشان است که آنها را در این مملکت نگاهداشته است به خدا قسم قبله ما برگشته ما و همه بزرگان ما به سوی لندن و واشنگتن نماز می خوانیم خود را بازی ندهیم اگر مرد گفتن نیستیم مرد شنیدن باشیم به خدا قسم خدای ما برگشته خدای ما دالر است و به سوی او سجده می کنیم خود را بازی ندهیم کسی در افغانستان به فکر اسلام نیست اینها بازی است برای توجیه کشتن و بردن و غارت کردن است این اسلام در ادای دین به غرب و شرق قرار گرفته است بخدا قسم من که مسلمان این دین که شما دارید نیستم