نخست اینکه مرد نیز ناقص العقل است و عاقل در دین مبین اسلام تنها پروردگار یکتاست که با این صفت شناخته میشود.
زنان و مردان دو بازوی برابر جامعه ی انسانی میباشند. در بعضی از موارد زنان برتری دارند و در بعضی از مسائل مردان. این بدین معنی نیست که اگر بگوییم زنان به نسبت مردان بیشتر احساساتی و عاطفی هستند، مردان را تحقیر و توهین کرده ایم. اگر کج بحثی کنیم (که مخالفین دین مبین اسلام اکثراً چنین میکنند) پس عاطفی دانستن زنان خود به معنی بی رحم بودن مردان میتواند تفسیر گردد. که اصلاً چنین نیست. زنان بصفت مادر، دختر، همسر و خواهر مردان موقف و جایگاه خاصی در دین مبین اسلام دارند و بارز ترین مثال را میتوان جلوگیری از زنده بگور کردن دختران را در بدو تولد نام برد. کدام دین و یا مکتب فکری توانسته مانند اسلام زنان را از مرگ حتمی در روز ها نخستین زندگی نجات دهد.
بطور فشرده به بزرگترین و مشهور ترین انتقاد های زنانیکه خود را روشنفکر دانسته و بر علیه اسلام و ارزش های اسلامی میرزمند میپردازیم:
تعدد ازواج: داشتن بیش از یک زن و بعضاً کنیز در صدر اسلام و یا هم اکنون در کشور های به اصطلاح مسلمان مانند عربستان سعودی و امارات متحده چرا جایز است؟ پاسخ ساده است و آن اینکه مردان بنابر خصلت طبیعی و فطری بیش از زنان به مسائل جنسی و مزاوجت فکر میکنند و متمایل هستند.
طبیعتاً یک زن هرگز نمیتواند خواهشات جنسئ یک مرد را بطور کامل مرفوع و مشبوع سازد. اما در اسلام هرگز صریحاً امر به داشتن کنیز و بیش از یک زن نشده و داشتن کنیز و بیش از یک زن کدام افتخار ویا برتری نیز بوده نمیتواند. صرف گفته شده اگر عدالت را مراعات میتوانید، و امیال جنسئ تان تقاضا میکند، میتوانید همزمان بیش از یک زن داشته باشید.
این مجوز در شکل های دیگری در دنیای لیبرال دیموکرات ویا کشور های غربی موجود است (اگر مثال کشور های غربی را برایتان میآورم بخاطر اینست که همه ی مخالفین اسلام بدیل و جایگزینی بهتر از قوانین مروج در کشور های غربی برای نظام اسلامی و مکتب اسلام ندارند).
مثلاً بطور مُشت نمونه خروار: در کشور های متمدن غربی از منشی / سکرتر، نرس، و کارمندان پائین رتبه بصفت مرفوع کنندگان خواهشات و امیال جنسی استفاده میشود. این عمل تقریباً در تمامئ کشور های متمدن مروج است. به گونه های مختلف قوانین ساخته شده توسط خود را شکستانده و از زنان و مردانیکه آنها را برای کار و اهداف بغیر از سکس استخدام نموده اند، برای رفع خواهشات جنسی استفاده مینمایند.
پس خواهر افغان / افغانستانی عزیز، داشتن بیشتر از یک زن (آنهم در صورت رعایت عدالت) و عقد های موقت (در تشیع) و مسیار (در تسنن) راه حل های بدی نیستند و اگر به درستی عمل گردند مشکلات جوامع اسلامی را ته حد زیادی از میان برمیدارند.
بدیل شما نیز بعوض احکام اسلام این است که یک دختر و پسر آزاد باشند تا تحت نام دوستی و رفاقت و در طول عمر خود دهها دوست دختر و دوست پسر را تجربه کنند که در عمل میتواند به فحشا و ضایع شدن حقوق طرفین منجر گردد.
در مسائلی همچو مدیریت و اداره ی امور و حتی در رشته های بسیار ظریف و عاطفی همانند شعر و شاعری مردان برتری های نسبت به زنان دارند که با انکار شما از بین نمیروند.
در اسلام فقط یکبار آنهم پس از لشکر کشئ بی بی عایشه بر علیه حضرت علی ع بود که منجر به کشته شدن هزاران تن گردید و بالاخره حضرت علی ع فرمودند: "زنان به راستی ناقص العقل اند" و این فرمایش ایشان نسبیست یعنیکه زنان به نسبت مردان ناقص العقل اند. و مفهوم دیگر این جمله این بوده میتواند که انسانها بطور کل ناقص العقل اند ولی زنان به مقدار بیشتر.
اما روی همرفته این بدان معنی نیست که مردان برتر از زنان هستند ویا میتوانند حقوق زنان را پایمال کنند. خطا های مسلمین و مدعیان اسلام را نیز نمیتوان دسته ی شمشیر متعارض بر اسلام و قوانین اسلامی نمود.
امید خاطر ظریف و لطیف شما را با نوشتن حقایق نرنجانده باشم.
خدمت زن افغان / افغانستانی باید عرض گردد:
نخست اینکه مرد نیز ناقص العقل است و عاقل در دین مبین اسلام تنها پروردگار یکتاست که با این صفت شناخته میشود.
زنان و مردان دو بازوی برابر جامعه ی انسانی میباشند. در بعضی از موارد زنان برتری دارند و در بعضی از مسائل مردان. این بدین معنی نیست که اگر بگوییم زنان به نسبت مردان بیشتر احساساتی و عاطفی هستند، مردان را تحقیر و توهین کرده ایم. اگر کج بحثی کنیم (که مخالفین دین مبین اسلام اکثراً چنین میکنند) پس عاطفی دانستن زنان خود به معنی بی رحم بودن مردان میتواند تفسیر گردد. که اصلاً چنین نیست. زنان بصفت مادر، دختر، همسر و خواهر مردان موقف و جایگاه خاصی در دین مبین اسلام دارند و بارز ترین مثال را میتوان جلوگیری از زنده بگور کردن دختران را در بدو تولد نام برد. کدام دین و یا مکتب فکری توانسته مانند اسلام زنان را از مرگ حتمی در روز ها نخستین زندگی نجات دهد.
بطور فشرده به بزرگترین و مشهور ترین انتقاد های زنانیکه خود را روشنفکر دانسته و بر علیه اسلام و ارزش های اسلامی میرزمند میپردازیم:
تعدد ازواج: داشتن بیش از یک زن و بعضاً کنیز در صدر اسلام و یا هم اکنون در کشور های به اصطلاح مسلمان مانند عربستان سعودی و امارات متحده چرا جایز است؟ پاسخ ساده است و آن اینکه مردان بنابر خصلت طبیعی و فطری بیش از زنان به مسائل جنسی و مزاوجت فکر میکنند و متمایل هستند.
طبیعتاً یک زن هرگز نمیتواند خواهشات جنسئ یک مرد را بطور کامل مرفوع و مشبوع سازد. اما در اسلام هرگز صریحاً امر به داشتن کنیز و بیش از یک زن نشده و داشتن کنیز و بیش از یک زن کدام افتخار ویا برتری نیز بوده نمیتواند. صرف گفته شده اگر عدالت را مراعات میتوانید، و امیال جنسئ تان تقاضا میکند، میتوانید همزمان بیش از یک زن داشته باشید.
این مجوز در شکل های دیگری در دنیای لیبرال دیموکرات ویا کشور های غربی موجود است (اگر مثال کشور های غربی را برایتان میآورم بخاطر اینست که همه ی مخالفین اسلام بدیل و جایگزینی بهتر از قوانین مروج در کشور های غربی برای نظام اسلامی و مکتب اسلام ندارند).
مثلاً بطور مُشت نمونه خروار: در کشور های متمدن غربی از منشی / سکرتر، نرس، و کارمندان پائین رتبه بصفت مرفوع کنندگان خواهشات و امیال جنسی استفاده میشود. این عمل تقریباً در تمامئ کشور های متمدن مروج است. به گونه های مختلف قوانین ساخته شده توسط خود را شکستانده و از زنان و مردانیکه آنها را برای کار و اهداف بغیر از سکس استخدام نموده اند، برای رفع خواهشات جنسی استفاده مینمایند.
یکی از مثال های فراموش ناشدنی و تاریخئ این پدیده ی شوم رابطه ی بیل کلینتون و مونیکا لوینسکی بود که بنابر موقف رئیس جمهور امریکا به رسوایی کشیده شد وگر نه میلیون ها سوء استفاده جنسی تحت نام آزادئ و حقوق زن در کشور های به اصطلاح متمدن روزمره رُخ میدهد که خبرش به مطبوعات و رسانه ها نمیرسد و یا اگر میرسد ما وقت نداریم تا به همه ی آنها بپردازیم.
پس خواهر افغان / افغانستانی عزیز، داشتن بیشتر از یک زن (آنهم در صورت رعایت عدالت) و عقد های موقت (در تشیع) و مسیار (در تسنن) راه حل های بدی نیستند و اگر به درستی عمل گردند مشکلات جوامع اسلامی را ته حد زیادی از میان برمیدارند.
بدیل شما نیز بعوض احکام اسلام این است که یک دختر و پسر آزاد باشند تا تحت نام دوستی و رفاقت و در طول عمر خود دهها دوست دختر و دوست پسر را تجربه کنند که در عمل میتواند به فحشا و ضایع شدن حقوق طرفین منجر گردد.
در مورد حکم اعدام و قصاص باید گفت: ارزش احکام اسلام را شما هنگامی خواهید دانست که خود قربانئ اعمال شنیع و غیر اسلامی دیگران گردید. بطور نمونه اگر شما بجای این خواهر ما در کابل میبودید حتماً خواستار صدور حکم سنگسار / اعدام فرد متجاوز میشدید.
در مسائلی همچو مدیریت و اداره ی امور و حتی در رشته های بسیار ظریف و عاطفی همانند شعر و شاعری مردان برتری های نسبت به زنان دارند که با انکار شما از بین نمیروند.
در میان 1000 شرکت کامیاب، برتر و موفق امریکا و جهان فقط 26 CEO ویا مدیر عامل زن داریم که خود نشان دهنده مشکلات زنان در مسایل اداری و مدیریت است. وگرنه در محیط آزاد و بدون تعصب های جنسئ امریکا چرا زنان نتوانسته اند تا به اکنون به موقف بهتر از این برسند؟
در اخبار خواندم که بعد از 341 سال و برای نخستین بار یک زن توانست در بریتانیا لقب (ملک الشعرا) را بدست آورد که خود ثابت میسازد زنان در بعضی از مسایل مانند مردان نیستند.
در اسلام فقط یکبار آنهم پس از لشکر کشئ بی بی عایشه بر علیه حضرت علی ع بود که منجر به کشته شدن هزاران تن گردید و بالاخره حضرت علی ع فرمودند: "زنان به راستی ناقص العقل اند" و این فرمایش ایشان نسبیست یعنیکه زنان به نسبت مردان ناقص العقل اند. و مفهوم دیگر این جمله این بوده میتواند که انسانها بطور کل ناقص العقل اند ولی زنان به مقدار بیشتر.
اما روی همرفته این بدان معنی نیست که مردان برتر از زنان هستند ویا میتوانند حقوق زنان را پایمال کنند. خطا های مسلمین و مدعیان اسلام را نیز نمیتوان دسته ی شمشیر متعارض بر اسلام و قوانین اسلامی نمود.
امید خاطر ظریف و لطیف شما را با نوشتن حقایق نرنجانده باشم.
شادزی