سنت پیامبر مهربانی و رحمت در دره های افغانستان جاری است!
7 اكتبر 2009, 02:58, توسط hazarbuz
به بزتبدیل شده اگر بز از یاد شما رفته باشد همانا بز دوشاخ بسر دارد ویک دم به چهار پا روان میباشد .اکنون هزاربز برایت مینوسم جای شرم است که با اینطور ازخودت تعریف کردی هیچ حیای به تو باقی نمانده
تاشقرغانی ضاحب !
خدا را شکر کنید که با سرپلی مواجه نشده اید و گرنه شما را ( اهو دزد دشت گور مار ) صدا میکرد . من در طول این جنگ ها و بدبختی ها با مردم افغانستان غم شریک بوده ام و هرگز امریکا و اروپا روی من اثر چنانی نداشته است . نه مانند خیلی ها مو های خود را طلایی نموده ام و نه شروع به دهلک و دنبک زدن نموده ام و نه از بیکاری شروع به شعر گفتن و یذله گویی نموده ام . درین روز ها مانند همیشه از درامد ماهانه که دارم سه حصه ان به افغانهای پاکستان - ایران و افغانستان میرود و با یک حصه ان من به مشکل زنده گی میگذرانم . ولی خودت فقط جواب من را به مزاری خوانده ( بی خلطه ) فیر نموده ایی و اصل حرف سر ( سرپلی ) است که شاید خودت را اختراع نموده به میدان روان کرده باشد و یا تو میخواهی از خودت یک ( چپنکی ) درست نموده به میدان داخل شوی , بهر حال از شروعات شما معلوم است در حال جنگ هستی و قبل از این که از غیرت شروع نمایی و بی بیهوده گی بیانجامی , میخواستم بدانم که در انتخابات اخیر مردم تاشقرغان چه احتیاجی داشتند که از عبدالله عبدالله به مزار رفته طرفداری نمایند . عبدالله عبدالله در دور حکومت داری خود به دولت افغانستان قبلاء کدام چکر به تاشقرغان امده بود ؟ کدام پل یا پل چک برای شما درست نموده بود ویا کدام شفاخانه و یا کتابخانه افتتاح نموده بود . خیر بهر حال من از شما میخواهم که درست سر جای خود بنشینید و متوجه باشید که شخصی مانند عیدالله عبدالله و قسیم فهیم و یا اشرف غنی و یا یکی از دارو دسته کرزی , خودشان ویا کوچی ها را روان کرده نام سرک ها و کوچه های شما را به نام ملا عمر و عثما بن لادین تغیر ندهند . باقی ضرور نبود کلتور و عنعنات مردم تاشقرغان را به دمب کشیده وارد جنگی شوید که اصلاء به شما مربوط نیست . بهر صورت , برای شما عکس تنگه تاشقرغان را دارم و گذارش است , در همان سالی که سر تنگه غلطیده بود , یک دو روز به میله گل سرخ مانده بود که من با پدرم و برادرم و با اعضای خانواده ما از زیر تنگه گذشته بودیم و به سر تخت یکی از سماوار های بازار نشسته چای و ( قیماق ) معروف تاشقرغان را میخوریم , که یک بارگی صدای مانند ترقیدن بمب به گوش ما خورد . بعدا معلوم شد که سر تنگه غلطیده است .
به بزتبدیل شده اگر بز از یاد شما رفته باشد همانا بز دوشاخ بسر دارد ویک دم به چهار پا روان میباشد .اکنون هزاربز برایت مینوسم جای شرم است که با اینطور ازخودت تعریف کردی هیچ حیای به تو باقی نمانده
تاشقرغانی ضاحب !
خدا را شکر کنید که با سرپلی مواجه نشده اید و گرنه شما را ( اهو دزد دشت گور مار ) صدا میکرد . من در طول این جنگ ها و بدبختی ها با مردم افغانستان غم شریک بوده ام و هرگز امریکا و اروپا روی من اثر چنانی نداشته است . نه مانند خیلی ها مو های خود را طلایی نموده ام و نه شروع به دهلک و دنبک زدن نموده ام و نه از بیکاری شروع به شعر گفتن و یذله گویی نموده ام . درین روز ها مانند همیشه از درامد ماهانه که دارم سه حصه ان به افغانهای پاکستان - ایران و افغانستان میرود و با یک حصه ان من به مشکل زنده گی میگذرانم . ولی خودت فقط جواب من را به مزاری خوانده ( بی خلطه ) فیر نموده ایی و اصل حرف سر ( سرپلی ) است که شاید خودت را اختراع نموده به میدان روان کرده باشد و یا تو میخواهی از خودت یک ( چپنکی ) درست نموده به میدان داخل شوی , بهر حال از شروعات شما معلوم است در حال جنگ هستی و قبل از این که از غیرت شروع نمایی و بی بیهوده گی بیانجامی , میخواستم بدانم که در انتخابات اخیر مردم تاشقرغان چه احتیاجی داشتند که از عبدالله عبدالله به مزار رفته طرفداری نمایند . عبدالله عبدالله در دور حکومت داری خود به دولت افغانستان قبلاء کدام چکر به تاشقرغان امده بود ؟ کدام پل یا پل چک برای شما درست نموده بود ویا کدام شفاخانه و یا کتابخانه افتتاح نموده بود . خیر بهر حال من از شما میخواهم که درست سر جای خود بنشینید و متوجه باشید که شخصی مانند عیدالله عبدالله و قسیم فهیم و یا اشرف غنی و یا یکی از دارو دسته کرزی , خودشان ویا کوچی ها را روان کرده نام سرک ها و کوچه های شما را به نام ملا عمر و عثما بن لادین تغیر ندهند . باقی ضرور نبود کلتور و عنعنات مردم تاشقرغان را به دمب کشیده وارد جنگی شوید که اصلاء به شما مربوط نیست . بهر صورت , برای شما عکس تنگه تاشقرغان را دارم و گذارش است , در همان سالی که سر تنگه غلطیده بود , یک دو روز به میله گل سرخ مانده بود که من با پدرم و برادرم و با اعضای خانواده ما از زیر تنگه گذشته بودیم و به سر تخت یکی از سماوار های بازار نشسته چای و ( قیماق ) معروف تاشقرغان را میخوریم , که یک بارگی صدای مانند ترقیدن بمب به گوش ما خورد . بعدا معلوم شد که سر تنگه غلطیده است .
http://i27.tinypic.com/x1hztl.jpg