رفتار اسلام با زنان / زن در اسلام تازی حیثیت ماشین چوچه کشی را دارد که تازی هر چند تا که میخواهد از ین ماشین های رنگارنگ تولید کشورهای اسلامی داشته باشد.اما شرابش باید فرانسوی باشد.
8 اكتبر 2009, 22:22, توسط Yamdari
سروش جان گرامی
اینانی که از اسلام دم می زنند نه عربی میدانند و نه تازینامه را خوانده اند فقط سینه به سینه تقلید می کنند. و بعضی که می بیند ملایی فائده زیاد دارد ریش می گزارند و چند آیت و حدیث یاد می گیرند و هر روز دعا می کند که کسی بمیرد تا برود و چند ایت بخواند و دو سه صد به جیب بزند و یک شکم نان چرب ورسره. خوب حالا من یک مثال از تاریخ خود عرب که البلاذری ،یا ابن خلدون جورجزیدان یا طبری است اینها تمام جریانات را مثل طوطی وار تمام وقایع را نوشته اند. خود محمد بعد ازینکه مدینه را فتح کردند و نامه به خسرو پرویز نوشت که دین نوی ساخته که مخترع آن سلمان فارسی حرامزاده است .خسرو پرویز را خنده گرفت و نامه اش را پاره پاره کرد و به دورانداخت .خوب ما امپراتور جهان بودیم و صاحب کاخها ولی عرب در غژدی ها زندگی می کردند.و هر روز آرزو داشتند . که صاحب قصر شوند که امروز از برکت نوکران های فراوان و فتنه انگلیس شدند.
خوب فراموش نکنم که : روزی چند نفر از اهالی کوفه سرراه محمد ایستادند و گفتند تو دعوی پیغمبری داری ؟ اگر راست می گویی همین حالا یک معجزه به ما نشان بده که ما مسلمان شویم محمد چون هیچ هنری نداشت جز شتر چرانی رفت و شترش را آورد .و گفت : این یک حیوان است ومفید حالا ازین آب نهر که شما آب می برید این هم حق دارد که ازین جا همیشه آب بخورد. چند نفر که به دورش ایستاده بودند همه خندیدند .و گفتند این که معجزه نمیشود. و مسلمان نشدند.
و کاکایش ابولهب که مرد ثروتمندی بود و زنش هم یکی از بهترین شاعره های زن تاریخ عرب است همین جار وجنجال را با محمد داشت . چون از اشحاص ولگرد خوشش نمی آمد. که مانند سرملی بی منطق صحبت کند. محمد همیشه تقاضای کمک و پشتبانی از کاکایش را داشت ولی کاکایش می دانست که این آدم مالیخولیائی دارد. و هزیان می گوید .برادران افغان کمی با عقل زندگی کنید . سردر آخور همین بدبختی را دارد. ابولهب گفت من گپ هی ترا قبول می کنم وقتی اگر تو پرسش مرا پاسخ بدهی .محمد گفت چیست ؟ اولهب گفت: به تو وحی می آید از طرف الللللله ؟ ( در آنزمان بهترین شغل که تمام مردم از آدم می ترسید و چشم بسته زنان بند ها را باز می کرد . همین پیغمبری ، تنها محمد نبود هر سنگ را بالا می کردی ده تا پپیغمبر زیرش بود) به هرصورت به محمد گفت بیا دروسط خانه ایستاده شو و یک پای خود را از زمین بلند کن ؟ وقتی محمد یک پایش را بلند کرد و سر یک پا ایستاد .ابولهب گفت : حالا به آن اللله که ترا فرستاده و قدرت دارد بگو که پای دیگرت را او از زمین بلند کند. محمد هر چه زیر زبان الله الله کمک گفت هیچ کسی به دادش نرسید. شاید الله او خواب رفته بود بهر صورت مانده شد و به زمین افتاد و شرمید . ابولهب گفت برو دگر نزد من نام پیغمبری را نگیری ؟ این است سبب دشمنی محمد با کاکای پولدارش که همیشه محمد را شرمنده می ساخت با منطقش .که فورا" پیش سلمان رفت و گفت یک آیه بساز برای کاکایم . و آنهم ساخت ( تبت یداابی لهب وتب ما اغنی.....)بریده باد دستان ابی لهب. خوب حالا اگر الله آیه دست بریدن اغنیا مانند ابی لهب رغا صادر می کند ومن ازاو سوال دارم : چرا این ابی لهب را مغز داده سرمایه داده زن هوشیار و شاعره با منطق داده و این محمد یتیمچه شتر چران مادر مرده پدر مرده و دست به هر کاری می زد. عقده پول کاکا او را واداشت که با زن 40 ساله ازدواج کند و صاحب پول شود. دگر چه بگویم ....بروید تاریخ اسلام و عرب تازی را بخوانید. مگر دین اسلام به کسی اجازه سوال کردن می دهند؟ به هر صورت گوشت گنده گردن قصاب .چاره نیست ماهم این گوشت را برای پشک می اندازیم تا بوی طعفنش زندگی مارا به گند نزند.
حالاغ اگر سرملی هم چیزی اضافه می کند با آن خط هیرو غلف اش بنویسد خوش می شوم.
همین سرپلی ها نمی روند تازینامه را نخوانده اند که خود محمد دها بار گفته من هم یک انسان مثل شما هستم . و سیاست استعمار آنقدر درباره اش نوکر و اجیر را پولداده و تبلیغ کرده که سرملی میخواهد تمام زنان خانواده اش را درخدمت عرب قرار بدهد مگر همین حالا برو در ممالک عربی برو و ببین که در هر خانه عرب تازی چندین نوکر و آنهم دختر افغانی ، ایرانی ،پاکستانی ، هندی ، ترکی ، کرد ، و فلیپینی و بنگالی و سریلانکائی و هزاران دختر مسلمه .که بنا بر گفته بی بی سی که چند سال قبل گفت آنها را servant quarter نمی دهند و در دهلیز میخوابانند. پدر بی شرف عرب و تمام فرزندان بچه این اعراب هر شب به این نوکر ها تجاوز می کنند. اول زنا می کنند باز میروند سر جای نماز ایستاده میشوند.
این است فرهنگ تازیان .
آمریکاو انگلیس نوکری دارند که همیشه پاهایشان را می لیسد و آن خلیفه های کشور های عربی است مانند شیخ عبداله بوت پاک انگلیسها، باز عربها نوکرانی دارند که منافع آنان راغ در کشور های ما تامین می کنند مانند همین شیخ و ملا و بعضی رهبر های کشور های اسلامی .
سروش جان گرامی
اینانی که از اسلام دم می زنند نه عربی میدانند و نه تازینامه را خوانده اند فقط سینه به سینه تقلید می کنند. و بعضی که می بیند ملایی فائده زیاد دارد ریش می گزارند و چند آیت و حدیث یاد می گیرند و هر روز دعا می کند که کسی بمیرد تا برود و چند ایت بخواند و دو سه صد به جیب بزند و یک شکم نان چرب ورسره. خوب حالا من یک مثال از تاریخ خود عرب که البلاذری ،یا ابن خلدون جورجزیدان یا طبری است اینها تمام جریانات را مثل طوطی وار تمام وقایع را نوشته اند. خود محمد بعد ازینکه مدینه را فتح کردند و نامه به خسرو پرویز نوشت که دین نوی ساخته که مخترع آن سلمان فارسی حرامزاده است .خسرو پرویز را خنده گرفت و نامه اش را پاره پاره کرد و به دورانداخت .خوب ما امپراتور جهان بودیم و صاحب کاخها ولی عرب در غژدی ها زندگی می کردند.و هر روز آرزو داشتند . که صاحب قصر شوند که امروز از برکت نوکران های فراوان و فتنه انگلیس شدند.
خوب فراموش نکنم که : روزی چند نفر از اهالی کوفه سرراه محمد ایستادند و گفتند تو دعوی پیغمبری داری ؟ اگر راست می گویی همین حالا یک معجزه به ما نشان بده که ما مسلمان شویم محمد چون هیچ هنری نداشت جز شتر چرانی رفت و شترش را آورد .و گفت : این یک حیوان است ومفید حالا ازین آب نهر که شما آب می برید این هم حق دارد که ازین جا همیشه آب بخورد. چند نفر که به دورش ایستاده بودند همه خندیدند .و گفتند این که معجزه نمیشود. و مسلمان نشدند.
و کاکایش ابولهب که مرد ثروتمندی بود و زنش هم یکی از بهترین شاعره های زن تاریخ عرب است همین جار وجنجال را با محمد داشت . چون از اشحاص ولگرد خوشش نمی آمد. که مانند سرملی بی منطق صحبت کند. محمد همیشه تقاضای کمک و پشتبانی از کاکایش را داشت ولی کاکایش می دانست که این آدم مالیخولیائی دارد. و هزیان می گوید .برادران افغان کمی با عقل زندگی کنید . سردر آخور همین بدبختی را دارد. ابولهب گفت من گپ هی ترا قبول می کنم وقتی اگر تو پرسش مرا پاسخ بدهی .محمد گفت چیست ؟ اولهب گفت: به تو وحی می آید از طرف الللللله ؟ ( در آنزمان بهترین شغل که تمام مردم از آدم می ترسید و چشم بسته زنان بند ها را باز می کرد . همین پیغمبری ، تنها محمد نبود هر سنگ را بالا می کردی ده تا پپیغمبر زیرش بود) به هرصورت به محمد گفت بیا دروسط خانه ایستاده شو و یک پای خود را از زمین بلند کن ؟ وقتی محمد یک پایش را بلند کرد و سر یک پا ایستاد .ابولهب گفت : حالا به آن اللله که ترا فرستاده و قدرت دارد بگو که پای دیگرت را او از زمین بلند کند. محمد هر چه زیر زبان الله الله کمک گفت هیچ کسی به دادش نرسید. شاید الله او خواب رفته بود بهر صورت مانده شد و به زمین افتاد و شرمید . ابولهب گفت برو دگر نزد من نام پیغمبری را نگیری ؟ این است سبب دشمنی محمد با کاکای پولدارش که همیشه محمد را شرمنده می ساخت با منطقش .که فورا" پیش سلمان رفت و گفت یک آیه بساز برای کاکایم . و آنهم ساخت ( تبت یداابی لهب وتب ما اغنی.....)بریده باد دستان ابی لهب. خوب حالا اگر الله آیه دست بریدن اغنیا مانند ابی لهب رغا صادر می کند ومن ازاو سوال دارم : چرا این ابی لهب را مغز داده سرمایه داده زن هوشیار و شاعره با منطق داده و این محمد یتیمچه شتر چران مادر مرده پدر مرده و دست به هر کاری می زد. عقده پول کاکا او را واداشت که با زن 40 ساله ازدواج کند و صاحب پول شود. دگر چه بگویم ....بروید تاریخ اسلام و عرب تازی را بخوانید. مگر دین اسلام به کسی اجازه سوال کردن می دهند؟ به هر صورت گوشت گنده گردن قصاب .چاره نیست ماهم این گوشت را برای پشک می اندازیم تا بوی طعفنش زندگی مارا به گند نزند.
حالاغ اگر سرملی هم چیزی اضافه می کند با آن خط هیرو غلف اش بنویسد خوش می شوم.
http://www.youtube.com/watch?v=hU9a...
همین سرپلی ها نمی روند تازینامه را نخوانده اند که خود محمد دها بار گفته من هم یک انسان مثل شما هستم . و سیاست استعمار آنقدر درباره اش نوکر و اجیر را پولداده و تبلیغ کرده که سرملی میخواهد تمام زنان خانواده اش را درخدمت عرب قرار بدهد مگر همین حالا برو در ممالک عربی برو و ببین که در هر خانه عرب تازی چندین نوکر و آنهم دختر افغانی ، ایرانی ،پاکستانی ، هندی ، ترکی ، کرد ، و فلیپینی و بنگالی و سریلانکائی و هزاران دختر مسلمه .که بنا بر گفته بی بی سی که چند سال قبل گفت آنها را servant quarter نمی دهند و در دهلیز میخوابانند. پدر بی شرف عرب و تمام فرزندان بچه این اعراب هر شب به این نوکر ها تجاوز می کنند. اول زنا می کنند باز میروند سر جای نماز ایستاده میشوند.
این است فرهنگ تازیان .
آمریکاو انگلیس نوکری دارند که همیشه پاهایشان را می لیسد و آن خلیفه های کشور های عربی است مانند شیخ عبداله بوت پاک انگلیسها، باز عربها نوکرانی دارند که منافع آنان راغ در کشور های ما تامین می کنند مانند همین شیخ و ملا و بعضی رهبر های کشور های اسلامی .