خدمت آقای خلیل الله انصاری مبلغ اداب و اخلاق و دین !
12 اكتبر 2009, 15:49, توسط بابک روشن ضمیر
آقای محترم خلیل الله انصاری احترامات مرا بپذیرید.
متاسفانه در هر سه نامه تان چیزی به استثنای دروغ ،خشم،عصبانیت مفرط،دستپاچگی و سفاهت چیزی بیشتر ندیدم.چرا اینقدر وارخطا و پریشان میشوید؟چرا بر گفتار و کردار تان کنترول ندارید؟شما که خود را یک واعظ اسلامی کشور ما میدانید.چرا اینقدر ظاهر و باطن تان از هم فرق دارد؟شما ممکن است افراد دیگری را بتوانید بفریبید،اما در قسمت فریب دادن بابک کوشش نکنید.چون بابک مثل شما هوایی به کسی اتهام نمیبندد.شما در هر سه نامه تان بدون آنکه آبراببینید ،موزه را از پا کشیده اید.بین نظریات من و آقای هزار بز فرق های بسیار زیادی وجود دارد که شما نتوانسته اید آنها را ببینید.و بدون تعمق و تفکر با خواندن یک یا دو نامه عجله کرده و قضاوت نموده اید.یا بفکر کدام فریبکاری دیگری میباشید.شما باید قبل از آنکه مرا متهم به نوشتن با اسم هزار بز میکردید،با حوصله مندی نظریات ،روحیات و عادات مرا با نظریات،روان و عادات نوشتاری و فکری آقای هزار بز مقایسه کرده و دلایل تانرا با منطق و حوصله مندی مثل یک انسان عاقل بیان نموده و بعدآ تمام نکاتی که به نظر تان مشترک خورده بود، با نوشته های جدید ترامتحان کرده و بعد از ادعا و اثبات،در صورتی که صد در صد مطمئن میشدید،به همان شیوه خودتان مجازات میکردید.که طرف مقابل هم به گناه خود واقف میگردید.مثلی که شما به هویت انصاری بود خویش واقف هستید.اما شما به یکبار چنان سیل سفاهت و دشنام از زبان جاری کرده اید که حد ندارد.حالا قبل از بررسی و مطالعه مرا محاکمه و بدون سمع دفاعیه ، به باد دشنام گرفته اید برای شما چه بگویم؟
من و شما باید یکی از این دو حالت رابپذیریم.حالت اول اینکه شما درست حدس زده اید.پس در اینصورت من تمام دشنام های تان را ضرب هزار کرده وباید قبول کنم.و یا حالت دوم اینکه ،شما در قضاوت تان عجله کرده و بخطا رفته اید.پس با این نوشته شما حماقت و جهالت تانرا به رسمیت شناخته ودر این حالت دوم ، من تمام دشنام های تانرا ضرب صد هزار کرده و دوباره به آدرس خودتان میفرستم.چون اینکار حق من است.چون من بیگناه میباشم و در گام بعدی باز هم تمام این دشنام ها را ضرب میلیون کرده و به ادرس .......باید بفرستم.بلی یا نه ؟؟خوب در حال حاضراینرا میگویم که نه نه این مرحله باشد برای بعد.هنوز برای اینکار وقت داریم.
اما اگر من برعکس ،وقتی به شما میگویم که شما آقای انصاری هستید و سرپلی یکی از اسمای مستعار شماست،به این معنی است که دلایل کافی برای اثبات ادعای خود دارم.یک دلیل نه بلکه صد دلیل.شما یکی از آنها را رد نمیتوانید.چونکه این عین واقعیت میباشد.این موضوع را هردوی ما میدانیم.ببینید،من نوشته های شما را از حیث نکات خیلی متفاوت و اسناد زیادی که خودتان هم نمیدانید و نمیتوانید حدس بزنید،مورد بررسی قرار داده و قرار میدهم.چیز هایی را من مورد بررسی قرار میدهم که شما حدس هم زده نمیتوانید.از همین سبب است که در مورد هویت تان صد در صد مطمئن میباشم.با این بهانه که گویا سرپلی نظریات انصاری را استفاده کرده است خود را خلاص نمیتوانید.دلایلی هم وجود دارد که خود آقای بزرگوار و بافضیلت از نوشته های سرپلی بیچاره!!؟؟ استفاده کرده است.باز چه دلیل دارید؟یا آقای رسا اشعار و نوشته ها و نظریات انصاری را بنام خود میدهد.باز چه دلیل دارید؟این نوع استفاده ها یک طرفه نه بلکه سه جانبه میباشد.شما هم اینرا دقیقآ متوجه هستید.اینرا بدانید که زمانی شما بحیث یکنفر با چندین اسم پیام میگذارید،بدون آنکه خود تان متوجه باشید،آثار "انگشتان تانرا" در آنجا گذاشته و فراموش میکنید که آنها را پاک کنید.و این امر سبب دستگیری شما میگردد.شما نه یک اثر انگشت،بلکه به صد ها به یادگار گذاشته اید.هر قدر دیده درایی کنید به همان اندازه بی حیثیت تر شده و میشوید.ببینید من از شما چیز زیادی نخواسته ام .فقط گفته ام که با املای اصلی خودتان بنویسید،به طرف مقابل صحبت تان ولو هرکس باشد اهانت نکنید و راست بنویسید.مگر اینها حرف های نادرست اند؟ چه فکر میکنید؟خلاصه همه تقاضا هایم همین بود که احساس مسولیت کنید و بی بند و باری را کنار بگذارید و بس.
وقتی که الله تان برای شما میگوید که دروغ نگو و شما هم تظاهر فوق العاده به پابندی به گفتار الله تان دارید.چه فکر میکنید؟ آیا الله تان دروغ تانرا میداند یا نه؟حتمآ با خود میگوئید که برو باز توبه میکنم.خوب خیر است حال اگر صد بهانه هم بیاورید ،بابک در آینده کم کم اسناد ارائه میکند و شما به انکار تان تا اخیر ادامه بدهید.باز میبینم که چه خواهد شد.
حالا ادعا هم دارید که به آقای انصاری ایمیل داده اید !!!!!؟؟؟؟؟و فهمیده اید که کمپیوترش بند است .آفرین به اینقدر درک شما.شما از کجا دانستید که کمپیوترش بند است.از بند بودن کمپیوتر های دیگران هم خبر دارید یا تنها ازبندش کمپیوتر آقای انصاری مطلع هستید؟باز هم ایمیل تانرا ادامه بدهید.من از شما نمیپرسم که ایمیل انصاری را از کجا پیداکرده اید.چون شما نه تنها یک آدرس ایمیل انصاری صاحب را بلکه تمامی ایمیل هایش را که شاید در حدود صد ادرس ایمیل برسد برایش ساخته اید و همه را میدانید.این مهم نیست.اما فکر تان باشد که به همین زودی ها از قلم خود انصاری ؟؟!!هم یک نامه دریافت خواهیم نمود.این مقدمه چینی هایتان بی نتیجه نخواهد بود. پس در همین زودی ها ،من نامه انصاری صاحب را با دقت خواهم خواند.باز این بار از شخص خود شان سوال خواهم کرد که چرا از نوشته های آقای سرپلی استفاده کرده است؟البته نامه شان را با نامه های قبلی اش هم مقایسه خواهم نمود.خاطر تان جمع باشد.خیلی مزه دار خواهد بود که آقای سرپلی !!؟؟ با آقای انصاری تبادل نامه نمایند.
حالا باز هم در مورد آقای هزار بز: آقای انصاری باز هم جای خیلی تعجب و افسوس است که شما فرق بابک و هزار بز را کرده نمیتوانید.البته در گذشته ادعای چند نام دیگر را هم داشتید که خوشبختانه تعداد آنها به دو اسم کاهش یافته است.برای آرامش خاطر تان باید عرض کنم که اینجانب هرگز به نام ملا بحرالعلوم پیام نداده ام و نظریات این نویسنده هم بخاطرم نمانده که چه گفته بود.دوم من هرگز بنام هزار بز پیام نداده ام.من این موضوع را به صداقت کامل مینویسم.تقاضای من از شما اینست که قبل از این چنین ادعا های بی اساس ،از هر حیث ،دقت عمیق مبذول دارید.تا بعدا ندامت دامنگیر تان نگردد.بیائید و حد اقل پنج دلیل تانرا با منطق قطار نموده و از من در این ارتباط جویای پاسخ گردید.تا ببینید که چقدر حدس تان درست بوده است.همچنان از میر هزار هم تقاضا دارم که اگر من به نام هزار بز پیام داده باشم آنرا در همین صفحه بنویسد و یا ادعای شما را تائید کند ، تا سبب عبرت من گردد.تا در آینده چنین اشتباهی از من سر نزند.و یا با رد آن شما را خجالت بدهد.(مطمئنآ که شما هرگز خجالت نمیکشید.) که شما قضاوت خیلی عجولانه کرده اید.دوم آنکه من ازخود آقای هزار بز هم تقاضا دارم که یک پیام هم به همین ارتباط بنگارند که هزار بزکیست ؟ آیا بابک و هزار بز یک نفر هستند؟ و یا دو نفر مختلف؟
آقای انصاری! من از این اتهام بی اساس شما نمیترسم.میدانید که چرا؟طبعآ چون هزار بز نیستم فلهذا نمیتوان شباهت کامل بین نظریات ،روحیه ،اعتقادات ،وو...من و هزار بز وجود داشته باشد.نه من از هزار بز و نه هزار بز از من پیروی میکند.آنقدر فرق بین این دو نفر وجود دارد که حتی یک خواننده معمولی هم قادر به درک آنست.دلیل آنکه شما متوجه نیستید باید خود تان اظهار نمائید.من صرف بنام بابک پیام میدهم.پیام دادن با دو نام یا بیشتر بصورتی که شما رواج داده اید ،به نظر من یک رذالت میباشد.من این رذالت را نمیکنم. اگر به یک اسم دیگری پیام دادم از میر هزار تقاضا دارم که آنرا به اطلاع عموم برسانند.مثلیکه یک مرتبه از یک مفسدی دیگری بنام طالب کاکو و شریعت یار لعین پرده برداری نموده بودند.من از این کار میر هزار از صمیم قلب تشکر مینمایم.اینرابدانید که اگر در آینده تصمیم به تغیر نام مستعارم بگیرم آنرا بصورت حتمی اعلان میدارم.شما از این بابت تردیدی بخود راه ندهید.پس نتیجه نهایی آنکه تمام دشنام های تان بنام بز،و ریخ وو... به آدرس من نمیباشد بلکه هدف تان آقای هزار بز میباشد و به من مربوط نیست.اگر حرفی در مورد نوشته های بابک دارید بفرمائید تا پاسخ عرض نمایم.
آقای انصاری ! اینرا خوب بخاطر داشته باشید که من تا بحال به شما اهانت نکرده ام.نه به اسم انصاری نه به اسم سرپلی م نه به اسم رسا وغیره.اما متاسفانه شما چندین بار است که مرتکب این کار شده اید.مگر من هرگز از جاده عفت کلام نبرامده ام.آرامش خودم را حفظ کرده و دست به پاسخ خلاف کرامت انسانی نزده ام.چونکه از یک طرف این کار خوب نیست .به آرزو اهانت به هیچکس نیستم و از جانب دیگر من شما را میشناسم و دلم نشده به خلیل الله انصاری توهین نمایم.اما این کار تا مدت زیادی نمیتواند ادامه بیابد.چونکه هرکس یک معیار معین برای حفظ خونسردی خود داراست.اگر این شیوه را ادامه دادید ،آنگاه شما از من گله نداشته باشید.همین نامه را بخاطر تان بگیرید.چون در آنصورت پاسخ باید مطابق تعرض باشد.اماخیلی آرزو دارم که مجبور به اینکار نشوم.ضمنآ به این آرزو نیزهستم که یک روزی شما متوجه فرق بابک و هزار بز شوید.آنگاه حتمآ حد اقل نزد خود تان خجالت خواهید کشید.بلی اگر وجدان پاک داشته باشید.البته اگر روزی شما درک کردید که فرق بابک و هزار بز زیاد است و شما بیجا به بابک از این بابت دشنام داده اید از اظهار ندامت تان خجالت نکشید.چونکه هر موقع انسان متوجه اشتباه خود میگردد موقع خوبی است.
یک تقاضا از میر هزار!
اقای میر هزار من از خودت صمیمانه تقاضا دارم که کسانی را که با چندین اسم مختلف مطلب مینویسند افشا کن.مخصوصآ در یک بحث مشخص و در همچو مواقع.تا سبب پند به دیگران گردد.با اینکارت از شعبده بازی های مداری های دینی کم خواهی کرد.
آقای محترم خلیل الله انصاری احترامات مرا بپذیرید.
متاسفانه در هر سه نامه تان چیزی به استثنای دروغ ،خشم،عصبانیت مفرط،دستپاچگی و سفاهت چیزی بیشتر ندیدم.چرا اینقدر وارخطا و پریشان میشوید؟چرا بر گفتار و کردار تان کنترول ندارید؟شما که خود را یک واعظ اسلامی کشور ما میدانید.چرا اینقدر ظاهر و باطن تان از هم فرق دارد؟شما ممکن است افراد دیگری را بتوانید بفریبید،اما در قسمت فریب دادن بابک کوشش نکنید.چون بابک مثل شما هوایی به کسی اتهام نمیبندد.شما در هر سه نامه تان بدون آنکه آبراببینید ،موزه را از پا کشیده اید.بین نظریات من و آقای هزار بز فرق های بسیار زیادی وجود دارد که شما نتوانسته اید آنها را ببینید.و بدون تعمق و تفکر با خواندن یک یا دو نامه عجله کرده و قضاوت نموده اید.یا بفکر کدام فریبکاری دیگری میباشید.شما باید قبل از آنکه مرا متهم به نوشتن با اسم هزار بز میکردید،با حوصله مندی نظریات ،روحیات و عادات مرا با نظریات،روان و عادات نوشتاری و فکری آقای هزار بز مقایسه کرده و دلایل تانرا با منطق و حوصله مندی مثل یک انسان عاقل بیان نموده و بعدآ تمام نکاتی که به نظر تان مشترک خورده بود، با نوشته های جدید ترامتحان کرده و بعد از ادعا و اثبات،در صورتی که صد در صد مطمئن میشدید،به همان شیوه خودتان مجازات میکردید.که طرف مقابل هم به گناه خود واقف میگردید.مثلی که شما به هویت انصاری بود خویش واقف هستید.اما شما به یکبار چنان سیل سفاهت و دشنام از زبان جاری کرده اید که حد ندارد.حالا قبل از بررسی و مطالعه مرا محاکمه و بدون سمع دفاعیه ، به باد دشنام گرفته اید برای شما چه بگویم؟
من و شما باید یکی از این دو حالت رابپذیریم.حالت اول اینکه شما درست حدس زده اید.پس در اینصورت من تمام دشنام های تان را ضرب هزار کرده وباید قبول کنم.و یا حالت دوم اینکه ،شما در قضاوت تان عجله کرده و بخطا رفته اید.پس با این نوشته شما حماقت و جهالت تانرا به رسمیت شناخته ودر این حالت دوم ، من تمام دشنام های تانرا ضرب صد هزار کرده و دوباره به آدرس خودتان میفرستم.چون اینکار حق من است.چون من بیگناه میباشم و در گام بعدی باز هم تمام این دشنام ها را ضرب میلیون کرده و به ادرس .......باید بفرستم.بلی یا نه ؟؟خوب در حال حاضراینرا میگویم که نه نه این مرحله باشد برای بعد.هنوز برای اینکار وقت داریم.
اما اگر من برعکس ،وقتی به شما میگویم که شما آقای انصاری هستید و سرپلی یکی از اسمای مستعار شماست،به این معنی است که دلایل کافی برای اثبات ادعای خود دارم.یک دلیل نه بلکه صد دلیل.شما یکی از آنها را رد نمیتوانید.چونکه این عین واقعیت میباشد.این موضوع را هردوی ما میدانیم.ببینید،من نوشته های شما را از حیث نکات خیلی متفاوت و اسناد زیادی که خودتان هم نمیدانید و نمیتوانید حدس بزنید،مورد بررسی قرار داده و قرار میدهم.چیز هایی را من مورد بررسی قرار میدهم که شما حدس هم زده نمیتوانید.از همین سبب است که در مورد هویت تان صد در صد مطمئن میباشم.با این بهانه که گویا سرپلی نظریات انصاری را استفاده کرده است خود را خلاص نمیتوانید.دلایلی هم وجود دارد که خود آقای بزرگوار و بافضیلت از نوشته های سرپلی بیچاره!!؟؟ استفاده کرده است.باز چه دلیل دارید؟یا آقای رسا اشعار و نوشته ها و نظریات انصاری را بنام خود میدهد.باز چه دلیل دارید؟این نوع استفاده ها یک طرفه نه بلکه سه جانبه میباشد.شما هم اینرا دقیقآ متوجه هستید.اینرا بدانید که زمانی شما بحیث یکنفر با چندین اسم پیام میگذارید،بدون آنکه خود تان متوجه باشید،آثار "انگشتان تانرا" در آنجا گذاشته و فراموش میکنید که آنها را پاک کنید.و این امر سبب دستگیری شما میگردد.شما نه یک اثر انگشت،بلکه به صد ها به یادگار گذاشته اید.هر قدر دیده درایی کنید به همان اندازه بی حیثیت تر شده و میشوید.ببینید من از شما چیز زیادی نخواسته ام .فقط گفته ام که با املای اصلی خودتان بنویسید،به طرف مقابل صحبت تان ولو هرکس باشد اهانت نکنید و راست بنویسید.مگر اینها حرف های نادرست اند؟ چه فکر میکنید؟خلاصه همه تقاضا هایم همین بود که احساس مسولیت کنید و بی بند و باری را کنار بگذارید و بس.
وقتی که الله تان برای شما میگوید که دروغ نگو و شما هم تظاهر فوق العاده به پابندی به گفتار الله تان دارید.چه فکر میکنید؟ آیا الله تان دروغ تانرا میداند یا نه؟حتمآ با خود میگوئید که برو باز توبه میکنم.خوب خیر است حال اگر صد بهانه هم بیاورید ،بابک در آینده کم کم اسناد ارائه میکند و شما به انکار تان تا اخیر ادامه بدهید.باز میبینم که چه خواهد شد.
حالا ادعا هم دارید که به آقای انصاری ایمیل داده اید !!!!!؟؟؟؟؟و فهمیده اید که کمپیوترش بند است .آفرین به اینقدر درک شما.شما از کجا دانستید که کمپیوترش بند است.از بند بودن کمپیوتر های دیگران هم خبر دارید یا تنها ازبندش کمپیوتر آقای انصاری مطلع هستید؟باز هم ایمیل تانرا ادامه بدهید.من از شما نمیپرسم که ایمیل انصاری را از کجا پیداکرده اید.چون شما نه تنها یک آدرس ایمیل انصاری صاحب را بلکه تمامی ایمیل هایش را که شاید در حدود صد ادرس ایمیل برسد برایش ساخته اید و همه را میدانید.این مهم نیست.اما فکر تان باشد که به همین زودی ها از قلم خود انصاری ؟؟!!هم یک نامه دریافت خواهیم نمود.این مقدمه چینی هایتان بی نتیجه نخواهد بود. پس در همین زودی ها ،من نامه انصاری صاحب را با دقت خواهم خواند.باز این بار از شخص خود شان سوال خواهم کرد که چرا از نوشته های آقای سرپلی استفاده کرده است؟البته نامه شان را با نامه های قبلی اش هم مقایسه خواهم نمود.خاطر تان جمع باشد.خیلی مزه دار خواهد بود که آقای سرپلی !!؟؟ با آقای انصاری تبادل نامه نمایند.
حالا باز هم در مورد آقای هزار بز: آقای انصاری باز هم جای خیلی تعجب و افسوس است که شما فرق بابک و هزار بز را کرده نمیتوانید.البته در گذشته ادعای چند نام دیگر را هم داشتید که خوشبختانه تعداد آنها به دو اسم کاهش یافته است.برای آرامش خاطر تان باید عرض کنم که اینجانب هرگز به نام ملا بحرالعلوم پیام نداده ام و نظریات این نویسنده هم بخاطرم نمانده که چه گفته بود.دوم من هرگز بنام هزار بز پیام نداده ام.من این موضوع را به صداقت کامل مینویسم.تقاضای من از شما اینست که قبل از این چنین ادعا های بی اساس ،از هر حیث ،دقت عمیق مبذول دارید.تا بعدا ندامت دامنگیر تان نگردد.بیائید و حد اقل پنج دلیل تانرا با منطق قطار نموده و از من در این ارتباط جویای پاسخ گردید.تا ببینید که چقدر حدس تان درست بوده است.همچنان از میر هزار هم تقاضا دارم که اگر من به نام هزار بز پیام داده باشم آنرا در همین صفحه بنویسد و یا ادعای شما را تائید کند ، تا سبب عبرت من گردد.تا در آینده چنین اشتباهی از من سر نزند.و یا با رد آن شما را خجالت بدهد.(مطمئنآ که شما هرگز خجالت نمیکشید.) که شما قضاوت خیلی عجولانه کرده اید.دوم آنکه من ازخود آقای هزار بز هم تقاضا دارم که یک پیام هم به همین ارتباط بنگارند که هزار بزکیست ؟ آیا بابک و هزار بز یک نفر هستند؟ و یا دو نفر مختلف؟
آقای انصاری! من از این اتهام بی اساس شما نمیترسم.میدانید که چرا؟طبعآ چون هزار بز نیستم فلهذا نمیتوان شباهت کامل بین نظریات ،روحیه ،اعتقادات ،وو...من و هزار بز وجود داشته باشد.نه من از هزار بز و نه هزار بز از من پیروی میکند.آنقدر فرق بین این دو نفر وجود دارد که حتی یک خواننده معمولی هم قادر به درک آنست.دلیل آنکه شما متوجه نیستید باید خود تان اظهار نمائید.من صرف بنام بابک پیام میدهم.پیام دادن با دو نام یا بیشتر بصورتی که شما رواج داده اید ،به نظر من یک رذالت میباشد.من این رذالت را نمیکنم. اگر به یک اسم دیگری پیام دادم از میر هزار تقاضا دارم که آنرا به اطلاع عموم برسانند.مثلیکه یک مرتبه از یک مفسدی دیگری بنام طالب کاکو و شریعت یار لعین پرده برداری نموده بودند.من از این کار میر هزار از صمیم قلب تشکر مینمایم.اینرابدانید که اگر در آینده تصمیم به تغیر نام مستعارم بگیرم آنرا بصورت حتمی اعلان میدارم.شما از این بابت تردیدی بخود راه ندهید.پس نتیجه نهایی آنکه تمام دشنام های تان بنام بز،و ریخ وو... به آدرس من نمیباشد بلکه هدف تان آقای هزار بز میباشد و به من مربوط نیست.اگر حرفی در مورد نوشته های بابک دارید بفرمائید تا پاسخ عرض نمایم.
آقای انصاری ! اینرا خوب بخاطر داشته باشید که من تا بحال به شما اهانت نکرده ام.نه به اسم انصاری نه به اسم سرپلی م نه به اسم رسا وغیره.اما متاسفانه شما چندین بار است که مرتکب این کار شده اید.مگر من هرگز از جاده عفت کلام نبرامده ام.آرامش خودم را حفظ کرده و دست به پاسخ خلاف کرامت انسانی نزده ام.چونکه از یک طرف این کار خوب نیست .به آرزو اهانت به هیچکس نیستم و از جانب دیگر من شما را میشناسم و دلم نشده به خلیل الله انصاری توهین نمایم.اما این کار تا مدت زیادی نمیتواند ادامه بیابد.چونکه هرکس یک معیار معین برای حفظ خونسردی خود داراست.اگر این شیوه را ادامه دادید ،آنگاه شما از من گله نداشته باشید.همین نامه را بخاطر تان بگیرید.چون در آنصورت پاسخ باید مطابق تعرض باشد.اماخیلی آرزو دارم که مجبور به اینکار نشوم.ضمنآ به این آرزو نیزهستم که یک روزی شما متوجه فرق بابک و هزار بز شوید.آنگاه حتمآ حد اقل نزد خود تان خجالت خواهید کشید.بلی اگر وجدان پاک داشته باشید.البته اگر روزی شما درک کردید که فرق بابک و هزار بز زیاد است و شما بیجا به بابک از این بابت دشنام داده اید از اظهار ندامت تان خجالت نکشید.چونکه هر موقع انسان متوجه اشتباه خود میگردد موقع خوبی است.
یک تقاضا از میر هزار!
اقای میر هزار من از خودت صمیمانه تقاضا دارم که کسانی را که با چندین اسم مختلف مطلب مینویسند افشا کن.مخصوصآ در یک بحث مشخص و در همچو مواقع.تا سبب پند به دیگران گردد.با اینکارت از شعبده بازی های مداری های دینی کم خواهی کرد.