یمدری من برایت امر روز یک گیلن تیل خاک را میدهم تا همرایش اتش بیفروزی وعبادت کنی. از طرف هنجرود
14 اكتبر 2009, 02:19, توسط Hanjarod
او بچه یمدری بخیالم که شو شوله خوردی وشکم سوخته که ایقه جرت وفرت میکنی. برو بچیم از طرف مه بریت اجازه است که اتش ره مانده حتی شوله داغ ره هم عبادت کو. هرچیز که داغ است وسوزنده است عبادت کو (حتی مرچ سرخ). کی گفتیت که نی! برو مه برایت امر میدهم که روز یک گیلن تیل خاک ره بریت احواله بتن بخاطر که تا که چوب وتیل نباشه خدای تو ظهور نمیکنه! برو جان کاکایش عبادت کو اما فکرت باشه که خوده نسوزانی ویکبار به وجد امده نزدیک اتش نشی که تنبانت نسوزه جان برادر! بخاطر که اتش سرکش است وسوزنده وویرانگر. موووووووووه (بوسه انترنتی) افرین. باز ده زمستان مره هم خبر کو که همرایت به دور اتش نشسته یگان سگرتی بزنیم
او بچه یمدری بخیالم که شو شوله خوردی وشکم سوخته که ایقه جرت وفرت میکنی. برو بچیم از طرف مه بریت اجازه است که اتش ره مانده حتی شوله داغ ره هم عبادت کو. هرچیز که داغ است وسوزنده است عبادت کو (حتی مرچ سرخ). کی گفتیت که نی! برو مه برایت امر میدهم که روز یک گیلن تیل خاک ره بریت احواله بتن بخاطر که تا که چوب وتیل نباشه خدای تو ظهور نمیکنه! برو جان کاکایش عبادت کو اما فکرت باشه که خوده نسوزانی ویکبار به وجد امده نزدیک اتش نشی که تنبانت نسوزه جان برادر! بخاطر که اتش سرکش است وسوزنده وویرانگر. موووووووووه (بوسه انترنتی) افرین. باز ده زمستان مره هم خبر کو که همرایت به دور اتش نشسته یگان سگرتی بزنیم