زحمت تانرا به دیده قدر مینگرم, اما متن نبشته تان میرساند که, یا به عجله نوشته اید, یا کاپی و نصب نموده اید, و یا هم بکار گیری بعضی واژه ها به تکرار اصل مطلب را چنان از رساندن مفهوم بیگانه ساخته که برای اکثریت کم سواد چون من بی مفهوم مینماید.
طور مثال در آغاز میخوانیم:" ازآنجاییکه افغانستان کشوریست که زیادتر برخوردهای قومی ،لسانی ومذهبی را درخود تجربه کرده است واکنون یک ازمعضلات برزگی در تشکیل دولت ملی نامتجانس بودن وغیرحقیقی بودن مؤلفه های ملی است ومشخصه های چون هویت قومی ،برتری جوی تباری ونقض حقوق شهروندی ازطرف زورمندان در فرآیند ملت شدن،تقویت سیاست ملی ،منافع ملی واصول دموکراسی در این کشورمعیار مدیریت سیاسی بوده ومیباشد،که تشکیل نظام دموکراتیک را به چالشهای بزرگ مواجه کرده است."
آنقدر گرامر بالا ! و غیر قابل هضم را بکار بسته اید که برای اشخاص عادی چون من غیر قابل فهم است , امید بر کم سوادی من نخندیده اندکی واضح تر بنویسید.
و یا هم :"...،ضعیف بودن روابط ارگانیگ ودینامیک دربین مردم وادارات - حکومتی..." و باز "...که این موضوع سیاسی – حقوقی را ازهنجارها حاکم در روابط مکانیکی وارگانیکی سیاسی وهم حقوقی باید مورد تحلیل وتحقیق قرار بگیرد.". بدون در نظر داشت کاستی های املایی و گرامری , واژه های تکراری مکانیکی و ارگانیکی را اگر برایمان تشریح نمائید تا بتوانیم به کنده مطلب تان برسیم .
گذشته از اینها سیستم پارلمانی در ممالک کارآیی دارد که حد اقل دو حزب مقتدر و متعهد با برنامه های مشخص در میدان سیاست حضور داشته باشند, و بیداری سیاسی ملت در سرحدی باشد که رای دهنده گان به پالیسی و پلان کاری رای دهند تا به اشخاص. بد بختانه افغانستان امروز فاقد احزاب سیاسی باثبات و متعهد است و اگر اساسنامه و برنامه عمل تمامی احزاب موجوده را مطالعه فرمائید, اصلا تفاوتی را مشاهده نخواهید نمود. اگر صاحبان این احزاب نیت جز رسیدن بقدرت و شهرت را نداشته باشند, چرا با خط و مشی یکسان با هم زیر چتر یک حزب جمع نمیشوند؟ از جانبی درک سیاسی مردم در آن مرحله نیست که از وابستگی های سمتی و قومی گذشته به حزبی با برنامه بهتر رای دهند.
موضوع قابل تامل دیگر , یگانه مزیت سیستم پارلمانی اینست که حکومت برای اجرای برنامه های خود قوانین و لوایح ضروری را به آسانی تصویب نمایند, و روند اجرای برنامه های پیشنهادی حکومت را سریعتر سازد, چون برخاسته از اکثریت قوه مقننه است. ولی در عین زمان بزرگترین عیب سیستم پارلمانی اینست که موثریت نظارت و کنترول از اعمال حکومت در حد اقل آنست, چون اکثریت اعضای پارلمان منحیث ناظر بر اعمال حکومت وابسته به بزرگترین گروه حاضر در پارلمان است که خود حکومت به آنها تعلق دارد, پس سپردن نظارت بدست کسانیکه مسئولیت قوه اجرائیه را نیز دارند بیشتر به طنز میماند, چون متهم را مسئول بازجویی از خودش میسازد. چیزی که کاملا به نفع حکومات غیر متعهد است.
مشکل امروزی ما مشکل سیستم نیست, برعکس سیستم امروزی ما از نقطه نظر نظارت و کنترول بر اعمال حکومت موثر ترین سیستم است, ولی این نظارت در صورتی امکان پذیر است که اعضای پارلمان نماینده گان دلسوز و متعهد باشند , نه تجارت پیشه گان امروز.
اگر خدای نخواسته سیستم پارلمانی داشته باشیم و به پارلمان همین دزدان را بفرستیم, تصور کن که همین دزدان قوه مقننه و اجرائیه را در دست خواهند داشت,(هم کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش) آنگاه چه امیدی میتوان داشت.
یگانه دوای درد مردم اینست که از خواب غفلت بیدار شده , و بجای دادن رای به خان صاحب, قوماندان صاحب, تجار صاحب و سایر صاحبان صاحب دار, رای خود را در انتخابات پارلمانی به انسان های واقعی که نیت خدمت را دارند, و جز خداوند(ج) و وجدان خود صاحبی ندارند, سپرده و غم و غصه خود را کاهش دهند.
برادر شفیق سلام
زحمت تانرا به دیده قدر مینگرم, اما متن نبشته تان میرساند که, یا به عجله نوشته اید, یا کاپی و نصب نموده اید, و یا هم بکار گیری بعضی واژه ها به تکرار اصل مطلب را چنان از رساندن مفهوم بیگانه ساخته که برای اکثریت کم سواد چون من بی مفهوم مینماید.
طور مثال در آغاز میخوانیم:" ازآنجاییکه افغانستان کشوریست که زیادتر برخوردهای قومی ،لسانی ومذهبی را درخود تجربه کرده است واکنون یک ازمعضلات برزگی در تشکیل دولت ملی نامتجانس بودن وغیرحقیقی بودن مؤلفه های ملی است ومشخصه های چون هویت قومی ،برتری جوی تباری ونقض حقوق شهروندی ازطرف زورمندان در فرآیند ملت شدن،تقویت سیاست ملی ،منافع ملی واصول دموکراسی در این کشورمعیار مدیریت سیاسی بوده ومیباشد،که تشکیل نظام دموکراتیک را به چالشهای بزرگ مواجه کرده است."
آنقدر گرامر بالا ! و غیر قابل هضم را بکار بسته اید که برای اشخاص عادی چون من غیر قابل فهم است , امید بر کم سوادی من نخندیده اندکی واضح تر بنویسید.
و یا هم :"...،ضعیف بودن روابط ارگانیگ ودینامیک دربین مردم وادارات - حکومتی..." و باز "...که این موضوع سیاسی – حقوقی را ازهنجارها حاکم در روابط مکانیکی وارگانیکی سیاسی وهم حقوقی باید مورد تحلیل وتحقیق قرار بگیرد.". بدون در نظر داشت کاستی های املایی و گرامری , واژه های تکراری مکانیکی و ارگانیکی را اگر برایمان تشریح نمائید تا بتوانیم به کنده مطلب تان برسیم .
گذشته از اینها سیستم پارلمانی در ممالک کارآیی دارد که حد اقل دو حزب مقتدر و متعهد با برنامه های مشخص در میدان سیاست حضور داشته باشند, و بیداری سیاسی ملت در سرحدی باشد که رای دهنده گان به پالیسی و پلان کاری رای دهند تا به اشخاص. بد بختانه افغانستان امروز فاقد احزاب سیاسی باثبات و متعهد است و اگر اساسنامه و برنامه عمل تمامی احزاب موجوده را مطالعه فرمائید, اصلا تفاوتی را مشاهده نخواهید نمود. اگر صاحبان این احزاب نیت جز رسیدن بقدرت و شهرت را نداشته باشند, چرا با خط و مشی یکسان با هم زیر چتر یک حزب جمع نمیشوند؟ از جانبی درک سیاسی مردم در آن مرحله نیست که از وابستگی های سمتی و قومی گذشته به حزبی با برنامه بهتر رای دهند.
موضوع قابل تامل دیگر , یگانه مزیت سیستم پارلمانی اینست که حکومت برای اجرای برنامه های خود قوانین و لوایح ضروری را به آسانی تصویب نمایند, و روند اجرای برنامه های پیشنهادی حکومت را سریعتر سازد, چون برخاسته از اکثریت قوه مقننه است. ولی در عین زمان بزرگترین عیب سیستم پارلمانی اینست که موثریت نظارت و کنترول از اعمال حکومت در حد اقل آنست, چون اکثریت اعضای پارلمان منحیث ناظر بر اعمال حکومت وابسته به بزرگترین گروه حاضر در پارلمان است که خود حکومت به آنها تعلق دارد, پس سپردن نظارت بدست کسانیکه مسئولیت قوه اجرائیه را نیز دارند بیشتر به طنز میماند, چون متهم را مسئول بازجویی از خودش میسازد. چیزی که کاملا به نفع حکومات غیر متعهد است.
مشکل امروزی ما مشکل سیستم نیست, برعکس سیستم امروزی ما از نقطه نظر نظارت و کنترول بر اعمال حکومت موثر ترین سیستم است, ولی این نظارت در صورتی امکان پذیر است که اعضای پارلمان نماینده گان دلسوز و متعهد باشند , نه تجارت پیشه گان امروز.
اگر خدای نخواسته سیستم پارلمانی داشته باشیم و به پارلمان همین دزدان را بفرستیم, تصور کن که همین دزدان قوه مقننه و اجرائیه را در دست خواهند داشت,(هم کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش) آنگاه چه امیدی میتوان داشت.
یگانه دوای درد مردم اینست که از خواب غفلت بیدار شده , و بجای دادن رای به خان صاحب, قوماندان صاحب, تجار صاحب و سایر صاحبان صاحب دار, رای خود را در انتخابات پارلمانی به انسان های واقعی که نیت خدمت را دارند, و جز خداوند(ج) و وجدان خود صاحبی ندارند, سپرده و غم و غصه خود را کاهش دهند.