مردم اصیل کابل واقعا هم با ادب اند و هم خیلی سخاوتمند ولی وقتی گرگان درنده از پاکی و سخاوت شان سئو استفاده کنند ، آنها اینرا هم میدانند که چگونه دهن های بزرگ شانرا ببندند.
ببینید شاهد کابلی چه خوب در مور شما دزدان و جنایتکاران و حامیان تا فرموده است :
قهرمانی صفت مردان بود
نه که شان یک مشت حیوان بود
تقدیم به شیر بچه های روباه صفت جنایتکار ملی افغانستان احمد شاه مسعود
این قهرمان ساختگی ، این سنگ فروش لعنتی ==
آخر سقوط میکند
این قاتل بیچارگان این مزدور بیگانگان==
این آمر غارتگران ، آخر سقوط میکند
مام وطن افسرده شد ،کابل بسوخت ویرانه شد==
این اقتدار ظالمان ، آخر سقوط میکند
عزت نماند به مرد و زن ، آواره شد خلق وطن==
این شیر بچه ای کاغذی، آخر سقوط میکند
موزیم کابل چور شد ، اهل قلم ترور شد==
این خیل غارت پیشه گان، آخر سقوط میکند
ای جابران سخت دل این کابل است شهر سخا ==
این شیرچور کاخها، آخر سقوط میکند
ای تو ز کوه پائین شده، گم شو برو از کابلم از این دیار خوشگلم==
این کرگسان کوه نشین ، آخر سقوط میکند
ای توت و تلخان خوره کان، کتاب سوزان جاهلان ==
این بت خود تراشتان، آخر سقوط میکند
فهیم و عبدالله ببین، ولی و بسم الله ببین ==
این راهیان بز بچه، آخرسقوط میکند
ای پنجشیری کوهستانی، بدهیکلان سرچپات==
دور سیاه شوم تان ، آخر سقوط میکند
این شیوه ای سخن زدن ، نه دری است نه پارسی ==
این لهجه کوهستانی ، آخر سقوط میکند
ای کابلی زبان توست ، دری دل نشین توست==
این لهجه زشت شمال ، آخر سقوط میکند
"حق آید و باطل رود ، پای شما در گل رود==
اندیشه شیطانکی آخر سقوط میکند"
ختم شود این دور شوم دور سقاوی دوهم==
غلام بچه به هر لباس، آخر سقوط میکند
شاهد کابلی
توضیح: منظور از شمال دزدان و کیسه بران شمالی است که در کابل عزیز من از دیر بار به همین نام مشهور اند. در زمان ظاهر شاهی اگر کسی به بس های ملی سفر میکرد و لهجه کوهستانی مردم شمالی را میشنید به دوست یا مسافر دیگر هشدار میداد که دزدان شمالی سوار بس اند.
مردم اصیل کابل واقعا هم با ادب اند و هم خیلی سخاوتمند ولی وقتی گرگان درنده از پاکی و سخاوت شان سئو استفاده کنند ، آنها اینرا هم میدانند که چگونه دهن های بزرگ شانرا ببندند.
ببینید شاهد کابلی چه خوب در مور شما دزدان و جنایتکاران و حامیان تا فرموده است :
قهرمانی صفت مردان بود
نه که شان یک مشت حیوان بود
تقدیم به شیر بچه های روباه صفت جنایتکار ملی افغانستان احمد شاه مسعود
این قهرمان ساختگی ، این سنگ فروش لعنتی ==
آخر سقوط میکند
این قاتل بیچارگان این مزدور بیگانگان==
این آمر غارتگران ، آخر سقوط میکند
مام وطن افسرده شد ،کابل بسوخت ویرانه شد==
این اقتدار ظالمان ، آخر سقوط میکند
عزت نماند به مرد و زن ، آواره شد خلق وطن==
این شیر بچه ای کاغذی، آخر سقوط میکند
موزیم کابل چور شد ، اهل قلم ترور شد==
این خیل غارت پیشه گان، آخر سقوط میکند
ای جابران سخت دل این کابل است شهر سخا ==
این شیرچور کاخها، آخر سقوط میکند
ای تو ز کوه پائین شده، گم شو برو از کابلم از این دیار خوشگلم==
این کرگسان کوه نشین ، آخر سقوط میکند
ای توت و تلخان خوره کان، کتاب سوزان جاهلان ==
این بت خود تراشتان، آخر سقوط میکند
فهیم و عبدالله ببین، ولی و بسم الله ببین ==
این راهیان بز بچه، آخرسقوط میکند
ای پنجشیری کوهستانی، بدهیکلان سرچپات==
دور سیاه شوم تان ، آخر سقوط میکند
این شیوه ای سخن زدن ، نه دری است نه پارسی ==
این لهجه کوهستانی ، آخر سقوط میکند
ای کابلی زبان توست ، دری دل نشین توست==
این لهجه زشت شمال ، آخر سقوط میکند
"حق آید و باطل رود ، پای شما در گل رود==
اندیشه شیطانکی آخر سقوط میکند"
ختم شود این دور شوم دور سقاوی دوهم==
غلام بچه به هر لباس، آخر سقوط میکند
شاهد کابلی
توضیح: منظور از شمال دزدان و کیسه بران شمالی است که در کابل عزیز من از دیر بار به همین نام مشهور اند. در زمان ظاهر شاهی اگر کسی به بس های ملی سفر میکرد و لهجه کوهستانی مردم شمالی را میشنید به دوست یا مسافر دیگر هشدار میداد که دزدان شمالی سوار بس اند.